تعداد مطالب : 1549
تعداد نظرات : 132
زمان آخرین مطلب : 2661روز قبل

اطمینان:
 
یك روز همه روستاییان دریك روستا تصمیم گرفتند كه برای آمدن باران دعاكنند،درروز موعود همه گرد آمدند.
اما تنها یك پسربچه با خود چتر به همراه آورده بود، این یعنی اطمینان!

اعتماد:
اعتماد باید شبیه احساس كودكی باشد كه اورا به هواپرتاب می كنید و او می خندد زیرا می داند كه شما او را خواهید گرفت.

امید:
هرشب به رختخواب میرویم بدون اینكه اطمینان داشته باشیم فردا زنده خواهیم بود، اما همچنان نقشه های زیادی برای فردا داریم.

به خدااعتماد كنید به خود اطمینان داشته باشید و هرگز امیدتان را از دست ندهید

سه شنبه 20/5/1388 - 16:14

سلامی به صمیمیت مهر .
سازنده ترین كلمه گذشت است... آن را تمرین كن.
پرمعنی ترین كلمه ما است ...... آن را به كارببر.
عمیق ترین كلمه عشق است ... به آن ارج بنه
بی رحم ترین كلمه تنفراست .. ازبین ببرش
سركش ترین كلمه حسد است .... با آن بازی نكن
خودخواهانه ترین كلمه من است ... از آن حذر كن .
باز دارنده ترین كلمه ترس است ... با آن مقابله كن
بانشاط ترین كلمه كار است ...... به آن بپرداز .
پوچ ترین كلمه طمع است ..... آن را بكش .
سازنده ترین كلمه صبر است ....

سه شنبه 20/5/1388 - 16:12

روزى حضرت على (ع ) چند بار غلام خود را صدا زد، ولى جوابى نشنید، ناگهان دید غلام دم در ایستاده ، به او فرمود: ((چرا جوابم را نمى دهى )).
غلام عرض كرد: ((لثقتى بحلمك ، وامنى من عقوبتك )): ((زیرا به حلم و بردبارى تو، اطمینان دارم ، و خود را از مجازات تو ایمن مى دانم )).
حضرت على (ع ) پاسخ غلام را نیكو شمرد، و او را به همین خاطر آزاد نمود.
این روش ، یكى از شیوه هاى مهرآمیز امامان معصوم (ع ) با بردگان بود، و آنها با روش پرمهر خود، درس مهربانى نسبت به زیردستان را به جهانیان آموختند.

سه شنبه 23/4/1388 - 22:1

مرحوم آیت الله شیخ عبدالرحیم ربانى شیرازى ، از چهره هاى معروف انقلاب اسلامى ایران است كه غالبا در تبعید و زندان شاه مدفون به سر مى برد، و پس از پیروزى انقلاب ، یار مخلص و پرقدرت و صمیمى امام خمینى (مدظله العالى ) به شمار مى آمد و سرانجام در اسفند ماه سال 1360 شمسى از دنیا رفت ، مرقد شریفش در گوشه مسجد بالاسر كنار حرم حضرت معصومه (علیهاسلام ) در قم مى باشد.
جالب اینكه او علت ورود خود را به حوزه علمیه قم و سلك روحانیت چنین بیان كرد: ((در نوجوانى ، یك روز در بازار شیراز دیدم كه (ماءموران رژیم رضاخان قلدر) عمامه آخوند پیرى را به گردنش انداخته و پیرمرد روحانى را به طرف شهربانى یا كلانترى مى كشد، با خود گفتم : این همان راهى است كه پیامبران رفته اند، این راه روحانیت ، راه انبیا است ، سپس به منزل خود آمده و به اقوام و بستگان ، اظهار نمودم كه قصد دارم علوم دینى بخوانم و به سلك روحانیت وارد شوم ، اكثرا انتقاد كرده و گفتند كه صلاح نیست ، زیرا اكنون آخوندها را مى گیرند و عمامه ها را از سرها بر مى دارند، گفتم خیر، راه پیامبران از همین طریق است ، مذمّت افراد مرا ماءیوس نكرد و با سماجت و استقامت ، در این راه گام برداشتیم )).

سه شنبه 23/4/1388 - 22:1

آیت الله العظمى منتظرى (مدظله ) در ضمن مصاحبه اى با خبرگزارى صدا و سیماى جمهورى اسلامى در مورد استاد شهید آیت الله مرتضى مطهرى چنین فرمود:
((من با آن مرحوم ، حدود چهل سال رفاقت و دوستى داشتم ، و غالبا كه در قم بودند، هم بحث بوده و مراوده داشتیم ، و ایشان از همان اوائل طلبگى ، مقید به ((تهجد و نماز شب )) بودند، و به من هم اصرار مى كردند كه نماز شب بخوان ، و من تنبلى كرده و گاهى عذر مى آوردم كه آب حوض مدرسه ، كثیف و براى چشم من خوب نیست ، و ایشان (شهید مطهرى ) مى گفتند: ((من از رودخانه آب مى آورم ))، تا شبى خوابیده بودم و در خواب دیدم جناب عثمان بن حنیف استاندار حضرت امیر (علیه الصلاة والسلام ) برایم از طرف آنحضرت ، نامه اى آورده ، تعجب كردم ، و در همین حال ، صداى در حجره ، مرا از خواب بیدار كرد، برخاستم دیدم مرحوم مطهرى ، ظرف آبى آورده كه برخیز و نماز شب بخوان !)).

سه شنبه 23/4/1388 - 22:0
كاروانى حامل كالا از سوى یمن به سوى شام براى معاویه مى رفت ، امام حسین (ع ) در زمان امامتش ، اموال كاروان را ضبط و به اصطلاح مصادره نمود، سپس براى معاویه چنین نامه نوشت :
((از حسین بن على (ع ) به معاویه فرزند ابوسفیان ، اما بعد: كاروانى از یمن مى آمد و از نزدیك ما مى گذشت ، (پس از تحقیق معلوم شد) كه براى تو كالا و زینت و عنبر و عطریات ، حمل مى كند تا در انبارهاى دمشق ، ذخیره كنى ؟ تا تشنگى و حرص فرزندان پدرت را بوسیله آن كالاها، سیراب و اشباع كنى ، ولى من به آن كالاها، نیاز داشتم و ضبط (و مصادره ) كردم .
(انى احتجت الیها فاخذتها والسلام ).
این روش امام حسین (ع ) نشان مى دهد كه در صورت امكان باید اموالى را كه براى طاغوت مى رود، مصادره نمود، و دلیل برآنست كه كالاهائى كه امروز براى طاغوت عراق (در این جنگ تحمیلى صدامیان كافر عراق ) مى رود، استرداد آن براى حكومت اسلامى ایران جایز بلكه لازم است
سه شنبه 23/4/1388 - 22:0

در شب فوت مرحوم آیت الله العظمى آقاى سید محمدتقى خوانسارى (كه ذكرى از او در داستان قبل به میان آمد) یعنى شب 7 ذیحجه 1371 هجرى قمرى ، آیت الله العظمى بروجردى (اعلى الله مقامه ) در خواب دید كه عالم بزرگ سید مرتضى (برادر سید رضى ) از دنیا رفته و جنازه او را به قم آورده اند، با وحشت از خواب پرید و انتظار حادثه اى غم انگیز داشت ، كه تلفنى به ایشان خبر رسید كه آیت الله سید محمدتقى خوانسارى در همدان ، از دنیا رفته است ، به دستور آیت الله بروجردى ، استقبال و تشییع جنازه باشكوهى انجام گرفت .
آرى همانگونه كه سید مرتضى در عصر خود مرجعى بزرگ و مبارز مدیر و مدبر بود و چون استوانه اى خلل ناپذیر، حامى اسلام بود و به دفاع از حریم تشیع برخاست ، مرحوم خوانسارى نیز چنین بود، كه خواب فوق حكایت از آن مى كند.

سه شنبه 23/4/1388 - 21:59

یكى از مراجع بزرگ و وارسته و مبارز مرحوم آیت الله العظمى سید محمدتقى خوانسارى (اعلى الله مقامه الشریف ) بود، وى بسال 1305 هجرى قمرى در خوانسار متولد شد و بسال 1371 (7 ذیحجه ) از دنیا رفت ، قبر شریفش در مسجد بالا سر حرم حضرت معصومه (ع ) در قم ، كنار قبر شریف آیت الله العظمى صدر و آیت الله العظمى شیخ عبدالكریم حائرى ، قرار دارد.
او در انقلاب عراق علیه استعمار انگلستان ، از پیشگامان مبارز و مترقى روحانیت بود، و با سایر علماى مبارز، از جمله میرزامحمدتقى شیرازى (میرزاى دوم ) و آیت الله سید مصطفى كاشانى (پدر آیت الله سیدابوالقاسم كاشانى ) مدت دو ماه در یكى از مناطق ، با كمال استقامت در برابر تجهیزات مدرن اروپائى ، ایستادگى نمود.
و بسال 1323 هجرى قمرى به هندوستان كه مستعمره انگلیس بود، تبعید گردید و پس از چهار سال به ایران ، وطن خود (خوانسار) بازگشت و پس از مدتى كوتاه ، به قم مهاجرت نمود و با مراجع دیگر به نظم و تشكل حوزه علمیه قم در ابعاد مختلف همت نمود، و در جریان خلع ید از شركت نفت انگلیس و ملى شدن آن ، فتاواى او نقش اساسى داشت .
امام خمینى (مدظله العالى ) درباره این شخصیت بزرگ فرمود: ((این آخوند بود كه در عراق ، به جبهه رفت ، و به جنگ رفت و اسیر شد، همین آقاى خوانسارى رضوان الله علیه ، مرحوم آقاى آسید محمدتقى خوانسارى بود، این قدرت را نشكنید، صلاح نیست ، صلاح ملت نیست )).
حضرت آیت الله العظمى شیخ محمدعلى اراكى در فرازى از گفتارش ‍ مى گوید: ((در فوت آقاى سید محمدتقى خوانسارى كه در همدان فوت كرد، ایشان (امام خمینى ) هم بودند، و من هم بودم ... جنازه ایشان (آقاى خوانسارى ) را از همدان حركت دادند و عده اى از روحانیون قم به استقبال آمده بودند، من از هیچ كس ندیدم این قدرى كه آقاى خمینى گریه مى كرد، گریه كند، شانه هایش بالا و پائین مى رفت ، چنان اشك مى ریخت كه من از اولادش چنان گریه ندیدم ... هیچ نسبتى با هم نداشتند و مربوط نبودند، فقط عرق دینى داشت .

سه شنبه 23/4/1388 - 21:59

یكى از علماى برجسته قرن چهارم ، فیلسوف و شاعر سترگ ابوالحسن ، ابن الحسین بلخى است كه بسال 325 هجرى قمرى از دنیا رفت .
كه شاعر معروف ((رودكى )) در سوگ او گفت :

از شمار دو چشم یك تن كم
و از شمار خرد، هزاران بیش
نقل مى كنند: روزى وى تنها نشسته بود و به مطالعه كتاب ، اشتغال داشت ، شخص بى سوادى نزد او رفت و گفت : ((دیدم تو تنها هستى آمدم تا همدم داشته باشى )).
او در پاسخ گفت الان صرت وحیدا ((اكنون تنها شدم )) (یعنى آنگاه كه مشغول مطالعه بودم ، در فكرم ، افكار گوناگون علماء در جولان بود، و با جمعیتى سروكار داشتم ، ولى اینك كه تو از علم بهره اى ندارى و اینجا آمده اى ، من تنها هستم ).
و از اشعار ابن الحسین است :
اگر غم را چو آتش دود بودى
جهان تاریك بودى جاودانه
در این گیتى سراسر گربگردى
خردمندى نیابى شادمانه

سه شنبه 23/4/1388 - 21:59

زنى در شهر نیشابور پیش قاضى رفته ، و ادعا كرد كه شوهر من مبلغ پانصد دینار به من بدهكار است .
و مرد چون حاضر شد، دعوى او را انكار كرد.
قاضى از زن درخواست كرد كه : براى اثبات بینه (شهادت دو نفر شاهد عادل ) اقامه كند.
زن چند نفر شاهد به محكمه قاضى حاضر كرد.
و چون قاضى اداء شهادت خواست : شاهدها اظهار كردند كه ما باید سیماى زن را به بینیم و سپس روى اطمینان شهادت بدهیم .
زن حاضر شد كه صورت خود را به شاهدها نشان بدهد.
مرد در این موقع عصبانى شده و و از روى غیرت صیحه زد كه : شما مى خواهید به صورت زن من بنگرید! و سپس روى به قاضى كرده و گفت من اعتراف مى كنم كه ششصد دینار به زنم مدیون هستم .
اشخاص حاضر از غیرت مرد تعجب كردند.
زن نیز قاضى را خطاب كرده و گفت . شما را شاهد مى گیرم كه ذمه مرد من از این مبلغ برى است ، و من از حق خودم در گذشتم حاضرین از این امر بیشتر تعجب كردند.
قاضى دستور داد كه : این جریان را در باب حكایات مربوطه به غیرت و حمیّت یادداشت كنند

نتیجه :
دانشمندان و علماى بزرگ علم اخلاق صفت غیرت را یكى از صفات برجسته و پسندیده انسان محسوب داشته . و آدم بى غیرت را از مرادف حیوانات و در مرتبه سگ و خوك حساب مى كنند.
در جلد 15 بحار نقل مى كند كه : حضرت موسى علیه السلام باندازه اى غیور بود كه تا مى توانست از آمد و رفت با رفقاى خود، خوددارى مى كرد تا عیال او را دیگران نبینند.
جاى بسى شگفت و حیرت است كه : امروز در اثر شیوع هوى خواهى و شهوت رانى ، صفت غیرت از میان طبقات مردم رخت بر بسته ، و حتى افراد مسلمان و متدین نیز به تقلید دیگران لغت غیرت را از قاموس زندگى خود حذف كرده اند.
مردم لجام گسیخته و هوسران امروز بجاى اینكه غیرت داشته باشند: دستهاى زنان و دختران آرایش كرده خود را گرفته و در كوچه و بازار به معرض نمایش گذارده و در محافل لهو و لعب و مجالس رقص حاضر مى سازند

سه شنبه 23/4/1388 - 21:56