تعداد مطالب : 37
تعداد نظرات : 2
زمان آخرین مطلب : 4ساعت و 41دقيقه قبل

 

 

بسمه تعالی

 

 

شرح عرفان اسلامی بر بیت عاشورایی ( شهریار )

 

 

سر به قاچ زین نهاده , راه پیمای عراق                                      
می نماید خود که عهدی با خدا دارد حسین (ع)        

 

 

                                 

 

 

سید محمد حسین بهجت تبریزی متخلص به شهریار از دلسوختگان اهل بیت (ع) و از عاشقان راه عرفانی حضرت یزدانی و چهارده معصوم (ع) گشته است . شهریار در غزل مذهبی , چون رودی متلاطم و خروشان  به سمت دریای بی کران عشق شیعه در تکاپوست و الگوی عرفانی ِ شعرای اسلام گشته است  .
متن :

شهریار در غزلی عاشورایی با نام " کاروان کربلا " , غم شهادت سیدالشهدا امام حسین (ع) را با سوز و گداز قلبی مجروح , سروده است . مفاهیم عرفانی در غزل عاشورایی سید محمد حسین شهریار در پاره ای از ابیات تجلّی یافته است و هر خواننده را به غمی ماندگار و عرفانی در سوگ شهید آل محمد (ص) کشانده است .
بهجت تبریزی ( شهریار ) به بیت  " سر به قاچ زین نهاده , راه پیمای عراق     می نماید خود که عهدی با خدا دارد حسین (ع)   " رسیده است . شهادت در راه حضرت الله , عرفان بی کران توحیدی است و حضرت سیدالشهدا  نه تنها درنگ و خوف به قلب خویش راه نداده است بلکه به پیشواز شهادت در راه عرفان توحیدی شتافته است . آری امام حسین شهید (ع) حج ظاهری را نیمه کاره رها کرد و حج باطنی یعنی شهادت در راه الله را برگزید تا عرفان توحیدی را به اوج خویش خواهد رسانید .
حضرت سیدالشهدا در روز عاشورا از همه چیز خویش گذشت تا عهدی الهی را که سالها او را  تشنه و بی تاب کرده بود در راه عرفان توحیدی به فرجام رسانَد . عهد الهی سخت مشکل است و آتش های امتحان الهی در این راه ِ بی نهایت , بر جان عاشقان و عارفان حضرت الله جلّ جلاله فرو خواهد ریخت .
امام شهدا این را از عمق قلب خویش یافته است و شهادت در راه عرفان توحیدی را در حدّ کمال تجلّی خواهد کرد . آری بزرگترین ِ شهدای الهی , عهد عرفانی خویش را با غیر از حضرت خداوند نکرده است و بزرگ ترین عهد عرفانی بشریّت را با خود ِ وجود حضرت الله بسته است . و تمام وجود خویشتن و خاندان و یاران خویش را فدای عهدی عرفانی کرده است که با روح خداوند بسته است . عهدی که به عشق و عرفان بی پایان حضرت پروردگار ختم گشته است و ماسوی الله از درک آن عاجز گشته است . عهدی که سرشار از عشق و ایثار گشته است و هدف و آرمان او , تنها  قلب حضرت الله خواهد گشت .
آری چنانکه خواجه شمس الدین محمد حافظ در باب عرفان توحیدی سروده است : " ای آفتاب خوبان می جوشد اندرونم     یک ساعتم بگنجان در سایه ی عنایت "  .  آری خون عاشورا در سایه ی خورشید توحید , جوشان گشته است و ایثاری بیکران کرده است تا رضایت و عشق  و عرفان  الهی را به دست خواهد آورد  .

حضرت سیدالشهدا با شهادت عظیم خویشتن ,  بزرگ ترین عهد عرفان توحیدی و هدف اصلی مومنان اسلامی ِ الهی را  در حیات دنیوی کرده است و هدف او از شهادت در روز عاشورا , تنها قلب حضرت الله جل جلاله خواهد بود و شهادت های عاشورایی عشقی بیکران در راه عرفان  بی نهایت الهی خواهد بود.

 

منبع :


دیوان شهریار __ جلد یکم __  انتشارات زرّین __ تهران __ چاپ چهل و دوم __ 1391 .

 

 

 

 

 

نویسنده : سید محمد حسین شرافت مولا

 

يکشنبه 3/6/1398 - 20:53

 

 

 

 

 

                                                                     بسمه تعالی             

                                            منظومه صدای پای آب و راز های عرفانی

 

      

                                                 سید محمد حسین شرافت مولا          

                     

 

                                      

چکیده مقاله :
 عشق به طبیعت و آفریدگان حضرت یزدان از ارکان عرفان اسلامی و عرفان شرق محسوب می گردد .سهراب سپهری راه رسیدن به وصال عشق حضرت خداوند را تنها با کسب عشق حقیقی  به آفریدگان الهی و طبیعت ممکن می داند . او عشق واقعی را در قلب ساده و دور از تکلف می پندارد و تمام آفریدگان طبیعت الهی را چه با ظاهر زشت و چه با سیمای زیبا , عشق می ورزد و ما را به عشق ورزی با آن ها دعوت می کند زیرا بر اساس عرفان اسلامی و شرقی  , بطن و ذات تمام آفریدگان طبیعت الهی زیبا , پاک و یکسان و از سر چشمه ذات پاک و انور حضرت آفریدگار الله جلّ جلاله است .  آرمانشهر سهراب سپهری غیر مادی , اخروی , نا محدود و بر اساس عشق قلبی به حضرت الله جلّ جلاله و تمام هستی تعریف می گردد. سهراب سپهری عقلانیت , علوم مادّی و سیاست را فدای عشق ساده و بی ریای قلب به حضرت خداوند و آفریدگان او معرفی می کند و روزمرگی و بی تفاوتی را در عشق , نهی می کند و  جامعه انسانی را به وحدت قلبی ِساده دعوت می کند تا به وصال عشق حضرت یزدان برسند . همچنین او قرن معاصر را مادی و افسرده دانسته و تمام انسان ها را به هدف اصلی حیات که عشق ساده قلبی به حضرت توحید و طبیعت آفریده اوست , دعوت می کند .

واژگان کلیدی :
عرفان اسلامی, عرفان شرق, عشق

مقدمه :

 سهراب سپهری از شاعران ماندگار نیمایی سُرا و از عارفان اسلامی و شرق است .  در منظومه عرفانی " صدای پای آب " نکات سبز و درخشانی را از عرفان اسلام و شرق برای بشریّت بیان می کند تا از انحراف فکری و سطحی نگری رهایی یابند و به نور شناخت و معرفت حضرت الله جلّ جلاله در نیّت ها و رویکردهای زندگانی برسند . در ذیل به بررسی شعر نیمائی ِ بلند , زیبا و ماندگار او  "صدای پای آب " که سرشار از نکته های عرفانی و فلسفی است , خواهیم پرداخت .

متن :

وخدایی که در این نزدیکی است
لای این شب بو ها , پای آن کاج بلند
آری , عارف ِ حقیقی حضرت توحید , همه جا و همه وقت را در یاد و عشق الهی خواهد گذراند و به پیشگاه عشق حضرت خداوند نزدیکی خواهد جُست .
من مسلمانم
قبله ام یک گل سرخ
من وضو با تپش پنجره ها می گیرم
یاد شهید و شهادت , قلوب را به خداوند اقدس نزدیک خواهد ساخت .

و دین اسلام , آئین ِ  " عشق " و  " جان دادن " در راه حضرت توحید است .

در اینجا سهراب سپهری به مقام شهادت در دین اسلام اشاره کرده است .

هم چنین وضوی" واقعی " و " باطنی " با عشق و عرفان خواهد شکفت . و هدف از عبادت روزانه ,  "عشق و شوق حقیقی " و " امید " به حضرت ا... است .

سنگ از پشت نمازم پیداست

همه ذرات نمازم متبلور شده است

هدف از نماز خواندن رسیدن به نور و عرفانی است که حتّی بدترین و سنگدل ترین موجودات را  نیز , عشق ورزی خواهد داشت و" خلوص نیت قلبی " یعنی نماز واقعی .

باغ ما در طرف سایه دانایی بود

...

باغ ما شاید , قوسی از دایره سبز سعادت بود

 عشق و عقلانیت , مهم ترین عنصر های حیات اند . و عشق به طبیعت و آفریدگان ِ حضرت ا... جل جلاله , عقلانیت , معنویت و سبزی ِ ساده و در عین حال ,  بی پایان و جاودان است .

آب بی فلسفه می خوردم

توت بی دانش می چیدم

در ادامه سهراب سپهری به دوران کودکی اشاره کرده است و سادگی و خالص بودن در عشق را , راز " فلسفه و  شناخت " و" وصال " حضرت خداوند می داند .

کودکی دیدم , ماه را بو می کرد

نهایت عرفان در" عشق ساده " و " بی پیرایه " و" صمیمیت قلبی " است  و عقل ورزی در راه  عشق , خالص نخواهد بود

من گدایی دیدم , در به در می رفت و آواز چکاوک
می خواست
...
شاعری دیدم هنگام خطاب , به گل سوسن می گفت : " شما "

سهراب سپهری عشق را منتهای آرزو ها و خواسته ها و مهم ترین ِ نیاز ها پنداشته . و  گدایی عشق را جایز دانسته و بها داده است .
همچنین در بیان وی , عشق آکنده از شرم قلبی , ساده و بی ریا , اساسی ترین و مهم ترین  طریقه ابراز ِ عشق حقیقی است .

موزه ای دیدم دور از سبزه
مسجدی دور از آب
سر بالین فقیهی نومید , کوزه ای دیدم لبریز سؤال

عارف حقیقی توحید , قانون های فقهی و عقلانیت در ادیان الهی را , فدای ِ عشق به حضرت خداوند و آفریدگان او خواهد کرد و راز های فقیهانه را با عشق به طبیعت  آفریده  حضرت یزدان ,  تنها پاسخ حقیقی خواهد دانست .

من قطاری دیدم که سیاست می برد ( و چه خالی می رفت )

در اینجا , سهراب سپهری سیاست و سنجش منفعت های شخصی را کوچک شمرده است و به توشه عشق راه حضرت توحید ,  بها داده و عنصر " سیاست " را مانع رسیدن به هدف الهیِ زندگی می داند . .
...
و هواپیمایی که در آن اوج هزاران پایی
خاک از شیشه آن پیدا بود

آرزو ها و خواسته های انسانی , ریشه در عشق ساده , خاکی و به دور از غرور دارد . پیشرفت هادی مادی و شهری , نبایست انسان را از طبیعت و سادگی باطن دور گرداند و در هر لحظه بایست به طبیعت , عشق ورزی داشت .

پله هایی که به قانون فساد گل سرخ
و به ادراک ریاضی حیات

در ادامه سهراب سپهری , علوم و دانش های خشک را مسیر رسیدن به حضرت توحید نمی داند . بلکه عشق و سادگی عارفانه را تنها شاهراه جاودان وصال حضرت یزدان دانسته است .
شهر پیدا بود
رویش هندسی سیمان , آهن , سنگ
سقف بی کفتر صدها اتوبوس

عارف حقیقی , سادگی و عشق ورزیدن به محیط  زندگانی را آرزو و آرمان عرفانی بشر می داند و زندگی شهری  امروز را افسرده و بدون هدف می داند .
چرخ یک گاری در حسرت واماندن اسب
اسب در حسرت خوابیدن گاریچی
مرد گاریچی  در حسرت مرگ

 دنیای عرفانی و فلسفی  برای هر موجود , فکر کردن و تأمل در لحظه ی اکنون است . و آسودگی در لحظه , در ذات و  نهاد تمام مخلوقات الهی وجود دارد اما در نهایت و انتها ,  رخداد مرگ ناگزیر خواهد بود و نحوه اندیشه کردن در امور زندگی و همچنین فلسفه مُردن بایست متفاوت گردد و آنرا تعالی باید داد .

کلمه پیدا بود
آب پیدا بود , عکس اشیا در آب

باردیگر , سهراب سپهری به نیت ساده و کودکانه اشاره کرده است که کلید ِ عارفانه دانایی , خوشبختی و سعادت انسان در پیشگاه حضرت توحید است .

نور و ظلمت را دیدم
و گیاهان را در نور , و گیاهان را در ظلمت دیدم
و بشر را در نور , بشر را در ظلمت دیدم
در ادامه سهراب سپهری به نکته ای عمیق اشاره کرده است :
تمام موجودات زنده و به ویژه انسان ها در میان خیر و شر , دارای انتخاب آفریده شده اند و نور " قلب  ساده " مهم ترین عرفان حیات است .

اهل کاشانم اما
شهر من کاشان نیست
شهر من گم شده است

آرمانشهر سهراب سپهری " مادی " و " محدود " نخواهد بود و عارف حقیقی ِ توحید همواره در جست و جو و کنکاش و کشف ِ" تربیت نفسانی " و" محیط  اطراف " خویشتن است تا شایسته درگاه حضرت یزدانی گردد.

من صدای وزش ماده را می شنوم
و صدای کفش ایمان را در کوچه شوق
و صدای باران را , روی پلک تر عشق

آری , عشق در تمام موجودات وجود خواهد داشت . و عارف حقیقی به ظاهر اشیا نخواهد نگریست و در باطن آن ها "عنصر عشق " را خواهد یافت .همچنین , عارف حقیقی به " سادگی در عشق و رضایت کودکانه ذاتی انسان " اشاره داشته و ایمان خواهد داشت .

من به آغاز زمین نزدیکم
نبض گل ها را می گیرم

عارف حقیقی , عشق به موجودات و طبیعت را سر چشمه تحوّل حیات طبیعت و موجودات طبیعت دانسته  که تحولی بی کران و همیشگی خواهد گشت و هدف خالق اعظم در روز نخست آفرینش حیات است.
روح من در جهت تازه اشیا جاری است
در ادامه سهراب سپهری به نکته ای عمیق اشاره کرده است :
در عشق ورزی به موجودات زنده بایست خوش بین بود و حتی به استقبالِ این امر مهم شتافت و عشق به کائنات در تمام لحظات برای  عارف حقیقی ,  تازگی و ابدی است.
روح من گاهی , مثل یک سنگ سر راه حقیقت دارد
در باطن ها , راهی به تغییر و عشق ورزی وجود خواهد داشت و بایست این مانع نفسانی را که در درون و اندیشه هر انسان وجود داشته است با عشق از بین بُرد .

من ندیدم بیدی , سایه اش را بفروشد به زمین
رایگان می بخشد , نارون شاخه خود را به کلاغ

درادامه , به محبت و عشق ورزی  بدون چشمداشت اشاره کرده است و بیان کرده که عشق حقیقی , عشق خالص است.

من به یک آینه , یک بستگی پاک قناعت دارم
 سادگی در عشق , بی کران و نهایت مطلوب قلب ها است . و عشق به پاکی ,  مهم ترین داشته قلب هر انسان است .
من نمی خندم اگر بادکنک می ترکد
و نمی خندم اگر فلسفه ای , ماه را نصف کند

عشق به طبیعت و موجودات طبیعت , باید همیشگی باشد و بی تفاوتی موجب دور شدن از عرفان حقیقی خواهد گشت .

زندگی بال و پری دارد با وسعت مرگ

بایست حیات را بی کران و بی پایان دانست و اندیشه نا امیدی در برابر مرگ را با عشق و شوق به آینده در قلب خویشتن از بین برد و عنصر ترس از مرگ را از از میان برداشت .

زندگی چیزی نیست  که لب طاقچه عادت از یاد من و
 تو برود

عارف حقیقی , عادت ِ روزمرگی را به خویشتن تلقین نخواهد کرد و به تمام  لحظات زندگی , عاشقانه , اهمیت می دهد.

زندگی دیدن یک باغچه از شیشه مسدود هواپیماست

در اینجا سهراب سپهری به نکته ای عمیق اشاره کرده است :
آری , عشق به ماسوی ا... و طبیعت .

زندگی هندسه ساده و یکسان نفس هاست

در ادامه سهراب سپهری سُروده است که  عنصر سادگی قلب بایست در روابط جمعی تمام انسان ها وجود داشته باشد تا حیات به وحدت قلبی و تعالی برسد.

هر کجا هستم , باشم
آسمان مال من است
...
چه اهمیت دارد
گاه اگر می رویند
قارچ های غربت ؟

عارف حقیقی با دیدگاه و نگرش عاشقانه و خوش بینی و زیبا بینی به زیستن و باطن تمام کائنات اندیشه خواهد کرد وبدی ها را ظاهری , موقت  و نابود شدنی خواهد پنداشت .

من نمی دانم
که چرا می گویند اسب حیوان نجیبی است , کبوتر
زیباست
و چرا در قفس هیچ کسی کرکس نیست

سهراب سپهری در ادامه به نکته ای جاودان اشاره کرده است :
 عارف حقیقی , ظاهر موجودات را معیار سنجش قرار نخواهد داد . و باطن تمام موجودات کائنات را زیبا و برابر خواهد دانست .

چشم ها را باید شست , جور دیگر باید دید

حضرت توحید و تمام کائنات , زیباست به شرطی که با نیت زیبا به آن اندیشه کرد .

زندگی تر شدن پی در پی ,
زندگی آب تنی کردن در حوضچه اکنون است

بایست در زمان کنونی زندگی کرد و نیز در لحظه زمان حال , رضایت و خشنودی قلبی را با سادگی همراه باید کرد و به زندگی با نشاط ادامه داد .

و نگوییم که شب چیز بدی است
و نگوییم که شب تاب ندارد خبر از بینش باغ

 سهراب سپهری از ظاهر گذشته و عنصر شب را نیز سرشار از عشق به کائنات پنداشته و به جست وجوی عشق حتی در دل تیرگی ها شتافته است.

و اگر مرگ نبود , دست ما در پی چیزی می گشت

از عنصرمرگ نبایِست ترسید و مُردن  را راهی تا کشف حضرت توحید و عالم نورانی غیب پنداشت  .
همچنین سهراب سپهری می گوید که باطن و اندیشه بشر به صورت غیر ارادی , همواره در کنکاش و تلاش است و گم گشته ای دارد و چه گم گشته ای برای یافتن بهتر خواهد بود .

بو کنیم اطلسی تازه بیمارستان را
و نپرسیم که فواره اقبال کجاست

سهراب سپهری گفته است که در شرایط سخت بایست امید داشت و در هر لحظه سخت نیزعشق قلبی خویشتن به حیات و کائنات را شکفت . و از سرنوشت شکایت نکرد . و عنصر سرنوشت را بایست همواره زیبا پنداشت . و خوش اقبالی را در عشق به سادگی و طبیعت پنداشت و به دنبال آرزوها و سراب خوشبختی مادی نبایست بود . 

ریگی از روی زمین بر داریم
وزن بودن را احساس کنیم

 سهراب سپهری به نکته ای عمیق اشاره کرده است :
قلب و نیت ساده و بی تکلف داشتن , عرفان حقیقی است. و وابستگی قلبی , خطا گشته است . ازعنصر " بودن "  بایست لذت بُرد و سایر آرزو ها را کنار گذاشت .

بد نگوییم به مهتاب اگر تب داریم

آری , حتی در شرایط جنون نیز بایست سادگی , پاکی و بی آلایشی  قلب خویشتن را محافظت کرد و عشق را در شرایط سخت و آشفته نبایست کاهش داد و عمق نیت خویشتن را به عشق  کائنات قرار داد .

کار ما نیست شناسایی راز گل سرخ ,
کار ما شاید این است
که در افسون گل سرخ شناور باشیم

در ادامه سهراب سپهری به نکته ای عمیق اشاره کرده است . عشق ورزیدن همیشگی به حضرت توحید و آفریدگان او هدف زیستن  و راز حیات است. و رازهای طبیعت و رازهای علمی عقلانی , عارف حقیقی را از این هدف اصلی , دور خواهد کرد .

کار ما شاید این است
که میان گل نیلوفر و قرن
پی آواز حقیقت بدویم

یافتن حقیقت دشوار گشته است .  در قرن معاصر( مُدرن ) , هدف زیستن تغییر یافته است اما حقیقت عرفانی  همان عشق ساده به طبیعت و حضرت ا... جل جلاله است .

نتیجه :
سهراب سپهری در شعر " صدای پای آب " به نقد فلسفه ی حیات پرداخته و" سادگی قلب و نیت " را غالب  بر " تکلف قلب و اندیشه انسان معاصر " دانسته است . و عرفان حقیقی را عشق به تمام هستی معرفی می کند .

منبع :
سپهری, سهراب, (1389), هشت کتاب و اشعار ترجمه شده سهراب سپهری, چاپ اول, تهران, انتشارات بهزاد .

 

 

 

سه شنبه 8/5/1398 - 21:46

 

بسمه تعالی

 

 

 

 

 

 

 

در وصف نور خرابات شام حضرت رقیه (ع)

 

 

 

 

 

 

 

 

 

چه زیبا حسین (ع) را
تکرار می کنی
و در خرابه ی خروشان سرخ
به شیعه ,
درس عاشقی می دهی
و ایثار حرم سرخ تو
در دمشق خون ,
به مظلومان 
عشق شهادت می دهد
و شاعران حیران را ,
عاشق کردی
و در قافله ی غصه ها
با لبان زخمی
نور حسین (ع)  را
آیینه وار درخشیدی !

 

 

 

 

 

سید محمد حسین نورانی

 

 

 

جمعه 14/4/1398 - 18:42

 

بسمه تعالی

 

 

 

 

 

جمله کوتاه من :

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

اوج ِ نور کربلا , شب برداشتن ِ بیعت هاست

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نویسنده : سید محمد حسین شرافت مولا

 

 

يکشنبه 12/3/1398 - 18:23

 

 

بسمه تعالی

 

 

جمله کوتاه من :

 

 

 

 

 

عشق خدا روی نیزه ها ,  کمال دین بود

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نویسنده : سید محمد حسین شرافت مولا

 

 

 

 

 

 

 

شنبه 21/2/1398 - 19:4

 

 

بسمه تعالی

 

 

 

حافظ و اندیشه های شیعی مهدویت

                                                      

 

 

مقدمه:

 

خواجه شمس الدین محمد حافظ شیرازی مشهور به لسان الغیب در قرن هشتم در شیراز

پا به گیتی نهاد . حافظ در غزلیات به استادی بلند بدل گشته است . حافظ شیرازی در

شعر مذهبی نیز یکی از نامدارترین شاعران ایران و حتی اسلام است. در مقاله ی

تهیه شده به بررسی "اندیشه های شیعی حافظ در قلمرو شعر مهدوی ( غزل انتظار)"

خواهیم پرداخت.

 

 

 

متن:

 

حافظ زمانه ی ظهور را زمان گسترش و شکوفایی علوم الهی می داند:

 

ز قاطعان طریق این زمان شوند ایمن              

 قوافل دل و دانش که مرد راه رسید

 

در زمانه ی ظهور :

 

کجاست صوفی دجٌال فعل مُلحد شکل                 

بگو بسوز که مهدی دین پناه رسید

 

نماد کفر نابود خواهد شد و سراسر جهان " دین پناه" خواهد شد

 

حافظ در غزلی دیگر:

 

در بیابان گر بشوق کعبه خواهی زد قدم               

سرزنشها گر کند خار مغیلان غم مخور

 

راه انتظار امام مهدی(عج) را بیابان پر از خار می بیند که سرزنش های بسیار دارد

اما باید به کعبه معظمه رسید

 

حافظ ظهور امام زمان(عج) را همزمان با ظهور رسول الوالعزم عیسی(ع) می داند

که ریشه در عقائد شیعیان جعفری دارد:

 

مژده ای دل که مسیحا نفسی می آید               

که از انفاس خوشش بوی کسی می آید

 

از نکات قابل توجه در شعر انتظار حافظ شیرازی :

 

کس ندانست که منزلگه مقصود کجاست             

اینقدر هست که بانگ جرسی می آید

 

بدین معنا که: انتظار امام غائب(عج) همچون قافله ای هست که نباید از آن عقب ماند

در حالیکه غفلت وجود دارد و بایست آنرا کنار زد

 

حافظ مقام امام(عج) را تا آنجا می یابد که:

 

ز آتش وادی ایمن نه منم خرٌم و بس             

موسی(ع) آنجا بامید قبسی می آید

 

حافظ دیدار چهره ی امام مهدی(عج) را لایق هر فردی نمی داند بلکه افراد خاص

و شیدا این وصال را دارند:

 

یا رب بکه شاید گفت این نکته که در عالم        

رخساره بکس ننمود آن شاهد هر جائی

 

 

حافظ یک منتظر واقعی را تسلیم محض امام(عج) می یابد و البته به مسئله ی کلی قضا

و قدر الهی در تمامی امور الهی نیز معتقد است:

 

در دایرۀ قسمت ما نقطۀ تسلیمیم                 

لطف آنچه تو اندیشی حکم آنچه تو فرمائی

فکر خود و رای خود در عالم رندی نیست    

کفرست درین مذهب خود بینی و خود رایی

 

حافظ شیرازی کرامت و مقام انسانی در عصر غیبت را منوط  به تأیید امام مهدی(ع)
می داند وبس:

 

چندانکه زدم لاف کرامات و مقامات          

هیچم خبر از هیچ مقامی نفرستاد

 

اما لسان الغیب شب هجران را پایان پذیر می داند:

 

 

حافظ شب هجران شد بوی خوش وصل آمد            

شادیت مبارک باد ای عاشق شیدائی

 

 

 

 

 

 

نتیجه:

 

حافظ شیرازی از دوری امام عصر(عج) می نالد و عصر غیبت را شب هجران

و بیابان پر از خار می بیند و یا کاروانی که به سمت صبح ظهور رهسپار است

او معتقد است فرد بایست لیاقت یابد و دراین مسیر انتظار کشد . حافظ عصر ظهور

را رسیدن به دانش های کامل الهی و نابودی کفر می داند در عین حال منتظران

را به تسلیم محض اراده ی پروردگار اعظم و امام زمان (عج) دعوت می کند

هم چنین وی معتقد به ظهور حضرت عیسی(ع) به همراه امام عصر(عج) است 

 

 

منبع:

دیوان حافظ _  تصحیح : سید عبدالرحیم خلخالی _ ناشر: حافظ نوین_ 1379

 

 

نویسنده :

 

سید محمد حسین شرافت مولا

 

 

 

چهارشنبه 28/1/1398 - 23:7

 

 

بسمه تعالی

 

 

 

تفسیری از بیت توحیدی ( هاتف اصفهانی )

 

 

" صد رهت لن ترانی ار گوید   
باز می دار دیده بر دیدار "

 

 

هاتف اصفهانی

 

مقدمه :
سید احمد حسینی متخلص به هاتف اصفهانی را ادیبان بخاطر ترجیع بند حکیمانه ی او در باب توحید و حکمت الهی شناخته اند . حکمت الهی در تک تک ابیات این ترجیع بند به بیت ترجیع " که یکی هست و هیچ نیست جز او           وحده لا اله الا هو " ختم گشته است .
در این ترجیع بند فخیم از واژگان در جهت شناخت مسئله ی توحید و یافتن مسیر و طریق های عرفانی از نماد های مختلف از جمله : می , دیر مغان و ...با اشارات لطیف استفاده گشته است .
هاتف اصفهانی مستی را در جهت شناخت عرفانی حضرت پروردگار به وفور استفاده کرده است.
هاتف اصفهانی در بندپایانی این ترجیع بند تلمیح ظریفی به داستان حضرت موسی (ع) در کوه طور اشاره کرده است و به نکته ای عمیق در حکمت عشق یزدان یاد آوری کرده است :
صد رهت لن ترانی ار گویند
باز می دار دیده بر دیدار
آری حضرت موسی تنها پیامبر الهی بوده است که حضرت اقدس الله جلّ جلاله با او بدون واسطه جبرئیل سخن گفته است و از اینرو آن رسول اولوالعزم را  کلیم الله نامیده اند .
در کوه طور حضرت موسی (ع) با پروردگار خواسته ی قوم یهود را بیان می کند و به خدا از روی صدق می گوید :: حضرت پروردگار این قوم می گویند خدایت را به ما نشان بده و حضرت پروردگار می فرماید : " لن ترانی "
آری حضرت موسی (ع) جواب شنید : ای موسی هرگز مرا نخواهی دید
هاتف اصفهانی با اشاره به این سخن منوّر حضرت الله جلّ جلاله می سراید : وقتی محبوب الهی فرمود مرا نخواهی دید حضرت موسی بر خلاف تصوّر مخلوقات در عشق خویش به حضرت ربّ مصمّم تر گشت  و این عشق یعنی عشق به حضرت پروردگار را هاتف اصفهانی  راهی بی نهایت تعریف کرده است

 

نتیجه :

هاتف اصفهانی به نکته ای عمیق در باب توحید اشاره کرده است  و آن اینست که :
عشق به پروردگار راهی بی نهایت و بی انتهاست و هر آنکه در این عشق خالص تر و مؤمن تر گردد بر خلاف سایر بشریّت نا امید نگشته , بلکه امّید و ایمان او در این مسیر افزون تر خواهد شد .

 

 

نویسنده :

 

سید محمد حسین شرافت مولا

 

 

پنج شنبه 15/1/1398 - 20:36

 

 

 

بسمه تعالی

 

 

 

به مناسبت 22 اسفند _  روز بزرگداشت شهدا

 

 

سیمای شهدا در اشعار قیصر امین پور

 

 

 

قیصر امین پور از شاعران توانای قرن معاصر گشته است ایشان در قالب های محتلف شعری به ویژه غزل و دوبیتی آثار ادبی والایی را آفریده است همچنین ایشان یکی از مطرح ترین شاعران انقلاب اسلامی و دفاع مقدّس گشته است در ذیل سیمای شهدا در اشعار شاعر بزرگ ِ فرهنگ شهادت یعنی قیصر امین پور را بررسی خواهیم کرد

راستی چرا

در رثای بی شمار عاشقان

_ که بی دریغ _

خون خویش را نثار عشق می کنند

از نثار یک دریغ هم

دریغ می کنیم ؟

آری , یاد شهید و شهادت بایِست در قلب ما وجود داشته باشد . و زندگی روزمرّه که ما را از حقیقت ِ ایثار شهدا غافل کرده است , بایِست از بین رود . و سطحی نگری را کنار باید گذاشت . و در مقابل ایثار عظیم آنان , نبایست بی تفاوت گشت .

خوشا چون گل به فصلی , سرخ مردن

خوشا در فصل دیگر , زادنی سبز

آری , آرمان ِ زیستن الهی , عاشقانه جان دادن و شهادت در راه حضرت توحید گشته است . و در وراء این مُردن خون آلود , پاداش حضرت خداوند , بهشت جاودان ِ سبز خواهد گشت . و شهادت نه تنها پایان است , بلکه ابتدای حیات ِ بی کران سبز خواهد گشت .

شهیدی که بر خاک می خفت

سر انگشت در خون خود می زد و می نوشت

دو سه حرف بر سنگ :

" به امید پیروزی واقعی

نه در جنگ ,

که بر جنگ ! "

آری , هدف شهدا از جهاد الهی , کشتار و منفعت دنیوی نخواهد گشت . و در قلب ایشان صلح همیشگی بشریّت , آرمان حقیقی گشته است .

با کفش های خستگی خود

از ره رسیده ایم

میراث باستانی ابراهیم

بر شانه های ماست

نمرودیان همیشه به کارند

...

اما

ما را از آزمایش آتش هراس نیست

همواره حکّام طاغوت بر جهان حکومت داشته اند .

اما شهدا همچون پیامبران الهی , از جان دادن و شهادت در راه الهی , به قلب خویشتن ترس راه نخواهند داد . و با یاد حضرت خلیل (ع) , در راه اهداف توحیدی خویشتن , جان را نثار آتش و خون خواهند کرد .

آری , شهدا همچون حضرت ابراهیم (ع) پناهی جُز حضرت خداوند نخواهند داشت . و حضرت توحید , آتش نمرودیان را بی اثر خواهد کرد و گلستان خواهد ساخت .

از چشم هر شهید

یک قطره اشک شوق بگیرید

_ یک قطره اشتیاق زیارت_

مُنتهای ِ خواسته ی شهدا , زیارت حضرت یزدان و سیمای رسولان الهی و ائمه اطهار (ع) خواهد بود . و آرزوی کشته شدن در راه حضرت توحید را با اشک طلب خواهند کرد .

قلبی از آینه , دلی از دریا

و گردنی بلند

از آبشار پاک تواضع

قلب نورانی و صاف شهدای توحید , نماد خشوع و فروتنی خواهد گشت . و اندیشه ی آنان نماد شجاعت و پایداری خواهد بود .

رهتوشۀ شهید همین بس :

یک جامه , یک کلام

تصویری از امام

 

شهدا نماد ساده زیستی و عشق پاک گشته اند .

در ادامه قیصر امین پور به شهداء دفاع مقدس اشاره کرده است :

آری , با یک اشاره ی امام و راهبر خویشتن , شهدا تصمیم راسخ را در راه جهاد الهی خواهند داشت . و شک و تردید را کنار خواهند گذاشت . و عشق امام خمینی را در قلب خویشتن خواهند داشت .

مپرس از دل خود " لاله ها چرا رفتند "

که بوی کافری از این سؤال می آید

آری شهدا ایثار بی کران کرده اند .

و برخی از مردم , ناسِپاسانه , آرمان آنها را از یاد بُرده اند و کار ایشان را بیهوده پنداشته اند . که این کفر و گناه بزرگی خواهد بود .

اگر چه نیت خوبی است زیستن اما

خوشا که دست به تصمیم بهتری بزنیم

آری , شهدا نگاهی ماوراء و فوق طبیعی خواهند داشت و با شهادت در راه حضرت توحید در قرب الهی , حیات جاودان خواهند داشت .

مبادا خویشتن را واگذاریم

امام خویش را تنها گذاریم

ز خون هر شهیدی لاله ای رست

مبادا روی لاله پا گذاریم

آری , جامعه ای که راهبر دینی و امام خویشتن را تبعیّت نکرده باشد , در حقیقت , سرنوشت دنیوی و اخروی خویشتن را نادیده گرفته است و تباه کرده است .

آری خون شهید , احترام ویژه ای خواهد داشت و شهادت در راه حضرت توحید , سرنوشت جامعه را شکوفا خواهد کرد .

بیا ای دل از اینجا پر بگیریم

ره کاشانۀ دیگر بگیریم

بیا گم کردۀ دیرین خود را

سراغ از لالۀ پرپر بگیریم

شهادت , یک کوچ عاشقانه به سَرای آخرت خواهد بود .

آری , هر فرد در ذهن خویشتن , آرمان خواهد داشت . و برای رسیدن به آرمان خویشتن , آماده ی پرواز و حرکت , گشته است .

قیصر امین پور شهادت را آرمان واقعی و والاترین آرمان های حیات خواهد دانِست .

و یاد و فرهنگ شهدات , خدای جهان غیب را , عارفانه به قلب انسان ها نزدیک خواهد کرد .

آری , فرهنگ شهادت و ایثار جانی ِ شهدا , شاهراه ِ وصال به گمکرده ی دیرین تمام انسان ها یعنی : قلب حضرت توحید خواهد بود .

مگر راز حیات جاودان را

تو از فهمیده ها فهممیده بودی ؟

در شعری دیگر , قیصر امین پور به ستایش و جایگاه مقام شهدای نوجوان پرداخته است :

آری , شهید محمد حسین فهمیده درک ِ مافوق طبیعی نسبت به دیگر نوجوانان جامعه داشته است . و الگوی شهدای نوجوان گشته است . و همچون عارفان بزرگ و کهنسال , حیات چند روزه ی دنیا را بی ارزش یافته است و جان خویشتن را در راه حضرت یزدان به وصال ابدیّت ِجهان آخرت , به فناء فی الله خواهد داد .

آری , دنیا طلبی منجر به فنا خواهد گشت

و فناء فی الله شاهراه ِ وصال به حیات جاودان گشته است .

نتیجه :

قیصر امین پور , جامعه را با فرهنگ شهادت و راه عاشقانه و عرفانی ِ شهدا آشنا کرده است . و یاد شهادت را در قلب ها همیشگی دانسته است و پیروی از راهبر و اولیاء الله را از اسرار شهادت و رمز سعادت اخروی جامعه معرفی کرده است و مقام شهدا را ستایش خواهد کرد .

منابع :

مجموعه کامل اشعار قیصر امین پور _ تهران _ انتشارات مروارید _ 1390 .

 

 

سید محمد حسین شرافت مولا

 

 

 

 

دوشنبه 20/12/1397 - 17:42

 

 

 

 

 

بسمه تعالی

 

 

 

 

 

 

 

به حضرت سیدالشهدا (ع)

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

ای حسین(ع)
برای تو
شعر بی سَر
آوردم
تا کمی
به قلبت ,
نزدیک شوم

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

سید محمد حسین شرافت مولا

 

متخلص به :  نورانی

 

 

شنبه 27/11/1397 - 18:36

 

 

بسمه تعالی

 

 

 

 

 

 

طرح عاشورایی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

به حضرت سیدالشهدا (ع)

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

خونت را ,
در خواب ِ
هر شب ,
باید  فکر کرد
رنگ خدا دارد

 

 

 

 

 

 

 

 

 

سید محمد حسین شرافت مولا

 

متخلص به :

نورانی

 

 

 

 

 

چهارشنبه 3/11/1397 - 22:29