كرامت های تازه
توسط : ya mahdi10

كرامت های تازه

سابقاً كرامت هایی كه در حرم مطهر حضرت معصومه(ع) بروز می كرد، با كمال تأسف ثبت و ضبط نمی شد، ولی اخیراً با تولیت محترم جدید، كه تحولی شایان توجه در حرم، از جهات گوناگون به وجود آمده، به این امور توجه می شود، در این راستا ضمن تشكر از مقام سرپرستی حرم مطهر، نظر شما را به موارد زیر از كرامت های تازه كه در دفتر تبلیغات آستانه به ثبت رسیده و توسط حضرت حجه الاسلام آقای محمد نظری، در اخیتارم قرار گرفته جلب می كنم:

9ـ شفا یافتن دختر فلج

بار دیگر شبانگاهان هنگامی كه دیدگان غفلت زده محو تماشای ظلمت خود گردیده بود دست فیاض الهی از آستین كریمه اهل بیت(ع) به درآمد و چراغی به روشنی خورشید ولایت فرا روی عاشقان دل سوخته بر افروخت. سخن از گذشته های دور نمی باشد بلكه حقیقتی است محقق در جمعه شب 23/2/1373 شمسی.

آن زمان كه دیگر درهای عالم مادی بسته می شود و تنها و تنها چشم امید به قدرت بی انتها است چاره ساز می گردد. سخن از لطف و كرامت و مهربانی و محبت است.

آری بار دیگر جمعه شب شاهد گشوده شدن خزائن غیب گشتم و نزول رحمت الهی، شامل حال مسافری گردید، اومسافری بود از راه دور، مسافری كه بْعد مسافت را طی كرده بود و درعین دوری، بسیار نزدیك بود. آری، او دختری بود چهارده ساله، از اهالی روستای شوط ماكو، از شهرهای آذربایجان، در گفتگویی مختصر شرحی از بی نهایت هستی را بر ایمان بازگو كرد و او این چنین آغاز نمود:

رـ ا... هستم، از اهالی شوط ماكو. چهار ماه پیش بر اثر یك نوع سرماخوردیگ از هر دو پا فلج شدم، خانواده ام مرا به بیمارستان های مختلف در شهرهای ماكو، خوی و تبریز بردند، ولی همه پزشكان پس از عكس برداری و انجام آزمایش ها از درمانم عاجز شدند و من دیگر نمی توانستم پاهایم را حركت دهم، تا ا ین كه چهارشنبه 21/2/73 در عالم رؤیا دیدم كه خانمی سفید پوش سوار بر اسبی سفید به طرف من آمدند و فرمودند:"چرا از همان ابتدای بیماری به قم پیش من نیامدی تا شفاعت دهم؟" با اضطراب از خواب پریدم و جریان خواب را با عمو و عمه ام در میان گذاشتم و آنها نیز بلافاصله مقدمات سفر به قم را فراهم آورند. لذا روز جمعه 23/2/73 ساعت 30/7 دقیقه بعد از ظهر به حرم مطهر مشرف شدیم. پس از نماز مشغول خواندن زیارتنامه شدم كه ناگهان صدای همان خانمی كه در خواب دیده بودم به گوشم رسید كه: بلند شو راه برو كه شفایت دادم. من ابتدا توجهی نكردم و باز مجدداً همان صدا با همان الفاظ تكرار شد. این بار به خود حركتی دادم و مشاهده كردم كه قادر به حركت می باشم و مورد لطف آن بی بی دو عالم قرار گرفته ام.

این بود مشتی از خروار الطاف بی شمار این دْر بی نظیر كه به واسطه وجود پاكش سرزمین قم تقدس یافته و مسكن و مأوای عاشقان و سالكان طریق هدایت و قبله آمال عارفان حقیقت گشته است. به امید آن كه این شرح بی نهایت شربتی باشد به كام خشكیده عاشقان دل سوخته و چراغ راهی گردد برای بیدار شدگان از خواب غفلت و بدان امید كه حضرتش همه را از ره لطف بنوازد و بر سبیل هدایت رهنمون گردد.(236)

ـ‌ نسیم رحمت بر اعصاب مبتلا به تشنج

بار دیگر دست رحمت حق از بارگاه مقدس حضرت فاطمه معصومه(ع) ظاهر گشت خسته دلی از فرزانگان عاشق را امداد نمود. دل شكسته ای كه بهار زندگی او قرین خزان شده بود به میهمانی نور آمد تا خواهر امام هشتم(ع) را به شفاعت درگاه الهی برد.

این كرامت در روز پنجشنبه 2/4/73 ایامی واقع می شود كه واپسگرایان منافق، حریم مقدس رضوی را آماج انفجار بمب قرار داده و عده ای از پروانه های سوگوار در عزای حسینی را در جوار ضریح مقدس ثامن الحجج(ع) آن هم در مقدس ترین روز مقدس ترین ساعت دراین كشور امام زمان(عج) به شهادت رساندند و یا مجروح ساختند.

خواهر پ ـ م اهل باختران در سال سوم دبیرستان مبتلا به تشنج اعصاب گشته و پس از مدت ها مداوا و معالجه نامید از همه جا به همراه خانواده قصد زیارت بارگاه رضوی را می نمایند تا شفای درد را از باب الحوائج بستانند.

اكنون به فرموده مادر ایشان به حكایت این كرامت توجه كنید:

هنگامی كه به شهر مقدس قم رسیدیم با خود گفتم خوب است اول به زیارت خواهر امام رضا(ع) بروم، اگر جواب ندادند، به مشهد می رویم، ساعت 2 بعد از نیمه شب به قم رسیدیم و اطاقی كرایه كردیم و ساعت 9 صبح به حرم مشرف شدیم، و دخترم را كه به سختی می خوابید و گاهی اگر اعصاب او متشنج می شد باعث مشكلاتی می گشت با توجه و توسل به حضرت، او را نزدیك ضریح بردم و به راحتی خوابید، پس از مدتی كه از نماز ظهر و عصر گذشت بوی عطر عجیبی حرم را گر فت و دیدم دست راست دخترم سه مرتبه به صورتش كشیده شد و رنگ او برافروخته گردید و گوشه چادر او را كه به ضریح گره كرده بودم باز شد، و دستبند پارچه ای سبز هم باز شد، و دخترم به راحتی از خواب بیدار شد و گفت: مادر كجاییم؟

گفتم: در حرم مطهر حضرت معصومه(ع) گفت مادر گرسنه ام!! من كه حسرت شنیدن این كلمه را چندین ماه داشتم بلافاصله گفتم برویم بیرون از حرم مطهر، او هم قبول كرد، همین كه می آمدیم از او پرسیدم مادر احساس ناراحتی نمی كنی، آن چنان كه سابق بودی؟ گفت: نه اَلْحُمًدْلله خوب هستم، كنار حوض صحن آمدیم و آبی به صورتش زدم و احساس كردم كه حالت او طبیعی شده و از این بابت از حضرت معصومه(ع) تشكر و قدردانی می نمایم، امیدوارم خداوند همه بیماران اسلام را شفا دهد.

ای خواهران و برادران مسلمان! با دل پاك و قلب سلیم و دوری از گناه،‌و اعتقد به قدرت الهی و با متوسل شدن به عنایات ائمه معصومین(ع) و اولیای الهی است كه می توان موفق به دریافت فیض الهی گشت.(237)

11ـ شفای دخترك مبتلا به فلج

در آستانه سال 1375 هجری شمسی كه مقارن با اول ذیقعده 1416 هجری قمری برابر با سالروز ولادت حضرت فاطمه معصومه(ع) بود، كریمه اهلبیت نور امید در دل زائرین با صفای خود تابانید، و برای زائر دل خسته و دل شكسته خود كه دخترك 11 ساله از اهالی مازندران بود از خدای متعال طلب شفا نمود.

زائری در نهایت پاك دلی و خلوص كه مدت ها در حال گلو در و حالت تهوع به سر می برد و سرانجام مبتلا به فلج در ناحیه پای راست گردیده بود پس از معالجات مكرر نزد اطبای متعدد، مأیوس گردید و در حالی كه در هاله ای از غم فرو رفته و به آینده تاریك خود فكر می كند به زیارت این بانوی مكرمه دعوت می شود.

در شب جمعه 3/12/1374 به همراه خانواده خود به حرم مطهر مشرف می شوند و در حالی كه مادر مهربان و دل سوخته او از سر شب تا به صبح در كنار فرزند دردمند خود بیدار می ماند و با خدای بزرگ راز و نیاز می نماید و حضرت فاطمه معصومه(ع) دخت گرامی امام هفتم موسی بن جعفر(ع)را به شفاعت می خواند، نزدیك اذان صبح مشاهده می كند بیمار او كه مدت ها توان ایستادن و حركت نداشت از خواب برخاسته و روی پا می ایستد! مادر با تعجب از حال او می پرسد و او را راه می برد و متوجه می شود كه سلامت فرزندش بازگشته و مورد لطف و كرامت كریمه‌ اهلبیت(ع) قرار گرفته است. پس از دو روز از این واقعه كه سلامتی این طفل تحقیق و تثبیت شد در دفتر كرامات حضرت فاطمه معصومه(ع) ثبت گردید.

آری اینجاست كه جایگاه بلند لطف و مهربانی خداوند است. اینجا است كه چنان چه با اخلاص و دلی سوخته قدم بنهی بنابر مصلحت الهی حاجت روا می گردی و این نمونه ای از هزاران عنایتی است كه از جانب خدا و از آستین محدثه آل طه، مریم آل رسول، كریمه اهلبیت(ع) فاطمه معصومه(ع) صارد گردیده، امید كه این عنایات خاصه شامل حال همه زائرین مخلص و با صفای این بارگاه نورانی قرار گیرد.(238)

12ـ جام شفا

اینجا حریم كبریایی و دریچه دلگشایی به جهان غیب است. در اینجاست كه گاه در میان آن همه راز و نیاز، نوری می درخشد و حادثه ای مبارك رخ می دهد و توجهی خاص و عنایتی از ناحیه مقدسه كریمه اهلبیت(ع) حضرت فاطمه(ع)، دردمندی و گرفتاری را دستگیر می شود و او را از انبوه غم و شدت گرفتاری رهایی می بخشد.

و این بار هم دل شكسته ای كه چندین سال به فلج پا مبتلا شده بود و این مشكل، او و خانواده او را در كویری از ناامیدی ها رها ساخته بود، به این بارگاه ملكوتی روی می آورد و به میمنت نیمه شعبان عیدی می گیرد و سرانجام با دو پای سالم به خانه برمی گردد.

چه بهتر كه شرح واقعه را از آن گرامی بشنویم:

"اینجانب الف ـ م، مازندرانی، كارمند بازنشسته و ساكن مشهد می باشم كه به مدت سه سال مبتلا به دردكمر و فلج هر دو پا شده بودم و با ایكه مخارج زیادی در معالجات كردم تأثیری نكرد. لذا از همه جا مأیوس شدم و مكرر در مجالس دعا و توسلات در حرم مطهر حضرت ثامن الحجج(ع) به قصد شفا شركت می كردم، لكن عنایت آن حضرت شامل حالم نشد.

سرانجام در اوایل ماه شعبان بود كه می دیدم همه مردم در ایام ولایت و امامت شادمان هستند، ولی خانواده من بر اثر مشكلاتی كه برای ایشان داشتم در غم و حزن به سر می برند.

این بود كه به حرم حضرت رضا(ع) مشرف شدم و با سوز دل حرف آخر را زدم و عرض كردم:"آقا! شما غیر مسلمانان را محروم نمی كنید، پس چرا به من كه شیعه و متوسل به فیض و كرم شما هستم توجه ندارید؟! آقا! یا جوابم را بدهید یا به پابوس خواهرتان می روم و شكایت می كنم و آن حضرت را واسطه می سازم!"

همان شب خواب دیدم خانم حضرت معصومه(ع) را با حجابی كامل و نقابی نورانی كه به من فرمود: به قم بیا تا درد تو را شفا دهم!! از خواب بیدار شدم و خوابم را برای خانواده نقل كردم وگفتم گویا شفای من به حضرت معصومه(ع) حواله شده باشد. ولی براثر وضع خاص و مشكلات نمی توانستم تصمیم جدی بگیرم.

چند روز گذتش. مجدداً حضرت را در خواب دیدم كه فرمود: چرا به قم نمی آیی؟! عرض كردم خانم! شما كه از حال و وضع من خبر دارید. چطور بیایم؟! اگر می شود همین جا شفایم بدهید.

فرمودند: باید به قم بیایی. از خواب بیدار شدم و تصمیم قطعی برآمدن گرفتم و در روز دوشنبه 14 شعبان مطابق با 26/10/73 شمسی ساعت 8 صبح به حرم حضرت معصومه(ع) مشرف شدم، پس از زیارت والتجاء به واسطه خستگی راه خوابم برد، مجدداً حضرت را به خواب دیدم، با چادری مشكی و نقاب سبز فرمود: پسرم! خوش آمدی، اكنون به وعده وفا كردم و تو شفا یافتی برخیز!! عرض كردم: نمی توانم؟! فرمود: این استكان چای را بخور بلند شو! چنین كردم. از خواب بیدار شدم، احساس كردم می توانم روی پایم بایستم، لذا با پای خودم به ضریح مطهر نزدیك شدم و فریاد زدم:"بابا! حضرت شفایم داد!!"

اینجا بود كه زائرین محترم مرا به دفتر آستانه مقدسه آوردند. و اكنون از حضرت تشكر می كنم و از خداوند شفای همه مریضان اسلام را می خواهم."والسلام علیكم و رحمه الله و بركاته"(239)

شفای چشم طلبه نخجوانی

آیه الله العظمی ناصر مكارم شیرازی(دام ظله) نقل فرمود: پس از فروپاشی شوروی سابق، و آزاد شدن جمهوری های اسلامی از جمله جمهوری نخجوان، شیعیان نخجوان تقاضا كردند كه عده ای از جوانان خود را برای تحصیل علوم حوزوی، به حوزه علمه قم بفرستند، تا در آینده برای تبلیغ در آن منطقه، آماده گردند، استقبال عجیبی از این امر شد، از بین سیصد نفر داوطلب، پنجاه نفر كه معدل بالایی داشتند انتخال شدند، ولی در این میان جوانی با داشتن معدل بالا به خاطر اشكالی كه در چشمانش بود، انتخاب نشد، با اصرار پدر ایشان، مسؤول مربوط به ناچار او را نیز پذیرفت، هنگام فیلم برداری از مراسم بدرقه این كاروان علمی، مسؤول فیلم برداری، دوربین را روی چشم معیوب این جوان، متمركز كرد، و تصویر برجسته آن را به نمایش گذاشت، جوان با دیدن این منظره، بسیار ناراحت و دل شكسته شد، كاروان به قم رسید، و در مدرسه مربوط ساكن شد، این جوان در حرم حضرت معصومه(ع) مشرف گردید، با اخلاص تمام به حضرت معصومه(ع) متوسل شد، و در همان حال خوابش برد، در عالم خواب، عوالمی را مشاهده كرد، پس از بیداری، چشمانش را سالم یافت، به حجره اش بازگشت، دوستان و آشنایان، چشم او را سالم یافتند، و با مشاهده چنی كرامتی از حضرت معصومه(ع) تحت تأثیر شدید قرار گرفتند و دسته جمعی به حرم برای دعا و مناجات آمدند، و ساعت ها در حرم حضرت معصومه(ع) به دعا و توسل پرداختند.

هنگامی ك این خبر به نخجوان رسید، شیعیان آنجا با اصرار تقاضا كردند كه این جوان شفا یافته به آان باز گردد، تا دیدار او موجب بیداری و هدایت دیگران، و استحكام عقیده مسلمانان شود.(240)

---------------------------------------------------
(1) ـ واحد تبلیغات آستانة‌مقدسه حضرت معصومه (سلام الله علیها)، سال 1373 شمسی.
(2) ـ واحد تبلیغات آساته مقدسه حضرت فاطمه معصومه (سلام الله علیها)، سال 1373 شمسی.
(3) ـ واحد تبلیغات آستانة مقدسه قم، سال 1375 شمسی.
(4) ـ 1. واحد تبلیغات آستانة مقدسة قم، سال 1373 شمسی.
(5) ـ ضبط صوتی و تصویری این مصاحبه با آیه الله العظمی مكارم شیرازی، در واحد فرهنگی آستانه مقدسة قم موجود است.
------------------------------------
محمد محمدی اشتهاردی

 

چهارشنبه 2/12/1391 - 12:5
پسندیدم 0
UserName