تعداد مطالب : 2664
تعداد نظرات : 2458
زمان آخرین مطلب : 2093روز قبل

این شهید گویی همین امروز به شهادت رسیده است؛ چهره‌ای آرام با چشمانی بسته، موهای تاب دار مشکی، محاسن کوتاه و لب‌های خشکیده حتی جراحت شکمش هم تازه است؛ نام این شهید را در لیست می‌بینند محمدرضا شفیعی واحد تخریب لشکر علی ابن ابیطالب(ع) اعزامی از قم.

خبرگزاری فارس: شهیدی که بعد از 16 سال با پیکری سالم به میهن بازگشت

خبرگزاری فارس، سعیده سخایی: قبرها را یکی یکی می‌شکافند؛ قرار است پیکر پاک شهدا بعد از سال‌ها به وطن بازگردد و در خاک ایران اسلامی آرام بگیرند. قبر شماره 128 در ردیف 18 باز می‌شود اما با تکه‌های استخوان روبه‌رو نمی‌شوند؛ این شهید گویی همین امروز به شهادت رسیده است؛ چهره‌ای آرام با چشمانی بسته، موهای تاب دار مشکی، محاسن کوتاه و لب‌های خشکیده حتی جراحت شکمش هم تازه است؛ نام این شهید را در لیست می‌بینند«محمدرضا شفیعی واحد تخریب لشکر علی ابن ابیطالب (ع) اعزامی از قم».

وقتی صدام این خبر را می‌شنود دستور می‌دهد چند روزی زیر آفتاب بماند و برای تجزیه زودتر روی آن آهک بریزند؛ این کار انجام شد اما تاثیری نداشت و جسد همچنان سالم ماند.

برای دیدن مادر شهید محمدرضا شفیعی معروف به «مادر شفیعی» از کوچه پس کوچه‌های محله آذر گذشتیم و با پرس و جو به خانه‌ای رسیدیم که سر در آن عکسی محمدرضا بود. وارد حیاط کوچکی شدیم که گلدان‌های سرسبز گل آن‌ را با صفا کرده بود،  پیرزنی که روی تخت به انتظار ما نشسته بود با مهربانی به ما خوش‌آمد گفت. چهره‌ای نورانی داشت چیزی که خیلی جلب توجه می‌کرد دیوارهای خانه بود که پر از عکس بودند فقط عکس‌های محمدرضا از کودکی تا زمان مدرسه و جبهه و عکس بزرگی از بعد از شهادت که تن آدم را می‌لرزاند. باور کردنی نبود این صورت 16 سال زیر خاک مانده است و تنها تفاوتش با بقیه عکس‌ها این بود که در آن عکس محمدرضا خوابیده و چشمهایش را بسته است.

محمد رضا شفیعی چهارمین فرزند این خانواده است که در سال 46 در محله پامنار قم و در خانه‌ای ساده متولد شد. از مادرش در مورد کودکی‌هایش می‌پرسم، می‌گوید: «مثل بقیه بچه‌هایم بود اما شیطنت زیادی داشت دوست داشت همه چیز را یاد بگیرد خیلی کنجکاو بود و زیاد بلا سرش می‌آمد. یک‌بار سیم برق را داخل پریز کرد و از روی ایوان خانه به داخل آب-انبار پرت شد وقتی بالای سرش رفتیم سیاه و کبود شده بود و نفس نمی‌کشید یکی از کسبه محل به نام سید عباس که آدم اهل معرفتی بود محمدرضا را برداشت و شروع کرد به خواندن چند آیه و پسرم آرام چشم‌هایش را باز کرد، سید عباس گفت طبیب اصلی او را شفا داده است. پدر محمدرضا یک چرخ داشت که با آن در تابستان بستنی و در زمستان شلغم و لبو می‌فروخت؛ زمانی که او 11 ساله بود پدر از دنیا رفت. محمدرضا با دیدن گریه‌های من گفت بابا رفت؛ من که هستم؛ گریه نکن من هم گریه‌ام می‌گیرد؛ برای مرد خوب نیست گریه کند.»

حالا محمدرضا 14 ساله است و یک سال از حمله عراق به ایران می‌گذرد؛ بی‌تاب است برای رفتن به جبهه اما باید 15 سال تمام داشته باشد. اصرارهایش برای ثبت نام فایده‌ای ندارد پس با دستکاری شناسنامه‌اش سن خود را یک ‌سال بالا برده و هزار صلوات هم نذر امام زمان (عج) می‌کند و بالاخره بعد از ثبت نام عازم جبهه می‌شود.

با این‌ که سن کمی دارد اما چون از کودکی کار کرده، نیروی جسمی خوبی دارد. دو سال بعد از حضور در جبهه عضو گردان تخریب می‌شود. عضویت در این گردان یعنی بازی با مرگ و زندگی، وظیفه آن‌ها بازکردن معبر برای رزمندگان است و حالا محمدرضا با مرگ می‌خوابد راه می‌رود و می‌نشیند.

مادر شفیعی می‌گوید: «محمدرضا خیلی با خدا بود؛ زمانی که از جبهه به خانه می‌آمد شب‌ها ساعت‌ها با خدا مناجات می‌کرد زیارت عاشورا می‌خواند و اشک می‌ریخت؛  شاید دلیل سالم ماندن جسد او این باشد که اشک‌هایش برای امام حسین(ع) را به تن خود می‌مالید.»

او خاطرات زیادی از پسرش دارد؛ از مجروحیتش، توسلش به امام زمان برای معالجه معجزه آسای پای محمدرضا که قرار بود قطع شود و از خواب‌هایی که دیده و تعبیر شده بود...

یکی از این خاطرات مربوط به آخرین دیدار مادر و پسر است؛ اوایل ماه ربیع الاول محمدرضا برای جشن میلاد پیامبر اکرم (ص) شیرینی خریده بود و در جواب من که به او گفتم به فکر خانه و زندگی برای خودت باش گفت خانه من یک متر جا بیشتر نیست آهن و سفیدکاری هم نمی‌خواهد.

محمدرضا در آخرین روزی که قم بود وصیت‌نامه خود را در یک کمد کوچک چوبی که خودش ساخته بود گذاشت و به مادرش گفت تا خبر شهادت من را ندادند درب آن را باز نکنید؛ این کمد هنوز هم در منزل مادر شفیعی است و تلویزیون 14 اینچ خود را روی آن گذاشته جایی که همیشه جلوی چشمش است.

سال 1365 عملیات کربلای چهار ترکشی به شکم محمدرضا اصابت کرده و مجروح می‌شود همرزمانش سعی می‌کنند او را به عقب برگردانند اما موفق نمی‌شوند و او اسیر می‌شود؛ یکی از همرزمان او به نام محسن میرزایی که اهل مشهد است می‌گوید: محمدرضا به من گفت «محسن من مطمئن هستم شهید می‌شوم ما ان‌شاءالله پیروز می‌شویم و تو آزاد می‌شوی و برمی‌گردی کنار خانواده‌ات تو با این نام و نشان به خانه ما می‌روی و می‌گویی من خودم دیدم محمدرضا شهید شد دیگر چشم به‌راه او نباشید.»

میرزایی چهار سال بعد آزاد شده و به خانه مادر شفیعی می‌آید و از آخرین دقایق عمر محمدرضا می‌گوید: به دلیل جراحتش نباید آب می‌خورد؛ روز آخر خیلی تشنه بود، یک لگن آب لب طاقچه گذاشته بودند او خودش را روی زمین می‌کشید تا به آب برسد و فریاد می‌زد «جگرم می‌سوزد، فدای لب تشنه‌ات یا اباعبدالله الحسین» با خودم فکر کردم محمدرضا که دیگر امیدی به زنده ماندنش نیست بهتر است به او آب بدهم زمانی که بالای سرش آمدم دیدم شهید شده است.

وی ادامه می‌دهد: خوب شد که با لب تشنه شهید شد تا روز محشر در برابر سیدالشهدا شرمنده نباشد.

هشت ماه بعد از شهادت محمدرضا در عراق عکسی که توسط صلیب سرخ از او گرفته شده بود توسط مادرش شناسایی شد و خبر شهادت و دفن او در قبرستان الکخن را به او می‌دهند و در گلزای شهدای قم به صورت نمادین دسته گلی را در قبری دفن کردند و روی آن نام محمدرضا شفیعی را نوشتند.

مرداد ماه سال 1381 خبر ورود 570 شهید به کشور اعلام می‌شود؛ محمدرضا هم جزو این افراد است اما با یک تفاوت که پیکر او صحیح و سالم است و هیچ تغییری نکرده؛ مادر شفیعی می‌گوید: وقتی برای دیدن پسرم به سردخانه رفتم پاهایم سست شده بود نفسم بند آمده بود چهره‌اش نورانی بود محمدرضا یک تاب توی موهایش بود که تکان نخورده بود.

سالم ماندن اجساد بعد از مرگ هیچ دلیل علمی ندارد اما علما می‌گویند سالم ماندن و نپوسیدن بدن نوعی کرامت الهی است که خداوند به بندگان خوب خود عنایت می‌کند و عملا نشان می‌دهد تقوا در عالم برزخ هم تاثیر گذار است؛ علاوه بر تقوا در روایتی از پیامبر(ص) نقل شده است هر کس موفق شود چهل جمعه پشت سر هم غسل کند بدنش در قبر متلاشی نشده و نخواهد پوسید.

به گواهی همرزمان محمدرضا او غسل جمعه‌، زیارت عاشورا و نماز شبش ترک نمی‌شد و همیشه با وضو بود.

حالا پیکر پاک او در گلزار شهدای قم آرام گرفته روی سنگ قبرش نوشته شده است: «شهید راه اسلام، پاسدار شهید محمدرضا شفیعی فرزند حسین که در سن 19 سالگی در تاریخ 4/10/1365 در خاک عراق در حین اسارت به درجه رفیع شهادت نایل و پس از 16 سال مفقودیت در تاریخ 14/5/1381 پیکر پاکش به خاک سپرده شد. قطعه 7 ردیف 14 شماره 1».

سه شنبه 3/10/1392 - 15:37

مردی با استناد به آیه‌ای از قرآن، برای کمک به فقیران از دیگران دزدی می‌کرد و گمان می‌برد که این کارش سزاوار پاداش است، اما امام صادق(ع) با متوجه شدن این موضوع، برداشت نادرست این مرد از آیه 160 سوره انعام را مورد نکوهش قرار داد.

خبرگزاری فارس: نکوهش امام صادق(ع) از کمک به فقرا با اموال دیگران

به گزارش خبرنگار فعالیت‌های قرآنی خبرگزاری فارس، کتاب «احتجاج» نوشته شیخ طبرسی از محدثان موثق و علمای بزرگ نیمه اول قرن ششم هجری قمری است. در این کتاب ارزشمند مناظره‌های پیامبر(ص) و ائمه و همچنین استدلال‌های برخی از اصحاب ائمه در برابر مخالفان و افراد مختلف و پیروان ادیان غیر اسلامی، نسبت به اصول و فروع دین اسلام و مذهب شیعه اثنی عشری آمده است. 

در جلد دوم این کتاب روایتی زیبا از امام صادق(ع) درباره نیاز به مفسر قرآن و همچنین آثار برداشت نادرست از قرآن کریم آمده است که در ادامه می‌خوانید.

امام صادق(ع) فرمود: شنیدم گروهی کم‌مایه شخصی را بسیار تعظیم کرده، فضایل و کمالاتی را برای او بر می‌شمرند. دوست داشتم او را از نزدیک ـ به نحوی که مرا نشناسد ـ ببینم تا ارزشش را بفهمم.

روزی او را در اجتماع انبوهی دیدم که مردمان نادان بی‌دانش دور او را گرفته بودند. من به صورت ناشناس، کناری ایستادم و به او و مردم نگاه می‌کردم و او می‌کوشید تا خود را از جمع بدر آورد! عاقبت خود را خلاص کرد و من برای انجام خواسته خود او را تعقیب کردم.

وی در دکان نانوایی توقف و نانوا را غافلگیر کرد، دو قرص نان برگرفت و رفت. من از او در شگفت شدم ولی گفتم شاید با نانوا حسابی دارد. آنگاه رفت تا به دکان بقالی رسید. آنجا نیز دو انار دزدید و سخت مواظب بود که بقال نبیند. باز از این منظره تعجب کردم ولی با خود گفتم شاید با بقال معامله و حسابی دارد و اصلا چه حاجتی به دزدی دارد آن هم دزدی دو دانه انار! همچنان او را رها نکردم تا به خرابه‌ای رسید که بیماری در آنجا افتاده بود. دو قرص نان و دو انار را نزد وی گذاشت و از آنجا گذشت.

او از جلو و من از پی رفتیم تا از دروازه شهر گذشتیم. به بیرون شهر که رسیدیم وی را صدا زدم و به او گفتم: مدتی بود نام تو را شنیده و مشتاق دیدار تو بودم و امروز به ملاقات تو رسیدم ولی کارهایی از تو مشاهده کردم که فکر مرا مشغول و نگران ساخته و اینک از آن امور از تو پرسش می‌کنم تا این نگرانی رفع بشود. من تو را دیدم که از نانوایی دو قرص نان دزدیدی. سپس به انار فروشی گذشتی و دو انار هم از او ربودی!

پاسخ داد قبل از هر چیز بگو ببینم کیستی؟ گفتم: مردی از فرزندان آدم و از امت محمد(ص).

گفت: از کدام خانواده‌ای؟ گفتم: از اهل بیت رسول خدا(ع).

گفت: اهل کدام شهری؟ گفتم: مدینه پیامبر.

گفت: نکند تو جعفر بن محمد هستی؟ گفتم: همانم.

گفت: چه فایده! نواده پیامبری که از دین بی‌خبر است و علم جد و پدرت را ترک کرده‌ای، زیرا کاری که در خور مدح است و کننده آن شایسته تمجید و ستایش است جا نداشت که مورد انکار و ناسپاسی قرار بگیرد.

گفتم: جهل من از کجا واضح شد و بی‌خبری من از دین کجاست؟

گفت: همین که خدا آیه 160 سوره مبارکه «انعام» می‌فرماید: «مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَهِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثالِها وَ مَنْ جاءَ بِالسَّیِّئَهِ فَلا یُجْزى إِلاَّ مِثْلَها؛ کسی که کار نیکی انجام دهد 10 ثواب دارد و کسی که کار بدی انجام بدهد زیاده از همان یک گناه بر او نیست».

من با دزدی کردن دو قرص نان دو گناه کردم، چنانکه با ربودن دو انار دو گناه دیگر انجام دادم. پس روی هم چهار گناه کردم ولی خود از آنها نخوردم بلکه دو انار و دو قرص نان را صدقه دادم و هر یک به مقتضای آیه قرآن 10 حسنه دارد که می‌شود چهل ثواب. بنابراین از یک سو چهار گناه و اما از دیگر سو چهل حسنه به جا آوردم و چهار حسنه، مقابل چهار گناه خارج شود. در نتیجه سی و شش حسنه برای من باقی می‌ماند.

من در جوابش گفتم: مادرت در سوگ تو گریه کند! تو خود جاهل کتاب خدایی! مگر نشنیده‌ای که خداوند بزرگ در آیه 27 سوره مبارکه «مائده» می‌فرماید: «إِنَّما یَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقِینَ؛ همانا خداوند، عمل خوب را از پرهیزکاران می‌پذیرد و شرط پذیرفته شدن عمل تقوا است»؛ و تو با دزدیدن دو قرص نان دو گناه کردی و با ربودن دو انار دو گناه دیگر، با صدقه دادن آنها نه تنها حسنه‌ای را انجام ندادی بلکه چون بدون رضایت صاحبانش به فقیر دادی چهار گناه دیگر بر آن چهار گناه افزودی.

او همچنان خیره خیره به من نگاه می‌کرد و از من نپذیرفت، من نیز او را رها کردم و گذاشتم.

سه شنبه 3/10/1392 - 15:36

جام جم آنلاین: یک عادت غذایی ما ایرانی‌ها این است که اگر به اندازه دو نفر شام یا ناهار بخوریم و احساس پری و سیری داشته باشیم بازهم اگر به ما پیشنهاد یک دسر شیرین و هوس‌انگیز همچون یک برش کیک، کرم‌کارامل، ژله، پودینگ، بستنی، کرم‌کاکائو، پلمبیر یا یک لیوان معجون بدهند با کمال میل و رغبت پذیرا هستیم و هیچ‌گاه هم برای ما معلوم نشده این دسر لذیذ را کجای دلمان جا می‌دهیم و چگونه میل به خوردن آن داریم!

اما سوالات مطرح شده، در مورد دسر این است که چرا بعد از صرف یک وعده غذای کامل نیاز به خوردن یک ماده شیرین داریم؟ اگر دسر پس از غذا خورده شود باز هم چاق کننده است؟ پودینگ چه نوع دسری است و آیا می توان آن را جایگزین وعده صبحانه کرد؟ چه دسری برای دیابتی ها مناسب و بهترین دسر کدام است؟ دسر رژیمی داریم یا نداریم؟

دسر، غذا را هضم می کند؟

تمایل به خوردن یک دسر شیرین حتی یک آبنبات، در برخی افراد چنان تبدیل به عادت می شود که اگر آن را نخورند پس از صرف هر وعده غذایی احساس ناخوشایندی داشته و اغلب بر این باورند که شیرینی به هضم بهتر و سریع تر غذا کمک می کند، اما در پاسخ، به شما حق می دهیم که بعد از خوردن غذا میل به صرف شیرینی داشته باشید، زیرا خوردن مواد شیرین سبب آزادسازی آندروفین و احساس شادی و شعف در انسان می شود و در نتیجه، آن حال خوشی که پس از خوردن دسر به افراد دست می دهد، بی دلیل نیست.

اما باید بدانید اغلب دسرها چرب و پرکالری هستند و نه تنها به هضم غذا کمک نمی کنند، بلکه فشار مضاعفی به معده و قلب وارد کرده و استمرار در مصرف آن باعث اضافه وزن می شود و پس و پیش از غذا خوردن آن هم نمی تواند از کالریش بکاهد. البته تمایل به شیرینی را می توان با یک عدد آبنبات، یک دانه خرما، یک قاشق مرباخوری عسل یا مارمالاد، دو تا سه عدد کشمش و مویز یا یک حبه قند برطرف کرد و بتدریج در صدد حذف آن برآمد. اما اگر عادت شدیدی به مصرف انواع دسرهای شیرین دارید، باید از حجم غذایتان بکاهید یا میزان فعالیت بدنی تان را افزایش دهید و برحسب میزان مصرف حدود یک تا دو ساعت فعالیت فیزیکی کنید تا کالری مازاد را بسوزانید، در غیر این صورت تپل می شوید.

پودینگ چه نوع دسری است؟

پودینگ نوعی دسر لبنی است که این روزها پودر یا آماده آن در برخی فروشگاه ها با برندها و طعم های مختلف در ظروف یا بسته های بزرگ و کوچک به فروش می رسد. پودینگ دو نوع دارد یکی شامل فرآورده های لبنی همچون شیر، خامه یا کره و پودر شیرخشک و نوع دیگر که بیشتر شامل افزودنی های غیر لبنی مانند شکر، نشاسته، اسانس، رنگ، نگهدارنده و دیگر ترکیبات سنتزی است و هیچ ارزش تغذیه ای ندارد. چربی و شکر موجود در هر دو نوع محصول، زیاد و کالری زاست و به گفته متخصصان مصرف بیش از یک یا دو بار آن در هفته توصیه نمی شود.

خوب است بدانید دسرهای شیری یا خامه ای از نظر کمی و کیفی با فرآورده های لبنی قابل مقایسه نبوده و شیر موجود در آن نمی تواند نیاز روزانه بدن به کلسیم و دیگر ریزمغذی های لبنی را بخصوص در کودکان، نوجوانان و زنان باردار تامین کند و در نتیجه والدین آن را جایگزین صبحانه یا شیر روزانه کودک نکنند. هدف اصلی از تولید پودینگ ها تنوع بخشیدن به دسرها بوده و جنبه تغذیه ای چندانی ندارد و نباید به لفظ 80 درصد شیری که روی بسته بندی برخی از انواع آن نوشته شده، اهمیت داد.

ژله می خورید یا کرم کارامل؟

ژله و کرم کارامل از جمله دسرهایی است که اغلب بعد از ناهار یا شام در مهمانی ها سرو می شود و بیشتر خانواده ها مصرف آن را بی ضرر و حتی مقوی می دانند و گاهی به زور کودک خود را به خوردن آن عادت می دهند؛ اما این ژله و کرم کارامل چه ترکیباتی دارد و آیا واقعا مفید است؟

اغلب ژله های موجود در بازار از ترکیب شکر، رنگ های مصنوعی، اسانس ، اسیدهای خوراکی و مواد ژله ای کننده (ژلاتین حیوانی یا صمغ گیاهی) تشکیل شده است. ترکیبات کرم کارامل نیز شامل شکر، تخم مرغ، نشاسته ذرت، آگار آگار (نوعی صمغ)، وانیل و رنگ است. کرم کارامل در مقایسه با انواع ژله به دلیل آن که از تخم مرغ تشکیل شده و شکر بیشتری دارد برای دیابتی ها، بیماران کلیوی و کسانی که اسیداوریک بالایی دارند مناسب نیست.

اما این که می گویند ژله از پودر استخوان گاو است و برای افراد مبتلا به آرتروز و پوکی استخوان مفید است، صحت دارد؟ ژله اگر از نوع حیوانی یعنی از ژلاتین استخوان دام تهیه شده باشد، به سبب آن که نوعی پروتئین است، خاصیت ضدالتهابی داشته و دارای اثرات مثبت روی بافت مفاصل است و به گفته متخصصان علوم غذایی میزان مورد نیاز آن روی درمان بیماری های تحلیل برنده سیستم ماهیچه ای ـ اسکلتی نیز اثر مطلوب دارد؛ اما نکته مهم آن که پایه اغلب دسرهای ژله ای موجود در بازار نوعی صمغ گیاهی و از نوع کربوهیدرات است نه پروتئین، اگر هم از نوع ژلاتین حیوانی باشد به دلیل حاوی بودن رنگ، اسانس و شکر زیاد، مزیت اصلی خود را از دست داده و چون شکر از جذب کلسیم جلوگیری می کند، نباید دسرهای ژله ای را جایگزین منابع حاوی کلسیم همچون شیر، ماست، کنجد، بادام و انواع کلم‏ها کرد؛ البته اگر ژله به صورت خانگی با استفاده از مخلوط آبمیوه‏های طبیعی با ژلاتین‏ حیوانی مورد تائید وزارت بهداشت و بدون شکر تهیه شود، می تواند بسیار مفید باشد.

دیابتی ها چه دسری بخورند؟

جالب است بدانید ما هر چه چاق تر شویم ذائقه مان به خوردن شیرینی جات بخصوص انواع دسرها زیادتر می شود و این ولع در مبتلایان به دیابت نوع 2 بیشتر دیده می شود؛ زیرا وقتی وزن افزایش یابد بر توده های چربی بدن اضافه می شود و به گفته متخصصان تغذیه وقتی چربی ذخیره بدن از حدی بیشتر شود دیگر نیاز ما به شیرینی از طریق مغز اعلام نخواهد شد و دستور خود را از سلول های چربی می گیرد. پس هر چه چربی اندوخته بیشتری داشته باشیم در گروه دسرخورهای حرفه ای تپلی قرار خواهیم گرفت که با هیجان خاصی از شیرینی حرف می زنند و با ولع آن را می خورند. اگر مبتلا به دیابت هستید یا اضافه وزن دارید، می توانید به عنوان دسر، مقداری فرنی یا شیربرنج بدون شکر بخورید و بدانید عسل، شیره خرما، شهد انگور و کنسانتره دیگر میوه ها به اندازه قند و شکر کالری داشته و چاق کننده است.

دسر رژیمی داریم؟

اما سوالی که اغلب خانواده ها می پرسند آن که پودر یا دسرهای آماده رژیمی واقعا بدون کالری است یا همچون دیگر محصولات رژیمی اگر شکر ندارد، چربی داشته و باز هم چاق کننده است؟ معمولا در دسرهای رژیمی شکرهای مصنوعی همچون آسپارتام یا قندهای طبیعی ضعیف شده مانند سوربیتول جایگزین شکر می شود و بیشتر برای مبتلایان به دیابت که آرزوی خوردن شیرینی دارند مناسب است، زیرا این قندها برای جذب نیاز به انسولین ندارد؛ اما نکته مهم آن که دسرهایی چون کرم کارامل، کیک، بستنی، دسرهای خامه ای، کرم شکلاتی و پودینگ ها اگر هم بدون شکر باشند به دلیل ترکیبات لبنی پرچرب یا مواد نشاسته ای بسیار چاق کننده بوده و مصرف آن به افراد با اضافه وزن بالا توصیه نمی شود.

اما در این بین ژله های رژیمی و میوه های کم شیرین مثل سیب و پرتقال بهترین و کم کالری ترین دسر محسوب می شود؛ البته مصرف بیش از اندازه یا مستمر ژله های رژیمی به سبب دارا بودن رنگ و اسانس های سنتزی برای افراد مبتلا به بیماری های کلیوی و کبدی مناسب نیست و باعث ایجاد حساسیت در کودکان مستعد می شود و باید قبول کنیم که هر خوردنی خوشمزه ای برای بدن ضرر دارد، زیرا به سبب لذیذ بودن همیشه بیش از حد خورده می شود.

سه شنبه 3/10/1392 - 15:35

دبیر اجرایی همایش خودکشی و افسردگی گفت: امروزه شاهد شیوع 25 درصدی افسردگی بین افراد هستیم و این آمار زنگ خطری برای افزایش خودکشی‌ها در جامعه خواهد بود چرا که انتهای طیف افسردگی، خودکشی است.

35-39.jpg

دکتر صادق شفایی در گفت‌وگو با خبرنگار سلامت خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) گفت: 25 درصد از افراد جامعه به افسردگی گرفتار هستند و این افراد با خطر خودکشی نیز مواجهند چرا که خودکشی انتهای طیف افسردگی است. به طور کلی جدا از افرادی که به صورت نمایشی اقدام به خودکشی می‌کنند تمامی افرادی که دست به این کار می‌زنند افسرده هستند.

 

وی ادامه داد: با توجه به شیوع افسردگی و میزان بالای خودکشی در قشر جوان و تحصیلکرده تصمیم گرفتیم با استفاده از تجربیات اساتید روانپزشکی و علم روز دنیا به قشر جوان آگاهی بخشی کنیم.

 

شفایی با تاکید بر این که آموزش‌های مهارت‌های ده گانه زندگی بر سلامت جامعه تاثیرگذار است، اظهار کرد: در این همایش از دریچه مقابله با افسردگی به سمت پیشبرد مهارت‌های ده گانه زندگی رفته و سعی داریم در ادامه در قالب ورک شاپ این مهارت‌ها را به دانشجویان و مخاطبین عرضه کنیم.

 

دبیر اجرایی همایش خودکشی و افسردگی در ادامه بیان کرد: در این همایش به سایر مباحث پیرامون خودکشی نیز پرداخته می‌شود از جمله این که بیمار افسرده‌ای که افکار خودکشی دارد و یا اقدام به خودکشی کرده است باید بستری شود یا خیر. همچنین اگر فردی اقدام به خوکشی کرد اجازه دخالت برای نجات او داریم یا خیر.

 

به گزارش ایسنا، همایش افسردگی و خودکشی به همت دفتر دانش‌آموختگان دانشکده پزشکی دانشگاه تهران چهارم دی ماه در سالن ابن سینا واقع در دانشکده پزشکی دانشگاه تهران برگزار ‌می‌شود. همچنین دکتر آذرخش مکری استادیار دانشگاه علوم پزشکی تهران و یکی از اعضای کمیته بهداشت روان و اعتیاد وزارت بهداشت و درمان و آموزش پزشکی نیز به ارائه اخرین دستاوردهای علمی می‌پردازند.

سه شنبه 3/10/1392 - 15:33
جام جم آنلاین: اگرچه روش لقاح مصنوعی اساسا به عنوان یک روش در درمان ناباروری مطرح است، اما PGD یا تشخیص ژنتیک پیش از لانه‌گزینی نیز شاخه‌ای از فناوری‌های کمک باروری است که نیازمند انجام لقاح خارج رحمی یا IVF است.

در این روش می توان بیماری های ژنتیک را تشخیص داد و وجود نداشتن فاکتورهای ژنتیک یا ایجاد هرگونه تغییر در ژن ها و کروموزوم های خاص را پیش از قرار گرفتن جنین در رحم مادر مورد بررسی قرار داد. تشخیص بیماری های ژنتیکی و تعیین جنسیت نوزاد پیش از انتقال جنین به رحم، نخستین بار 24 سال پیش انجام شد و از آن زمان تاکنون تعداد زیادی از افراد مبتلا به بیماری های ژنتیک، اختلالات تک ژنی، ناهنجاری های کروموزومی یا افرادی که با سقط مکرر مواجه بوده اند، با استفاده از این روش صاحب فرزندانی سالم شده اند. دکتر سیدنوید المدنی، مشاور ژنتیک پژوهشگاه رویان به سوالات ما درباره این روش و بیماری هایی که از این طریق قابل پیشگیری است، داده است:

منظور از روش تشخیص پیش از لانه گزینی چیست؟

روش های درمانی ناباروری می تواند به سلامت بارداری کمک کند. با پیشرفت روش های ژنتیک و روش های لقاح خارج رحمی ما این قابلیت را پیدا کردیم که بتوانیم جنین را خارج از رحم مادر ببینیم و روی یک سلول بررسی های ژنتیکی و کروموزومی انجام دهیم و به این ترتیب روش PGD یا تشخیص ژنتیک پیش از لانه گزینی شکل گرفت.

چه بیماری هایی قبل از لانه گزینی جنین در رحم مادر قابل شناسایی است؟

این اختلالات ممکن است بیماری های ژنتیک متعدد یا حتی بیماری های کروموزومی باشد، چراکه بعضی بیماری ها مانند هموفیلی یا دوشن در جنس مذکر شیوع بیشتری دارد. امروزه برای اغلب بیماری های ژنتیک و کروموزومی این امکان وجود دارد که در یک روز، روی یک سلول برای یک بیماری خاص بررسی های ژنتیک و کروموزومی انجام شود. بیماری هایی که شیوع بیشتری داشته در اولویت بوده و متخصصان به تجربه قابل توجهی در تشخیص این گروه از بیماری ها دست یافته اند. بیماری تالاسمی و فیبروز کیستیک از بیماری هایی است که به روش PGD قابل تشخیص است. ناشنوایی از دیگر بیماری هایی است که می توان پیش از لانه گزینی آن را تشخیص داد. در ناشنوایی از نظر اخلاقی برای ختم قانونی بارداری و سقط درمانی مشکل داریم. تا قبل از این که بتوان از PGD برای تشخیص ناشنوایی استفاده کرد، در پیشگیری از تولد نوزادان ناشنوا در بن بست گرفتار بودیم. به این ترتیب میزان وفور افراد مبتلا به بیماری کاهش پیدا کرده و خانواده ها فرزندان سالم تری دارند و دیگر با معذوریت های اخلاقی و انسانی برای ختم بارداری مواجه نخواهیم شد.

آیا وجود اختلالات کروموزومی می تواند در انتخاب جنین های سالم ملاک تشخیصی باشد؟

اختلالات کروموزومی با توجه به این که کروموزوم در مقایسه با ژن ها ساختار ساده تری دارد، به روش های ساده تری قابل تشخیص است. گاهی نازایی یا سقط مکرر، ناشی از جا به جایی از یک کروموزوم به کروموزوم دیگر یا تکرار بخشی از یک کروموزوم است. در این افراد اسپرم یا تخمک در 50 تا 60 درصد موارد وضع متعادل ندارد. از طریقPGD می توان وضع تعادل کروموزومی را بررسی کرد و بر این اساس، جنین سالم یا ناقل را به رحم مادر منتقل کرد که این کار احتمال موفقیت در بارداری را افزایش می دهد. گاهی برای بررسی بیماری هایی مانند دوشن یا هموفیلی کروموزوم های جنسی را بررسی می کنیم که با هدف کاهش وفور ژن انجام می شود یعنی برای دو نسل بعد هم تدابیری اندیشیده می شود. بنابراین بررسی کروموزومی شناخته شده در فرزند، وضعیت اختلال کروموزومی متعادل در والدین یا تعیین جنسیت از جمله موارد بررسی های کروموزمی را تشکیل می دهد.

آیا می توان این روش را تضمین کننده سلامت نوزاد دانست؟

این روش درمانی به نوبه خود مشکلاتی هم دارد. در بسیاری از موارد لازم است وضع مادر در حین بارداری بار دیگر مورد بررسی قرار گیرد. در این مرحله از جفت یا کیسه آب جنینی نمونه برداری می شود. در یک تا سه درصد موارد امکان خطا وجود دارد. بنابراین تشخیص حین بارداری نیز در بسیاری موارد توصیه می شود. متاسفانه این روش تشخیصی هزینه بالایی دارد. برای لقاح مصنوعی باید جنین در محیط خاصی کشت داده شود و نیازمند مراقبت و آزمایش های گرانقیمتی است. داروها نیز بسیار گرانقیمت است و هیچ سیستم حمایتی وجود ندارد. این در حالی است که وقتی بچه ای بیمار متولد می شود، سال ها باید برای درمان او هزینه کرد. قوانین سقط درمانی در کشور ما به رغم تغییراتی که داشته، هنوز بسیار پیچیده است. بعضی اختلالات در سه ماهه دوم و سوم بارداری تشخیص داده می شود و امکان ختم بارداری داده نمی شود. تشخیص ژنتیک قبل از لانه گزینی راهکاری است که ما را از بن بست خارج می کند و سقط درمانی را کاهش می دهد.

از داشتن فرزند تا تضمین سلامت او

تشخیص ژنتیک پیش از لانه گزینی یا PGD نمودی از علم ژنتیک و اعمال کمک باروری برای زوجی است که به منظور باردار شدن به مداخله نیاز دارند. سابقه این روش تشخیصی به سال ها قبل بازمی گردد. به عبارت دیگر 33 سال پیش که روش های درمان ناباروری مانند IVF و ICSI شکل گرفت، محققان موفق شدند به این امکان دست یابند که جنینی را خارج از رحم تشکیل دهند. در آن زمان هدف آنها این بود که از حیات جنین و تشکیل آن مطمئن شوند؛ مرحله ای از رشد جنین را در خارج از رحم کنترل و بهترین ها را از نظر موروفولوژی و شکل ظاهری، تقسیم سلولی و قابلیت حیات به داخل رحم مادر منتقل کنند با این هدف که خانواده ای که با مشکل ناباروری مواجه است، بتواند از داشتن فرزند لذت ببرد اما وقتی روش های مختلف ژنتیک پیشرفت کرد، آنها توانستند از یک رشته کوچک DNA نمونه های مورد نیاز را تکثیر کنند تا روی ژن های خاصی تغییر توالی ژن ها را بررسی و ژن های بد را شناسایی کنند. پس به این فکر افتادند که شاید بتوان این کار را روی یک سلول (یعنی سلولی که نمونه ای از یک مجموعه شش تا هشت تایی سلولی جنینی است) در سومین یا چهارمین روز ـ جنینی که به آن بلاستولا گفته می شود ـ انجام دهند یعنی به جای این که از بندناف، جفت یا کیسه آب جنینی که در حال رشد و سپری کردن دوره بارداری است نمونه برداری کنیم، قبل از این که مادر باردار شود وضعیت جنین را از نظر اختلال کروموزومی یا ژنتیک پیگیری می کنیم. به این ترتیب این روش به عنوان زیر شاخه ای از فناوری های کمک باروری مورد توجه قرار گرفت.


سه شنبه 3/10/1392 - 15:31

متخصص و جراح استخوان گفت: بالش باید به گونه‌ای باشد که سر فرد در تراز با قفسه سینه قرار بگیرد و جنس آن نباید آنقدر نرم باشد که سر داخل بالش فرو رود و نه آنقدر سفت باشد که سر قدرت انعطاف نداشته باشد.

خبرگزاری فارس: بالش مناسب کدام است؟

سید هاشم حسینی‌فر در گفت‌وگو با خبرنگار بهداشت و درمان فارس، پیرامون سؤالات مطرح شده در مشاوره سلامت در مورد انتخاب بالش مناسب گفت: بالش باید به گونه‌ای باشد که سر فرد در تراز با قفسه سینه قرار بگیرد.

متخصص و جراح استخوان گفت: اگر حجم بالش یا متکا بیشتر از حد نرمال و طبیعی باشد، گردن خم شده و چانه به سینه می‌چسبد.

حسینی‌فر افزود: خلاف این مسئله نیز وجود دارد اگر بالش کوچکتر از حد طبیعی خود باشد، گردن به عقب‌تر رفته و چانه از سینه دورتر می‌شود.

متخصص و جراح استخوان تصریح کرد: بالش بزرگ و کوچک هر دو بر مهره‌های گردنی فشار آورده و به مرور زمان در فرد مشکل ایجاد می‌کنند به طور مثال بالش بزرگ به دیسک مهره فشار می‌آورد و بالش کوچک به قسمت خلفی مهره گردن فشار وارد می‌کند.

متخصص ارتوپدی گفت: افرادی که به گردن درد مبتلا هستند باید از بالش استاندارد استفاده کنند تا گردن در حالت کاملاً صافی قرار بگیرد.

حسینی‌فر افزود: بالش نباید آنقدر نرم باشد که سر داخل آن فرو رود و نه آنقدر سفت باشد که سر قدرت انعطاف نداشته باشد.

سه شنبه 3/10/1392 - 15:30

انتشار اخبار کربلا تأثیر عجیبى در میان مسلمانان گذاشت، اوج مظلومیّت امام حسین(ع) و یارانش و نهایت قساوتى که در شهادت آنان و اسارت خاندان پاکش آشکار شده بود، دودمان بنی‌امیه را به باد داد.

خبرگزاری فارس: ماجرای عجیب هلاکت جمعی از بنی‌امیه

به گزارش خبرنگار آیین و اندیشه خبرگزاری فارس، ظلم و ستم، به ویژه قتل انسان‌های بی گناهان، هیچگاه زمین نمی‌ماند و ظالم و پیروانش به زودی نتیجه کار خود را در همین دنیا مشاهده می‌کنند و سپس در برزخ و قیامت، عذاب بدتری خواهند داشت. 

 

از جمله مهمترین ظلم‌ها و جنایت‌های بزرگ تاریخ، ظلم بنی‌امیه نسبت به خاندان پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در مکان‌ها و زمان‌های مختلف به ویژه در واقعه کربلا بود که پیامدهای مهمی به همراه داشت؛ از جمله باعث قیام‌های خونینی (مانند قیام توابین، قیام مختار و ...) پس از واقعه عاشورا علیه بنی امیه شد.

انتشار اخبار کربلا تأثیر عجیبى در میان مسلمانان گذاشت، اوج مظلومیّت امام حسین علیه‌السلام و یارانش و نهایت قساوتى که در شهادت آنان و اسارت خاندان پاکش آشکار شده بود، سبب نفرت مسلمانان از دستگاه خلافت اموى شد و همین امر، دودمان بنی امیه را به باد داد.

از جمله مسائلی که در تاریخ ثبت شده و مایه عبرت است این است که هنگامى که «عبداللَّه سفّاح» نخستین خلیفه عباسى بر تخت قدرت نشست، در فکر بود که چگونه از سران بنى‌‌‏امیّه انتقام سختى بگیرد.

در همین ایّام، سران بنى‌‌‏امیّه که پراکنده شده بودند، به او نامه نوشتند و از او امان خواستند.

«سفّاح» از فرصت استفاده کرد و پاسخ محبّت‏‌آمیزى به آنها داد و نوشت که به کمک آنها سخت نیازمند است و آنان را مورد عطا و بخشش قرار خواهد داد؛ لذا سران «آل‌‏زیاد» و «آل‌مروان» و خاندان معاویه دعوت او را پاسخ گفتند و نزد او حاضر شدند.

«سفّاح» دستور داد کرسى‏‌هایى که به زیور طلا و نقره آراسته براى آنها نصب کردند و این شگفتى مردم را برانگیخت که چرا «سفّاح» با این جنایتکاران چنین رفتار مى‏‌کند.

در این موقع یکى از درباریان وارد مجلس شد و به «سفّاح» خبر داد که مردى ژولیده و غبارآلود از راه رسیده و درخواست ملاقات فورى دارد.

«سفّاح» با این اوصاف او را شناخت، گفت: قاعدتاً باید «سُدَیْفِ» شاعر باشد؛ بگویید وارد شود.

«بنى‏‌امیّه» با شنیدن نام «سُدیف» رنگ از چهره‏‌هایشان پرید و اندامشان به لرزه در آمد؛ زیرا مى‏‌دانستند او شاعرى توانا، فصیح، شجاع و از دوستان و شیعیان على علیه‌السلام و از دشمنان سرسخت بنى‌‏امیّه است.

«سُدیف» وارد شد؛ هنگامى که نگاهش به بنى‏امیّه افتاد، اشعار تکان‌‏دهنده‌‏اى در مورد ظلم‏‌هاى بنى‏‌امیّه بر بنى‌‏هاشم قرائت کرد که از جمله آنها این دو بیت بود:

وَ اذْکُرُوا مَصْرَعَ الْحُسَیْنِ وَ زَیْدِ      وَ قَتِیلٍ بِجانِبِ الْمِهْرَاسِ‏

وَ الْقَتِیلَ الَّذِی بِحَرَّانَ أَضْحَى‏      ثاوِیاً بَیْنَ غُرْبَةٍ وَ تَتَاسِ‏

«به یاد آورید! محلّ شهادت حسین علیه‌السلام و زید را و آن شهیدى که در مهراس (اشاره به شهادت حمزه در احد) شربت شهادت نوشید.

و آن شهیدى که در حرّان به شهادت رسید و تا شامگاهان در تنهایى بود و (حتّى جنازه او) به فراموشى سپرده شد».

(اشاره به شهادت «ابراهیم بن محمّد» یکى از معاریف بنى‏‌هاشم و بنى‏‌عبّاس در سرزمین حرّان در نزدیگى مرزهاى شمالى عراق است).

«سفّاح» دستور داد خلعتى به «سُدیف» بدهند و به او گفت: فردا بیا تا تو را خشنود سازم و او را مرخص نمود؛ سپس رو به بنى‏امیّه کرد و گفت: سخنان این برده و غلام بر شما گران نیاید، او حق ندارد درباره موالى خود سخن بگوید؛ شما مورد احترام من هستید (بروید و فردا بیایید!)

بنى‏‌امیّه پس از بیرون آمدن از نزد سفّاح به مشورت پرداختند. بعضى گفتند: بهتر آن است که فرار کنیم؛ ولى گروه بیشترى نظر دادند که خلیفه وعده نیکى به ما داده و «سُدیف» کوچکتر از آن است که بتواند نظر خلیفه را برگرداند.

فردا همه نزد «سفّاح» آمدند؛ او دستور پذیرایى از بنى‏امیّه را داد؛ ناگهان «سُدیف» شاعر وارد شد و رو به سفّاح کرد و گفت: «پدرم فدایت باد! تو انتقام گیرنده خون‌هایى؛ تو کشنده اشرارى».

سپس اشعار بسیار مهیّجى خواند که از ظلم و بیدادگرى بنى‏‌امیّه مخصوصاً از ظلم آنها بر شهیدان کربلا سخن مى‏‌گفت.

«سفّاح» ظاهراً برآشفت و به «سُدیف» گفت: تو در نظر من احترام دارى؛ ولى برگرد و دیگر از این سخنان مگو و گذشته را فراموش کن.

بنى‏‌امیّه از کاخ «سفّاح» بیرون آمدند و به شور پرداختند؛ گفتند: باید از خلیفه بخواهیم «سُدیف» را اعدام کند و گرنه سخنان تحریک‌‏آمیز او ما را گرفتار خواهد کرد.

«سفّاح» شب هنگام «سُدیف» را احضار کرد و گفت: واى بر تو چرا این قدر عجله مى‌‏کنى؟!

«سُدیف» گفت: «پیمانه صبر من لبریز شده و بیش از این تحمّل ندارم. چرا از آنها انتقام نمى‏‌گیرى؟»

سپس بلند بلند گریه کرد و اشعارى در مظالم بنى‏‌امیّه بر بنى‌‏هاشم‏ خواند که سفّاح را تکان داد و به شدّت گریست.

«سُدیف» نیز آن قدر گریه کرد که از هوش رفت؛ هنگامى که به هوش آمد «سفّاح» به او گفت روز آنها فرا رسیده و به مقصودت خواهى رسید! برو امشب را آرام بخواب و فردا بیا. امّا «سُدیف» آن شب به خواب نرفت و پیوسته با خدا مناجات مى‌‏کرد و از او مى‏‌خواست سفّاح به وعده‏اش وفا کند.

«سفّاح» روز بعد براى اغفال بنى‌‏امیّه دستور داد، منادى ندا کند که امروز روز عطا و جایزه است. مردم به طرف قصر هجوم آوردند و درهم و دینارهایى در میان آنها پخش شد. سفّاح چهارصد نفر از غلامان نیرومند خود را مسلّح ساخت و دستور داد هنگامى که من عمامه را از سر برداشتم، همه حاضران را به قتل برسانید.

سفّاح در جاى خود قرار گرفت و رو به بنى‌‏امیّه کرد و گفت: امروز روز عطا و جایزه است؛ از چه کسى شروع کنم؟ آنها براى خوشایند سفّاح گفتند: از بنى‏‌هاشم شروع کن!

یکى از غلامان که با او تبانى شده بود، گفت: «حمزة بن عبدالمطلّب» بیاید و عطاى خود را بگیرد.

سُدیف که در آنجا حاضر بود، گفت: حمزه نیست!

سفّاح گفت: چرا؟ گفت زنى از بنى‏‌امیّه به نام «هند»، «وحشى» را واداشت تا او را به قتل برساند؛ سپس جگر او را بیرون آورد و زیر دندان گرفت.

سفّاح گفت: عجب! من خبر نداشتم، دیگرى را صدا بزن.

غلام صدا زد: «مسلم بن عقیل» بیاید و عطاى خود را بگیرد!

خبرى نشد؛ سفّاح پرسید: چه شده؟ سدیف در جواب گفت: «عبیدالله بن زیاد» او را گردن زد و طناب به پاى او بست و در بازارهاى کوفه گردانید.

سفّاح گفت: عجب! نمى‏‌دانستم؛ دیگرى را طلب کنید و غلام همچنان ادامه داد و یک یک را صدا زد، تا به امام حسین علیه‌السلام و ابوالفضل العبّاس و زید بن على و ابراهیم‏ بن محمّد رسید و بنى‌‏امیّه هنگامى که این صحنه را دیدند و این سخنان را شنیدند، به مرگ خود یقین پیدا کردند.

اینجا بود که آثار خشم و غضب در چهره سفّاح کاملاً نمایان شد و با چشمش به سُدیف اشاره کرد و «سُدیف» اشعارى انشاء کرد که از جمله دو بیت زیر است:

حَسِبَتْ أُمَیَّةُ أَنْ سَتَرْضَى‏ هاشِمُ        عَنْها وَ یَذْهَبُ زَیْدُهَا وَ حُسَیْنُهَا

کَذِبَتْ وَ حَقِّ مُحَمَّدٍ وَ وَصِیِّهِ              حَقّاً سَتُبْصِرُ مَا یُسِیی‏ءُ ظُنُونَهَا

«بنى‌‏امیّه پنداشتند که بنى‌‏هاشم به آسانى از آنها خشنود مى‏‌شوند و حسین بن على علیه‌السلام و زید را فراموش مى‏‌کنند.

دروغ گفتند! به حقّ محمّد و وصىّ او سوگند! که به زودى چیزهایى مى‌‏بینند که به اشتباه خود پى مى‌‏برند».

سفّاح با صداى بلند گریه کرد و عمامه را از سر انداخت و سخت آشفته شد و صدا زد:

«یالَثاراتِ الْحُسَیْنِ، یالَثاراتِ بَنِی‌‏هاشِمٍ؛ اى خونخواهان امام حسین و اى خونخواهان بنى‌‏هاشم!».

غلامان با مشاهده این علامت از پشت پرده‏‌ها بیرون آمدند و با شمشیر به جان سران بنى‌‏امیّه افتادند و و همه آنها را به هلاکت رساندند. (منهاج البرائه، علامه خویی، ج 7 ص 223؛ پیام امام، ج 6 ص 495؛ عاشورا ریشه‏‌ها، انگیزه‌‏ها، رویداد‌ها، پیامد‌ها، ص 687)

امیرمؤمنان علیه‌السلام در یک پیش‌‏بینى عجیب در ارتباط با حکومت بنى‌‏امیّه و انقراض سریع آنان فرموده بود: «حَتَّى یَظُنَّ الظَّانُّ أَنَّ الدُّنْیَا مَعْقولَةٌ عَلَى بَنِی أَمَیَّةَ؛ تَمْنَحُهُمْ دَرَّهَا؛ وَ تُورِدُهُمْ صَفْوَهَا، وَ لَایُرْفَعُ عَنْ هذِهِ الْأُمَّةِ سَوْطُهَا وَ لَا سَیْفُهَا، وَ کَذَبَ الظَّانُّ لِذلِکَ. بَلْ هِیَ مَجَّةٌ مِنْ لَذِیذِ الْعَیْشِ یَتَطَعَّمُونَهَا بُرْهَةً، ثُمَّ یَلْفِظُونَهَا جُمْلَةً؛

بعضى گمان‏ کردند دنیا به کام بنى‏‌امیّه است و همه خوبى‏‌هایش را به آنان مى‌‏بخشد و آنها را از سرچشمه زلال خود سیراب مى‏‌سازد (و نیز گمان کردند که) تازیانه و شمشیر آنها از سر این امّت برداشته نخواهد شد، کسانى که چنین گمان مى‌‏کنند، دروغ مى‏‌گویند (و در اشتباهند) چه این‌‏که سهم آنها از زندگى لذّت‌‏بخش، جرعه‏‌اى بیش نیست، که زمان کوتاهى آن را مى‏‌چشند، سپس (قبل از آن که آن را فرو برند) بیرون مى‌‏افکنند!». (نهج البلاغه، خطبه 87)

دوشنبه 2/10/1392 - 11:45

یک متخصص زنان و زایمان با بیان اینکه به زنان توصیه می‌شود شیوه و سبک زندگی خود را تغییر دهند، گفت: فعالیت‌های ورزشی حداقل دو تا سه بار در هفته به مدت 20 دقیقه در زنان ضروری بوده و بهتر است این فعالیت‌ها همراه با افزایش ضربان قلب باشد تا به عنوان یک عامل موثر از ابتلا به سرطان پستان پیشگیری کند.

getty0-377.jpg

دکتر الهام نقشینه در گفت‌وگو با خبرنگار سلامت خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)منطقه اصفهان، با بیان اینکه سرطان پستان یکی از شایع‌ترین سرطان‌ زنان به شمار می‌آید، اظهار کرد: از هر هفت زن یک نفر در طول عمر به سرطان پستان مبتلا می‌شود.

 

وی با بیان اینکه هنوز علت اصلی سرطان پستان مشخص نشده است، افزود: برخی عوامل می‌تواند زمینه ساز بروز سرطان سینه باشد که از جمله این عوامل می‌توان به شایع‌ترین علت که سن فرد است اشاره کرد، زیرا هر چه سن افزایش یابد نه تنها احتمال بروز سرطان سینه بلکه در تمامی سرطان‌ها افزایش می‌یابد و این عامل به ویژه پس از 30 سالگی نقش بسزایی دارد.

 

این متخصص زنان و زایمان با اشاره به اینکه دومین فاکتور برای ابتلا به سرطان پستان سابقه خانوادگی بیمار است، اضافه کرد: در صورتی که فردی سابقه خانوادگی مثبت در این زمینه داشته باشد به ویژه بستگان درجه یک مانند مادر، خواهر یا دختر او دچار سرطان شده باشند احتمال ابتلا به سرطان وجود دارد.

 

نقشینه با بیان اینکه اگر سن ابتلا به سرطان پستان در سن پایین‌تر از سن یائسگی اتفاق افتد با ریسک خطر بیشتری همراه است، خاطرنشان کرد: ژن‌های خاصی نیز عامل ابتلا به سرطان پستان هستند که البته وجود این ژن‌ها تنها پنج درصد در ابتلا به سرطان پستان نقش دارد.

 

وی داشتن رژیم غذایی مناسب را با اهمیت دانست و ادامه داد: یکی دیگر از عواملی که می‌تواند زمینه ساز ابتلا به سرطان شود و ریسک ابتلا به این بیماری را افزایش دهد رژیم غذایی فاقد آنتی اکسیدها شامل ویتامین A و C و E و سبزیجات است.

 

عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان با تاکید بر این نکته که استفاده از چربی‌های حیوانی و چربی‌های اشباع شده در رژیم غذایی نیز ریسک ابتلا به سرطان پستان را افزایش می‌دهد، تصریح کرد: چاقی نیز از دلایلی است که ریسک ابتلا به سرطان پستان را افزایش می‌دهد.

 

نقشینه با بیان اینکه به زنان توصیه می‌شود شیوه و سبک زندگی خود را تغییر دهند، افزود: فعالیت‌های ورزشی حداقل دو تا سه بار در هفته به مدت 20 دقیقه در زنان ضروری و بهتر است این فعالیت‌ها همراه با افزایش ضربان قلب باشد، تا به عنوان یک عامل موثر از ابتلا به سرطان پستان پیشگیری کند.

 

 

نخستین اقدام درمانی تشخیص زودهنگام است

 

 

وی با اشاره به اینکه الکل ماده‌ای است که به صورت مستقیم با سرطان سینه ارتباط دارد، گفت: در زنانی که سیگار مصرف می‌کنند احتمال ابتلا به سرطان سینه بیشتر مشاهده شده است.

 

این متخصص زنان و زایمان با تاکید بر این نکته که عوامل هورمونی و تولید مثل از دیگر عوامل مهم افزایش دهنده ریسک ابتلا به سرطان سینه محسوب می‌شود، ادامه داد: ریسک ابتلا به سرطان پستان در زنانی که نازایی دارند و یا افرادی که زودتر از زمان مقرر عادت ماهانه می‌شوند بیشتر است.

 

نقشینه باروری را به عنوان یک عامل محافظت کننده از ابتلا به سرطان پستان عنوان کرد و گفت: اگر سن بارداری کمتر از 30 سالگی باشد نقش موثری در کاهش ریسک ابتلا به سرطان پستان دارد اما در بارداری در سنین بالای 35 سال و یا عدم بارداری ریسک این سرطان افزایش می‌یابد.

 

وی با تاکید بر این نکته که اولین اقدام برای درمان سرطان سینه تشخیص زودهنگام است، خاطرنشان کرد: خانم‌ها می‌توانند با لمس پستان توده‌های آن را تشخیص دهند در صورت وجود چنین توده‌هایی به متخصص زنان مراجعه و برای اطمینان از سلامت پستان‌ها غربالگری سینه انجام دهند.

 

وی به اشتباهات رایج زنان درباره سرطان پستان اشاره کرد و افزود: اغلب اشتباهات رایج در بین زنان به وجود می‌آید که عنوان می‌کنند دچار سرطان سینه شده‌ام و این در حالی است که مبتلا به سرطان سینه نشده‌اند. خانم‌ها باید برای آگاهی از سلامت پستان‌ها معاینه مکرر و مداومی داشته باشند و این معاینات را در پایان هر دوره عادات ماهانه بلافاصله انجام دهند.

 

 

هر توده در پستان به معنای سرطان نیست

 

 

وی با بیان اینکه لمس توده و یا تومور سفت بدون درد،‌ ترشح خونی و یا آبکی از سینه، عدم تقارن و تناسب بین سینه‌ها از علایم سرطان است،‌ ادامه داد: هم‌چنین فرورفتگی در پوست، تغییر رنگ پوست مانند قرمزی و بزرگی غدد لنفاوی نیز می‌تواند نشان از ابتلا به سرطان باشد.

 

این متخصص زنان و زایمان با اشاره به اینکه وجود علایمی مانند درد و یا احساس سوزش که با تغییرات هورمونی در بافت سینه ایجاد می‌شوند از علائم سرطان پستان نیست، تصریح کرد: تشخیص نهایی سرطان پس از معاینه فیزیکی و غربالگری ماموگرافی ممکن است.

 

نقشینه با تاکید بر این نکته که وجود توده در پستان به معنای سرطانی بودن آن نیست، خاطرنشان کرد: توده‌های خوش‌خیم از بافت سینه هستند و مشکلی برای فرد ایجاد نمی‌کنند و سرطانی نمی‌شوند و توده‌های سرطانی معمولا سفت، کوچک و بدون درد هستند.

 

وی با بیان اینکه هدف از غربالگری و انجام ماموگرافی تشخیص و شناسایی توده‌های سرطانی در مراحل اولیه است، افزود: تشخیص زودهنگام موجب می‌شود درمان موفق‌تری صورت گیرد اما باید توجه داشت در بیشتر موارد توده‌هایی که با لمس کردن تشخیص داده می‌شوند بدخیم نیستند.

 

عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان با اشاره اینکه معمولا پس از تشخیص، توده‌های بدخیم از طریق جراحی خارج می‌شوند، ادامه داد: درمان سرطان از طریق جراحی با روش‌های مختلف و در مراحل پیشرفته انجام می‌شود و در برخی موارد لازم است به طور کلی بافت سینه نیز برداشته شود.

 

نقشینه با اشاره به اینکه لازم است خانم‌ها هر ماه پس از عادات ماهانه اقدام به خود آزمایی سینه کنند، افزود: خانم‌ها پس از 40 سالگی باید غربالگری ماموگرافی انجام دهند زیرا این امر موجب تشخیص سرطان در مراحل اولیه می‌شود و درمان را موفق‌تر می‌کند.

دوشنبه 2/10/1392 - 11:44

یک متخصص پوست و مو گفت: نوعی اگزمای پوستی به نام اگزمای واریسی می‌تواند باعث بروز واریس در پاها شود.

30814593-2268684.jpg

دکتر یزدانبخش نجفیان در گفت وگو با خبرنگار سلامت خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، گفت: اگزما (درماتیت) بیماری شایعی است که در آن التهاب خارش دار پوست همراه با تغییرات پوستی به شکل قرمزی، ترشح و دلمه و گاهی ترک، خشکی، پوسته پوسته شدن و در بعضی موارد ضخیم شدن خطوط پوست ظاهر شود.

 

وی ادامه داد: نوعی از اگزما که آتوپیک نام داشته و بیشتر جنبه ارثی و فامیلی دارد اکثرا با آسم و حساسیت بهاره همراه است.

 

وی با بیان این که اگزمای تماسی دو نوع تحریکی و آلرژیک دارد، بیان کرد: اگزمای سبورئیک نیز نوع دیگری از اگزما است که بیشتر در نواحی چرب بدن مثل سر وصورت، سینه و داخل گوش آشکار می‌شود و از مشخصات آن التهاب خفیف همراه با پوسته‌های کم چرب، نرم و زرد رنگ است.

 

این متخصص پوست و مو در ادامه گفت: این نوع اگزما در سر بچه‌ها و نوزاد به شکل دلمه بنام cradle cap (کلاه ایام گهواره) و در سر بالغین به شکل شوره ظاهر می‌شود. اشکال شدید این بیماری ممکن است علامت بیماری ایدز باشد.

 

به گفته این متخصص اگزمای سکه‌ای نیز یکی دیگر از انواع اگزما است که به شکل لکه‌های گرد خارش دار خودنمایی می‌کند.

 

وی در ادامه اظهار کرد: اگزمای عصبی یا نورودرماتیت که در آن خارش یک منطقه سبب ضخامت و تغییر رنگ پوست و درشت شدن خطوط پوستی آن منطقه می گردد و بیشتر در پشت گردن و نواحی تناسلی دست و پا ظاهر می‌شود.

 

نجفیان "پروریگو" را یکی دیگر از انواع اگزما دانست و افزود: خارش پوست در بعضی نقاط به شکل گزش حشرات خودنمایی می‌کند و اگر طولانی شود به صورت برآمدگی‌های پوستی خارش دار و زخمی درمی‌آید.

 

وی ادامه داد: نوعی دیگر از اگزما وجود دارد که عوارض ثانوی آن شامل واریس پاها می‌شود که اگزمای واریسی نام دارد.

 

این متخصص پوست و مو با معرفی اگزما دیس هیدروتیک گفت: این نوع اگزما معمولا در انگشتان دست و کف دست به شکل جوش‌های آبدار در عمق پوست همراه با سوزش و خارش شدید تظاهر می‌کند و درموارد نادر کف پاها نیز دچارا ین عارضه می‌شود. همچنین این اگزما بیشتر حالت فصلی داشته و در بهار و تابستان شایع‌تر است.

دوشنبه 2/10/1392 - 11:43

ذاکر اهل بیت(ع) از خطه شهیدپرور خوزستان که دوران کودکی و جوانی‌اش را در جوار حرم حضرت فاطمه معصومه(ع) گذرانده و مدتی دروس دینی را در حوزه علمیه گذرانده است تا بتواند آرزوی مادرش را جامه عمل بپوشاند.

خبرگزاری فارس: مداح تراز اول قم را بیشتر بشناسیم+صوت

به گزارش خبرنگار تکیه خبر خبرگزاری فارس، در اسفند ماه سال 1357 یک ماه بعد از پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی در یکی از محله‌های جنوب شهر اهواز به نام خشایار به دنیا آمد، دوران کودکی‌اش با آغاز جنگ تحمیلی و شلوغی خوزستان همراه بود، به همین دلیل با خانواده‌اش در اوایل دهه 60 از جنوب کشور به شهر مقدس قم شهر کریمه اهل بیت(ع) هجرت کرد.

پدرش دبیر آموزش و پرورش بود و بلافاصله در دبیرستان حکیم نظامی سابق مشغول به تدریس شد، خانواده‌اش در محله‌ای به نام باغ سلطانو زندگی خود را در جوار حرم حضرت معصومه(س) آغاز کردند، دوران ابتدایی را  در مدرسه فیض کاشانی همان مدرسه‌ای که عکس حضرت امام(ره) در یک کلاس درس همراه با دانش آموزان که سال‌ها در اول کتاب‌های درسی ابتدایی خاطره‌ها را زنده می‌کرد،‌ گذراند.

مدرسه راهنمایی‌اش به نام وفاداران از منزلش دور بود و در همین دوره بود که فهمید صدای خوبی دارد و خواندن در جلسات مختلف از جلسات خانگی قرآن تا روضه‌های زنانه، از مکبری در مسجد تا تک خوانی گروه‌های سرود مختلف در پایگاه و مدرسه و ... همه و همه نقطه عطفی شد تا همه او را به داشتن صدایی رسا و استعدادی فوق‌العاده تشویق و ترغیب کنند.

 

 

در این شرایط با وارد شدن به دوران دبیرستان به عنوان مداح در اجتماع حضور بیشتری پیدا کرد و نگاهش به مقوله مداحی کمی جدی‌تر شد، در بحبوحه دوران جوانی مادرش را از دست داد و این اتفاق خیلی در روحیه او تأثیر گذاشت، در این زمان وارد حوزه علمیه شد تا شاید آرزوی مادر را تحقق بخشد، در حوزه علمیه الهادی و سکونت در حجره او را از فضای خانه بی‌مادری دور شاخت و در فاصله سال 74 تا 80 سطح یک حوزه را با پیش زمینه مداحی و ستایشگری اهل بیت(ع) گذراند.

در این مدت دست از فعالیت‌های اجتماعی بر نداشت، از تشکیل هیئت انصار الشهدا و برپایی نمایشگاه‌های کوثر ولایت در قم و جنوب گرفته تا برگزاری جلسات هفتگی در مهدیه اسلامی به همراه دوستان طلبه‌اش، از اتفاق جالبی که در این دوران برایش افتاد می‌توان به ورود به مجموعه هیئت خادم الرضا(ع) نام برد که آغاز رفاقت با محمود کریمی و مهدی سلحشور شد.

به ناگاه در سال 81 درس حوزه را رها کرد و به خدمت سربازی رفت،  سه ماه دوره آموزشی در اندیمشک و بعد مؤسسه راویان فتح در قم تمام 18 ماه خدمت او را در قم رقم زد، در این دوران فراموش نشدنی قسمتش شد که در بیست و سومین بهار زندگیش عازم حج ابراهیمی شود و توفیق پوشیدن لباس احرام در صحرای عرفات، مشعر و منا را به‌ دست آورد.

بعد از بازگشت از حج تمتع و اتمام دوره سربازی یک دهه جدید و تأثیر گذار در زندگیش شروع شد، دهه‌ای که می‌توان به عنوان دهه پیشرفت و کسب تجربه این مداح جوان کشور نام بود، ورود به عرصه بیمه و حضور در یکی از برترین شرکت‌های بیمه کشور خیالش را بابت یک شغل بی‌حاشیه و به دور از فضای مداحی تا حدودی راحت کرد.

 

 

آشنایی با جلسات متعدد و بهره‌گیری از مکتب‌های مختلف مداحی و شاگردی اساتید به نام و پیشکسوتی مانند منصور ارضی، علی انسانی، حسن خلج، صادق آهنگران و راهیابی به جلسات حرم مطهر امام رضا(ع)، حرم حضرت معصومه(س)، مسجد مقدس جمکران، بیت رهبری، مهدیه تهران تجربه‌های گرانبهایی را در اختیارش قرار داد.

از محرم سال 82 بود که بدون آقای سلحشور هیئت رزمندگان اسلام قم را اداره می‌کرد، چیزی که در گذشته جزو آرامان‌های این جوان مداح بود تا کنون نیز ادامه دارد، سال 82 دوره‌ای بود که محرم او بدون آقای سلحشور برگزار شد و او در هیئت رزمندگان به تنهایی به مداحی پرداخت، در همین دهه پیشرفت در رمضان 84 جلسه هفتگی و ثابت تحت عنوان زیارت آل یاسین با هدف فرهنگ سازی معنوی در غروب هر جمعه تأسیس کرد که تا کنون منشاء خیرات و برکات زیادی شده است.

و اینک سیدمهدی میرداماد 35 ساله؛ هنوز که هنوز  است صدای گرمش صفابخش جلسات عزاداری حضرت اباعبدالله الحسین(ع) در قم و سایر شهرهای کشور است.

دوشنبه 2/10/1392 - 11:42