انتظار
توسط : mohsen_yahoo

می‌گویند که تو دیده نمی‌شوی ولی از همه‌ی دیدنی‌ها دیدنی‌تری.
آنها که بویت را استشمام کردند گفتند که بوی گل وجودت از هزاران گل بوستان بوئیدنی‌تر است.
گفتند که غیبت را انتظاری بزرگ باید بود ولی آرزومندان تو هر وقت که خواستند تو را دیدند. اگر چه ناپیدایی ولی هر که نامت را از ته دل صدا زد، تو از پشت پرده‌های غیبت به یاری او شتافتی. حضور تو مثل نسیم خوشبوی است که از عطرش، غنچه‌ها می‌شکفند و شاخه‌ها جوانه می‌زنند. حور تو مثل آهنگ دل نوازیست که از طنین آن پرندگان سرمست می‌شوند.
انتظار واژه‌ای است آشنا برای من و تو که هر بار بر وجودم سایه می‌افکند غربتش را بیش از پیش درک می‌کنم و غربت عجیب‌ترین حس هست، وقتی که در تار و پود وجودم ریشه می‌دواند مرا با خود به دیدار چشمان مانده به راه یعقوب می‌برد به اوج خواستن و نیایش. غربت، با من عشق را نجوا می‌کند و مرا به ایمانی پایدار می‌خواند که او خواهد آمد آن‌گاه غوغایی در درونم به پا می‌شود
و انتظار دیگر برایم به مفهوم فاصله نیست که عهدیست برای رسیدن، پیمانی برای پاک ماندن تا آمدنش در بهاران.
به خدایش سو گند عاشقانه به انتظارش می‌نشینیم و همیشه باورم به آمدنش استوار و چشمانم به راهش برقرار خواهد ماند.

آن سفر کرده که صد قافله دل همراه اوست
هر کجا هست خدایا به سلامت دارش

جمعه 3/3/1398 - 18:17
پسندیدم 0
UserName