تعداد مطالب : 20040
تعداد نظرات : 2174
زمان آخرین مطلب : 455روز قبل

 

جامه هر گاه نجس باشد ممكن است او را تطهیر كنند به این نحو كه آن را در میان طشتى گذارند و آب بر او بریزند و بعد او را فشار دهند و غساله او را بیرون كنند و هم چنین است تطهیر گوشت متنجس و كفایت مىكند در تطهیر آن یك دفعه شستن هر گاه نجاست آن غیر بول باشد و دو دفعه هر گاه بول باشد به شرط آنكه طشت از پیش از ریختن آب نجس نبوده باشد و الا باید سه مرتبه شسته شود و احوط سه مرتبه است مطلقا

چهارشنبه 7/11/1394 - 13:39

 

 

چهارشنبه 7/11/1394 - 13:36

 

هر گاه برنج یا ماش یا نحو این دو نجس شود و بخواهند او را پاك كنند او را در دستمالى كرده در میان آب كر گذارند پاك مىشود و اگر نجاست به باطن آن نفوذ كرده باید صبر كنند تا آب پاك به باطن آن نفوذ كند به همان مقدارى كه آب نجس در آن نفوذ كرده است بلكه بعید نیست پاك شدن آن باب قلیل به این نحو كه آن را در ظرفى كرده و آب بر آن بریزند و بعد غساله او را بریزند و ظرف نیز بالتبع پاك مىشود و حاجتى به سه مرتبه شستن ندارد و اگر چه احوط است بلى اگر ظرف نیز نجس باشد سه مرتبه باید شسته شود

 

چهارشنبه 7/11/1394 - 13:33

 

ابوایوب انصارى

 یكى از اصحاب بزرگ پیامبر صلى الله علیه و آله) ابوایوب انصارى ( بود. موقعى كه پیامبر صلى اللهعلیه و آله از مكه به مدینه ھجرت كردند، ھمه قبایل مدینه تقاضا كردند كه پیامبر صلى الله علیه وآله بر آنان فرود آید! پیامبر صلى الله علیه و آله فرمود: ھر جا شترم نشست ھمانجا را انتخاب كنم .تا اینكه نزدیك خانه ھاى) بنى مالك بن النجار (رسید در محلى كه بعدھا درب مسجد پیامبر صلىالله علیه و آله قرار گرفت ، شتر به زمین نشست . پس از اندكى برخاست و به راه افتاد، باز بهمحل اول برگشت و به زمین نشست.مردم نزد پیامبر صلى الله علیه و آله آمدند و ھركس او را به خانه خودش دعوت مى كرد. ابوایوبفورى خورجین پیامبر صلى الله علیه و آله را از پشت شتر گرفت و به خانه خود برد.پیامبر صلى الله علیه و آله فرمود: خورجین چه شد؟ گفتند: ابوایوب آن را به خانه خود برد. فرمود:شخص باید ھمراه بارش و به خانه ابوایوب تشریف بردند و تا موقعى كه خانه ھاى اطراف مسجدساخته شد در خانه ابوایوب تشریف داشتند.اول در اطاق پایین و ھمكف بودند بعد ابوایوب عرضه داشتند یا رسول الله صلى الله علیه و آلهمناسب نیست شما در طبقه پایین و ما در طبقه فوقانى باشیم ، خوب است شما بالا تشریفببرید.حضرت قبول كردند و دستور دادند اثاثیه را به طبقه فوقانى ببرند. او در تمام جنگھا ھمانند بدر و احدو غزوات در ركاب پیامبر صلى الله علیه و آله با دشمنانش مى جنگید و شھامتھاى بزرگى از خودنشان مى داد.در جنگ خیبر پس از پیروزى در برگشت پشت خیمه پیامبر صلى الله علیه و آله نگھبانى مى دادوقتى صبح شد پیامبر صلى الله علیه و آله فرمود: بیرون خیمه چه كسى است ؟ عرض كرد: منمابوایوب ... دوباره پیامبر صلى الله علیه و آله فرمود: خدا ترا رحمت كند) .آرى ابوایوب از راه احسان ونیكى با مال و جان این دعاى پیامبر صلى الله علیه و آله نصیب او شد

 

 

چهارشنبه 7/11/1394 - 13:28

 

بیستون

  بارى امروز به ما خیلى خوش گذشت، و فرح و انبساط فوق العاده داشتیم، واقعاً خستگىها و صدماتِ شب دوشینه فراموش شد، دو قسم مرغ در این مسافت بود دیدیم، كه جاهاى دیگر ندیده بودیم، به قدر «لقلق»(1)مىشوند،ولىنهطریقهپروازونه شكلها و رنگهاى خیلى قشنگ آنها،شباهت به لقلق دارد، یكى را اهالى «دال» مىگفتند و دیگرى را «اتلان».

نزدیك ظهر رسیدیم به پاى بیستون، هرچه به «عبدالحمیدِ» كالسكه چى گفتیم نگاهدارد، تصویر «داریوش» را تماشا بكنیم، نگاه نداشت و از آنجا گذشت، همین كه به خود قریه «بیستون» رسید، من پیاده شدم و گفتم به قدر نیم ساعت مىروم تماشا و برمىگردم، مجبور شد نگاهدارد و به همراهى آقا «سید ابوطالب»، برگشته كتیبه معروف «داریوش» را، كه به خط میخى به روى سنگ نوشته، با تصویر خودش كه فرنگىها در كتابهاى تاریخ، هم ترجمه خطوط مزبوره را نوشته اند، و هم شكل آن را از روى عكسها برداشته اند، تماشا كردیم.

  

………………..

  1 معرب لكلك.  

 

چهارشنبه 7/11/1394 - 13:8

 

 

چهارشنبه 7/11/1394 - 13:3

 

قصبه صحنه  

گردش ابرهاى مختلفالشكل، یا قلههاى شامخه(1) «كوه بیستون» را بكند، یا آن كه در پائین، مزارع سبز، غلاّت و شالىهاى برنجكارى، و چمنزارهاى طبیعى، و آبهاى صاف، و نهرهاى بىشمار و درختان سبز و خرم، و رودخانه «قرهسو» كه مثل اژدهاى پیچان از هر طرف نمودار است، سیاحت و تماشا كند، شاهد دلرباى طبیعت، در همان حال كه كمال قدرت و قهرمانیت و خشونت خود را نمایش مىداد، با منتهاى لطافت و ظرافت و شفقت و آراستگى، عرض وجود مىنمود و نظرهاى مخلوط از لطف و غضب، به عاشقان شیفته و دیوانه خود مىافكند.

 

…………………

  1 مؤنث شامخ و به معنى بلند و مرتفع است.

 

چهارشنبه 7/11/1394 - 12:59

 

تره فرنگی

 در گذشته در ایران به من تره‏ی شامی و اکنون تره فرنگی می‏گویند. دو نوع دارم یکی پیازش کوچکتر و دیگری بزرگتر است. برگ مرا خام نمی‏توان خورد و معمولاً پخته خورده می‏شوم. در بین حیوانات کبک به خوردن من علاقه زیاد دارد. زیرا صدای او با خوردن من باز و بلند می‏شود. من ادرار را زیاد می‏کنم - نفخ معده را برطرف می‏سازم. شیر و عرق را زیاد می‏کنم و تنگی نفس را شفا می‏بخشم. من دارای ویتامین ث هستم، ولی مقدار این ویتامین در من کمتر از تره‏ی معمولی است. املاح آهن و کلسیم و منیزیم هم کمتر از تره دارم.

 

چهارشنبه 7/11/1394 - 11:53

 

تره فرنگی

 در گذشته در ایران به من تره‏ی شامی و اکنون تره فرنگی می‏گویند. دو نوع دارم یکی پیازش کوچکتر و دیگری بزرگتر است. برگ مرا خام نمی‏توان خورد و معمولاً پخته خورده می‏شوم. در بین حیوانات کبک به خوردن من علاقه زیاد دارد. زیرا صدای او با خوردن من باز و بلند می‏شود. من ادرار را زیاد می‏کنم - نفخ معده را برطرف می‏سازم. شیر و عرق را زیاد می‏کنم و تنگی نفس را شفا می‏بخشم. من دارای ویتامین ث هستم، ولی مقدار این ویتامین در من کمتر از تره‏ی معمولی است. املاح آهن و کلسیم و منیزیم هم کمتر از تره دارم.

 

چهارشنبه 7/11/1394 - 11:39

 

امام باقر (عیله السلام) :

 

تَبَسُّمُ الرَّجُلِ فِی وَجهِ أَخِیهِ حَسَنَةٌ وَصَرفُ القَذَى عَنهُ حَسَنَةٌ وَمَا عُبِدَ اللَّهُ بِشَیءٍ أَحَبَّ إِلَى اللَّهِ مِن إِدخَالِ السُّرُورِ عَلَى المُؤمِنِ

 

لبخند مردى بر صورت برادر مؤمنش و بر طرف كردن گرفتارى و مشكل از او ، كار نیكویى است و بعد فرمود محبوب ترین چیز نزد خداى متعال ادخال سرور در قلب مؤمن وارد است .

 

الكافی ج2 ص  188

  

 

چهارشنبه 7/11/1394 - 11:13