تعداد مطالب : 20040
تعداد نظرات : 2174
زمان آخرین مطلب : 455روز قبل

 

 

شنبه 10/11/1394 - 13:59

 

 

شنبه 10/11/1394 - 13:56

 

فصل 3 باب مفاعله

 مانند ضرب ضارب یضارب مضاربه و ضراب مصدر مثال یائى این باب فقط بر وزن مفاعله مى‏آید مانند یاسر ییاسر میاسره ولى مصدر سایر اقسام غالبا علاوه بر مفاعله بر وزن فعال نیز مى‏آید اینك صرف بعضى از قسمتهاى آن ماضى معلوم ضارب ضاربا ضاربوا... مضارع معلوم یضارب یضاربان یضاربون...امر معلوم لیضارب لیضاربا لیضاربوا... ضارب ضاربا ضاربوا... ماضى مجهول ضورب ضوربا ضوربوا... مضارع مجهول یضارب یضاربان یضاربون... امر مجهول لیضارب لیضاربا لیضاربوا... مضاعف ضار یضار مضاره و ضرار لیضارر لیضار لیضار... ضارر ضار ضار... مهموز آمر یؤامر مؤامره لیؤامر آمر اجوف قاوم یقاوم مقاومه لیقاوم قاوم لفیف ساوى یساوى مساواه لیساو ساو . معانى باب مفاعله معانى معروف این باب چهار معنى است 1 مشاركت یعنى بیان شركت دو شخص یا دو چیز در فعل یعنى هر دو هم فاعلند و هم مفعول مانند ضارب زید بكرا زید با بكر زد و خورد كردند شاعرت زیدا با زید مشاعره كردم مشاركت معنى غالبى این باب است. 2 -تعدیه مانند بعد دور شد باعدته او را دور كردم. 3 -تكثیر مانند ناعمه الله خدا زیاد به او نعمت داد. 4 -معناى ثلاثى مجرد مانند سفر زید یا سافر زید مسافرت كرد . غالبا چون فعلى از این باب به خداوند نسبت داده شود به همین معناست مانند قاتلهم الله عافاك الله یخادعون الله و هو خادعهم

پرسش و تمرین

 ‏1 - افعال زیر را به باب مفاعله ببرید عمل وضع عاد عان عدا سوى. 2 -معلوم و مجهول ماضى فعل اول مضارع فعل دوم و امر فعل سوم را صرف كنید و نیز مضارع معلوم عدا را با لاء ناهیه و مضارع مجهول سوى را با نون تاكید ثقیله صرف كنید در تمام این افعال صرف باب مفاعله آنها منظور است. 3 -در افعال زیر كدامیك از معانى باب مفاعله منظور است بارك الله خدا زیاد كند صافح زید بكرا زید با بكر مصافحه كرد شاهدت الحرب در جنگ حاضر شدم عاین زید زید دید صالح سعید زیدا سعید با زید مصالحه كرد فاستبشروا ببیعكم الذى بایعتم بهالتوبه 111انما یبایعون اللهالفتح 10سارعوا الى مغفره من ربكمآل عمران 133

 

 

پنج شنبه 8/11/1394 - 12:59

 

18 - متقى هندى "درگذشته 975 ه.ق" - كه شرح حالش در ج 1 ص 217 ترجمه الغدیر گذشت - نامه معاویه و پنج بیت از

 اسحاقى در ص 33 "لطایف اخبار الدول" نامه

پنج شنبه 8/11/1394 - 12:48

 

17- ابن حجر "درگذشته 974 ه.ق" - كه شرح حالش در ج 1 ص 216 ترجمه الغدیر گذشت - پنج بیت قصیده را در ص 79 كتاب "صواعق" نقل كرده و كلام بیهقى را كه گذشت ذكر نموده است. ولى در نسخه خطى "صواعق" تمام قصیده مذكور است و همچنین قندورزى صاحب "ینابیع الموده" كه از "صواعق" نقل میكند تمام هفت بیت راذكر كرده است و این خود موید درستى نقل اوست از بیهقى. اما هنگام چاپ "صواعق" دستهاى امین، بیتى كه مشعر بر ولایت حضرت امیر مومنان است و بیت بعد از آنرا حذف نموده اند.

 
پنج شنبه 8/11/1394 - 12:42

 

16 - غیاث الدین خواند میر قصیده را در ج 2 ص 5 كتاب "حبیب السیر" از "فصل الخطاب" "خواجه پارسا" روایت كرده است.

 
پنج شنبه 8/11/1394 - 12:34

 

16 - غیاث الدین خواند میر قصیده را در ج 2 ص 5 كتاب "حبیب السیر" از "فصل الخطاب" "خواجه پارسا" روایت كرده است.

 
پنج شنبه 8/11/1394 - 12:34

 

15 - ابن صباغ مالكى مكى "درگذشته 855ه.ق" - كه شرح حالش در ج 1 ص 211 ترجمه الغدیر گذشت همه قصیده را در ص 16 كتاب "الفصول المهمه" ذكر، و راویانش را به دقت نظر و درستكارى مى ستاید.

 

 
پنج شنبه 8/11/1394 - 12:1

 

شعراء غدیر در قرن

 

غدیریه امیرالمومنین على

 

مدارک و اسناد

 

و راویان این قصیده از اهل سنت عبارتند از:

 

پیامبر گرامى، به من وصیت نمود و مرا براى امتش اختیار كرد و به حكمم رضایت داد، و آن ولایتیكه بر شما داشت، در روز غدیر خم براى من لازم شمرد

 

 14 - خواجه پارسا حنفى "درگذشته 822 ه.ق" - كه شرح حالش درج 1 ص 2.8 ترجمه الغدیر گذشت - همه قصیده را در كتاب "فصل الخطاب" خود، از كتاب "اربعین" تا الاسلام خدا بادى بخارى روایت كرده است.

 

پنج شنبه 8/11/1394 - 11:35

 

زمین نجس هر گاه سخت وصلب باشد یا به سنگ و آجر مفروش باشد پاك مىشود باجراء آب قلیل بر آن لكن آن محلى كه آب غساله در آن جمع شده نجس است و اگر خواسته باشند كه همه اطاق یا ایوان مثلا طاهر شود پس اگر ممكن است بیرون كردن آب غساله به این نحو كه سوراخى داشته باشد از براى بیرون كردن غساله پس اشكالى ندارد و الا گودى در آن بكنند كه آب غساله در آن جمع شود بعد آن را با گل پاك پر كنند چنانچه در تنور ذكر شد و اگر زمین سست باشد بطورى كه ممكن نباشد آب بر آن جارى شود پاك نخواهد شد مگر به ریختن كر بر آن یا باریدن باران یا بتافتن آفتاب بر آن بلى اگر زمین ریگ باشد ممكن است تطهیر ظاهر آن به ریختن آب بر آن و فرو رفتن آن در اعماق آن پس باقى مىماند باطن به نجاست بسبب آب غساله و اگر چه خالى از اشكال نیست از جهت احتمال عدم صدق انفصال غساله

 

پنج شنبه 8/11/1394 - 11:33