بدان که تو و نمام اهل آسمانها و زمین نزد من از آن...

شنبه ۲۳ دی ۱۳۹۱ - ۰۰:۰۰
احضار هرثمه از سوی مامون

احضار هرثمه بن اعین از سوی مامون


ای هرثمه! بدان که تو و تمام اهل آسمانها و زمین نزد من از آن حضرت عزیزتر نیستند؛ لذا اگر یک کلمه از این سخنان را که از حضرت شنیدی برای کسی باز گو کردی تو را میکشم.


وقتی مأمون و اطرافیان بعد از دفن حضرت رضا علیه السلام به خانه برگشتند، مأمون هرثمه را در خلوت احضار نمود و به او گفت:

ای هرثمه تو را به خداوند قسم میدهم هر چه که از علی بن موسی الرّضا علیه السلام قبل از رحلتش شنیدی برای من بیان کن.

هرثمه گفت: من هر چه از حضرت شنیدم در مراسم تجهیز و تدفین برای تو نقل کردم.

مأمون گفت: تو را به خدا قسم میدهم که غیر از آن مطالب اگر چیزی شنیدی برای من بازگو کن، لذا هرثمه، قضیه انار و انگور را که حضرت قبل از وقوع به او خبر داده بودند، برای مأمون بیان کرد.

وقتی مأمون این مطلب را شنید رنگ از رخسارش پرید و همواره چهره او دگرگون شد و ناگهان بر زمین افتاد و بیهوش شد و در حال بی هوشی میگفت:

احضار هرثمه از سوی مامون

وای بر مأمون از جانب خدا، وای بر مأمون از جانب رسول خدا صلّی الله علیه و آله، وای بر مأمون از جانب علی مرتضی، وای بر مأمون از جانب فاطمه زهرا، وای بر مأمون از جانب حسن مجتبی، وای بر مأمون از جانب حسین بن علی، وای بر مأمون از جانب علی بن الحسین، وای بر مأمون از جانب محمّدبن علی الباقر، وای بر مأمون از جانب جعفر بن محمّد الصادق، وای بر مأمون از جانب موسی بن جعفر الکاظم، وای بر مأمون از جانب علی بن موسی الرّضا. به خدا قسم همین است خسارت و زیان آشکار و مرتب این کلام را در حال گریه و فریاد تکرار میکرد.

وقتی هرثمه این حالات را از او مشاهده کرد، وحشت زده شد و به گوشه ای از حجره پناه برد، بعد از این که وضعیت مأمون به حال اولیّه برگشت، نشست و مرا صدا زد و در حالی که هنوز مانند افراد مست بود، گفت:

ای هرثمه! بدان که تو و تمام اهل آسمانها و زمین نزد من از آن حضرت عزیزتر نیستند؛ لذا اگر یک کلمه از این سخنان را که از حضرت شنیدی برای کسی باز گو کردی تو را میکشم.

هرثمه گفت: اگر کلامی دراین باره با کسی گفتم، خون من برشما حلال باشد؛ سپس مأمون از هرثمه تعهّد و پیمان های مختلفی گرفت و قسم داد که این اسرار را بر کسی کشف نکند.

وقتی که هرثمه خواست محضر مأمون را ترك کند و برگردد، مأمون دو دست خود را برهم زد و گفت:

یَسْتَخْفُونَ مِنَ النّاسِ وَ لا یَسْتَخْفُونَ مِنَ الِله وَهُوَ مَعَهُم اِذْ یُبَیّتُون ما لایَرضی مِنَ القولِ وَکانَ الُله بِما یَعْمَلُونَ مُحیطاً

یعنی : (اعمال زشت خود را) از مردم پنهان میکنند ولی از خداوند پنهان نمیکنند و حال آن که خداوند با آنهاست زمانی که در شب نشینی کلامی میگویند که او نمی پسندد و خداوند متعال به آنچه که عمل میکنند، احاطه کامل دارد.


منبع: دانستنیهای رضوی

بخش حریم رضوی

برچسب‌ها

  • [placeholder]
  • [placeholder]

پربازدیدها

پربحث‌ها