امامت از دیدگاه تشیع و تسنن 1
توسط : mojtaba1370
نقطه اوج و اصلی اختلاف بین شیعه و سنی مسئله امامت است و اختلافات دیگر از این مسئله نشأت می گیرد. بسیاری از کسانی که در مسائل اعتقادی ژرف نگری ندراند می پندارند که اختلاف شیعه و سنی فقط در دین است که شیعیان می گویند پیامبر اکرم (ص) علی (ع) را برای جانشینی خود برگزید ولی اهل سنت معتقدند که چنین چیزی انجام نگرفته بلکه مردم به دلخواه خود ابوبکر را و او شخصا عمر را، و عمر توسط شورای شش نفره عثمان را برگزید، و خیلیفه چهارم مجددا با آراء عمومی انتخاب شد. (با نگاهی به آموزش عقاید، مصباح یزدی، سازمان تبلیغات اسلامی، ص 303) و حال انکه اختلاف هر دو گروه قبل از هر چیز در دین است که آیا امامت یک مقام دینی و تابع تشریع و نصب الهی است یا یک سلطنت دنیوی و تابع عوامل اجتماعی است که شیعه آن را منصب الهی می داند که حتی شخص پیامبر اکرم هم در انتخاب آن نقش استقلالی ندارد ولی اهل سنت آن را یک سلطنت دنیوی و مقام اجتماعی (با نگاهی به همان) می داند، که با بیان تعریف های هر دو گروه و فرقه های اساسی امامت در مکتب تشیع و تسنن روشن خواهد شد که اهل سنت اصلا امامت را قبول ندارند استاد مطهری در این زمینه می گوید: «آن امامتی که شیعه به آن اعتقاد دارد،اصلا سنی معتقد به آن نیست، آنچه اهل تسنن به نام امامت معتقدند، یک شأن دنیای امامت است که یکی از شئون آن است ... ما نباید مسئله امامت را با مسئله حکومت مخلوط بکنیم و بعد بگوئیم اهل تسنن چه می گویند و ما چه می گوییم، این مسئله دیگری است. در شیعه امامت پدیده و مفهومی است درست نظیر نبوت آن هم عالی ترین درجات نبوت. بنابراین ما شیعه قائل به امامت هستیم و آنها اصلا قائل نیستند نه این که قائل هستند و برای امام شرائط دیگری قائلند». (امامت و رهبری، مرتضی مطهری، قم، انتشارات صدرا، ص 162-163) 1- تعریف های هر دو گروه اکثریت اهل سنت می گویند: «امامت خلافت و جانشینی پیامبر است در اقامه دین و حفظ حوزه اسلام به گونه که اطاعت از خلیفه بر تمام امت واجب باشد». (دلائل الصدق، ج 2، ص 4، به نقل از فضل بن روز بهان اشعری، بدایه المعارف، ج 2، ص 6) و در امام عصمت و عدالت و علم الهی شرط نیست و حتی انتخاب مردم هم نیاز نیست حتی اگر فاسقی با قهر و غلبه و زور برمردم مسلط شد بدون هیچ بیعتی اطاعت او واجب است و خلیفه شمرده می شود (ر.ک: الوامع الالهیه، ص 259-285؛ دلائل الصدق، ج 2، ص 4) و خلیفه می تواند مرتکب اشتباهات فراوان شود چنان که ابوبکر و عمر و عثمان (بیش از 70) گفتند: اگر علی نبود (بر اثر اشتباه) هلاک می شدیم . ولی از دیدگاه تشیع، امامت خلافت کلیه الهیه است که یک بخش آن ولایت تشریعی است که از آن ریاست و خلافت ظاهری به دست می آید و بخش مهم آن مرجعیت علمی و دینی و هدایت انسان ها به کمالات معنوی است. (ر.ک: بدایه المعارف، ج 2، ص 8-9، گوهر راد، ص 329؛ امامت و رهبری، مرتضی مطهری، ص 162-162) در تعریف دیگر می خوانیم امامت ریاست (و پیشوائی) همگانی و فراگیر بر جامعه اسلامی در همه امور دینی و دنیوی است.(مصباح یزدی، آموزش عقاید، سازمان تبلیغات اسلامی، ص 298) جامع ترین تعریف را درباره امامت حضرت رضا (ع) دارد که بخشی از آن را منعکس می کنیم: «امامت مقام پیغمبران، میراث اوصیا، خلافت الهی، جانشینی رسول خدا، مقام امیرالمؤمین و یادگار حسن و حسین (ع) می باشد. براستی امامت زمام دین، مایه نظام مسلمین صلاح دنیا و عزتمندی مؤمنان است. همانا امامت ریشه اسلام بالنده و شاخه بلند آن است. کامل شدن نماز و زکات و ... به وسیله امام انجام می گیرد. امام است که حلال خدا را حلال و حرام می کند و حدود الهی را بر پا داشته و از دین خدا دفاع می کند ...». (محمد بن تعقوب کلینی، اصول کافی،تهران، انتشارات اسلامیه، ترجمه سید جواد مصطفوی، ج 1، ص 286، علی بن شعبه، تحف العقول، تهران، کتاب فروشی اسلامیه، ترجمه علی اکبر غصاری، ص 462) لذا هر کسی نمی تواند امام را انتخاب کند و مقام او را درک نماید «همانا امامت قدرش برتر، و شأنش بزرگ تر، و منزلش عالی تر، و مکانش منیع تر، و ژرفای آن عمیق تر از آن است که مردم با عقل و اندیشه خود به آن برسند، یا با انتخاب و آراء خویش به آن برسند و امامی را نصب کنند، براستی امامت (مقامی است) که خداوند متعال آن را بعد از مقام نبوت و خلت (خلیل الهی) در مرحله سوم به ابراهیم خلیل اختصاص داد و فضیلتی است که او را به آن شرفیاب نمود...». (همان، ص 260-261؛ اصول کافی، همان، ص 284-285)
سه شنبه 15/8/1386 - 8:51
پسندیدم 0
UserName