تعداد مطالب : 639
تعداد نظرات : 829
زمان آخرین مطلب : 2684روز قبل
شرکت موتورجست‌وجوی گوگل از عرضه خدمات جدید به مشترکان گوشی‌های iPhone درآینده نزدیک خبر داده است.
مسؤلان گوگل طی اطلاعیه‌ای اعلام کرده‌اند، این شرکت قصد دارد نرم‌افزارهای و برنامه‌های مخابراتی گوگل را به کاربران iPhone عرضه کند، همچنین در این طرح قرار است امکان دسترسی و سرعت انتقال اطلاعات در برنامه‌های گوگل را برای این کاربران افزایش دهند.

به گفته شرکت گوگل، نسخه جدید UI که در اختیار کاربران iPhone قرار می‌گیرد، سازگار با صفحه‌نمایش لمسی این گوشی طراحی شده و امکان دسترسی آسان‌تر و سریع‌تر به خدمات مختلف نظیر پست‌الکترونیکی Gmail و سیستم تقویم این گوشی را برای کاربران فراهم می‌کند.

همچنین مجموعه نرم‌افزاری جدید گوگل، امکان استفاده از خدمات این شرکت روی صفحه‌ اصلی مرورگر اینترنتی iPhone را ممکن می‌سازد. علاوه بر این کاربران می‌توانند به سرویس‌های Reader، Calendar، و سرویس عکس Picasa به آسانی دسترسی پیدا کنند.

مجموعه نرم‌افزارهای گوگل قرار است با نام iGoogle روی صفحه نخست گوشی iPhone قرار بگیرد. این سرویس خدمات مختلفی از جمله اخبار بورس، آب و هوا و ... را به کاربران عرضه می‌کند.
شنبه 22/1/1388 - 14:41
روابط عمومی شركت مخابرات ایران با اعلام این كه هزینه‌ی ثابت ماهیانه‌ی سرویس GPRS حذف شده است، اطلاعیه‌ی قبلی این روابط عمومی درباره‌ی هزینه‌ی ثابت ماهانه این سرویس را اصلاح كرد.
روابط عمومی شركت مخابرات ایران در اطلاعیه‌ای اعلام كرد: راه‌اندازی مرحله نخست سرویس GPRS همراه اول از روز یكشنبه آغاز شد و تعرفه این سرویس در ساعات پیك ‌٨/١٤ ریال و در شب و روز تعطیل ‌٤ ریال برای هر كیلو بایت است .
بنا بر اعلام این سرویس تا یك ماه دیگر به صورت ‌٢٤ ساعته خواهد بود همچنین سرویس خدمات اینترنت تلفن همراه در مرحله اول برای مشتركان سیم‌كارت‌های دایمی با كد ‌٠٩١٢ فعال می‌شود.
روابط عمومی شركت مخابرات ایران صبح امروز با اعلام اطلاعیه‌ای اعلام كرده بود: هزینه‌ی ثابت ماهیانه‌ی سرویس GPRS تلفن همراه در جلسه‌ی مجمع عمومی عادی صاحبان سهام شركت ارتباطات سیار به تصویب رسید.
در این اطلاعیه آمده بود: هزینه‌ی ثابت ماهیانه ارسال و دریافت خدمات عمومی بسته‌های رادیویی GPRS تا سقف پنج هزار كیلوبایت در هر ماه ‌٥٠ هزار ریال محاسبه شده است.
شنبه 22/1/1388 - 14:40
بانی شهرهای الكترونیك روستاهای اینترنتی ایران، تعرفه MMS در یك دقیقه دانلود با سرعت ۵۶ كیلوبایت در ثانیه را ۲۹ هزار و ۲۸۰ ریال اعلام کرد و گفت: به دلیل نداشتن سیاست روشن در برخورد با پدیده های جدید، تكنولوژی ها با فاصله زمانی زیاد، كیفیت كم و قیمت بالا در داخل كشور عرضه می شود كه باید مشخص شود این قیمت های نجومی را چه اشخاصی پیشنهاد می دهند و آیا طراحی این سیستم هدفی جز این نیست كه به MMS به عنوان یك محصول لوكس نگریسته شود كه بودن آن الزامی نیست.
دكتر جلالی با اشاره به اینکه بعد از سالها كه از توسعه اینترنت و تكنولوژی های مربوط به آن می گذرد، هنوز از داشتن یك سیاست روشن در برخورد با پدیده های جدید محروم هستیم،گفت: سیستم تبادل اطلاعات به صورت چند رسانه‌ای از جمله صوت و تصویر و GPRS سیستمی است كه با استفاده از آن اتصال به اینترنت امكان‌پذیر می‌شود كه با این‌که از مدت‌ها پیش در دنیا قابل استفاده بوده اما ایرانیان تا‌به‌حال از آن بهره‌مند نشده‌اند.بانی شهرهای الكترونیك و روستاهای اینترنتی ایران ادامه داد: بنابراین با ورود هر تكنولوژی و با تأخیر بسیار زیادی كه به دنبال ایجاد محدودیت های زیاد برای ورود تكنولوژی جدید اعمال می شود به آن دسترسی می یابیم.وی خاطرنشان كرد: متأسفانه توسعه GPRC كه یكی از خدمان آن MMS است بر طبق این قاعده كلی پیش می رود و با نگرانی مفرطی از سوی مسئولان نسبت به توسعه آن نگریسته می شود به همین دلیل تصمیماتشان در این مورد قاطع،گسترده و همه جانبه است و این امر موجب شده تا در طول بیش از یك سالی كه بحث MMS مطرح شده هیچ برنامه تلویزیونی برای فرهنگسازی و آگاهی مردم از كاربرد های مفید این فناوری و تمیز دادن مصارف درست و نادرست آن تهیه نشده است.وی گفت: مسئولان توسعه این فناوری ها و پدیده ها خود علاقه ای به توسعه ندارند و وجود تقاضا و اجبار، آنها را مجبور به توسعه فناوری می كند.وی افزود: متأسفانه به جای اینكه مسئولان برای توسعه این نوع فناوری ها تعجیل داشته باشند همواره تلاش دارند توسعه را به تعویق انداخته و با محدودیت همراه سازند و تمام این مسائل به دلیل نبود اعتقاد راسخ به توسعه فناوری در داخل كشور است.دكتر جلالی خاطرنشان كرد: نه تنها در بحث MMS بلكه در خصوص اینترنت نیز مسئولان استفاده از این امكان را برای مردم مفید و لازم نمی دانند به همین منظور می توان انتظار داشت هیچ اقدام مؤثر و فرهنگسازی لازمی در این پدیده ها انجام نشود.
وی گفت: افرادی كه مسئولیت حقوقی توسعه كاربردهای فناوری اطلاعات در كشور را برعهده دارند باید از تفكران ایدئوژیك كناره گیر كرده و به این پدیده ها به عنوان بنگاه اقتصادی بنگرند.
بانی شهرهای الكترونیك و روستاهای اینترنتی ایران خاطرنشان كرد: وقتی كه به موضوع اقتصادی بنگریم و مسائل ایدئولوژیك آن را برعهده سازمان های دیگر قرار دهیم، دیگر لازم نیست تا سازمان به مسائل استفاده یا عدم استفاده از پدیده ها دخالت كند بلكه نهادهای فرهنگی با انجام طرح های علمی در خصوص اثرات مثبت و منفی آن و انجام مطالعات در كشورهای دیگری كه از این فناوری استفاده می كنند، مسیر توسعه منطقی این پدیده ها را متناسب با ارزش های ملی و فرهنگی جامعه مشخص می كنند.
دكتر جلالی گفت: اینكه مسئولان یك سازمان با خیال خود نسبت به بود و نبود یك سیستم اظهار نظر كنند بی انصافی است و باید با پدیده های جدید كه هر روز در حال توسعه است و شاید چند سال آینده با صدها پدیده همانند MMS مواجه شویم با یك سیاست و استراتژی روشن برخورد كنیم تا هر بار با این نوع تناقض ها روبه رو نشویم.
وی افزود:هر پدیده ای از این خانواده در كشور ما توسعه یافته در ابتدا با قیمت سنگین و نازلترین كیفیت در اختیار مردم قرار گرفته و به تدریج قیمت آن كاهش و كیفیت افزایش پیدا كرده است،درحالیكه در توسعه تكنولوژی هایی كه وابسته به سخت افزار و نرم افزار هستند نباید با چنین مشكلاتی مواجه شویم.
دكتر جلالی خاطرنشان كرد:در هزینه هی MMS به ازای هر كیلوبایت ۱۴/۸ ریال دریافت می شود و در صورت امكان دانلود با سرعت ۵۶ كیلو بیت در ثانیه دانلود ۴۸۸ ریال و هر دقیقه آن ۲۹۲۸۰ ریال قیمت خواهد داشت كه باید مشخص شود این قیمت ها نجومی را چه اشخاصی پیشنهاد می دهند و آیا طراحی این سیستم هدفی جز این نیست كه به MMS به عنوان یك محصول لوكس نگریسته شود كه بودن آن الزامی نیست.
بانی شهر های الكترونیك و روستاهای اینترنتی ایران گفت: این درحالی است كه باید این خدمات به قدری ارزان باشد تا یك فروشنده با نمایش هوشمند از طریق MMS محصول فروشی خود را به خریدار نشان دهد تا دست واسطه ها كوتاه شود ، اما متأسفانه ما در این پدیده تنها به جنبه منفی توجه داریم.
شنبه 22/1/1388 - 14:37
این كوچولوهای كشندهدر حقیقت موبایل یا تلفن همراه اسباب بازی جدید ارتباطی و چه بسا سرگرمی سیار نسل های جدید شده است. نه تنها بازار از رونق بازرگانی و تجارت این كالای جهانی نمی تواند چشم بپوشد، بلكه شركتهای اصلی تولید كننده این تكنولوژی در كشور هم از آن سود بسیار می برند و چه داستانی شیرین تر از مزه فراموش نشدنی سود اما چنانكه طبیعت در كنار آفرینش هر خیری ضد آن را هم آفریده است، با این حال كمتر كسی به آن روی این سكه توجه كرده است.
چهار سال پیش ۵۰۰ دانشمند آلمانی در نامه ای به صدر اعظم وقت آلمان، گرهارد شرودر نوشتند: چرا اجازه می دهید آنتن های BTS در نزدیكی خانه شهروندان نصب شود، در حالی كه همه از مضرات آن آگاهی دارند آنها نوشته بودند: آقای شرودر! چرا شما بچه و خانواده خود را در معرض امواج موبایل قرار نمی دهید نكند می خواهید بگویید نمی دانید كه این امواج سرطان زا هستند
اما دایره زیان آوری امواج مغناطیسی تنها به این آنتن های فرستنده محدود نمی شود. واقعیت این است كه همین گوشی های كوچكی كه در دست همگی ما در جیب یا كمربند شلوارها و كت ها در كیف ها و همیشه در یك قدمی ما وجود دارند آنتن های كوچك و سیاری هستند كه ما را به ضیافت همیشگی امواج مغناطیسی می برند.
در حقیقت موبایل یا تلفن همراه اسباب بازی جدید ارتباطی و چه بسا سرگرمی سیار نسل های جدید شده است. نه تنها بازار از رونق بازرگانی و تجارت این كالای جهانی نمی تواند چشم بپوشد، بلكه شركتهای اصلی تولید كننده این تكنولوژی در كشور هم از آن سود بسیار می برند و چه داستانی شیرین تر از مزه فراموش نشدنی سود اما چنانكه طبیعت در كنار آفرینش هر خیری ضد آن را هم آفریده است، با این حال كمتر كسی به آن روی این سكه توجه كرده است. گوشیهای كوچكی كه خیلی زود جای خود را در زندگی ایرانیان باز كردند و اكنون به جزئی جدا نشدنی تبدیل شده اند، امواج مغناطیسی را به همراهان همیشگی ما تبدیل كرده اند. این امواج را كسی نمی بیند اما مسئله این است كه كمتر كسی هم نسبت به وجود آنها خبر می دهد.
علی جاسپ یك پژوهشگر حرفه ای در مورد تشعشعات تلفن همراه است كه در آلمان زندگی می كند. سفر او به ایران او را در صدر برخی مصاحبه ها در رسانه های ایران نشاند. اختراع تازه او كیفی است كه ۹۹‎/۹۹۹۹ درصد از امواج مضر موبایل را می گیرد.این پژوهشگر در مورد ایده نخستینی كه در این مورد داشته می گوید: من هم مثل بقیه جوانان كه علاقه مند به موبایل هستند، از ابتدایی ترین سیستم ها و گوشی هایی كه به بازار آمد، شروع به استفاده از آنها كردم. اگر خاطرتان باشد اولین گوشی های موبایل بسیار بزرگ بودند، خود گوشی ۴۰ سانتیمتر بود و آنتن های ۲۰ سانتیمتری داشت.بعد از مدتی متوجه شدم كه هنگامی كه با موبایل صحبت می كنم، سر و یا چشم هایم درد می گیرند. این مسئله را با چند نفر از اساتید و دوستان هم دانشگاهیم در میان گذاشتم و شروع به تحقیقات وسیعی درباره امواج الكترومغناطیسی كه در گستره (range) امواج موبایل هستند و زیان های آن برای انسان كردم.در تحقیقاتی كه داشتم یكی از پروژه های ناسا توجهم را جلب كرد. ناسا تمامی ماهواره ها و یا ایستگاه های فضایی اش را برای جلوگیری از نفوذ امواج الكترومغناطیسی كه در فضا هستند و ایجاد خرابی و اختلال در سیستم های كامپیوتری شان، با پوشش خاصی می پوشاند كه تركیبی از نقره در آن دیده می شود.فرمول آن عایق را نمی شد به دست آورد و ناسا آن را در دسته اسناد محرمانه اش قرار داده بود. من به این فكر افتادم كه برای جلوگیری از نفوذ امواج الكترومغناطیس در انسان ها چه می شود كرد. در واقع ایده ساخت چنین عایقی در آن زمان به فكر من رسید و در نهایت اختراعم را در ماه مارس سال ۲۰۰۷ در آلمان به ثبت رساندم. در آلمان در جاهایی كه آنتن های BTS نصب می شود، قیمت خانه هایی كه در معرض آن هستند تا ۲۵ درصد كاهش می یابد. به همین خاطر است كه خانه ها باید حداقل ۵۰ تا ۶۰ متر از BTSها دور باشند تا امواج به آنها كمتر ضرر بزند.
كمال محامدپور معاون آموزش و پژوهش وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات در مورد راه اندازی سایتهای موبایل و BTS می گوید: سازمان بهداشت جهانی اعلام كرده كه امواج مغناطیسی می تواند مضر باشد، اما گزارش قطعی در این زمینه وجود ندارد.با این حال سرطان زا بودن این امواج اثبات شده است.پژوهشهای زیادی در این باره انجام شده و البته گاهی هم تحقیقاتی شده كه به نتیجه خاصی نرسیده. اما هیچ تحقیقی نشده كه در مقابل تحقیقات دیگر بایستد و ثابت كند این امواج سرطان زا نیستند. نكته این است كه منافع تجاری باعث می شود خیلی از این تحقیقات نادیده گرفته شوند. درست مثل سیگار كه مدت ها طول كشید تا همه فهمیدند چه مضراتی دارد.
این پژوهشگر در مورد دایره ضررهای این امواج می گوید:سلول های بدن انسان در گستره ۱۰ تا ۱۰۰۰ هرتز با یكدیگر ارتباط برقرار می كنند، اكثر موبایل ها نیز در گستره ۲۷۰ تا ۱۸۰۰ هرتز ارتباط برقرار می كنند.می بینید كه گستره امواج الكترومغناطیسی موبایل با سیستم ارتباط بین سلولی انسان همپوشانی دارد و این مسئله باعث ایجاد اختلالات جبران ناپذیری در بدن می شود، مانند ضعیف شدن سیستم دفاعی بدن. همچنین ثابت شده كه این امواج تأثیر بدی در باروری مردان دارد. زیرا اسپرم ها را می كشد. بویژه كسانی كه موبایل را به كمرشان می بندند. من فكر می كنم با وجود استفاده زیاد آقایان از موبایل، در ۵۰ سال آینده خیلی از آن ها نابارور شوند یا حداقل توانایی های جنسی شان كاهش یابد. یكی از بدترین چیزها برای جنینی كه در شكم مادر است، امواج الكترومغناطیسی موبایل است. بدن جنین هنوز بافت خوب و كاملی را به خود نگرفته و بسیار حساس است. امواج موبایل منجر به كاهش عكس العمل مولكولی در بدن جنین می شود. این مسئله باعث ضعیف شدن سیستم های مختلف بدن می شود كه شاید هنگامی كه فرزند به دنیا آمد در آن دیده نشود ولی پس از سال ها بیماری های مختلف خود را نشان می دهند. در كشورهای سوئیس و اتریش به خانواده ها بسیار تأكید شده كه بچه های زیر ۱۶سال نباید با موبایل صحبت كنند.
شما اگر یك سلول را در نظر بگیرید، دیواره ای آن را محاط كرده. سلول های مغز بچه ها هنوز شكل و ساختار محكمی به خود نگرفته اند. در واقع تكامل یافته نیستند و دیواره محكمی ندارند. به همین دلیل میزان بیشتری از تشعشعات را از خود عبور می دهند كه باعث اختلالات عصبی در آن ها می شود و مسائلی مانند چشم درد و كم اشتهایی در آنها دیده می شود. در كل حدود ۵۸ درصد امواج موبایل ها برای نونهالان و نوجوانان پرضررتر است. علاوه بر آن در برخی كشورهای اروپایی استفاده از موبایل ها در فضاهایی كه افراد زیادی تجمع كرده اند را صحیح نمی دانند، مانند اتوبوس. زیرا امواج موبایل تنها به شخص استفاده كننده آسیب نمی رساند بلكه نسبت به میزان فركانسش افراد را تحت الشعاع قرار می دهد.
البته از طرف دیگر، نباید این واقعیت را هم فراموش كرد كه چنین خطراتی در استفاده از بسیاری از تجهیزات مثل سیستم های الكترونیكی و الكتریكی از تلویزیون و رایانه، اجاق های ماكروویو و... با كاربری های روزانه گرفته تا تجهیزات پرتونگاری و پرتودرمانی و سیستم های رادار و دكل های انتقال برق هم وجود دارد كه هیچ گاه مانعی برای استفاده از آنها نبوده اند و مهم، برخورد علمی و آگاهانه با دستاوردهای فناوری های جدید و به حداقل رساندن خطرات و آسیب های اجتناب ناپذیری است كه ممكن است در ورای فواید و كاربردهای هر محصول و دستاورد تكنولوژیك و فنی وجود داشته باشد.
در مركز تحقیقات بیوشیمی - بیوفیزیك دانشگاه تهران به سرپرستی دكترعلی اكبر موسوی موحدی پژوهشی در زمینه اثرات میدان های الكترومغناطیسی امواج تلفن همراه بر سیستم های زیستی انجام شده است.
نباید به تلفن همراه به عنوان وسیله ای بی خطر نگاه كرد و هركس هر اندازه كه تمایل داشت از آن استفاده كند، بلكه كاربرد تلفن همراه باید همانند مصرف دارو، محدود و كنترل شده و دارای دوز مشخص باشد؛ به طوری كه یك فرد تنها ساعاتی از روز را می تواند از موبایل استفاده كند و پس از آن حق استفاده دوباره از آن را نخواهد داشت. استاد مركز تحقیقات بیوشیمی - بیوفیزیك دانشگاه تهران مسئله مهم دیگری كه مطرح می كند دوز مشخص استفاده از موبایل برای مبتلا یان به بیماری های گوناگون است برای نمونه اندازه استفاده از تلفن همراه در افراد دیابتی كه در برابر امواج آسیب پذیرتر از افراد سالم هستند باید متفاوت باشد.
نكته جالب توجه دیگر كه این پژوهشگر اشاره می كند بدترین شكل تداخل در استفاده همزمان از تلفن همراه و مایكروفر است. از سوی دیگر شرایط استفاده از تلفن همراه در اثرات آن تعیین كننده است به عنوان نمونه استفاده از تلفن همراه در مكان های سقف دار و شهرهای آلوده همانند تهران دوز خاصی را طلب می كند كه بایستی دوز استفاده از موبایل برای هر فرد مانند زن، مرد، كودك و غیره رامشخص كرد.
مسائل جالب دیگری هم وجود دارد بیشتر معتادان به موبایل از اعتماد به نفس پائینی برخوردارند. در گزارش كارگروه آسیب های نوپدید، بسیاری از معتادان به موبایل افرادی با اعتماد به نفس پائین هستند و در روابط اجتماعی خود مشكل دارند و احساس می كنند كه باید دایم با دیگران در تماس باشند چرا كه زیر بنای فیزیولوژیك یكسانی بین اعتیاد دارویی و اعتیادهای رفتاری وجود دارد.
سال ۱۹۸۴ سال ورود تلفن های همراه به زندگی بشر است.شاید همانگونه كه اتومبیل از روزی كه اختراع شد تا به امروز موارد ایمنی بسیاری را در سیستم خود جا داده است ، این تكنولوژی نیز پروسه كامل شدن خود را می گذراند.با این حال به نسبت ویژگی های فرهنگی و اقتصادی خاص جامعه ما جای زیادی برای مرور و تجدید نظر بر رفتارهای اجتماعی در استفاده از تكنولوژی های جدید از جمله تلفن همراه وجود دارد.مردم استفاده كنندگانی بیش نیستند كه همواره به پیشوازتازه ها می روند اما این كار نهادهای علمی و پژوهشی، دایره های اطلاع رسانی و در نهایت سیستم های اجرا كننده تكنولوژی های نوین است كه بایستی هوشیاری جامعه مصرف كننده به سلامت و راهكارهای استفاده را افزایش دهند.

شنبه 22/1/1388 - 14:35
اگر password ادمین(administator) را ندارید به یكی از دو روش زیر عمل كنید و با ادمین وارد شوید:
* 1در هنگام ظاهر شدن منوی کاربران در ابتدا ، دو بار کلیدهایALT+CTRL+ DELETE را فشار دهید سپس در قسمت نام کلمه administrator را تایپ کرده و قسمت password را خالی بگذارید و Ok را بزنید در این حال وارد سیستم می شوید.

* 2 - اگر در هنگام نصب ویندوز Xp برای Admin پسورد گذاشته باشند چه كار كنیم؟ برای این كار قبل یا هنگام بالا آمدن ویندوز كلید F8 را زده سپس بسته به نوع نیاز خود یكی از گزینه های Safe Mode را انتخاب كنید. بعد از وارد شدن به ویندوز در منو Start كلیك كنید سپس گزینه RUN را انتخاب كرده ودر جایی خالی عبارت Control userpasswords2 را تایپ كنید. پنجره باز شده دارای 2 TAB به نام های Users & Advanced می باشد. TAB Users را انتخاب كرده و تیك گزینه: User must enter a username and password to use this computer را بردارید. با برداشتن تیك این گزینه دیگر هنگام ورود به ویندوز از شما پسورد گرفته نمی شود.
حالا با استفاده از گزینه Add می توان نام كاربری را به آن اضافه و با استفاده از گزینه Remove می توان نام كاربری را حذف كرد همچنین با استفاده از گزینه Properties می توان میزان دسترسی كاربران به ویندوز را تعیین كرد.
شنبه 22/1/1388 - 14:32

تک  سفر  کردن  در ذات  ما  نیست             دوست  را  رها کردن  ازما  نیست

من  امدم  تا  ثابت  کنم دوستان  در  قلب  من  جای   دارند

من  امدم تا بگویم  هیچ  چیز  ارزش  دوستان  عزیزم  نیست

من  امدم  بگوییم   دوستانم  را  فراموش  نمی  کنم 

من  امدم  تا  عشق  را  به  دوستانم   ثابت کنم

هزار  حرف  دارم  اما  اینجا  جا ندارم  بلکه  در  قلب  جای  دارم

جمعه 21/1/1388 - 17:4
سلام  دوستان منو  ببخشید  از  تبیان ناراحت  شدم  رفتم  که  دیگه  نیام  ولی  گفتم  دوستانم  بیشتر  از  این  ها  ارزش  دالرن در  ضمن  از  تبیان  و  ثبت  مطلب  تشکر  میکنم  حالا  دیگه  با  شما هستم
جمعه 21/1/1388 - 16:59
انی جاعل فی الارض خلیفة قالو اتجعل فیها من نفسه فیها و یسفک الدماء و نحن نسبح بحمدک و نقدس لک قال انی اعلم ما لا تعلمون
پروردگار عالمیان خطاب به فرشتگان فرمود بدرستیکه با خلقت آدم در زمین خلیفه ای قرار دادم و ملائک گفتند آیا کسی را آفریدی که در زمین فساد کند و خونهای زیاد بریزد در حالیکه ما همه شکر و خمد ترا بجا ما آوریم و خدامند فرمود: ( آنچه را که من میدانم شما نمی دانید.)
قبل خلقت حضرت آدم در روی زمین هیچکس نبود، روزی خداوند رحمان و آفریدگار بزرگ تصمیم به خلق موجودی دیگر گرفت که ختی از فرشتگان هم شریفتر بود و این موجود آدم صفت اله نامیده شد ، خداوند به جبرئیل فرمان داد که از زمین مشتی خاک بیاور،
و چون جبرئیل چنین کرد، زمین به فریاد آمد و جبرئیل رابه ذات خداوند سوگند داد که موجودی خلق می شود که بر روی من آشوب ها بپا می کند و چون جبرئیل سوگند را شنید بعرش بازگشت و گفت: خداوندا تو خود واقف به اسراری ، این بار میکائیل خاضر به چنین کاری شد و او نیز چون جبرائیل دست خالی بازگشت .
چنانچه پس از او اسرافیل عازم زمین شد و او نیز همچون 2 فرشته دیگر بدون خاک از زمین بازگشت .و خداوند این بار عزرائیل را فرستاد و عزرائیل به سوگند زمین توجه نکرد و چون خاک را آورد خداوند به گفت: چرا سوگند زمین را گوش نکردی؟ و عزرائیل پاسخ داد : اجرای امر پروردگارم را نمودم و خداوند فرمود حال که چنین شد تو را مأمور گرفتن جان اولاد آدم خواهم کرد .
خاکی را که عزرئیل از زمین آورده بود در جایگاهی نهادند و طبق امر خداوند با آب باران خیس شد تا سر انجام تبدیل به گل گردید و از این گل پیکر آدم شل گرفت و روح خدا در آن دمیده شد و آدم از عالم نیستی قدم به عالم هستی گذارد .
چون آدم خلق گردید خداوند به فرشتگان فرمان داد تا او را تعظیم کنند همه فرشتگان آدم را تعظیم کردند اما در میان آنها فرشته ای متکبر بود که ابلیس نامیده می شد، و او بر خلاف سایرین در مقابل خداوند ایستاد و چنین گفت ،جنس من از آتش است و جنس آدم از خاک ، من هزار سال تو را عبادت کردم و او هنوز تو را عبادت نکرده ، پس من او را تعظیم نمی کنم .خداوند خطاب به او گفت من چیزی می دانم که تو نمی دانی ، او به تمام علوم آگاه است و اسماء را می داند، او خلیفه و جانشین من در زمین است و تو هیچ چاره ای نداری مگر اینکه او را تعظیم کنی و اگر چنین نکنی از درگاه رانده می شوی .
اما با این وجود باز هم ابلیس گفت: حاشا که من اینچنین نخواهم کرد .
پس از آن خداوند، ابلیس را از پیشگاه کبریائی خود راند و فرشته ای که هزار سال عبادت خدا را کرده بود بخاطر نا فرمانی رانده شد که از این مطلب شاید بتوانیم نتایج زیادیکسب کنیم . و یکی از این نتیجه ها این است که فرشته ای با هزار سال عبادت برای خود داری از تعظیم به آدم مغضوب واقع شد ، یعنی درواقع بخاطر نافرمانی از دستور خدا ، پس تکلیف بنی آدم چیست که عمری در نافرمانی خداوند به سر می برند .!!!!
اما ابلیس به این مطلب اکتفا نکرد و پادش عبادات خود را طلب کرد، و خداوند فرمود بجز حضور در عرش هر چه می خواهی طلب کن ، ابلیس که با آدم دشمنی وکینه پیدا کرده بود گفت: می خواهم قدرت نفوذ در آدم واولاد او را داشته باشم و خداوند گفت بجز قلب آدم و اولادش که جایگاه من است اشکالی ندارد و « و شاید بخاطر همین مطلب است که قلب انسان که همانا وجدان هر شخص می باشد مظهر تمام پاکی هاست و هرگز خطا ها را قبو ندارد . کما اینکه هر خطا کاری هم شخصاً اعتقاد دارد که کارش صحیح نیست . مثلاً هیچ دزدی نمی گوید دزدی خوب است و هیچ قاتلی قتل را تائید نمی کند ، و هیچ فرد گناهکاری ، گناه را نمی پسندد و حضرت آدم پس از طی مراحلی سر انجام وارد بهشت شد ، اما از تنهایی بسیار رنج می برد واز این جهت غمگین بود تا اینکه یکروزکه خوابیده بود خداوند استخوانی از سمت چپ پهلوی آدم جدا کرد و از آن حوا را آفرید و از آن پس ایندو از نعمت های خداوند استفاده می کردند ، آنهمه چیز میخوردند الا یک میوه و آن هم گندم بود ،چرا که خداوند آنها را ا زخوردن منع فرموده بود .
البته آدم از این مطلب اصلاً ناراحت نبود و زندگی خود را با خوبی و خوشی می گذراند .
شیطان که با خود عهد کرده بود آدم و اولاد آدم او را گمراه کند از خوشی آدم در رنج بود و پیوسته در صدد طرح نقشه ای برای باز گرفتن عزت آدم بود و سر انجام آنچه را که در داشت اجرا کرد . او خود را در دهان ماری پنهان کرد و طاووس را فریفت که آن مار را به بهشت ببرد و پس از آن در بهشت به کمین آدم نشست .دریکی از روزها که آدم و حوا در بهشت گردش می کردند مار یا همان شیطان بر سر راه آدم حضور یافت و به گریه و زاری پرداخت آدم که دلش برای او سوخته بود نزدیک مار رفت و گفت ترا چه می شود که اینقدر بی تابی می کنی ، شبطان پاسخ داد: بی تابی من برای خودم نیست ، بلکه برای شماست .
آدم گفت ما که اندیشه اب نداریم ، تو از چه جهت برای ما ناراحتی ؟ شیطان گفت : برای اینکه شما از انعام بشتی محروم هستید .آدم گفت ما خیلی هم خوش هستیم و تو بی مورد برای ما دلسوزی می کنی ، اما در این میان حوا به میان صحبت آدم پریده گفت: چرا نمی گذاری ما را راهنمایی کند ؟ آدم گفت مارا خدا راهنمایی می کند و به راهنمایی یک مار نیازی نداریم . اما حوا دست بردار نبود و گفت ممکن است خواهش کنم برایمان بیشتر توضیح دهید . ومار گفت این میوه ( اشاره به درخت گندم) از تمام میوه های بهشت خوشمزه تر است در حالیکه مجاز به خوردن آن نیستید . آدم در پاسخ گفت: خداوند همه نعمت های را به ما داده و گندم را هرگز و حوا گفت چرا نه؟
آدم گفت: امر، امر حضرت حق است و اطبعت از فرمانش بر ما واجب است . و دراین میان شیطان وسوسه میکرد و حوا سست می شد و سر انجام به گریه و زاری پرداخت تا اینکه آدم را نیز سست کرد وآدم و حوا میوه ممنوعه را خوردند و این اولین نا فرمانی نوع بشر از دستور خداوند بود که به اخراج آدم و حوا از بهشت انجامید . آدم و حوا درسواحل دریای هند ،....نزدیکی جده و آدم به کوه سر اندیب افتاد...
با چنین اقدامی نه تنها آدم و خوا از بهشت رانده شدند بلکه از یکدیگر هم جدا افتادند ، و این جدائی میان آدم و حوا بیش از د.ویست سال طول کشید و در این مدت هر دو سرگردان و سر در گریبان و گریان بودند تا اینکه به وساطت حضرت جبرئیل به یک دیگر رسیدند که زندگی آنان از این پس توأم با عشق یکدیگر بود ، و خداوند را متفقاً عبادت می نمودند .
پس از چندی فرزندان بسیاری از آدم و حوا بوجود آمد و هر بار که حوا زایمان می کرد دو قلو می زایید یک پسر و یک دختر و به همین ترتیب تا 30 سا ل حوا زایمان کرد و 40 دختر و 40 پسر از او بوجود آمد و آدم و حوا دختران و پسران خود را به ازدواج هم در می آورند . البته آنان موظف بودند از ازدواج پسر و دخترهایی که با یکدیگر هم زایمان بودند جلوگیری کنند . و هر پسر و دختری را می گرفت که با او همزاد نبود و غالباً چند سال پس از او بدنیا آمده بود و این فرمان خدا بود که دختر و پسری را که از یک زایمان متولد شده اند به یکدیگر ندهد . در میان اولاد آدم دو پسر او هابیل و قابیل مشهورترند . هابیل جوانی بود زیبا روی و مومن و قابی ل درست نقطه مقابل او .
و این مطلب همواره بهانه ای بود که موجبات اختلاف اولاد آدم را فراهم می ساخت و اما هابیل همواره با گذشت خود اختلاف را کم می کرد تا اینکه سر انجام هنگام ازدواج آنان پیش آمد و با توجه به دستور العمل آدم ( که امری خدائی بود و او موظف به اجرای آن بود.)
در رابطه با نحوه ازدواج اولادش ،..... بزرگترین اختلاف میان هابیل و قابیل شکل گرفت زیرا که هنگام تولد قابیل دختری همزاد او بود که اقلیما نام گرفت و آدم در صدد بود که اقلیما با هابیل ازدواج کند . اما قابیل به این مطلب اعتراض کرد ،... او گفت اقلیما همزاد من است باید با من ازدواج کند . آدم گفت: پسرم، این گفتار خواستۀ من نیست که با اراده تو از آن برگردم ، بلکه فرمان رب جلیل است ، که اجرای آن بر همگان لازم می باشد.
اما قابیل باز هم فقط پایفشاری کرده او کسی نبود که از خواسته اش به سادگی بگذرد ، بویژه اینکه بواسطه برتری های هابیل همواره تمایل داشت آتش میان خود و او را مشتعل تر سازد ، لذا به پدر گفت: جان پدر مرغ من یک پا دارد و اقلیما فقط همسر من است.و حضرت آدم که چنین دید ، چاره منحصر به فرد را کسب تکلیف از درگاه الهی دانست و به فرزندان خویش فرمود هر یک از شما ، بنزد خداوند قربانی تقدیم کنید و قربانی هر کس پذیرفته شد اقلیما از آن او باشد. هابیل و قابیل این گفته پدر را پذیرفتند و با یکدیگر به اینکار زدند ، هابیل گوسفندی سفید و چاق و قابیل دسته ای گندم زرد و خشک بر سر کوهی نهادند و هابیل گفت اگر قربانی من مقبول خداوند واقع نگردد از اقلیما دست بر میدارم . و قابیل گفت...تو باید از فکر اقلیما بیرون روی زیرا اگر حتی قربانی من مقبول واقع نشود باز هم اقلیما از آن من است ، و فردای آن روز آتش از آسمان فرود آمد و قربانی هابیل را در خود کشید ، و حضرت آدم پس از این حادثه ، اقلیما را به هابیل داد و با این کار کینه مشتعل قابیل نسبت به هابیل فزونی یافت و بگونه ای زبانه کشید که فرزندان آن دو تا عصر حاضر نیز در فکر جان یکدیگرند ، و قابیل نیز همواره در صدد تو طئه بر علیه هابیل بود .
بگونه ای که فی الواقع حضور هابیل برای قابیل غیر قابل تحمل بود اما در میان نمی توانست کاری انجام دهد ، زیرا که تا آن روز جنایت در زمین انجام نگرفته بود و فرزندان آدم نمی دانستند که امکان قتل یکدیگر را دارند ، و لذا همچنان قابیل خود خواه ، سر در گریبان بود تا اینکه ابلیس به یاری او شتافت ،...که ماجرای آن از این قرار است .
فصل بهاری بود و هوای دل انگیز و زمین با این گستردگی تنها اولاد آدم را در خود داشت و روزی از روزها قابیل به قصد سیر و سیاحت به صحرا رفت.
و شیطان که همواره مراقب او بود تا در گمراهی فرزندان آدم لحظه ای را از دست ندهد، او را تنها یافت . براستی که خالات انسانی ، حالاتی عجیب است ، مثلاً همین تنهائی که می تواند برای مردمان خوب و برای هابیل منع خیر و برکت و تفکر به ذات اقدس خداوندی باشد ، چون نصیب قابیل می گردد، شیطان است که یک پای خلوت او می شود .
آری ابلیس ... ابلیس در حالیکه ماری پر تلاش را در دست داشت در مقابل قابیل ظاهر گشت
، و بگونه ای رفتار می نمود که تمامی رفتارش را قابیل مشاهده کند .
لذا چندین بار مار را پس و پیش کرد آنگاه با حرکاتی که گویا درصدد تنیه مار است ، او را بر زمین کوفت، اما مار به حرکت خود ادامه داد، زیرا که در واقع این مار دست آموز شیطان همان ماری بود که ابلیس را در دهان خود به بهشت برد و ابلیس به یاری همین مار توانسته بود آدم و حوا را از بهشت خارج کند ، و در واقع در میان مخلوق خداوند پس از خود که نا فرمانی رب جلیل را نموده بود، دو تن دیگر را به گروه نا فرمانان افزود، اما آدم که به سرعت پشیمان گشت بدرگاه حق عجزو لابه نمود و از پیشگاهش عفو مغفرت خواست، و اکنون بار دیگر ابلیس تنها خاطی در میان مخلوقات است و بدنبال دستیار می گردد، و اولاد آدم بهترین دستیاران شیطان میتوانند باشند . ابلیس که مار را بر زمین کوبید نحوۀ کشتن را به قابیل آموخت و بوسیله سنگ ضربات سحتی بر سر مار وارد ساخت ، تا اینکه حرکات مار پایان یافت، آنگاه از جای برخاست و روی به قابیل گفت: از این مار بیزاربودم ، و حالا دیگر او را کشتم که حیات نداشته باشد ، آنگاه .... زمزمه کنان خطاب به قابیل گفت : تو نیز می توانی هنگامیکه هابیل در خواب است سنگی عظیم را با قوت بر سرش بکوبی، او از این ضربه خواهد مرد قابیل از شیطان پرسید ، تو کیستی ، و شیطان گفت یکی همچون پدر تو آدم .....و قابیل به شیطان گفت ، تو شرا به من در این راه کمک می کنی و شیطاند گفت ، چون از زندگی شما آگاهم و می دانم که هابیل همواره سد راه توست ، و حقوق تو را ضایع می سازد مثلاً در مورد اقلیما به راستی که زنی زیبا و وجیه بود که با تو زاده شد، اما وی او را تصاحب کرد ، ناگفته نماند که پدرت نیز او را بیشتر از تو می خواهد ، اما چون پای هابیل در میان برداشته شود تمامی دوستی های پدرت نصیب تو می گردد.
شیطان این مطلب را گفت و از آنجا دور گردید ، و قابیل تصمیم خود را گرفت او فرا گرفت که چگونه برادر خویش را بکشد و لذا از آن پس در صدد بدست آوردن موقعیت بود، تا اینکه روزی در صحرا هابیل را مشاهده نمود که در سایۀ درختی خوابیده است .
از این موقعیت بهتر نصیب او نمی گردید ، قابیل سنگی عظیم را یافت و با تمام قدرت بر سربرادر کوفت ، و هابیل هرگز شاید دردی احساس نکرد و بدین ترتیب اولین جنایت به دست اولاد آدم انجام یافت . قابیل چون هابیل را کشت نمی دانست ، با پیکر خونین او چه کند ، لذا حیران و سر گردان بود ، برخی معتقدند ، او را بر دوش گرفت و مدتها در صحرا و بیابان گردش کرد، گاه در گودالی افکند ، و زمانی بر قله کوهی گذاشت،و هنگامی نیز بر شاخه درختان قرارش داد، اما چون اندکی بر هر وضع می گذشت انبوه پرندگان بر بالای جنازه هابیل توجه دیگران را جلب می نمود،و قابیل برای پنهان ماندن مطلب فی الفور به تغییر موقعیت می پرداخت، و می گویند چهل شبانه روز به اینکار مبادرت ورزید تا سرانجام به فرمان حداوند دو حیوان که گویند کلاغ بوده، خاکسپاری جنازه را به او آموختند .
بدین گونه که در مقابل او نزاع کردند، و چون یکی از آنها کشته شد. آن دیگری با چنگال خود گودالی حفر و جنازه حریف کشته شده را در آن قرار داد و سپس خاکها را بر جایش را بر جایش ریخت . و هابیل بدینگونه با راهنمایی کلاغ بدست قابیل به دل خاک سپرده شد و پس از آن قابیل راه خانه را در پیش گرفت و این هنگامی بود که حضرت آدم نیز از زیارت بیت المعمور باز آمده و طالب دیدار فرزندانش بود، اما همه کس را دید بجز هابیل را و چون به شدت دلتنگ او بود از دوریش گریان شد زیرا که وضع موجود را وضع غیر طبیعی پنداشت. و خداوند راضی نگردید پیغمبرش بیش از این در بی خبری باشد، لذا جبرئیل بر او ظاهر گشت و برای آدم گفت آنچه که بر هابیل گذشته بود . و آدم از شنیدن ماجرا سخت اندوهگین شد و سالین سال گریست و با وجود اینکه طبق روایات هزار سال عمر کرد، تا آخرین لحظات عمر خویش هابیل را فراموش نکرد.
وآدم در عمر خویش که عمری طولانی و پر برکت بود، نسل خود را در زمین توسعه داد و در این مدت فرزندان و فرزند زادگان خود را به ازدواج یکدیگر در می آورد، و نسل او بحدی برکت یافت که گویی هنگام مرگ آدم نیم کرور از اولاد او در زمین زندگی می کردند.
و چون مرگ آدم فرا رسید، او دانا ترین فرزند خویش را که شیث نامیده می شد، بر دیگران رجحان داد و خداوند نیز وی را خلیفه آدم و رسول خود گردانید، که پس از او به ترویج آئین خدائی پرداخت .
جمعه 21/1/1388 - 16:57

آن حضرت در هشتم ربیع الثانی سال ٢٣٢ ه.ق در مدینه دیده به جهان گشود و با سفر پدر بزرگوارش امام هادی(ع) به سامرا، بیش تر عمر خود را در این شهر گذراند. امام(ع) در سال ٢٥٤ ه.ق و پس از شهادت امام هادی(ع) مقام امامت را به مدت شش سال به عهده داشت و با شهادت آن حضرت در سال ٢٦٠ ه.ق دوران غیبت آغاز شد. این نوشتار به اجمال به شكوفایی علم در جهان اسلام در عصر حیات امام حسن عسكری(ع) و تلاش های علمی آن حضرت پرداخته است.
● ارزش علم و حكمت در اسلام
در پیش از اسلام، اعراب چندان بهره ای از «علم و حكمت» نداشتند و تنها دانشی كه در آن دوره در میان اعراب وجود داشت، شعر و شاعری، خطابه و كمی هواشناسی بود كه آن را «انواء» می نامیدند و با شناخت اوضاع جوی، سیر كاروان های تجاری و سیر در صحرا را تعیین می كردند. تنها با آمدن اسلام بود كه روح علمی در میان اعراب دمیده شد و بینش آن ها نسبت به مطالعه طبیعت و هستی، باز شد.
قرآن آنان را به صورتی شگفت به تجربه و حس دعوت كرد، چنان كه این كتاب آسمانی سوگندهای خویش را با نام اشیای محسوس و طبیعی یاد می كند، از آسمان و ستاره و فجر دم می زند، از آفرینش و صورتگری در رحم سخن می گوید، زندگانی مورچگان و زنبور عسل را تذكر می دهد، به چگونگی پرواز پرندگان اشاره می كند، از شكفتن دانه در زمین و از خوشه گندم و خرما و انجیر و زیتون سخن به میان می آورد، برای این كه مردمان بیندیشند و از كنار هیچ پدیده ای به سادگی نگذرند. این موضوعات مورد توجه قرآن، خمیرمایه اصلی بسیاری از دانش ها بود كه در روزگار بعدی در فرهنگ اسلام ظاهر شد و رواج پیدا كرد. (محمدرضا حكیمی، دانش مسلمین، ص ٥)
● مراكز علمی دوران حیات امام(ع)
١ - انطاكیه
در حدود سال ١٠٠ هجری، در دوران خلافت عمربن عبدالعزیز، مركز علمی اسكندریه به انطاكیه انتقال یافت و تا دوران خلافت متوكل عباسی ادامه یافت. از این زمان، مركز اسكندریه به حران منتقل شد و در دوران معتضد استادان زبده این مكتب، ابواسحاق ابراهیم قویری و یوحنابن حیلان بودند كه از ابراهیم قویری به شاگردش، ابو بشر متی بن یونس و از ایشان به ٢ تن از شاگردانش، یعنی ابو نصر فارابی و ابو یحیی مروزی، منتقل شد. گفته شده كه انتقال حوزه علمی اسكندریه به انطاكیه، به این دلیل بوده است كه انطاكیه نزدیك مرز دو خلافت اسلامی و امپراتوری بیزانس قرار داشت و طبیعتا نقل نسخه های یونانی به آن جا آسان می نمود؛ اگر چه عوامل دیگری نیز نظیر كثرت دانشمندان انطاكیه، كه بسیاری از آنان دانش آموختگان مكتب اسكندریه بودند، در این امر، موثر بوده اند. بنابر شواهد تاریخی، انطاكیه مهم ترین پایگاه انتقال علوم یونانی به جهان اسلام بوده است.
٢ - حران
حران شهری است واقع در نواحی شمالی عراق عرب، بین رها و رأس العین، كه هم اكنون نیز به صورت قریه كوچكی در ولایت حلب پا برجا است. حرانیان از دیرباز، به ریاضیات و نجوم و بعد از آن به فلسفه توجه داشته اند. انتقال مركز تعلیم از انطاكیه به حران، در دوران متوكل عباسی صورت گرفته است. از علمای مشهور این حوزه، ثابت بن قروه و محمد بن جابر البتانی را در تمدن اسلامی می توان نام برد. حرانیان پس از غلبه ادبیات سریانی، آثار خود را به این زبان نگاشتند.
٣ - بغداد
دارالخلافه عباسی، نخست در شهر انبار، واقع در كناره فرات بود. گفته شده كه اولین بار، منصور دوانیقی در سال ١٤٥ ه.ق با مشورت خالدبن برمك ایرانی تصمیم به ساختن شهر بغداد و انتقال خلافت بدان جا گرفت و سه سال بعد، بغداد را تاسیس كرد و در زمان خلافت هارون الرشید، بغداد مركز نهضت ترجمه آثار علمی یونان به زبان عربی شد. بنا به نظر عده ای در زمان وی بیت الحكمه، كه مركزی برای جمع آوری مواریث علمی و آثار ترجمه شده بود، تاسیس شد، تا آن جا كه از علوم بشری چیزی نبود مگر آن كه در بیت الحكمه بغداد یافت می شد و از همه زبان های آن روز، مترجمان زبده ای برای ترجمه آثار یونانی، ایرانی، سریانی و نبطی، در بغداد گرد آمده بودند.
در كنار این ها علمای بسیاری كه در علوم اسلامی، نظیر فقه، كلام و ادبیات عرب در مركز حضور داشتند، بغداد را وارث بلامنازع همه مراكز علمی دیگر كرده بودند. آن چه از تاریخ بر می آید، این است كه مهاجرت فیلسوفان بزرگی چون یوحنا بن حیلان و ابراهیم مروزی، ادغام مكتب حران در حوزه علمی بغداد و حضور شخصیت های علمی چون متی بن یونس و شاگردش ابونصر فارابی و چهره های مذهبی و فقهی، مانند نواب امام عصر (عج) و فقهای حنبلی و دیگر دانشمندان علوم عقلی، كلامی، ادبی و... بغداد را به یك مركز كاملا فرهنگی تبدیل كرده بود. (ر.ك: خدمات متقابل اسلام و ایران، شهید مطهری، ص ٤٣٥، تاریخ فلسفه در جهان اسلامی ج٢، حناالفا خوری، ص ٢٢٥، تاریخ تمدن جرجی زیدان، ص ٢١٢)
● نهضت ترجمه
اعراب پیش از اسلام، فرهنگ مكتوبی نداشتند. بعد از اسلام، كار فرهنگی را هم از دانش قرآن و حدیث آغاز كردند و هنوز راه درازی برای آشنا شدن با سایر علوم در پیش داشتند این در حالی بود كه در كنار آن ها، تمدن های كهنی بود كه آثار مكتوب فراوانی را از گذشته به ارث برده بود. اكنون كه مسلمانان حركت فرهنگی خود را آغاز می كردند، به طور طبیعی نمی توانستند نسبت به تمدن های پیشین و اندوخته های آن ها بی توجه بمانند. دنیای اسلام در برابر فرهنگ های بیگانه، دو موضع گرفت. موضعی در مخالفت به این دلیل كه در آن فرهنگ ها افكاری وجود داشت كه با عقاید اسلامی سازگار نبود. دوم موضعی موافق كه بیشتر به دانش های تجربی و گاه فلسفی توجه داشت و چنین می اندیشید كه آن ها تعارضی با عقاید اسلامی ندارد. آمادگی فرهنگ پذیری در جامعه اسلامی، بی توجه به مخالفت ها، راه را برای ترجمه این آثار به زبان عربی هموار كرد. علاقه به بیشتر دانستن و به تعبیر دیگر، كنجكاوی هم نقش مهمی داشت. افزون بر آن، بسیاری چنین می اندیشیدند كه می باید برای دفاع از عقاید اسلامی در برابر اندیشه های بیگانه، با آن افكار آشنا و به آن ها مجهز شد. محصول این جریان، گسترش دامنه علم كلام و زایش دانشی بود كه به آن فلسفه اسلامی گفته شد.
كار ترجمه از زمان منصور عباسی، یعنی نیمه های قرن دوم هجری آغاز شد. كهن ترین ترجمه ها، ترجمه كلیله و دمنه و نیز برخی از آثار نجومی و ریاضیات از جمله كتاب المجسطی از بطلمیوس و كتاب اقلیدس بود. در بخش آثار ایرانی، یكی از مهم ترین مترجمان این دوره ابن مقفع است كه بسیاری از آثار را از پارسی پهلوی به عربی ترجمه كرد. از جمله كتاب هایی كه توجه ویژه ای به آن ها صورت گرفت، آثار طبی بود كه بیش از همه از زبان سریانی و توسط مسیحیان منطقه عراق به عربی ترجمه می شد.
حركت ترجمه در دوران هارون گسترش بیشتری یافت و این به دلیل حمایت برامكه از مترجمان و عالمان این دوره بود.
مامون كه خود علاقه مند به علوم عقلی بود، بیش از خلفای پیشین به ترجمه علاقه نشان داد و رسما از دربار رومی ها خواست تا كتاب های یونانی را برای وی بفرستند. اگر كارهای پیشین به صورت پراكنده انجام می شد، مامون این حركت را به صورت سازمان یافته آغاز كرد و بیت الحكمه را برای نخستین بار به عنوان یك مركز علمی و پژوهشی و ترجمه تاسیس كرد. معتصم نیز به طور طبیعی حركت مامون را در ترجمه ادامه داد. در بیت الحكمه كتابخانه بزرگی از مجموع كتاب هایی كه در دیرها و شهرها وجود داشت فراهم آمد و شمار فراوانی مترجم و عالم به كار ترجمه و تالیف پرداختند. محمدبن موسی خوارزمی كتاب جبر و مقابله خود را به دستور مامون عباسی نگاشت. خاندان آل نوبخت نیز از خاندان های فرهیخته بغداد بودند كه برخی از آن ها در كار ترجمه آثار فارسی به عربی مهارت داشتند. (ر.ك: تاریخ تمدن جرجی زیدان ص ٢٨٥)
● شكوفایی حكمت و فلسفه در اسلام و عصر امام(ع)
دكتر رضا داوری، درباره توجه به فلسفه و شكوفایی آن در دوره اسلامی می نویسد: اسلام چون در قلمروهای وسیع و در میان اقوام مختلف، رواج یافت حوزه های بحث و نظر را تعطیل نكرد، بلكه به عنوان تفكر تازه، اجزای علوم و معارف اقوام دیگر را در طی بسط خود به خدمت گرفت و به این ترتیب فرهنگ و تمدن و علوم اسلامی، به وجود آمد و در این سیر و جریان به فلسفه هم توجه و اقبال شد و چون تفكر جدی بود، فلسفه را هم به جد گرفتند.
اما از آن جا كه نه می توانست صورت تمدن اسلامی باشد و نه می شد، حكم ماده پیدا كند، در حوزه خواص باقی ماند و مخصوص آنان شد و دیانت كه عوام و خواص نمی شناخت، عقل را صرفا در زمینه اطلاق اصول بر موارد به كار برد و حد آن را همین دانست. (داوری، رضا، فارابی،موسس فلسفه اسلامی: ص١٠٠)
از برجسته ترین فیلسوفان اسلامی این دوره كندی است كه فلسفه اسلامی با كندی معروف به «فیلسوف العرب» آغاز می شود. وی معاصر مامون و معتصم و نیز معاصر حنین بن اسحاق و عبدالمسیح بن ناعمه حمصی از مترجمان معروف است. در این كه آیا او خود مترجم هم بوده است تردید كرده اند، ولی از ابو معشر بلخی شاگرد كندی نقل شده كه كندی یكی از چهار مترجم درجه اول دوره اسلامی است. دوره كندی دوره ترجمه است، ولی خود كندی فیلسوفی صاحب نظر و بلند قدر است و در حدود ٢٧٠ كتاب و رساله به كندی نسبت داده شده است. ابن الندیم فهرست كتاب های او را در رشته های مختلف فهرست كرده است. برخی از نسخه های كتب كندی به تازگی به دست آمده و چاپ شده، معلوم می شود ارزش این فیلسوف بسیار بیش از آن است كه قبلا تصور می شد.
كندی همچنان كه فیلسوفی عالی قدر بود، مسلمانی متصلب و پاك اعتقاد و مدافع هم بوده و كتب زیادی در دفاع از دین اسلام نوشته است. بعضی به اتكای برخی قراین او را شیعه دانسته اند (ر.ك: فلاسفه شیعه عبدا... نعمه، ترجمه جعفر غضبان ص ٤٦٠) كندی از افرادی است كه در هر مسئله ای كه میان اصول اسلامی و اصول فلسفه تعارض یافته است جانب اسلام را گرفته است، چنان كه از عقیده خاص او درباره حدوث زمانی عالم و حشر اجساد پیداست. كندی از افرادی است كه همیشه كوشا بوده است كه معارف اسلامی و اصول فلسفی را با یكدیگر توفیق دهد. این همان كاری است كه با كندی شروع شد و ادامه یافت. عجیب این است كه برخی او را به علت این كه نامش یعقوب و نام پدرش اسحاق و كنیه اش ابویوسف است یهودی پنداشته اند و عجیب تر این كه در بعضی روایات كه قطعا مجعول است، از او به عنوان كسی یاد كرده اند كه در نظر داشته ردی بر قرآن مجید بنویسد.
استاد مطهری، روایتی را كه از امام عسكری(ع) در مورد كندی نقل شده است مبنی بر این كه زمانی كه او مشغول نوشتن كتابی به نام تناقض های قرآن بود، امام به او نامه نوشت را مجعول می داند. زیرا این روایت در كتاب های معتبر نقل نشده و فقط ابن شهر آشوب آن را در مناقب آل ابی طالب با سند مخدوش نقل كرده است و بقیه نویسندگان از این مأخذ بهره برده اند.
● تلاش های علمی امام حسن عسكری(ع)
امام هادی(ع) با ایجاد شبكه ای از نمایندگان خود در سرتاسر ایران و عراق، به هدایت فكری و سیاسی شیعیان پرداخت. چنان كه از آن حضرت قریب ٣٠٠ نامه بر جای مانده كه بیشتر آن ها پاسخ به سوالات فقهی مردم و نیز دستورات هدایتگرانه آن امام بزرگوار به شیعیان است. متوكل عباسی آن حضرت را از مدینه به سامرا آورد تا بتواند وی را تحت نظر خود داشته و از شیعیان جدایش كند آن حضرت حدود ٢٠ سال را در سامرا بوده و در همان جا نیز به تحریك معتمد خلیفه عباسی به شهادت رسید.
یازدهمین امام شیعیان كه امام عسكری(ع) شهرت دارد و لقب عسكری كه بر او و پدرش گفته می شد اشاره به سامرا دارد كه در اصل لشكرگاه- عسگر- بوده است. آن امام نیز در این مدت ٢٠ سال همراه پدر در سامرا بود كنترلی كه بر امام عسكری(ع) اعمال می شد باعث می شد تا شیعیان از ارتباط مستقیم محروم باشند و بیشتر به وسیله نامه، سوالات خویش را از امام(ع) بپرسند.
ولی با این حال امام(ع) از هدایت انسان ها و تلاش در جهت شكوفایی علم و دانش و فرهنگ اسلام دست برنداشتند. در این جا به اهم كوشش ها و تلاش های علمی- فرهنگی آن حضرت اشاره می شود:
١ - تربیت شاگردان: شیخ توسی تعداد شاگردان آن حضرت را بیش از ١٠٠ نفر ثبت كرده است. (رجال شیخ توسی ٢٧٩) كه هر كدام از آن شاگردان به سهم خود در نشر و گسترش معارف ناب تشیع و رفع شبهات دشمنان شیعه نقش به سزایی داشتند.
٢ - تشویق نویسندگان: ایشان در كنار تربیت شاگردان از تشویق نویسندگان غافل نبود و بر اثر همین تشویق ها ١٦ تن از شاگردان حضرت، دست به تالیف زدند و ثمره آن تالیف ١١٨ عنوان كتاب شد. (ر.ك: الذریعه ج ٣ ص ١٤٩)
٣ - تالیف: ایشان در طول حیات مباركشان، خود نیز دست به قلم بردند و كتاب ها و نامه های فراوانی را برای توسعه علم و دانش و هدایت جامعه از خود به یادگار گذاشتند: از جمله تفسیر منسوب به امام حسن عسكری(ع) كتاب المنقبه است كه مشتمل بر بسیاری از احكام و مسائل حرام و حلال است؛ همچنین ایشان نامه های فراوانی به مناطق مختلف جهان اسلام نوشتند (ر.ك: حیاهٔ الامام العسكری، محمدجواد طبسی، ص ٢٢٣)

جمعه 21/1/1388 - 16:55
چندی است بسیار از تأثیر فلسفه بر زندگی فردی و اجتماعی سخن می‌رود. اینها همه نشان از آن دارد که فلسفه از گونه‌ای برج‌عاج نشینی که پیش از این ما بدان دچار بوده‌ایم رهایی یافته است.
فلسفه نقشی مثمرثمر در فرهنگ ایفا کرده است. فلسفه البته تنها با گذشته و حال فرهنگها نمی‌پردازد بلکه آینده آنها را نیز مدنظر قرار می‌دهد. با این حال تأثیر فلسفه در اواخر قرن بیستم و اوان قرن بیست وی بیش از پیش به چشم می‌آید.
تأثیر جدی فلسفه بر زندگی در اروپا و امریکا آغاز شده است. فلسفه هم اکنون به پدیده ای عمومی مبدل گشته و عاملی مهم در زندگی عمومی است. فیلسوفان هم اکنون از جامعه مجزا نیستند. سیاستمداران و جامعه هم توجهی به استدلالهای فیلسوفان روا می دارند . کتباهای فیلسوفان بجد مورد بحث و نظر در عرصه عمومی قرار می گیرند . با این همه این بدان معنا نیست که عمق اندیشه‌های مطرح شده در جامعه فدا شده باشد.
رشد فلسفه با طیفی از عوامل مرتبط است. در ابتدا ارتباطات زیاد انسانی توجه به فلسفه را بیشتر کرده است . غیرممکن است که به گفتگوی فرهنگها و تمدنهای گوناگون عطف توجه کرد و به مشکلات جهانی اندیشید و سخنی از فلسفه به میان نیاورد. گسترش علوم بنیادین عاملی دیگر است که توجه به فلسفه را افزون کرده است.
زمانی بود که فیزیکدانان، فیزیولوژیستها و روانکاوان از فلسفه جدا شدند و ایمان حاصل کردند که می‌توانند بدون توصیه‌ها و نظرهای فلسفه به راه خود ادامه دهند. امروزه اما پژوهشگران دریافته‌اند فلسفه برای مواجهه با مشکلات فیزیک کوانتوم، نظریه نسبیت عام و مسائل موجود در عصب‌شناسی لازم و ضروری‌اند.
در اینجا مایلیم بر موضوعی تأکید کنیم که به نظر برای علم و فلسفه هر دو لازم و ضروری است . یعنی بحث در زمینه ماهیت معرفت علمی و نسبت آن با حکمت و فلسفه. برای فیلسوفان قدیم حکمت نمونه آرمانی دانش و معرفت به حساب می آمد و در واقع واژه فلسفه به معنای دوستی حکمت قلمداد می شد. آگوستین بعدها نشان داد که نسبت سلسله مراتبی میان حکمت و فلسفه برقرار است. " تصدیق عقلی امور ازلی بر عهده حکمت است اما فهم عقلی امور زمانی به دانش تعلق دارد. و هیچ کس شکی ندارد که اولی از دومی مهمتر است"
جمعه 21/1/1388 - 16:53