هامان یکی از شخصیت‌های مهم در دربار فرعون و از مشاوران برجسته او بوده که نامش ۶ بار در قرآن کریم آمده است. وی در دستگاه حکومت فرعون بسیار نفوذ داشت.

مهری هدهدی
چهارشنبه ۶ فروردین ۱۴۰۴ - ۱۳:۱۷
هامان؛ وزیر اعظم فرعون را بشناسید

هامان، نام وزیر فرعون بوده است.(قاموس قرآن، ج۷، ص۱۶۵/مجمع البحرین،ج۶، ص۳۲۹) آنگونه که از قرآن استفاده می‌شود، وی وزیر معروف فرعون بود و تا حدی در دستگاه حکومت فرعون نفوذ داشت که در قرآن کریم از لشکریان مصر، به لشکریان فرعون و هامان یاد شده است.(قصص،۶)

هامان یکی از شخصیت‌های مهم در دربار فرعون و از مشاوران برجسته او بوده که نامش شش بار در قرآن کریم آمده است. وی در دستگاه حکومت فرعون بسیار نفوذ داشت. قرآن او را در کنار فرعون و قارون ذکر می‌کند و از او به‌عنوان فردی سرکش، ظالم و گمراه‌کننده یاد می‌کند. در آیه ۶ سوره قصص می‌فرماید:  

می‌خواستیم بر کسانی که در زمین ناتوان شمرده شده بودند، منّت نهیم و آنان را پیشوایان و وارثان (زمین) گردانیم و به آنان در زمین قدرت بخشیم، و به فرعون و هامان و لشکریانشان همان چیزی را نشان دهیم که از آن بیم داشتند.  این آیه نشان می‌دهد که هامان هم‌پایه فرعون و در ظلم و ستم شریک او بود. قرآن تصریح می‌کند که نابودی فرعون و هامان، جزئی از اراده الهی بود.

در آیه ۳۸ سوره قصص می‌فرماید: فرعون گفت: ای هامان، برای من برجی بلند بساز، شاید به راه‌های آسمان دست یابم، تا بتوانم به خدای موسی بنگرم و همانا او را دروغگو می‌پندارم! این‌گونه عمل زشت فرعون در نظرش زیبا جلوه داده شد و او از راه حق بازداشته شد و نیرنگش جز تباهی نتیجه‌ای نداشت."

گویا هامان وزیر سازندگی و معماری فرعون بوده که مأموریت یافت برج بلندی بسازد تا فرعون به گمان خود به آسمان‌ها برسد و خدای موسی را ببیند. این نشان‌دهنده گمراهی شدید او و فرعون است.

هامان به امر فرعون پنجاه هزار بنّا جمع کرد، به غیر از آنها که آجر می‌پختند و چوب می‌تراشیدند و درها و میخها می‌ساختند، و هزاران نفر کارگر برای فراهم آوردن وسایل کار مأمور کرد، درهای خزانه را گشود و اموال زیادی در این راه مصرف کرد و کارگران زیادی به کار گمارد؛ به طوری که در همه جا سرو صدای این برج عظیم پیچیددر آیات ۳۶ و ۳۷ سوره غافر نیز به نقش هامان در اجرای اوامر فرعون اشاره شده و بیان می‌کند که هامان ابزاری برای تحکیم ظلم فرعونیان بود.

نقش هامان در دربار فرعون از نگاه روایات

امام کاظم علیه‌السلام فرمودند: وقتی موسی(ع) نزد فرعون رفت، از خدا خواست او را از شر فرعون و هامان حفظ کند. پس خداوند قلب‌هامان را آکنده از ترس کرد و قدرت تصمیم‌گیری را از او گرفت. (قصص الأنبیاء، ص۳۶۳)

همچنین امام صادق علیه‌السلام می‌فرماید: هامان شیطان فرعون بود و او را به طغیانگری تشویق می‌کرد. (تفسیر قمی، ج۲، ص ۳۴۸)

علامه طباطبایی در تفسیر المیزان می‌نویسد: هامان در نظام حکومت فرعون یکی از مؤثرترین شخصیت‌ها بود که نقش او، تقویت ظلم و فریب‌کاری در میان مردم بود.(المیزان، ج۱۶، ص۱۷۰)

فرعون در همه مسائل حکومت از هامان مشاوره می‌گفت. در سوره قصص آیات ۳۸ الی ۴۲ داستان فرعون و هامان را بیان می‌فرماید:

پس از آن حضرت موسی(ع) ادعای خدایی فرعون را باطل دانست، و خدای یکتا را معرفی نمود. فرعون موسی را به ساحر بودن متهم نمود. بنابراین ساحران خبره و معروف دیار خود را جمع کرد تا موسی(ع) را شکست دهند و مشخص شود که او سحر می‌کند.

در زمان رسالت حضرت موسی(ع)، سحر و جادو در مصر رواج بسیاری داشت و ساحران، با فنون جادویی خود، مردم را مسحور می‌کردند.

اما خداوند همان هنری را که مصریان در آن مهارت داشتند، به معجزه‌ای الهی تبدیل کرد و آن را در اختیار موسی(ع) قرار داد. با این کار، تمام ساحران با وجود تمام تلاششان، در برابر قدرت الهی عاجز شدند و فرعون و یارانش شکست خوردند.

شکست فرعون در برابر معجزات موسی(ع)

حضرت موسی(ع) عصایی را که حامل قدرت الهی بود، به زمین انداخت و ناگهان به ماری عظیم و آشکار تبدیل شد. فرعون با دیدن این صحنه حیرت‌زده شد، اما غرور و تکبرش مانع پذیرش حقیقت شد و با تردید پرسید: آیا معجزه‌ای دیگر هم داری؟

او تصور می‌کرد که عصا آخرین معجزه موسی است و در برابر ساحران شکست خواهد خورد. اما موسی دست خود را در گریبان برد و بیرون آورد؛ ناگهان نوری درخشان ظاهر شد که چشم‌ها را خیره کرد و به حدی اوج گرفت که گویی نور خورشید را تحت‌الشعاع قرار داده است.

با این معجزات، قوم فرعون در برابر موسی مقهور شدند. فرعون که تا آن لحظه خود را خدای یگانه می‌دانست، در برابر قدرت الهی احساس ضعف و حقارت کرد. سرانجام، برای حفظ سلطه‌اش، به مشورت با اطرافیانش روی آورد و از آن‌ها کمک خواست.

فرعون به درباریان گفت: این دو نفر (موسی و هارون) جادوگرند و می‌خواهند شما را با سحر از سرزمینتان بیرون برانند و خود حاکم این سرزمین شوند. درباریان و یاوران فرعون گفتند: این دو برادر را نزد خود نگهدار و مأمورین خود را به شهرها اعزام کن تا تمام ساحران خبره را بیاورند.

موسی عصایش را انداخت و ناگهان آن به اژدهایی تبدیل شد که همه مارها و ابزار سحر ساحران را بلعید. ساحران پس از دیدن این معجزه، به حقیقت پی بردند و در برابر خداوند سجده کرده و توبه نمودند

بسیج ساحران و ترس فرعون از شکست

فرعون برای مقابله با حضرت موسی(ع)، دستور بسیج ساحران از سراسر مصر را صادر کرد. اما ترس از شکست و زوال قدرتش، ذهنش را آشفته کرده بود. با خشم و غرور به موسی گفت: آیا آمده‌ای که با سحرت ما را از سرزمینمان بیرون کنی؟

سپس، به پیشنهاد موسی، روزی معین برای نبرد تعیین شد؛ روز عید، هنگامی که مردم در اوج اجتماع بودند، تا حق مانند خورشیدی تابناک آشکار شود.

فرعون، با امید چیره شدن بر قدرت الهی، تمام ساحران را گرد آورد و در روز مقرر به میدان آمد. اما نمی‌دانست که ستمگران هرچقدر هم نیرومند باشند، قادر به خاموش کردن نور حق نیستند؛ چراکه گرد و غبار هرگز خورشید را نمی‌پوشاند.

هشدار موسی(ع) به ساحران

در روز موعود، حضرت موسی(ع) به میدان نگریست و انبوه ساحران را مشاهده کرد. سپس با لحنی هشداردهنده به آنان گفت:

"وای بر شما اگر به خدا دروغ ببندید و معجزات او را جادو بنامید! حق را برای فرعون روشن سازید و تفاوت میان معجزه الهی و سحر خود را آشکار کنید."

او آنان را از حیله‌گری و فریب مردم برحذر داشت و هشدار داد: اگر حقیقت را باطل جلوه دهید یا باطل را در لباس حق نشان دهید، دچار زیانی آشکار خواهید شد.

در زمان رسالت حضرت موسی(ع)، سحر و جادو در مصر رواج بسیاری داشت و ساحران، با فنون جادویی خود، مردم را مسحور می‌کردند

رویارویی موسی(ع) با ساحران

به فرمان فرعون، ساحران گرد هم آمدند و برای رویارویی با موسی مشورت کردند. سپس هر یک ریسمان و عصایی آماده ساختند و همچون سپاهی متحد، با هیبتی ترسناک به سوی موسی حرکت کردند. آن‌ها آستین‌ها را بالا زدند تا در نظر مردم، پرصلابت و نیرومند جلوه کنند و ترس را در دل موسی و هارون بیفکنند.

فرعون نیز تمام مردم شهر را به میدان فراخواند تا این نمایش قدرت و نبرد تاریخی را در روز عید و در اوج روشنی روز مشاهده کنند.

جادوگران با اطمینان به میدان مسابقه آمدند و به موسی گفتند: شما شروع می‌کنید، یا ما ابزار خود را به کار بگیریم؟

موسی(ع) اهمیتی به سحر آنان نمی داد به آنان اجازه داد که ریسمانها و عصاهای خود را بکار گیرند و نهایت کوشش خویش را بنمایند، سپس خدا نیروی خود را ظاهر و با حق، باطلشان را محو می سازد.

موسی(ع) هنگام مقابله با ساحران مصری، در ابتدا از توهم مارهای دروغی آنها ترسید. اما خداوند به او دستور داد که عصای خود را بیندازد و به او اطمینان داد که او پیروز است. موسی عصایش را انداخت و ناگهان آن به اژدهایی تبدیل شد که همه مارها و ابزار سحر ساحران را بلعید. ساحران پس از دیدن این معجزه، به حقیقت پی بردند و در برابر خداوند سجده کرده و توبه نمودند.

عناد فرعون

فرعون از پیروزی معجزه موسی و تسلیم ساحران به وحشت افتاد و در این شرایط حساس خود را بر سر یک دوراهی دید، یکی راه حق و گذشت از سلطنت و راه دوم راه باطل و ادامه ظلم و ستم و حفظ سلطنت. اما در این دوراهی، راه باطل یعنی حفظ سلطنت و عناد و مبارزه با موسی را برگزید و تصمیم به مبارزه جدی با موسی گرفت تا بلکه بتواند تاج و تخت و مال و منال خود را حفظ کند. مگر ممکن است چنین جباری معاند از عزت و شوکت و ثروت عریض خود چشم پوشی کند؟! او اسیر هوای نفس خویش است و ناگزیر باید از خود و از مقام و منزلتش دفاع کند و به هر قیمتی مخالفین خود را مغلوب سازد.

دستور ساخت برجی بلند

در تفسیر اثنی عشری و المیزان ذیل آیه ۳۸ قصص آمده که فرعون امر نمود به بنای‌ قصر بلند تا بر آن صعود نماید و بر حال خدای موسی مطلع شود. یعنی من به خدای دیگر که غیر از من باشد، علم ندارم. موسی می‌گوید خدای دیگر هست که آفریدگار آسمان است.
فَأَوْقِدْ لِی یا هامانُ عَلَی الطِّینِ‌؛ پس برافروز آتشی برای من ای هامان بر گل تا پخته شود و در بنا آن را استحکامی باشد. چنین نقل نموده‌اند اول کسی که به خشت پختن امر نمود فرعون بود. لذا در موضع (اطبخ لی الآجر) وزیر خود را امر کرد به روشن کردن بر گل که متضمن تعلیم صنعت است به آن چیزی که در آنست از تعظیم و تجبّر که آن ندا کردن او بود او را به اسم به کلمه‌ای یا در وسط کلام.

بعد گفت: فَاجْعَلْ لِی صَرْحاً: برای من قصری بلند بنا کن که آن را نردبانی باشد تا بر سطح آن روم. شاید مطلع شوم از خدای موسی و مشخص کنم که موسی در ادعای خدای دیگر غیر از من صادق است یا کاذب. زیرا من گمان می‌برم موسی از دروغگویان است.



کیفیت بنای قصر

قطب راوندی روایت نموده وقتی فرعون و قوم او در مقام کید با موسی برآمدند، اول کیدی که کرد آن بود که امر نمود قصر رفیعی بنا کنند تا به مردم بگوید که من می‌خواهم به آسمان بالا روم و با خدای آسمان جنگ کنم.

نقل نموده‌اند اول کسی که به خشت پختن امر نمود فرعون بود. لذا در موضع (اطبخ لی الآجر) وزیر خود را امر کرد به روشن کردن بر گل که متضمن تعلیم صنعت است

هامان به امر فرعون پنجاه هزار بنّا جمع کرد، به غیر از آنها که آجر می‌پختند و چوب می‌تراشیدند و درها و میخها می‌ساختند، و هزاران نفر کارگر برای فراهم آوردن وسایل کار مأمور کرد، درهای خزانه را گشود و اموال زیادی در این راه مصرف کرد و کارگران زیادی به کار گمارد؛ به طوری که در همه جا سرو صدای این برج عظیم پیچید تا آنکه بنائی ساخت که از ابتدای دنیا تا آن زمان، بنائی به آن بلندی ساخته نشده بود و پی آن بنا را بر کوهی گذاشته بود. پس خداوند کوه را به زلزله آورد که آن عمارت را بر سر بنایان و کارکنان و سایر حاضران منهدم نمود و همه هلاک شدند؛ و فرعون با این حال متنبه نشد و غرور و تکبر او و فرعونیان زیادتر شد.(تفسیر نمونه، ج۱۶، ص۸۷)

هامان؛ تجسم استکبار و عاقبت او

هامان به‌عنوان نماد ظلم و استکبار، همانند فرعون به سرنوشت شومی دچار شد. او وزیری جاه‌طلب، فریب‌کار و ابزار دست فرعون برای تثبیت قدرتش بود. وی نقش کلیدی در تشویق فرعون به سرکشی و مقابله با حضرت موسی(ع) داشت. او همراه با فرعون در دریا غرق شد:

وَ قَارُونَ وَ فِرْعَوْنَ وَ هَامَانَ وَ لَقَدْ جَاءَهُم مُّوسَی بِالْبَیِّنَاتِ فَاسْتَکْبَرُوا فِی الْأَرْضِ وَ مَا کَانُوا سَابِقِینَ (عنکبوت، ۳۹)؛ و قارون و فرعون و هامان را (نیز هلاک کردیم)؛ همانا موسی با معجزات روشن به سراغ آنان آمد، اما آنان در زمین تکبر ورزیدند و از عذاب الهی گریزی نداشتند.

روایات اهل‌بیت علیهم‌السلام نیز او شخصیتی مکار و شیطانی بود که سرانجام او نیز همچون فرعون با ذلت و خواری نابود شد و قرآن او را یکی از مصادیق عبرت تاریخ بشریت معرفی می‌کند.

برچسب‌ها

پیام شما به ما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha
  • [placeholder]

پربازدیدها

پربحث‌ها