تعداد مطالب : 837
تعداد نظرات : 483
زمان آخرین مطلب : 717روز قبل

 خواجه امام بومنصور حفده (محمد بن أسعد طوسی معروف به حفده ملقب به عمده الدین فقیه شافعی نیشابوری از علمای معروف نیشابور است ) که در اصحاب شافعی معتبر و متقدم است به وقت حضور او دیدند که روز عاشورا این قصه بر چه طریق گفت و حسین را بر عثمان درجه و تفضیل نهاد و معاویه را باغی خواند. و قاضی عمده‏ ساویی حنیفی (از عالمان و واعظان معروف ساوه بوده و درگذشت وی به سال ۵۶۷ در شهر ساوه رخ داده است. ) که صاحب سخن و معروف است در جامع طغرل با حضور بیست هزار آدمی این قصه به نوعی گفت و این تعزیت به صفتی داشت از سر برهنه کردن و جامه دریدن که مانند آن نکرده بودند ... دو واعظ معروف در بغداد بودند که در ایام عاشورا مجالس سوگواری داشتند. یکی از اینان علی بن حسین غزنوی حنفی بود که واعظ قهاری بوده و سلاطین در محفل روضه ‏خوانی او شرکت داشتند. واعظ دیگر امیر عبادی بود که او نیز روز عاشورا مقتل ‏خوانی داشت و ابن ‏جوزی نیز گزارشهایی از منبرهای او و کلمات کوتاهش نقل کرده است. به نظر می‏رسد که برگزاری مراسم عاشورا در بغداد میان سنی و شیعه ادامه یافته و هیچ‏گاه تعطیل نشده است
(تأملی در نهضت عاشورا، رسول جعفریان، صص ۲۹۶- ۲۸۷).

 

پنج شنبه 23/6/1396 - 5:26

ام الفضل دختر حارث روزى حضور رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) شرفیاب شده عرضه داشت دیشب خواب وحشتناكى دیدم . ... در خواب دیدم مانند آن كه قطعه از بدن شما جدا شد و در دامن من افتاد . رسول خدا فرمود : خواب بسیار خوبى دیدى . به زودى فاطمه (علیها السلام) فرزندى خواهد آورد و آن فرزند در دامن تو خواهد بود و چون حسین (علیه السلام) متولد شد آن حضرت در دامن من قرار گرفت . روزى همچنان كه حسین (علیه السلامم) در دامن من بود به رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) وارد شدم . حضرت نگاهى به حسین نمود و دیدگانش اشك آلود شد . عرضه داشتم پدر و مادرم فداى شما باد چرا گریستید ؟ فرمود : هم اكنون جبرئیل بر من نازل شد و خبر داد امت من به زودى همین فرزند مرا شهید مىكنند و خاكى از خاك سرخ رنگ او براى من آورد . حاکم نیشابوری بعد از نقل حدیث می گوید :هذا حدیث صحیح على شرط الشیخین ولم یخرجاه .

_________________________

 كتاب : المستدرك، نویسنده : الحاكم النیسابوری، جلد : 3، وفات : 405، تحقیق : إشراف : یوسف عبد الرحمن المرعشلی، توضیحات : طبعة مزیدة بفهرس الأحادیث الشریفة، ص176 به نقل از: (مجموعه مقالات و گفتار علمای اهل سنت) پدید آور: مولوی کاشانی ، مولوی عبدالرحمان چابهاری ، مولوی محمد یوسف حسین پور و مولوی مقیمی ناشر: آثار نفیس چاپخانه : شریعت چاپ اول زمستان 1388 مؤسسه آموزشی – پژوهشی مذاهب اسلامی و تاریخ مدینة دمشق ، ابن عساكر ، ج 14 ، ص 196 – 197 و البدایة والنهایة ، ابن كثیر ، ج 6 ، ص 258

سه شنبه 21/6/1396 - 6:22

کم کم به ماه ماتم محرم نزدیک می شویم. ماه توسل به اهلبیت و شخص امام حسین(ع)از توسل در قرآن شروع می کنیم. باید برادران احناف و اهل سنت ما بدانند که توسل و برپایی محافل عزاداری و مصیبت نه تنها بدعت نیست بلکه از امور مستحسن و نیکویی است که پیشوایان اهل سنت بخصوص احناف به آن توصیه و سفارش نموده اند. باری؛ آیات بسیاری در قرآن کریم وجود دارد که در خواست از غیرخداوند را مشروع می‌داند.

 از جمله:

1-«یَا أَبَانَا اسْتَغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا إِنَّا کُنَّا خَاطِئِینَ». [یوسف/سوره۱۲، آیه۹۷.] گفتند: «ای پدر! برای گناهان ما آمرزش خواه که ما خطاکار بودیم» در این آیه خداوند داستان برادران حضرت یوسف علیه‌السلام را یادآوری می‌کند که آنها بعد از پیشیمانی از کردارشان به پیش حضرت یعقوب علیه‌السلام آمدند و از او که پیامبر خدا بود درخواست کردند که از خداوند برای آنها طلب بخشش کند. حضرت یعقوب هم نگفت که چرا خودتان مستقیماً سراغ خداوند نمی‌روید و به من متوسل شده‌اید؛ بلکه به آنها وعده داد که از خداوند برای آنها طلب بخشش خواهد کرد: «قَالَ سَوْفَ أَسْتَغْفِرُ لَکُمْ رَبِّی إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ». [یوسف/سوره۱۲، آیه۹۸.] گفت: « به زودی از پروردگارم برای شما آمرزش می‌خواهم، که او همانا آمرزنده مهربان است ».

2-همچنین در آیه دیگر، خداوند استغفار مستقیم از خداوند و استغفار رسول اعظم(ص) برای مؤمنان گنهکار را نیکو و موجه می داند:  وَلَوْ أنَّهُمْ إذْ ظَلَمُوا أنْفُسَهُمْ جَاءُوكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللهَ تَوَّاباً رَحیماً(نساء 64) اگر ایشان وقتی به خودشان ظلم كردند نزد تو آیند پس از خداوند طلب بخشایش كنند ورسول خدا هم برای ایشان طلب بخشایش كند مسلما خداوند را توبه پذیر وبخشنده خواهند یافت. لازم به ذکر است: رفتن به نزد رسول خدا صلی الله علیه وآله برای طلب بخشایش در این آیه عام است ؛ شامل حیات ایشان و بعد از مرگ ظاهری می شود .

 

 

سه شنبه 21/6/1396 - 5:27

 (ابن‌تیمیه در کتاب منهاج السنه) گفته است شیعیان غلو می‌کنند، اموال تمام مسلمانان غیر شیعه را برای خودشان حلال می‌دانند. یا می‌گوید شیعیان به جای سلام علیکم، به مسلمانان می‌گویند سام علیکم؛ یعنی مرگ بر شما، شیعیان با عدد ده مخالف‌اند و عدد ده را به زبان نمی‌آورند؛ چون با عشره مبشره بالجنه مخالف‌اند. لذا کاری که ده تا باشد انجام نمی‌دهند و ساختمانی را که ده پایه یا ده ستون داشته باشد، نمی‌سازند. در حالیکه همه اینها تهمتای ناروا است

 

سه شنبه 14/6/1396 - 12:7

 دشمنان شیعه کتاب‌های افرادی را که تهمت‌های زیادی به شیعه زدند مانند ابن‌تیمیه را چاپ می‌کنند. ابن‌تیمیه فقط در کتاب منهاج السنه در همان چند صفحه اول بیش از ده تهمت بر شیعه زده است؛ مثلاً می‌گوید شیعه‌ها قرآن را تحریف کردند، شیعیان برای زن عدّه طلاق قائل نیستند، برای زن مهریه قرار نمی‌دهند، موقع نماز عمداً مقداری از قبله منحرف می‌شوند، در نماز شانه‌هایشان را تکان می‌دهند، شیعیان دروغ‌گوترین افرادند، قائلند که نمازهای واجب پنجاه‌تاست. در حالیکه همه اینها تهمتای ناروا است

 

سه شنبه 14/6/1396 - 12:6

برخی از منافقین می گویند شیعه در پایان نماز وقتی دستهایشان را سه مرتبه تا بناگوش بالا می برند می گویند: خان الامین(سه مرتبه)...یعنی جبرئیل امین خیانت کرد ، باید وحی را به علی(ع) می آورد (نعوذ بالله) خیانت کرد و به محمد(ص) برد.. درحالیکه شیعیان فقط تکبیر(الله اکبر) می گویند و خدا را به بزرگی یاد می کنند نه چیز دیگر

 

سه شنبه 14/6/1396 - 12:4

 از ابن عمر روایت شده که گفت: کان رسول الله(ص) یصلی علی الخمرة و یسجد علیها؛ [مجمع الزوائد و منبع الفوائد، علی بن ابی بکر الهیثمی،، ج2، ص 56.] پیامبر (ص) بر خمره نماز می خواند و سجده می کرد. این روایت از امهات المومنین عایشه[سنن ترمذی، ج1،ص 352.] میمونه[صحیح بخاری، ج1، ص 106]، ام سلیم[مجمع الزوائد و منبع الفوائد، علی بن ابی بکر الهیثمی،، ج2، ص 56]، ام سلمه[سند قبل] و ام حبیبه[سند قبل] نقل شده است. همچنین از اصحاب، جابر، انس[سند قبل] و ابن عباس،[ سنن ترمذی، ج1، ص 352] از تابعین هم ابن عمر این روایت را نقل کرده اند. پس نباید بر شیعیان که بر خاک سجده می کنند ایراد گرفت چرا که این عمل آنان عین سنت رسول الله(ص) است

 

يکشنبه 12/6/1396 - 7:1

 دکتر قفاری کتابی در سه جلد علیه شیعه نوشته است. او هم افترائات زیادی می‌زند از جمله می نویسد: شیعیان برای شفا از خاک کربلا استفاده می‌کنند و معتقدند که شفا از خود این خاک است، نه از خدا: «اَنّ الشفاء من تراب القبر لا من رب الارباب»؛ درحالی‌که روایات موجود در این زمینه صریحاً شفا را به خداوند نسبت می‌دهند؛ از جمله روایت معروفی است که می‌گوید خداوند به امام حسین(علیه السلام) در عوض شهادت چند چیز داد؛ از جمله: «جعل الشفاء فی تربته؛ خداوند شفاء را در تربتش قرار داد». صریحاً روایات ما شفا را به خدا نسبت می‌دهند، اما قفاری می‌گوید شیعیان معتقدند که این شفا هیچ ربطی به خدا ندارد و مستقلاً از خود خاک است نه از خدا. vahhabiyat.com

 

 

يکشنبه 12/6/1396 - 7:0

 در کتاب دراسات فی الفرق، نوشته دکتر صابر طعیمه، چاپ ریاض (مطبعة المعارف) تهمتهای ناروایی علیه شیعه روا داشته شده است. وی نوشته است که شیعیان مقام الوهیت برای حضرت علی قائل‌اند و این غلو در مورد تمام دوازده امام وجود دارد. وی به روایتی از اصول کافی استناد می‌کند که امام هشتم شیعیان گفته­ اند ما همه پسران خداییم: «نحن ابناء الله» و به کتاب اصول کافی، ج1، ص223، چاپ تهران آدرس می‌دهد تا مخاطب به آن شک نکند. وقتی به کافی مراجعه کنیم ، این چنین است: «أما بعد فنحن أمناء الله فی أرضه؛ ما امین‌های خدا در زمین هستیم». این نویسنده ، «میم» را به «ب» تبدیل کرده و گفته امام رضا فرموده: نحن ابناء الله؛ ما پسران خداییم. نتیجه گرفته که شیعه برای خدا دوازده پسر قائل است و مسیحی‌ها یک پسر برای خدا قائل‌اند؛ پس شیعیان بدترند. vahhabiyat.com

 

يکشنبه 12/6/1396 - 6:59

در روایاتی ابوحنیفه برای به دست آوردن حکم مسئله ای، به اهل بیت(علیهم السلام) مراجعه می کند که خود حاکی از پذیرش مرجعیت علمی اهل بیت(علیهم السلام) است.

1. ابوحنیفه از امام صادق(ع) درباره فردی که دیگری را (یا فاسق) خطاب کرده می پرسد و امام صادق(ع) می فرماید: حدی بر وی نیست بلکه تعزیر می شود

2. ابوحنیفه از امام صادق می پرسد: چگونه در قتل دو شاهد کفایت می کند در حالی که برای زنا چهار شاهد باید اقامه شود با وجودی که قتل مهمتر از زنا است؟ و امام جواب می دهند که: قتل فعل واحد است ولی زنا دو فعل است بناء دو شاهد برای مرد و دو شاهد برای زن لازم است.

3. محمدبن مسلم می گوید: زنی نزد من آمد و گفت: دختری دارم که هنگام زایمان از دنیا رفت ولی بچه داخل شکمش تکان می خورد باید چکار کنم؟ من با ارجاع به قول امام باقر(ع) در این خصوص مبنی بر شکافتن شکم مادر و بیرون آوردن طفل راهنماییش کردم بعد به آن زن گفتم چه کسی به تو گفت که نزد من آیی؟ زن گفت: نزد ابوحنیفه رفتم . او گفت: در این مورد چیزی گفتنی ندارم نزد محمد بن مسلم برو و فتوای او را به من هم بگو ...

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 1. عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ مُحَمَّدٍ الْمِنْقَرِیِّ عَنِ النُّعْمَانِ بْنِ عَبْدِ السَّلَامِ عَنْ أَبِی حَنِیفَةَ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنْ رَجُلٍ قَالَ لآِخَرَ یَا فَاسِقُ قَالَ لَا حَدَّ عَلَیْهِ وَ یُعَزَّرُ (كلینى، محمد بن یعقوب بن اسحاق، الكافی (ط - الإسلامیة)، 8جلد، دار الكتب الإسلامیة - تهران، چاپ: چهارم، 1407 ق.ج7 ؛ صص242 و 404 ابن بابویه، محمد بن على، علل الشرائع، 2جلد، كتاب فروشى داورى - قم، چاپ: اول، 1385ش / 1966م. ؛ ج2 ؛ ص510شیخ صدوق، علل الشرایع، ج2،ص510)

 2. عَنْ إِسْمَاعِیلَ بْنِ أَبِی حَنِیفَةَ عَنْ أَبِی حَنِیفَةَ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع كَیْفَ الْقَتْلُ یَجُوزُ فِیهِ شَاهِدَانِ وَ الزِّنَا لَا یَجُوزُ فِیهِ إِلَّا أَرْبَعَةُ شُهُودٍ وَ الْقَتْلُ أَشَدُّ مِنَ الزِّنَا فَقَالَ لِأَنَّ الْقَتْلَ فِعْلٌ وَاحِدٌ وَ الزِّنَا فِعْلَانِ فَمِنْ ثَمَّ لَا یَجُوزُ فِیهِ إِلَّا أَرْبَعَةُ شُهُودٍ عَلَى الرَّجُلِ شَاهِدَانِ وَ عَلَى الْمَرْأَةِ شَاهِدَانِ. (طوسى، محمد بن الحسن، تهذیب الأحكام (تحقیق خرسان)، 10جلد، دار الكتب الإسلامیه - تهران، چاپ: چهارم، 1407 ق. ؛ ج6 ؛ ص278)

 3. وَ عَنْهُ عَنْ سَعْدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ بُكَیْرٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ إِنِّی ذَاتَ لَیْلَةٍ لَنَائِمٌ عَلَى السَّطْحِ إِذْ طَرَقَ الْبَابَ طَارِقٌ فَقُلْتُ مَنْ هَذَا فَقَالَ أَشْرِفْ رَحِمَكَ اللَّهُ فَأَشْرَفْتُ فَإِذَا امْرَأَةٌ فَقَالَتْ لِی ابْنَةٌ عَرُوسٌ یَضْرِبُهَا الطَّلْقُ فَمَا زَالَتْ تُطْلَقُ حَتَّى مَاتَتْ وَ الْوَلَدُ یَتَحَرَّكُ فِی بَطْنِهَا وَ یَذْهَبُ وَ یَجِیءُ فَمَا أَصْنَعُ فَقُلْتُ لَهَا یَا أَمَةَ اللَّهِ سُئِلَ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ الْبَاقِرُ ع عَنْ مِثْلِ هَذَا فَقَالَ یُشَقُّ بَطْنُ الْمَیِّتِ وَ یُسْتَخْرَجُ الْوَلَدُ یَا أَمَةَ اللَّهِ افْعَلِی مِثْلَ ذَلِكَ یَا أَمَةَ اللَّهِ إِنِّی رَجُلٌ فِی سِتْرٍ مَنْ وَجَّهَكِ إِلَیَّ قَالَتْ لِی رَحِمَكَ اللَّهُ جِئْتُ إِلَى أَبِی حَنِیفَةَ صَاحِبِ الرَّأْیِ فَقَالَ لِی مَا عِنْدِی فِیهَا شَیْءٌ وَ لَكِنْ عَلَیْكِ بِمُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ الثَّقَفِیِّ فَإِنَّهُ یُخْبِرُكِ فَمَا أَفْتَاكِ بِهِ مِنْ شَیْءٍ فَعُودِی إِلَیَّ فَأَعْلِمْنِیهِ فَقُلْتُ لَهَا امْضِی بِسَلَامٍ فَلَمَّا كَانَ الْغَدُ خَرَجْتُ إِلَى الْمَسْجِدِ فَإِذَا أَبُو حَنِیفَةَ یَسْأَلُ أَصْحَابَهُ عَنْهَا فَتَنَحْنَحْتُ فَقَالَ اللَّهُمَّ غَفْراً دَعْنَا نَعِیشُ (مفید، محمد بن محمد، الإختصاص، 1جلد، الموتمر العالمى لالفیة الشیخ المفید - ایران ؛ قم، چاپ: اول، 1413 ق. ، ص: 204)

 

يکشنبه 12/6/1396 - 6:15