تعداد مطالب : 75
تعداد نظرات : 221
زمان آخرین مطلب : 2657روز قبل
در بازگشت از کلیسا، جک از دوستش ماکس می پرسد:«فکر می کنی آیا می شود هنگام دعا کردن سیگار کشید؟ماکس جواب می دهد: چرا از کشیش نمی پرسی؟»جک نزد کشیش می رود و می پرسد:« جناب کشیش، می توانم وقتی در حال دعا کردن » هستم، سیگار بکشم؟« کشیش پاسخ می دهد: نه، پسرم، نمی شود. این بی ادبی به مذهب است. »جک نتیجه را برای دوستش ماکس بازگو می کند… « ماکس می گوید: تعجبی نداره. تو سوال را درست مطرح نکردی. بگذار من بپرسم.»ماکس نزد کشیش می رود و می پرسد: « آیا وقتی در حال سیگار کشیدنم می توانم دعا کنم »؟کشیش مشتاقانه پاسخ می دهد: مطمئناً ، پسرم. مطمئناً !
جمعه 26/1/1390 - 2:40

سلام... نه خدافظ... نه نه... نمیدونم!!! اصلا ولش کن. یه عالمه دلتنگم! نمیدونم دلتنگ کی ولی دلتنگم. کتاب حافظ رو باز کردم دیدم نوشته یوسف گمگشته ... حالا دلم آروم گرفت... تو هم میتونی آروم بگیری... پس برو پیش همون که میدونی................

چهارشنبه 24/1/1390 - 20:13

آن مرد در باران رفت ,

کهکشان احساسم را تقدیمت کردم .

به ازای فقط یک امتیاز در هر روز !

قرعه کشی قلب تو از همین آغاز ...

نا عادلانه است !!!
جمعه 3/8/1387 - 0:52

 

% احساس آسمانیت وجودم را لرزاند .

% چه حقیرانه در پی طلا کردن خاک هستیم !!!

% که اگر می توانستیم, چیز دیگر می خواستیم .

% تویی که به دوستی با ابر ها قانعی ...

% ما را نیز با خدا آشتی بده !

 

جمعه 26/7/1387 - 0:23

- ارتش ها معمولا بدون تور با هم توپ بازی می کنند.

- باران برای صرفه جویی همیشه قطره قطره می بارد.

- موهایش را رنگ می زند تا دیگران را رنگ کند.

- آنقدر ریاضیاتش ضعیف است که نمی تواند حواسش را جمع کند.

- سعی می کند زیاد به دوستان سر نزند تا مبادا ضربه مغزی شود.
پنج شنبه 18/7/1387 - 20:29

# دعا کنید.

# سریع یک دوش جانانه بگیرید.

# آواز بخوانید.

اتاقتان را جمع و جور کنید.

# پختن شام را به عهده بگیرید.

# هر چیزی که دلتان می خواهد بخورید.

# به استخر بروید و لذت ببرید.

# با خانواده ی خود به سینما بروید.
سه شنبه 16/7/1387 - 15:19

اگر تنها ترین تنها ها شوم باز خدا هست

 

او جانشین همه نداشتن های من است

 

نفرین و آفرین ها بی ثمر است

 

اگر تمامی خلق گرگ های هار شوند و

 

از آسمان هول و کینه بر سرم بارد

 

تو مهربان جاودان و آسیب ناپذیر هستی

 

ای پناهگاه ابدی بیا با هم به آرامش زیبای غروب

سفر کنیم

 

آنجا که در نگاه بی کلام خورشید

 

هزاران ترانه در ترنم است و

 

آنجا که آوای سروش را جز با گوش جان توان

 

شنیدن نخواهد بود....!!!! 

شنبه 13/7/1387 - 0:48

                    چندیست که بیمار وفایت شده ام

                   در بستر غم چشم به راهت شده ام

                        این را تو بدان اگر بمیرم روزی                  

                   مسئول تویی که من فدایت شده ام

شنبه 13/7/1387 - 0:42
از کودکی پرسیدم عشق چیست؟


                                 گفت  ****** :بازی

از نوجوانی پرسیدم عشق چیست؟

                                 گفت:****** رفیق بازی

از جوانی پرسیدم عشق چیست؟

                                  گفت:****** پول و ثروت

از پیرمردی پرسیدم عشق چیست؟

                                   گفت******:عمر

از عاشقی پرسیدم عشق چیست  

                                چیزی نگفت****** آهی کشید و سخت گریست 
جمعه 12/7/1387 - 0:42

تا باد هست خواهم لرزید تا عشق هست خواهم وزید تا

نگاه هست خواهم دید تا پگاه هست خواهم رویید تا راز

هست ، خواهم جست تا ریا هست خواهم شست تا هستی

است ،‌خواهم زیست تا مرگ هست ، خواهم خندید ...........

جمعه 12/7/1387 - 0:35