تعداد مطالب : 45
تعداد نظرات : 1
زمان آخرین مطلب : 44روز قبل

 

 

بسمه تعالی

 

 

 

 

 

 

برای تو ای خداوند بزرگ

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

پروردگار اقدس از تو گفتن چه دشوار است در حالی که اشتیاق تو قلب مرا می شکفد و روز های آفتابی خواهد آمد ! در اوج آسمان ها خانه کردی و الطاف نورانی خویش را بر ماسوا سایه افکنده ای .
در فراز نیکی ها منزل گزیدی و عاشقان بی شماری در صف پیامبران و اولیا چشم انتظار یک جرعه از جام زرین تو خواهند بود .
کبوتر ها و آهوان برای اوج نورانی تو اشک خواهند ریخت و ماهیان رود تا دریای نیلگون و بی کرانه ی تو در تکاپو خواهند بود . جز تو پناهی نیست و جز برای تو نوری نیست ! چشم های هزاران مخلوق شب ها به عشق رحمت تو بسته می شود و صبح برای نیایش به درگاه تو عاجزانه می گریند .
چشم تمام عالم تنها و تنها به نور توست نوری که پایان ندارد  ! نوری که سرچشمه ی تمام خوبی هاست
و برای درک گنج هایش گنجایش فهم ما کم بوده و خواهد بود اما تو ای ارحم الراحمین و تو ای ذو الجلال و الاکرام لذت بندگی را از ما مگیر .
 عظمت ترا نتوان سنجید آنگاه که حکم کردی همان خواهد شد و آنگاه که لطف کردی جهان سرشار از پرتو های تابنده خواهد شد .
رودهای خروشان به سوی دریای اعظم الهی در جریان است ! تکاپوی موج های اقیانوس از برای توست . کیمیای زندگانی تنها نور اعظم الهی خواهد بود و هرکه از نور یزدانی سر باز زد گرفتار ظلمت های بی پایان خواهد بود هستی التماس دیدار ترا خواهد کشید آنگاه که به موسای کلیم الله گفتی : لن  ترانی یا موسی ! او را در تکاپویی همیشگی افکندی و عشق او را سرشار تر کردی .
 حکمت تو کلید تمام گنجینه هاست تمام سؤال های بی جواب را تو با یک اشاره سرشار از جواب خواهی کرد . حکیمان الهی در درگاه تو صف کشیده به نادانی خود معترف گشته اند ! اما تو با گنجینه ی زرین حکمت خویش آنان را از درگاه خویش نراندی و با نور خود آنان را خیره تر و حیران تر کرده ای .
عرفان تو خورشید عالمتاب است عارفان به سوی اسم اعظم حضرت پروردگار سالیان بی شماری را با سوز جان و با قلب آتشین طی کرده اند آنگاه از خویش پرسیده اند : اسم اعظم الهی کدام است ؟ و تو در عمق قلب نورانی خویش راز عرفان را همچون گنجینه ای نا متناهی حافظ گشته ای !
آیا کرم ترا و نور تو را کرانه ای هست ؟
آیا شب های طولانی عارفان به وصال ربّانی حضرت ا... خواهد رسید ؟
آیا در ظلمات کهکشان ها خورشید نورانی یزدان را خواهند نگریست ؟
در هنگام مرگ که امید بهشت تو سایه می افکند آیا پس از سالیان طولانی عمر  امر تو ای حضرت نور  ادخلوها بسلام آمنین خواهد بود ؟
عارفان در افق های سبز در کشف تو سرگردان اند و متحیر از بیان عظمت حضرت پروردگار گشته اند
تمام ستارگان در آرزوی چشیدن جرعه ای نور از خورشید عالمتاب تو خواهند بود .
دریای بی پایان در انتظار یک لحظه نگاه نیلی توست .

 

 

 

 

 

 

سید محمد حسین شرافت مولا

 

يکشنبه 4/3/1399 - 16:36

 

 

بسمه تعالی

 

 

سایت خبری تحلیلی " بولتن نیوز " _ دهم تیر 96 .

 

 

 

 

 

ز دعوی بسته گردد چون زبان , معنی شود گویا   
به گفتار آورد خاموشی مریم مسیحا را       

                                

صائب تبریزی

 

مقدمه :

میرزا محمد علی صائب تبریزی از عارفان و فیلسوفان نامی ادب فارسی است . صائب تبریزی در دیوان اشعار خویش موجی طوفانی است که در دریای عرفان خواهد خروشید . او نکات عرفانی را با پیچش و هنر والای ادبی خویش بیان کرده است

متن :

 

صائب تبریزی در غزلی با بیت آغازین : " نمی گردد کف بی مغز مانع سیر دریا را     سفیدی جامۀ احرام باشد دیدۀ ما را "  به بیان عشق و عرفان پرداخته است و نکات عرفانی ِ دقیق را نیز بیان کرده است . صائب تبریزی به بیت "  ز دعوی بسته گردد چون زبان , معنی شود گویا       به گفتار آورد خاموشی مریم مسیحا را " رسیده است . اما بلند ترین فریاد ها که تا بارگاه عرفانی حضرت حق می خُروشد همان عنصر "سکوت " بنا بر خواست الهی و عشق الهی  گشته است .   و معنای حقیقی در عرفان توحیدی در سکوت ِ بی ادعای نفسانی گشته است . حضرت مریم (س ) که عارف کامل الهی است به اذن خداوند اعظم , حضرت عیسی (ع) را به گیتی آورده است اما حضرت ربّ با او پیمانی بسته است که به عرفان اعظم  توحیدی ختم خواهد گشت و آن اینست که :  به فرمان خداوند متعال در مورد چگونگی باردار شدن حضرت عیسی (ع) کلامی با مردم نگوید . جان حضرت مریم و حضرت عیسی در خطر است و آبروی حضرت مریم که به پاکدامنی مشهور شهر خویش است  خواهد ریخت اما عرفان توحیدی سرشار از امتحانات دشوار گشته است و ایمان حضرت مریم تنها گوش فرادادن به وحی الهی و نَه چیز دیگری خواهد گشت . آری حضرت مریم آن عارف کامل الهی , ادّعایی برای آبرو و جان خویش نخواهد کرد و سکوت عارفانه ی  ایمان الهی را به فریاد مظلومیت ترجیح خواهد داد
آری عرفان بی کران توحیدی تسلیم مطلق در عشق ِ الهی و ترجیح خواسته های الهی به تمام خواسته های خویشتن  گشته است .آری ,  در میان سکوت حضرت مریم ناگاه طفل نوزاد او حضرت عیسی به سخن در            می  آید و خود را در جماعت مردم , پیامبر الهی معرفی می کند. آیه ی قرانی ِ سوره ی مریم : "  قالَ إِنِّی عَبْدُ اللَّهِ آتانِیَ الْکتابَ وَ جَعَلَنِی نَبِیًّا " . آری ,  ایمان حضرت مریم با عرفان توحیدی عجین  گشته است و پایان آن انتظار عارفانه , رسیدن نور از عرش اعظم الهی گشته است و زبان خاموش که از نور خداوند نا امید نگشته است ,  به امّید نور پنهان حضرت الله به فریاد معجزه آسای عیسای (ع)  نوزاد منتهی گشت . آ
آری :
"    راز نهان دار و خَمُش ور خمشی تلخ بود            آن چه جگرسوزه بود باز جگرسازه شود "



نتیجه :

خواسته های الهی بر تمام خواسته های ما سوی الله بالاتر  خواهد بود و حضرت مریم که از عارفان کامل و اولیاء الهی است در انتظار عرفانی خویش برای رسیدن یاری حضرت الله نا امید نگشته است و در زمانی که آبرو و جان خویش و فرزند نورانی خویش در حال تباهی بود ناگاه نور حضرت الله در وجود حضرت عیسی تجلّی یافت و آن حضرت به سخن در آمد . و هر گونه ادّعای نفسانی منجر به نقصان عرفان توحیدی خواهد گشت و  ایمان عرفانی ِ حضرت مریم به عرفان بی کران توحیدی که بی چون و چراست منتهی گشت و نور الهی در لحظه ی مَرز ِ عَدَم ِ جسمانی , ناگاه  از غیب  پدیدار می گردد .

 

منبع :

دیوان صائب تبریزی  _جلد یکم _ انتشارات نگاه _ به اهتمام جهانگیر منصور _چاپ چهارم _ 1384 .

 

 

نویسنده : سید محمد حسین شرافت مولا

 

 

 

سه شنبه 2/2/1399 - 22:40

 

 

بسمه تعالی

 

 

روزنامه خبر جنوب , 25 مهر 98 .

 

 

 

 

 

 

 

غزلیات فیض کاشانی و عرفان توحیدی

 

 

 

 

 

مقدمه :


استاد علامه ملا محسن فیض کاشانی از شاعران , عارفان , محدّثین ,  مراجع تقلید , مفسّرین کتاب نورانی خداوند قرآن مجید , مهدویت پژوهان ِ قرن یازدهم هجری قمری و از مفاخر و بزرگان ِ تمام ادوار عالمان اسلامی گشته است . ایشان در غزلیات عرفانی از پیروان نامدار ِ لسان الغیب خواجه شمس الدین محمد حافظ گشته است . و غزلیات شیوا و فصیح ایشان سرشار از عرفان اسلامی گشته است . در ذیل عرفان توحیدی در اشعاراستاد  فیض کاشانی را بررسی خواهیم کرد .
متن :
آن که پنهان است از چشم کسان , پیداست کیست
در دل هر ذره خورشید نهان پیداست کیست

آری , حضرت توحید معشوق پنهان ِ جهانیان خواهد بود و هر آفریده ی جهان , نشانه ای از  وجود ِ مخفی اوست . همچنین , نور بی کران توحیدی که چشم معنوی و غیب بین خواهد نِگریست در تمام کائنات و در بطن هر آفریده , خواهد بود .


ظاهر باطن نما و باطن ظاهر نما
در عیان پنهان و در پنهان عیان , پیداست کیست

آری , جهان هستی , نشانه و آیینه ای برای وجود حضرت خداوند و  صفات الهی گشته است . در حالیکه حضرت خداوند از تمام مخلوقات , در حجاب گشته است . هم چنین تمام مخلوقات حضرت حق , در تمام لحظات عاشق و جستجو گر آن وجود پنهان خواهد بود .

آن که او پیداست چون خورشید نزد عارفان
در نقاب از دیده ی نامحرمان پیداست کیست

علامه فیض کاشانی به نکته ای عمیق اشاره کرده است :
افرادی که به مقام عارف توحیدی نائل گشته اند , وجود الهی  و حضور نور حضرت خداوند را در تمام لحظات به وضوح ,  حس خواهند کرد . همچنین افراد غیر عارف و غیر عاشق , در وجود ِ حضرت یزدان به تردید و شک خواهند نِگریست و حجاب همیشگی خداوند را که خویشتن موجب آن گشته اند ,  در اندیشه و قلب خویش خواهند داشت .

آن که حسن خوبرویان پرتوی از حسن اوست
هر جمیلی می دهد از وی نشان پیداست کیست

آری , حضرت حق زیبا ترین وجود ِ کائنات و تنها منشأ زیبایی بخش به ماسوالله تعالی گشته است . و هر زیبائی ِ کائنات , نماد و نشانه ای از جمال بی پایان و همیشگی حضرت توحید خواهد گشت .که چشم ها و قلب ها را به حضرت یزدان , متوجّه خواهد کرد .

آن که بهر او زمین بی خود , فلک سرگشته است
کوه از او نالان و دریا در فغان , پیداست کیست

آری , یاد حضرت خداوند و عشق به وجود انوار توحید , تمام هستی را شیفته , حیران و بیدل کرده است .

آن که جسم و جان از او پیدا و او از جسم و جان
ذات پاک او بری از جسم و جان , پیداست کیست

آری حضرت خداوند , خالق تمام اجسام و ارواح گشته است اما وجود  استثناء ایشان از جسم و جان نخواهد بود . همچنین شگفت انگیز خواهد بود که مخلوقات مادّی  و روحانی  الهی , نشانه ای از وجود و  صفات ِ حضرت یزدان گشته است .

عارفان را جز خدا با کس نباشد الفتی
عاشقان را غیر ذکر اوست کاری هست ؟ نیست

علامه فیض کاشانی می فرماید :
عشق و عرفان تنها برای معبود و معشوق ِ تمام کائنات , حضرت الله خواهد بود و نه وجود دیگری .  و این نکته را تنها عارفان ِ حقیقی توحید خواهند شکفت .
همچنین , عاشق حضرت توحید همواره در قلب و ذهن خویشتن , حضور عشق توحیدی را فراموش نخواهد کرد .

اختیار خود به او بگذار و بگذر از اختیار
بنده را جز اختیارش اختیاری هست ؟ نیست

در ادامه علامه فیض کاشانی به نکته ای جاودان اشاره کرده است :
آری ,  تمام اختیار های دو جهان به اختیار حضرت توحید وصل گشته است . و بدون اذن و خواست الهی
, اختیار ما در عمل ,  به نتیجه نخواهد رسید . و اندیشه ناب توحیدی , نیایش با حضرت خداوند و طلب کردن خواست و  اختیار و مصلحت اندیشی حضرت یزدان در تمام امور زندگی خواهد بود .

این عبادت ها که عابد در دل شب می کند
گر نباشد خالص , آن را اعتباری هست ؟ نیست

بنابر آیه ی شریفه قرآن مجید , عبادت کردن خداوند اقدس , هدف  از آفرینش انسان ها گشته است .
در ادمه فیض کاشانی خواهد فرمود :
تمام عبادات الهی در روز و شب , بایست با قلب بدون ریا و حضور قلب گردد تا مقبول حضرت خدا واقع گردد . در غیر این صورت , عبادت , ثواب نخواهد داشت .
و عبادت زیاد , معیار جایگاه برتر دینی و الهی نخواهد بود . مگر با حضور قلب عاشق و بی ریا .

ای فیض بس کن زین انین در صنع , صانع را ببین
تا آن زمن کز این زمین افتد برون اثقال ها

عارف کاشان استاد فیض کاشانی در ادامه فرموده است :
شکایت از دنیا را بایست از اندیشه و زبان , بیرون ریخت و به عشق و خواست الهی تسلیم , عامل و قانع خواهی گشت تا در زمان بی چون و چرای ِ محشر  قیامت  , آسوده و مورد رضای حضرت توحید خواهی بود .
آری , ظاهر آفرینش را بایست کنار گذاشت و آفریدگار کائنات یعنی حضرت توحید را بایست شناخت . و از غفلت بایست گذشت که در روز قیامت ,  تمام مادّیات چه بزرگ و چه کوچک , نابود خواهد گشت و تنها توشه ی بندگی و عرفان الهی , خواهد ماند .

نه ایم از تو جدا , موج های بحر وجودیم
نباشد از تو جدایی , نه جسم را و نه جان را

آری , تمام بشریّت از وجود حضرت حق  به وجود آمده است و حیات جاودان خواهد داشت  . و تمام ماسوا الله , چه اجسام و چه ارواح ,   از نور بی کران ِ حضرت یزدان پدیدار گشته است وتا ابد در هر لحظه  به عشق حضرت توحید بی قرار و مجنون خواهد بود .

ای جمالت کعبه ی ارباب شوق
وی کمالت قبله ی نقصان ما

آری , وجود حضرت حق زیباترین ِ موجودات  هر دو جهان گشته است . و تمام ماسوا الله تعالی , شور و شوق برای وصال حضرت خداوند را در وجود خویشتن همواره خواهند داشت .
همچنین تمام موجودات , دارای نقص در نیّت , زبان و عمل گشته است اما یاری و عنایت الهی سایه رحمت کامل را بر موجودات آفریده خواهد افکند . چون حضرت معبود یعنی الله جلّ جلاله , کامل ترین و تنها وجود است که خواهد توانِست ما موجودات ناقص را , کمال دهد .

در لجه ی شهود شهادت غریق کن
از ما بگیر مایی ما در سلام ما

آری , عارفان حقیقی ِ حضرت توحید , با تسلیم جان و داشته های خویش , خالص و به وصال عشق حضرت توحید خواهند رسید

هستی ز هر تمام , خدایا تمام تر
شاید اگر تمام کنی نا تمام ما

آری ,  کامل ترین وجود هر دو عالم , تنها حضرت حق خواهد گشت و در راه بی کران بندگی و عشق حضرت یزدان , ماسوا الله تعالی حقّ ِ بندگی را ادا نخواهند کرد و این ایثار بی کران ِ حضرت الله است خواهد بود که بندگی  ناقص آنان را اجر بهشت عطا خواهد کرد و به کمال خواهد بُرد .

با تو حلال و بی تو حرام است عیش ها
یا رب حلال ساز به لطفت حرام ما

آری , عیش های مادّی و ضدّ دینی , نابود و بی ارزش خواهد گشت ودر پیشگاه حضرت توحید باطل و گناه خواهد بود و تنها عشق به وجود و عرفان حضرت حق , توشه ی جهان جاودان اُخروی و ثواب الهی
خواهد بود . و عارفان حقیقی توحید در نیایش ها از حضرت خدا خواهند خواست تنها به وجود نورانی حضرت ربّ , عشق خواهند ورزید .


بی صدق بندگی , نرسد معرفت به کام
بی ذوق معرفت , نشود عشق رام ما
از بندگی به معرفت و معرفت به عشق
دل می نواز تا که شود پخته خام ما

در ادامه علامه فیض کاشانی به نکته ای جاودان اشاره کرده است :
آری , بندگی ما بایست از روی صداقت ِ نیّت و عمل ما  گردد تا عرفان ِ حقیقی حضرت توحید را خواهیم شکفت . و از عرفان توحیدی بایست به مقام عاشق حضرت توحید رسید تا به کمال و وصال حضرت خداوند خواهیم رسید .

فیض نور خداست در دل ما
از دل ماست نور منزل ما

آری , مهم ترین داشته ی ما ,  قلب ما گشته است که در روز ازل با نور حضرت خداوند که نور الانوار  گشته است , خلق شده است . و تنها نور قلبی , نور حقیقی دو جهان  گشته است .

از تو کام ار نبرم , ره دیگر سپرم
یار فیض است خدا , حسبی الله کفی

آری , حضرت توحید تنها معشوق ِ یاری رسان و کامل ِ هر دو جهان گشته است و توکل به عشق حضرت خداوند , جایگزین تمام انتخاب ها و شکست های عشق مادّی و زمینی خواهد گشت . و بایست دل را به معشوق مادّی نداد زیرا شکننده و آزار رسان گشته است . در حالیکه عشق  به حضرت یزدان بی پایان و نتیجه بخش ِ مطلق خواهد بود .

گر معصیت سزا نبود , معصیت مبین
بیچارگی ببین ز تو این ها غریب نیست

آری , بندگان پُر از گناه و اشتباه گشته اند و هر بنده ای در طول زندگانی خویشتن  , گناه خواهد کرد , اما امیدواری آنان به نور ِ یاری رسان حضرت توحید گشته است . و آنان  به بیچارگی و نیاز مندی مطلق بندگان , به نور حضرت حق اعتراف خواهند داشت .


فیض است و درگه تو , از این در کجا رود
الحاح بر در تو خدایا , غریب نیست

آری , ناله و اظهار بندگی و اِبراز ِ عشق به نور بی کران وجود ِ حضرت توحید , دریای بی کران گشته است و تنها نور حضرت توحید خواهد توانست به ماسوا الله تعالی , وسیله ی نجات و یاری گردد .

از حد خود زیاده اگر می کنم طلب
در حضرت کریم تمنا , غریب نیست

آری , فیض کاشانی به نکته ای جاودان اشاره کرده است :
بندگان , همواره در طمع و زیاده خواهی در پیشگاه حضرت خداوند گشته اند  و شکر گزاری نعمت های
الهی را غفلت خواهند داشت. اما به علّت اینکه  حضرت حق بخشنده ترین موجودات هر دو عالَم گشته است , آنان را از درگاه خود نخواهد راند . 

به دل تخم امید کشتم بسی
بدین کشتزارم سحابی بفرست

آری , رحمت حضرت الله , بی کران خواهد بود و تنها با خواست و لطف ایشان , نیاز های بندگان به نتیجه خواهد رسید . آری ,  انتظارو  امید واری به رحمت حضرت یزدان در قلب تمام ماسوا الله تعالی خواهد بود .

ز دریای غفران و ابر کرم
مرا رحمت بی حسابی فرست

به راستی , تنها ,  سر چشمه ی بی پایان توحید گشته است که وسیله ی حیات دو گیتی گشته است . و رحمت و  بخشش حضرت حق , بی کران خواهد بود .

اگر چه فیض به مقصود , ره نمی داند
ولیک در طلبش نور رهنمایی هست

آری عشق و بی تابی بندگان الهی برای وصال به عشق حضرت یزدان , ارزش بسیاری خواهد داشت و نور امید و راه گشا خواهد بود .

تا مرا از خود رباید , زرد و لاغر داردم
کهربای عشق ایزد , برگ کاهم کرده است

آری , عاشق و عارف حقیقی ِ حضرت توحید از جانب معشوق خویش یعنی حضرت الله جلّ جلاله , آزار و سختی خواهد کشید تا از جسم و نیاز های جسمانی خویشتن دوری خواهد گزید و به وصال عشق حضرت خداوند نایل خواهد گشت . و این خواست حضرت خدا گشته است .

بر نماز و طاعتم دانی که می بندد مدام ؟
آن که روی خویشتن را قبله گاهم کرده است


آری عاشق و عارف حقیقی ِ حضرت توحید چنان آشفته و بیدل و مست گشته است که از روی عشق و اختیار و نه تکلیف دینی , به عبادت و اطاعت همیشگی حضرت یزدان خواهد پرداخت .

هر که ز دنیا گذشت , لذت عقبی چشید
وآنکه ز عقبی گذشت , کام ز جانان گرفت

آری , عارفان حقیقی ِ حضرت نور السّماوات و الارض الله , در جهان دنیوی , از نیاز های مادّی خویشتن خواهند گذشت و انگاه که به بهشت اخروی خواهند رسید , از جمال حقیقی و معنوی حضرت توحید غافل نخواهند گشت و  در آتش دوری و عشق حضرت توحید خواهند سوخت و بهشت نیز مانع از جوشش عشق قلبی ایشان به وجود حضرت توحید نخواهد گشت و انگاه تنها معشوق هر دو جهان یعنی حضرت الله جلّ جلاله , عشق ایشان را خواهد پذیرفت و عشق ایشان  به خشنودی حضرت معبود الله جلّ جلاله خواهد شکفت .

نیست مدح خود که می گویم , ثنای ایزدست
آن که خوار او شدن , عزت پناهم کرده است

آری , بندگان الهی در میدان عمل  , تنها داشته های خویشتن را ستایش خواهند کرد  در حالیکه ستایش شدن ,  تنها برای حضرت یزدان گشته است . اما عارف حقیقی ِ حضرت توحید , به مقام فقر و فناء فی
نور الله خواهد رسید و حضرت یزدان , عشق به بندگی اورا خواهد پذیرفت . و عاشق حقیقی ِ خویشتن را
عزّت جاوید خواهد داد .

خوبی من , همه ز پرتو اوست
گر بدی هست مقتضای من است

آری , عارف حقیقی ِ توحید , تمام خوبی ها و زیبائی ها را تنها از سرچشمه ی نور حضرت خدا خواهد
دانِست . و بدی و زشتی در عرفان توحید راه نخواهد داشت  و سرچشمه ی عنصر " بَدی " تنها از جانب
ماسوا الله خواهد بود.

از خود ار بگذرم رسم به خدا
به خدایی که منتهای من است

در راه عشق حضرت خداوند , بایست از تمام داشته های دنیوی خویشتن , خواهی گذشت . آنگاه به وصال
جاودان حیات و عشق بی کران ِ حضرت یزدان در دنیای آخرت خواهی رسید .

گفت : برخیز ز جا فیض سحر را دریاب
ملک از بام سماوات به پایین آمد

در تعایم اسلامی و عرفانی , عاشق و عارف توحیدی زمان سحر را به نماز عاشقانه و نیایش حضرت توحید
خواهد شتافت و این فرصت را از دست نخواهد داد تا مَقامی والاتر از فرشتگان الهی خواهد یافت و رضایت معشوق یعنی حضرت الله را خواهد شکفت .

یا چو اسماعیل در راه رضایش سر نهیم
خویش را در عیدگاه وصل او قربان کنیم

در ادامه , علّامۀ کاشان , محمد محسن فیض کاشانی به نکته ای جاودان اشاره کرده است :
در راه خواست , خشنودی و تصمیمات حضرت حق ,  بایِست عاشقانه , از تمام داشته های خویشتن خواهی
گذشت .  همچون صادق الوعد حضرت اسماعیل در قربان گاهی که عید بزرگ تمام ادیان توحیدی گشته است .

تا که باشم تا که باشم بر در امید و بیم
در ضمیرم گه ثواب و گه عقاب انداختی
آری , در مسیر بی پایان ِ عشق حضرت توحید , معشوق الهی , حضور همیشگی قلب ما را خواهد خواست . و هدف از بندگی و ادیان الهی , عشق همیشگی به وجود حضرت خداوند خواهد گشت .


نتیجه :


علامه فیض کاشانی ,  در غزلیات خویشتن , از عارفان توحیدی ِ ساده گو و نکته دان گشته است . ایشان ,
نفس انسانی را به تربیت عرفانی و تحمّل سختی های راه عرفان توحیدی فرا خواهد خواند . و حضرت الله جلّ جلاله را تنها معشوق و معبود قلبی و عملی ِ جهانیان خواهد دانِست .  و مقصود نهایی عارفان حقیقی توحیدی را غرق شدن در دریای عشق حضرت الله جلّ جلاله خواهد دانِست تا قطره ای از دریای بی کران  عشق حضرت توحید خواهد گشت.


منبع :

دیوان فیض کاشانی _ ناشر : پیمان _ چاپ اول 1390 .

 

 

 

نویسنده : سید محمد حسین شرافت مولا

 

 

 

سه شنبه 5/1/1399 - 17:19

 

 

بسمه تعالی

 

 

 

 

شرح بیت سنائی غزنوی

 

 

 

عنان گیر تو گر روزی جمال درد دین باشد             
عجب نبود که با ابدال خود را هم عنان بینی

 

سنائی غزنوی

 

مقدمه :

حکیم سنائی غزنوی فلسفه اسلامی را در حد کمال شناخته است و در مثنوی های خویش و در قصائد دیوان خویش از فلسفه اسلامی بهره ی فراوان خواهد داشت  حکیم سنایی غزنوی جزئیات فلسفه اسلامی را نیز با استادی و احاطه ی کامل بیان کرده است و به نفی فلسفه دنیا گرا و تعالی ِ فلسفه اسلامی پرداخته است .
در دیوان اشعار سنایی غزنوی و در قصیده ای با مطلع :

" دلا تا کی در این زندان فریب این و آن بینی             یکی زین چاه ظلمانی برون شو تا جهان بینی  " به نکوهش دنیا و افکار سطحی دنیوی پرداخته است و فلسفه اسلامی و عرفان را به تشنگان حقیقت , عطا خواهد کرد .
حکیم سنائی غزنوی به بیت : "   عنان گیر تو گر روزی جمال درد دین باشد        عجب نبود که با ابدال خود را هم عنان بینی   " رسیده است . حکیم بر مبنای فلسفه اسلامی زندگانی را در محوریّت عنصر " دین " تعریف خواهد کرد و هرچه در دینداری , درد اعتلای عنصر " دین و " مذهب " افزون تر گردد درجات عرفانی ,  معنوی و اخروی فرد مومن افزون تر خواهد گشت . آری بزرگان دین اسلام بر اساس حکمت اسلامی به امور دینی حَساسیّت بسیاری خواهند داشت و فلسفه اسلامی در هر لحظه ی زندگانی آن اولیاء اسلامی آنان را به آسیب شناسی ِ نیت , زبان و اعمال خواهد کشید و درد ِ نیت , زبان و اعمال دینی ِ اسلامی به صورت صحیح و ریشه دار در اسلام ناب محمدی دغدغه همیشگی انان گشته است .
مومنان عام ّ اسلامی , از دردهای دینی پرهیز خواهند کرد و بر اساس فلسفه اسلامی در دین اسلام سطحی نگر خواهند گشت اما اولیاء اسلامی از درد حسّاسیت و اهمیّت به معنای صحیح و حقیقی اسلام استقبال خواهد کرد و درد دنیوی انان , در بهشت رضوان جایگاه انان را والاتر و با رحمت افزون تر خواهد گشت . آری ,  دین سطحی بر مبنای راحت طلبی گشته است و دین حقیقی ,  راه دین اسلام را بر مبنای فلسفه ی الهی قرار داده است و مسئولیت خویش را مسئولیتی سنگین خواهند پنداشت و دین اسلام سرشار از جزئیات و نکات ظریف گشته است و دقّت نظر بر اساس آیات حکیمانه ی هفت و هشت قرآن مجید در سوره الزلزله  :  "  فَمَن یَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَیْرًا یَرَهُ      وَمَن یَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ شَرًّا یَرَهُ   " بر این اساس گشته است که در فلسفه الهی  , جزء نیز همانند کلّ از اهمیّت ویژه ای برخوردار خواهد گشت .

نتیجه :

سنایی غزنوی از ویژگی های اولیاء و عارفان اسلامی بر اساس اهمیّت دادن کامل به عنصر دین بر اساس عرفان و فلسفه اسلامی پرداخته است و دغدغه ی دنیا را نکوهش کرده است و دین راعمیق و دقیق معرفی خواهد کرد و راه اولیاء اسلامی را راهی  درد آلود , پیچیده اما استوار بر اساس کمال عرفان و فلسفه الهی دانسته است .

 

منبع :

دیوان حکیم سنائی غزنوی _  انتشارات نگاه _ تهران _ چاپ سوم _ 1388  

 

 

 

نویسنده : سید محمد حسین شرافت مولا

دوشنبه 5/12/1398 - 19:2

 

 

 

 

 

بسمه تعالی

 

 

 

 

جمله کوتاه من :

 

 

 

 

 

 

 

اشک رقیه (ع) برای پیوستن به شهادت حسین (ع) وار تابید

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نویسنده : سید محمد حسین شرافت مولا

 

 

 

 

 

 

 

شنبه 5/11/1398 - 19:6

 

بسمه تعالی

 

 

 

 

جمله کوتاه من :

 

 

 

 

 

 

نام حسین (ع) , شرم قلب عارفان است

 

 

 

 

 

 

 

نویسنده : سید محمد حسین شرافت مولا

 

 

 

دوشنبه 2/10/1398 - 15:50

 

 

بسمه تعالی

 

 

خورشید عاشورا در آسمان کربلا

 

 

 

 

(1)

 

 

 

 

 

 

خورشید عاشورا بر خاک افتاد! و هفتاد و دو کوکب خون آلود را به معراج توحید خواهد بُرد. رؤیای شمس شهدا  تنها سر افکندن به پای محبوب توحید بوده است! و داستان خونین کربلا را چشمه های خون فشان خواهند گریست! آن گاه که سیدالشهدا به آسمان کربلا نگریست و با حضرت یزدان مناجات کرد,  دریای خون غرق در طوفان گشت! و ملائک مقرب عرش از حضرت توحید راز نور شهدا را  پرسیدند و هنوز نام تو بر لب مرثیه پردازان عاشورا با آه ِ مظلومیت همراه خواهد گشت و کشف تنهایی تو در ظهر خونین عاشورا را تنها, گودال سرخ خواهد فهمید و ذوالجناح با تن خون آلود هنوز در پی نگاه مظلوم توست! و به گودال خون خیره خواهد گشت! امام عاشورا و خورشید شهدا در دلم طوفان ها خواهد گشت تا ظهر عاشورای تو را مجسم خواهم کرد و اشک امانم نخواهد داد تا نیزه خون را در کوفه سیاه مجسم خواهم کرد! 

 

 

 

 

 

 

 

سید محمد حسین شرافت مولا

 

 

 

دوشنبه 11/9/1398 - 13:59

 

 

بسمه تعالی

 

 

 

 

تقدیم به پیشگاه مقدس حضرت سیدالشهدا (ع)

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

قلم به تو فکر می کند و قطره های خون ترا ,  گریه می کند و کلمه های سرخ وقتی به کلمه سر می رسد  , صفحه را به آتش می کشد  و خورشید سرخ بر نیزه ,  روح ایثار را بی پایان می کند و ای حسین (ع) , توفان های سرخ نینوا , عشق الهی را از جان پاکت نمی گیرد و  باز هم آسمان های سرخ ,  شرمسار توست و عشق تو در قلب عارفان ,  غوغای سرخ می کند و شراره های عشق , مجال سکوت را می بَرد و اشک ها خیس و آرام بر گونه ها روان می شود و یاد پیکر بی سر تو , آسمان ها را به غمی ماندگار می کشد و ابرهای سیاه , خون گریه می کند و آتش های سرکش خیمه ات ,  قیامت سرخ است .  ای حسین (ع) در آن ظهر عاشورا  ,  تنهایی تو را , چشم های نورانی  رقیه (ع) می دید و اشک های  غم انگیز می ریخت .  امام شهید , کاش یکبار سیمای سرخ تو را در خواب می دیدم و خورشید تابناک تو  , سیاهی قلب مرا غرق در نور می کرد . فریاد تو در عرش , فرشته ها را به گریه می اندازد و با پیمان سرخ , خدا را پرستش می کنی و حرم سرخ تو , چه مظلوم است  . آری رؤیای شهیدان عاشق , بی سَر پیوستن به کاروان نیزه های نینوا است . جان ها غرق در دریای غم حسینی (ع) است و ستاره های سرخ نیزه ها ,  طواف کعبه درخشنده را معنی می کنند و یاد خدا را در دل های سرخ عزادار بر می انگیزند . ای حسین (ع) ,  قرن ها از ظهر عاشورا گذشت اما عشق تو , آتش به جان ها می کشد و دریا های سرخ را طوفانی می کند و اشک های ما , سیل خون است . و نور ایثارت ,  مصباح الهدی است که در سیاهی دنیا , می درخشد و دل ها را به معراج عشق الهی می بَرد . ای نور آزادگی , سلام خدای شهیدان بر تو باد . ای مظلوم تشنه , روح سرخ تو  , دریای بی پایان الهی را دید .

 

 

 

 

 

 

نویسنده : سید محمد حسین شرافت مولا

 

 

يکشنبه 21/7/1398 - 17:34

 

بسمه تعالی

 

 

 

جمله کوتاه من :

 

 

 

 

 

 

 

عباس (ع) فخر حسین (ع) شد که فانی ِ فی الله  گشت

 

 

 

 

 

 

نویسنده : سید محمد حسین شرافت مولا

 

 

 

 

 

 

شنبه 16/6/1398 - 21:51

 

 

بسمه تعالی

 

 

شرح عرفان اسلامی بر بیت عاشورایی ( شهریار )

 

 

سر به قاچ زین نهاده , راه پیمای عراق                                      
می نماید خود که عهدی با خدا دارد حسین (ع)        

 

 

                                 

 

 

سید محمد حسین بهجت تبریزی متخلص به شهریار از دلسوختگان اهل بیت (ع) و از عاشقان راه عرفانی حضرت یزدانی و چهارده معصوم (ع) گشته است . شهریار در غزل مذهبی , چون رودی متلاطم و خروشان  به سمت دریای بی کران عشق شیعه در تکاپوست و الگوی عرفانی ِ شعرای اسلام گشته است  .
متن :

شهریار در غزلی عاشورایی با نام " کاروان کربلا " , غم شهادت سیدالشهدا امام حسین (ع) را با سوز و گداز قلبی مجروح , سروده است . مفاهیم عرفانی در غزل عاشورایی سید محمد حسین شهریار در پاره ای از ابیات تجلّی یافته است و هر خواننده را به غمی ماندگار و عرفانی در سوگ شهید آل محمد (ص) کشانده است .
بهجت تبریزی ( شهریار ) به بیت  " سر به قاچ زین نهاده , راه پیمای عراق     می نماید خود که عهدی با خدا دارد حسین (ع)   " رسیده است . شهادت در راه حضرت الله , عرفان بی کران توحیدی است و حضرت سیدالشهدا  نه تنها درنگ و خوف به قلب خویش راه نداده است بلکه به پیشواز شهادت در راه عرفان توحیدی شتافته است . آری امام حسین شهید (ع) حج ظاهری را نیمه کاره رها کرد و حج باطنی یعنی شهادت در راه الله را برگزید تا عرفان توحیدی را به اوج خویش خواهد رسانید .
حضرت سیدالشهدا در روز عاشورا از همه چیز خویش گذشت تا عهدی الهی را که سالها او را  تشنه و بی تاب کرده بود در راه عرفان توحیدی به فرجام رسانَد . عهد الهی سخت مشکل است و آتش های امتحان الهی در این راه ِ بی نهایت , بر جان عاشقان و عارفان حضرت الله جلّ جلاله فرو خواهد ریخت .
امام شهدا این را از عمق قلب خویش یافته است و شهادت در راه عرفان توحیدی را در حدّ کمال تجلّی خواهد کرد . آری بزرگترین ِ شهدای الهی , عهد عرفانی خویش را با غیر از حضرت خداوند نکرده است و بزرگ ترین عهد عرفانی بشریّت را با خود ِ وجود حضرت الله بسته است . و تمام وجود خویشتن و خاندان و یاران خویش را فدای عهدی عرفانی کرده است که با روح خداوند بسته است . عهدی که به عشق و عرفان بی پایان حضرت پروردگار ختم گشته است و ماسوی الله از درک آن عاجز گشته است . عهدی که سرشار از عشق و ایثار گشته است و هدف و آرمان او , تنها  قلب حضرت الله خواهد گشت .
آری چنانکه خواجه شمس الدین محمد حافظ در باب عرفان توحیدی سروده است : " ای آفتاب خوبان می جوشد اندرونم     یک ساعتم بگنجان در سایه ی عنایت "  .  آری خون عاشورا در سایه ی خورشید توحید , جوشان گشته است و ایثاری بیکران کرده است تا رضایت و عشق  و عرفان  الهی را به دست خواهد آورد  .

حضرت سیدالشهدا با شهادت عظیم خویشتن ,  بزرگ ترین عهد عرفان توحیدی و هدف اصلی مومنان اسلامی ِ الهی را  در حیات دنیوی کرده است و هدف او از شهادت در روز عاشورا , تنها قلب حضرت الله جل جلاله خواهد بود و شهادت های عاشورایی عشقی بیکران در راه عرفان  بی نهایت الهی خواهد بود.

 

منبع :


دیوان شهریار __ جلد یکم __  انتشارات زرّین __ تهران __ چاپ چهل و دوم __ 1391 .

 

 

 

 

 

نویسنده : سید محمد حسین شرافت مولا

 

يکشنبه 3/6/1398 - 20:53