تعداد مطالب : 1568
تعداد نظرات : 388
زمان آخرین مطلب : 2123روز قبل

درد گوش می‌تواند از عوامل متعددی ناشی شود و گاهی اوقات نیز با علائم گوناگونی همراه است.

760.jpg

به گزارش سرویس «سلامت» خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)،‌ درد گوش را نباید ساده گرفت. فرقی نمی‌کند که علت گوش‌درد در گوش خارجی باشد یا در گوش میانی زیرا به هر صورت تورم گوش می‌تواند پیامدهای خطرناکی به دنبال داشته باشد.

 

کتابخانه ملی پزشکی آمریکا در فهرستی برخی از دلایل احتمالی گوش‌درد را عنوان کرده که عبارتند از:

 

- التهاب در مفصل فک

 

- عفونتِ گوش میانی یا خارجی

 

- تغییرات در فشار داخل گوش که به این عضو آسیب می‌رساند

 

- وارد شدن شیئی بیرونی به درون گوش

 

- پارگی پرده گوش

 

- عفونت سینوس‌ها، دندان‌ها یا گلودرد

 

- سندرم مفصل گیجگاه

 

به گزارش ایسنا به نقل از هلث دی نیوز، همچنین علائمی چون تب بالا، اختلال در شنوایی و احساس فشار در گوش از نشانه‌های آشکار ورم در ناحیه گوش میانی هستند و اگر به سرعت درمان نشود، مشکلات فراوانی به همراه خواهد داشت.

سه شنبه 3/10/1392 - 15:13

جام جم آنلاین: پیشرفت سریع دانش پزشکی در دهه‌های اخیر به طرح مسائلی نو در حوزه‌های اخلاق پزشکی و به تبع آن، حقوق پزشکی انجامیده است؛ مسائلی که هنوز باز و محتاج پاسخند.

از واکنش های انکاری تا استقبال های بی قید و شرط، طیفی از پاسخ ها را در برابر این قبیل مسائل می نهد. فقهای شیعه درقیاس با فقهای دیگر مذاهب و علمای دیگر ادیان، نگاه بازی در برابر این مشکلات دارند. چنین است که تهران پایتخت تغییر جنسیت جهان شمرده می شود و دانشمندان ایرانی در مسائلی نظیر شبیه سازی آسوده خاطرترند. حل و فصل سریع این دست مسائل به مدد احکامی که فقها صادر می کنند، نباید ما را از طراحی قوانین مرتبط با این مسائل غافل کند. مسائل مربوط به تلقیح مصنوعی اعم از رحم جایگزین یا اهدای جنین، از این دست است.

پدر و مادر زیستی به مثابه مسئول در رحم جایگزین

در قضیه «رحم جایگزین» زوجینی که قابلیت باروری دارند و زوجه قادر به حمل جنین و تولد آن نیست؛ با پرداخت هزینه و انعقاد قرارداد با زنی دیگر که قابلیت بارداری او به واسطه وضع حمل پیش تر به اثبات رسیده؛ جنین خود را به رحم او منتقل می کنند و پس از زایمان، کودک را تحویل می گیرند. درباره رحم جایگزین هنوز قانونی وضع نشده و یکی از دشواری ها دقیقا در همین نقطه است. بر اساس قانون ثبت احوال، زنی که طفل را زایمان کرده، مادر او به حساب می آید. اگرچه والدین برای دورزدن این قانون ترفندهایی باب کردند و بعدها در ادارات ثبت احوال برای حل مشکل رحم جایگزین رویه جدیدی باب شد که اجازه صدور شناسنامه به نام مادر زیستی را می داد، اما همه مشکلات به اینجا ختم نمی شود.

در حوزه هنجارهای فراحقوقی، ایران رویکرد میانه ای به مساله رحم جایگزین داشته است. برخی به راه ممنوعیت مطلق استفاده از رحم جایگزین رفته اند. مخالفان رحم جایگزین به استفاده ابزاری از تن انسان و زیر سوال رفتن کرامت انسانی استناد می کنند. آنها می گویند مادر باردار در این میان کارکردی شیء وار می یابد و به ابزار حمل و پرورش جنین تا هنگام زایمان تبدیل می شود. نه تنها وابستگی مادر باردار به جنین نادیده گرفته می شود، بلکه بر بی حقی او نسبت به این طفل تاکید می شود: هیچ مادر زیستی تن به پذیرش رقیب در حوزه عواطف مادرانه‎اش نمی دهد. از دیگر سو در کشورهایی که با این مشکل اخلاقی کنار آمده اند، در استفاده از رحم جایگزین به موارد ضرورت اکتفا نمی شود: هر کسی نخواهد سختی های بارداری یا تبعات آن را بر بدنش تحمل کند، به استفاده از رحم جایگزین روی می آورد.

فقیهان شیعه، اگرچه بر اساس قاعده سلطه که تسلط انسان بر تن خود را مجاز می شمارد، حکم به جواز حمل جنین دیگران داده و آن را از مصادیق آزادی های مادر باردار شمرده اند؛ یادآور شده اند این عمل ملازم لمس و نظر نقاطی از بدن مادر باردار است که برای کسی جز شوهر زن باردار مجاز نیست. به همین دلیل است که جز در مورد ضرورت حکم اولیه لمس و نظر قابل اغماض نیست و این ضرورت هنگامی است که مادر زیستی خود قادر به حمل کودک نباشد. همین استلزامات باعث شده ایران در مسأله رحم جایگزین به راه آزادی مطلقی که بعضی کشورهای دیگر رفته اند، نرود. با این حال باید یادآور شد، اگر روزی امکان کاشت جنین بدون لمس و نظر بیگانه در رحم جایگزین به وجود بیاید، شاید در ایران نیز ماجرا شکل دیگری بیابد.

این فتوا تنها مستند نظام حقوقی ایران در مسأله رحم اجاره ای و حلال مشکلات در ابتدای امر است. امروز مسائل مربوط به رحم جایگزین بر اساس قراردادهایی ـ عمدتا عادی و نه رسمی و محضری ـ حل و فصل می شود. نظام حل اختلاف نیز در همین قراردادها تاسیس شده و اندک احکام مربوط به اجاره انسان در قانون مدنی را می توان تنها منبع قانونی در این زمینه به شمار آورد. تجربه از برآمدن نزاع های فراوانی در این زمینه حکایت می کند: چه هنگامی که به دلیل تولد نوزاد بیمار یا اختلاف و جدایی والدین زیستی، آنها از پذیرش فرزند حاصل از جنینشان سرباز زده اند؛ چه هنگامی که مادر باردار به دلیل وابستگی عاطفی به جنین، از تحویل کودک خودداری کرده است. سوی سوم ماجرا خود کودک است. او اگرچه خصلت های ژنوتایپی اش را از ژن های پدر و مادر زیستی به ارث می برد، اما برخی خصلت های فنوتایپی و ناشی از اثر محیطی به دوران جنینی و مادر باردار بازمی گردد. در عموم موارد نه پدر و مادر زیستی و نه مادر باردار مایل به یادآوری دوران جنینی کودک نیستند، اما کودکی که به این شیوه به دنیا می آید، در دوران بزرگسالی حق آگاهی نسبت به ریشه های خود را دارد. برای هزاران سال بشر به صورت طبیعی زاد و ولد می کرده و حق کودک نسبت به شناخت ریشه های خود هیچ گاه به مساله ای حاد بدل نشده، اما امروزه با رایج شدن این شیوه، باید برای معضلاتش نیز چاره ای اندیشید.

معضل سوم از همه عمیق تر است، چرا که در قرارداد فی مابین هنوز کودکی وجود ندارد که نسبت به حق خود مدعی شود و دست کم تا دو دهه آینده نیز گریبان جامعه را نخواهد گرفت. آیا قانونگذار نباید از اکنون به این مشکل بیندیشد و به پدر و مادر زیستی و مادر حامل و شوهر او برای مسئولیت های بلندمدت استفاده از رحم جایگزین هشدار دهد؟

چنین مشکلاتی است که لزوم تدوین هرچه سریع تر قانون را الزامی می کند. صد البته چنین قانونی نیازمند مبنای اخلاقی موجهی است که بتواند مسائل جدید را حل کند. پدر و مادر زیستی در قبال فعل آگاهانه خود برای تولد فرزند مسئولند و نمی توانند از پذیرش او سرباز زنند. در این بسیار مهم است که مادر باردار، قبلا تجربه بارداری داشته باشد. او با درک قبلی چنین تجربه ای بخوبی می داند معنای بی حقی نسبت به جنین چیست. البته هم والدین زیستی و هم مادر باردار با درک مسئولیت ناشی از عمل خود، باید حق کودک بر شناسایی ریشه خود را به رسمیت بشناسند. اثرگذاری جبری ریشه ها بر سرنوشت؛ قابل انکار نیست.

اهدای جنین و دنیای مسائل

در نقطه مقابل تکنیک رحم جایگزین، تکنیک اهدای جنین قرار دارد. در این باره پدر و مادری که به علت مشکلات خود نابارورند، جنینی را که حاصل لقاح آزمایشگاهی تخمک و اسپرم زوج شرعی و قانونی دیگری است، دریافت می کنند. این جنین در رحم زن تقاضاکننده کشت می شود و جنین به طور قانونی فرزند پدر و مادر پذیرنده و نه فرزند پدر و مادر زیستی به حساب می آید. در این باره قانون و دستورالعمل «نحوه اهدای جنین به زوجین نابارور» در سال 1382 به تصویب رسیده است.

در اینجا مساله برای کودک دقیقا در نقطه مقابل فرض رحم جایگزین قرار دارد. کودک خصال اصلی خود را از کسی غیر از پدر و مادر عاطفی خود به ارث برده است. این قانون اما هیچ حقی برای فرزند نسبت به شناسایی گذشته خود وضع نکرده است. وضع از مورد رحم های جایگزین که هیچ الزامی برای ذخیره اطلاعات مربوط به مادر باردار وجود ندارد؛ بهتر به نظر می رسد ؛چرا که در اینجا اطلاعات مربوط به پدر و مادر زیستی الزاما حفظ می شود، اما در تبصره ماده شش دستورالعمل این قانون آمده است: «اطلاعات مربوط به جنین های اهدایی ، جزو اطلاعات به کلی سری طبقه بندی می شوند». این یعنی چنین اطلاعاتی در ایران در بالاترین سطح محرمانگی قرار دارند.

در اینجا می توان مبنای مسئولیت اخلاقی والدین عاطفی در تربیت فرزند حاصل از جنین اهدایی را مورد تائید قرار داد. چه این که کنش آگاهانه آنها به خلق این کودک انجامیده، اما آیا در حق کودک اجحاف نشده است؟ باید منتظر روزی ماند که این کودکان به بزرگسالی برسند و در پی گذشته های خود روان شوند. این کودکان از فرزندان رحم جایگزین خوشبخت ترند، چون دست کم مسئولی برای حفظ تاریخ حیات آنها وجود دارد.

محمد منصوری بروجنی / دانشجوی دکتری حقوق عمومی

سه شنبه 3/10/1392 - 15:12

جام جم آنلاین: این درست است که فرزند، موهبتی است که باید از طرف خداوند به افراد عطا شود، اما این واقعیت نمی‌تواند به نادیده گرفتن نیاز روحی به پدر یا مادر بودن منجر شود.

حتی با وجود آن که گاهی برخی زوجین از امکان ایفای نقش پدری و مادری محروم می شوند، باز هم با این واقعیت تلخ کنار بیایند و این مساله تاثیرات مخربی را بر سلامت روان و نشاط شان می گذارد. وقتی زوجی از اقدام طبیعی برای فرزند دارشدن نتیجه نمی گیرند و پی به ناباروری خود می برند، دچار حس های ناخوشایند و متفاوتی می شوند و سلامت روان شان صدمه می بیند و آسیب پذیر می شوند.

ناباروری!

یک زوج، زمانی از نظر بالینی نابارور تلقی می شوند که بدون آن که ظاهرا بیمار باشند، با بحرانی بزرگ به نام ناتوانی در فرزند دار شدن مواجه می شوند که می تواند اثرات روان شناختی، هیجانی، اجتماعی و استرس زایی را به دنبال داشته باشد. اثرات روانی ناشی از تجربه ناباروری می تواند تظاهرات مختلفی چون اندوه، انکار، افسردگی، احساس گناه، اضطراب، تنهایی، درماندگی، احساس شرم، سرزنش خود و دیگران، خستگی، ناتوانی، بی کفایتی، کاهش عزت نفس، باورهای منفی نسبت به خود، وسواس در مورد بارداری، اختلال در کنش جنسی و کاهش رضایت زناشویی را به دنبال داشته باشد.

بتیسا محمدی، کارشناس ارشد روان شناسی بالینی در گفت و گو با جام جم با اشاره به این که ناباروری ارتباطات فرد با خانواده، دوستان، همکاران و بخصوص ارتباطات بین زوجین را تحت تاثیر قرار می دهد، می گوید: در چنین شرایطی زوجین کمتر به ابراز احساسات، افکار و خواسته های خود به شکلی مثبت و سازنده می پردازند و در نتیجه حس ناراحتی، خشم، احساس گناه و کمبود حمایت عاطفی در آنها افزایش می یابد. حتی ناباروری در ارتباط جنسی زوجین نیز می تواند ایجاد مشکل کند.

درمان ناباروری، فقط همگام باید درمان روان شناختی

آنچه معمولا از سوی مراکز درمان ناباروری یا متخصصانی که در این زمینه فعالیت می کنند نادیده گرفته می شود آن است که درمان ناباروری باید همراه با درمان های روان شناختی انجام شود.این نوع درمان ها شامل درمان شناختی ـ رفتاری و روان درمانی حمایتی می شود.

دکتر مهرنوش دارینی، روان شناس معتقد است: شکست در این نوع درمان های ناباروری بر مشکلات زوجین دامن زده و روابط زناشویی را سست تر می کند که این کاهش رضایت زناشویی می تواند به انحرافات جنسی، روابط خارج از منزل، اختلال روانی و طلاق نیز منجر شود. این روان شناس در گفت وگو با جام جم اضافه می کند: در این زمینه زنان به مراتب استرس و آسیب بیشتری را نسبت به مردان تجربه می کنند. در واقع که یک زن تبلور آن را در بچه دار شدن و مادر بودن و استحکام خانواده می بیند و تمایل وی به پذیرش مسئولیت بیشتر در بحران ناباروری و به دنبال آن درمان های طولانی مدت و رنج آور باعث صدمات عمیق تری در وی می شود.

محمدی، به عنوان روانشناسی که مطالعاتی در حوزه ناباروری داشته است، توصیه می کند: حتما در روند درمان ناباروری باید در مشاوره با زوجین به شکست های احتمالی نیز اشاره شود. به علاوه باید در جلسات مشاوره بر مسائلی چون پذیرش ناباوری و شرکت فعال و موثر زوجین در روند درمان، داشتن فرزند خوانده به عنوان یک گزینه قابل تفکر، توجه به نیاز های روحی و روانی زوج نابارور، گسترش ارتباطات به منظور دریافت حمایت روانی، تشویق به برقراری ارتباط صمیمانه تر بین زوجین، مطالعه و جمع آوری اطلاعات درباره ناباروری، برنامه ریزی برای اوقات فراغت و اختصاص زمانی برای فعالیت های لذت بخش و داشتن برنامه غذایی مناسب تاکید شود.

تقویت سخت رویی

معمولا وقتی نتیجه مثبتی از درمان های ناباروری حاصل نمی شود، زوجین و بویژه خانم ها بشدت افسرده و ناامید می شوند. با توجه به این که درمان های نازایی و ناباروری هزینه بر است و از لحاظ روحی فرد را بشدت تحت فشار قرار می دهد و زمانی که هنوز فرصت های دیگری برای تکرار درمان ناباروری دارند، دیگر حاضر نیستند تن به انجام این کار بدهند. دکتر دارینی به چنین افرادی توصیه می کند: مهم ترین راه کار در چنین شرایطی، تقویت سخت رویی فرد است. چنانچه از ابتدای شروع درمان های ناباروری درمان های روان شناختی نیز برای افراد انجام شود و از روش های واقعیت درمانی برای آنها استفاده شود در نتیجه افراد راحت تر پذیرای درمان های مداوم می شوند.

این درست است که بیشتر افراد به نوعی هویت خود و کامل بودن خود را در گرو بارور شدن می بینند؛ اما به گفته دکتر دارینی ناباروری فقط یک اتفاق است و نباید به گونه ای در نظر گرفته شود که گویا فاجعه ای عظیم اتفاق افتاده است. این روان شناس اضافه می کند: بعضی افراد ناباروری را با هویت خود پیوند می دهند و آن را با باورهای منفی نسبت به خود تلفیق می کنند که خود باعث حس بی ارزشی و بی کفایتی می شود، در نتیجه اگر بتوان این ارتباط را شکست مرز هویت فرد به عنوان آن چیزی که هست و توانایی باروری را به عنوان یک واقعه مستقل از آن جدا کرد، می توان استرس و فشار روانی را به شکل موثری کاهش داد.

در واقع نداشتن فرزند پایان راه نیست و راه های جایگزینی دیگری نیز وجود دارد و چنانچه فردی از داشتن نعمتی به نام فرزند و باروری محروم شد این به این معنا نیست که دیگر زندگی به پایان رسیده و انگیزه های فرد باید برای ادامه زندگی به صورت شاد و سالم کاهش یابد.

سه شنبه 3/10/1392 - 15:10

مسئول پاسخگویی مرکز تخصصی نماز با اشاره به واژه «لعین» در زیارت عاشورا گفت: یزید، معاویه و ابوسفیان از زبان پیامبر(ص) مورد لعن قرار گرفته‌اند و این زمانی اتفاق افتاد که پیامبر در خواب دید میمون‌ها از منبرش بالا می‌روند!

خبرگزاری فارس: مراد از مقام محمود در زیارت عاشورا چیست/ لعین و ابن‌لعین کیست

به گزارش خبرنگار آیین و اندیشه خبرگزاری فارس، درباره زیارت حضرت سیدالشهدا(ع) روایات فراوانى وجود دارد و در‌باره زیارت عاشوراى معروف، احادیثی از امام باقر(ع) و امام صادق(ع) نقل شده اما در عین حال سؤالاتی نیز در این حوزه درباره متن زیارت عاشورا و مسائل دیگر درباره آن مطرح شده است.

حجت‌الاسلام جعفری‌پور، مسئول پاسخگویی مرکز تخصصی نماز به برخی شبهات پیرامون متن زیارت عاشورا پاسخ می‌دهد.

 

زیارت عاشورا یک حدیث قدسی است

*زیارت عاشورا از کلام کدام امام معصوم صادر شده است؟

- زیارت عاشورا آن گونه که از روایت امام صادق(ع) در کتاب مصباح شیخ طوسی به دست می‌آید، از جانب خداوند و حدیث قدسی است، یکی از تفاوت‌های حدیث قدسی با قرآن این است که رساندن آیات قرآن بلافاصله بعد از نزول آن به همه مردم واجب است، ولی ممکن است یک حدیث قدسی از جانب خداوند به پیامبر اکرم(ص) عرضه شود، بدون آنکه پیامبر(ص) آن را به یک نفر هم بگوید یا فقط به افراد خاص مثل سلمان و مقداد و ... تعلیم دهد.

زیارت عاشورا توسط خداوند بیان و توسط جبرئیل امین برای پیامبر اکرم(ص) هدیه آورده شد و امیرمؤمنان(ع) به امام مجتبی(ع) و ایشان به برادرش امام حسین(ع) و ایشان به امام سجاد(ع) و ایشان به فرزندش امام باقر(ع) و او به امام صادق(ع) انتقال دادند تا اینکه در زمان امام باقر و امام صادق(ع) که موقعیت بهره‌مندی خواص شیعیان از این حدیث قدسی ایجاد شد، امام باقر(ع)به علقمه و امام صادق آن را صفوان بن مهران در نجف آموزش دادند، ولی تنها روایتی که زیارت عاشورا را حدیث قدسی معرفی می‌کند روایت امام صادق(ع) در کتاب مصباح شیخ طوسی است.

امامین صادقین(ع) به نشر زیارت عاشورا پرداختند

*چرا زیارت عاشورا بعد از شهادت امام حسین(ع) توسط امام سجاد(ع) به شیعیان آموخته نشد؟

- اوج فتنه و ظلم بنی‌امیه در کربلای معلی در روز عاشورا اتفاق افتاد، بنابراین دستگاه اموی برای تثبیت موقعیت خودش هر قیامی را سرکوب می‌کرد، همانند قیام توابین، قیام مختار و قیام حرّه در چنین موقعیتی با چنین خفقان کسی انتظار دارد که لعن یزید و معاویه و ابوسفیان که در زیارت عاشورا علناً آمده است، توسط شیعیان بیان شود، اما در زمان امام باقر(ع) و امام صادق(ع) که زمان اختلاف بین بنی‌مروان و بنی‌العباس است، آن خفقان شدت خود را از دست داده است، به همین خاطر امام باقر و امام صادق(ع) به بیان آن پرداختند.

*زیارت عاشورا اولین بار در چه کتاب‌هایی ذکر شده است؟

- زیارت عاشورا به نقل از علقمه بن محمد حضرمی از امام باقر(ع) در کتاب کامل الزیارات و زیارت عاشورا به نقل از صفوان بن مهران از امام صادق(ع) در کتاب مصباح المتهجد شیخ طوسی شده است و زیارت عاشورای مشهور که در مفاتیح الجنان آمده است، همان زیارت کتاب مصباح المتهجد است.

*اعتبار سند زیارت عاشورا در چه حد است؟

-زیارت عاشورا دارای دو سند و سه طریق است که با توجه به کتاب‌های علم رجال اشخاصی که در سند زیارت قرار گرفته‌اند همه مورد اعتماد هستند:

1- نقل صالح بن عقبه 2- نقل سیف بن عمیره 3- نقل محمد بن خالد طیالسی که هر کدام توسط شیخ طوسی در کتاب فهرست اسناد آن آمده است.

تبلور اندیشه‌های مهدوی در یک حدیث قدسی

*ویژگی‌های منحصر به فرد زیارت عاشورا چیست؟

حدیث قدسی بودن، ثواب و آثار منحصر به فرد، لعن برخی اشخاص، ذکر مهدویت و انتقام از دشمنان حضرت که در دو جای زیارت امام منصور و امام هدی آمده که این خود اشاره به ابراز اعتقاد به انتقام مهدوی در زمان اهل بیت(ع) دارد،‌ سجده در مقابل خداوند در انتهای زیارت که این اوج پیوستگی زیارت امام حسین(ع) با عبودیت خداوند است که در هیچ زیارتی غیر از زیارت عاشورا در آخر آن سجده وجود ندارد،‌ دستور به انجام هر روزه آن هر چند زیارت عاشورا  زیارت مخصوص روز عاشوراست، ولی در سایر روزهای ایام سال به قصد برآورده شدن حاجت و بهره‌مندی از آثار و ثواب‌های آن امام باقر و امام صادق(ع) توصیه کردند.

ابراز عاشقانه مریدان حسینی به سید و سالار شهیدان در زیارت عاشورا  

*عبارات زیارت عاشورا چند بخش است؟

- دارای دو بخش کلی «خطابی» یعنی خطاب به امام حسین، «درخواستی» یعنی خطاب به خداوند است:

«خطاب به امام حسین» که از وضعیت خود و درخواست‌های خود خبر می‌دهیم:

- تسلیم: السلام علیک ...

- تعزیت :لقد عظمت الرزیه

- تضمین: انی سلم لمن ...

- تبرئه: وابرا الی الله ...

- تفدیه: بابی انت وامی

- مهدی یاوری: ان یرزقنی طلب ...

- تقرب: انی اتقرب الی الله ...

- توسل: بموالاتکم

- همراهی: معکم فی الدنیا

- درک شفاعت: یبلغنی المقام المحمود

- پاداش کامل: افضل ما یعطی

- لعن شخص: لعن الله آل زیاد...

- لعن شخصیت: دفعتکم عن مقامکم

- ثبوت در قدم: قدم صدق

«درخواست از خداوند»

-وجاهت: وجیها

- صلوات و رحمت و مغفرت: صلوات ورحمه ومغفره

- حیات و ممات محمدی: محیای محیا...

- لعن شخص: اللهم العن اباسفیان و...

- تأکید در لعن شدید: فضاعف، جمیعا، خص

- درخواست عذاب دردناک: العذاب الالیم

- تقرب با برائت و ولایت: اللهم انی اتقرب

- لعن شخصیت: اول ظالم وآخر

-شفاعت: اللهم ارزقنی شفاعه الحسین

- ثبوت قدم در راه حسین: وثبت لی قدم صدق 

امام حسین(ع) پدر تمام بندگان خدا است

*چرا به امام حسین(ع) اباعبدالله می‌گویند؟

- در جامعه عربی هم اسم و هم کنیه داریم، اعراب از زمانی که فرزندشان به دنیا می‌آید، معمولاً برای او به غیر از اسم کنیه هم قرار می‌دهند که در اکثر موارد فرزند آن شخص همان نام مذکور در کنیه را دارد، مثلاً حضرت علی(ع) ابوالحسن است و نام فرزند ارشد ایشان حسن(ع) یا امام صادق(ع) اباعبدالله است و امام حسین(ع) که اباعبدالله است فرزندی به نام عبدالله رَضیع داشته است.

عبدالله به معنای بنده خدا و از آنجا که هر کسی بعد از واقعه عاشورا خداوند را عبودیت می‌کند مدیون خود سیدالشهدا(ع) است، بنابراین امام حسین(ع) پدر تمام بندگان خدا است، یعنی هر کس که خداوند را عبودیت می‌کند مدیون خون سیدالشهدا(ع) است، پس می‌توان گفت که امام حسین(ع) پدر تمام بندگان خدا است، چرا که اسلام توسط پیامبر(ص) ابلاغ شد و توسط قیام امام حسین(ع) جاویدان و باقی ماند، اگر قیام امام حسین(ع) نبود، الان هیچ مؤمن واقعی وجود نداشت، به همین جهت گفته‌اند: «الاسلام نبوی الحدوث وحسینی البقاء» چرا که اسلام فقط و فقط آن است که سیدالشهدا(ع) بیان می‌کند و هر آنچه یزید ترویج می‌کند، کفر مطلق است.

خوابی که پیامبر(ص) درباره بنی‌امیه دید/ شجره ملعونه کیست

*منظور از لعین و بن لعین کیست؟

-منظور یزید بن معاویه بن ابی سفیان است که هم یزید و هم معاویه و هم ابوسفیان از زبان پیامبر اکرم(ص) و قرآن کریم مورد لعن قرار گرفته‌اند و این همان زمانی اتفاق افتاد که پیامبر(ص) در خواب دید میمون‌ها از منبرش بالا می‌روند و آیه 60 سوره اسراء نازل شد و بنی‌امیه را شجره ملعونه معرفی کرد.

*شادی آل زیاد و آل مروان چگونه بود؟

-آنان روز عاشورا را به عنوان روز پرخیز و برکت خود قرار دادند و دستور به روزه‌داری این روز کردند و اهل بیت(ع) از روزه روز عاشورا به دلیل عدم شباهت با بنی‌امیه نهی کردند و فرمودند روز بگیرید عاشورا با نهی از خوردن و آشامیدن تا قبل از غروب و قبل از غروب افطار کنید، چرا که عزیز ما در روز عاشورا هم گرسنه و هم تشنه شهید شدند، بنابراین نزدیک غروب آفتاب که دیگر حضرت به شهادت رسیده است، غذا خوردن شما کراهت ندارد. این حدیث از امام صادق(ع) در کتاب مصباح متهجد نوشته شیخ طوسی نقل شده است.

طلب کننده خون حسین(ع) کیست؟

*ثارالله یعنی چه؟

-در کلام عرب هم به خون و هم به طلب کننده خود و هم به کسی که خونش طلب می‌شود، «ثار» گفته می‌شود، در زیارت عاشورا می‌خوانیم «طلب ثارکم مع امام هدی» خداوند به من روزی گرداند توفیق طلب خون شما را که من هم از طلب‌کنندگان خون شما باشم، پس در اینجا ثار به معنای خون است و در زیارت امام زمان(عج) می‌خوانیم «السلام علیک یا ثارالله» و چون منتقم حقیقی خون امام حسین(ع) امام زمان(عج) است. «ثارالله» در اینجا به معنای طلب کننده خون است، در زیارت عاشورا که می‌خوانیم «السلام علیک یا ثارالله وبن ثاره» منظور کسی است که خون او طلب می‌شود؛ یعنی امام حسین(ع) و امیرمؤمنان(ع) بنابراین سه امام از امامان ما لقب ثارالله دادند، امام زمان(عج) طلب کننده و حضرت علی(ع) و امام حسین(ع) طلب شونده.

ارواح طیبه‌ای که به زیارت ثارالله می‌روند

*منظور از ارواحی که به درگاه امام حسین(ع) سر تعظیم فرود می‌آوردند، چیست؟

- «حَلَت» به معنای وارد شدن همراه با کرنش و خضوع است، یک وقت شخص با احترام و تواضع به انسان وارد می‌شود، به این حالت حلول گفته می‌شود و اگر داخل شدن بدون تواضع باشد به آن دخول گفته می‌شود، در زیارت عاشورا سلام می‌دهیم به روح‌هایی که در مقابل عظمت امام حسین(ع) حلول کردند یعنی با تمام تواضع به درگاه ایشان آمدند که در درجه اول منظور یاران سیدالشهدا(ع) که در کنار حضرت در پایین پای او جسم آن‌ها قرار دارد و در مرحله دوم ارواح تمام انبیاء، صالحین، شهدا و مؤمنان است که در برابر عظمت حرکت سیدالشهدا سر تعظیم نهاده‌اند، در کامل الزیارات عبارت «واناخت برحلک» نیز وجود دارد که «اناخه» به معنای خم شدن تا حدی که صورت به زمین نزدیک شود، هست. شتربان وقتی می‌خواهد شتر را بخواباند، آن قدر سر او را پایین می‌آورد که به زمین نزدیک می‌شود عرب به آن «اناخه» می‌گوید، می‌خواهد بگوید آن قدر به امام حسین(ع) تعظیم کردند که نزدیک است در اثر خم شدن نزدیک است سر آنان به زمین برسد و شاید دلیل بوسیدن عتبه -پاشنه درب ورودی حرم امام معصوم(ع)- همین باشد که انسان سر تعظیم به آستانش بساید.

امام هادی(ع) نام تمام قاتلان حادثه عاشورا را بیان می‌کند

*چرا در بین همه ظالمان عبیدالله بن زیاد عمر سعد شمر یزید مورد لعن صریح واقع شده‌اند و بقیه قاتلان مثل خولی، نسان و ... اسمشان در زیارت عاشورا نیامده است؟

- اولاً اینها کسانی بودند که فرماندهی را به عهده داشتند، ثانیاً کسانی بودند که بیشترین ظلم را مرتکب شدند، ثالثاً کسانی بودند که شناختشان نسبت به امام حسین(ع) بیشتر از بقیه بود، رابعاً قرار نیست که هر کسی که مورد لعن است نامش در زیارت بیاید و خداوند از باب نمونه به چند تن از ظالمان اشاره شده است و عبارت «ولعن الله اُمه قتلتکم» همه قاتلان کربلا را در بر می‌گیرد، خامساً در زیارت ناحیه امام هادی(ع) تک تک قاتلان نام برده شده و لعن شده‌اند همانند حرمله، خولی و...

*مگر منتقم خون امام حسین(ع) امام زمان(عج) نیست، پس بقیه شیعیان چه کاره هستند که خداوند می‌فرمایند طلب خون امام حسین(ع) را به همراه حضرت مهدی(عج) را نصیب کند؟

-منتقم اصلی خداوند است، حضرت مهدی(عج) مجری این طرح است، خداوند ابلاغ می‌کند، امام اجرا می‌کند، ولی به واسطه شیعیان، یعنی این گونه نیست که خود حضرت یکی یکی قاتلان و مجریان را قصاص کند، بلکه شیعیان او که در زمان ظهور هستند این کار را انجام می‌دهند.

نصرت الهی برای امام منصور در هنگامه ظهور

*چرا به امام زمان(عج) امام منصور می‌گویند؟

-در بین تمام اهل بیت(ع) دو معصوم بوده‌اند که توسط خداوند منصور به رعب (وحشت) هستند، یکی پیامبر اکرم(ص) و یکی حضرت مهدی(عج)، در مورد پیامبر(ص) قرآن می‌فرماید: در جنگ بدر و جنگ احزاب خداوند وحشت و الرعب را در قلوب کفار جای داد، به وسیله نزول سه هزار ملک در جنگ بدر، در آیه 124 آل عمران و سوره انفال آیه 65، امام صادق (ع)فرمودند: فرزندم مهدی نیز به وسیله رعب و وحشتی که در دل دشمنانش افکنده می‌شود خداوند او را یاری می‌کنند، منصور یعنی کسی که توسط خداوند یاری شده است.

منظور از مقام محمود مقام شفاعت اهل بیت(ع) است

*منظور از مقام محمود در زیارت عاشورا چیست؟

-در آیه 79 سوره اسراء خداوند به پیامبر(ص) دستور می‌دهد که نماز شب را بپادار امید است که به مقام محمود برسی، در روایت امام صادق(ع) دارد که منظور از مقام محمود مقام شفاعت اهل بیت(ع) است، در زیارت جامعه کبیره اشاره شده است، از خداوند می‌خواهیم که ما را به آن مقام شفاعت برساند امام صادق(ع) فرمودند: زائر امام حسین(ع) خودش شافع محشر است و هر کس به غیر از دشمنان اهل بیت(ع) را می‌تواند شفاعت کند و یا اینکه طبق فراز سجده زیارت عاشورا به شفاعت امام حسین(ع) برسد.

*منظور از مضاعف شدن لعن چیست؟

- لعن به معنی دوری از رحمت خدا و رسیدن به عذاب الهی همان طور که رحمت خدا برای برخی چندین برابر می‌شود، همانند پاداش انفاق که به فرموده قرآن 700 برابر می‌شود، سوره بقره آیه 261، لعنت خدا نیز برای برخی چند برابر می‌شود بستگی به گناه دارد، در زیارت عاشورا از خدا می‌خواهیم که لعنت خود را بر بنی‌امیه مضاعف گرداند.

*مگر جهاد یک واژه مقدس نیست، پس چرا زیارت عاشورا دشمنان امام حسین(ع) را با لفظ «جاهدت الحسین» یاد کرده است؟

-جهاد یک معنای لغوی دارد که به معنای تلاش و کوشش است، در قرآن کریم به همین معنا به کار رفته است، در سوره لقمان آیه 15 «وَاِن جاهداک» اگر پدر و مادر تلاش کردند تو را مشرک کنند، از آن‌ها اطاعت مکن و همین معنا در این فراز زیارت به کار رفته است، خدا لعنت کند گروهی را که علیه امام حسین(ع) در جنگ با او به هر نحوی تلاش کردند که پسر پیامبر(ص) را شهید کنند، چه با تیر چه با سنگ و ...  این معنا با جهادی اصطلاحی که ششمین فرع از فروع دین اسلام است تفاوت دارد، جهاد در اینجا به معنی تلاش است و در زبان عربی به هر تلاشی جهاد می‌گویند.

جایگاه خاص علی‌اکبر(ع) در زیارت عاشورا

*مگر حضرت علی اکبر(ع) جزو اولاد امام حسین(ع) نیست، پس سلام به صورت کلی بر اولاد حسین(ع) کافی بود، چرا علی اکبر(ع) را سلام اختصاصی دادند؟

- در بین فرزندان امام حسین(ع) که در کربلا به شهادت رسیدند، هیچ کس مقامش به اندازه علی اکبر(ع) نیست، برای همین امام سجاد(ع) او را در یک قبر ویژه پایین پای پدرش دفن کرد، ولی بقیه ی شهدای کربلا مانند قاسم(ع)، عبدالله(ع)، عون(ع)، عثمان(ع)، جعفر(ع) و ... را که شانزده نفر بودند، را در یک گور دسته جمعی دفن کرد و این خود امتیاز علی اکبر(ع) به سایر شهدای اهل بیت(ع) را می‌رساند، شخصیتی که در خلق و خُلق و سخن شبیه پیامبر(ص)  بوده است و البته چون داغ علی‌اکبر(ع) بر سیدالشهدا بسیار گران بود، خدا در زیارت عاشورا با سلام خاص به علی اکبر(ع) تسلی به سیدالشهدا(ع) نیزمی‌دهد.

مفهوم عبارت «بأبی أنت و اُمّی»

*ویژگی‌های اصحاب امام حسین(ع) چیست که خدا به آن‌ها سلام می‌دهد؟

-اصلی‌ترین ویژگی یاران امام حسین(ع) شناخت امام زمان است، شناختی که پیامبر اکرم(ص) فرمودند: هر کس آن شناخت را نداشته باشد، به مرگ جاهلیت مرده است و جایگاه اصحاب امام حسین(ع) در روزگاری که نزدیک 30 هزار نفر علیه امام زمانشان شمشیر کشیده‌اند معلوم می‌شود، اصحابی که امام صادق(ع) فرمودند: پدر و مادرم به فدای شما!

در کلام عربی وقتی گفته می‌شود «بابی انت و امی» کنایه از آن است که پدر و مادر من این عمل و رفتار شما را در یاری از حجت خدا می‌پسندند، نه به این معنا که شخص فدای شخص دیگر شود، بعضی‌ها شبهه می‌اندازند که چرا امام صادق(ع) فرموده: «بابی انت وامی» و آن هم خطاب به شهدای کربلا، یعنی امام باقر(ع) فدای یک شخص عادی شود! نه این نیست، بلکه منظور فدای حرکت و عمل که همان اطاعت از امام معصوم(ع) است وگرنه در روایات ما نهی شده است که کسی پدر و مادر خود را فدای شخص دیگر کند، مگر اینکه از دنیا رفته باشند.

سلامی که هر روز وهابی‌ها به پیامبر(ص) می‌دهند اما سلام بر حسین(ع) را شرک می‌دانند!

*از طرف وهابی‌ها مطرح می‌شود امام حسین 1370 سال پیش از دنیا رفته است، چرا الان به زیارتش می‌روید و به او سلام می‌کنید، این کار شما چه فایده‌ای دارد؟

-اولاً زیارت قبور مؤمنان جزو سیره پیامبر اکرم(ص) است، در صحیح مسلم روایت شده است که پیامبر(ص) به زیارت قبور بقیع می‌رفتند و این گونه می‌فرمودند: «السَّلامُ عَلى‏ اَهْلِ الدّیارِ مِنَ المُسلِمینَ وَالمُؤمِنینَ أَنْتُم لَنا فَرَطٌ وَنَحْنُ اِنْ شاءَ اللّهُ بِکُمْ لاحِقُونَ»، این روایت پیامبر(ص) را هم اکنون در قبرستان بقیع تابلو کردند، یعنی خود وهابی‌ها این کار را کرده‌اند و در آنجا قرار داده‌اند، پس یکی از پاسخ‌هایی که با روش خودشان می‌توان به وهابی‌ها داد، همین است که خطاب به قبور معمولی سلام می‌دهید، حال اینکه به حضرت سیدالشهدا(ع) می‌رسد، به شیعه اشکال می‌کنید که چرا زیارت می‌کند و سلام می‌دهد.

ثانیاً خود وهابی‌ها به زیارت پیامبر اکرم(ص) می‌روند می‌گویند: «السلام علیک یا رسول‌الله اشهد انک ... جاهدت فی سبیل الله» این عبارت بین اذان و اقامه از تلویزیون سعودی همیشه پخش می‌شود و در مکتب شیعه سلام بر هر یک از ائمه همانند سلام بر رسول خداست.

از منظر مکتب شیعه اعتقادمان این است که روح امام معصوم هیچ تفاوتی در زمانی که در حیات است با بعد از مماتش ندارد، بنابراین در زیارت ائمه می‌خوانیم: «اشهد انک تشهد مقامی وتسمع کلامی وترد سلامی وانک حی عند ربک مرزوق»، شهادت می‌دهم که شما جایگاه من را می‌بینید و جواب سلام من را می‌دهید، سخنم را می‌شنوید و سلامم را پاسخ می‌دهید، شهادت می‌دهم که زنده‌اید و در نزد خداوند از روزی بهرمندید.

و جمله معجزات و کراماتی که در حرم ائمه به خصوص حرم امام رضا(ع) صادر و ساطع می‌شود، تصدیق مطلب فوق است اینکه مثلا بیمار سرطانی یا نابینایی شفا یافته است، نشان از ارتباط اهل بیت(ع) با دنیا حتی پس از شهادتشان دارد.

یزید اگر هزاران بار زنده شود، باز حادثه عاشورا را رقم می‌زند

*شبهه دیگری که وهابیت مطرح می‌کند این است که به جای اینکه یزید، معاویه، ابوسفیان را لعن کنید که از دنیا رفتند، بهتر نیست به جای زبان لعن و نفرین که شما برای آن‌ها گشوده‌اید، دست به دعا بردارید تا خداوند از سر تقصیرات آن‌ها بگذرد؟!

- این افراد انسان‌هایی هستند که اهل عناد، حقد، کینه و معاند هستند، اگر یزید دوباره زنده شود، به همان ترتیب واقعه عاشورا را رقم می‌زند، یعنی این طور نیست که بخواهند هدایت شوند، همچنین این شیوه قرآنی است که شخصی را لعن کنیم، در قرآن کریم هم لعن شخص و هم لعن شخصیت داریم، در قرآن کریم خداوند به صراحت ابلیس را لعن می‌کند: «وَإِنَّ عَلَیْکَ اللَّعْنَةَ إِلَی یَوْمِ الدِّینِ»، همچنین ابوالهب، اصحاب سبت «لَعَنَّا أَصْحَابَ السَّبْتِ»، اصحاب اخدود و ....  

یکی از دلایلی که قرآن با نام اشخاص را نام می‌برد و لعنت می‌کند این است که ممکن است در گذر تاریخ به فراموشی سپرده شوند، لذا  اگر در زیارت عاشورا یزید، معاویه و ابوسفیان، آل زیاد، آل مروان، آل بنی‌امیه، عمر بن سعد و شمر را لعنت نمی کردند، امکان داشت که سه نسل آینده نداند که چه اتفاقی رخ داده است و چه افرادی مسبب این واقعه هولناک بوده‌اند، مثلاً اینکه چه کسی فرمانده سپاه دشمن را بر عهده داشته است، پس این سیاست خدا در زیارت عاشوراست که از کسانی که بانیان این ظلم بودند، به صراحت و با نام شخصی مانند ابوسفیان، معاویه، یزید بن معاویه و ... نام ببرد، البته در زیارت دیگری امام هادی(ع) تک تک قاتلان را حضرت(ع) نام می‌برد و لعن می‌کند تا از تاریخ پاک نشود و کسی تاریخ را تحریف نکند.

سه شنبه 3/10/1392 - 15:9

دقایقی نگذشته بود که هلی‌کوپترها را به وضوح دیدیم و مطمئن شدیم آنها مربوط به ارتش آمریکا هستند اما چون نمی‌خواستیم آغازکننده درگیری باشیم، و مأموریت ما حفاظت و گشت‌زنی در آب‌های خودمان بود عکس‌العملی نشان ندادیم.

خبرگزاری فارس: روایتی از جدال با بالگردهای آمریکایی در خلیج فارس

گروه حماسه و مقاومت خبرگزاری فارسجهت انجام مأموریت محوله به مدت یک ماه از تهران به منطقه دریایی بوشهر رفته بودم. از طرف فرمانده مربوطه مأموریتی به گروه ما ابلاغ شد که 16 مهر برای گشت‌زنی در آب‌های خلیج‌فارس با شناورهای خود از بوشهر به طرف جزیزه فارسی حرکت کردیم. پس از طی مسافتی و پشت‌سر گذاشتن امواج پرخروش دریا، حدود ساعت چهار بعدازظهر به جزیره فارسی رسیدیم. در آنجا پس از اینکه به مأموریت خود کاملاً توجیه شدیم، سلاح‌های سازمانی و مهمات هر شناور تحویل داده شد. پس از خداحافظی با یکدیگر، پنج شناور تندرو به طرف منطقه مأموریت به حرکت در آمدند. هوا به تدریج تاریک و امواج دریا سهمناک‌تر می‌شد و شناورهای ما به پیش می‌رفت.

ساعت هفت شب وضو گرفتیم و نماز مغرب و عشا را داخل شناورهای خود اقامه کردیم. آن شب حال عجیبی در بچه‌ها بود. نماز که به پایان رسید، بچه‌ها با خضوع و خشوع خاصی با خالق خویش راز و نیاز کردند و برای انجام مأموریت آماده شدند. در حال گشت‌زنی چند هدف را در منطقه مشاهده کردیم که پس از شناسایی، مشخص شد هدف‌های کاذب هستند.

در همین حین چند هواپیما از بالای سر ما گذاشتند که احتمالاً متعلق به کشورهای منطقه و جهت شناسایی و عکسبرداری از منطقه آمده بودند، ولی چون حکمی جهت مقابله با این هواپیماها نداشتیم، در قبال آنها عکس‌العملی انجام ندادیم. پس از رفتن آنها، وجود چند هلی‌کوپتر در نزدیکی‌های خود احساس کردیم.

دقایقی نگذشته بود که هلی‌کوپترها را به وضوح و با چشم غیرمسلح دیدیم و مطمئن شدیم که آنها مربوط به ارتش آمریکا هستند اما چون نمی‌خواستیم آغاز کننده درگیری باشیم - چون مأموریت ما حفاظت و گشت‌زنی در آب‌های خودمان بود - هیچ گونه عکس‌العملی نشان ندادیم. بعد از گذشت چند دقیقه ناگهان هلی‌کوپترها بالای سرمان ظاهر شدند و یکی از شناورها را هدف موشک قرار دادند.

بلافاصله بچه‌ها به حالت دفاعی در آمدند و به طرف آنها شروع به تیراندازی کردند. ساعت 9:30 دقیقه شب بود. از هلی‌کوپترها آتش می‌بارید. اولین هلی‌کوپتری که به شناورها حمله کرد، به صورت دایره از منطقه درگیری خارج شد. چون کاملاً غافلگیر شده بودیم، تصمیم گرفتیم به صورت تاکتیکی از منطقه خارج شویم.

هنوز چند لحظه نگذشته بود که یکی از برادران موشک «استیتگر» را برداشت و با ذکر مقدس «فاطمه الزهرا» به طرف هلی‌کوپتری که بالای شناور ما بود، نشانه رفت. موشک را شلیک کرد و به دنبال آن هلی‌کوپتر آمریکایی منفجر شد. تکه‌های گداخته هلی‌کوپتر در کنار ما روی آب افتاد. در همین دقایق کوتاه، دو تا از شناورهای ما موفق شدند خود را از منطقه درگیری نجات دهند.

 با منفجر شدن هلی‌کوپتر آمریکایی، منطقه مثل روز روشن شد و پس از آن چند هلی‌کوپتر دیگر آمدند و دو شناور دیگر را مورد تهاجم قرار دادند. شناور ما هم که مورد اصابت موشک هلی‌کوپترهای آمریکایی قرار گرفته بود، آتش گرفت و ما به داخل آب پریدیم. یکی دیگر از شناورها که موتورش آتش گرفته بود و برادران داخل آن در حال تدافع بودند، هلی‌کوپتری بالای سرش آمد و آنها را به رگبار بست و سرنشینان آن شناور پس از یک درگیری نابرابر با دژخیمان آمریکایی به فیض شهادت نایل شدند.

در آب و در آن فضا احساس کردم که توانم از دست رفته است ولی ذکر و یاد خدا نیروی عجیبی در من به وجود می‌آورد. وقتی می‌خواستم شنا بکنم، متوجه شدم که پای راستم حرکت نمی‌کند. فهمیدم پایم به گلوله‌های خفاشان آمریکایی مجروح شده است. دستم را به صورتم کشیدم و دیدم که پوست صورتم کنده شده است، وقتی دست‌هایم را لمس کردم پوست دست‌هایم در کف دستم جمع شد، متوجه شدم که بدنم سوخته است.

در طول 90 دقیقه‌ای که در آب بودیم، هلی‌کوپترهای آمریکایی بر بالای سر بچه‌ها حرکت می‌کردند و آنها را یکی یکی به رگبار می‌بستند. در سمت راستم، صدای یکی از بچه‌ها را که طلب کمک می‌کرد، شنیدم، اما به یک باره هلی کوپتری به او نزدیک شد و صدایش دیگر شنیده نشد. لباس‌هایم که باعث سنگینی من در آب شده بود، در آوردم و برای اینکه بتوانم از گلوله‌های هلی‌کوپترها در امان باشم، جلیقه نجات را هم از تنم درآورده و روی آب رها ساختم و هنگامی که حس می‌کردم هلی‌کوپتر به طرف من می‌آید به زیر آب می‌رفتم و پس از عبور آن دوباره به سطح آب می‌آمدم.

در آن لحظات یکی از برادرها صدا می‌زد که به طرف بویه بیایید. چون جریان آب برخلاف بویه بود، لذا هرچه تلاش می‌کردیم، آب ما را پائین می‌برد. کم‌کم توانم رو به تحلیل می‌رفت و چون پایم تیر خورده بود و مرتب به زیر آب می‌رفتم و به بالا برمی‌گشتم، دیگر رمقم تمام شده بود که به یک باره دیدم شناوری به طرف من می‌آید، احتمال می‌دادم که شناور خودی باشد، خوشحال شدم، به سمتش شنا کردم که ناگهان متوجه شدم آمریکایی هستند.

تفنگداران ویژه آمریکایی با هیکل‌های بزرگ و سلاح‌های مدرن دورتادور شناور ایستاده بود و همه به طرف من نشانه‌روی می‌کردند. مجددا توکل به خدا کردم و رضای خدا را طالب شدم. طنابی را که انداخته بودند، گرفتم و آنها مرا به شناور کشیدند. مردد بودم که طناب را رها کنیم یا خیر، که در یک لحظه متوجه شدم موهای سرم در دست یک غول آمریکایی است.

در حالی که نصف بدنم داخل آب بود، صحنه کربلا و همان لحظه‌ای که در گودال قتلگاه سر امام حسین(ع) را جدا کردند، در نظرم شکل گرفت. آمریکایی انسان‌نما محکم سرم را به لبه شناور کوبید که بینی‌ام شکست، حس کردم که الان سرم را جدا می‌کنند لذا با یک فشار خودم را داخل آب انداختم.

آمریکایی‌ها اسلحه‌هایشان را به طرفم نشانه گرفتند و دوباره طناب انداختند. با خود گفتم: شاید با اسیر شدن بتوانم زنده بمانم تا پرده از جنایت این جنایتکاران بردارم. طناب را گرفتم، مرا گرفتند و داخل شناور انداختند و با دست‌بندهای مخصوص، دست‌ها و پاهایم را بستند و به کف شناور انداختند. دقایقی بد یکی یکی بچه‌ها را از آب می‌گرفتند و به کف شناور می‌انداختند، اما چون کیسه‌ای بر سر ما بود، یکدیگر را نمی‌توانستیم ببینیم.

از شدت درد جراحات بدن فریاد می‌زدند که ناجوانمردانه با قنداق تفنگ به پشتم زده می شد. برای اینکه از کتک‌های آنان در امان باشم، با تحمل درد سکوت کردم. این شناور که حدس می‌زدم ناوچه باشد، نیم ساعتی در حرکت بود که نزدیک شناور دیگری پهلو گرفت. همان‌طور که با صورت در کف شناور افتاده بودم، یکی از آمریکایی‌ها پاهایم را گرفت و از زمین بلند کرد و بعد مثل یک کیسه برنج به طرف بالا که شناور بزرگ بود پرتاب کرد.

افراد داخل شناور بزرگ‌تر، گو اینکه عقده بیشتری داشتند، از این رو با تمام وجودشان ما را می‌زدند. پس از اینکه آمریکایی‌ها از زدن ما خسته شدند، ما را به اتاقی بردند. شخص نسبتا جوانی که فارسی هم بلد بود، جلو آمد و از من مشخصات فردی خواست:

اسم؟

- رضا

فامیل؟

- کرمی

درجه؟

- سرباز

وقتی که مشخصات را نوشت. با من کاری نداشتند اما برادران دیگر را اذیت کرده بودند. پس از اینکه همه را چک کردند و مشخصاتی را تهیه کردند، ما را با بدنی مجروح سوار هلی‌کوپتر کردند. نمی‌دانم ما را در چه وضعیتی قرار داده بودند که باد شدیدی به بدن مجروحان می‌خورد که از شدت باد لباس‌هایی که بر تن‌مان بود، پارچه می‌شد و حس می‌کردم که ما را زیر هلی‌کوپتر بسته‌اند.

پس از یک ساعت و نیم پرواز، هلی‌کوپتر بالای ناو امریکایی قرار گرفت. من طوری قرار داشتم که از بالا ناو را می‌دیدم. سربازان ما را داخل راهرو ناو بردند و حدود 30 دقیقه با بدن مجروح و مصدوم از ضرب و شتم جانیان آمریکایی، در آن جا نگه داشتند.

سربازان می‌آمدند و تند تند عکس می‌گرفتند و به دلیل خونی که از ما رفته بود، از آنها آب می‌خواستیم. پس از یک انتظار سخت و دردناک ما را به زیرزمین ناو بردند. در آنجا یک راهروی باریکی بود که چند تخت را در خود جای داده بود. ما را روی تخت‌ها انداختند و به صورت خیلی سطحی جراحات را پانسمان کردند. هنوز دقایقی از پانسمان جراحات نگذشته بود که فردی نقاب بر صورت وارد شد و دوباره بازجویی از ما شروع شد.

اسمت چیست؟

چند تا شناور بودید؟

از کجا و برای چه آمده بودید؟

می‌دانستم اگر از دادن پاسخ خودداری کنم، اذیت خواهند کرد و شاید با دادن شکنجه‌های سخت‌تر از ما حرف بکشند، در نتیجه حرف‌هایم را سر هم کردم و به آنها تحویل دادم. از نوع سلاح‌ها که پرسید، خودم را به بدحالی زدم و به خودم پیچیدم و گفتم: نمی‌دانم.

فردای آن روز مجددا همان بازجو آمد و پرسش‌های پیش را از من پرسید. در ناو پایم را که گلوله خورده بود، عمل کردند و بدنم را که سوخته بود، موقتا درمان کردند. دوباره محاکمه و بازجویی شروع شد. این بار مرد میانسالی که فارسی صحبت می‌کرد، به سراغم آمد و برای فریب با خوشرویی برخورد کرد و پرسید: اسم و نام و نام خانوادگی، نام همسر، تعداد فرزندان، کجا بودی؟

وی ادامه داد: من با تو دوست هستم. حرف‌هایی که بین من و تو زده می‌شود، من می‌دانم و خدا، اگر با من حرف بزنی با هم دوست هستیم والا من دیگر از سرنوشت تو خبری ندارم؛ یک سری مطالب را تو باید به من بگویی.

این فرد احتمالا از سوی سازمان سیا بود. چون پس از انجام کار پزشکی ما را پیش این فرد می‌آوردند. ابتدا پیشنهاد پول داد و گفت: اگر مشکلی داری برایت حل می‌کنم. به او گفتم: فعلا خوب هستم و هیچ مشکلی ندارم. او فکر کرد که می‌خواهم با او همکاری کنم. به من گفت: شما فعلا استراحت کنید بعدا می‌آیم.

 مرحله چهارم محاکمه شروع شد، در تمام مراحل از خدا تقاضا می‌کردم که حرف‌هایی را بر زبانم جاری سازد که علیه جمهوری اسلامی نباشد و سخنانی را که به آنها می‌گویم در آنان شک به وجود نیاورد و قبول کنند تا خدا ناکرده خون بچه‌هایی که در کنار ما بودند و شهید شدند، پایمال نشود و این که ما را زیاد اذیت نکنند. با توکل به خدا حرف‌هایی را به آنها گفتم و آنها قبول کردند.

 این بار بیوگرافی کامل می‌خواستند. در پاسخ به سؤالشان گفتم: سرباز هستم. یکی از دوستانم گفت: بیا برویم در دریا گشت بزنیم که من هم به عنوان کمک قایقران با او آمدم که حالم در آب بهم خورد. وقتی که قایق‌‌ها در آب توقف کردند، دیدیم چند هلی‌کوپتر آمدند و ما را به رگبار بستند که شماها ما را از آب گرفتید و من اصلا از این حرف‌هایی که شما می‌زنید، اطلاعی ندارم. از من پرسیدند چرا به جنگ آمده‌ای؟

گفتم: اهل جنگ نیستم، من سرباز هستم و باید فقط خدمت کنم تا مشکلاتم حل شود.

بازجو پرسید: مسئول گروه شما کیست؟ مهدوی را می‌شناسی؟

این مطلب به ذهنم آمد که اینها مهدوی را می‌شناسند، باید به گونه‌ای سخن بگویم که ذهنیت آنها را از بین ببرم.

گفتم: مسئول ما یک فرد قد بلندی است (برادر مظفری که قدبلندی داشت و در جمع ما هم بود، به ذهنم آمد.)

بازجو گفت: خیر، او قد بلنده را که زیاد سوخته و چاق است نمی‌گویم. سپس بازجوی آمریکایی راجع به او (مظفری) پرسید که چکاره است. در پاسخش گفتم: اصلا او را ندیده‌ام، من فقط رفیقم را می‌شناسم.

 

با پاسخ‌های من تقریبا متقاعد شد و گفت: دوست داری به ایران بروی؟ گفتم: خب خانواده من در ایران است، می‌خواهم به ایران بروم.

بازجو گفت: ما شما را به ایران می‌فرستیم. بگذار از نظر پزشکی آماده بشوید و مشکلی نداشته باشید. ما شما را به ایران خواهیم فرستاد تا اینکه ما را از آنجا حرکت دادند و با هلی‌کوپتر به همان ناو اولی بردند. دکترهایی که در آنجا بودند، ما را معاینه کردند تا اینکه چند نفر ساک به دست آمدند.

 از آرمی که روی سینه‌هایشان نصب شده بود، فهمیدم که آنان از طرف صلیب سرخ آمده‌اند. در همین هنگام مترجمی که همراه افراد صلیب سرخ بود، به نظرم آشنا آمد. به دقت به او نگریستم. درست حدس زده بودم؛ همان بازجویی بود که روزهای اول نقاب بر چهره داشت و از ما بازجویی می‌کرد. وقتی که به چشم‌های او خیره شدم، احساس می‌کرد که او را شناخته‌ام.

 بنابراین زیاد به طرف من نمی‌آمد. به هر ترتیب او افراد صلیب سرخ را به ما معرفی کرد و از ما خواست تا مشخصات و درخواست‌های خود را به این‌ها بگوییم. مجددا مشخصات خود را برای آنان بیان و اعلام کردیم که خواستار اعزام به جمهوری اسلامی ایران هستیم. صلیب سرخ جهانی به ما پیشنهاد کردند هر جایی که مایل باشید می‌توانیم شما را به آنجا بفرستیم که ما بار دیگر قاطعانه به آنها گفتیم: ما هرگز حاضر نیستیم جای دیگری جز ایران برویم.

صبح روز بعد مجددا از تمام بدن‌مان که زخم برداشته بود، عکس گرفتند و چشم‌هایمان را بستند و در حالی که پنبه در گوش‌های ما گذاشته بودند، به مدت یک ساعت ما را زیر آفتاب روی ناو نگه داشتند. سپس ما را روی برانکارد بستند و داخل هلی‌کوپتر گذاشتند. هلی‌کوپتر از روی ناو امریکا پرواز کرد و پس از یک ساعت پرواز، در یک پایگاه فرود آمد.

از داخل هلی‌کوپتر با چشمان بسته سریعا ما را به داخل هواپیمایی انتقال دادند. هواپیما پس از طی مسافتی در فرودگاه عمان به زمین نشست. نماینده‌های صلیب سرخ عمان داخل هواپیما آمدند و  پس از خوشامدگویی ما را از هواپیما به داخل آمبولانس بردند. آمبولانس ما را به اورژانس مستقر در فرودگاه مسقط پایتخت عمان برد.

در آنجا دکترها فوراًبالای سر ما آمدند و پانسمان را عوض کردند و فوریت‌های پزشکی را انجام دادند. دکترهای عمانی اظهار تاسف کرده و خوشحال بودند که ما به ایران برمی‌گردیم. سفیر جمهوری اسلامی در آنجا به ملاقاتمان آمد و حدودا دو ساعت در فرودگاه عمان بودیم. نمایندگان ایرانی جهت تحویل ما آمدند و ما را به داخل هواپیما بردند.

 در تمام لحظات توسط عمانی‌ها از ما فیلمبرداری می‌شد که بچه‌ها در همان لحظه سوار شدن بر هواپیما، شعار «الموت لامریکا» سر دادند. در این لحظات شور و شوق عجیبی بر بچه‌ها به وجود آمده بود. اما یاد برادرانی که چند روز پیش در کنار هم بودیم ولی حالا از ما جدا شده و به ملاقات خدا شتافته بودند، متاثرمان می‌ساخت.

پس از هشت روز اسارت در چنگال دژخیمان امریکایی به وطن اسلامی‌مان بازگشتیم که در فرودگاه مورد استقبال شخصیت‌های مملکت قرار گرفتیم...»

 رضا کریمی

سه شنبه 3/10/1392 - 15:7

متخصص پوست و مو می‌گوید: علت اصلی چربی موی سر، ترشح زیاد چربی بعد از سن بلوغ است و ۸۰ درصد افراد مو و پوست چرب دارند.

خبرگزاری فارس: چرب بودن مو ربطی به ریزش مو ندارد

پرویز طوسی در پاسخ به سوال شهروندان از گروه مشاور سلامت خبرگزاری فارس که پرسیده بودند «علت اصلی چربی موی سر چیست و چگونه درمان می‌شود؟»، گفت: اغلب آدم‌ها به دلیل تغییر هورمونی بعد از بلوغ غدد چربی پوست سرشان بزرگتر شده و بالطبع ترشح چربی نیز افزایش می‌یابد و باید گفت 80 درصد افراد پوست و موی چرب دارند.

وی در مورد درمان چربی موی سر گفت: به جز استفاده از شامپوهای مخصوص موی چرب و شست و شوی بیشتر، راه دیگری برای درمان موی چرب تاکنون دیده نشده است ولی نباید فراموش کرد که موی چرب ربطی به ریزش مو ندارد و اینکه افراد فکر می‌کنند موی چرب زمینه‌ساز ریزش موست باور غلطی است.

این متخصص پوست و مو در پاسخ به اینکه «آیا می‌توان گفت که پوست چرب صورت باعث می‌شود تا فرد کمتر دچار چین و چروک شود؟»، گفت: این نیز پایه و اساس علمی ندارد و نمی‌توان گفت که افرادی که پوست چرب دارند از لحاظ پیری زود‌رس نسبت به افرادی که پوست خشک دارند مصون هستند بلکه تنها مصرف کرم‌های چرب‌کننده در این افراد کمتر است.

عضو هیئت ‌علمی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی بر این نکته تأکید کرد که افرادی که پوست چرب دارند، بهتر است در شست و شوی صورت دقت کنند تا با استفاده از شوینده‌های قوی دچار خشکی پوست نشوند؛ همچنین استحمام زیاد در این افراد ممکن است موجب بروز خشکی پوست در ساق پا، ساعد و کمر که غده چربی ندارد بشود و مصرف مرطوب‌کننده در این نقاط برای همه افراد توصیه می‌شود.

سه شنبه 3/10/1392 - 15:6

امیر دریادار حبیب‌الله سیاری فرمانده‌ای است که برای پاسداری از انقلاب اسلامی درجه را در میدان‌های نبرد کنار گذاشت.

خبرگزاری فارس: فرمانده‌ای که برای پاسداری از انقلاب درجه را کنار گذاشت

به گزارش خبرگزاری فارس از رشت، با پیروزی انقلاب اسلامی در سال 57 تحول عظیمی در کشور اتفاق افتاد و مردم از هر قشری برای پاسداری از انقلاب نوپای اسلامی تلاش کردند.

نیروهای مسلح برای حراست از انقلاب اسلامی در صف مقدم قرار داشتند و برای آگاهی بیشتر از تلاش نیروهای رزمنده با پیشکسوت نیروهای مسلح ناخدا یکم تکاور نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران جانباز 40 درصد دفاع مقدس «محمدرضا آقامحمدی» مصاحبه تفصیلی انجام دادیم که در زیر می‌خوانید:

فارس: ماموریت کلاه‌سبزها هنگام آغاز جنگ چه بود؟

- جنگ تحمیلی 31 شهریور سال 59 آغاز شد و هواپیماها و نیروی زمینی دشمن با تهاجم گسترده به خاک ایران حمله کردند و نیروها از نقاط مختلف به جبهه‌ها اعزام شدند و در آن زمان به همراه تعداد 117 نفر از تکاوران نیروی دریایی از پادگان منجیل به بندرعباس برای آموزش پدافندی اعزام شدیم و پس از آن به ماموریت دزفول در پایگاه وحدتی که دشمن تا رودخانه کرخه پیش‌روی کرده بود رفتیم، وضعیت نابسامانی وجود داشت حتی موشک عمل نکرده 17 متری در کنار مسجد پایگاه افتاده بود، نیروهای خودی با دیدن کلاه‌سبزها روحیه گرفتند و گروهان ما به همراه یک گروهان تانک نیروی زمینی در کنار رودخانه کرخه پدافند را آغاز کردند.

فارس: فرماندهی نیروها هنگام آغاز جنگ به چه صورت بود؟

- افسران متعهد در کنار نیروها حاضر بودند و امیر دریادار حبیب‌الله سیاری فرمانده کنونی نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران در آن زمان درجه افسری خود را کنده بود و به عنوان سرباز مخلص تا پای جان در کنار نیروها ایستاده بود و نیروها امیر سیاری را فرمانده انقلابی می‌دانستند و او را قبول داشتند.

فارس: آیا به ماموریت‌های دیگری اعزام شدید؟

- مدت 19 روز در کنار رودخانه کرخه شناسایی نیروهای دشمن را به عهده داشتیم و پس از اتمام ماموریت به منجیل برگشتیم و با تجدید سازمان دوباره به خرمشهر اعزام شدیم، در آن زمان نیروهای مختلفی در خرمشهر حضور داشتند و جنگ کلاسیک نبود و درگیری با دشمن به صورت نبردهای پارتیزانی و چریکی انجام می‌شد، بنی‌صدر که تصدی ریاست جمهوی را به عهده داشت برای اعزام نیروهای کمکی قول داده بود اما این قول عملی نشد تا اینکه خرمشهر سقوط کرد و پس از 60 روز به پادگان منجیل برای تجدید سازمان برگشتیم و پس از آن به طرف آبادان حرکت کردیم و در پدافند مقابل عراقی‌ها ایستادیم و پس از شش ماه با عقب‌نشینی نیروهای دشمن ماموریت تکاوران نیروی دریایی به نیروی زمینی واگذار شد.

فارس: پس از سقوط خرمشهر چه اقدامی صورت گرفت؟

- تشکیل گردان رهایی‌بخش خرمشهر از جمله اقدام‌هایی بود که در پادگان منجیل توسط تکاوران نیروی دریایی آغاز شد و آموزش تفنگداران دریایی توسط تکاوران صورت گرفت و در این زمان ماموریت جدید پدافند از جزایر ایران در خلیج فارس به این گردان واگذار شد.

فارس: تکاوران نیروی دریایی در چه ماموریت‌هایی شرکت کردند؟

- عملیات مروارید پس از 67 روز از آغاز جنگ تحمیلی از طریق گردان رزمی بوشهر با همکاری هوادریا و ناوگان نیروی دریایی انجام شد و دیگر اینکه اسکورت کشتی‌های تجاری و نفتی را به عهده داشتیم، ایستگاه‌های شنود دریایی آن زمان تشکیل شده بود و در جزیره فاو عراق توپ‌های دریایی را مستقر کرده بودیم و در مجموع تا پایان جنگ در آبادان، جزایر خلیج فارس و دریا برای اسکورات ناوگان حضور داشتیم.

فارس: ارتش ایران چه تفاوت‌هایی در قبل و پس از انقلاب دارد؟

- تفاوت ارتش در قبل و پس از انقلاب اسلامی بسیار است، قبل از انقلاب تمام تجهیزات از خارج از کشور وارد می‌شد و بدون اجازه مستشاران اراده انجام هیچ کاری را نداشتیم و نیروها را درباره تجهیزات هراس داده بودند و کسی اجازه نداشت کوچک‌ترین ابتکار و خلاقیت از خود نشان دهد و اگر فردی این امر را انجام می‌داد او را توبیخ می‌کردند اما پس از انقلاب اسلامی از تجهیزات تولید داخل استفاده می‌کنیم و آموزش‌ها بهتر شده و با بازسازی تجهیزات و شناورها وضعیت متفاوت است و اقتدار و مستقل بودن را به وضوح می‌بینیم.

فارس: بازنشستگان نیروهای مسلح با چه مشکلاتی مواجه هستند؟

- بازنشستگان نیروهای مسلح در موارد فرهنگی و اجتماعی نباید فراموش شوند و همسان‌سازی حقوق به بعضی از نیروها ضربه وارد کرده است، تلاش‌های فردی برای ارتقا نادیده گرفته می‌شود ضمن اینکه مسئولان باید به قول‌های خود عمل کنند و حقوق و مزایای عملیاتی نیروها هنوز پرداخت نشده که باید پرداخت شود.

دوشنبه 2/10/1392 - 11:33

فوق تخصص روانپزشکی کودک و نوجوان گفت: در بسیاری از موارد بی‌توجهی، لجبازی، نافرمانی، ‌مقابله‌جویی و عصبانیت کودک و دیگر حالت‌های رفتاری و هیجانی کودک متناسب با سن و سطح تکاملی‌اش است.

خبرگزاری فارس: لجبازی گاهی اقتضای سن کودک است

 

غزال زاهد در گفت‌وگو با خبرنگار بهداشت و درمان فارس، در پاسخ به پرسش یکی از شهروندان در بخش مشاور سلامت خبرگزاری فارس در مورد لجبازی و مشکلات رفتاری  کودکان، اظهار داشت: کم بودن دانسته‌های والدین در مورد روش‌های تربیت فرزند و آشنا نبودن با مراحل تکاملی کودک و اعمال رفتار نامتناسب با سن و مرحله تکاملی کودک به  شکایت‌های مادران منجر می‌شود.

فوق تخصص روانپزشکی کودک و نوجوان گفت: والدین اکثراً از رفتار و حالات هیجانی کودک خود شکایت دارند و عنوان می‌کنند که کودک، بی‌توجه، لجباز، نافرمان،‌مقابله‌جو و عصبانی است؛ همچنین از مسائل تغذیه‌ای کودک شکایت دارند.

عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی تصریح کرد: بعد از مراجعه والدین به روانپزشکان، وقتی ما با کودک صحبت می‌کنیم، متوجه می‌شویم که حالت‌های رفتاری و هیجانی کودک متناسب با سن  و سطح تکاملی‌اش است و مادر یا پدر به علت ناآگاهی و بی‌اطلاعی از این مقتضیات، نگران شده و با کودک برخورد می‌کنند و در نهایت به ما مراجعه می‌کنند.

زاهد ادامه داد:‌ باید در یک کلام ساده به خانواده‌ها گفت:، پدر و مادر عزیز! بعضی از رفتارهای هیجانی کودک مربوط به سن اوست و شما باید دانسته‌هایتان را زیاد کنید و بدانید که یک کودک دوساله لجبازی می‌کند یا کودک 3 ساله با توضیحات شما قانع نمی‌شود.

فوق تخصص روانپزشکی کودک و نوجوان افزود: پدر و مادران باید طی آموزش‌هایی با مراحل تکاملی کودک آشنا شوند و بدانند کودک را در هر مرحله چطور باید تربیت کنند.

فوق تخصص روانپزشکی کودک و نوجوان تصریح کرد: والدین توجه داشته باشند، دستور، تشویق و تنبیه در هر سن و در هر مرحله از رشد جسمی و عقلی کودک متفاوت است و باید با توجه به این رده سنی رفتار مناسب را اعمال شود.

دوشنبه 2/10/1392 - 11:32

عضو انجمن جهانی آسیب‌های ورزشی، آرتروسکوپی و جراحی زانو گفت: در افراد بالای ۶۰ سال، انجام جراحی مفصل زانو محدودیت ندارد اما وزن بالا روی مفصل مصنوعی اثر مخرب دارد و انجام این عمل برای بیماران مبتلا به فشار خون یا دیابت خطرناک است.

خبرگزاری فارس: سن مناسب برای جراحی زانو

آرش شرافت وزیری در گفت‌وگو با خبرنگار بهداشت و درمان فارس، در پاسخ به پرسش یکی از شهروندان در بخش مشاور سلامت خبرگزاری فارس، گفت: سال‌های زیادی است که مردم معتقدند تا زمانی که فرد به هر صورت با زانوهای عمل نکرده راه می‌رود نیازی به جراحی تعویض مفصل زانو ندارد.

وی ادامه داد: اما امروز با ابتلا به بیماری آرتروز، فرد به تدریج میزان فعالیت خود را به دلیل درد کم کرده و درد کمتری حس می‌کند و این باعث می‌شود که فرد بیمار کم کم علی‌رغم عدم شکایت واضح از درد، کم فعالیت و زمین‌گیر شود.

این جراح استخوان و مفاصل افزود: پیشرفت روش‌های جراحی، ارتقای کیفی ساخت پروتزها و پیشرفته‌تر شدن روش‌های بازتوانی باعث شده که دیگر محدودیت سنی برای این عمل جراحی مطرح نباشد و بر اساس ماهیت بیماری و شدت آن تصمیم به تعویض یا عدم تعویض مفصل زانو گرفته شود.

شرافت وزیری گفت: به افراد زیر 60 سال توصیه شده تا جایی که ممکن است از روش‌های جایگزین استفاده کنند، البته این توصیه مطلق نیست و موارد بسیاری از بیماران در سنین پایین‌تر نیز جراحی شده‌اند.

وی تصریح کرد: در افراد بالای 60 سال انجام جراحی محدودیت ندارد و تا زمانی که فرد سلامت جسمی و روانی دارد می‌تواند تحت عمل جراحی تعویض مفصل زانو قرار بگیرد و این تجویز نیز حتماً با صلاحدید جراح ارتوپد باید انجام شود.

آیا چاقی برای تعویض مفصل زانو ممنوعیت است؟

عضو انجمن جهانی آسیب‌های ورزشی، آرتروسکوپی و جراحی زانو گفت: وزن بالا علاوه بر اینکه باعث تخریب مفصل می‌شود به همان صورت نیز بر روی مفصل مصنوعی اثر مخرب دارد، همچنین افراد چاقی که به بیماری‌هایی مانند فشار خون یا دیابت مبتلا هستند، خطر دارد.

شرافت وزیری ادامه داد: از طرفی شخصی که دارای آرتروز زانو است، به علت عدم توانایی راه رفتن و فعالیت نمی‌تواند به راحتی وزن خود را پایین آورد، بنابراین برای انجام عمل جراحی باید تمام شرایط بیمار در نظر گرفته شود و افراد مبتلا به چاقی‌های متوسط هرگز ممنوعیتی برای تعویض مفصل زانو ندارند.

مدت زمان بستری برای عمل جراحی مفصل زانو

این جراح استخوان و مفاصل گفت: بیماران معمولا بین 4 تا 6 روز در شرایط عادی در بیمارستان بستری هستند و در طول بستری می‌توانند با کمک واکر (Walker) راه بروند و نظافت شخصی خود را نیز از طریق توالت فرنگی انجام دهند.

عمر پروتزهای مفصل زانو 

عضو انجمن جهانی آسیب‌های ورزشی، آرتروسکوپی و جراحی زانو در مورد عمر پروتزهای مفصل زانو گفت: امروزه با پیشرفت‌های حاصل شده در علم مهندسی پزشکی و بهتر شدن روش‌های جراحی، در شرایط ایده آل عمر پروتزهای زانو بین 10 تا 15 سال است که مجدد می‌توان پروتز دیگری را جایگزین آن کرد.

دوشنبه 2/10/1392 - 11:31

معاون آموزشی دانشکده دندانپزشکی بوشهر گفت: میان‌وعده‌هایی مانند چیپس، پفک، کیک و بیسکویت باعث پوسیدگی دندان در کودکان می‌شود.

خبرگزاری فارس: چیپس و پفک باعث پوسیدگی دندان در کودکان می‌شود

به گزارش خبرگزاری فارس از بوشهر، سعید باقی ظهر امروز در نشستی خبری افزود: والدین تصوّر می‌کنند بر اثر استفاده از قطره آهن دندان کودکشان پوسیده شده است در صورتی که هیچ دلیل علمی وجود ندارد که قطره آهن باعث این امر می‌شود.

معاون آموزشی دانشکده دندانپزشکی بوشهر بیان داشت: پوسیدگی دندان در کودکانی اتفاق می‌افتد که بهداشت دهان و دندان آن‌ها توسط والدین رعایت نمی‌شود و یا از میان وعده‌های پوسیدگی‌زا مانند چیپس، پفک، کیک و بیسکویت به صورت متناوب استفاده می‌کنند.

عضو هیئت علمی دانشکده پزشکی اضافه کرد: قطره آهن ترکیبی است که از 6 ماهگی تا 2 سالگی طبق نظر دکتر تجویز می‌شود چون تا قبل از آن به وسیله شیر مادر تأمین می‌شود.

باقی با بیان اینکه به محض رویش دندان‌های کودک باید تمیز کردن آنها توسط والدین شروع شود، گفت: والدین از حدود 6 ماهگی با گاز استریل مرطوب یا مسواک نرم مناسب کودک بدون استفاده از خمیردندان شروع به مسواک زدن دندان فرزند خود کنند.

متخصص دندانپزشکی خاطرنشان کرد: والدین دندان کودکان خود را از یک تا سه سالگی با مسواک بدون خمیردندان تمیز کنند و از 3 تا 6 سالگی از مسواک و خمیر دندان مخصوص کودکان استفاده کنند.

وی با تأکید به اینکه قطره آهن موجب پوسیدگی دندان‌ها نمی‌شود، تصریح کرد: برخی از دندان‌های شیری تا حدود 12 سالگی باقی می‌مانند و در صورت پوسیده شدن هر چه سریع‌تر باید مورد درمان قرار گیرند.

متخصص دندانپزشکی کودکان خاطرنشان کرد: کودکان باید شیر به‌ویژه شیر مادر را تا دو سالگی و موادی که حاوی آهن هستند مانند حبوبات، گوشت، زرده تخم مرغ و مواد مکمل آهن‌دار را مصرف کنند.

وی با بیان اینکه قطره آهن موجب تیرگی دندان‌های سالم می‌شود، تصریح کرد: برای جلوگیری از تغییر رنگ دندان‌ها موقع مصرف قطره آهن باید قطره عقب دهان ریخته شود و سپس با آب به کودک در فرو بردن آن کمک کنند و بعد از آن دندان‌ها به دقت تمیز شود.

این متخصص تأکید کرد: والدین باید مراقب باشند در صورتی که کودکشان شیر خشک مصرف می‌کنند قطره آهن را در شیشه شیر نریزند و برای اینکه قطره را راحت‌تر به فرزندشان بدهند آن را با یک قاشق آب میوه به نوزادشان بدهند.

وی دلیل اینکه قطره آهن را با آب میوه به کودکشان بخورانند گفت: این کار باعث می‌شود طعم تلخ آهن احساس نشود، ویتامین C موجود در آب میوه‌ها باعث جذب بیشتر آهن در معده و تغییر رنگ کمتر دندان‌ها می‌شود.

مکمل آهن ترکیبی مهم در ساختار هموگلوبین گلبول‌های قرمز خون است که نقش اکسیژن‌رسانی را بر عهده دارد و در صورت کمبود آهن در بدن باعث کاهش رشد طبیعی (قد وزن)، بهره‌هوشی، قدرت یادگیری، قدرت مقاومت بدن در برابر بیماری‌ها می‌شود و خستگی زودرس، احساس ضعف و بی‌حالی و کم اشتهایی از دیگر عوارض آن است.

دوشنبه 2/10/1392 - 11:30