بسیار والدینی وجود دارند که برای پرورش فرزندان خود زمان و تلاش درخور توجهی را صرف کردهاند و میل به شکوفایی و موفقیت آنها را تقویت کردهاند. اما مشاهده چالشهای فرزندان بزرگسال خود اغلب باعث نگرانی این والدین برای رفاه و شادی فرزندشان میشود. اغلب اوقات، والدینی که این نگرانیها را به دوش میکشند، وقتی صحبت از شروع و حفظ مکالمات آرام و سازنده میشود که میتواند به درک چالشهای آنان منجر شود، کنار میکشند؛ به این دلیل که والدین هنگام تلاش برای برقراری ارتباط با فرزندان بالغ خود تصور میکنند که احساسات آنها در بهترین حالت است. حالا بیایید نگاهی به داستان چند نمونه از فرزندان بزرگسال بیندازیم که در چالش هستند. کتاب «10 روز برای یک کودک کمتر سرکش»، گزارشهای دقیقتری از برخی درگیریهای رایج بین والدین و فرزندان بزرگسالشان ارائه میدهد.
سارا، رؤیاپردازی جاهطلب
سارا یک فرزند بالغ پرچالش و یک رؤیاپرداز پرشور است که برای دنبالکردن جاهطلبیهای غیرمتعارف خود سفری را آغاز کرده است. برخلاف پیگیری بیوقفه او برای تلاشهای هنری، بیثباتی مالی بر آرزوهای او سایه انداخته است. سارا با مشاغل پارهوقت و کارهای خلاقانه، با چالش اثبات خود در دنیایی دستوپنجه نرم میکند که اغلب به ثبات، بیش از بیان هنری اهمیت میدهد.
الکس، دانشجوی همیشگی
با الکس، یک دانشآموز همیشگی در مدرسه زندگی آشنا شوید. باوجود کسب چندین مدرک تحصیلی، این کودک بالغ در حال مبارزه، خود را در چرخه دائمی دانشگاه گرفتار میبیند و ورود به نیروی کار را به تعویق میاندازد. فشار برای برتری و عدم قطعیت درباره مسیرهای شغلی، الکس را در وضعیت پیگیری مداوم تحصیلی قرار داده است. او نگرانیهایی در میان خانواده و دوستان در این باره دارد که چه زمانی دانش نظری به موفقیت عملی تبدیل میشود.
رایان و جستوجوی هدف
رایان، یک کودک بالغ در حال تقلا، مظهر کهنالگوی سرگردانی است که در جستوجوی هدف است. رایان با یک سری مشاغل کوتاهمدت و تغییرات مکرر در محل سکونت، با یک جستوجوی درونی برای معنا و تحقق دستوپنجه نرم میکند. مبارزه در ایجاد تعادل بین میل برای یک زندگی باثبات و ترس از رضایتدادن به چیزی که با احساسات و ارزشهای واقعی آنها همخوانی ندارد. این سفر پرفراز و نشیب است که با جستوجوی روح و جستوجو برای مکانی برای آنکه بتواند آن را خانه بنامد، مشخص شده است.
به یاد داشته باشید ارتباط مؤثر شامل گوشدادن فعال، همدلی و تمایل به همکاری برای یافتن راهحل است. ایجاد محیطی حمایتکننده و بدون قضاوت که فرزند بالغ شما را تشویق کند تا افکار و احساسات خود را به اشتراک بگذارد، بسیار مهم است
کوین، گرفتار در چنگال اعتیاد
کوین یک جوان 28ساله است که با اعتیاد دستو پنجه نرم میکند. کوین در دبیرستان آرامش را در مواد یافت. با اینکه برای یک زندگی پایدار تلاشهای فراوان کرد، از چنگال اعتیاد در امان نبود. در کالج، اعتیاد کوین تا حد وابستگی افزایش یافت و در ادامه شغلش را نیز از دست داد. چرخه سوءمصرف مواد ادامه پیدا کرد و حالا خانواده کوین بین عشقی که به فرزندشان داشتند و اینکه چه کاری برایش انجام دهند، گیر کرده بودند. در این بین او فرصتهای شغلی او هم از بین رفتند. سلامتی کوین رو به وخامت گذاشت. با این حال ترس از کنارهگیری بر میل به بهبودی غلبه کرد. دوستانش از او فاصله گرفتند و کوین را منزوی کردند. حالا فرار اولیه از درد به زندانی خودخواسته تبدیل شده بود. کوین مشتاق تغییر بود؛ اما سفر به هوشیاری دلهرهآور بود. تلاشهای توانبخشی با عود مجدد مواجه شد و امید را از بین برد. مبارزه ادامه یافت: میل به عادیبودن با کشش شدید اعتیاد در تضاد بود. درحالیکه هریک از کودکان بالغ که داستانشان آمد، چالشهای متفاوتی دارند، موضوع رایج این است که والدین آنها هنگام تلاش برای برقراری ارتباط معنادار برای ایجاد مکالمات سازنده، خود را گیج و گیر میبینند. در اینجا چند راه برای استفاده از همدلی برای راهنمایی شما و فرزند بزرگسالتان آورده شده است.
سه راه برای برقراری ارتباط همدلانه و مشارکتی
1. بررسی موضوع اولین مرحله گفتوگوهای سالم، داشتن نگرش عاری از قضاوت و کنجکاوی است. جانا، مادر کوین در مثال بالا، نگرانی زیادی درباره میزان چالشهای او داشت. بنابراین، او متوجه میشود که صرفاً وانمود میکرد چالش مصرف مواد کوین وجود ندارد. همین باعث شد کوین از هرگونه بحث درباره آن اجتناب کند. راه بهتر: مادر کوین با کمک مشاور نقش بازی کرد که چگونه با کوین گفتوگوی باز و بدون قضاوت را آغاز کند. او نگرانیهای خود را بیان کرد و در عین حال به کوین اطلاع داد که برای حمایت عاطفی از او، حضور دارد. مادر کوین فهمید که با تمرکز بر گوشدادن فعال و اعتباربخشیدن به احساسات کوین، میتوان اضطراب را کاهش داد. 2. حل مسئله مشاركتي هنک پدر رایان است که در مثال بالا توضیح داده شد. درحالیکه هنک به معنای خوب است، هنگامی که با رایان در گفتوگوی چالشی درگیر میشود، بدون ارائه راهحلهای سازنده، رایان را سرزنش کرده و از انتخابهایش انتقاد میکند. راه بهتر: هنک در حال یادگیری تمرین همدلی و درک است. او هنوز راه درازی در پیش دارد؛ اما روحیه مراقبت از او وجود دارد. هنک بهجای سرزنشکردن رایان بهخاطر انتخابهایش، یاد میگیرد که بهآرامی پیشنهاد همکاری برای یافتن راهحلها را بدهد، درحالیکه از زبان اتهامبرانگیز اجتناب میکند. 3. پشتیبانی بدون فعالکردن سارا در اولین مثال، والدینی به نام آل و تریسی دارد که درباره سارا افراطگرا بودهاند. متأسفانه، این امر باعث شد تا سارا از عواقب اعمالش مصون بماند. آل و تریسی وقتی متوجه شدند که حمایت مالی بیش از حد آنها، باعث میشود سارا از تلاش برای استقلال مسئولانه نامید شود، از من درخواست کمک کردند. راه بهتر: مسئولیت شخصی را تشویق کنید. آل و تریسی یاد گرفتند بهگونهای از سارا حمایت کنند که خودکفایی سارا را ارتقا دهد. آنها با حوصله یاد گرفتند تا به سارا کمک کنند تا راهحلها را کشف کند و در جهت مدیریت خواستههای زندگی خود قدم بردارد. آنها راه درازی را برای یادگیری کمک به سارا برای ایجاد مرزهایی که رشد و استقلال او را تقویت میکند، طی کردهاند. افکار نهایی به یاد داشته باشید ارتباط مؤثر شامل گوشدادن فعال، همدلی و تمایل به همکاری برای یافتن راهحل است. ایجاد محیطی حمایتکننده و بدون قضاوت که فرزند بالغ شما را تشویق کند تا افکار و احساسات خود را به اشتراک بگذارد، بسیار مهم است. منبع: psychologytoday.com
-
[placeholder]