تعداد مطالب : 1392
تعداد نظرات : 123
زمان آخرین مطلب : 3002روز قبل
نكات خيره كننده علمي (4)
آيا مي دانستيد که دهان انسان روزانه يک ليتر بزاق توليد مي کند.
آيا مي دانستيد که تنها موادی که دارای يکی از عنصرهای آهن، کوبالت يا نيکل باشند، جذب آهن ربا مي شوند.
آيا مي دانستيد که مغز شما وقتی خواب هستيد فعاليتش بيشتر است از وقتی که در حال تماشای تلويزيون هستيد.
آيا مي دانستيد که مغولستان بزرگترين کشور جهان است که به دريا و اقيانوس راه ندارد.
آيا مي دانستيد که انگشت سبابه «نشان» از ساير انگشتان دست حساستر است.
آيا مي دانستيد که ملکه موريانه پنجاه بار بزرگتر از جفت مذکر خود مي باشد.
آيا مي دانستيد چيتا يا يوزپلنگ سريعترين حيوان خشکي است. او در عرض فقط 3 ثانيه تا 100 کيلومتر در ساعت سرعت مي گيرد. رکوردي که حتي سريع ترين خودروهاي فراري هم نتوانسته اند بشکنند.
طبق آمار صندوق بين المللی پول، ايران از نظر فرار مغزها در بين 91 كشور در حال توسعه و توسعه نيافته جهان در مقام اول قرار دارد.
آيا مي دانستيد كه برج آزادي كه در بندر نيويورك (ايالات متحده امريكا) قرار دارد، 92 متر ارتفاع و هديه اي از طرف فرانسه است. قطعات اين مجسمه كم كم با كشتي از فرانسه به امريكا آورده شد و در آنجا سر هم شد.
آيا مي دانستيد تشكيل و تولد سياره اي مشابه زمين حداقل به سه ميليون سال نياز دارد.
منتظر بقیه مقالات این بخش باشید...
سه شنبه 15/8/1386 - 2:41

از طرفی هم ملکه مادر ملکه رو دعوا می کنه که چرا دستور رو نمی نویسه؟؟ و ملکه دلایلشو میگه ولی ملکه مادر بازم زیر بار نمی ره و میگه فوری دستورو بنویس...

یانگوم میره پیش یونسنگ و:

یونسنگ: یانگوم ، همه چیزها به خوبی پیش می رود من درباره تو و مین جانگهو به شاه گفتم (تعجب یانگوم)

بانو مین: درست است که وقتی شاه این موضوع را شنید عصبانی نشد

چنگ: چطور ما چیزی در مورد آن نمی دانستیم؟ ما شنیدیم آن مربوط به زمانی است که تو بانوی دربار بودی... دقیقاً چطوری بود؟

بانو مین: آن مربوط به کی است؟ واقعاً آن در آن زمان شروع شد؟

یانگوم (متعجب و در فکر) : بله...

بانو مین: اوه ، خدای من! پس آن مربوط به آن دوران است

چنگ: چطوری شروع شد؟ بار اولی که او را دیدی از آن خوشت آمد؟ چه حسی داشتی؟ (یانگوم سرشو تکون میده) اوه... چه شیرین...

بانو مین: در مورد دستهاش؟ آیا دستهایش را توی دستت گرفتی؟

یانگوم (با همون حالت): بله...

بانو مین: او اینکار را کرده! دستهایش چطور بود؟

یانگوم: آن ها گرم بودند...

چنگ: گرم؟ چقدر گرم؟

یانگوم: خیلی گرم بود ... خیلی گرم...

بانو مین: من می دانم که تو آن را خیلی دوست داری اما من فکر می کنم شما خیلی زیاده روی کردید ما حتی یک مرد را از نزدیک ندیدیم (کجای کاری؟؟!)

یونسنگ: یانگوم ... چی شده؟

یانگوم: من باید چکار کنم؟ حالا من باید چکار کنم؟

وقتی بانو مین برای عالیجناب سیب آورده بود خبر میرسه که افسر مین می خواد شاه رو ببینه و بانو مین هم می ره به یانگوم میگه... و به همین دلیل یانگوم منتظر افسر مین می مونه و وقتی میاد ازش می پرسه که به شاه چی گفتی؟ که یه دفعه افسر مین یانگومو بغل می کنه...

یونسنگ هم میره پیش عالیجناب و میگه من اشتباه کردم یانگوم و افسر مین هیچ ارتباطی با هم ندارن (الان دیگه؟؟!!) بعد شاه در جواب میگه سوک وون تو منو دوست داری؟ عشق... طریقه عاشق شدن...

فردای اون روز خبر می رسه که شاه دستور داده که دستور صیغه کردن یانگومو متوقف کنید.... و شاه قصه شکست عشقشو برای یانگوم تعریف می کنه (من چیزی ازش سر در نیاوردم...)

شاه به افسران میگه که شما به توانایی های یانگوم اعتقاد دارید و... که همه میگن بله... و میگه من یانگومو به درجه سوم خانواده سلطنتی ارتقا میدم و لقب «یانگوم بزرگ» رو بهش میدم و اونو می کنم پزشک شخصی خودم... و اون به درمانگاه قصر کاری نداره و پزشکیه که فقط برای سلامت منه...

 

و مراسم اعطای حکم:

و افسران که خونشون به جوش اومده میان و به شاه میگن که افسر مین رو تبعید کن و شاه هم قبول می کنه.... و افسر مین تبعید میشه... و وقتی خبرش از طریق چنگ به یانگوم میرسه یانگوم میدوئه آماده میشه و میره دنبالش و می فهمه که جواهر بدلی سه گانه رو فرستاده پیش داگو و رفته و یانگوم هم جواهر بدلی بر میداره و میره دنبال افسر مین.... و بالاخره بهش میرسه:

یانگوم: !آقا! آقا! نه ... تو نمی تونی بری.... اگه تو بری... اگه تو اینطوری بری...

افسر مین: برگرد... من به خاطر گناهم تبعید شدم... شما الان یک افسر هستید چطور توانستید اینطور به دنبال من بیایید؟

یانگوم: آقا...

افسر مین: آیا معنای قبول دستور شاه را فراموش کردی؟ فراموش کردی چقدر سختی کشیدی تا به این نقطه برسی؟ آن فرمان شاه است با بی توجهی به آن نگاه نکن وقتی تو این عنوان را پذیرفتی لازم است که سخت تر از قبل تلاش کنی هنگامیکه این عنوان را پذیرفتی تو بیش از گذشته سختی خواهی کشید لطفاً احساسات شخصی خود را فراموش کن لطفاً همه چیز را فراموش کن ...

یانگوم: تو می توانی... تو خودت می توانی اینکار را بکنی؟

افسر مین: بله ، من اینکار را کردم!

یانگوم: من نمی توانم من واقعاً نمی توانم اینکار را بکنم!! حداقل... حداقل این را پیش خودت نگهدار...!

و یانگوم شاه رو معاینه می کنه و در آخر بهش میگه که ادویه خانه سلطنتی رو به من بدید و شاه موافقت می کنه و یانگوم خیلی سنگین میگه خیلی ممنون که شاه منطورشو می فهمه...

و یانگوم کارشو در ادویه خانه هم شروع می کنه و به بقیه پزشک ها هم چیزهایی رو که یاد می گیره میگه...

یه روز هم که یانگوم و شاه داشتن قدم می زدن یانگوم و شاه هر دوشون تابلوهای تیراندازی رو می بینن و...

یه مدت بعد در حالیکه شاه هم مریض شده بود یانگوم یه خرگوش مجروح رو می بینه و اونو با عمل جراحی نجات میده

و بیماری عالی جناب هم بدتر میشه (انسداد روده) و یانگوم به پزشک ها میگه که تنها راه عمل جراحیه ولی همه مخالفت می کنن و می گن این چیزیه که روی حیوانات امتحان شده و نمی تونه مطمئن باشه...

و یانگوم مجبور میشه به خود عالیجناب بگه ... و عکس العمل عالی جناب:

و ماجرا همچنان ادامه دارد....

جمعه 11/8/1386 - 3:19
نكات خيره كننده علمي (3)
آيا مي دانيد ۶۰٪ از ماهواره های جهان نظامی و ۴۰٪ بقيه غير نظامی است.
در هر ثانيه بيش از ۵۰۰۰ بيليون بيليون الکترون به صفحه تلويزيون بر خورد مي کند و تصويری را که شما تماشا مي کنيد به وجود می آورد.
آيا مي دانيد شانس شبيه بودن دو اثر انگشت يک به ‫64 ميليارد است‌.
اگر امواج ماوراي صوت را به قسمت محدودي از فضا كه در آن گرد و غبار و يا ذرات دود سيگار موجود باشد، بتابانيم اين ذرات با سرعت رسوب مي كنند.
آيا مي دانستيد درجه حرارت بالاترين قسمت يك شعله به 1540 درجه مي رسد در حالي كه پايين ترين قسمت آن فقط 300 درجه حرارت دارد.
آيا مي دانستيد که معنی لغت کانادا به زبان سرخ پوستی يعنی روستای بزرگ.
آيا مي دانستيد که قد انسان تا ۲۰، ۲۵ و گاها تا ۴۰ سالگی بلند مي شود و از چهل سالگی به بعد قد انسان هر دو سال حدود شش ميلی متر کوتاه مي شود.
آيا مي دانستيد که ناخن های دست چهار برابر، سريع تر از ناخن های پا رشد مي کنند.
آيا مي دانستيد که فقط با از دست دادن يک در صد از آب بدن، احساس تشنگي مي کنيم.
آيا مي دانستيد که در حدود يک سوم سرطان هايي که در نهايت منجر به مرگ مي شوند با آنچه که مي خوريم در ارتباط هستند.
منتظر بقیه مقالات این بخش باشید...
چهارشنبه 9/8/1386 - 4:40

زيرزمين تاريک خانه ی ما

زير چشمي نگاهي به مامان كردم. حسابي به خواب رفته بود. ديگه موقعش بود كه يواشكي از كنار مامان فرار كنم و به كارهايم برسم . خواستم آرام بلند شوم كه متوجه شدم دستم زير دست مامان گير كرده . آهسته چشمش را پاييدم و ميلي متر ميلي متر دستم را بيرون كشيدم. ناگهان مامان گفت: بخواب. بدون اينكه هيچ صحبتي كنم بسرعت دستم را بيرون كشيدم و چشمهايم را بستم. حدود 5 دقيقه بي حركت ماندم خوب خودم را بررسي كردم. هيچ تماسي با مامان نداشتم. آرام خودم را كنار كشيدم و بدون اينكه تغيير حجم بالش حركت شديدي را زير سر مامان ايجاد كند بلند شدم.

احساس پرواز داشتم. فوراً خودم را به حياط رساندم. هوا خيلي گرم بود از پنجره ساعت توي اتاق را نگاه كردم. 20 دقيقه از ساعت 2 گذشته بود. نميدانستم چكار كنم . تا اين لحظه همه فكرهايم را روي فرار از دست مامان متمركز كرده بودم حالا با كسب اين موفقيت نميدانستم چطوري جشن بگيرم. كمي لب حوض نشستم دستم را توي آب زدم و روي گلهاي باغچه ريختم. بعد تندتند با دستهاي پر از آب ديوار را خيس كردم. اينقدر كه بوي نم و رطوبت همه جا را فرا گرفت. اما خب اينهم چند دقيقه اي بيشتر طول نكشيد. ناگهان چشمم به زيرزمين افتاد. بلافاصله بطرف در زيرزمين براه افتادم. از پله ها پايين رفتم و در را باز كردم.

زيرزمين خيلي تاريك بود. قرار بود هفته گذشته لامپ سوخته اش را عوض كنيم اما هنوز فرصت نشده بود كورمال كورمال به جلو رفتم. پايم به چيزهاي مختلفي مي خورد. از صداي بعضي از آنها مي فهميدم كه كاسه هستند صداي بعضي هم گواهي ميداد كه چوب يا صندوق يا مانند اينها هستند. بهرحال خودم را به كمد انتهاي زيرزمين رساندم. در كمد را باز كردم. بوي عجيب و غريب چيزهاي داخل كمد وسوسه ام ميكرد كه از شيشه هاي كمد سر در بياورم. بارها مامان گفته بود سراغ اين كمد نروم.

هيچ جوري نمي توانستم اين دروغ مامان را باور كنم كه اگر به شيشه هاي ترشي ناخنك بزنم همه ترشي خراب مي شود. ( سالها بعد فهميدم كه مامان راست مي گفت) . اينقدر به سر شيشه ها دست كشيدم تا توانستم يكي را باز كنم. آرام دستم را توي شيشه فرو بردم. دستم كمي خنك شد. فهميدم شيشه يك ترشي است. نمي توانستم شيشه را به پايين بياورم چون خيلي سنگين بود. يك گل كلم بزرگ شكار كردم و فوري آنرا توي دهان گذاشتم. چه جوري بگم چقدر خوشمزه بود و چقدر چسبيد. هنوز هم وقتي به اون لحظه فكر مي كنم آب از لب و لوچه ام سرازير مي شود. از خجالت دومي و سومي هم درآمدم. سر شيشه را بستم و دوباره دنبال شيشه ديگري گشتم.

به سختي سر شيشه ديگري را باز كردم. اين يكي را نفهميدم چي بود اطراف دهانه شيشه كمي چسبناك بود بمحض اينكه دستم را فرو بردم تمام انگشتانم توي مايعي غليظ فرو رفت. بلافاصله دستم را بيرون آوردم. اول دستم را بوئيدم وقتي چيزي متوجه نشدم آرام يكي از انگشتانم را ليسيدم. رب انار چسيبده به انگشتانم را با دهان پاك كردم و دوباره دستم را توي شيشه فرو بردم. بد نبود. تقريبا دلي از عزا در آوردم. با همان دست كثيف سر شيشه را بستم و به سراغ شيشه ديگري رفتم. دستم به شيشه كوچكي خورد كه كمي سنگين بود. شيشه را پايين آوردم سر شيشه خيلي محكم بسته شده بود.

هر چه نيرو داشتم بكار بردم تا بتوانم سر شيشه را باز كنم. دستم درد گرفته بود اما بالاخره موفق شدم. اينبار با احتياط انگشتم را توي شيشه فرو بردم از همان لحظه اول فهميدم كه مثل يك خرس گرسنه به كندوي عسل حمله كرده ام. تند و تند انگشتم را توي عسل فرو مي بردم و عسل مي خوردم. البته كمي مزه اش فرق كرده بود و طعم عجيبي گرفته بود. مهم نبود. پيروزي اصلي اين بود كه در يك ظهر تابستان بجاي خواب نيمروز توانسته بودم هر چه را كه دلم مي خواست بخورم و كاري كه مي خواستم انجام دهم. با اينكه كمي چشمم به تاريكي عادت كرده بود اما چيزهاي بدرد بخوري نمي ديدم. حدود نيم ساعت توي زيرزمين بودم. سه چهار تا دانه گروه ، ده دوازده تا حبه قند و كمي عرق معطر كه نميدانم عرق كاسني بود يا بيدمشك يا شاطره خوردم . فقط ميدانم وقتي ظرف را بالا بردم تا كمي به خيال خودم دهاني تازه كنم ناگهان حجم زيادي از عرق بطرف صورتم سرازير شد و از آنجا روي پيراهنم ريخت و باعث شد حسابي بوي عطر بگيرم.

ظرف عرق را سرجايش گذاشتم و از زير زمين بيرون آمدم در زيرزمين را بستم و بمحض اينكه رويم را بطرف حياط برگرداندم خشكم زد. مامان جلويم ايستاده بود. بدون اينكه حرفي بزند پشت گردنم را گرفت و بطرف دستشويي برد. روبروي آينه ايستاد و گفت : ريخت خودتو ببين. سرم را آرام بالا آوردم. روي بيني ، لبها و صورتم اثرات رب انار ديده مي شد تمام يقه لباسم تا روي شكم خيس شده بود از ديدن قيافه خودم خنده ام گرفت. اما خنده ام ديري نپاييد. چون دل درد شديدي به سراغم آمد. دردسرتان ندهم. كارم به دكتر كشيد. مامانم به دكتر گفت: آقاي دكتر به انباري شبيخون زده و چند تا خوراكي را روي هم خورده. درضمن مقدار زيادي هم مورچه را همراه عسل خورده كه فكر ميكنم دل دردش بيشتر بخاطر مورچه هاي سياهي است كه توي ظرف عسل بوده و آقا بدون اينكه اونها را ببينه همشونو خورده. تازه اون موقع بودکه فهمیدم چرا مزه عسل مثل همیشه نبود!

  

دوشنبه 7/8/1386 - 16:19
نكات خيره كننده علمي (2)
فشار در مركز خورشيد تقريبا 700 ميليون تن بر 452/6 سانتي متر مربع است.
طول عمر مردم سوئد و ژاپن از ديگر ملل جهان بيشتر است.
داغ ترين نقطه كره زمين در دالول اتيوپي است. در اين منطقه در يك روز عادي دماي هوا در سايه به 94 درجه فارنهايت مي رسد.
آبشار آنجل در ونزوئلا 20 بار بلندتر از آبشار نياگارا است.
يك ليتر سركه در زمستان سنگين تر از تابستان است.
 30 برابر مردمي كه امروزه بر سطح زمين زندگي مي كنند، در زير خاك مدفون شده اند.
نزديك ترين ستاره به زمين بعد از خورشيد "الفامنچوري" است كه فاصله ان تا زمين ¾ سال نوري است.
تنها حيواني كه نمي تواند شنا كند شتر است.
فلز اوسميم سنگين ترين ماده روي زمين است .
شيشه در ظاهر جامد به نظر مي رسد ولي در واقع مايعي است، كه بسيار كند حركت مي كند.
منتظر بقیه مقالات این بخش باشید...
شنبه 5/8/1386 - 1:59
نكات خيره كننده علمي (1)
عدد 2520 را مي توان بر اعداد 1 تا10 تقسيم نود بدون انكه خارج قسمت كسري داشته باشد.
در هرم خئوپوس در مصر كه 2600 سال قبل از ميلاد ساخته شده است به اندازه اي سنگ به كار رفته كه مي توان با آن ديواري اجري به ارتفاع 50  سانتیمتردر دور دنيا ساخت.
هر سال از 600/557/31 ثانيه تشكيل شده است.
بزرگترين گل جهان فلوزيا نام دارد .
بيشترين ضربان قلب را قناري ها با 1000 بار در دقيقه و كمترين را فيل با 27 بار در دقيقه دارد.
اگر تمام رگ هاي خوني را در يك خط بگذاريم تقريبا 97000 كيلو متر مي شود.
سرعت صوت در فولاد 14 بار سريعتر از سرعت آن در هواست.
وقتي مگس بر روي يك ميله فولادي مي نشيند ميله فولادي به اندازه دو ميليونيم ميليمتر خم مي شود.
نور خورشيد فقط تا عمق 400 متري اب دريا نفوذ مي كند.
امريكا تا 50 ميليون سال ديگر دو نيم خواهد شد.
منتظر بقیه مقالات این بخش باشید...
شنبه 28/7/1386 - 6:23

 

نماز عید سعید فطر

 

 

وقت نماز عيد فطر از اول آفتاب روز عيد است تا ظهر.مستحب است نماز عيد قربان را بعد از بلند شدن آفتاب بخوانند و در عيد فطر مستحب است بعد از بلند شدن آفتاب افطار كنند و زكات فطره را هم بدهند و بعد از ان نماز عيد را بخوانند.

نماز عيد فطر و قربان دو ركعت است كه در ركعت اول بعد از خواندن حمد و سوره بايد پنج تكبير بگويد، و بعد از هر تكبير يك قنوت بخواند و بعداز قنوت پنجم تكبيرى بگويد و به ركوع رود و دو سجده بجا آورد و برخيزد، و در ركعت دوم چهار مرتبه تكبير بگويد و بعد از هر تكبير قنوت بخواند و تكبير پنجم را بگويد و به ركوع رود و بعد از ركوع دو سجده كند و تشهد بخواند و نماز را سلام دهد.

در قنوت نماز عيد هر دعا و ذكرى بخوانند كافى است ولى بهتر است‏ اين دعا را به قصد اميد ثواب بخوانند:


 "اللهم اهل الكبرياء و العظمة و اهل الجود و الجبروت و اهل العفو و الرحمة و اهل التقوى و المغفرة اسالك بحق هذا اليوم الذى جعلته للمسلمين عيدا و لمحمد صلى الله عليه و آله ذخرا و شرفا و كرامة و مزيدا ان تصلى على محمد و آل محمد و ان تدخلنى فى كل خير ادخلت فيه محمدا و آل محمد و ان تخرجنى من كل سوء اخرجت منه محمدا و آل محمد صلواتك عليه و عليهم اللهم انى اسالك خير ما سالك به عبادك الصالحون و اعوذ بك مما استعاذ منه عبادك المخلصون".

نماز عيد سوره مخصوصى ندارد، ولى بهتر است كه در ركعت اول آن سوره"شمس"  و در ركعت دوم سوره "غاشيه"  را بخوانند، يا در ركعت اول سوره "سبح اسم" و در ركعت دوم سوره "شمس" را بخوانند.

مستحب است در نماز عيد بر زمين سجده كنند و در حال گفتن تكبيرها دستها را بلند كنند و نماز را بلند بخوانند.

بعد از نماز مغرب و عشاى شب عيد فطر و بعد از نماز صبح و ظهر و عصر روز عيد و نيز بعد از نماز عيد فطر مستحب است اين تكبيرها را بگويند:"الله اكبر الله اكبر لا اله الا الله و الله اكبر الله اكبر و لله الحمد الله اكبر على ما هدانا".

شنبه 21/7/1386 - 3:0

 

نماز عید فطر از دیدگاه "رساله"

 

مسأله 1562: نماز عيد فطر و قربان، در زمان حضور امام معصوم(ع) واجب است و بايد با جماعت خوانده شود، اما در اين زمان كه امام(ع) غايب هستند، مستحب می باشد و مىشود آن را با جماعت يا فرادا خواند.

مسأله 1563: وقت نماز عيد فطر (روز اول ماه شوال) و قربان (روز دهم ماه ذىالحجه) از اول آفتاب روز عيد است تا ظهر.

مسأله 1564: مستحب است نماز عيد قربان را، بعد از بلند شدن آفتاب بخوانند و در عيد فطر مستحب است بعد از بلند شدن آفتاب، افطار كنند و زكات فطره را بدهند، سپس نماز عيد بخوانند.

مسأله 1565: نماز عيد فطر و قربان دو ركعت است: دو ركعت اول، بعد از خواندن حمد و سوره، بايد پنج تكبير بگويد، بعد از هر تكبير يك قنوت بخواند، بعد از قنوت پنجم، تكبير ديگرى بگويد، به ركوع رود، دو سجده بجا آورد، برخيزد و در ركعت دوم چهار تكبير بگويد، بعد از هر تكبير قنوت بخواند و تكبير پنجم را بگويد، به ركوع رود، بعد از ركوع دو سجده كند، تشهّد بخواند و نماز را سلام دهد.

مسأله 1566: در قنوت نماز عيد فطر و قربان، هر دعا و ذكرى بخواند كافيست، امّا بهتر است اين دعا را بخواند: (اللّهُمَّ أَهْلَ الْكِبْرياءِ وَالْعَظَمةِ وَ أهْلَ الجُودِ وَالجَبَرُوتِ وَ أهْلَ العَفْو وَالرَّحْمَةِ وَ أهْلَ التَقّوىٰ وَالمَغْفِرَة، أسْئَلُكَ بَحَقِّ هدا الْيوَمِ الّذي جَعَلْتَهُ لِلمُسْلِمينَ عيداً وَ لِمُحَمّدٍ صَلّىٰاللهُ عَليْه وَ آلِهِ ذُخْراً وَ شَرَفاَ وَ مَزيداً، أن تُصَلّي عَلىٰ مُحَمّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أنْ تُدْخِلني في كُلِّ خَيْرٍ أدْخَلْتَ فيهِ مُحَمَّداً وَ آلَ مُحَمَّد وَ أنْ تُخْرِجَني مِنْ كُلِّ سُوءٍ أخْرَجْتَ مِنْهُ مُحَمَّداً وَ آل مُحَمَّدٍ، صَلَوٰاتُكَ عَلَيُهِ وَ عَلَيْهِمْ، اللّهُمَّ إني أسْئَلَكَ خَيرَ مٰا سَئَلَكَ مِنْهُ عِبادُكَ الصّٰالِحُونَ وَاعُوذُ بِكَ مِمّا اسْتَعاذَ عِبادُكَ الْمُخْلِصوُنَ).

مسأله 1567: در زمان غيبت امام معصوم(ع) مستحب است، بعد از نماز عيد فطر و قربان، دو خطبه بخوانند و بهتر است در خطبه عيد فطر، احكام زكات فطره و در خطبه عيد قربان، احكام قربانى را بگويند.

مسأله 1568: نماز عيد، سوره مخصوصى ندارد، امّا بهتر است در ركعت اول آن، سوره شمس (سوره 87) و در ركعت دوم، سوره شمس را بخوانند.

مسأله 1569: مستحب است نماز عيد را در صحرا بخوانند، ولى در شهر مكّه مكرّمه مستحب است، در (مسجدالحرام) خوانده شود.

مسأله 1570: مستحب است پياده، با پاى برهنه، باوقار به نماز عيد بروند و پيش از نماز غسل كنند و عمامه سفيد بر سر بگذارند.

مسأله 1571: مستحب است، در نماز عيد بر زمين، سجده كنند و در حال گفتن تكبيرها، دستها را بلند نمايند و كسى كه نماز عيد می خواند، اگر امام جماعت است يا اگر فرادا نماز می خواند، نماز را بلند بخواند.

مسأله 1572: بعد از نماز مغرب و عشاى شب عيد فطر و بعد از نماز صبح آن و بعد از نماز عيد فطر، مستحب است اين تكبيرها را بگويد: (اَللهُ اَكْبَرُ اَللهُ اَكْبَرُ لاٰ إلٰهَ إلاَّالله واللهُ اَكْبَرُ وَلِلّٰهِ الْحَمْدُ، الْحَمْدُ لِلّٰهِ عَلىٰ مٰا هَدٰانٰا وَ لَهُ الشُّكْرُ عَلىٰ مٰا أوْلاٰنٰا).

مسأله 1573: مستحب است انسان، در عيد قربان، بعد از ده نماز كه اول آن نماز ظهر روز عيد و آخر آن نماز صبح روز دوازدهم ذىالحجة است، تكبيرهايى را كه در مسأله پيش گفته شد تا (عَلىٰ مٰا هَدٰانٰا) بگويد و بعد از آن بگويد: (اَللهُ اَكْبَرُ عَلىٰ مٰا رَزَقْنٰا مِنْ بَهيمَةِ الأنْعٰامِ وَالْحَمْدُ لِلّٰهِ عَلىٰ مٰا أبْلاٰنٰا) ولى اگر عيد قربان را در منى باشد، مستحب است بعد از پانزده نماز كه اول آن، نماز ظهر روز عيد و آخر آن، نماز صبح روز سيزدهم ذىالحجه است، اين تكبيرها را بگويد.

مسأله 1574: در نماز عيد نيز مانند نمازهاى ديگر، ماموم بايد غير از حمد و سوره، چيزهاى ديگر نماز را خودش بخواند.

مسأله 1575: اگر ماموم وقتى برسد كه امام، مقدارى از تكبيرها را گفته، بعد از آنكه امام به ركوع رفت، بايد آنچه از تكبيرها و قنوتها را كه با امام نگفته، خودش بگويد و اگر در هر قنوت يك (سبحان الله) يا يك (الحمد لله) بگويد، كافيست.

مسأله 1576: اگر در نماز عيد، هنگامى برسد كه امام در ركوع است، مىتواند نيت كند و تكبير اول نماز را بگويد و به ركوع رود.

مسأله 1577: اگر در نماز عيد، يك سجده يا تشهد را فراموش كند، بنا بر احتياط بعد از نماز آن را بجا آورد و نيز اگر كارى كه براى آن سجده سهو لازم است پيش آيد، بنا بر احتياط مستحب بايد از نماز، دو سجده سهو بنمايد.

مسأله 1578: اگر در عدد قنوت ها يا ركوع ها شك كند، چنانچه مشغول عمل بعدى شده است، به شك خود اعتنا نكند وگرنه، بنا بر كمتر بگذارد.

 

شنبه 21/7/1386 - 2:58

 

خداحافظ رمضان

امام سجاد (علیه السلام) در دعاي وداع با ماه رمضان مي فرمايند: "درود بر تو اي همسايه اي كه دلها (بر اثر عبادت و بندگي) در آن نرم و فروتن گرديد و گناهان (بر اثر آمرزش و عفو خداي متعال) در آن كم شد.درود بر تو! چه بسيار گناهان را محو كردي و چه بسيارعيبهاو زشتي ها را پوشاندی "          
پيامبر گرامي اسلام(صل الله علیه و آله) در ارتباط با فلسفه نامگذاري ماه رمضان به ماه آزادي از آتش مي فرمايند: "ماه رمضان را «شهر العتق»ناميده اند چون در هر شب و روز اين ماه ششصد بنده از آتش آزاد مي شود ودر آخر آن هم مثل آنچه در گذشته آزاد شده آزاد مي شود."( بحار ج 96، ص 381و356و364)
باشد که ما هم از بندگان آزاد شده از آتش حق باشیم...
شنبه 21/7/1386 - 2:57

 

وداع‌ با ماه‌ رمضان‌

كار مهم‌ وداع‌ ماه‌ رمضان‌ و متاثر شدن‌ بخاطر جدايي‌ از آن‌ است‌. در اين‌ رابطه‌ دعاها و مناجاتهايي‌ پرارزش‌ با ماه‌ بزرگ‌ خدا رسيده‌ است‌.

اگر خداحافظي‌ با (زمان‌) - كه‌ فاقد درك‌ سخن‌ ما و خداحافظي‌ است‌ - برايت‌ مشكل‌ است‌ در اقبال‌ مراجعه‌ كن‌. و اگر قانع‌ نشدي‌ اين‌ مطالب‌ را بخوان‌:

زمان‌ و مكان‌ و ساير چيزهايي‌ كه‌ از قبيل‌ حيوانات‌ نيستند، گرچه‌ در اين‌ عالم‌ و به‌ اين‌ شكل‌ درك‌ و شعوري‌ ندارند ولي‌ تمام‌ آنها در بعضي‌ از عالمهاي‌ بالاتر داراي‌ زندگي‌، درك‌، توانايي‌ سخن‌ گفتن‌ و بيان‌ نمودن‌ و دوستي‌ و دشمني‌ مي‌باشند. و روايات‌ بسياري‌ كه‌ در باره‌ احوال‌ عالم‌ برزخ‌ و قيامت‌ رسيده‌ و نيز مكاشفات‌ اهل‌ مكاشفه‌ اين‌ مطلب‌ را ثابت‌ مي‌كند. تمام‌ موجودات‌ اين‌ عالم‌، قبل‌ از بوجود آمدن‌، در عالمهاي‌ ديگري‌ بوجود آمده‌اند و موجودات‌ در هر عالمي‌ شكل‌ و خصوصياتي‌ مخصوص‌ به‌ آن‌ دارند كه‌ با شكل‌ و خصوصيات‌ اين‌ عالم‌ فرق‌ مي‌كند.

يكي‌ از خصوصياتي‌ كه‌ بعضي‌ از عالمهاي‌ برتر دارند اين‌ است‌ كه‌ تمام‌ موجودات‌ آن‌ زنده‌ بوده‌ و داراي‌ شعور مي‌باشند و شايد اين‌ آيه‌ هم‌ اشاره‌ به‌ همين‌ مطلب‌ داشته‌ باشد:(و همانا سراي‌ آخرت‌ بهترين‌ زندگي‌ است‌) زيرا فقط‌ سراي‌ آخرت‌ را زندگي‌ ناميده‌ است‌.

رواياتي‌ كه‌ در باره‌ سخن‌ گفتن‌ ميوه‌ها در بهشت‌ و خوشحال‌ شدن‌ تخت‌ و سرور او بخاطر تكيه‌ زدن‌ مومن‌ بر آن‌ وارد شده‌ است‌ نيز دلالت‌ بر حيات‌ موجودات‌ در عالم‌ آخرت‌ دارد و حتي‌ بعضي‌ از روايات‌ دلالت‌ بر سخن‌ گفتن‌ زمين‌ با مومن‌ و كافر دارد.

   سخن‌ گفتن‌ سنگريزه‌ در دست‌ رسول‌ خدا (ص‌) كه‌ از معجزات‌ آن‌ بزرگوار است‌ نيز از همين‌ قبيل‌ است‌، زيرا سخن‌ گفتن‌ آن‌ در ملكوتش‌ مي‌باشد.

و اعجاز رسول‌ خدا (ص‌) فقط‌ در رسانيدن‌ سخت‌ گفتن‌ (با زبان‌ ملكوتي‌) او به‌ گوش‌ مردم‌ اين‌ جهان‌ است‌.

حتي‌ تمام‌ معجزاتي‌ كه‌ پيامبران‌ و اولياء از خود بروز داده‌اند، از قبيل‌ به‌ سخن‌ واداشتن‌ جمادات‌ و زنده‌ كردن‌ آنها، از همين‌ قبيل‌ است‌. زندگي‌ عصاي‌ موسي‌ و پرنده‌ عيسي‌ يك‌ زندگي‌ ملكوتي‌ و بر اهل‌ اين‌ عالم‌ پوشيده‌ بود و زماني‌ كه‌ خداوند لازم‌ ديد اين‌ زندگي‌ را براي‌ مردم‌ آشكار نمود. زمان‌ نيز در بعضي‌ از عوالم‌ خود زنده‌ و داراي‌ شعور است‌ پس‌ وداع‌ با او و مخاطب‌ ساختن‌ او در عالم‌ خودش‌ چه‌ اشكالي‌ دارد!

 مهم‌ اين‌ است‌ كه‌ وداع‌ كننده‌ بايد در اظهار غم‌ و اندوه‌ هنگام‌ وداع‌ راستگو باشد، تا مبادا با دروغ‌ و نفاق‌ - در چنين‌ زمان‌ گرانقدري‌ - اين‌ ماه‌ را به‌ پايان‌ برساند، گرچه‌ چنين‌ صداقتي‌ فقط‌ براي‌ كساني‌ تحقق‌ پيدا مي‌كند كه‌ با اشتياق‌ و علاقه‌ نه‌ با نارضايتي‌ و زحمت‌ اين‌ ماه‌ را بسر برده‌ باشند.

  بطوركلي‌ غم‌ در ماهيت‌ وداع‌ وجود دارد، و فقط‌ كسي‌ غمگين‌ مي‌شود كه‌ به‌ همراه‌ وداع‌ كننده‌ خود علاقمند باشد و چنين‌ كسي‌ نه‌ تنها با او مخالفت‌ نمي‌كند، بلكه‌ آنچه‌ را كه‌ مورد علاقه‌ اوست‌ بجا مي‌آورد. بنابراين‌ اگر از آمدن‌ ماه‌ رمضان‌ و روزه‌ و عبادتهاي‌ آن‌ خوشحال‌ باشي‌ و به‌ آن‌ علاقمند بوده‌ و نسبت‌ به‌ انجام‌ اعمالي‌ كه‌ در اين‌ ماه‌ وارد شده‌، باتوجه‌ و در اين‌ جهت‌ جدي‌ و به‌ كرامت‌، فضل‌ و فايده‌ آن‌ - آنگونه‌ كه‌ بايد - معتقد باشي‌، طبيعي‌ است‌ كه‌ از جدايي‌ آن‌ غمگين‌ شده‌ و بسر آمدن‌ آن‌ براي‌ تو سخت‌ است‌. و در چنين‌ صورتي‌ اگر بگويي‌: (السلام‌ عليك‌ من‌ قرين‌ جل‌ قدره‌ موجوداً وافجع‌ فراقه‌ مفقوداً)، سلام‌ بر تو كه‌ همراهي‌ و وجودت‌ گرانقدر و نبودن‌ و جداييت‌ فاجعه‌ است‌.) راستگو خواهي‌ بود. و نيز در مناجات‌ با پروردگار خود بگويي‌: (نحن‌ مودعوه‌ وداع‌ من‌ عز فراقه‌ فغمنا، واوحش‌ انصرافه‌ عنا فهمنا، ما با او مانند كسي‌ كه‌ جدايي‌ از او سخت‌ و رفتن‌ او موجب‌ وحشت‌ است‌، وداع‌ كرده‌ و غمگين‌ شديم‌.) گفتار تو صادقانه‌ خواهد بود. ولي‌ اگر - پناه‌ بر خدا - اين‌ ماه‌ براي‌ تو سخت‌ بوده‌ و با سختي‌ روزه‌ و عبادتهاي‌ آن‌ را انجام‌ داده‌ باشي‌ از باقي‌ ماندن‌ آن‌ ناراحت‌ باشي‌ و در پايان‌ ماه‌ با چنين‌ سخناني‌ با اين‌ ماه‌ وداع‌ كني‌، ماه‌ رمضان‌ تو را دروغگو خواهد دانست‌ و در جواب‌ تو مي‌گويد: (از سخنانت‌ خجالت‌ نمي‌كشي‌، به‌ همراهي‌ من‌ راضي‌ نبودي‌ و من‌ براي‌ تو سخت‌ بودم‌، به‌ خيرات‌ و هدايا و تحفه‌ هايي‌ كه‌ براي‌ تو بود بي‌ اعتنايي‌ مي‌كردي‌ و با اشتياق‌ و رغبت‌ به‌ استقبال‌ من‌ نيامدي‌، با انس‌ و علاقه‌ مرا همراهي‌ نكرده‌ و مشتاق‌ تمام‌ شدن‌ و جداييم‌ بودي‌ و اكنون‌ در قلبت‌ از جدايي‌ من‌ خوشحال‌ ولي‌ با زبانت‌ اظهار غم‌ و اندوه‌ مي‌نمايي‌) در اين‌ صورت‌ اگر خداوند در جواب‌ مناجات‌ از تو روي‌ گردانده‌ يا بخاطر دروغ‌ گفتن‌ و كوچك‌ دانستن‌ جناب‌ قدسش‌ تو را مجازات‌ نمايد، چه‌ حالي‌ خواهي‌ داشت‌ !

اگر از مقام‌ ماه‌ رمضان‌ نزد خدا و باندازه‌ فضل‌ و نعمتي‌ كه‌ براي‌ تو داشته‌ است‌ آگاهي‌ داشته‌ باشي‌ متناسب‌ با نيكيهايي‌ كه‌ نسبت‌ به‌ تو انجام‌ داده‌ و رفتار كريمانه‌اي‌ كه‌ با تو داشته‌ با آن‌ برخورد خواهي‌ كرد. و براي‌ اين‌ كه‌ مقام‌ اين‌ ماه‌ براي‌ تو روشن‌ شود، مي‌تواني‌ آن‌ را مانند ميهمان‌ بزرگواري‌ كه‌ بر تو وارده‌ شده‌ بداني‌ كه‌ با آمدن‌ او سود تو بيشتر شده‌ و مقامت‌ بالاتر رفته‌ است‌، همانگونه‌ كه‌ در روايات‌ آمده‌ است‌. اگر بداني‌ كه‌ اين‌ ميهمان‌ باعث‌ نجات‌ تو از جهنم‌ و رسانيدن‌ تو به‌ بالاترين‌ درجات‌ نزديكي‌ در بهترين‌ مكانهاي‌ صدرنشين‌ بهشت‌ همراه‌ با پيامبران‌ و صديقين‌ شده‌، و تو را در مكان‌ صدق‌ همراه‌ پيامبران‌ و رسولان‌ و فرشتگان‌ مقرب‌ خواهد نشاند، چگونه‌ با اين‌ ميهمان‌ برخورد مي‌كني‌ و از همراهي‌ آن‌ لذت‌ مي‌بري‌ و چگونه‌ از او مراقبت‌ كرده‌ و خود، خانواده‌ و تمام‌ چيزهايي‌ را كه‌ براي‌ تو عزيز است‌ فداي‌ آن‌ مي‌كني‌! و چگونه‌ از جدايي‌ آن‌ به‌ وحشت‌ مي‌افتي‌! در اين‌ هنگام‌ با حالتي‌ با آن‌ وداع‌ مي‌كني‌ كه‌ سرور سجده‌ كنندگان‌ عليه‌ السلام‌ با آن‌ وداع‌ نمود، و ماه‌ رمضان‌ نيز آنگونه‌ كه‌ با او وداع‌ نمود با تو وداع‌ خواهد كرد. و حتي‌ بهتر از وداع‌ تو با تو وداع‌ مي‌كند و هنگام‌ وداع‌ با تو بالاتر از آنچه‌ كه‌ تو اظهار كردي‌، اظهار مي‌كند. زيرا هميشه‌ عنايت‌ مقام‌ بالا بهتر و كاملتر از مقام‌ پايين‌ است‌.

 و اگر حال‌ تو در تمام‌ ماه‌ يكسان‌ نبود، يعني‌ گاهي‌ از وجود ماه‌ رمضان‌ راضي‌، از همراهي‌ آن‌ خوشحال‌، با نورهاي‌ آن‌ نوراني‌، از فيوضات‌ پاك‌ و بركات‌ آن‌ با بهره‌، آگاه‌ به‌ فوايد آن‌، شكرگزار نعمتهاي‌ آن‌، بياد دارنده‌ منت‌هاي‌ آن‌، جدي‌ در مراقبت‌ آن‌، از توشه‌هاي‌ آن‌ با بهره‌ و با اثرهاي‌ بزرگ‌ آن‌ سعادتمند بوده‌، و گاهي‌ از اين‌ امور غافل‌ يا مخالف‌ با مقتضاي‌ آن‌ باشد، بايد در آخرين‌ شب‌ با معذرت‌ خواهي‌ صادقانه‌ و اظهار توبه‌ و پشيماني‌ برخاسته‌ از دل‌، نه‌ زبان‌، او را راضي‌ كني‌. زيرا او مهمان‌ بزرگواري‌ است‌ كه‌ كريمترين‌ كريمان‌ او را فرستاده‌ تا خير او به‌ تو برسد و با كمي‌ سخنان‌ لطيف‌ در هنگام‌ معذرت‌ خواهي‌، از تو راضي‌ خواهد شد.

مصيبتي‌ را كه‌ در طول‌ اين‌ ماه‌ بر خود وارد كرده‌اي‌ مي‌تواني‌ با پشيماني‌ صادقانه‌ و آمادگي‌ كامل‌ جبران‌ كني‌ و با اين‌ عبارت‌ لطيف‌ بگويي‌: (خدايا! با اين‌ ماه‌ و كرامت‌ بزرگ‌ كه‌ كسي‌ از مقدار آن‌ آگاه‌ نيست‌ ما را بزرگ‌ داشتي‌ ولي‌ ما آن‌ را تباه‌ كرديم‌. و همانطور كه‌ بهتر از همه‌ مي‌داني‌ بر خود ستم‌ كرديم‌. شبها و روزهاي‌ اين‌ ماه‌ گذشت‌. اكنون‌ عنايتي‌ از عنايات‌ تو نصيبم‌ گشته‌، از خواب‌ غفلت‌ بيدار شده‌ و مصيبت‌ و جنايت‌ بزرگ‌ خود را فهميدم‌. در حالي‌ كه‌ اكنون‌ به‌ هلاكت‌ نزديك‌ شده‌ام‌، در پيشگاه‌ تو به‌ بدكاري‌ و تباه‌ كردن‌ اين‌ كرامت‌ بزرگ‌ و قرار دادن‌ خود در هلاكت‌ جاويد و افسوس‌ بزرگ‌، معترف‌ هستم‌. اكنون‌ چه‌ كسي‌ مرا از عذابت‌ نجات‌ مي‌دهد! و چه‌ كسي‌ مرا از آثار اعمال‌ بدم‌ كه‌ در دل‌ قرار دارد رها خواهد نمود! با اين‌ بدحالي‌ و در ميان‌ هلاكت‌ خود با يادآوري‌ تو فهميدم‌ كه‌ مرا به‌ حال‌ خود و غفلتم‌ رها نكرده‌ و در توبه‌ را بر من‌ نبسته‌اي‌. بنابراين‌ از رحمتت‌ نوميد نمي‌گردم‌. زيرا غير از كافران‌ كسي‌ از بخشش‌ تو نوميد نمي‌گردد. و از رحمتت‌ مايوس‌ نمي‌گردم‌ زيرا بجز زيانكاران‌ كسي‌ از رحمت‌ تو مايوس‌ نمي‌شود.

پس‌ با رحمتي‌ كه‌ بندگان‌ هلاك‌ شده‌ ات‌ را با آن‌ نجات‌ داده‌، با قبولي‌ كه‌ با آن‌ ساحران‌ فرعون‌ را پذيرفته‌ و با اجابتي‌ كه‌ فرعون‌ و بدترين‌ دشمنانت‌، شيطان‌ - كه‌ مهلت‌ خواست‌ و به‌ او دادي‌ - را اجابت‌ كردي‌ مرا نيز نجات‌ ده‌، با قبول‌ خود مرا بپذير و دعايم‌ را در اين‌ شب‌ اجابت‌ كن‌ و آنگاه‌ گناهانم‌ را به‌ چند برابر اعمال‌ خير مبدل‌ گردان‌، نامم‌ را در اين‌ ماه‌ مبارك‌ از دفتر سيه‌روزان‌ جهنم‌ پاك‌، و در دفتر رستگاران‌ در بهترين‌ جاي‌ بهشت‌ ثبت‌ بفرما، و مرا به‌ دوستان‌ قديمي‌ و برگزيدگان‌ نزديك‌ خود ملحق‌ فرما، بحق‌ محمد و آل‌ پاك‌ او- درود بر تمامي‌ آنان‌ باد.

خدايا! گناهان‌ و كمي‌ حيايم‌ رويم‌ را نزد تو سياه‌ كرده‌ است‌. پس‌ با روي‌ نوراني‌ آل‌ محمد - درود تو بر آنان‌ باد - به‌ سويت‌ روي‌ آوردم‌ تا مرا قبول‌ نمايي‌ و پناهم‌ دهي‌. خدايا! اين‌ ماه‌ سراي‌ ميهماني‌ تو است‌ و دوست‌ نداري‌ كه‌ ميهماندار از ميهمان‌ خود پذيرايي‌ نكند، گرچه‌ ميهمان‌ از كساني‌ باشد كه‌ پذيرايي‌ نكردن‌ از او، او را نابود نكرده‌ و ميهماندار از كساني‌ باشد كه‌ احسان‌، دارايي‌ او را كم‌ مي‌كند. و اگر تو مرا از پذيرايي‌ خود محروم‌ نمايي‌ در پناه‌ تو گرسنه‌ مانده‌ و به‌ هلاكت‌ مي‌رسم‌، اي‌ كسي‌ كه‌ احسانش‌ دارايي‌ او را افزايش‌ مي‌دهد)!

     توبه‌

   آنگاه‌ توجه‌ داشته‌ باش‌ كه‌ با بازگشتي‌ صادقانه‌ ماه‌ را به‌ پايان‌ رسانده‌ و از اين‌ پس‌ با اهداف‌ پروردگار و مولايت‌ مخالفت‌ نكني‌.

شنبه 21/7/1386 - 2:51