خدایی که هیچوقت اشتباهاتت را به رُخت نمیکشد. «مُقِیل» همان رفیقی است که وقتی پایت میلغزد، دستت را میگیرد و چنان غبارِ خطا را از لباست میتکاند که انگار هیچوقت راه را کج نرفته بودی. او تمامِ تاوانها را خط میزند تا دوباره با دلی سبک، به آغوشش برگردی.
از نامهای پروردگار، شکستهبند، جبرانکننده، مرهم دردهای دل؛ خدایی که بندزنِ ماهرِ دلهای شکسته است. «جابِر» همان طبیبی است که شکستگیهایت را چنان با مهر میبندد که از روز اول هم محکمتر میشود و چنان زخمها و دردهایت را «جبران» میکند که یادت میرود روزی دلی از تو شکسته بود.
خدایی که نمیگذارد زیر بار زندگی خم شوی. «مُهَوِّن» همان پناهی است که زهرِ سختیها را میگیرد تا از پا درنیایی. کسی که گرههای کور را چنان برایت ساده و روان میکند، که یادت میرود روزی نگرانشان بودی
خدایی که هیچوقت از تو غافل نمیشود. «حَفِی» آن رفیقی است که با تمام بزرگیاش، چنان با صمیمیت و اشتیاق احوالت را میپرسد که انگار تنها بنده او هستی. کسی که از مهربانیِ زیاد، حتی وقتی از او دوری، باز هم پیگیرِ تو و آرزوهای توست.
خدایی که حسابِ همهچیز دست اوست و هیچ خوبی و بدی پیشش گم نمیشود. داوری که پاداش و تنبیهش از روی خشم نیست، بلکه عینِ عدالت است. دیّان یعنی پناهِ امنِ کسی که حقش ضایع شده؛ خدایی که خیالت راحت است ترازوی حسابش خطا نمیکند.
حنان یعنی خدایی که از بندهاش دل نمیکَنَد؛ آنقدر دلسوز است که اجازه نمیدهد ترس از گناه، راهِ برگشت را ببندد. او هرگز بنده را رها نمیکند و با وجودِ بینیازی، باز هم حواسش به بندهاش هست.
در روز ۲۲ بهمن امسال، اقدامی نمادین، راهپیمایی خیابانهای تهران و چند شهر دیگر را به صحنه نمایشی جهانی بدل کرد. مجسمهای عظیمالجثه با سر گاو و بدنی مزین به ستاره داوود، در میان غریو جمعیت، در شعلههای آتش ذوب شد. این تندیس نمادی بود از «مولوخ» یا «بعل»، خدای خونخوار باستان؛ و آتش زدنش پیامی بود که مرزهای جغرافیایی ایران را درنوردید و بازتابی جهانی یافت.
آیا تا به حال به این فکر کردهاید که وقتی کودکتان دستان کوچکش را به آسمان بلند میکند و با زبانی ساده با خدا سخن میگوید، در مغز و روان او چه اتفاقی میافتد؟ آیا دعا کردن تنها یک آیین مذهبی است یا کارکردی عمیقتر در شکلگیری شخصیت آیندهسازان ما دارد؟
پاداشهای شگفتانگیز هر روزِ روزهداری در ماه شعبان از زبان رسول خدا صلی الله علیه وآله
در ویترین فروشگاههای آنلاین و غرفههایی که خود را عرضهکننده محصولات «هنری» و «خاص» معرفی میکنند، پدیده جدیدی در حال خودنمایی است: عروسکهایی با ظاهری عجیب، دوختهشده از پارچههایی نخنما، با چشمانی دکمهای و لبخندی که بیش از آنکه دوستانه باشد، وهمآور است.



