تعداد مطالب : 42209
تعداد نظرات : 4495
زمان آخرین مطلب : 2604روز قبل
نویسنده : معصومه طاهری




 
انقلاب اسلامی ایران در سال 1357، با تکیه بر اسلام ناب محمدی( صلوات‌الله‌علیه)، در واپسین دهه‌های هزاره دوم میلادی در شرایطی که بشریت در چنبره ماتریالیسم و امپریالیسم دست و پا می‌زد، به رهبری امام خمینی(ره) به‌وقوع پیوست. انقلابی که در حقیقت، بزرگ‌ترین حادثه تاریخ معاصر و باشکوه‌ترین حماسه عصر انفجار اطلاعات بود. امام‌خمینی(ره)، آن عالم بزرگ ربانی، با قیام تاریخی خود که در مسیر حرکت سرخ سیدالشهدا بود، نه‌تنها زمینه‌ساز احیای مجدد دین اسلام در عصر غیبت شد، بلکه با رهبری آن تا پایان عمر گران‌بهای‌شان، موجبات تحقق احکام نورانی اسلام ناب محمدی(ص) را در عرصه حاکمیت و اداره جامعه فراهم کردند و البته این همان چیزی است که در طول دوران زندگی بشر به‌عنوان رسالت انبیا الهی بوده است.
او ولایت را از غدیر، شور را از عاشورا، شعور را از عرفات، هجرت را از مهاجران در راه خدا و جهاد را از مجاهدان بدر، احد و خندق آموخت. رهبر فرزانه انقلاب اسلامی در این‌باره فرموده‌اند:«انقلاب اسلامی ریشه در خون شهیدان عاشورا دارد.» تا قبل از انقلاب جهان‌شمول 1357 ایران، درغرب به‌قول نیچه خدا مرده و دین نابود شده بود و کار دنیا به‌ جایی رسیده بود که هایدگر در مصاحبه‌ای با روزنامه اشپیگل گفته بود:«خدایی بیاید و کاری بکند.» با انقلاب اسلامی در ایران، خدایی که نیچه از آن نام می‌برد دوباره ظهور کرد و روح جدیدی در کالبد دین دمیده شد. پس از آن، ایران به‌صورت ام‏القرای جهان اسلام در آمد. حتی به‌علت موقعیت منحصربه‌فرد جغرافیایی، برخورداری از منابع عظیم و بی‏پایان انرژی و ابزار فرهنگی و اعتقادی نیرومند، پا را از این هم فراتر گذاشت و به مركز سامان‏دهی تمدن نوین اسلامی تبدیل شد؛ ایران از لحاظ جغرافیایی، درست در همان موقعیتی قرار داشت که خداوند سالیان دراز پیامبران خود را در آن موقعیت برمی‌انگیخت تا تفکرات یگانه‌پرستی آن‌ها به‌سرعت گسترش یابد. اما انقلاب اسلامی ایران در پیدایش، كیفیت مبارزه و به‌لحاظ انگیزه نیز نسبت‌به سایر انقلاب‌ها، مسیر جداگانه‌ای را پیموده است. از این رو، می‏تواند در پیامدها و دستاوردهایش نیز، متمایز و پیشروتر از سایر انقلاب‌ها باشد. البته این ویژگی‌ها، ریشه در دین و باورهای برخاسته از مذهب دارد. به‌عبارت دیگر، انقلاب ایران برآمده از مذهب، به احیای دین و تجدید حیات اسلام در کشور و جهان مدد رساند كه یكی از ابعاد آن، تولد و تداوم‌بخشی به حیات جنبش‏های سیاسی اسلامی معاصر در طی دو دهه اخیر است. چنان‌چه میشل فوکو، اندیشمند و جامعه‌شناس برجسته فرانسوی، در نوشته‌های خود با اشاره به سفری که در کوران حوادث انقلاب سال 1357 به ایران داشت و با اشاره به نظریات برخی از تحلیل‌گران غربی که جریان انقلاب ایران را عبور از غیرمدرن و سنتی به مدرنیته، تفسیر می‌کردند، با معیار قراردادن وقایع عینی و تحولات جاری می‌نویسد:«من قبول دارم که از قرن هیجدهم به ‌بعد، وقوع هر تحول اجتماعی در دنباله بسط مدرنیته بوده است، اما انقلاب ایران تنها حرکت اجتماعی است که در برابر مدرنیته قرار دارد.» در حقیقت فوکو می‌پذیرد که انقلاب اسلامی ایران، دو سده اقتدار یک اندیشه سیاسی را با همه سوابق چند صد ساله‌اش به چالش کشیده و حرف تازه‌ای دارد؛ ویژگی بارز اندیشه سیاسی حضرت امام(ره) هم همین است.
لیلا عشقی، جامعه‌شناس 70 ساله و مسنی که در حال حاضر، ساکن فرانسه است، از جمله کسانی است که تحت تأثیر همین امواج بلند دینی در زمانه مرگ دینداری، چارچوب رساله پایان‌نامه دکترای خود را از دریچه شیعی و عرفان نبوی انقلاب اسلامی ایران بنا نهاد. عشقی در قسمتی از رساله‌اش چنین آورده است:«انقلاب اسلامی ایران در سال 1357 از جنس مفاهیم و واقعه‌های قرآنی است، به‌گونه‌ای که حجاب زمان و مکان را در می‌نوردد و شما را فرازمانی می‌کند.»
دکتر احمدی‌نژاد، رئیس‌جمهور کشورمان نیز در این مورد می‌گوید:«انقلاب اسلامی، حلقه وصل بشریت با امامت و ولایت است و می‌تواند بشر را از سرگردانی نجات دهد. مأموریت انقلاب اسلامی، مأموریتی الهی و جهانی است. به همین خاطر، مسؤولان کشور باید هر کدام مسؤولیت خود را به‌درستی بشناسند و به‌درستی عمل کنند.»
ولی این‌که چطور انقلاب اسلامی ایران بر جنبش‏های سیاسی اسلامی معاصر تأثیر گذاشت و زمینه‌ساز حرکت‌های شیعی در دنیا شد را می‏توان به وجوه مشترك فراوان بین انقلاب اسلامی ایران و آن جنبش‏ها مربوط دانست. برخی زمینه‏های مشترك كه از آن‌ها به‌عنوان عوامل هم‌گرایی یا عناصر هم‌سویی و هم‌رنگی نیز می‏توان یاد كرد، عبارتند از:
1ـ ایده واحد: از آن‌جا كه انقلاب اسلامی ایران، یك انقلاب شیعی است، همانند هر جنبش اسلامی دیگر، بر پایه وحدانیت و ربانیت خداوند و رسالت نبی‌اكرم(صلی‏الله‏علیه‏و‏آله) بنا شده است، كعبه را قبله آمال و آرزوهای معنوی خود می‏داند، قرآن را كلام خداوند و آن را منجی بشریت گمراه تلقی می‏كند. در این‌باره امام‌خمینی(ره) فرموده‌اند:«در كلمه توحید كه مشترك بین همه است، در مصالح اسلامی كه مشترك بین همه است، با هم توحید كلمه كنید.» البته ویژگی شخصیت كاریزماتیک و مقتدرانه امام راحل و مواضع ضد استعماری ایشان كه بیش‌ترِ مسلمانان جهان بر آن اتفاق نظر دارند، نیز از جمله عوامل تأثیرگذار محسوب می‌شود.
2ـ دشمن واحد: انقلابیون، در حرکت‌های اسلامی بر این باورند که دارای دشمن مشترک هستند که همان استكبار جهانی، به سركردگی آمریكا و اسرائیل است. مانند كفار قریش، مغولان وحشی، صلیبیون‏ مسیحی، استعمارگران اروپایی و صرب‌های نژادپرست که در طول تاریخ تا به امروز، بنیان اسلام ناب را تهدید می‌کرده‌اند. انقلاب اسلامی ایران با طرح شعار «نه شرقی و نه غربی»، بدون حمایت و پشتیبانی هیچ دولتی، پرچم مبارزه علیه دشمن مشترك جهان اسلام را به دوش گرفت و اعلام استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی کرد.
3ـ آرمان مشترك: انقلاب اسلامی ایران و جنبش‏های اسلامی جهان، خواهان برچیده‌شدن بساط ظلم و فساد، اجرای قوانین اسلام، استقرار حكومت اسلامی در جامعه و به اهتزاز درآوردن پرچم توحیدی در سراسر جهان هستند که از طریق آن نفی قدرت‌ها و تكیه بر قدرت لایزال الهی و حمایت عموم مردم میسر می‌شود.
4ـ وحدت‏گرایی: تأكید انقلاب اسلامی و رهبری آن، بر لزوم وحدت همه اقشار و همه مذاهب‌ اسلامی در نیل به پیروزی در صحنه‌های داخلی و خارجی، زمینه دیگرِ گرایش جنبش‏های شیعی به‌سوی انقلاب اسلامی است؛ زیرا انقلاب ایران با الگوپذیری از اسلام ناب محمدی(صلی‏الله‏علیه‏و‏آله)، هیچ تفاوتی بین مسلمانان از هر رنگ و نژادی و موقعیتی قائل نیست و بر جنبه‏های اختلاف‌برانگیز پای نمی‏فشارد، بلكه با ایجاد دارالتقریب فِرَق اسلامی، برپایی روزقدس، صدور فتوای امام‌خمینی(ره) علیه سلمان رشدی مرتد، برگزاری هفته وحدت و سایر موارد در جهت اتحاد هر چه بیش‌تر مسلمانان گام برداشته است. به همین‌دلیل طیف گسترده‏ای از گروه‏های غیر شیعی و حتی جنبش‏های آزادی‏بخش غیر اسلامی هم مشتاقانه انقلاب اسلامی ایران را الگو و اسوه خود قرار داده‏اند و متأثر از آن به‌دنبال مبارزه با استعمارگران هستند.

صدور انقلاب اسلامی در بین سایر ملت‌های جهان:
 

برخی از شعارها و پیام‌های انقلاب اسلامی، مثل این سخن امام‌خمینی(ره)، که فرمودند:«نهضت ما دارد توسعه پیدا می‏كند و می‏رود توی ملت‌ها...»(صحیفه نور، ج11، ص45) از سوی برخی به‌منزله قصد ایران برای مداخله در امور سایر كشورها و براندازی نظام‌های سیاسی آن‌ها تلقی شد. درحالی‌كه، یك‌سال بعد از ایراد این سخنان، امام(ره) فرمودند:«صدور با سرنیزه، صدور نیست. صدور آن وقتی است كه اسلام، حقایق اسلام و اخلاق انسانی، این‏ها رشد پیدا كند.»(صحیفه نور، ج13، ص263). ایشان در جای دیگر نیز تأکید داشتند:«معنای صدور انقلاب ما، این است كه همه ملت‌ها بیدار شوند و همه دولت‏ها بیدار بشوند و خودشان را از این گرفتاری‌هایی كه دارند نجات بدهند.»(همان منبع، ص123)
مقام معظم رهبری نیز می‌فرمایند:«معنای صدور انقلاب این است که ملت‌های دنیا ببینند یک ملت با قدرت خود و با اتکا بر اراده و عزم خویش و با توکل به خدا می‌تواند ایستادگی کند و تسلیم نشود.»(حدیث ولایت، ج1، ص179). دکتر صادق کوشکی، استاد دانشگاه خواجه نصیرالدین طوسی نیز در این‌باره می‌گوید:«جامعه مثل دریاست که عمق آن در همه‌جا به یک صورت نیست؛ قسمت‌هایی از آن عمیق‌تر و یا سطحی‌تر است، اصلاً اگر عمق‌ها یکسان شود جامعه به بن‌بست می‌خورد، زیرا اجتماع به همه تیپ‌ها و تفکرات نیاز دارد. فردی که عمق درکش پنج سانت باشد، ممکن است در بخش دیگری مثل کشاورزی متبحر باشد. پس جامعه متمدن، همه انواع را نیاز دارد. به همین‌دلیل امام‌خمینی(ره) برای نشر و صدور انقلاب از ابزارهای مناسب فرهنگی چون کتاب، اعلامیه و سخن‌رانی بهره برد، یعنی فعالیت‌هایی که کاملاً فرهنگی بودند. حتی زمانی هم که از امام خواستند تا به فلسطینی‌ها کمک شود، ایشان صراحتاً گفتند ما نباید قیم کشوری باشیم، باید فکر صادر کنیم نه نیرو و ابزار. به همین خاطر در کمک به فلسطین و لبنان، امام مانع فرستادن نیرو شدند و گفتند هر کشوری باید سرنوشتش را خودش تنظیم و تعیین کند. در این مسیر، سایر حرکت‌ها و جنبش‌های اسلامی، به‌خصوص شیعی، در سه مقوله از انقلاب اسلامی تأثیرپذیری بسیاری داشته‌اند.
1- انعكاس سیاسی که شامل؛ «انتخاب اسلام به‌عنوان ایدئولوژی مبارزه»، «تلاش برای دست‏یابی به حكومت اسلامی» و «نقش انقلاب اسلامی بر حیات سیاسی جنبش‏های اسلامی» است، یكی از مهم‌ترین دستاوردهای انقلاب اسلامی ایران، تجدید حیات اسلام در جهان است. مقام معظم رهبری در این‌باره فرموده‌اند:«به‏رغم گذشت بیش از یك‏صد و پنجاه سال از برنامه‏ریزی مدرن و همه‌جانبه علیه ‏اسلام، امروز در سراسر دنیا، یك‏ حركت‏ عظیم‏ اسلامی به‏وجود آمده‏است كه ‏به ‏موجب آن، اسلام در آفریقا، آسیا و حتی در قلب اروپا، حیات جدیدی را بازیافته و مسلمانان به شخصیت و هویت واقعی خود پی ‏برده‏اند.»(روزنامه کیهان22/9/1369)
درواقع، انقلاب اسلامی ایران، تکانی سخت به دنیای اسلام داد، مبنی بر این‌که اسلام قوی‌ترین وسیله‌ای است که می‌توانند به کمک آن، آزادی و استقلال خود را در این دوران پرآشوب تامین کنند. مسلمانانی که از مسلمانی خود عقده داشتند و حتی در اکثر مواقع شرم می‌کردند تا اسلام‌شان را ظهور و بروز دهند، امروز با افتخار از آزادی‌ها و روح واقعی دموکراسی از نوعی که در اسلام وجود دارد سخن می‌گویند. به بیان دیگر، عمر دوره‏ای كه اعتمادبه‌نفس در میان مسلمانان، به‌ویژه در قشر تحصیل‏كرده آن، ازبین‌رفته و شمار فراوانی از آنان، که خواهان هضم‌شدن در هویت جهانی بودند و گذشته خود را به فراموشی سپرده بودند، به پایان رسید. انقلاب اسلامی، آن اعتمادبه‌نفسی كه روزگاری پشتوانه تمدن بزرگ اسلامی بود، را احیا و بارور كرد.
شیخ عبدالله شامی، یكی از رهبران مبارز فلسطینی، در این‌باره می‌گوید:«پس از انقلاب اسلامی ایران، مردم فلسطین دریافتند كه برای آزادی، به قرآن و تفنگ نیاز دارند.» این در حالی است كه برای چند دهه، مشی حركت‌های انقلابی، اغلب در اختیار گروه‏های ماركسیستی بود. به هر روی، انقلاب اسلامی، تأكیدی بر بُعد سیاسی اسلام داشت و از آن پس، در برخی از كشورها، سازمان‌هایی مخفی شكل گرفت و مبارزاتی مسلحانه بر پایه اسلام، سازمان‌دهی شد و این از تأثیرات مهم انقلاب فراملی ایران در سال 1357 بوده است.
2- تأثیر فرهنگی: امور فرهنگی از آن جهت مهم هستند كه پایه و اساس امور سیاسی و حركت‌های اجتماعی به‌حساب می‌آیند. به‌عبارت دیگر، امور فرهنگی، زمینه‏ساز و زیربنای امور سیاسی‏اند. به همین‌دلیل، رنگ و بوی سیاسی به خود می‏گیرند و شایستگی مطرح‌شدن را پیدا می‌کنند. بازگشت به ارزش‌های مبارزه اسلامی و پیروی از شعائر و شعارهای انقلابی ایران از جمله مصادیق بارز فرهنگی هستند. البته ذكر این چند مورد، به‌معنای آن نیست كه سایر امور فرهنگی بی‌اهمیت هستند. انقلاب ایران، ارزش‌های فرهنگی نوینی را در مبارزه سیاسی جنبش‏های اسلامی جهان مطرح كرد. یكی از این ارزش‌ها، گرایش به جهاد در راه خداست. جنبش‏های اسلامی به‌خصوص حرکت‌های شیعی پس از انقلاب اسلامی ایران، جهاد، شهادت و ایثارِ جان و مال خود را به‌عنوان اصول اساسی پذیرفته‏اند؛ اصولی چون جهاد، شهادت و فداكاری، سمبل حركت‌های انقلابی شیعیان و شعار انقلاب اسلامی بوده است.
شیخ اسعد تمیمی، یكی دیگر از رهبران فلسطینی، در این‌باره اعتقاد دارد:«تا زمان وقوع انقلاب ایران، اسلام از عرصه نبرد غایب بود، حتی در عرصه واژگان. مثلاً به‌جای جهاد از كلماتی چون نضال و كفاح استفاده می‏شد.»
3- مردمی‌بودن: یکی دیگر از ویژگی‌های بارز انقلاب اسلامی ایران، حمایت گسترده مردمی از آن است. به‌عبارت دیگر، جنبش‏ها و حرکت‌های شیعی دنیا دریافته‏اند كه اسلام توانایی بسیج توده‏های مردم را دارد. بر این اساس، آن‌ها از اتكا صِرف به قشر روشن‌فكر روی‌گردان شده و به مردم گرایش پیدا کرده‌اند؛ در نتیجه، پایگاه مردمی خود را گسترش داده‏اند؛ مثلاً هسته اصلی مبارزه در فلسطین را روحانیان، دانشجویان، جوانان و نوجوانان تشكیل می‏دهند. به هر روی، پس از انقلاب اسلامی ایران در سال 1357، جنبش‏ها، مبارزات خود را به‌صورت مردمی پی می‏گیرند. به عقیده دكتر حسن‌ الترابی، رهبر جبهه اسلامی سودان، انقلاب ایران، اندیشه كار مردمی و استفاده از توده‏های مردم را به‌عنوان هدیه‏ای گران‏بها، به تجارب دعوت اسلامی در جهان اسلام عطا كرد. گرایش به اندیشه كار مردمی، جنبش‏های اسلامی را به‌سوی وحدت‏طلبی مذهبی و قومی سوق داد. به‌عنوان مثال، یكی از مواد بیانیه شش‌ماده‏ایِ مجلس اعلای انقلاب اسلامی عراق، بر وحدت اسلامی تكیه دارد. در مجموع، این امر، جنبش‏های سیاسی اسلامی را از اختلاف و تفرقه دور و آن‌ها را از تشكیلات قوی‌تر، امكانات وسیع‌تر، حمایت گسترده‏تر و پایداری بیش‌تر برخوردار ساخته است. از سویی دیگر، به تقلید از شعارهای انقلاب اسلامی، جنبش‏گران مسلمان در سایر کشورها فعالیت خود را از سر گرفته‌اند. مثلاً در سال 1358، شیعیان احساء در عربستان‌سعودی، برای اولین بار مراسم زیارت عاشورا را در ملأ عام برپا كردند.(رابین رایت، شیعیان، مبارزان راه خدا، ترجمه علی اندیشه). شعار مردم مسلمان معترض تركیه، قبل از كودتای 1359 آن كشور، استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی بود. شهروندان كابل نیز بر فراز بام منازل خود فریاد الله‏اكبر سر می‏دادند و در پلاكاردهای مسلمانان مصر شعار «لاشرقیه و لاغربیه» دیده شده است. مردم كشمیر در راه‌پیمایی 200 هزار نفری خود در سال 1369 شعار الله‏اكبر و خمینی رهبر را سر دادند. جهاد اسلامی فلسطین بر آن است كه فلسطینی‏ها همان شعارهایی را سر دهند كه انقلاب اسلامی منادی آن بود. آن‌ها فریاد می‏زنند:«لااله‏الاالله، الله‏اكبر، پیروزی از آنِ اسلام است.» درواقع آن‌ها شعارهای قوم‏گرایی و الحادی را به یك‌سو انداختند و شعارهای ملی‌-دینی انقلاب اسلامی را برگزیدند. در سال‌های 1369 تا 1379 در خیابان‌های كیپ‌تاونِ آفریقای جنوبی ندای الله‌اكبر، بسیار شنیده می‌شد. این حرکت‌ها یادآور و مؤید این كلام رهبر معظم انقلاب است كه فرمودند:«فریاد الله‏اكبرِ مردم الجزایر بر پشت ‌بام‌ها، درس گرفته از ملت انقلابی ایران است.» مردمی‌بودن انقلاب ایران، خصوصیت مهمی است که در نام «جمهوری» نظام متجلی گردید. مردمی‌بودن انقلاب اسلامی از دو جهت با مردمی‌بودن سایر انقلاب‌ها تفاوت دارد. اول آن‌که، مردمی‌بودن جزء ذات اسلام است؛ با این توضیح که اسلام برای مردم و هدایت آنان از سوی خداوند نازل شده است. لذا همواره فلاح و رستگاری آنان را مد نظر دارد. چنین دینی، حضور مردم در اجرای مقررات و دفاع از حریم خود را، اصل اولیه می‌داند. البته این توده‌های محروم و مستضعف هستند که همیشه بیش‌ترین حمایت را از دین به‌عمل آورده‌اند، چه در صدر اسلام و چه در انقلاب اسلامی ایران. دوم آن‌که، اسلام به‌طور واقعی و حقیقی، مردم را در صحنه حفظ می‌کند. دروغ و صورت‌سازی در حضور مردم و در صحنه‌های انقلاب، راهی ندارد. حضور حقیقی سالیان دراز مردم در انقلاب اسلامی و نقش آنان در انتخاب همه مسؤولان و حفظ دست‌آوردهای انقلاب اسلامی، مظهر صداقت اسلامی و نمایان‌گر خصلت مردمی‌بودن آن است.
4- مسأله پوشش و حجاب: از دیگر تأثیرات ماندگار انقلاب اسلامی ایران، كه در پیروان جنبش‏های سیاسی اسلامی دیده می‏شود، حجاب است. پس از پیروزی انقلاب، گرایش به حجاب اسلامی، که رو به اضمحلال و فراموشی بود، در اقصی نقاط جهان اسلام فزونی گرفت. در برخی از كشورهای اسلامی چون لبنان و الجزایر، چادر كه سمبل حجاب ایرانی است، مورد استفاده زیادی قرار گرفت. در تركیه، به‌رغم مخالفت‌ها و ممنوعیت‌های دولت در مورد حجاب اسلامی، رعایت آن رو به گسترش است. هر روز شاهد گرایش جوانان، به‌ویژه قشر تحصیل‌کرده این کشور، به اسلام و پوشش اسلامی هستیم. زنان فلسطینی هم اخیراً به حفظ پوشش خود تمایل زیادی پیدا كرده‏اند، در كنار آن، گرایش به نماز نیز بیش‌تر شده و انتشار مجلات و نشریات اسلامی افزایش یافته است. پوشش و حجاب اسلامی، حتی تا دل اروپا و کشورهای غیر اسلامی هم نفوذ كرده است، به‌گونه‏ای كه گرایش به حجاب در مدارس فرانسه و مخالفت‌های مكرر دولت این كشور با حجاب، پدیده‏ای به نام «جنگ روسری» را پدید آورده است، که سرانجام به‌منع استفاده از حجاب در مدارس و ادارات عمومی و دولتی فرانسه انجامید. با گسترش برق‌آسا و سریع انقلاب اسلامی و اقبال گسترده جهانیان به پیام‌های دینی و معنوی آن و فراهم‌آمدن زمینه ابراز گرایش‌های اسلامی در سطح جهان، قدرت‌های استکباری و استعماری به وحشت افتاده‌اند و به هر بهانه‌ای سعی در کنترل آن دارند. به همین‌دلیل، از گرایش به پوشش و حجاب می‌ترسند.
وابسته فرهنگی سفارت ایران در نروژ، با ارائه توضیحاتی درباره نحوه مسلمان‌شدن دکتر لین ساد، رهبر حزب مائوئیست نروژ چنین می‌گوید:«در ایام اقامت در اسلو(پایتخت نروژ) هنگامی که روزنامه‌ها را بررسی می‌کردم به مقاله‌ای برخوردم با عنوان «اسلام به‌زودی به غرب می‌آید»، بعد از جست‌وجو فهمیدم این مقاله به قلم دکتر لین ساد است. (وی تحصیلات خود را در انگلستان گذرانده و از افراد مبارزی بوده که چند بار نیز جهت کمک به مسلمانان به فلسطین سفر کرده است و در ماجرای معروف سپتامبر سیاه و حمله اردن به فلسطینی‌ها مجروح شده است) با تلاش فراوان، ایشان را پیدا کردم و ارتباط برقرار شد. بسیار در مورد انقلاب، ایران و اسلام کنجکاو بود... بعد از برگزاری جلسه اولی که با ایشان داشتیم و سؤال‌هایش را پاسخ گفتیم، از ما خواست که در جلسه دیگری برای اعضای حزب همین سخنان را تکرار کنیم... تا این‌که دکتر لین، همراه دکتر اریک فویسر، به‌مناسبت جشن‌های پیروزی انقلاب اسلامی به ایران دعوت شدند. این سفر آن‌قدر برای آن‌ها جالب بود که عاشق انقلاب شده بودند. بعداً ایشان مقاله‌ای نوشت با این عنوان که «به‌زودی انقلاب ایران جهانی می‌شود.» وابسته فرهنگی ایران ادامه می‌دهد:«روزی در مورد قضایای غدیر خم سؤال کرد، توضیح دادم. در آن هنگام، حالت بسیار عجیبی داشت. عصر آن روز از انجمن حسینی تلفن زدند و گفتند بعد از نماز مغرب و عشا مراسم داریم، کسی می‌خواهد مسلمان شود. اصلاً فکر نمی‌کردم این فرد همان دکتر لین ساد باشد... ایشان شیعه شد و نام علی را برای خود برگزید و بعد از مدتی، همسر او آنا بریت با من تماس گرفت و گفت:«می‌خواهم مسلمان شوم.» من شگفت‌زده شدم و خدا را سپاس گفتم، آنا بریت گفت:«من چادر می‌خواهم!» گفتم:«پوشیده‌بودن کافی است، چرا چادر می‌خواهی؟»(ترسیدم با جوی که آن‌جا علیه چادر بود توان تحمل این سختی‌ها را نداشته یاشد.) اما او تأکید کرد:«می‌خواهم با لباس رزم زنان ایرانی که الگو و سمبل من بوده‌اند شهادتین را بگویم»(عصر امام‌خمینی(ره)، نوشته میراحمد رضاحاجتی، ص364و365) یا ماجرای مسلمان‌شدن تنها زنِ مجری و گوینده خبری توانای شبکه الجزیره که با حجاب و پوشش جلوی دوربین می‌رود و به‌علت تبحر در کارش، نمی‌توانند مانع او شوند.
5- تظاهرات به سبك ایران: یكی دیگر از آثار انقلاب ایران بر حركت‌های اسلامی و سیاسی، برپایی تظاهرات به سبک و سیاق ایرانی است كه در برخی از كشورهای اسلامی اتفاق افتاد؛ مثلاً: مردم شهرهای عراق، چون نجف و كربلا، در تأیید انقلاب اسلامی ایران و به تأسی از آن، در روز 22بهمن 1357، تظاهراتی شبیه به ایران برپا کردند و در پی آن، تظاهراتی به‌شكل ایران در شهرهای كاظمین، الثوره، بغداد و دیاله به رهبری آیت‏الله محمدباقر صدر برگزار شد. حتی در آغاز انتفاضه جدید مردم عراق؛ یعنی در سال 1370، آن‌ها همانند تظاهرات‌كنندگان ایرانیِ مخالف رژیم شاه در سال‏های 1356 و 1357، شهر حلبچه را به خمینی‌شهر نام‌گذاری كردند و كنترل شهرها را به‌دست گرفتند. شیعیان عربستان ‌سعودی، اندكی پس از پیروزی انقلاب ایران، در شهرهای قطیف، صفرا، اباقیق، خنجی و شیهات دست به تظاهرات زدند. تظاهرات مشابهی در سال 1357 در شهرهای قونیه، یوزكات و كوجائیلی تركیه صورت گرفت. این روند، كم‌وبیش در سال‌های بعد نیز ادامه یافت(سید محمدحسین فضل‌الله، منع استفاده از حجاب در مدارس و ادارات عمومی فرانسه، ترجمه محمدجمعه امینی، ش123، ص12). شعارنویسی به شیوه مبارزان انقلابی ایران مورد توجه جنبش‏گران مسلمان قرارگرفت. به‌عنوان مثال: مبارزان مصری در مخالفت با رژیم مبارك، شعارهای لااله‏الاالله، محمدرسول‌الله(ص) و آیات قرآن را بر روی شیشه اتومبیل‌ها می‏نویسند. در نجف، شعارهایی از قبیل «بله به اسلام» و «نه به عفلق» بر روی دیوارها نوشته می‏شد. در انتفاضه 15 شعبان 1370 عراق، شعار «النجدی یا ایران» به‌چشم می‏خورد. علاوه‌بر آن، اعلامیه‏ها، سخن‌رانی‌ها و پوسترها به شكل مشابه آن‌چه در ایران اتفاق افتاد، در كشورهای اسلامی چاپ و انتشار می‏یابد. هنوز در منطقه شیعه‌نشین بیروت؛ یعنی ضاحیه، شعارهای انقلاب اسلامی و تصاویر رهبری آن وجود دارد. با روند شکل‌گیری انقلاب، مسلمانان جرأت پیدا کردند تا علیه استکبار ابراز مخالفت کنند و بی‌واهمه به خیابان‌ها بریزند و شعار سر دهند. امروز شعار مرگ بر آمریکا و مرگ بر اسرائیل که زمانی تابو و غیرممکن بود، ورد زبان تمام تشکل‌های مردمی و انقلابی جهان است. حتی حرکت جدیدی که ظفر الزیدی، خبرنگار شیعه عراقی در مصاحبه خبری جورج بوش و نوری المالکی، بنیان گذاشت(پرتاب کفش به طرف رئیس‌جمهور آمریکا) به اعتراف همه تحلیل‌گران جهان الهام‌یافته از انقلابی است که ایستادگی در مقابل استکبار را به اثبات رسانده است.

انقلاب ایران و غرب؛
 

اغلب تحلیل‌گران و کارشناسان، شروع انقلاب ایران را از سال 1342 می‌دانند. آنان با نگاهی سطحی و ساده‌انگارانه، این مدت‌زمان پانزده ‌ساله را فاصله شکل‌گیری پدیده انقلاب جهانی ایران به‌حساب می‌آورند و روند شکل‌گیری پروسه انقلاب را طی این پانزده سال و روی‌دادهایی چون: کاریکاتور نوزده دی‌ماه، شهدای هفده شهریور و... را عامل اصلی وقوع آن روی‌داد عظیم می‌دانند. این در صورتی است که اصولاً اتفاق‌های بزرگ اجتماعی و تاریخی، آن هم در سطح کلان و جهانی، دارای یک‌سری عوامل پیش‌زمینه پنهان و آشکاری هستند که دست‌‌به‌‌دست هم، باعث وقوع روی‌دادی بزرگ می‌شوند. بدون توجه به لایه‌های پنهانی و بسترهای شکل‌گیری نمی‌توان به تحلیلی درست و منطقی از آن دست یافت. انقلاب ایران را هم اگر واقعه‌ای مهم‌تر از انقلاب‌های بزرگ جهانی بینگاریم، به بی‌راهه نرفته‌ایم. این قضیه را محققان غربی نیز به‌صراحت اذعان می‌دارند، که به‌یقین، عوامل متعدد و ریشه‌داری در وقوع آن مؤثر بوده‌اند. متأسفانه طی چند سال گذشته، شبه‌روشن‌فکران کوته‌بین کوشیده‌اند با لاطائلات خود، انقلاب 1357 ایران را به علم سیاست و مباحث مربوط به آن نسبت دهند و با این ترفند، جایگاه آن را پایین بیاورند و حضور تأثیرگذار شخصیت‌هایی چون آقایان فلسفی، انصاری، کافی و... را، ناشیانه، نادیده بگیرند. در فضای عوام جامعه هم بعضاً انقلاب ایران را ناشی از نیازهای اقتصادی قلمداد کنند، که در نتیجه آن، مردم به رفاه و امکانات مالی دست‌‌یابند و به‌قول عده‌ای، انقلاب نکردیم تا همه‌چیز گران بشود و...
در صورتی که این کاملاً بی‌انصافی است که چنین تحول و دگرگونی بزرگ اجتماعی قرن بیستم را محدود و سطحی تلقی کنیم و هر گروه‌مان، تنها براساس سطح نگاه و آرزوهای‌مان، آن را تحلیل کنیم. نگاه امام‌خمینی(ره) به روی‌کرد انقلاب اسلامی بهمن 1357، یقیناً اقتصادی یا سیاسی نبود، بلکه عزت‌بخشیدن به اسلام عزیز را، چنان‌چه در وصیت‌نامه الهی–سیاسی ایشان هم آمده است، مد نظر داشتند:«این عزت بدون درد و زحمت نیست و گنج، بدون رنج به‌دست نمی‌آید.» ایشان در جایی دیگر فرموده‌اند:«رشحه دردهای انبیاء را بکشیم و می‌شود به استعمارگر، نه بگوییم و آن‌ها ما را آزار ندهند؟» شاید اگر انقلاب را از بیرون بررسی می‌کردیم و کمی آن را با دنیای پرتلاطم غرب می‌سنجیدیم، بیش‌تر قدر این موهبت بزرگ را می‌دانستیم. انقلاب ایران به رهبری امام راحل(ره) در مسیر حرکت انبیا بود تا به احیای دین بپردازد. هرگونه ساده‌انگاری در حق انقلاب، درواقع همان چیزی است که متولیان غربی می‌خواهند. آنان درصددند تا با آراء و نظرات خودشان به تحلیل نظام جدید ایران بپرازند، می‌خواهند نظریه‌پردازی داشته باشند و موانع پیشرفت و رشد آن را طراحی کنند تا جوانان مسلمان ایرانی به‌دنبال کالبدشکافی و تحلیل حقیقی انقلاب نباشند و به این وسیله چشم‌انداز انقلاب را به انحراف بکشانند. این در حالی است که طی این سی سال، ما هنوز برای انقلاب، نظریه‌پردازی کامل و جامعی نکرده‌ایم.
البته عده‌ای نظریاتی در این خصوص ارائه کرده‌اند، ولی خام و ناقص و در حد تئوری‌هایی است که به‌راحتی می‌توان آن را تحریف کرد و تغییر داد. غرب پس از ناکامی از روی‌داد بهمن 1357، به‌طور مداوم، تلاش داشته است تا انقلاب را عقیم کند و تئوری‌های غربی را الگویی برای تحلیل آن قرار دهد؛ درحالی‌که انقلاب اسلامی، زاویه نگاه می‌خواهد تا همگان بتوانیم آن را درک کنیم و از چشم‌اندازی نسبی که میان موقف و افق نگاه است بهره‌مند باشیم. در غیر این‌صورت، به هدف والایی که از ابتدا بر آن اساس انقلاب ‌شد، نمی‌رسیم. به‌طور کلی، مردم هر اجتماعی به‌گونه‌ایی از انقلاب برداشت دارند که نخبگان و سردمداران‌شان به آن‌ها گفته‌اند. درواقع، مردم همیشه دنباله‌رو نخبگان خود هستند. امام‌خمینی(ره) نیز فرموده‌اند:«خودآگاهی مردم از مسؤولان جلوتراست.» ازاین رو باید به لایه‌های زیرین جامعه توجه بیش‌تری کرد، قبل از آن‌که دشمنان فعال شوند. باید نگاه کیفی به اسلام و انقلاب داشته باشیم، زیرا نگاه کمی به امور کیفی، نتایج را وارونه می‌کند.

انقلاب اسلامی در عرصه جهانی‌شدن
 

انقلاب اسلامی ایران در هنگامه‌ای رخ نمود که همه انقلاب‌های مهم بشری، مثل انقلاب فرانسه، انقلاب انگلستان و انقلاب روسیه، رخ داده بودند و مردم جهان تجربیاتی تلخ و شیرین از هر یک به‌یاد داشتند. اما با وقوع یک‌باره انقلاب ایران که درست در عصر انقلاب جنسی و انقلاب ارتباطات و دهه ورود به دهکده جهانی پدید آمد، تجربیاتی جدید و تازه‌ به تاریخ انقلاب‌ها اضافه شد که معنا و مفهومی دیگری داشت، زیرا چه به‌لحاظ عینی و چه به‌لحاظ محتوایی، مسیر و جریانی مخالف با یافته‌های سایر انقلاب‌ها را برگزیده بود. به همین علت، تأثیر و نفوذ آن در همة دنیا روزبه‌روز بیش‌تر از قبل می‌شود. از این رو، پرسش‌های متعددی در ذهن پژوهش‌گران انقلاب‌ها خلجان می‌کند که انقلاب اسلامی ایران، چه مسیری را پیموده است که این‌گونه بر دل‌های پُرعطش مردم جهان نفوذ و سیطره پیدا کرده و در عرض کم‌تر از نیم قرن، به جهانی‌شدن خود می‌اندیشد؟ در این میان، آن اسلامی که در عصر جهانی‌شدن، جایی برای حرف‌زدن دارد و می‌تواند چنین بر دل‌های جهانیان بنشیند، اسلام شیعه است؛ زیرا تفاوت دیدگاه در سنت شیعه با سنت اهل تسنن باعث‌ شده تا در مواجهه با غرب به دو نتیجه متفاوت برسند. دنیای اهل سنت، وقتی می‌خواست با غرب برخورد کند، به یکی از دو راه رسید: رجعت به گذشته مثل وهابیون و القاعده و یا متجددشدن طیفی از روشن‌فکران مسلمانی که به دنیای غرب نظر دارند.
درحالی‌که اسلام شیعی نه غربی‌شدن و نه رجعت متحجرانه به گذشته را قبول دارد. در عالم شیعی هنگام مواجهه با غرب، سه فرض مسلم وجود دارد:1- همه‌چیز غرب را کامل بپذیریم 2- همه ‌چیز را رد کنیم3-بعضی عناصر را بپذیریم و بعضی دیگر را رد کنیم.
بعد از پیروزی انقلاب، امام‌خمینی(ره) هر سه شِق را مطرود انگاشتند و فرض چهارمی را بنا کردند، مبنی بر این‌که خط اصیل دینی ملاک است، تا این‌بار اسلام در غرب نفوذ کند و بر آن اثر گذارد، با این تفاوت که به کمک ابزارهای فرهنگی و نرم‌افزاری شرایط را تغییر بدهیم. همان‌گونه که امام(ره) بارها تأکید می‌کردند، انقلاب ایران یک انقلاب فرهنگی بود. همة انقلاب‌های بزرگ و مطرح جهانی با طرد گذشته شکل گرفته‌اند، ولی انقلاب ایران از دلِ کربلا در گذشته، آینده را ساخت و در عین حال در گذشته خود نیز نماند و (برخلاف رجعت اهل تسنن) به جلو رفت. این حرکت به جلو، هم به‌خاطر آموزه انتظار مهدویت، امیدی به آینده است. از نظر هانری کربن، «تنها مذهب زنده، شیعه است.» از این رو هیچ مسلکی چون اسلام شیعی، زنده نیست. در مسیحیت، عیسی مرده؛ در یهودیت، موسی مرده؛ در بودیسم، کنفوسیوس مرده؛ ولی در اسلام، مهدی(عج) زنده است و همین باعث آینده‌نگری تشیع شده است. شیعه منتظر، متوقع و مترتب است. درحالی‌که تمام تئوری‌های غرب، چون غرب را غایت می‌دانند، توقف دارند. با بررسی انقلاب‌های مهم درمی‌یابیم که جنبش‌های انسانی بعد از چند سالی که از وقوع آن‌ها می‌گذرد، دچار افت می‌شوند و با در نظرگرفتن ملاحظات شرافت‌مندانه و سخت‌گیرانه، و به‌رغم محکم‌بودن اهداف اولیه، انقلابی‌ها دچار سکون می‌شوند و کم‌کم از انقلابی‌بودن خود استعفا می‌دهند. در صورتی که در انقلاب اسلامی، به‌دلیل اهداف متعالی، این روند به جز در مورد گروهی که از ابتدا برای منافع شخصی و موقعیتی وارد صحنه شده بودند و در طی این سی سال هم به انحاء گوناگون خود را نشان دادند، انقلابیون راسخ و پابرجا گوش به فرمان ولایت فقیه هستند و اجازه تعدی دشمنان داخلی و خارجی را نمی‌دهند. امام‌خمینی(ره) فرموده‌اند:«انقلاب اسلامی آتش‌فشانی تمام‌نشدنی است.»
در مقیاس جهانی، وحدت و در مقیاس ملی، اتحاد مطرح است. در ایالات متحده آمریکا سالانه بیش از یک میلیون نفر به اسلام گرایش پیدا می‌کنند و مسلمان می‌شوند. به همین خاطر، دولت‌مردان آمریکایی از گسترش اسلام و نفوذ تفکرات جهانی انقلاب ایران می‌ترسند و به ‌بهانه‌های مختلفی، سعی در انزوای ایران می‌کنند. امروز بهانه انرژی هسته‌ای و تولید بمب اتم را می‌آورند و فردا دلایل واهی دیگری می‌تراشند. جورج بوش پسر، روباه نقره‌ای، در زمان ریاست‌جمهوری خود سه بار غسل تعمید کرده است تا مذهبی‌بودنش را به مردم اثبات کند، زیرا او خوب می‌دانست میل و گرایش به اسلام در آمریکا سرعت گرفته است. با توجه به نفوذ اسلام شیعی در غرب، همیشه این نگرانی و ترس برای سردمداران زرمدار و زورمدار جهانی بوده است. نمونه بارز و برجسته آن، ادواردو آنیه‌لی(مهدی)، تک‌پسرِ سناتور قدرت‌مند و ثروتمند ایتالیایی است که به تشیع گروید و شیفته شخصیت امام‌خمینی(ره) و انقلاب اسلامی شد، که در نظرآن‌ها او تنها یک فرد نبود، بلکه تفکری بود که غرب از ترویج و اپیدمی آن می‌ترسد. محمد لنسل، رئیس مرکز فرهنگی تجدید حیات اسلام در اتریش است که در مقاله‌ای تحت عنوان «تأثیر نهضت امام‌خمینی(ره) بر اروپا» می‌نویسد:«بی‌تردید، انقلاب اسلامی امام‌خمینی(ره) نه‌تنها تصویر تازه‌ای از اسلام در اروپا ارائه کرد، بلکه حتی زندگی مذهبی غیر مسلمانان را هم دگرگون ساخت. به‌عبارت دیگر امروز حتی در اروپا نیز مذهبی‌بودن ارزش و معنای تازه‌ای یافته است. این عبارت را رئیس‌جمهور سابق اتریش در یک سخن‌رانی بیان کرد که انقلاب اسلامی به همة افراد مذهبی اعتبار و اتکابه‌نفس تازه‌ای ارزانی داشت.»(روزنامه کیهان21/11/1369)
بسیاری ازصاحب‏نظران و پژوهش‌گران، معتقدند كه انقلاب اسلامی ایران یكی از عوامل مهم و تأثیرگذار در پیشبرد روند بیداری و آگاهی مسلمانان و افزایش فعالیت‌های مؤثر اسلامی در جوامع مسلمانان بوده است. رفیع‌الدین، رئیس اسبق شاخه جوانان حزب کمونیست روسیه، که به دین اسلام تشرف یافته و در حال حاضر، از طلاب قم است، در این خصوص می‌گوید:«انقلاب، تأثیر جهانی داشت و بسیاری از مردمِ تشنه را سیراب کرد. خیلی‌ها مثل من به‌دنبال چیزی بودند تا در آن آرامش بگیرند و انقلاب ایران، به‌ویژه شخصیت کامل امام‌خمینی(ره)، این امر را باعث شد. خودِ من تنها با دیدن عکس امام دچار یک تحول درونی شدم و کنجکاو از انقلابی که در ایران شده بود. انقلاب ایران، نقش بسیار مؤثری را در شروع حرکت‌های شیعی در جهان داشت و مردم دنیا، به‌خصوص مسلمانان، فهمیدند که با دست خالی هم می‌توان مقابل استکبار ایستاد و به او «نه» گفت، زیرا نمونه کامل و عملی آن را دیدند. تا قبل از آن، انقلاب‌های بزرگی مثل فرانسه یا روسیه به‌حمایت و پشتیبانی مالی نیاز داشتند و بورژوازی برای حفظ منافع خودش، از آن‌ها حمایت می‌کرد که بعد از آن هم، به‌دست خودشان افتاد و مسیر انقلاب‌ها را تغییر دادند. درحالی‌که انقلاب ایران، بدون پول و کمک‌های مالی کشورها و دولت‌های دیگر عملی شد. به‌صورتی که تمام شرایط سیاسی و اجتماعی، مخالف این انقلاب بودند. به همین خاطر، بعد از انقلاب ایران در سال 1357 شجاعت و جرأت مردم جهان، به‌ویژه مسلمانان، زیاد شد و فهمیدند که تنها باید بخواهند و با توکل به خدا و اتحاد ملی، مقابل ابرقدرت‌های ظالم و زورگو بایستند. مردم ایران طی انقلاب، روحیه بالایی داشتند و با رهبری امام‌خمینی(ره) موفق شدند تا رژیمی را عوض کنند. متأسفانه امروز در این حوزه، مطالعات زیادی نیست و این حرکت جهانی با نگاهی سطحی بررسی می‌شود. در صورتی که اگر تنها به کشورهای همسایه ایران از جمله گرجستان، عراق، افغانستان و... نگاهی بیندازیم و تاریخ‌شان را بخوانیم، به‌خوبی به جایگاه انقلاب ایران پی می‌بریم.» وی درباره تحلیل انقلاب ایران در عرصه جهانی‌شدن نیز می‌افزاید:«این انقلاب با برد جهانی را نمی‌توان با امور کمی و فیزیکی تحلیل کرد، زیرا یک روی‌داد متافیزیکی و ماورایی بوده است. بر این اساس که مردم با رهبری امامی عارف و کاملاً مذهبی در مقابل استکبار جهانی و وابستگان داخلی ایستادند و می‌دانستند که اگر در این راه کشته شوند به سرایی بهتر می‌روند و به دنیای بعد از مرگ معتقد بودند؛ چون این ارزش‌های اصیل در انقلاب ایران حاکم بود، هیچ‌ چیز مانعِ آن نمی‌شد تا انقلاب پیش نرود. مجاهدان هم با میل و رغبت برای دفاع از دین و ناموس‌شان جلوی رگبار مسلسل سربازان شاه می‌رفتند و از مرگ نمی‌ترسیدند. همین مؤلفه‌ها در دلِ سایر مسلمانان دنیا انگیزه و امید ایجاد کرد که آن‌ها هم می‌توانند انقلابی شیعی به‌راه بیندازند و از مرگ واهمه‌ای نداشته باشند.» مقام معظم رهبری می‌فرمایند:«انقلاب اسلامی ایران، برد زیادی داشت و هنوز دارد و در آینده هم خواهد داشت.»(حدیث ولایت، ج4، ص263) و در جایی دیگر تأکید داشتند:«انقلاب اسلامی، ارائه یک الگوی جدید برای زندگی بشر است.»(چهار سال با مردم، ج 5، ص127) در حقیقت الگوی انقلاب اسلامی ایران در سال 1357، به‌عنوان قوی‌ترین وسیله و دینامیک اجتماعی و سیاسی برای همه انسان‌ها در مقابله با استبداد مطلقه، استعمار و استثمارشدن است. انقلابی که روح آزادی‌خواهی و ظلم‌ستیزی‌اش، الهام‌بخش تمام جنبش‌های سراسر دنیا، به‌خصوص حرکت‌های شیعی، بوده است. بنا به توصیه مقام عظمای ولایت، پیام انقلاب جهانی ایران مثل هوای بهاری، مرزها را درنوردیده است و فردای این انقلاب و جامعه اسلامی با رسالت سنگینش در دست ماست که باید حافظان خوبی باشیم تا آن را به‌دست صاحب اصلی‌اش بسپاریم.
منبع:ماهنامه سوره شماره 42
جمعه 20/11/1391 - 20:0
از جمله منابعی كه می‌تواند ما را به فرازهایی از وقایع و تاریخ مبارزه علیه رژیم سفاك پهلوی آشنا سازد، اسناد و گزارش‌های محرمانه و سری سازمان اطلاعات و امنیت كشور در رژیم شاهنشاهی است. ساواك كه نام مخفف این سازمان مخوف و جهنمی است با پیگیری جدی و مستمر خود از مبارزات مردم ایران علیه شاهنشاه عاری از مهر و انعكاس اقدامات جاسوسانه و ضد مردمی خود در بولتن‌ها و گزارش‌های محرمانه، در واقع تاریخی مستند از خود بجای گذاشته است، اسنادی كه هیچگاه در ذهن كودن آنان و اربابان مغرور و بی مغزشان خطور نمی‌كرد. روزی به دست فرزندان انقلاب اسلامی ایران بیافتد و پرده از جنایات این خود فروختگان علیه ملت مظلوم و ایثارگر بردارد.
انقلاب شكوهمند اسلامی ایران كه ازسال 1341 ش به رهبری حضرت امام خمینی رضوان الله تعالی علیه شروع شده و در سال 1357 موفق به سرنگونی رژیم ضد مردمی پهلوی گردید، هنوز زوایای پنهانی را در درون خود دارد كه باید با بررسی منابع گوناگونی دسترسی بدانها پیدا كرده و آنها را به دست ملت قهرمان ایران و تاریخ پر از مخاطره و افتخار‌امیز نهضت‌های آزادی‌بخش در ایران سپرد.
از جمله منابعی كه می‌تواند ما را به فرازهایی از وقایع و تاریخ مبارزه علیه رژیم سفاك پهلوی آشنا سازد، اسناد و گزارش‌های محرمانه و سری سازمان اطلاعات و امنیت كشور در رژیم شاهنشاهی است. ساواك كه نام مخفف این سازمان مخوف و جهنمی است با پیگیری جدی و مستمر خود از مبارزات مردم ایران علیه شاهنشاه عاری از مهر و انعكاس اقدامات جاسوسانه و ضد مردمی خود در بولتن‌ها و گزارش‌های محرمانه، در واقع تاریخی مستند از خود بجای گذاشته است، اسنادی كه هیچگاه در ذهن كودن آنان و اربابان مغرور و بی مغزشان خطور نمی‌كرد. روزی به دست فرزندان انقلاب اسلامی ایران بیافتد و پرده از جنایات این خود فروختگان علیه ملت مظلوم و ایثارگر بردارد.
با نگاهی به اسناد به جا مانده و گزارش‌های ساواك چند نكته بهتر روشن می‌گردد:
1ـ‌حركت و خروش مردمی در آستانه پیروزی انقلاب اسلامی به چند شهر و شهرستان محدود نبوده بلكه در سراسر كشور گسترش داشته است.
2ـ‌ مأموران ساواك و پلیس شاه روحیه خود را به كلی باخته و توان رویارویی با مردم را نداشته‌اند.
3ـ هدف‌ها و خواسته‌های مردم به پاخاسته اسلامی بوده و در حقیقت انقلاب جنبه آرمانخواهی داشته است.
اكنون گوشه‌هایی از گزارش‌های روزانه و پیوسته ساواك، پیرامون حركت و تظاهرات مردم در بسیاری از شهرها، شهرستان‌ها و برخی روستاها بازگو می‌گردد:

به: 312 شماره: 2653/22 هـ
از: اراك تاریخ: 14/10/57
روز جاری ضمن ادامه تعطیل عمومی تظاهرات پراكنده‌ای در بعضی از نقاط خمین به صورت نامنظم توأم به دادن شعارهای مضره مرگ بر 66* جریان داشته كه با درگیری مأمورین انتظامی پایان گرفته است.
نصیری
گوینده: رضائی
ساعت 30/12
*مقصود از «66» شاه معدوم می‌باشد/.

به: 312 شماره: 5299/2
از: ساری تاریخ: 14/10/57
1ـ از ساعت 9:30 روز جاری الی 11:30 روز جاری از طرف عده‌ای از آذربایجانی‌های مقیم ترك‌آباد گنبد مجلس ترحیمی به مناسبت كشته شدگان حادثه گالیكش در مسجد صاحب الزمان گنبد تشكیل همچنین قرار است از ساعت 1400 روز جاری الی00/17 مجلس دیگری در همان مجلس برپا گردد.
2ـ صبح روز جاری جماعتی در حدود 1000 نفر در جلوی بیمارستان كورش كبیر گنبد اجتماع و با آتش زدن حلقه‌های لاستیك عبور و مرور را مسدود نمودند. اجتماع نامبردگان مربوط به دو جسد می‌باشد كه به علت نشناخته شدن در سردخانه بیمارستان است و قرار است در ساعت 00/14 روز جاری اجساد را تحویل گیرند. ضمنا تابلوی بیمارستان دستكاری شده است و نام كوروش كبیر حذف و به جای آن بیمارستان شهدا نامگذاری گردیده.
رخشا
گوینده: فرهمند
گیرنده: نزاكتی
ساعت 13:55

به: 312 شماره: 11851/1 هـ
از: كرمان تاریخ 41/10/57
بعدازظهر روز جاری حدود 6000 نفر از طبقات مختلف مردم كرمان در مسجد جامع اجتماع و در ساعت 14:00 پس از خروج از مسجد با حمل پلاكارت }پلاکارد{ و عكس‌هایی از }امام{خمینی و دادن شعارهایی علیه رژیم و اعلام مخالفت با حكومت شاپور بختیار اقدام به راه‌پیمایی و سپس به مسجد صاحب‌الزمان عزیمت و در ساعت 30/17 متفرق گردیدند. گوینده: سلیمانی
ساعت:45/17

به: 312 شماره: 13107/21 هـ
از: قم تاریخ: 14/10/57
پیرو 13103/21 هـ ـ 14/10/57
1ـ بعدازظهر روز جاری تظاهرات پراكنده‌ای در خیابان‌های چهارمردان ـ آذر صفائیه، خاك فرج، نیروگاه و خیابان تهران و كوچه‌های اطراف آنها با دادن شعارهای مضره اسائه ادب آمیز و آتش زدن چند حلقه لاستیك روی داده كه از طرف مأمورین نسبت به متفرق ساختن و جلوگیری از گسترش تظاهرات اقدام شده به علاوه چون از طرف عناصر آشوبگر به خانه كلی از مأمورین اطلاعات شهربانی حمله شده بود بلافاصله از طرف مأمورین با عناصر آشوبگر مقابله و چند نفر از آنان دستگیر گردیده‌اند ضمنا در جریان تظاهرات و برخورد بعدازظهر روز جاری دو نفر مجروح گردیده‌اند.
2ـ بعدازظهر روز جاری تظاهرات پراكنده‌ای در تفرش و آشتیان رخ داد كه از طرف مأمورین نسبت به متفرق كردن متظاهرین اقدام شده است.
استحضارا معروض باصری نیا
ساعت: 45/19
گیرنده: ضیایی

به: 312 شماره: 16552/ هـ
از: كرمانشاه تاریخ: 14/10/57
پیرو 16549/ هـ ـ 14/10/57
1ـ از ساعت00/15 روز جاری حدود 5000 نفر از جوانان و طبقات مختلف در كرمانشاه ضمن دادن شعارهای ضد ملی در بعضی از خیابان‌ها به راه‌پیمایی آرام پرداخته و بعد به گورستان شهر عزیمت و سپس ضمن راه‌پیمایی تا حدود مسجد معتضدی حركت و در ساعت 30/17 متفرق شدند ضمنا در روز جاری 80% مغازه‌های شهر تعطیل بوده است.
2ـ از ساعت 00/9 روز جاری عده‌ای در حدود 5000 نفر از طبقات مختلف شهرستان سقز به مناسبت هفته كشته شدگان در حالیكه روحانیون در پیشاپیش آنها بودند به راهپیمایی آرام پرداخته و سپس به گورستان شهر عزیمت و در ساعت 30/13 متفرق گردیدئد.
همدانیان

ساعت 30/17
به:312 شماره: 17623/هـ
از: رضائیه تاریخ: 14/10/57
ساعت 00/15 مورخ 13/10/57 حدود 500 نفر از عناصر ناراحت ماكو و شاه‌آباد به وسایل نقلیه به شهر پل دشت رفته و در آنجا دست به تظاهرات زده‌اند كه برابر اطلاع در این تظاهرات تظاهركنندگان ضمن نوشتن شعارهای مضره بر روی دیوارهای بخش مذكور شیشه‌های بانك صادرات، شهرداری و تابلوهای راهنمایی و رانندگی را شكسته ودر ساعت 30/18 پس از خاتمه تظاهرات به شهرهای خود بازگشته‌اند.
ساعت 40/14

به: 312 و 302 شماره: 22340/هـ ا
از: شیراز 7/هـ ا تاریخ: 14/10/57
روز جاری تعدادی از تظاهركنندگان به خانه یكی از درجه‌داران ژاندارمری در شهرستان لار حمله و با مقاومت مسلحانه درجه‌دار مزبور مواجه و بر اثر تیراندازی وی سه نفر كشته و 8 نفر مجروج گردیده‌اند بقیه جمعیت حمله را تشدید و اسلحه ژـ3 درجه‌دار مزبور اخذ و او را به قتل رسانده كه جنازه وی در خیابان قرار دارد با توجه به ازدحام جمعیت عوامل انتظامی قادر به هیچ گونه دخالیت نبوده و فقط به حفاظت تأسیسات خود پرداخته‌اند در حال حاضر وضع شهرستان مزبور بسیار متشنج و ادامه این وضع با در نظر گرفتن اینكه تعدادی از مردم مسلح می‌باشند سبب بروز حوادث بسیار ناگواری در شهرستان مذكور خواهد شد.
علیهذا به منظور تقویت واحدهای انتظامی شهرستان‌های مزبور مقرر فرمایید از طریق نیروی زمینی و پادگان منطقه فارس ابلاغ گردد كه یك واحد تقویتی كامل با هلكوپتر به شهرستان مزبور اعزام گردند.
جوان
به اظهار سرهنگ هنرور در جریان خبر می‌باشند. ساعت 20/18
گیرنده سرهنگ گلارستانی دفتر ویژه ساعت 15/18 روز 14/10/57
گوینده : مقتصدی
گیرنده : نزاكتی

به : 312 شماره: 97757/20 هـ
از: 20 هـ تاریخ: 14/10/57
در ساعت 30/21 شب 14/10/57 بنا به توصیه آیات ، ناآرامی‌ در نقاط شهر به خصوص جنوب شهر شیوع یافته و با توجه به خاموشی برق مأمورین فرمانداری نظامی قادر به كنترل نظم در جنوب شهر نمی‌باشند.
شیخان

به: تیمسار ریاست سازمان اطلاعات و امنیت كشور
شماره: 747/08/713
از: فرمانداری نظامی تهران و حومه (ركن 2) تاریخ:15/10/57
موضوع: اطلاعیه
برابر اطلاع واصله از پاسگاه مرگزی گروهان ورامین واعظی بنام شیخ محمدرضا داودی سن حدود 27 سال از ناآرامی‌ها كشور سوء استفاده كرده و در اغلب مساجد به ویژه امرآباد حوزه پاسگاه مركزی ورامین بالای منبر رفته ضمن سخنرانی ضد ملی و میهنی مردم را تحریك و بلوا و آشوب و هرج و مرج می‌نماید و به كد 66 نیز اسائه ادب نموده و اعلام می‌دارد اگر حب كد 66 در دل هر مسلمان باشد نماز و روزه بر آن مسلمان حرام است و همچنین مردم و زارعین كم سواد را وادار كرده كه به مأمورین و به منازل درجه‌داران ژاندارمری حمله و اموال آنها را به آتش بكشند. ضمنا این مطلب را به گفته آیت‌الله خمینی وظیفه شرعی مسلمانان دانسته.
نامبرده با تحریكاتی كه انجام داده پرسنل نیروهای مسلح شاهنشاهی و سایر مأمورین را در خطر جانی و مالی قرار داده علیهذا با توجه به سن و سالی كه این واعظ دارد عملیات وی كاملا مشكوك و مظنون بوده و امكان دارد در پوشش روحانیت و استفاده از لباس روحانیت دست به این اعمال ناشایست زده و چنانچه سریعا به این مسئله رسیدگی نشود رویدادهای مهمی در اثر تحریكات وی رخ خواهد داد. مراتب جهت اطلاع و بررسی و هرگونه اقدام لازم به آگاهی می‌رسد.
معاون و رییس ستاد فرماندار نظامی تهران و حومه ـ سپهبد رحیمی
گوینده آقای فدایی
گیرنده : گلپرا
ساعت 00/22
مراتب به دفتر ویژه منعكس گردید.

به: 312 شماره: 5304/2 ه ا
از: ساری تاریخ: 15/10/57
در ساعت 16 روز جاری حدود 6 هزار نفر از قشریون مذهبی ساری در تكیه حیدریه واقع در خیابان رستاخیز اجتماع پس از اتمام سخنرانی شیخ قاسمی به طرف خیابان‌های سپاهیان انقلاب ـ فرح پهلوی ـ شاه ـ نادر حركت و ضمن دادن شعارهای ضد ملی و پرتاب سنگ به طرف مأمورین و شكستن شیشه‌های چند بانك در ساعت 15/18 با دخالت مأمورین انتظامی و پرتاب گاز اشك‌آور و شلیك‌ تیر هوایی پراكنده شدند.
رییس سازمان ـ رخشا

به:312 و 302 شماره: 9052/ هـ ا
از: بوشهر تاریخ: 15/10/57
شب گذشته ساختمان لژیون خدمتگزاران بشر و آژانس كرایه اتومبیل رورووك توسط عده‌ای به آتش كشیده شده ضمنا بانك صادرات شعبه مركزی بوشهر با مواد آتش‌زا آتش گرفته كه وسیله مأمورین آتش مهار گردیده ضمنا هنگامی كه اینجانب قصد مراجعه به استانداری را داشتم عده‌ای جوان با استفاده از راه‌بندان با چوبدستی و سنگ به اینجانب شدیدا حمله‌ور و ناچارا دو تیر هوایی شلیك نمودم و سرانجام متفرق گردیدند لیكن برابر گزارش واصله جوان 15 ساله‌ای بنام غلام‌علی بهرامی مورد اصابت گلوله واقع و به بیمارستان منتقل و خطری متوجه او نمی‌باشد و حال وی رو به بهبودی است. ضمنا از ساعت 9 جاری در خیابان‌های بوشهر راهبندان و تمثال‌های 66 را كه روی آن ضربدر كشیده شده بود و جملات مضره‌ای نوشته شده جلو شیشه‌های اتومبیل‌ها نصب و بعضا با تهدید از اتومبیل‌ها بنزین و یا پول جهت خریداری بنزین اخذ و مبادرت به آتش‌سوزی می‌نمایند یك دستگاه اتومبیل كه متعلق به همسایه یكی از كارمندان بوده و جلو منزل كارمند مزبور پارك شده بود به اتش كشیده شده و به كلی سوخته است. مقامات انتظامی استان از مسئولیت شانه خالی می‌كنند و هیچگونه عكس‌العملی نشان نمی‌دهند و به علت حضور مأمورین در خیابان‌های متظاهرین با جسارت بیشتری اقدامات خشونت‌آمیز خود را دنبال می‌نمایند.
بدیعی
گوینده: رومی
گیرنده: گلپرا
ساعت 00/12

به : 312 شماره: 16556/ هـ
از: كرمانشاه تاریخ: 15/10/57
پیرو 16558/ هـ ـ 15/10/57
در بعدازظهر روز جاری نیز تظاهركنندگان ضمن انجام راه‌پیمایی و دادن شعارهای ضد ملی مبادرت به راه‌بندان‌های متعدد و ایجاد آتش‌سوزی در چند خیابان و تخریب اماكن و مؤسسات عمومی نموند و به میدان یادبودی و میدان 28 مرداد حمله و قصد پایین آوردن این پیكره را داشته‌اند كه مأمورین انتظامی با استفاده از وسایل كنترل اغتشاشات و تیراندازی هوایی آشوبگران را متفرق نموده‌اند به طور كل در این روز نیز سه شعبه بانك یك چلوكبابی یك كیوسك متعلق به شهرداری و مقداری از وسایل اطاق اصناف و قسمتی از هتل داریوش را برای بار دوم و یك مغازه صفحه‌فروشی به آتش كشیده شده و یكی از دست‌های مجسمه 28 مرداد نیز شكسته شده است. این تشنجات در ساعت 00/18 خاتمه یافته و در حال حاضر وضع شهر عاری از هر گونه تظاهر و اجتماعی می‌باشد.
همدانیان
گوینده : سرخی
گیرنده: ساعت: 45/8
روز: 15/10/57

به : 312 شماره: 95765 /20 هـ‌
از: 20 هـ تاریخ: 15/10/57
منشاء: مسجد
منبع: گزارش عملیاتی
12/10/57 و13/10/57 و15/10/57
عده‌ای جوان شب‌ها در مسجد الله‌اكبر واقع در انتهای خیابان دامپزشكی نرسیده به خانه‌های سازمانی فرهنگیان اجتماع و در مورد شكستن و آتش زدن منازل افراد ارتش و سازمان امنیت با یكدیگر مشورت و تبادل نظر می‌نمایند. و گفته می‌شود كه شب 14/10/57 نیز دو نفر از افراد نظامی كشته شده‌اند.
نظریه سه شنبه: گزارش تصور می‌رود صحت داشته باشد و مراتب به فرمانداری نظامی گزارش شده است.
گوینده: حمیدفر
گیرنده: فرجاد
ساعت 05/11

به:312 شماره: 13244/11 هـ
از: زاهدان تاریخ: 15/10/57
قبل از ظهر روز جاری پس از دعای ندبه و سخنرانی آیت‌الله كفعمی در هیأت رضویه (خراسانی‌ها) طبق برنامه قبلی حاضرین به طور دسته جمعی و به صورت آرام از هیأت مزبور خارج و درحالی كه تعدادی از روحانیون در پیشاپیش آنان حركت می‌كردند در خیابان‌های زاهدان مبادرت به راهپیمایی آرام نموده و فقط در قسمت كوچكی از مسیر شعارهایی به نفع ]امام[خمینی داده شد راه‌پیمایان حدود ساعت 12 به مسجد جامع زاهدان رفته و پس از برگزاری نمازجماعت و نماز جمعه متفرق گردیدند.
تعداد راه‌پیمایان حدود 2000 نفر بود و اكثریت را محصلین و دانشجویان تشكیل می‌دادند و حدود 200 نفر از بانوان نیز در بین آنان دیده می‌شد با عنایت به اینكه در چند روز اخیر در زاهدان شایع شده بود راه‌پیمایان در روز جاری قصد حمله به پیكره رضا شاه كبیر را دارند و بلوچ‌ها كه مخالف تظاهرات ضد ملی هستند درصدد می‌باشند راسا با آشوبگران به مقابله برخیزند لذا به منظور جلوگیری از پیش آمدهای سوء احتمالی اقدامات لازم را با مراجع انتظامی با همكاری این سازمان معمول و بر مبنای تصمیمات شورای تأمین مورخ 14/10/57 از صبح روز جاری نیروهای انتظامی تحت نظر رییس شهربانی در نقاط حساس شهر به ویژه اطراف پیكره مذكور مستقر گردیدند ضمنا بر مبنای توصیه‌هایی كه به معتمدین شهر شده بود آنان و نیز آیت‌الله كفعمی جمعیت را به آرامش و حفظ نظام دعوت می‌نمودند.
مراتب جهت استحضار اعلام می‌گردد.
رییس سازمان ـ رضوانی
گوینده: عظمی
گیرنده: زمانی
ساعت: 30/14 روز 15/10/57
به عرض مقام معاونت دوم اداره كل رسید.

به : 312 شماره: 11434/ هـ ا
از: آبادان تاریخ: 15/10/57
از ساعت 30/9 دقیقه روز جاری تظاهراتی در حدود دو هزار نفر در بندر ماهشهر به طرفداری خمینی در ناحیه غیر صنعتی صورت گرفته است.
گوینده: آقای دژبانی
گیرنده: گلپرا
ساعت: 55/18
به عرض مقام معاونت دوم اداره كل رسید.

به: 312 ـ 412 شماره:
از : قم تاریخ: 15/10/57
پیرو 13107ـ21 هـ ـ 14/10/57
1ـ‌ شب گذشته پس از شروع ساعت منع عبور و مرور مانند شب‌های قبل تظاهراتی در خیابان‌های قم مانند چهارمردان ، آذر، باجك، دورشهر، صفائیه و خیابان تهران با نواختن بوق و دادن شعارهای مضره بوسیله بلندگو و در ضمن با آتش‌افروزی و پرتاب نارنجك دست‌ساز به طرف خودروهای مأمورین گشتی صورت گرفته و همچنین در سطح شهر اقدام به نوشتن شعارهای مضره شده و نیز روی دیوار منازل چند نفر از كارمندان این سازمان چنین شعارهای توأم با جملاتی علیه ساواك نوشته شده است.

به:312ـ312 شماره:
از: قم تاریخ:15/10/57
حدود ساعت 00/3 بامداد روز جاری به پاسگاه ژاندارمری بخش كهك از توابع شهرستان قم حمله مسلحانه شده و در تحقیقات اولیه معلوم گردیده كه چند نفر از مأمورین و مهاجمین كشته و مجروح و از سلاح مأمورین پاسگاه نیز ربوده شده.
گوینده: باصری‌نیا
گیرنده: فرجاد
ساعت: 00/10
به عرض تیمسار ریاست اداره كل سوم رسید.

به: 302ـ312 شماره: 13112/21 هـ
از: قم تاریخ: 15/10/57
پیرو 13110/21 ه ـ 15/10/57
در جریان حمله مسلحانه به پاسگاه ژاندارمری كهك 2 نفر از درجه‌داران پاسگاه شهید و رییس پاسگاه و یكی دیگر از مأمورین مجروح و 13 قبضه اسلحه ژ 3 و 3 قبضه اسلحه یوزی و مقداری مهمات و توسط مهاجمین روبوده شده است. ضمنا گفته شده چند نفر از مهاجمین مجروح توسط سایر مهاجمین از محل دور شده.استحضارا معروض.
باصری‌نیا
گوینده: جهان‌قربان
گیرنده: فرجاد
ساعت: 55/11

به : 312 شماره: 13114/21 هـ
از: قم تاریخ: 15/10/57
پیرو 13111 / 21 هـ ـ 15/10/57
جمعیتی كه در مسجد جامع تجمع نموده بودند به طرف آستان مقدسه قم حركت و پس از برگزاری نماز در صحن مطهر عده‌ای در میان جمعیت ضمن دادن شعارهای مضره و اسائه ادب آمیز درصدد از بین بردن آثار كتیبه‌های موجود در حرم بر آمده‌آند كه مربوط به فرامین شاهنشاه آریامهر نسبت به بازسازی حرم مطهر حضرت معصومه (ع) می‌باشد ضمنا تعداد جمعیت مجموعا در حدود 20000 نفر تخمین زده می‌شود. استحضارا معروض
باصری‌نیا
گوینده: جهان قربان
گیرنده: زمانی
ساعت 4 روز 15/10/57

به : 112 شماره: 13117/21 هـ
از قم: تاریخ: 15/10/57
پیرو 13115/21 هـ ‌‌ ـ 15/10/57
1ـ بعدازظهر روز جاری نیز تظاهراتی در خیابان‌های آذر ـ چهارمردان ـ خاك فرج ـ صفائیه ـ دور شهر و محله قم نو و شاهزاده ابراهیم قم و كوچه‌های اطراف آنها رخ داده كه متظاهرین با دادن شعارهای مضره مباردت به راهپیمایی نموده‌اند كه تعداد آنها بالغ بر 5000 نفر تخمین زده می‌شوند ضمنا مانند شب‌های گذشته در صحن حرم مطهر حضرت معصومه علیه‌السلام نیز در بین جمعیتی بالغ بر 1000 نفر شعارهای مضره‌ دادن شده است. و مأمورین نسبت به متفرق نمودن متظاهرین در خیابان‌ها اقدام نموده‌اند. ضمنا عكس‌هایی از ]امام[خمینی در حرم نصب شده است.
2ـ از ساعت 30/16 روز جاری به تدریج جمعیتی در حدود 2000 نفر در میدان كمال‌الملك كاشان اجتماع و سپس به طرف زیارتكده پنجه شاه حركت و پس از زیارت بدون درگیری با مأمورین متفرق شده‌اند استحضارا معروض .
باصری‌نیا
گوینده: جهان قربان
گیرنده : فرجاد

ساعت : 10/20
به : 312 شماره: 5705/ هـ ـ 1
از : هرمزگان تاریخ: 16/10/57
موضوع: وقایع استان هرمزگان
1ـ از ساعت 9:00 روز جاری به علت فوت یكی از زخمی‌شدگان بنام سایانی 15 ساله جمعیتی حدود 5000 نفر از زن و مرد و جوان و اطفال مقابل بیمارستان ثریا بندرعباس اجتماع پس از تحویل جسد در حالی كه تعدادی از روحانیون مقابل جمعیت بودند به حركت در آمده ضمن دادن شعارهای بسیار تند علیه رژیم و ساواك و حمل تصاویر بزرگ خمینی از خیابان‌های اصلی بندرعباس عبور و به سمت گورستان شهر رفتند كه هنوز ادامه دارد.
2ـ ظرف دو روزگذشته تظاهرات موافق و مخالف در شهر میناب به وقوع پیوست كه منجر به زد و خورد میان طرفین گردیده و در تاریكی شب مبادرت به آتش زدن منازل یكدیگر می‌نمایند ضمنا روز گذشته در جریان تظاهرات میان یك زا مخالفین مسلح به سلاح كمری مبادرت به تیراندازی به سوی موافقین و مأمورین می‌نمایند كه توسط پلیس دستگیر گردیده است.
3ـ‌ بعدازظهر روز گذشته تظاهرات شدیدی علیه دولت با حركت حدود 200 نفر از مخالفین در بندر لنگه انجام، كه با پرتاب گاز اشك‌آور و تیراندازی هوایی توسط مأمورین انتظامی متفرق گردیده‌اند و قرار است كه امروز نیز توسط معملین راه‌پیمایی انجام شود.
بهرام
گوینده: ناطقی

به : 312 شماره: 28393/20 هـ ـ 1
از: 20/12 تاریخ: 16/10/57
موضوع: وضع بازار
پیرو 28386/20 ه 12 تاریخ 14/10/57
تا ساعت 30/9 روز 16/10/57 وضع بازار تهران، شمیران و كرج و شهر ری به شرح زیر به استحضار می‌رسد:
1ـ بازار تهران و مغازه‌های اطراف آن بسته است، بنزین و نفت و گاز نیست تاكسی به علت نبودن سوخت خیلی كم است.
2ـ كلیه دكاكین كرج بسته بوده نفت و بنزین و گاز نیست.
3ـ‌ بازار تجریش و مغازه‌های اطراف آن بسته است بنزین و نفت نیست .
4ـ‌ بازار شهر ری و مغازه‌ های اطراف آن بسته می‌باشد، نفت و بنزین نیست.
5ـ مغازه‌های سطح شهر 20% باز است.
6ـ وضع میدان بارفروشی گمرك عادی است و در میدان بارفروشی انبار غله و سبزی بار كم می‌باشد.
گوینده: صبوری رییس: شیخان
گیرنده: قاسم زاده از طرف: فرنژاد
ساعت: 00/10

به: 312 شماره: 3823/25 هـ
از: زنجان تاریخ: 16/10/57
پیرو 3819 /25 هـ ـ 13/10/57
1ـ 14/10/57 سه نفر خبرنگار خارجی به اسامی دیوید جونز تبعه انگلستان و حبیب راویان تبعه افغانستان از جانب كریم سنجابی به قزوین وارد و به منزل سید عباس ابوترابی عضو هیأت علمیه قزوین رفته و با پسر وی سید محمد ابوترابی مصاحبه‌ای انجام كه متن این مصاحبه علیه رژیم و به نفع خمینی و اعتراض به دستگیری‌ها است و قتل و جرح افراد بوده و ضمنا نامبرده خودر ا سخنگوی روحانیون قزوین معرفی نموده و خبرنگاران پس از خروج از منزل مذكور توسط فرماندرا نظامی دستگیر و نوار مربوط به مصاحبه مورد بحث ضبط گردیده و ضمنا راننده‌ای كه به همراه خبرنگاران مذكور بود نامش فریدون نصراللهی است.
2ـ به منظور بررسی و چگونگی تظاهرات افسران و درجه‌داران آتش سوزی‌های اخیر در قزوین سرلشكر جهانبانی رییس بازرسی نیروهای زمینی به افتاق دو نفر سرهنگ به قزوین وارد پس از بازرسی و مشاهده وضع شهر در تاریخ 14/10/57 قزوین را ترك نموده‌اند.
3ـ طبق اظهار فرماندار نظامی قزوین بعد از ظهر 14/10/57 آقای دكتر شاپور بختیار تلفنی با ایشان مذاكره و قرار شده كه آقای مانیان از طرف ایشان به منظور مذاكره درباره وقایع اخیر به قزوین خواهد آمد.
رییس سازمان زنجان- ریاضی
گوینده: كلانتری
گیرنده : قاسم زاده
ساعت: 20/8

تلفن آقای حقیقت از سمنان
مدیریت كل اداره سوم 312
از سمنان 14/7439 ـ‌ 19/10/57
تظاهرات دامغان
1ـ روز 18/10/57 شیخ محمد ترابی شیخ حسن و شیخ مسیح شاهچراغی سید محمود و محمود موسویان و حسن شاهچراغی دبیر به شاهرود رفته و از روحانیون خواسته‌اند كه با كمك‌های شاهرود تظاهراتی در دامغان بر پا نمایند. كه به دنبال آن عده‌ای از اهالی شاهرود و كارگران ترزه ضمن داشتن چوب و چماق به سمت دامغان حركت كه در ابتدای شهر چوب و چماق آنان توسط مأمورین جمع آوری و تعدادی از آنان را دستگیر نموده‌اند كه متظاهرین در شهر دامغان ضمن شكستن شیشه‌های كیوسك راهنمایی ، تلفن چند مغازه و منزل دو نفر از شاهرود ، چند حلقه لاستیك و چند مغازه را به آتش كشیده كه پلیس ناچار افراد دستگیر شده را آزاد و متظاهرین را متفرق می‌نماید.
2‌ـ از ساعت 00/9 روز 18/10/57 حدود دو هزار از اهالی سمنان از مسجد سلطانی به راه افتاده و ضمن دادن شعارهای ضد ملی به طرف میدان سی سر حركت و سپس وارد میدان منوچهری شده در این محل شخصی بنام غلامعلی رحیمیان كارمند بازنشسته دادگستری كه از متعصبین افراطی می‌باشد شروع به سخنرانی نموده و عده‌ای دور وی را گرفته بودند كه شناخته نشود. وی به مردم اعلام نمود كه گول این دولت غاصب بختیار را نخورند و تا زمانی كه رژیم عوض نشده است از فعالیت دست بر ندارند و پول آب و برق و تلفن را ندهند. پس از سخنرانی وی مردم متفرق گردیدند.
3ـ‌كلیه ادارات و مغازه‌ها و مدارس ورامین تعطیل و تظاهرات پراكنده‌ای در منطقه وجود دارد و وضع غیرعادی است.
رییس نصر
در ساعت 15 تحویل افسر نگهبان اداره كل سوم (آقای راحت) گردید.

به: 312 شماره: 2692/22/ هـ
از: 22 هـ تاریخ: 19/10/57
1ـ از ساعت 20/11 روز گذشته در خمین حدود 4000 نفر زن و مرد ضمن حمل عكس‌هایی از ]امام[خمینی و دادن شعارهایی در حمایت از وی و شعارهای مضره شروع به راه‌پیمایی نموده كه در ساعت 30/12 وسیله مأمورین متفرق و اتفاق سوئی رخ نداد.
2ـ‌ از ساعت 9 صبح روز گذشته اهالی محلات و دهات اطراف آن در مسجد جامع اجتماع و در ساعت 30/11 با دادن شعارهای مضره در خیابان‌ها شروع به راه‌پیمایی نمودند سپس در میدان كورش توقف و پس از استماع سخنرانی یكی از روحانیون در ساعت 00/13 بدون هیچ‌گونه درگیری متفرق شدند.
رییس احمدی
گوینده: مقدم
گیرنده: راحت ساعت: 20/10

از : كمیته مشترك 383 جلد 1129/11999/383
به: 312 تاریخ: 19/10/57
روز گذشته تظاهرات شدیدی در خرم‌آباد صورت گرفته كه منجر به زخمی شدن 18 نفر و كشته شدن تعدادی شده است. مردم در حال حاضر شدیدا عصیان‌زده شده و امكان دارد دست به اقدامات حادی بزنند و در روز جاری علمای خرم‌آباد اجتماع كرده و نامه‌ای در شش بند نوشته و تسلیم مقامات شهر نموده‌اند.
آنان تقاضا كرده‌اند كه گارد از شهر خارج شود و مسئولیت كامل شهر و مردم به عهده روحانیون باشد و تظاهرات را آزاد بگذارند و قول می‌دهند هیچ‌گونه عمل خشونت‌آمیز انجام نشود و در غیر این صورت هیچ‌گونه مسئولیتی را قبول نكرده و جلوی مردم را نخواهد گرفت.
كاویانی
گوینده: فروزنده
گیرنده : راحت ساعت: 10/17

به : 312
از : 20 هـ 12
تا ساعت 10/12 دقیقه روز 19/10/57 وضع بازار تهران ـ شهر ری ـ شمیران و كرج به شرح زیر به استحضار می‌رسد.
1ـ بازار تهران و مغازه‌های اطراف تعطیل ـ نفت كمیاب و در مقابل پمپ‌های بنزین اكثرا ازدحام زیادی، مشاهده می‌شود.
به:312 شماره: 5721/ هـ 1
از: هرمزگان تاریخ: 20/10/57
شب گذشته از ساعت 00/18 خاموشی سراسر شهر بندرعباس را فرا گرفت و در زمان خاموشی كه تا نزدیكی ساعت 00/23 و بعضی نقاط تا صبح ادامه یافت چند منزل در شهر طعمه حریق گردید كه یك از آنها منزل یك نفر شهربانی و یك عدد بمب دست ساز به محل دژبان نیروی هوایی بندرعباس پرتاب كه خوشبختانه خسارت جانی و مالی نداشته است.
ضمنا ظرف چند روز گذشته مرتبا منازل خارجیان یا خود آنها مورد تهاجم واقع می‌گردند هزاران نفر از خارجیان بندرعباس را اعم از اسپانیایی، ایتالیایی ، انگلیسی ، امریكایی ، ژاپنی و غیره كه در طرح‌های بزرگ نظیر كشتی سازی ـ شهر بندرعباس ـ نیروگاه بزرگ برق و غیره به كار مشغولند به جز تعدادی قلیل تدریجا بندرعباس را ترك نموده‌اند. نظامیان و مأموران انتظامی در شهر مورد تهدید و تعرض قرار می‌گیرند. زمین‌ها و ساختمان‌های عده‌ای از مردم تصرف می‌گردد. و همچنین شعارهای مضره در خاموشی‌های شبانه در سراسر شهر كه به طور سرسام آور نوشته شده بوسیله مسئولین پاك نمی‌شود.
مهرام

از: خرم‌آباد شماره: 5994/ هـ 15
به : 312 تاریخ: 20/10/57
ساعت 00/9 روز جاری حدود ده هزار نفر از اهالی خرم‌آباد در حالی كه اكثرا روحانیون خرم‌آباد در پیشاپیش آنان بودند در خیابان‌های شهر به پیاده‌روی كاملا آرام پرداخته كه یكی از وعاظ كه اهل خرم‌آباد و ساكن قم می‌باشد به نام سید محمد صالح طاهری برای مردم سخنرانی و آخرین اعلامیه خمینی را مبنی بر اینكه نبایستی به افسران و افراد پلیس و ساواك و منازل آنان حمله كرد و آتش سوزی ایجاد نمود همچنین منع تخریب و آتش‌سوزی اماكن عمومی و غیره و ایجاد نفاق و خواستار شناسایی عاملین آتش‌سوزی و تخریب و معرفی آنان برای محاكمه به علما قرائت گردید و كلیه حاضرین به آرامش دعوت شده‌اند این پیاده‌روی بدون هیچ حادثه‌ای خاتمه یافت.
گوینده: جودكی

به: 312 شماره: 11439/1 هـ 1
از:‌آبادان تاریخ: 20/10/57
در ساعت 00/11 مورخه 18/10 جاری راهپیمایی با شركت 500 نفر از كاركنان شركت ملی نفت و طبقات مختلف در خارك به طرفداری از خمینی برگزار گردید این تظاهرات بدون دخالت نیروهای انتظامی خاتمه یافت.

به:312 شماره: 13181/21 / ه‌ـ
از: قم تاریخ: 20/10/57
به دنبال اظهارنارضایتی شدید مأمورین انتظامی و پاره‌ای از مردم قم از صدمات جانی و مالی كه اخیرا به تعدادی از مأمورین وارد و از طرف طرفداران آیت‌الله خمینی به اطلاع نامبرده رسیده از طرف وی اعلامیه‌ای به تاریخ 10 صفر با متن زیر در قم انتشار یافته است.
استحضارا معروض
سلام و تحیت به عموم ملت ایران
مطالبی از ایران می‌رسد كه از توطئه‌ای خطرناك حكایت می‌كند ، گفته می‌شود اعلامیه‌هایی بدون امضا در طهران و شهرستان‌ها منتشر می‌شود و اشخاص زیادی را به اسم ساواكی و یا عمال شاه تهدید به قتل می‌كنند و خانه‌هایی را با همین بهانه‌‌ها سوزانده و به فرزندان آنها اهانت نموده و آزار داده‌اند به طوری كه از ایران اطلاع داده‌اند، اعمالی بر خلاف اسلام و انصاف بدون رعایت حقوق شرعی انجام می‌گیرد كه شاهد بر آن است كه دست‌های ناپاكی در كار است كه با هرج و مرج و ایجاد رعب و وحشت نهضت مقدس اسلامی را متهم نموده و خدائی نکرده به شکست بکشد. ملت محترم ایران باید بدانند که دیانت مقدس اسلام جان و مال انسان‌ها را محترم شمرده و تجاوز به آنان را از محرمات عظیمه می‌داند و كسانی‌كه دست به این نحو جنایات زده و موجب ارعاب مردم می‌شدند به نظر می‌رسد از جناح‌های منحرفی باشند كه می‌خواهند در پناه هرج و مرج یا شاه را حفظ كنند و یا كشور را با كودتای نظامی به تباهی بكشند. مردم مسلمان ایران در مبارزات به حق خود از این روش‌های غیر انسانی استفاده نمی‌کنند و موظف شرعی هستندكه به اعلامیه‌های بی‌امضا به هیچ وجه ترتیب اثر ندهند و از اشخاصی كه می‌خواهند به خانه‌های مردم تجاوز كنند و آتش‌سوزی نمایند جلوگیری نمایند كه به نظر می‌رسد توطئه‌ای در دست اجرا است كه باید جلوگیری شود.
ملت شریف در تهران و شهرستان‌ها و قصبات به راه‌پیمایی و تظاهرات و اعتصابات خود ادامه دهند تا این توطئه‌ها با رفتن شاه خنثی شود بر حضرات علما اعلام ایران است كه مردم را با اعلامیه‌ها بیدار كنند و آنان را به وظایف شرعی خود آگاه نمایند كه مجازات اشخاص جنایت كار و جرم بعد از اثبات جنایت با محاكم صالحه است نه با اشخاص متعارف.
والسلام علیكم روح‌الله موسوی خمینی

به: 312 ـ 324ـ 323 شماره: 21/10/57
از: شهر كرد تاریخ: 21/10/57
مغازه‌ها بسته و مراكز آموزشی تعطیل و صبح روز جاری حدود 6000 نفر ضمن راهپیمایی و دادن شعار مضره به اداره ثبت اسناد و لژیون خدمتگزاران بشر و بهداری رفته و عكس كد 66 را پاره و قاب‌های آن را شكسته به راهپیمایی ادامه دادند هر گونه حادثه بعدی متعاقبا به استحضار می‌رسد.

به: 312ـ 302 شماره: 13193/21 هـ
از: 21 هـ‌ تاریخ: 21/10/57
پیرو شماره 14192/21 هـ ـ 21/10/57
1ـ بعدازظهر روز جاری جمعیتی كه حدود 500 نفر تخمین زده می‌شد از خیابان چهار مردان قم حركت و در صحن مطهر حضرت معصومه (ع) اقدام به دادن شعارهای مضره و اسائه ادب آمیز نموده و سپس متفرق شدند همچنین عده‌ای در صف‌های طویل پمپ بنزین نیز مبادرت به دادن شعارهایی اسائه ادب آمیز نموده‌اند ضمنا در تظاهراتی كه روزهای جاری در جلوی شهربانی قم روی داده نام چند نفر از مأمورین شهربانی از لحاظ انتقام جویی بر سر زبان‌ها بوده است كه مراتب جهت اقدام شایسته به فرمانداری نظامی و شهربانی قم اعلام گردید.
2ـ شب گذشته علی مراد علی درجه‌دار بازنشسته ارتش در یك از كوچه‌های قم بوسیله عوامل آشوبگر مورد ضرب واقع كه پس از انتقال به بیمارستان معالجات معموله مؤثر واقع نشده و فوت نموده است.
3ـ در یكی از مساجد تفرش فیلمی به مدت سه شب پیاپی مربوط به وقایع مشهد به نمایش گذاشته شده كه یكی از آموزگاران محل مسئولیت پخش فیلم را به عهده داشته است.
4ـ حدود ساعت 00/18 تظاهراتی با شركت قریب 400 نفر از نوجوانان در محل مسجد حبیب بن موسی با دادن شعارهای مضره روی داده كه متظاهرین پس از مدت 15 دقیقه متفرق شده‌اند. ضمنا در روز جاری به چند مورد تظاهرات پراكنده از جمله تظاهرات حدود 500 نفر با شركت فرهنگیان و سایر طبقات در شهرسان ساوه برخورد شده است. استحضارا معروض
1ـ‌دفتر ویژه سرهنگ قندی . 2ـ نخست وزیری زمزینانی . 3ـ مركز فرماندهی جهانپور
گوینده : ضابط
گیرنده: یوسفی
ساعت: 50/12 ـ 21/10/57

از: زاهدان شماره: 13256/هـ 11
به: 312 تاریخ: 21/10/57
قبل از ظهر روز جاری اجتماعی در مسجد جامع زاهدان تشكیل سپس حاضرین كه حدود دو هزار نفر بودند در حالیكه آیت‌الله كفعمی و چند تن از روحانیون زاهدان در پیشاپیش آنان حركت میكردند مبادرت به راهپیمایی و دادن شعار به نفع ]امام [خمینی و ضد ملی نموده و پس از طی چند خیابان مجددا به مسجد مذكور مراجعت و پس از برگزاری نماز جماعت متفرق گردیدن ضمنا راه‌پیمایی در مسیر راه در یكی از خیابان‌های زاهدان به زمین نشسته و پس از استماع سخنرانی یكی از دانشجویان مجددا به راه‌پیمایی ادامه دادند مراتب جهت استحضار اعلام.
رضوانی

به: 312 شماره: 9071/ هـ
تاریخ: 22/10/57
به مناسبت چهلمین روز در گذشت شیخ ابوتراب عاشوری از صبح روز جاری عده انبوهی از اهالی بوشهر و برازجان و قراء اطراف آن در چقادك 30 كیلومتری بوشهر كه موطن شیخ مزبور می‌باشد تجمع و مراسمی بدین منظور برگزار گردید متظاهرین حدود ساعت 00/16 به بوشهر وارد شده و ضمن راه‌پیمایی در خیابان‌ها و با استفاده از بوق اتومبیل و دادن شعارهای مضره سر و صدای زیادی به راه انداخته‌اند. از نظر احتمال حمله اهالی به ساواك مراقبت ادامه دارد و ضمنا این ساواك نیز در آمادگی كامل به سر می‌برد.
فریدونی
گوینده: مجرد
گیرنده: شاهنگی
ساعت: 45/18
به عرض آقای امیدی رسید.

از: 312 شماره: 2849/25 هـ
به: 25 هـ تاریخ: 22/10/57
برابر اعلام سازمان قزوین صبح روز 21/10/57 در مسجد شاه قزوین اجتماعی تشكیل گردید كه جمعیت آنها حدود 3 هزار نفر بودند در این اجتماع ضمن اینكه مردم همان شعارهای قدیمی خود را علیه كد 66 و له ]امام[خمینی تكرار نموده‌اند. شخصی بنام خراسانی واعظ منتخب قم برای اهالی قزوین مطالبی را جهت استماع شنوندگان درباره خودداری مردم از آتش زن اموال ارتشی‌ها و ساواكی‌ها عنوان نموده‌اند. ضمنا آقای مجید مولوی نیز برای بازدید خسارات وارده ناشی از حوادث چند روزه قزوین به آن شهرستان وارد و ضمن ملاقات با فرماندار و فرمانداری نظامی قزوین بررسی‌های انجام داده است. به قرار اطلاع واصله آشوبگران در صدد هستند كه ظرف روزهای آینده ساختمانی را آتش بزنند كه موضوع به اطلاع فرمانداری نظامی رسیده و قرار است در این باره شورای هماهنگی تصمیم گرفته فعلا در شهر زنجان وضع آرام می‌باشد. و فقط چند تهدید تلفنی به منازل كاركنان ساواك انجام شده است هر گونه اطلاع بعدی متعاقبا به استحضار خواهد رسید.
گوینده: آقای كلانتری
ساعت:‌ 20/15 به عرض مقام مدیریت كل رسید.

به: 312 2 سیار
از: قم 30/10/57
به دنبال راه‌پیمایی و تظاهرات روز گذشته از بامداد روز جاری عده‌ای از جوانان با داشتن بازوبند و نصب كارت به سینه خود تحت عنوان مأمور انتظامات اسلامی در بعضی از چهارراه‌ها و میادین امور انتظامی و ترافیك شهر قم را به عهده گرفته‌اند مراتب استحضار معروض می‌گردد.
رییس ساواك قم باصری نیا

طبقه‌بندی حفاظتی
تلگراف وارده
1ـ به 312 و 314 و 302 2ـ‌ از سنندج
3ـ شماره 22250 / هـ 4ـ تاریخ 7/11/57
پیرو / بازگشت شماره 22249/ هـ ـ 5/11/57
به دنبال برگزاری تظاهرات موافق موضوع پیروزی عده‌ای از مخالفان مبادرت به اقدامات خرابكارانه و آتش‌سوزی در سطح شهر سنندج نمودند كه در برخورد با مأمورین یك نفر پاسبان زخمی و صبح روز بعد 6/11/57 در بیمارستان فوت و این امر موجب ناراحتی شدید و عصیان پاسبانان گردید كه با سخنرانی فرمانده لشكر 28 و قول رسیدگی وی مأمورین آرامش خود را بازیافته لكن در اثر شكسته شدن یك جام شیشه در شهربانی و ترس و مخفی شدن رییس شهربانی در دفتر كار خود مجددا تحریك و به خیابان‌ها ریخته و مبادرت به تیراندازی و آتش زدن تعدادی از مغازه‌های افراد مخالف و اماكن دیگر سنندج از جمله حسینیه سنندج و مسجد قران ‌احمد مفتی‌زاده نموده كه البته در این آتش‌سوزی ها عده‌ای از عناصر خرابكار و به اصطلاح كمونیست نیز با سوء استفاده از فرصت نقش فعالانه‌ای به عهده داشته و به طور كلی در تمام مدت روز شهر چهره‌ای ناآرام داشت تا سرانجام با دخالت لشكر آرامش برقرار و بر اساس تصمیم شورای تأمین قرار شد تا عادی شدن كامل اوضاع مأمورین شهربانی جمع‌آوری و كنترل حفاظت از كلانتری‌ها توسط لشكر صورت گیرد در این جریانات 4 نفر كشته و 15 نفر زخمی كه دو نفر آنان مأمور شهربانی هستند زخمی گردیده‌اند.
نصرتی
منبع: www.irdc.ir
جمعه 20/11/1391 - 19:45
منبع:ماهنامه ی دیدار آشنا
قال‌الكاظم‌علیه‌السلام:
رجلٌ مِن قم یدعو الناس الی الحقِّ، یجتمع معه قومٌ كُزبُر‌الحدید لا تزلهم‌الریاحُ‌ العواصف و لا یملّون مِنَ‌الحرب و لا یجبُنون و علی الله یتوكلون والعاقبه للمُتَّقینَ؛ مردی از قم، مردم را به سوی حق دعوت می‌كند. جماعتی همانند پاره‌های آهن گرد او جمع می‌شوند كه طوفان‌های سهمگین آنان را به‌لرزه درنمی‌آورد، از جنگ نمی‌هراسند و ترسی به دل راه نمی‌دهند، بر خدا توكل دارند و سرانجام، پیروزی با پارسایان است.
بحار؛ ج60، ص216 .
امام در‌كلام رهبر:
امام خمینی( رحمت الله علیه) شخصیتی آن چنان بزرگ بود كه در میان بزرگان و رهبران جهان و تاریخ، به جز انبیا و اولیای معصومین (علیهم‌السلام )به دشواری می‌توان كسی را با این ابعاد و این خصوصیات تصور كرد.
... او اهل خلوت، اهل عبادت، اهل گریه نیمه شب، اهل دعا، تضرع، ارتباط با خدا، شعر و معنویت و عرفان و ذوق و حال بود. آن مردی كه چهره او دشمنان ملت ایران را می‌ترساند و به خود می‌لرزاند و آن سد مستحكم و كوه استوار، وقتی كه مسایل عاطفی و انسانی پیش می‌آمد یك انسان لطیف، یك انسان كامل و یك انسان مهربان بود.

گویا حسین را می‌دیدند

استاد شهید مرتضی مطهری(رحمت الله علیه):
ندای امام خمینی(رحمت الله علیه) از قلب فرهنگ و اعماق تاریخ و از ژرفای روح این ملت برمی‌خاست، مردمی كه در طول چهارده قرن حماسه محمد ‌(صل‌الله‌‌علیه‌و‌آله)،زهرا (علیها‌السلام)، حسین (علیه‌السلام)، زینب (علیها‌السلام)، سلمان و ابوذر و صدها هزار زن و مرد دیگر را شنیده بودند و این حماسه‌ها با روحشان عجین شده بود، بار دیگر همان ندا را از حلقوم این مرد شنیدند و علی و حسین را در چهره او دیدند ... مردمی كه سال‌ها این آرزو را كه در زمره یاران امام حسین علیه‌السلام باشند در سر می‌پروراندند به ناگاه خود را در صحنه‌ای این‌چنین مشاهده كردند،گویاحسین علیه‌السلام را به عینه می‌دیدند كربلا و حنین، بدر، احد، تبوك، خیبر ... را می‌دیدند.
امام و معجزه پیش‌گویی‌های سیاسی:
مهمترین دستاورد انقلاب اسلامی ایران برای ما(روس‌ها)نامه حضرت امام به گورباچف بود كه در آن به رهبری شوروی تذكر داده شد كه در فرایند پروستریكا مواظب باشید در باتلاق غرب گرفتار نشوید و اگر گورباچف به این نصایح امام توجه می‌كرد دچار این گرفتاری نمی‌شد. بابورین(نماینده مجلس دومای روسیه) اگر ما پیش‌گویی‌های آیت ‌الله خمینی را در آن پیام جدی می‌گرفتیم امروز قطعاً شاهد چنین وضعیتی(فروپاشی شوروی و ضعف روزافزون روسیه) نبودیم، آیت ‌‌الله خمینی توانست اثر بزرگی در جهان بگذارد و من معتقدم ایشان فراتر از زمان می‌اندیشید و در بعد مكان نمی‌گنجید.
گورباچف(آخرین رییس‌جمهور شوروی)

مردی از یادآوران

شهید سید‌‌ مرتضی آوینی:
امام خمینی(رحمت الله علیه) پیامبر تازه ای نبود، اما او از یادآوران بود، از مخاطبان «انت مذكر» كه عهد فطری مردمان با خداوند را به آنان یاد‌آوری كرد و پس از چند قرن كه از هبوط بشر در مصداق جمع كلی می‌گذشت چون اسلاف خویش از ابراهیم و اسماعیل و محمد صل‌الله‌علیه‌و‌آله دوره‌ای از جاهلیت را شكست و عصر دیگری از دین‌داری را آغاز كرد، این عصر تازه را باید عصر امام خمینی(رحمت الله علیه) نام نهاد.
مهمترین دست‌آورد قیام الهی امام(رحمت الله علیه)
حضرت آیه‌الله مصباح یزدی(حفظه‌الله):
مهمترین دست‌آورد حركت امام خمینی(رحمت الله علیه) احیای دین و دین‌گرایی در جهان معاصر بود؛ به‌گونه‌ای كه به بركت این حركت نه‌تنها پیروان دین اسلام بلكه پیروان دیگر ادیان از جمله مسیحیت نیز حیاتی دوباره یافته و در نتیجه گرایش به دین و دین‌داری در سایر ملل نیز افزایش یافت.
... دست كم دو قرن لازم است تا[ امام ره و] تأثیری كه ایشان در جامعه بشریت گذاشته دقیقاً ارزش‌یابی شود.

فصل بیداری دانشمندان

دكتر مهدی گلشنی(رییس انجمن فیزیك ایران و رییس پژوهشكده علوم انسانی):
شما اگر وضعیت بیست سال پیش اروپا، آمریكا را با حال مقایسه كنید[می‌بینید] اصلاً قابل قیاس نمی باشد. حتی هفت- هشت سال پیش را كه من با حال مقایسه می‌كنم تفاوت بسیار است ...
چند سال قبل برای سمینار(تعبیر فیزیك نسبیت) در لندن بودم. بحث كیهان شناسی مطرح بود یك فیزیك‌دان فیلسوف بلژیكی در ضمن آن كه داشت راجع به یك مدل كیهان‌شناسی صحبت می‌كرد اسمی از خدا آورد، كه یك فیزیك‌دان آمریكایی(از دانشگاه آكسفورد) گفت: در كنفرانس فیزیك جایی برای آوردن اسم خدا نیست! این را من خودم شاهد بودم اما الان(بعد از انقلاب اسلامی) وضعیت آن چنان تغییر كرده كه چهار سال پیش انجمن آمریكایی پیشرفت علم كه بزرگترین انجمن علمی آمریكاست و بسیاری از شخصیت‌های برجسته علمی آمریكا عضو آن هستند، سمیناری برگزار كرد، كه در آن سمینار برای اولین‌بار غیر از جلسه‌های موازی كه معمولاً در رابطه با كنفرانس‌ها می‌گذارند، یكی دو جلسه هم درباره «رابطه علم و دین» قرار داده بودند. این جلسات آن چنان شلوغ بود كه بقیه جلسه‌ها را تحت شعاع قرار داده بود و سروصدای اولیای سمینار را درآورد، یعنی وضعیت این‌چنین تغییر كرده است.
صدایی كه جهان را به لرزه درآورد
پروفسور حمید مولانا:
به عقیده من هیچ صدایی در قرن بیستم مثل صدای امام، جهان را به لرزه در نیاورد. حضرت امام پس از جنگ جهانی، اولین شخصیتی بودند كه به صورت جهانی «طلسم سكوت» را در مقابل طاغوت و ظلم شكستند، اگر این طلسم نشكسته بود امروز شوروی زنده بود.
كنگره بزرگ علوم ارتباطات روابط بین‌الملل به ورشو[ لهستان] رفتم، وقتی درآنجا درباره انقلاب اسلامی ایران صحبت كردم چند نفر از دانشمندان لهستانی- كه بعداً در مبارزات لهستان تأثیر فراوانی داشتند- می‌خواستند حضرت امام(رحمت الله علیه) را بشناسند.

سایت‌ها و سیاست‌ها

حجت‌الاسلام دكتر شاملی:
در حال حاضر با یك مراجعه اجمالی به اینترنت متوجه می‌شویم با ورود از طریق سرور گوگل می‌توان به 20100 سایت، و از طریق برخی دیگر از سرورهای دیگر به 10776 سایت كه پیرامون واژه «امام خمینی»به ارایه مطالب در زمینه‌های مختلف پرداخته‌اند دست یافت، چنان‌كه با پی‌جویی كلید واژه «امام خمینی» به 52000 سایت اینترنتی با همین محتوا برخورد می‌كنیم كه بسیاری از این سایت‌ها مستقیماًاز سوی صهیونیست‌ها و ضدانقلاب و وهابی‌ها و بهایی‌ها اداره می‌شوند و با هدف تحریف و تضعیف شخصیت نجات‌بخش حضرت امام(قدس‌سره) به صورت مداوم به تحمیق افكار عمومی می‌پردازند، علاوه بر این كه اساساً هفت‌صد سایت اینترنتی با عنوان«برضد خمینی» به اجرای سیاستهای شوم صهیونیست بین‌الملل در این زمینه مشغولند ...

تغییر استراتژی مسلمانان

پل ویریج(ریاست بنیاد كنگره آزاد آمریكا):
با پیروزی انقلاب اسلامی ایران و بعد از حدود سیصد سال كه اسلام استراتژی دفاعی داشت، حالا استراتژی تهاجمی اتخاذ كرده است. الان اسلام در حال گسترش به همه جهان است؛ از پایین به هردو ساحل آفریقا، از شرق به طرف جنوب دریای چین تا استرالیا، از شمال به سمت اروپای شرقی و غربی و از غرب به سمت ایالات متحده، اسلام نسبت به سایر ادیان بیشترین رشد را در آمریكا دارد و به همین خاطر مسیحیت در خطر افتاده است.
جمعه 20/11/1391 - 19:43
نویسنده:مرتضی شیرودی 
اشاره
مفروض این نوشتار این است: «قیام امام حسین علیه‏السلام بر پیروزی انقلاب اسلامی تأثیر گذاشته است.» چنان‏كه در كلامِ امام خمینی قدس‏سره آمده است كه «انقلاب اسلامی ایران، پرتوی از عاشورا... است.»(1) بنابراین، در این مقاله، تلاشی برای اثبات تأثیرپذیری انقلاب اسلامی از قیام امام حسین علیه‏السلام صورت نمی‏گیرد؛ بلكه مقاله حاضر به دنبال نشان دادن ابعاد تأثیر عاشورا بر وقوع انقلاب اسلامی است. از این‏رو، سؤال اصلی این مقاله عبارت‏است از: «ابعاد تأثیرپذیری انقلاب اسلامی از قیام امام حسین علیه‏السلام چیست؟» در بیست و چهارمین بهار پیروزی شكوهمند انقلاب اسلامی، اینك نیم‏نگاهی به ابعاد تأثیرپذیری انقلاب اسلامی از نهضت خونین عاشورا می‏اندازیم.

مدخل

در پاسخ به سؤال مزبور، به بررسی تأثیر قیام امام حسین علیه‏السلام بر عوامل اصلی پیروزی انقلاب اسلامی، یعنی مكتب اسلام، رهبری امام خمینی قدس‏سره و حضور مردم می‏نشینیم. انتخاب این عوامل به آن دلیل است كه اغلب نوشته‏ها و گفته‏های مربوط به انقلاب اسلامی، این سه عامل را علل اصلی پیروزی انقلاب اسلامی می‏دانند. به عنوان مثال:
الف. «عامل اصلی كه موجب بروز و پیروزی انقلاب اسلامی گردیده است، عامل اسلام‏زدایی شاه بوده است... مسلما غیر از این عامل، نبایدعامل‏وحدت‏بخش‏وحركت‏آفرین‏رهبری‏دینی و مرجعیت‏والامقامی‏نظیرامام‏خمینی‏رابه باد فراموشی سپرد.»(2)
ب. «امام به عنوان وصل میان مردم و اسلام، با درس از نهضت عاشورا، محتوای سیاسی ـ انقلابی را بدان باز گرداند. [بنابراین]... مكتب اسلام، رهبری امام و حضور مردم، سه عامل اصلی محدثه انقلاب به حساب می‏آیند.»(3)
اسلام
ارائه چهره جدیدی از اسلام، كه از آن به اسلام حسینی علیه‏السلام یاد می‏شود، از مهم‏ترین عوامل پیروزی انقلاب اسلامی است. در حقیقت، اسلامی را كه امام حسین علیه‏السلام و امام خمینی قدس‏سره به كار گرفتند، با اسلام عبدالله بن زبیر تفاوت داشت؛ زیرا، این‏گونه اسلام‏ها قادر به انقلاب كردن و جاودانه شدن نبوده‏اند. اما واقعا، چه تفاوتی بین اسلام آنان وجود داشت؟ توجه به موارد زیر، بخشی از تفاوت‏های این دو را نشان می‏دهد:
امام حسین علیه‏السلام در نامه‏ای به مردم بصره نوشت: «شما را به كتاب خدا و سنّت پیامبر دعوت می‏كنم؛ زیرا در شرایطی قرار گرفته‏ایم كه دیگر سنت پیامبر از میان رفته و جای آن را بدعت گرفته است.»(4) «[امام خمینی قدس‏سره [در ظرف دو دهه توانستند چهره نوینی از اسلام بسازند، چهره‏ای مترقی، انقلابی، مبارز... این اسلام احیا شده همه آن چیزی بود كه رژیم شاه نبود... با چنین تصویری از... اسلام، [او [توانست میلیون‏ها نفر را در اعتراض و مخالفت با رژیم شاه به حركت درآورد.»(5) اما اسلام حسینی علیه‏السلام و اسلام خمینی قدس‏سره ، چه تفاوت‏هایی با اسلام یزیدی و اسلام پهلوی داشت؟ به برخی از این تفاوت‏ها بنگرید:
تقیه: تقیه كه ریشه در قرآن و سنّت دارد، یك حكم قطعی برای همه زمان‏ها و مكان‏ها نیست. به همین دلیل، امام حسین علیه‏السلام و امام خمینی قدس‏سره در مواردی كه اسلام در خطر باشد تقیه را حرام و قیام خود علیه حكومت یزید و شاه را آغاز و ادامه دادند.
«روز هشتم ذی‏الحجه 61 هجری، با تبدیل حج تمتع به عمره تصمیم به قیام علنی علیه یزید گرفت و عزم خروج به سوی كوفه را داشت. عمرو بن سعید ایشان را از این كار خطرناك منع كرد و پرسید: "ای حسین از خدا تقیه نمی‏كنی؟ از جماعت بیرون می‏آیی و بین امت تفرقه می‏اندازی؟" امام علیه‏السلام در پاسخ، این آیه را قرائت فرمود: "لی عَمَلی وَ لَكُم عَمَلُكُمْ أنتُم بریئونَ مِمّا اَعمَلُ وَ اَنَا بَریٌ مِمّا تَعْمَلُون"؛ عمل من برای من، و عمل شما برای خودتان، شما از كار من بیزارید و من از كارهای شما بیزارم."(6)
امام خمینی قدس‏سره نیز پس از حمله دژخیمان شاه به مدرسه فیضیه در سال 1342، در تلگرافی به آیات عظام تهران نوشتند:
«اینان با شعار شاه دوستی به مقدسات مذهبی اهانت می‏كنند. شاه دوستی یعنی غارت‏گری، هتك اسلام، تجاوز به حقوق مسلمین، سوزاندن نشانه‏های اسلام، محو آثار اسلامیت، شاه دوستی یعنی تجاوز به احكام اسلام و تبدیل احكام قرآن كریم، شاه دوستی یعنی كوبیدن روحانیت و اضمحلال آثار رسالت، حضرات آقایان توجه دارند، اصول اسلام در معرض خطر است، قرآن و مذهب در مخاطره است، با این احتمال، تقیه حرام است و اظهار حقایق واجب (ولو بلغ ما بلغ).»(7)
بدعت زدایی: اسلامِ امامِ كربلا و اسلامِ امامِ پانزده خرداد، با بدعت‏گذاری دینی به مخالفت برخاسته‏اند. امام حسین علیه‏السلام در نامه‏ای به بزرگان بصره نوشت: «شما را به كتاب خدا و سنت پیامبرش دعوت می‏كنم؛ همانا سنت مرده و بدعت زنده شده است».(8) امام خمینی قدس‏سره نیز در این‏باره فرمود: «ما باید سعی كنیم تا حصارهای جهل و خرافه را شكسته، تا به سرچشمه زلال اسلام ناب محمدی برسیم و امروز غریب‏ترین چیزها در دنیا همین اسلام است و نجات آن قربانی می‏خواهد و دعا كنید من نیز یكی از قربانی‏های آن گردم.»(9)
شهادت‏خواهی: اسلام حسینی علیه‏السلام و اسلام خمینی قدس‏سره ، بر عنصر شهادت‏طلبی استوارند. در یكی از نیایش‏های امام حسین علیه‏السلام در روز عاشورا چنین می‏خوانیم: «خدایا! دوست دارم كه كشته شوم و زنده گردم، هفتاد هزار بار در راه اطاعت و محبت تو، به خصوص اگر در كشته شدنم نصرت دین تو و زنده شدن فرمانت و حفظ ناموس شریعت تو نهفته باشد.»(10) امام قدس‏سره نیز به تأسی از قیام عاشورا گفت: «مرگ سرخ، به مراتب بهتر از زندگی سیاه است و ما امروز به انتظار شهادت نشسته‏ایم تا فردا فرزندانمان در مقابل كفر جهانی با سرافرازی بایستند».(11)
عدالت‏طلبی: حركت امام حسین علیه‏السلام و قیام امام خمینی قدس‏سره بر پایه عدالت قرار داشتند. در زیارت اباعبدالله الحسین علیه‏السلام می‏خوانیم: «شهادت می‏دهم كه تو به قسط و عدالت دستور دادی و به این دعوت كردی.»(12) مسلم هم پس از دستگیری، خطاب به ابن زیاد فرمود: «ما آمده‏ایم تا به عدالت فرمان دهیم و به حكم قرآن فرا بخوانیم.»(13) امام خمینی قدس‏سره سخنی مشابه به این سخنان دارد: «مگر خون ما رنگین‏تر از خون سیدالشهداست. ما چرا بترسیم از این‏كه خون بدهیم یا این كه جان می‏دهیم؟ آن هم در ماجرای دفع سلطان جائری كه می‏گفت مسلمانم. مسلمانی یزید هم مثل مسلمانی شاه بود. اگر بدتر نبود، بهتر نبود.»(14)

امام خمینی قدس‏سره

امام حسین علیه‏السلام بارها به مقایسه یزید با خود و معاویه با علی علیه‏السلام پرداخت و از این مسأله برای برانگیختن مردم به قیام علیه یزید سود جست. در تأیید این سخن، می‏توان به فرازی از كلام امام حسین علیه‏السلام استناد كرد: «به خدا قسم، من به خلافت شایسته‏ترم، پدرم بهتر از پدر اوست، جدم برتر از جد اوست، مادرم بهتر از مادر اوست و خودم بهتر از اویم.»(15)
امام خمینی قدس‏سره نیز با تأسی از قیام عاشورا، به مقایسه محمدرضا پهلوی با یزید بن معاویه پرداخت. البته، شباهت‏های فراوان موجود بین آن دو، مقایسه فرزند رضاخان و فرزند معاویة بن ابوسفیان را هم آسان‏تر و هم برای مردم قابل درك‏تر می‏ساخت. به نمونه‏ای از این شباهت‏ها توجه كنید:
یزید در سه سال پادشاهی خود، سه جنایت بزرگ را مرتكب شد. در سال 61 هجری، امام حسین علیه‏السلام و یارانش را به شهادت رساند. در سال 62 هجری، به مدینه حمله كرد و به مدت سه روز، مردم شهر را كشت، اموال آنان را به غارت برد و زنان آنان را غاصبانه به ملك خود و سربازانش درآورد. در سال 64 هجری، به بهانه سركوب عبدالله بن زبیر، كه در خانه خدا پناه گرفته بود، به مكه حمله برد و خانه خدا را با منجنیق به سنگ و آتش بست.(16)
از خیانت‏های بزرگ شاه، جشن تاج‏گذاری وی در سال 1346 بود. بخشی از هزینه‏های این جشن عبارت بود از: تاج شاه با 3380 قطعه الماس، 50 قطعه زمرد، 368 حبه مروارید به وزن دو كیلو و هشتاد گرم و از نظر قیمت، غیر قابل تخمین. تاج همسر شاه با 1646 قطعه الماس و تعداد مشابهی از جواهرات دیگر و طلا به قیمت تخمینی 14 میلیون دلار ساخته شده بود. پیراهن همسر شاه مزین به 40 هزار الماس، وان حمام وی بلورین و به ارزش 75 هزار دلار و هزینه درشكه مخصوص او 150 هزار دلار بود.(17)
بی شك مقایسه یزیدبن معاویه با محمدرضا شاه در شركت و حضور مردم در براندازی رژیم پهلوی نقش ویژه داشته است. این واقعیت را می‏توان در سند زیر از مجموعه اسناد منتشر شده سفارت آمریكا(=لانه جاسوسی) تحت عنوان نخبگان و توزیع قدرت در ایران یافت:
«روحانیون مسلمان كشور از جمله جسورترین منتقدین شاه به حساب می‏آیند... در وعظ‏ها، نشریات و مراسم مذهبی شاه را مورد انتقاد قرار می‏دهند. در یكی از بحث‏های مرسوم احساسی، شاه را با یزید كه مسؤول قتل امام حسین علیه‏السلام در قرن هفتم بود، مقایسه می‏نمایند. این رویداد تاریخی شیعه، هسته اصلی اسلام مرسوم در ایران بود و هرساله در صدها نقطه از كشور با برپایی نمایش‏های دراماتیك نحوه قتل امام حسین علیه‏السلام و خانواده‏اش را در اذهان زنده می‏كنند.»(18)
چرا چنین مقایسه‏ای به پیروزی انقلاب اسلامی در ایران مدد رساند؟ به آن دلیل كه حاصل این مقایسه آن بود كه در یك سو امام خمینی قدس‏سره را به جای امام حسین علیه‏السلام و محمدرضا پهلوی را به جای یزیدبن معاویه می‏دیدند. از این رو، همان طوری كه قیام امام حسین علیه‏السلام بر ضد یزید واجب بود، قیام بر ضد یزید زمان نیز واجب بود. به راستی كه قضاوت مردم درباره مقایسه شباهت بین این دو درست بود؛ زیرا، بین امام خمینی قدس‏سره و امام حسین علیه‏السلام نیز همانند محمدرضا پهلوی و یزید بن معاویه شباهت‏های زیادی وجود داشت. به دو نمونه از این شباهت‏ها اشاره می‏كنیم:
1. قیام فی‏سبیل‏لله: امام حسین علیه‏السلام در پاسخ به سخنان ضحاك بن عبدالله مشرقی كه می‏گفت: كوفیان آماده جنگ با تو هستند، فرمود: «حَسبِیَ اللّهُ وَ نِعْمَ الوَكیل»؛ خدا برای من بس است و او خوب پشتیبان و تكیه گاهی است.(19)
مقام معظم رهبری در این مورد، درباره امام خمینی قدس‏سره فرمود: «بزرگ‏ترین ستایش برای رهبر عزیز، همین است كه او را عبدالله یعنی بنده خدا و تسلیم اراده پرورگار یاد كنیم.»(20)
2. تكلیف‏گرایی: هنگامی دو نفر از سوی حاكم مكه برای امام حسین علیه‏السلام امان نامه آوردند، تا به این وسیله مانع از ادامه سفر امام علیه‏السلام به عراق شوند، امام علیه‏السلام فرمود: «در خواب، پیامبر خدا را دیدم، به چیزی فرمان یافتم كه در پی آن خواهم رفت، به زیانم باشد، یا به سودم.»(21) مشابه چنین برخوردی را در مورد قطعنامه 598 از امام خمینی قدس‏سره شاهد بوده‏ایم. ایشان در این باره فرمود: «شما را می‏شناسم، شما هم مرا می‏شناسید. در شرایط كنونی آن چه موجب [این] امر [قبول قطعنامه [شد تكلیف الهی‏ام بود.»(22)

مردم مسلمان ایران

نقش مردم در دو قیام حسینی علیه‏السلام و خمینی قدس‏سره غیر قابل انكار است. به واقع، اگر دعوت هجده هزار نفری كوفیان نبود، امام حسین علیه‏السلام به سوی كوفه حركت نمی‏كرد. مثال‏های زیادی در تأیید این مسأله است. از جمله:
1. امام علیه‏السلام پس از برخورد با سپاه حُر، كه راه را بر او بستند، فرمود: «من پیش شما نیامدم مگر پس از آن كه نامه‏ها و فرستاده‏هایتان رسید كه نزد ما بیا كه ما پیشوایی نداریم... اگر بر سر پیمان و سخن خویشید، كه آمده‏ام، و اگر خوش ندارید و نمی‏خواهید، بر می‏گردم.»(23)
2. در جای دیگر، حضرت از انگیزه نامه نگاری و دعوت كوفیان این گونه یاد می‏كند: «اِنَّ اَهْلَ الكُوفَةِ كَتَبوُا اَلَیَّ یَسألوننی اَن أقدِمَ عَلَیهِم، لِما اَرْجوُا مِن اِحیاءِ مَعالِمِ الْحَقّ وَ اِماته البِدَع»؛ كوفیان به من نامه نوشته و از من خواسته‏اند كه نزد آنان روم؛ چرا كه امیدوارم معالم و نشانه‏های حق زنده گردد و بدعت‏ها میرد.(24)
3. باز امام علیه‏السلام در این‏باره سخنانی دارد: «مردم! شما به من نامه‏ها نوشتید و پیام فرستادید كه به سوی شما بیایم و وعده دادید كه دست از یاری من برندارید و پیمان شكنی نكنید. اینك كه من به سرزمین شما آمده‏ام، اگر به عهد خود وفا كنید، مرا تنها نگذارید، به هدایت حقیقی می‏رسید.»(25)
بنابراین امام علیه‏السلام ، به دعوت كوفیان به آن دیار رفت، ولی آنان خیانت ورزیدند، همان‏طور كه امام حسین علیه‏السلام فرمود:
«ای مردم! مرگ بر شما! مگر شما نبودید كه به من نامه نوشتید و استغاثه كردید و مرا به یاری خویشتن خواندید؟! ولی اكنون كه به استغاثه شما پاسخ داده و به فریاد شما رسیده‏ام، شمشیرهای خود را از نیام به روی من كشیده‏اید و شعله آتشی را متوجه ما ساخته‏اید... چه شد كه بعد از آن همه وعده‏ها و دعوت‏ها، صفحه زندگی‏تان ورق خورد و بر ضد دوستان خود گرد آمدید و به نفع دشمنانتان برای منكوب كردن دوستان خود آستین بالا زده‏اید و دشمنان شما نه عدالت‏گستری كردند كه شیفته عدالت آنان شوید و نه امید آینده‏ای بهتر برای شما باقی گذاشتند، تا بهانه دل بستگی شما باشد. شما به خاطر اندكی از مال حرام دنیا كه بنی امیه به شما دادند و برای این كه به زندگی پست و ناچیزی برسید، به سوی من حمله می‏كنید. بدون آن كه كوچك‏ترین گناهی داشته باشم.»(26)
ولی پس از حادثه كربلا و عاشورا، موجی از بیداری در جامعه مسلمانان پدید آمد و در پی آن، مردم دریافتند كه حق با اهل‏بیت پیامبر بود و كشندگان آن حضرت، نه تنها به اصول اسلامی پایبند نیستند، بلكه سفاك و مستبدند. از آن‏كه فرزند پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله را یاری نكرده بودند، پشیمان شدند و به تدریج دست به اعتراض زدند از جمله:
1. اعتراض عبدالله بن عمر به یزید؛
2. برگزاری پنج سال عزای مداوم در مدینه؛
3. قیام عبدالله بن حنظله در مكه؛
4. اعتراض در بصره و قیام در كوفه؛
5. پدید آمدن نهضت توابین؛
6. قیام مختاربن ابی عبیده ثقفی؛
7. انقلاب مطرف بن مغیره؛
8. انقلاب عبدالرحمن بن اشعث.(27)
تشابه فراوانی بین مشاركت سیاسی ـ اجتماعی مردم كوفه و ایران در دو حادثه انقلاب حسینی علیه‏السلام و انقلاب خمینی قدس‏سره وجود دارد. مانند:
1. پس از دستگیری امام قدس‏سره در 13 خرداد 1342، مردم دست به اعتراض زدند و حادثه 15 خرداد 1342 را آفریدند.
2. در یك دوره چهارده ساله پس از آن، مردم چندان حضور فعال در صحنه ندارند. بنابراین، نهضت امام خمینی قدس‏سره به ثمر نمی‏نشیند.
3. پس از آن، مردم ایران همانند توابین عراقی به میدان آمدند و آرمان حسینی علیه‏السلام را نشر دادند و انقلاب اسلامی را به پیروزی رساندند.
از این‏رو، نمونه‏های بسیاری از الگوگیری مردم ایران از عاشورای حسینی علیه‏السلام در روند پیروزی انقلاب اسلامی به چشم می‏خورد. از جمله:
الف. «تظاهرات 250 تا 400 هزار نفری با توجه به جمعیت 5/1 میلیونی تهران در روز عاشورای 1383 ق. / 13 خرداد 1342 ش. تهران از مسجد حاج ابوالفتح در میدان قیام (میدان شاه) آغاز و به مسجد امام قدس‏سره (مسجد شاه) ختم شد.»(28)
ب. «سخنرانی معروف امام قدس‏سره در عصر عاشورای 1383 ق. / 13 خرداد 1342 ش. در مدرسه فیضیه آغاز شد كه منجر به دستگیری و بازداشت و زندانی شدن امام قدس‏سره گردید و در اعتراض به آن، حركت‏های مردمی در مساجد شهرهای مختلف شكل گرفت.»(29)
ج. «راهپیمایی عاشورای دوازدهم محرم 1384 ق. / 1343 ش. از مسجد امام قدس‏سره ، آغاز گردید. این راهپیمایی برای بزرگ داشت پانزده خرداد صورت گرفت كه امام قدس‏سره ، آن را ایام الله نامیده بود. سربازان رژیم شاه نیز به سركوب آن پرداختند.»(30)
د. «حدود چهار میلیون نفر در تهران در عاشورای 1399 ق. / 1357 ش. علیه رژیم شاه دست به تظاهرات زدند و شعار مرگ بر شاه سر دادند. پس از آن، ژنرال هایزر روانه تهران شد و شاه متقاعد گردید یك چهره به ظاهر ملی را به عنوان نخست‏وزیر برگزیند و خود ایران را ترك كند.»(31)
ه. «مردم برای نشان دادن همبستگی خود بر ادامه مبارزه تا برپایی جمهوری اسلامی، راهپیمایی عظیم اربعین را برپا كردند كه در آن فریاد الله اكبر و درود بر خمینی توسط چند میلیون زن، مرد و كودك دنیا را به تعجب و حیرت وا داشت.»(32)
ارتباط بین مردم، عاشورا، مسجد و انقلاب اسلامی را در گزارش‏های ساواك هم می‏بینیم. به عنوان مثال، كمیته مشترك ضد خراب كاری در گزارشی به ریاست پلیس تهران می‏نویسد: «از فعالیت مساجد هدایت، الجواد و حسینیه ارشاد، كه اقدامات آن‏ها مخالف مصالح كشور بود، جلوگیری به عمل آمد تا با مذاكره با مسؤولین مساجد و حسینیه مزبور اقدامات آنان در آینده با مصالح كشور هماهنگی داشته باشد. علی هذا نظر به این كه توافق‏هایی كه با واقفین و هیأت مؤسس مساجد و حسینیه موصوف به عمل آمده از این به بعد كلیه مسائل مربوط به این سه مؤسسه مذهبی زیر نظر مستقیم سازمان اوقاف خواهد بود.»(33)
در دستورالعمل نحوه تشكیل مجالس عزاداری در ماه‏های محرم و صفر ستاد فرمانداری نظامی تهران و حومه (ركن 2) در 7/9/1357 آمده است:
«الف. از طریق دولت به طور قاطع طی اعلامیه‏ای نكاتی را كه مردم بایستی در ایام عزاداری ماه‏های محرم و صفر رعایت نمایند به وسیله دستگاه‏های ارتباط جمعی ابلاغ می‏گردد.
ب. در شهرهایی كه مقررات حكومت نظامی برقرار می‏باشد، اجرای دستورات درباره نحوه برگزاری مجالس عزاداری با فرمانداری نظامی بوده و در سایر شهرها با شهربانی و ژاندارمری محل می‏باشد.
پ. مجالس عزاداری در مساجد، تكایا و حسینیه‏ها در تهران و شهرستان‏ها محدود گردد، به طوری كه در حوزه استحفاظی هر كلانتری بیش از دو مجلس تشكیل نشود.»(34)

فرجام سخن

آنچه گذشت نشان از تأثیر انقلاب امام حسین علیه‏السلام بر پیروزی انقلاب اسلامی دارد. اما چگونه می‏توان از نهضت حسینی علیه‏السلام بر ادامه نهضت خمینی قدس‏سره استفاده كرد؟ پیش از پاسخ به این سؤال، باید به سؤال دیگری پاسخ داد و آن این كه آیا گره زدن این دو نهضت برای ادامه انقلاب اسلامی ضروری است؟ پاسخ امام خمینی قدس‏سره را در این باره ببینید:
«اگر ما بخواهیم مملكت‏مان، یك مملكت مستقلی باشد، یك مملكت آزاد باشد، باید این رمز [قضیه سیدالشهداء] را حفظ كنیم...(35) اگر بخواهید نهضت شما محفوظ باشد، باید این سنت‏ها [عزاداری و...] را حفظ كنید...(36) عاشورا را زنده نگه دارید كه با زنده نگه داشتن عاشورا، كشور شما آسیب نخواهد دید.»(37)
بنابراین، تنها راه حفظ انقلاب اسلامی، عاشورایی كردن آن است. نگارنده بر آن است كه تأسّی و توسّل به مؤلفه‏های عاشورایی زیر، همان گونه كه عامل پیروزی انقلاب اسلامی بوده‏اند، بر همه نگرانی‏هایی كه درباره حیات و ممات انقلاب اسلامی وجود دارد، پایان می‏دهد؛ زیرا، رمز بقای انقلاب اسلامی همان رمز پیروزی انقلاب اسلامی است:
كار برای خدا: امام حسین علیه‏السلام فرمود: «اِلهی رِضاً بِرِضاكَ وَ تَسلیماً لأَمْرِكَ»؛ خدایا، با تمام سختی‏ها و مصیبت‏ها به خشنودی تو خشنود و تسلیم فرمان تو هستم.(38)
نترسیدن از دشمن: امام حسین علیه‏السلام فرمود: «أَلا اِنّی زاحِفٌ بِهذِهِ الاُْسْرَةِ عَلی قِلَّةِ العَدَدِ وَ حذْلانِ النّاصِرِ»؛ آگاه باشید كه من با همین گروه اندكی كه به من پیوسته‏اند و با این كه یاران به من پشت كرده‏اند، آماده جهاد هستم.(39)
تحمل در مصائب: امام حسین علیه‏السلام فرمود: «یا أُخَیَّة، اِتَّقی اللّهُ وَ تَعزّی بعَزاء اللّهِ وَ اعْلَمی اَنَّ اَهْلَ الاَْرضِ یَموُتوُنَ وَ اَهْلَ السَّماءِ لا یَبقونَ»؛ خواهرم، [زینب علیهاالسلام [صبر داشته باش و بدان كه اهل زمین و آسمان همه می‏میرند.(40)
پذیرش ولایت: امام حسین علیه‏السلام فرمود: «فَاِنِّی لا اَعْلَمُ اَصْحاباً اَولی وَ لا خَیْراً مِنْ اَصْحابی وَلا اَهْلَ‏بَیتٍ اَبَرَّ وَ لا اَوْصَلَ مِنْ اَهْلِ‏بَیْتی»؛ من اصحابی والاتر و بهتر از اصحاب خودم نمی‏شناسم و خاندانی نیكوكارتر و بهتر از خاندانم سراغ ندارم.(41)
عزت خواهی: امام حسین علیه‏السلام فرمود: «هَیْهاتَ مِنَّا الذِّلَّةُ»؛ هیهات كه ما زیر بار ذلت برویم.(42)
حاصل آن‏كه، «ما كه از نقطه قیام آفرین عاشورا آغاز كرده‏ایم، باید به همان نقطه باز گردیم: عدالت، این انقلاب خود را حامل پیام عاشورا می‏خواند، پس اكنون كه قدرت را در دست گرفته است، باید عامل به آن پیام باشد. حامل پیام بود (برای بسیج كردن شورانگیز مردم)، و به منظور كسب قدرت، و برای اجرای عدالت، و قیام به قسط، اكنون باید عامل به پیام باشد (برای حاضر نگاه داشتن تعهدآمیز مردم)، به منظور حفظ قدرت، برای اجرای عدالت و قیام به قسط.»(43)

پی‏نوشت‏ها

1ـ امام خمینی، صحیفه نور، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، 1368، ج18،ص22
2ـ مجید كاشانی، جامعه‏شناسی انقلاب، تهران، دانشگاه پیام نور، 1376، ص 248
3ـ جمیله كدیور، «نقش عاشورا در شكل‏گیری و تداوم انقلاب اسلامی ایران»، چكیده مقالات كنگره بین‏المللی امام خمینی و فرهنگ عاشورا، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (ره)، 1374، ص 189
4ـ محسن نصری، «رویكرد جامعه شناختی به نهضت عاشورا»، مجموعه مقالات دومین كنگره بین‏المللی امام خمینی، و فرهنگ عاشورا، دفتر دوم، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، 1376، ص 650
5ـ صادق زیبا كلام، مقدمه‏ای بر انقلاب اسلامی، تهران، روزنه، 1372، ص 89
6ـ رضا موسوی «اسوه تقیه و مقتدای متقین»، مجموعه مقالات، همان، ص 599
7ـ علیرضا زهیری، عصر پهلوی به روایت اسناد، تهران، معارف، 1379، ص 222
8ـ جواد محدثی، پیام‏های عاشورا، پژوهشكده تحقیقات اسلامی، قم، 1377، ص 44، به نقل از: حیاة الامام الحسین بن علی، ج 2، ص 322
9ـ امام خمینی، پیشین، ج 21، ص 41
10ـ جواد محدثی، پیشین، ص 115؛ به نقل از: معالی السبطین، ج 2، ص 18
11ـ امام خمینی، پیشین، ج 14، ص 266
12ـ جواد محدثی، پیشین، ص 182؛ به نقل از مفاتیح الجنان
13ـ همان، به نقل از: شیخ مفید، ارشاد، ج 2، ص 39
14ـ امام خمینی، پیشین، ج 2، ص 218
15ـ جواد محدثی، پیشین، ص 41؛ به نقل از: موسوعة كلمات الامام الحسین، ص 268
16ـ علی مؤمن، «فرهنگ‏حسینی‏وفرهنگ یزیدی»، چكیده مقالات...، همان، ص 166
17ـ عباس علی عمیدزنجانی، انقلاب اسلامی و ریشه‏های آن، تهران، نشر كتاب سیاسی، 1369، ص 475
18ـ علیرضا زهیری، پیشین، ص 292
19ـ امام خمینی، پیشین، ج 1، ص 72
20ـ مجله حوزه، شماره 49، ص 160
21ـ جواد محدثی، پیشین، ص 75؛ به نقل از: تاریخ طبری، ج 4، ص 292
22ـ امام خمینی، پیشین، ج 8، ص 12
23ـ جواد محدثی، پیشین، ص 77؛ به نقل از: تاریخ طبری، ج 4، ص 303
24ـ همان، ص 222؛ به نقل از: دینوری، الاخبار الطوال، ص 246
25وـ محمدمهدی شمس‏الدین، ارزیابی انقلاب امام حسین علیه‏السلام ، ترجمه مهدی پیشوایی، تهران، الست فردا، 1380، ص 172 / ص 175
27ـ ابوالفضل اردكانی، پیامدهای عاشورا، قم، منبع، 1380، صفحات مختلف.
28الی 32ـ جواد منصوری، سیر تكوینی انقلاب اسلامی، تهران، دفتر مطالعات سیاسی و بین‏المللی، 1379، ص 180 / ص 182 / ص 195 / ص 330 / ص 339
33و34ـ علیرضا زهیری، پیشین، ص 333 / ص 366
35الی 37ـ امام خمینی، پیشین، ج 10، ص 216 / ج 15، ص 204 / ص 205
38ـ حسین اسحاقی، جام عبرت، قم، دفتر تبلیغات اسلامی، 1380، ص146؛ به‏نقل‏از: شیخ‏عباس‏قمی، نفس‏المهموم،ص244
39ـ همان، ص 145؛ به نقل از: ابن طاووس، اللهوف، ص 57
40ـ همان، ص 147؛ به نقل از: شیخ مفید، ارشاد، ج 2، ص 97
41ـ همان، ص 153؛ به نقل از: تاریخ طبری، ج 3، ص 315
42ـ همان، ص 155؛ به نقل از: همان، ص 326
43ـ محمدرضاحكیمی، قیام‏جاودانه، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، 1373، ص 117
 
منبع: نشریه معرفت
جمعه 20/11/1391 - 19:42
نگاهی به زندگی و آثار استاد حمید سبزواری، نخستین سرودساز انقلاب
حسن فرازمند
برخی از رجال و جماعتی كه صبح روز 12 بهمن 57 در فرودگاه مهرآباد تهران گرد آمده بودند و هرلحظه در انتظار نشستن پرواز انقلاب بودند، یادشان می‌آید كه در گوشه‌ای از محوطة انتظار، عده‌ای جوان یكصدا و یكدل سرودی را زیرلب زمزمه می‌كردند و گویا در حال تمرین بودند.بی‌آنكه سازی و اركستری آنها را همراهی كند.
آنها در حال خواندن سرود خاطره‌انگیز «خمینی ای امام» بودند. سرودی كه از چند روز قبل از آمدن حضرت امام به میهن، توسط نخستین گروه كُرخوان انقلاب تمرین شده بود. سرودی كه توسط «حسین ممتحنی» یا حمید سبزواری ساخته شده بود و همین سرود بود كه نام او را به عنوان نخستین نغمه‌پرداز و سرودساز انقلاب اسلامی ظرف مدت كوتاهی بر سرِ زبانها انداخت و ناگهان ظرف مدت كوتاهی از شاعران و ترانه‌سرایانی كه سالهای سال در عرصه شعر و سرود فعال بودند، معروف‌تر و شناخته‌تر شد.

«خمینی ای امام» و تشكیل گروه كُر در فرودگاه مهرآباد

او حمید سبزواری است. شاعری كه در سالهای قبل از انقلاب جز چاپ چند غزل و رباعی و یكی دو تا قصیده در برخی نشریات مشهد و سبزوار و تهران با عنوان «حسین ممتحنی» چیزی از او منتشر نشده بود؛ امّا این‌طورها هم نبود. او در یكی دو دهة قبل از انقلاب در حركت‌هایی با چراغ خاموش در عرصه ادبیات سیاسی دهه‌های 30 ، 40 و 50 فعالیت خود را آغاز كرده بود و خیلی‌ها از این موضوع بی‌خبر بودند.
سبزواری این موضوع را 24 سال بعد از انقلاب در مصاحبه با نشریه كیهان‌فرهنگی شهریور سال 1381 عنوان كرد و به خبرنگار آن نشریه گفت:«در جریان كودتای 28 مرداد 1332 متواری و مخفی شدم، امّا بعدها خود را به شهربانی سبزوار معرفی كردم و چهار سال در وضع تعلیق و بلاتكلیفی به سر می‌بردم تا سرانجام تبرئه شدم.»
او كه متولد 1304 در سبزوار است، بعدها شغل معلمی را پیشه كرد، سپس كارمند بانك بازرگانی در تهران شد و بعد از آن به ادبیات و شعر و شاعری روی آورد و همانجا نیز یك نشریة داخلی برای كاركنان بانك بنیان‌گذاری كرد.
نشریه‌ای كه علاوه بر اخبار بانك و مسائل اقتصادی ، جدول و صفحه شعر و داستان نیز داشت و می‌توانست برخی آثار و قصائد خود را كه تأثیر گرفته از سبك و زبان قصائد مسعودسعدسلمان و ناصرخسرو بود، در آنجا به چاپ برساند.
او به دلیل دوستی‌ها و معاشرت‌هایش با برخی از چهره‌های فعال در فعالیت‌های سیاسی مخفی و زیرزمینی درسالهای قبل از انقلاب ، در نخستین ماه‌های شكوفایی مبارزات مردم از ابتدای سال 1357 فعالیت‌های ادبی خود را تشدید كرد و به گفتة خودش ـ و البته از زبان حافظ ـ «ناگهان پرده برانداخته‌ام، یعنی چه»؛ ناگهان پرده را كنار زد و وارد صفحات ادبی و عرصه شعر انقلاب شد و عنان سرودسازی سالهای انقلاب اسلامی را در دست گرفت.
او كه خالق بسیاری از سرودهای به یادماندنی سال 57 و نیز سالهای ابتدایی انقلاب از جمله «برخیزید، ای شهیدان راه خدا» و «الله‌اكبر ـ خمینی رهبر» است، خاطرات شنیدنی و خواندنی زیبایی دارد.
سرود «خمینی ای امام»
او دربارة چگونگی خلق سرود «خمینی ای امام» می‌گوید:
سرود «خمینی ای امام» را قبل از پیروزی انقلاب سرودم؛ یعنی وقتی كه حضرت امام از نجف به پاریس رفتند. در آن موقع اعلامیه‌های حضرت امام به ایران می‌آمد و اگر خاطر دوستان باشد، اعلامیه‌ها وقتی می‌آمد، مثل شبنامه تكثیر می‌شد. بچه‌ها شب‌ها آنها را در خانه‌های اطراف می‌انداختند و سخنرانی‌ها در نوار كاست ضبط می‌شد و كاستش دست به دست می‌چرخید. به هر صورت این اعلامیه‌ها و سخنرانی‌ها كه كاست می‌شد، یك روی نوار خالی بود و عزیزانی كه این نوارها را تكثیر می‌كردند، می‌آمدند و می‌گفتند یك شعری برای آن روی نوار بگو تا ضبط كنیم كه سخنان حضرت امام كه در یك روی نوار بود، پوشش داده شود. من هم یكی دو تا شعر دادم؛ یكی «با یاد عاشورا به پا خیزید» ، یكی هم «خمینی ای امام» بود، كه الان شعر « با یاد عاشورا بپاخیزید» را به یاد ندارم.
این شعر را عده‌ای از بچه‌های مطمئن و از فامیل‌های خودشان و دوستان خودشان آورده بودند و در خفا روی نوار ضبط می‌كردند و پخش می‌كردند. این تا موقعی ادامه داشت كه تقریباً نزدیك تشریف‌فرمایی حضرت امام بود. من احساس كردم اگر امام تشریف بیاورند، به اولین جایی كه خواهند رفت، بهشت‌زهرا است. چون در جریان‌هایی كه قبل از انقلاب پیش آمده بود و كشتاری كه از مردم كرده بودند، كلی شهید داشتیم. اما سرود امام را كه من سرودم و روی نوار ضبط كردم، این نوار در دست مردم بود. در ماشین نوار را می‌گذاشتند و كسانی كه سوار ماشین می‌شدند، این سرود را می‌شنیدند و به این صورت تكثیر می‌شد. ضمناً تنها سرود « خمینی ای امام» نبود، بلكه یك سرودی نیز برای زندانی‌ها گفته بودم. دقیق یادم نیست، یك سرودی بود كه با كلمه زندانی شروع می‌شد و بیشتر آیت‌الله طالقانی مدنظر ما بود. من اینها را به دلایلی نتوانستم حفظ كنم، چون واقعاً ترس داشتم كه هرآن بریزند به خانة ما و گرفتاری پیش بیاید. از اینرو اینها از بین رفت. شاید آقای شمسایی اینها را داشته باشد، چون نوارهایشان را ایشان پر می‌كردند. آخرین ضبط «خمینی ای امام»، موقعی بود كه امام می‌خواست بیاید به ایران. وضع تهران خیلی از این جهت آشفته بود و همه در انتظار آمدن امام بودند و می‌خواهم بگویم تهران به حال انفجار رسیده بود. خانوادة سلطنتی هم در شرف فرار بودند. ما هم داشتیم آخرین ضبط خمینی ای امام را انجام می‌دادیم كه در آنجا بخوانند. بعد هم «بر خیزید ای شهیدان راه خدا».
آشنایی با شاهنگیان (آهنگساز)
«حمید شاهنگیان» ازنظر خانوادگی از یاران و آشنایان امام بودند و آقای «محمد حسن زورق» هم ایشان را می‌شناخت و از این راه ما با آنها آشنا شدیم. آقای زورق با ایشان در ارتباط بود و شاهنگیان شمه‌ای از آهنگسازی می‌دانست و یك مقداری به امور تصنیف و آهنگسازی وارد بود و بعد آمد در صدا و سیما منشأ خدمات زیادی شد و سرپرستی سرودها را در اختیار داشت و انصافاً از جهاتی هم خوش‌ذوق بود. گرچه نمی‌خواهم بگویم خیلی وارد به «نت» بود، ولی از نظر علمی تقریباً این كار را درك كرده بود، و از دانشجویانی بود كه در آمریكا تحصیل كرده بودو در آنجا هم از مبلغان مكتب امام بود. بعد كه به ایران آمد، با ما آشنا شد و در مجالس ما شركت می‌كرد. قبل از پیروزی انقلاب ، معمولاً شب‌های شعر تشكیل می‌دادیم كه پر از جمعیت می‌شد و این كار ادامه داشت تا بعد از پیروزی انقلاب و زمانی كه حضرت آیت‌الله خامنه‌ای ـ رهبر معظم انقلاب‌ ـ مورد سوء قصد قرار گرفتند. حتی بعد از پیروزی انقلاب هم این خانه‌ها پر از جمعیت بود كه از علاقه‌مندان شعر و شاعری بودند و یكی از جاهایی بود كه تقریباً شعر انقلاب نشأت گرفت، خیلی از دوستان ما از جمله آقای بهجتی و زورق نیز شركت می‌كردند.
آشنایی با شاعران انقلابی
از میان شعرای آن دوره، آقای زورق در خاطرم است كه با ما همكاری می‌كردند. آقای بهجتی، امام جمعة اردكان هم بود. موقعی كه به تهران منتقل شدیم، آقای زورق یك چیزهایی چاپ كرده بود. از شعرای مشهدی، آقای قدسی بود. خود حضرت آیت‌الله خامنه‌ای بودند و علاوه بر اینها آقای امیری فیروزكوهی و نعمت‌میرزا زاده را می‌شناختم. اما راه برخی از آنها با ما عوض شد. به طوری كه یك روز با آقای بهجتی و آقای شمسایی و به نظرم آقای زورق بود كه به خانة آزرم رفتیم. من در آنجا احساس كردم كه دارند آزرم را می‌دزدند. بعد از پیروزی انقلاب ، من در همان روزهای اول با خانه ایشان رفتم و درآنجا یك مسائلی را به آزرم گفتم كه شما سال‌ها برای امام شعر گفتید و ...
از شعرای آذری زبان، استاد شهریار را به یاد دارم و از معاصرین استاد مشفق را كه اشعار سیاسی نیز دارند. اشعاری كه برای امام سروده شده است.
با آقای شاهرخی در اولین روزهای پیروزی انقلاب اسلامی آشنا شدم كه در روزنامه انقلاب اسلامی بودند و یك قطعه شعر هم دادم در آنجا چاپ كردند. بعدا دیدم كه اینجا اصلاً اسلامی نیست و به آقای شاهرخی نیز گفتم كه اینجا جای تو نیست و از آنجا بریدیم.از شعرای زن، خانم صفارزاده بود و مرحوم سپیده كاشانی كه شعرهایشان بعد از انقلاب بسیار شعرهای پخته‌ای بود.
آقای حسین لاهوتی هم بود. همچنین آقای ستوده كه به كردی و به فارسی شعر می‌گفت و مرد ادیبی بود و آقای مجاهدی. از شعرای اصفهانی و اهالی استان فارس هم نصر‌الله مردانی بود و محمدعلی مردانی كه از شعرای همگام با ما بودند. كتاب «حال اهل درد» كه توسط مصطفی فیض‌ تدوین شده و انتشارات مركز اسناد انقلاب اسلامی آن را در تیر ماه 1386 منتشر كرد، خاطراتی دیگر هم دارد از جمله آشنایی با علی معلم كه در این‌باره می‌گوید: در اوان پیروزی انقلاب، من ایشان را نمی‌شناختم، آشنایی ما از یك شب‌ شعر شروع شد.
ایشان به جلسه آمدند و شعر بلندی نیز خواندند. یادم است جلسه در خیابان خراسان تشكیل شده بود و یكی دو تا از شعرای معروف دیگر نیز آنجا بودند. من از آنجا با ایشان آشنا شدم. سبك شعری هر دوتای ما سبك خراسانی بود. هر دو در قصیده دستی داشتیم . این قالب نیز ساختة پیشینیان ماست، ولی ما سعی می‌كنیم تا رنگ و لعاب عهد خودمان را به آن بدهیم كه تفاوت‌هایی با دوران سامانی و غزنوی داشته باشد.
زمانی حوزة هنری كتابی چاپ كرده و درآنجا مطرح شده بود كه من از ایشان تأثیر پذیرفته‌ام. البته اشكالی ندارد كه دوست از دوست خود متأثر شود. اما در آنجا نوشته بودند كه ایشان (یعنی من) این گونه شعرگویی را از آقای معلم گرفته است. من از آن آقای شاعری كه این مطلب را مطرح كرده تقاضا می‌كنم كه هنر خودشان را بیایند بنمایانند تا مردم بیایند قضاوت كنند. من نمی‌خواهم بگویم از ایشان برتر هستم. یكی از مشكلات شاعر حسد است. به عقیدة من یك شاعر باید معلم جامعة خودش باشد. شاعری كه وظیفة خودش را بشناسد، باید از این مسائل دور باشد . اگرمی‌خواهد دربارة افراد قضاوت كند، قضاوت به حق كند. من آقای علی معلم را دوست دارم، شاعر توانایی است، من از ایشان استفاده می‌كنم و هیچ ابایی ندارم. آقای معلم هم از من استفاده می‌كند، چه پروایی است. این برای انسان ننگ نیست. من شعرهای قبل از این جریان را دارم. مثلاً سرودة «درد من» موقعی گفته شده است كه من با آقای معلم آشنا نبودم. قصایدی هم در آنجا دارم كه به تبع قصیده‌سرایان خراسان سرودم و غالباً در سبزوار سروده شده است. من از سال 47 به تهران منتقل شدم و آن موقع كه به تهران منتقل شدم 43 سال داشتم و پیش از آن اشعار گوناگونی گفته بودم.
منبع:http://www.ettelaat.com
جمعه 20/11/1391 - 19:33
گفتگو با رسول صدر عاملی

درآمد
 

در آن شب سرد می دانست كه اگر یاس به دل راه دهد و نماند، نه تنها بزرگ ترین حادثه زندگی خویش را از دست می دهد كه از دیدار و مجالست با كسی محروم خواهد ماند كه تاریخ معاصر دنیا را مبهوت شخصیت استثنائی خویش كرده است و.. ماند و مهربانی بی بدیل امام، راهی را بر او گشود و امكان تجربه لحظاتی را برایش فراهم كرد كه هنوز از پس سالیان سال، حلاوت آن را در كام جانش احساس می كند و با شوقی همچون ایام جوانی از آن یار مهربان سخن می گوید.

چه سالی به دنیا آمده اید و چه شد كه عكاسی را انتخاب كردید ؟
 

در سال 1333 در اصفهان به دنیا آمدم. عكاسی را هم به دلیل روزنامه نگار بودن انتخاب كردم. همه دوران تحصیل را در تهران گذراندم. دیپلم ادبی گرفتم و بعد رشته روزنامه نگاری را انتخاب كردم.

اولین بار كی دوربین به دست گرفتید؟
 

حدود هفده هجده سالگی عكاسی را شروع كردم و با راهنمایی اساتیدی چون آقای دانیالی و بدون رفتن به دوره یا كلاسی خاص، آن را یاد گرفتم.

در روزنامه نگاری، وجه ادبی قضیه برایتان جذاب بود یا وجه تصویری ؟
 

هر دو. آن روزها موقعی كه می خواستی از جائی گزارش تهیه كنی، لازم بود كه عكاسی هم بدانی، چون گاهی ضرورت ایجاب می كرد كه تنها بروی. من در عین حال كه خبر را تهیه می كردم و می نوشتم، عكس آن را هم می گرفتم.

با كدام نشریه كار می كردید ؟
 

با اطلاعات، منتهی قبل از آن با مجله فردوسی كار می كردم.

اولین عكسهائی كه گرفتید از كجا بود؟
 

جذامخانه مشهد كه همراه با گزارشی تهیه كردم و در فردوسی چاپ شد.

شما كه آرشیو دارید؟
 

نه به آن صورت، چون ما وقتی خبری را تهیه می كردیم و عكس می گرفتیم، نگاتیوها را تحویل می دادیم و به ما نمی دادند. من تعدادی از عكسهای دوره انقلاب، به خصوص نوفل لوشاتو را دارم كه به شما می دهم.

كی به روزنامه اطلاعات رفتید؟
 

من در مجله فردوسی، یك دوره ای مطلبی می نوشتم با عنوان گذری و نظری كه هر نویسنده ای لحظه ای خاص را كه تجربه می كرد، می نوشت. دو صفحه بود و من هم هر هفته یادداشتی می نوشتم. آن موقع من هفده سالم بود، منتهی آنها نمی دانستند، چون نوشته هایم را برایشان پست می كردم. اسمم هم طوری بود كه همه فكر می كردند یك آدم سی ساله هستم. حدود یك سالی كه آنجا كار كردم، آقای اصغر انتظاری كه در مجله اطلاعات هفتگی، مسئول جدول و قصه نویسی بود، مرا با آنجا آشنا كرد و تشویق شدم كه بروم اطلاعات، یادم هست كه كلاس یازدهم بود.

كارتان را از چه سرویسی شروع كردید؟
 

سرویس حوادث. صبحها می رفتم دادگستری، چون منبع خبری ما آنجا بود یا كلانتری.

امام مثل هیچ كس نبود...(1)

و برای سالهای بعد، كلی قصه جمع كردید.
 

قصه و حادثه و ماجرا. من جاهایی را كه از قبل تعیین شده بودند، نمی رفتم. آن روزها همراه با عكاس خوبی به اسم محمود محمدی می رفتم یا با آقای یدالله ذبیحیان یا بعدها با آقای مرتضی خاكی.

آیا باید همه جا می رفتید یا فقط در همان سرویس حوادث كار می كردید؟
 

بخشی از مسئولیتم سرویس حوادث بود، ولی در صورت ضرورت، برای بخشهای دیگر هم می رفتم. اگر یادتان باشد آن روزها دو تا روزنامه كیهان واطلاعات بیشتر نبود.

آیندگان هم بود.
 

آن اواخر آمدكه قدرت و اعتبار آن دو تا را نداشت. روزنامه كیهان و اطلاعات رقابت بسیار جدی و حتی می شود گفت گاهی اوقات بی رحمانه ای با هم داشتند.

بی رحمانه ؟
 

بله، اگر حادثه ای روی می داد و خبرنگار یكی از این دو تا، زودتر می رسید و خبر را به روزنامه اش می رساند، خبرنگارهای روزنامه دیگر جریمه می شدند؟

ظاهرا بد هم نبوده.
 

بله، از جنبه هایی سطح حرفه ای بودن خبرنگار را بالا می برد.
مثل حالا نبود كه می نشینند پای اینترنت و از چند تا خبرگزاری، اخبار دست چندم را می گیرند كه معمولا هم منبع آنها، یكی است. خبرنگار واقعا باید هوشیار می بود و به سرعت خود را به محل حادثه می رساند. به این ترتیب خلاقیت و مهارت روزنامه نگار بالا می رفت و مباحث هم از نگاههای مختلف مطرح می شدند و امكان
تفسیر و بحث بیشتری فراهم می شد. الان تعداد روزنامه ها و مجلات ابدا قابل مقایسه با آن موقع نیست، ولی با توجه به تنوع عناوین نشریات، یك وقت می بینی درباره یك رویداد، فقط یك نگاه وجود دارد و دلیلش هم این است كه زحمت حضور در صحنه را به خود نمی دهند. حالا خبرنگاری شده مقاله نویسی و گاهی اوقات هم رونویسی. آن چیزی كه نشریه ای را از نشریه دیگر متمایز می سازد، خبرنگاران آن هستند. این نكته در تمام دنیا صادق است. الان متاسفانه همه خبرنگارها چشمشان به این است كه مثلا خبرگزاری ایرنا یا ایسنا یا بقیه چه می گویند، عینا همان را نقل قول می كنند. تازه همین خبرگزاریها هم مطالبشان را از منابع دولتی می گیرند و خیلی كم پیش می آید كه خبر نگاری در صحنه حضور داشته باشد، در حالی كه آن زمان، یكی از مواردی كه روزنامه ها به آن پز می دادند این بود كه خبرنگار ویژه داشتند.

آیا مورد خاصی را به یاد دارید؟
 

یادم هست در لاهیجان دختری به اسم مهین پدیدار نظر بود كه ظاهر و رفتارهای پسرانه داشت و به دختری علاقمند شده و او را كشته بود. ما خبرنگارها، خودمان برایش وكیل گرفتیم و یا مثلا لاله و لادن، دو قلوهای مشهور به هم چسبیده را من خودم در یكی از روستاهای شیراز پیدا كردم. پدر و مادرشان آنها را رها كرده و رفته بودند. بعدها مشهور شدند، پدر و مادرشان آمدند. وقتی این اتفاق پیش آمد، به من خبر دادند و من رفتم و اولین عكسها را از آنها گرفتم و مردم را به هیجان آوردیم كه به آنها كمك كنند. بعد از ما مجله جوانان درباره آنها نوشت و سرانجام یك متولی پیدا شد كه یك پزشك اهل كرج بود و آندو، زندگیشان را با او ادامه دادند. غرضم از بیان این خاطرات این است كه ما باید خودمان كشف خبری می كردیم و دنبال آن می رفتیم و دوربینمان همیشه باید با ما بود. اولین درسی كه در روزنامه نگاری یاد گرفتم این بود كه دوربین هرگز نباید از خبرنگار جدا شود.

از چه زمانی به شكل جدی درگیر اخبار و مسائل انقلاب شدید؟
 

از تظاهرات قم.

آنجا بودید؟
 

خیر، ولی پیگیر وقایع بودم.

در كدام حادثه حضور داشتید؟
 

هفده شهریور. منزل ما همان حوالی بود.

عكس گرفتید؟
 

بله.

برای چاپ در این مجموعه در اختیار ما می گذارید ؟
 

همه درآرشیو اطلاعات هستند.

از خاطرات هفده شهریور بگوئید.
 

قرار بود مردم در میدان ژاله جمع شوند و مراسم یادبودی برای عده ای كه قبلا آنجا شهید شده بودند گرفته و بعد هم تظاهرات آرامی انجام می شود، بی خبر از این كه شب قبل به ماموران دستور داده شده بود كه به تظاهركنندگان حمله كنند.

آیا شما شاهد آن حمله و تیراندازیها بودید؟
 

هم شاهد بودم و هم با كمك دیگران، ناچار بودیم مجروحان را از صحنه خارج كنیم و به بیمارستان و درمانگاه برسانیم. اولین كسانی را كه دیدیم كشته شدند، از خیابانی بود كه از میدان شهدا به طرف میدان بهارستان می رود و ناگهان از كوچه ها خیابانهای اطراف گارد و سربازها ریختند.

از هفده شهریور خاطره ای دارید. كه عمیقا بر زندگی شما تاثیر گذاشته و تا امروز به یادتان مانده باشد؟
 

دوستی به اسم احمد سمیعی داشتم كه با هم مجروحان را با یك موتور به درمانگاه بهادری در خیابان كرمان می رساندیم. احمد موتور را می برد و من عقب می نشستم و فرد مجروح را نگه می داشتم. بار سوم یا چهارمی كه مجروح بردیم، آنجا اعلام كردند كه به شدت به خون احتیاج دارند. من ماندم كه خون بدهم و احمد رفت كه مجروح بیاورد كه دیگر برنگشت. من تا مدتها بهت زده بودم و نمی توانستم بر خودم مسلط شوم.

بعد از هفده شهریور در كدام رویداد انقلاب حضور داشتید؟
 

من از هفت ماه قبل از این رویداد در دانشكده پل والری، مون پلیه فرانسه جامعه شناسی می خواندم. در نزدیكی هفده شهریور به تهران آمدم و نزدیك به یك ماه در تهران بودم.

یعنی عملا فاصله بین هفده شهریور و ورود حضرت امام را در فرانسه بودید.
 

تظاهرات تاسوعا عاشورا را هم تهران بودم و بعد برگشتم فرانسه.

از آن روز عكس گرفتید؟
 

گرفتم، ولی باور كنید چیزی ندارم وهمه را به روزنامه اطلاعات تحویل دادم كه الان در آرشیو آنجا هست.

امام مثل هیچ كس نبود...(1)

در آن روزها دیگر چه كسانی حضور داشتند؟
 

آقای جعفر دانیالی و آقای جهانگیر رزمی بودند كه به شكل حرفه ای عكاسی می كردندو فقط همین كار را انجام می دادند، ولی من چون رشته ام روزنامه نگاری بود، مثل آنها منحصرا عكاسی نمی كردم، بلكه هم می نوشتم و هم عكاسی می كردم.

شما مقطعی از انقلاب را شاهد و ناظر بوده اید كه دیگران یا نبوده ویا حضور كمرنگی داشته اند. بنابراین حوادث ایران را از نگاه آنان بررسی می كنیم و شما را به خاطرات ورود حضرت امام به پاریس ارجاع می دهیم. بگوئید چگونه خبر دار شدید كه ایشان به فرانسه خواهند آمد؟ كجا بودید و چه كردید؟
 

من در مون پلیه در جنوب فرانسه بودم كه تا پاریس هفت ساعت با قطار راه بود. قبلا با آقای صالحیار سردبیر اطلاعات صحبت كرده بودم و با اصرار ایشان قرار شد كه به پاریس بروم. خلاصه در اتاقم را قفل كردم و راه افتادم. حضرت امام ابتدا مدتی در پاریس در طبقه هفتم یك مجتمع آپارتمانی اقامت داشتند و كسانی كه می آمدند اذیت می شدند. امام گفتند جایی تدارك دیده شود كه مردم راحت باشند و ضمنا جای خلوتی هم باشد. به این ترتیب قرار شد به نوفل لوشاتو بروند.

شما چه كردید؟
 

در اتاقم را بستم و آمدم پایین و خودم را رساندم به پاریس و همانجا بودم تا وقتی كه امام رفتند نوفل لوشاتو و من هم راه افتادم رفتم.

شما به عنوان یك جوان با چنین رویداد مهمی روبرو شده اید.با نگاه دقیق یك هنرمند بگوئید حس اولیه شما چه بود؟
 

حس اولیه من این بود كه می خواستم به هر قیمتی آنجا باشم و خیلیها مخالفت می كردند. طبیعی هم بود، چون جای زیادی نداشتند. محل اقامت امام خیلی جای كوچكی بود و یك ویلای نسبتا بزرگ تری هم روبروی آن اقامتگاه بود كه همراهان امام درآنجا اقامت داشتند.

چه خبر بود؟
 

من چنان مات و محو شرایط بودم كه باور كنید تا مدتها متوجه نمی شدم چه خبر است. یك مرد انقلابی به جایی آمده بود كه قرار بود هیچ نوع همراهی و همكاری با او نشود، غافل از این كه آن دهكده كوچك، قلب تپنده تمام اخبار جهان خواهد شد. تمام خبرگزاریهای بزرگ دنیا در آنجا نماینده داشتند. كلاس خبرنگاری بود.

فرصتی عالی برای شما كه می خواستید روزنامه نگاری بخوانید.
 

دقیقا و نمی دانم این را می دانید كه اولین خبرگزاری رسمی را فرانسویها درست كردند؟ بنابراین طبیعی بود آنجا از این نظر، از انسجام و قدرت خوبی برخوردار باشد. امام جایی آمده بودن كه قلب خبر دنیا بود. اگر ایشان بر اساس برنامه های قبلی به تركیه یا جای دیگری رفته بودند، بعید بود كه از نظر پوشش خبرو تاثیر اخبار انقلاب، چنین گستردگی و وسعتی اتفاق بیفتد. نمی گویم انقلاب پیش نمی آمد كه سرنوشت حتمی آن جریان، همین بود، ولی به این روانی وانسجام اتفاق نمی افتاد.

اولین بار امام را كجا دیدید؟
 

در نوفل لوشاتو دریك نمای عمومی و در میان افراد كه به آن خانه می رفتند و همان شب تصمیم گرفتم به هر قیمتی كه شده آنجا بمانم. همه دست به دست هم داده بودندكه مرا بفرستند بروم، ولی خودم عزمم را جزم كرده بودم كه بمانم.

چطور توانستید بمانید؟
 

آغاز فصل زمستان بود. هر روز ساعت نه و ده صبح یك اتوبوس از پاریس ایرانیها را می آورد نوفل لوشاتو و ساعت چهار بعد از ظهر بر می گشت و دیگر به هیچ وجه وسیله ای برای رفتن نبود. هر چه به من گفتند برو، نرفتم وهمان جا در كوچه در مقابل اقامتگاه امام روبروی پنجره ایشان ماندم. عصر شد غروب و غروب شد شب و شب شد نصف شب، هوا بسیار سرد بود و من داشتم می لرزیدم، ولی از سرجایم تكان نخوردم.

آفرین به این هم همت!
 

ساعت دو بعد از نیمه شب بود كه پرده پنجره اتاق حضرت امام تكان خورد وچند دقیقه بعد یك نفر آمد برایم پتو آورد و خلاصه من رفتم داخل اقامتگاه امام و ماندگار شدم.

چه می كردید ؟
 

ما یك عده ای بودیم كه اخبار همه روزنامه های دنیا درباره انقلاب را باید جمع و ترجمه و خلاصه می كردیم و خدمت امام می دادیم.بچه هایی که از ایتالیا، آلمان، انگلیس وجاهای دیگر آمده بودند، مقاله های مربوط به همان زبان و من هم مقاله های فرانسوی را ترجمه می كردم و بعد من همه را خلاصه می كردم و خدمت امام می بردیم.

خودتان ؟
 

چند بار هم خودم بردم.

از حستان در اولین برخورد نزدیكی كه با امام داشتید صحبت كنید.
 

الان اگر انسان بخواهد از احساس آن زمان خود بگوید خیلی متظاهرانه می شود.

به هیچ وجه این طور نیست، بدیهی است كه انسان در تقابل با یك انسان بزرگ، احساسات ویژه ای دارد.
 

تمامی عظمت امام را از جمله ای كه در هواپیما در پاسخ به سئوال خبرنگاری كه پرسید، «احساس شما چیست؟» و ایشان گفتند، «هیچ» می توان فهمید. امام با همین یك كلمه نشان دادند كه هیچ حس خاصی ندارند جز یك هدف. جز به قول خودشان انجام تكلیف، ایفای مسئولیت.

كجای این عبارات ریاكارانه اند؟ كسانی كه در این وادیها نیستند، باور نمی كنند كه مردان خدا، خود را تنها موظف به ادای تكلیف می دانند.
 

دقیقا همین طور بود. امام در تمام سخنان و اعمالشان همین را اثبات كردند.

شما به عنوان یك عكاس هنرمند، ایشان را چگونه می دیدید؟
 

بسیار خوش قیافه و به قول ما عكاسها فتوژنیك. غیر از چهره زیبا، دستهای بسیار زیبائی هم داشتند.

چقدر دقت دارید.
 

حالات دستهای امام بسیار گویا بودند، همان طور كه چهره شان و مخصوصا نگاهشان. من قدرت نگاه كردن به چشمهای ایشان را نداشتم. واقعا تاب نمی آوردم. این حرفی را كه می زنم ربطی به حس مذهبی انسان نداشت. كسانی هم كه مسلمان نبودند همین را می گفتند.

یك جور كاریزما!
 

دقیقا! همان طور كه كلام امام خاص خودشان بود، نگاهشان هم همین طور بود. انسان خاصی بود. انسانی كه از جنس زمانه نبودند. مثل هیچ كس نبودند. حرف ایشان از زمانی كه در پاریس بودند تا روزی كه رحلت كردند، ذره ای تغییر نكرد، چون هدف از ابتدا ادای تكلیف بود و در تمام فراز و نشیبها و تلاطمها و رویدادهای عجیبی كه پیش می آمد، همین بود.

آیا در این مورد می توانید مصداقی بیاورید.
 

روشنفكرهای ما مثلا انتقاد می كردند كه امام چرا روی مسئله حجاب برای خارجیها تكیه می كنند و نمی گذارند آنها به همان شكلی كه دلشان می خواهد نزد ایشان بیایند، ولی واقعیت این است كه ایشان به تمام نكاتی كه متذكر می شدند، اعتقاد عمیق داشتند و با توجه به شرایط زمان و مكان، تغییری در این برخوردها ایجاد نمی شد. روزهای یكشنبه، خارجیها به دیدن ایشان می آمدند. جلوی در ورودی به خانمها روسری داده می شد. جالب این كه خود آنها اعتراضی نداشتند و به عنوان آدابی پذیرفته شده از جانب ما، آن را می پذیرفتند، اما روشنفكران ما انتقاد می كردند.

به اعتقاد من تأثیر حضرت امام در تطابق مطلق قول و عملشان بود.
 

درست است و اتفاقا همه آدمها، در مقابل چنین مردانی، با وجود وضعیت متفاوتشان، اصول مورد قبول آنان را می پذیرند. این پایبندی به اعتقاد، چیزی است كه همه مردم دنیا با هر دین و آیینی به آن احترام می گذارند و لذا زمانی كه ما سوار هواپیما هم شدیم، مهمانداران هواپیما روسری داشتند و اعتراضی هم نداشتند.
منبع:ماهنامه شاهد یاران، شماره 15

جمعه 20/11/1391 - 18:1
نویسنده:فرزاد زاد محسن




 
پدیده شناسی عکس به مثابه انگاره
آنگاه که «والتر بنیامین» در سال 1931 به نقل از «گوته » در تحلیل عکسهای «آگوست ساندر» نوشت، «شکل ظریفی از کار تجربی وجود دارد که با موضوع خود، چنان یگانه می گرددکه در نهایت، به یک «نظریه» تبدیل می شودو درست همان گونه که یک کالبد شناسی تطبیقی به آدمی این امکان را می دهد تا سرشت و سرنوشت اندامها را درک کند، «عکاسی تطبیقی» نیز زمینه ای را فراهم می آورد تا عکاس از آن طریق به دیدی علمی برسد و در جایگاهی فراتر از «عکاس جزئیات» بودن، قرار گیرد.» به دنبال کدام کیفیت معنایی در عکاسی بود؟ کیفیتی که دامنه اندیشگی و حضور آدمی را در میدان دید و همکنشی خلاق با «سوژه»، از قالب دریافت و درک صرفا بصری خارج می سازد و به ساختاری ارگانیک از تعامل ذهن آدمی با ابژه و مشارکت در بازآفرینی پیرامون، ارتقا می بخشد.
زمانی که «ابوالفضل بیهقی»، مورخ نام آور هم عصر غزنویان و مولف «تاریخ بیهقی» نوشت، «تاریخ را دو قسم (بخش) گویند و آن را سه دیگر نشناسند،« یا از کسی بباید شنید و یا از کتابی بباید خواند.» هنوز ارزش و کارکرد رسانه ای تصویر و منابع تصویری در اینجا، مشخصا «عکس» معلوم نشده بود. شناخت ما از گذشته، مرهون این «شییء پدیده » است که در امتداد دامنه اثر بخشی و عرصه آفرینی خود، خصلتی «نمادین» و «انگاره ای» یافته و به شبکه ای در هم تنیده از مفاهیم در یک (متن منظومه)، بر محور شیوه های خوانش و روایت در نظرگاههای مفهومی، نشانه شناختی،فلسفی، زیبایی شناسی، کارکردهای سیاسی اجتماعی فرهنگی، عناصر «بینامتنی» و «پیرامتنی» و مباحث نظری و مطالعات تطبیقی تبدیل شده است.
عکاسی از نخستین دهه های ظهور و رواج خود، از چنان عمومیت، فراگیری، گستردگی و اهمیتی برخوردار شد که بسیاری از مهم ترین وجدی ترین چهره های روشنفکری فرهنگ مدرنیته از «گوستاوفلوبر» و «والتربنیامین» و «بارت» تا «سوزان زونتاک» را به نظریه پردازی پیرامون قدرت تأثیر و نفوذ و نیز منظرهای تحلیلی فلسفی خود واداشت و نیز طیفی از آرا و نظریه های فلسفه هنر در قرن بیستم نیز بر محور این مقوله، شکل گرفتند، چنانکه فی المثل در مکتب فرانکفورت، به موازات عمومیت و گستردگی کارکرد عکس، این مباحث نیز وسعت بیشتری یافتند و مباحثی چون ساختار و تکنیک، شیوه های انتقال پیام و معنا از طریق تصویر، تعیین بصری، اندیشه و ادارک در عکس، نحوه تعامل فرم و محتوا، زیباشناسی عکس، بافت فرهنگی، ساختار مناسبات اجتماعی و پس زمینه تاریخی در عکس، مولفه های روانشناسانه و فردیت محور، کیفیت روایت و بازتاب انسان در تصویر، همه از این شمارند. ارتباط «عکس» با دیگر حوزه های این منظومه فراگیر به گونه ای است که «نقد عکس»، در حقیقت، مجموعه ای از کلیه گرایشها و علایق فرهنگی را در این منظر، کنار هم می نشاند.
هنگامی که «کارتیه برسون» می گوید، «موفقیت عکاس به میزان فرهنگ عمومی، نظام ارزشی، روشن بینی، سرعت عمل و چالاکی عکاس بستگی دارد. » یا آنجا که «آنسل آد امز » عکس را نه یک «تصادف» که یک مفهوم » می انگارد و سرانجام، زمانی که «مانیور رایت» می پرسد، «آیا می توان عکس، و نه موضوع عکس را، عامل تحریک کنند«معنویت» یا «هویت» نامید.» همگی ناظر به ورود این پدیده در ساحتی است که به عکس موضوعیت و استقلال ذاتی و درون متنی و محصل و برآیندی از یک مجموعه به هم پیوسته از مهارتها و جوهره ای از شهود و انکشاف «هستی شناختی هنری» می بخشد و جامعیتی «معنائی زیبا شناحتی » را در آن جستجو می کند.

انقلاب از «لنز» تا «ظهور» ...

و اما «عکاس خبری» : اگر بخواهیم این ژانر را از دیگر گونه های عکاسی خلاقه، تبلیغاتی، مستند و.... متمایز کنیم، باید از حیث تشخیص درست سوژه و انتخاب دقیق
و هوشمندانه و توام با جسارت موضوع عکاسی، آن را واجد جنبه ای مستقل بدانیم که شاید از لحاظ تاثیر آنی و انتقال سریع «پیام» و وسعت دامنه طیف مخاطب و میزان و شدت و کیفیت اثر گذاری بر اذهان عمومی و احساسات و افکار جمعی، بیشترین کارکرد را داشته باشد. به یاد می آوریم نمونه های فراوان از این دست را در قرن بیستم که یک عکس موجب برانگیختگی و تحریک میلیونها انسان می شد و در پی خود، حوادث مهمی را رقم می زد و در سطوح سیاسی و اجتماعی، تحولات عمده و پیامدها و امواجی عظیم را پدید می آورد. خودسوزی یک راهب بودایی در اعتراض به جنگ ویتنام، اعدام یک ویت کنگ به دست رئیس پلیس سایگون، عکسهای درگیری خونین گینه نوو گواتمالا، گرسنگان «بیافرا»، عکسهای بیسار مشهور و تأثیر گذار جنازه ارنستوچه گوارا و عکس به اسارت گرفتن پاتریس لومومبادر کنگو توسط نیروهای موسی چومبه، از آن جمله اند.
اگر در عکاسی خبری، «انسان در گسترده تعامل جمعی» را موضوع و نظرگاه اصلی عکاس بدانیم، در حقیقت این «گونه هنری» می تواند بازتابی از همه ظرافتها و حساسیتهای ناشی از درگیر شدن با طیفی از حالات، روحیات و عواطف انسانی تلقی شود و بروز و تظاهر بیرونی و جمعی آن،واحد کلیه ارزشها و قابلیتهای یک اثر هنری کامل باشد.«یوجین اسمیت»،کار عکاس را در این عرصه، این گونه تحلیل می کند:
«او [عکاس] با انتخاب روش وتکنیکی مناسب که (وسیله ای برای کنترل عاطفی است.)، با گزینش موضوع عکس و با تصمیم در مورد لحظه دقیق و قطعی گرفتن عکس، عوامل متغیر تفسیر را با تمامیتی عاطفی در هم می آمیزد که شالوده شکل گیری عقاید تماشاگران خواهد بود. وظیفه عکاس خبری این است که حقیقت غالبا نامحسوس و ناپیدا را، هوشیارانه بکاود و سپس بادقت و توجه بسیار وسرعت زیاد، بینش خود را همراه با ویژگیها و مختصات فیزیکی موضوع وارد عکسهایش کند. نوع تفسیری که به ذهن متبادر می شود، باید حاصل مطالعه درباره مردم یا مکانهائی باشد که از آنها عکس گرفته می شود.»
ضرورت یگانگی و یکی شدن عکاس با موضوع در این گونه از عکاسی، در عین برخورداری از اشراف و احاطه ای که مستلزم فاصله گرفتن از سوژه و از افقی بالاتر به آن نگریستن، گذرگاه خطیری است که در واقع نقطه پرش یا سکون این نوع عکاسی تلقی می شود. ثبت دقیق و لحظه به لحظه واقعه ای که مبنای بسیاری از تحولات اجتماعی به شمار می آید و یا نمایش تحول دگرگونی در روابط و رفتار انسانها، به یقین، نیازمند «هوشیاری» و «جسارت» لازم برای نفوذ در «دامنه حیاتی روابط انسانی» است. آن چنان که «یوجین اسمیت» شرط ماندگاری یک عکس را «نفوذ عمیق به درون خصوصیات موضوع در پیوند با کمال ترکیب بندی و تکنیک» می دادند.
نزدیک به سه دهه از وقوع رخداد «انقلاب اسلامی ایران» در بهمن 57 (فوریه79) می گذرد. اینک فرصت مغتنمی فراهم آمده است تا به ارزیابی منتقدانه و توام با جمعیت، و اقع نگری و درک روشن بینانه در خصوص مقاله ای به نام «عکاسی انقلاب» بپردازیم.

انقلاب از «لنز» تا «ظهور» ...

عکاسی انقلاب، اینک از ورای کارکرد موقعیت سیاسی، اجتماعی و به اصطلاح «گذشت تاریخ مصرف» و راه یافتن به حوزه تحلیل تاریخی و تئوریک، چه وجوهی دارد و در یک بازخوانی مجدد و بر اساس ضرورتها و مقتضیات دوران کنونی و فارغ از پیشداوری ها ناشی از سیطره نگاه و رویکرد ایدئولوژیک و در گذر از کارکرد رسانه ای، خبری و تبلیغاتی آن در عرصه های «اطلاع رسانی» و «تحریک و تهییج افکار عمومی» و «شکل دهی به عواطف جمعی»، در زمانه کنونی ما، به مثابه یک متن هنری زیبایی شناختی مستقل و فی نفسه، چگونه و یا با چه معیارهایی باید ارزیابی شود؟ در این چشم انداز، اشاره به چند نکته اصلی ازفایده نیست.
نخستین چیزی که به ذهن متبادر می شود این است که «عکاسی انقلاب» تا کجا و چه مقدار پا به پای این پدیده حقیقت، راه پیمودن و به اصطلاح از آن کم نیاورده و جا نمانده است و تا چه حد توانسته آئینه روشن و بی غبار و روایتگر صادق این واقعه باشد. البته وجود عواملی چون سرعت وقوع و سیر شتابان مراحل منتهی به پیروزی انقلاب و ارزشها و ویژگیهای منحصر به فرد آن به گونه ای است که نمی توان همپایی و همپویی کامل میان «عکاسی» با «انقلاب» را متوقع بود. زیرا هر زبان و تصویر و ابداع و آفرینشی، در برابر اعجاب انگیزی این رخداد، به ناگزیر، قدم کند کرد و دعوی یکی شدن با آن را فروگذاشت، اما پرسش اصلی این است که :« آیا عکاسان انقلاب برای آنچه که لازمه این رویداد عظیم بود توانستند تلاش کافی، هر چند نه همه جانبه ای بکنند و اساسا عکاسی انقلاب از حیث ماهیت، کیفیت و شناسه ها و شاخصهای محتوائی، ارزشی و فرهنگی انسان شناختی، تا چه حد متناظر با انقلاب اسلامی ایران بوده است؟»
معتقدم همان گونه که انقلاب، محصول تحول و تکامل در سطح گسترده جمعی و به دیگر سخن، تجلی تمام نمای یک بعثت و بیداری عام محسوب می شد و در یک کلام، بیش از آنکه تغییر در نظام حکومت و ساختار سیاسی را نشانه رفته باشد، «انقلاب در معنا» بود، عکاسی انقلاب نیز دریچه ای است که از آن می توان به وضوح، دورنمای یک جنبش، جوشش و جهش ذهنی و روحی، تحول فکری و انکشاف و اشراق معنایی و یافتن افقهای تازه و ورود به فضاها و ساحتهایی فراسوی عینیت عریان وعلنی پدیده ها را در ذهن و نگاه و گزینش و گرایش عکاسان شاخص این عرصه نشان کرد. مشاهده این تحول از « ویزرو» چشم عکاسان انقلاب و مراحلی که از «فلو» تا «فوکوس» میدان دید آنها را در بر می گرفت و دریافت و دانستگی و حساسیت آنان را شکل می داد و سرعت «شاتر» آنان را به تناسب اهمیت موضوع تنظیم می کرد، روایتی است که در آن می توان صدای پیوستن به نبض تند و ملتهب تحولات اجتماعی را آشکار شنید و در نوع نگرش، انتخاب سوژه، یافتن انگاره هایی برخاسته از عمق باور مردم و در راستای نشان دادن همدلی و همنوایی هنرمند با توده های مردمی، ردپای آن را دید.
انقلاب ایران در میان سایر انقلابها و جنبشهای سیاسی جهان، دارای خصلت و موقعیت آئینی ویژه و منحصر به فرد به گفته «بلانشه»، «انقلاب : به نام خدا» و تنها نهضت مردمی تاریخ معاصر است که بر مبنای تفسیری متافیزیکی و معنوی از جهان و با شعار تحقق معنویت و فطرت الهی انسان شکل گرفته ودر نوع شعارها، سرودها و دیگر تجلیات جمعی و از همه مهم تر در شخصیت رهبر آرمانی آن نمود یافته است و جنبه ای «شمایل وار»، «اسطوره ای» و «آئین مند» به بسیاری از عکسهای انقلاب می دهد، تو گویی که در آنها امتداد، تداوم و بازیابی و باز آفرینی عناصر، روایتها و کارکترهای محوری و جریان ساز فرهنگ آئینی عرفانی و اشراقی ایران و تشیع (از سووشون و سهراب کشان تا حماسه بزرگ عاشورا) را می توان به عینه سراغ گرفت. پیوستگی و در هم تنیدگی این سلسله های متقاطع و رودهای جاری در یک مصب و ملتقای عظیم یا دلتایی که در دو کرانه فرهنگ وسنت دینی و مذهبی و نیز هویت تاریخی و ملی پهلو گرفته است، گونه ای تداخل و تعامل نزدیک وگاه شگفت و غیر قابل باور را برای بسیاری از ناظران غربی و خارجی به این پدیده نادر در میان عناصر متعدد و بعضا ناهمگون موجود، برقرار می کند و نشانی از تداوم و زایش دیگرباره و امروزی ابعاد این هویت اسلامی ایران و مدرن (به دلیل حضور مسلط، فراگیر و غالب طبقه متوسط شهری در بدنه انقلاب) در ایران است که ریشه در سنت تاریخی روح آفرینشگر، گزینشگر، تلفیق گر و باز زاینده قوم ایرانی دارد.
«میشل فوکو» در بیان مشاعرات خویش از انقلاب ایران در جایی به این نکته اشاره می کند که، «حتی لازم نبود بپرسم این دینی که مردم را گاه به پیکار و گاه به گرامیداشت مردگان و شهیدان فرا می خواند، مبادا در ژرفای خود سر مرگ دارد و بیشتر به شهادت می اندیشد تا پیروزی...» این نکته، برای پژوهشگران این حوزه بسیار نکته ظریفی است و می توان آن را در گزارشهای دقیق و مستند عکاسان انقلاب از تجلی این رفتار و رویکرد به صورت حرکات جمعی، عزاداریها و سوگواریها، تشییع شهیدان و دیگر جنبه های تمثیلی و شمایلی در تجمعات و گردهمائیها و جنبه های تیپیکال حضور مردم در آئینهای جمعی مبارزه و مقاومتهای خیابانی و در ابراز محبت و عشق و وفاداری به امام خمینی در مقام رهبری معنویت و اسطوره ای شمایل گونه و واجد تمامی خصلتهای پیامبران و مصلحان در تاریخ بشر، مشاهده کرد و از روی میزان دوری و نزدیکی و «تله» و «واید» بودن «لنز»، نگاه عکاسان را نسبت به این جنبه های مناسکی و آئینی بررسی کرد.
ویژگیهای سرشت نمای انقلاب اسلامی در عکاسی انقلاب چگونه منعکس شده است ؟ آیا نقش محوری دیانت و مذهب، آداب وشعائر مذهبی و عناصرمنبعث از فرهنگ اعتقادی و دینی در الگوسازی، انگاره آفرینی و شکل بخشی به احساسات، روابط و کنشهای جمعی، حضور جهت بخش و تعیین کننده روحانیت به عنوان ریشه دارترین و کهن ترین نماد بیرونی حضور دین در عرصه های اجتماعی، شیوه های ابراز خشم، نفرت، احساس تاثر و سوگ، پیوند و همدلی و همکنشی و روانشناسی جمعی مردم از طریق این عکسها به روشنی، انتقال یافته است؟ انصافا می توان کارنامه عکاسی انقلاب را در این زمینه قرین یا کامیابی و توفیق شمرد، زیرا نتیجه استغراق عکاسان در این پدیده و اتصال درونی آنان با این رویداد دینی مردمی، موجب شده است تا از منظر روانشناسی اجتماعی انقلاب، مجموعه ارزشمندی از تصاویر آن دوران را در اختیار داشته باشیم.
فراتر از ثبت تاریخی و جنبه مستند ورویداد نگاری، کارکردهای این نوع عکاسی در حوزه مطالعات جامعه شناختی نیز قابل است. بازتاب اجتماعی این تصاویر با همه مشخصه ها، ریخت شناسی شهری، تیپ شناسی مردم که نوع پوشش و ظاهر آنان را نیز شامل می شود و در سالهای بعد به تدریج تغییر یافت.(نظیر این تحقیق در مورد چهره شهرهای جنگزده از سال 59 تا سال گذشته توسط نگارنده انجام و تغییر چهره ظاهری رزمندگان نیز به دقت بررسی شده است) نمای شهر تهران و شکل بیرونی آن به عنوان مادر شهر، بستر و پایتخت انقلاب و محل و محور بسیاری از رویدادهای انقلاب که جهت و مسیر آن را تعیین کرده و یا تغییر داده است و نیز جایگاه بسیاری از «لوکیشن » های محوری انقلاب همچون : میدان آزادی، میدان شهدا، دانشگاهی تهران، نیروی هوایی و تعامل انسانها با این محیط و گذرهاست. البته باید توجه داشت که «تهران» چه در آن سالها و چه هم اینک، به عنوان مفهومی فراتر از یک کلان شهر، معرفی شده و در واقع به طرق مختلف، از جمله ادبیات و به ویژه رسانه های تصویری و سیما و سینما، پیوسته تعیین کننده بسیاری از مناسبات، هنجارها و ارزشها و رفتارهای شهری والگوهای مرجع و اجتماعی، گرایشها، مدها و تیپ شناسی عمومی تلقی شده است. تهران در دهه پنجاه نیز حضوری قاطع، روشن و مسلط داشت و حتی به منزله نمادی از فرهنگ اعتراضی و حضور طبقه متوسط شهری و به عنوان پیاده نظام حرکتهای تخریبی،، ساختار شکن و هنجار گریزانه پذیرفته شده بود. امتداد نگاهی همه جانبه به تهران را در تمثیل یک «متن» و در بستر یک نظام نشانه شناختی، در عکسهای انقلاب می توان به دقت مشاهده کرد.
نگاه به انسان و ترسیم «موقعیتهای انسانی» و نیز تاکید به فردیت آدمی در عین همراهی بادیگران مستحیل نشدن در انبوهی جمع نیز یکی از نشانه های خلاقیت و هوشمندی عکاسان انقلاب است که در آثار آنان نمودی بارز دارد. عکاسان انقلاب با نگاهی بسیار هنرمندانه و خلاق، در عین حال که به ثبت عظمت و شکوه توده های میلیونی مردم در خیابانها پرداخته اند، با نکته بینی و کنجکاوی تحسین برانگیز، جلوه هایی از حالات نابی را شکار و ثبت کرده اند که از لحاظ وجوه هنری، زیبائی شناسی و مردم شناسی، غالبا بس ماندگار تر از تصاویر رسمی و رتوش شده دیگر هستند و در تاریخ عکاسی معاصر از درخشش ویژه ای برخوردارند.
جریان سازی و خبر ساز بودن بسیاری از عکسهای انقلاب، از جمله عکس معروف واقعه ملاقات همافران نیروی هوایی با امام نیز واجد نکات با اهمیتی است. عکسهایی که گاه به بهای رو در رو شدن صریح و آشکار با رژیم ستمشاهی و پذیرفتن انواع خطرها و حتی احتمال خطر مرگ، ثبت می شدند و رمز ماندگاری آنها نیز اخلاص و ایمان و نیز جسارت هنرمندانی است که با تنها دست افزاری که در اختیار داشتند، جان و خانمان را در داو جانبازی و ایثار نهادند، بی شائبه نام. لذا بررسی این عکسها از جنبه های گوناگون، بسیاری از حقایقی را که دوربینهای عکاسان انقلاب قادر به کشف و ضبط آنها بوده و از نگاه دیگران پنهان مانده اند، آشکار می سازد.

انقلاب از «لنز» تا «ظهور» ...

به روز بودن و شتاب در انتقال و بازتاب سریع و گسترده وقایع به مردم در آن جو متلاطم، متحول و پرهیجان، به هیچ روی، مانع از توجه به ارزشهای خلاقانه و زیبایی شناسانه نشده و فتوژورنالیسمی را که سرعت لازمه اصلی آن است، به هنرنمائیهای بدیع در تکنیک و ترکیب بندی و ظرافتهای هنری مبتنی بر پشتکار،تجربه اندوزی و سیر تکاملی و تدریجی و همراه با ممارستی ستودنی و نیز تعلق به اقشای که بار انقلاب عمدتا بر دوش آنان بود و عکاسان زبده و ماندگار دوران انقلاب، غالبا متعلق به آن طبقات اجتماعی هستند و از همه مهم تر احساس وظیفه و برخورداری از شهامت و جسارتی که پیامد چنین اندیشیدنی است، پیوند زده و میراثی از حرفه ای ترین و تکرار ناشدنی ترین آثار را به ارمغان آورده است که این نشانه تعهد و دلبستگی همه جانبه عکاسان انقلاب به شغل و حرفه خویش است که به آن فراتر از امور روزمره نگریسته و از توانائی هنرمندانه خویش برای مشارکتی شایسته و ایجاد حساسیتهای بسیار موثر و تعیین کننده که در ایجاد همکنشی کارکرد رسانه ای با یک ساختار منسجم بصری و روایی امری حیاتی است، مدد گرفتند.
ضرورت ایجاد یک بانک کامل و آرشیو غنی از «عکسهای انقلاب» با پشتوانه کار پژوهشی بر روی عکسهای به جای مانده، جمع آوری آثار از آتلیه ها و مجموعه های شخصی، آژانسهای خبری و عکاسی جهان که هم اکنون حجم عظیمی از این آثار را در اختیار دارند و نیز خرید و حفظ آنان در این آرشیو، غیر قابل انکار به نظر می رسد. همان گونه که نگارنده نخستین بار ضرورت ایجاد یک موزه دائمی از عکسهای جنگ را با حضور و مشارکت کلیه عکاسان این عرصه طرح نمود و مورد استقبال نیز قرار گرفت، راه اندازی این آرشیو و بانک اطلاعاتی جامع، روز آمد و رو به تکمیل و ارتقا دائمی آن نیز باید با شناسایی، طبقه بندی و تفکیک عکسها بر حسب ارزشهای اجتماعی، تاریخی، زیبا شناختی و غیره انجام گیرد. هر گونه اهمال یا کندی در تحقیق این ضرورت، به نابودی، فرسایش و جدا شدن بخش زیادی از این میراث از چرخه کار آمدی و بهره برداری منجر خواهد شد و ظرفیتهای بالقوه این گنجینه بزرگ تاریخی و فرهنگی به تدریج کاهش خواهد یافت، زیرا دیگر، جایگزینی برای عکسهای از میان رفته در دست نخواهد بود.
باید با نگاه ژرف اندیش و فرانگر و همراه با بلند نظری به این آثار نگریست. تنگ نظری و اولویت دهی به مباحث حاشیه ای و توجه به ضرورتهای کوتاه مدت موجب آن شده است و نیز می شود که بسیاری از آثار از میان بروند و خارج از مرکز توجه قرار گیرند. فی المثل ساختار و ترکیب و تنوع و گستردگی و گوناگونی طیف شرکت کنندگان و اقشار مختلف اجتماعی را در انقلاب را، اگر مشمول سانسور بدانیم، جفای بزرگی به اغلب این آثار خواهد بود که بسیاری از ارزشها و قابلیتهای تکنیکی و حرفه ای عکاسی ایران و پیگیریهای تحقیقی و مستند را در خود ظهور بخشیده اند.
در عکاسی انقلاب باید بخشی را به طور مستقل به «تصویر نگاری از شخص امام خمینی( ره)» اختصاص داد که چونان قلبی تپنده، خون حرکت و حیات و جوشش و بیداری را در رگهای انقلاب جریان می بخشید و «قطب» و «قله» و مقصد تمامی رویکردها، انگیزه ها، شهامتها، ایثارها و حماسه های مردمی در طول انقلاب محسوب می شد. در اینجا قصد من واکاوی و باز اندیشی این نقش محوری و کانونی الهام بخش و مصلحانه در مقام هدایت و راهبری بزرگ ترین بعثت معنوی انسان در تاریخ معاصر جهان نیست که این مهم، مجالی فراخ تر را می طلبد، اما با نگاهی دقیق به «پرسونا» ی فردی «امام» در حکم یک «شمایل»، شعار و حتی در وجه نمادین خود، یک «اسطوره بی بدیل» به نظر می آید که با وجود رواج و فراوانی تصویر ایشان به میزان انبوه، هنوز مردمان به شیوه مالوف و به آئین و سنت اعصار کهن، شمایل ایشان را نیز شبه به پیامبر و امامان معصوم با هاله ای از نور و دیگر مشخصه های این شیوه نگارگری و در ابعاد بزرگ و برسینه علمها و کتلهای آئینی به خیابانها می آوردند. پوسترها و تراکتهای مزین به تصویر امام، در ابعاد گسترده ای تولیدو تکثیر و به عنوان نماد بارز و بی بدیل انقلاب، مبارزه و اعتراض به خیابانها آورده شدند. این تصاویر که از سال 42 به صورت مخفیانه (پلی کپی زیراکس و...) تکثیر می شدند، نخستین بار در سفرنامه کیان چاپ شدند و سپس به عرصه های عمومی راه و در حجم و سطحی وسیع به صورت کلیشه بر سراسر دیوارهای شهر ظهور یافتند و به تدریج از ساحت «شیئیث» به حیطه یک میراث مقدس، معنوی و مجرد وارد شدند.
تصاویری که پس از ورود امام به ایران ثبت شدند و بازنمایی حالات روحی انبوه دیدارکنندگان با امام از بدو ورود تا ایام اقامت در مدرسه علوی و ترسیم رابطه مردم با امام و نیز ملاقاتهای سران و شخصیتهای سیاسی ازگروهها و دسته های مختلف و گاه متضاد با یکدیگر در برخورد با ایشان در قاب تصویر، در بررسی و مطالعه سیر تحول انقلاب و تبیین رابطه یگانه امت و امام که در تاریخ جهان، بی بدیل است، بسیار کارساز و رهگشا خواهد بود. معتقدم باز تولید و تکثیر این اسطوره باشکوه در قالب عکس، منظری از پیوندهای روح سنت با یک رسانه مدرن را در انقلاب می گشاید که هنوز هم نکات پنهان، فراوان دارد. خوشبختانه هنوز از حضور بیشماری از عکاسان انقلاب بهره مندیم و عکسهای فراوانی از آثار آنها را در اختیار داریم. بسیاری از این هنرمندان کارآمد، در نزدیک شدن به معناهای پنهان در پشت چهره امام و نفوذ در لایه های شخصیت و فردیت اثرگذار و آرمانی و وجوه کاریزماتیک او، فارغ از نقش رهبری انقلاب، اهتمامی به کمال داشته اند و گاه نیز موفق بوده اند.
انقلاب اسلامی ایران با عکس پیوندی عمیق و نمادین دارد. این انقلاب که میشل فوکو آن را نخست قیام بزرگ بر ضدهمه نظام های جهانی می دانست، از لحاظ تاثیرگذاری و ارزش و کارکرد وسیع «عکس» در آن تهییج و برانگیختگی مردم با استفاده از تصاویر، یکی از منحصر به فردترین رویدادهای جهان است. عکسهائی که در دست مردم بودند، نمایشگاههای خودجوش و بزرگ سراسری و خیابانی عکس، آن هم در فضای ممنوعیت روزنامه ها، کارکردی یگانه و تکرار ناشدنی را در عرصه اطلاع رسانی پدید آورد. عکسهای انقلاب حاصل همجوشی و پیوند نزدیک و ژرف بنیاد و درونی شده عکاسان با صحنه ها و مهم تر از آن با پیام و مفاهیم اصیل انقلاب بود و لذا در کلیت خود، یک انگاره اصیل، هویت مند و آرمانی منحصر به فرد را باز می تاباند. باید سبکها و نگره های شخصی در این عکاسی به دقت شناسایی و تحلیل شوند. منظره هایی که دارای مولفه ها و شاخصه های بیانی سبکی و هویت و اسلوب روایی قابل انتقال و الگوبرداری هستند، باید به درستی تبیین و ارائه شوند، زیرا از یک درک جهشمند غریزی و باور بینش و کنشمندی خلاق حرفه ای برخوردارند و لذا تنوع این سبکها را باید در بستر معنایی واحدی به نام «انقلاب» به تماشا نشست.
و کلام آخر اینکه : میراث «عکاسی انقلاب» امروز، برای نسل جوینده و تشنه ای که به دنبال گشودن مرزهای تازه است، چه حرفی برای گفتن و چه سرمایه ای برای عرضه کردن دارد؟ این نوشتار را با جمله معروف «آنسل آدامز» به پایان می بردم که :« اگر برجسته ترین و عظیم ترین لحظه های تحول آدمی، آنچنان که دوربین قادر به ثبت آن است، ثبت نشوند، تا ابد افسوس خواهیم خورد.»
منبع: ماهنامه شاهد یاران، شماره 15
جمعه 20/11/1391 - 18:0
نویسنده:عباس زارع




 
سی و دو سال پیش از این، در بهمن ماه سال 1357، انقلابى به وقوع پیوست كه مهم ترین حادثه ربع آخر قرن بیستم در سطح حوادث جهانى تلقى شد و تحولات فرامرزى را دست كم درسطح منطقه خاورمیانه بویژه در حوزه جهان اسلام، تحت تأثیر خود قرار داد. بررسى ومطالعه این حادثه، كه در كشورى اتفاق مى افتاد كه جزیره امن و ثبات همراه با حاكمیت مقتدر نظامى پادشاهى تلقى مى شد و به عنوان متحد پایدار بلوك غرب از حمایت خارجى لازم برخوردار بود، با بهت و حیرت تحلیل گران و پژوهشگران اجتماعى ، بویژه نظریه پردازان انقلاب آغاز شد. ویژگى برجسته اى كه بر پیچیدگى درك حادثه و دشوارى تحلیل آن مى افزود، وجهه دینى و رنگ مذهبى بود كه بر بخش مهمى از شعارها، خط مشى هاو شیوه هاى رفتارى انقلابیون مستولى گشته بود و جنبشى گسترده و فراگیر را در پیروى از یك رهبر مذهبى سامان مى داد. رهیافت ها و نظریه هاى پیشین قادر به توضیح ابعادنوین و وجوه متمایز این حادثه نبودند و از این رو پاره اى از نظریه پردازان بهبازنگرى و تعدیل در نظریات پیشین خود برآمدند.
براستى چرا رژیمى كه آنچنان مقتدر و سدید به نظر مى رسید، رخنه ها و شكاف ها وسرانجام تزلزل و فروپاشى را در خود باز مى یابد؟ كدام علل و عوامل تاریخى ، اجتماعى ، اقتصادى ، سیاسى و فرهنگى به هم گره مى خورد و حوادث سال هاى 55 و 56 را بر مى انگیزد؟ بازیگران و قهرمانان این حوادث چه كسانى اند و چه نقشى در بروز و ظهور حادثه ایفا مى كنند؟ طى چه فرآیندى ، جنبش فراگیر اجتماعى با شعارها و انگیزه هاى دینى به ظهور مى نشیند؟ و در نتیجه تعامل كدام عوامل و شرایط، انقلاب اجتماعى رخمى دهد و به پیروزى مى رسد؟ همه این پرسشها و ده ها پرسش مشابهدیگر، در این سال ها موضوع مطالعات و تحقیقات بى شمار قرار گرفت و بویژه در دنیاى غرب، حجم عظیمى از تأملات و تحلیل ها را در تبیین این حادثه نامنتظر درپى آورد.
نخستین نكته اى كه در مواجهه با تحلیل هاى گوناگون از حادثه بزرگ بهمن 57 به چشم مى خورد، تنوع رهیافت ها و منظرهاى مطالعه در پرداختن بدان است. نقطه عزیمت و ورود به بحث در این تحلیل ها، چندان از یكدیگر متفاوت و غریب است كه گویا هر یك به موضوعى مستقل از دیگرى نظر دارد. گذشته از آن، نوع توجه به تاریخچه حوادث منتهى به انقلاب و وجود اختلاف نظر در آغاز زمانى حوادثى معین كه بتوان آن ها را پیشینه قطعى انقلاب بهمن تلقى كرد، منشأ دگرگونى و تنوعى دیگر در چارچوب هاى تحلیلى ارائه شده، گردیده است. افزون بر این ، عطف نظر به تحولات فرهنگى ، اقتصادى ، سیاسى و... از سویى و گرایش به وجوه جامعه شناسى یا روان شناختى از سوى دیگر، مزید بر علت شده و درك ماهیت عناصر این رخداد را دشوارتر نموده است. ضمن آن كه، در بطن این تنوع، گرایش به تحلیل هاى دترمینیستى (جبرگرایانه) و توجه به علل تاریخى یا ساختارى بروزحادثه از یك طرف و تمایل به تحلیل هاى انگیزشى و توجه به دلایل و هدفمندى كنشگران از طرف دیگر، تنوعى مضاعف و اشكالى تازه از دیدگاه ها را در نزدیك شدن به رویداد بهمن و كالبد شكافى آن، پدیدار ساخته است.
شاید گسترش حوزه هاى مطالعاتى در علوم انسانى و تكثیر شاخه ها و شعبه هاى پژوهش، یكى از عوامل این تنوع و در نتیجه سرگشتگى بوده باشد، ولى باید اذعان نمود كه به لحاظ روش شناسى ، پیچیده و چند وجهى بودن حوادث بزرگ اجتماعى ، از علل اصلى تر بروزاین تنوع نگرش و تعدد رهیافت هاست؛ حادثه اى را كه در مراحل ظهور، تكوین، تكامل وفرجام خود با ده ها عامل فردى و اجتماعى ، یا تاریخى ، روان شناختى ، جامعه شناختى ، اقتصادى ، فرهنگى و سیاسى مرتبط است، و شبكه گسترده اى از علل و عوامل را در خود جاى داده است، به سادگى نمى توان در تحلیلى یگانه و واحد به تصویرى جامع منتهى ساخت. همان گونه كه در خصوص حوادث بزرگ دیگرى همچون انقلاب كبیر فرانسه كه بیش از دو قرناز تاریخ وقوع آن مى گذرد نیز چنین امرى به وقع نپیوسته است. این پیچیدگى ها و ذووجوه بودن ها تحلیل گر هوشمند را برآن مى دارد كه ادعاهاى خود را به حد دلایل خویش و به محدوده رهیافت و منظر ویژه خویش فرو كاهد.
اگر واقعیت خارجى پدیده هایى مانند انقلاب، داراى پیچیدگى و ابعاد گوناگون است، نگاه و منظر آدمى نیز به نحوى مضاعف و به وجهى اولى ، دچار پیچیدگى و ابعاد متنوع خواهد شد؛ زیرا میان واقعیت خارجى و نحوه درك ما از آن، راه بسیار است. از اینجامى توان به نكته دوم اشاره نمود، كه از هر چارچوب تحلیلى ، باید انتظارات ویژه اى داشت و به رغم ادعاى احتمالى آن، مبنى بر توضیح و تبیین تمام ابعاد مربوط به حادثه مورد بحث، مدعا را چندان جدى نگرفت. براین اساس، هر تحلیلى را نیز تنها در حدود مفاهیم موضوعه اصلى و در گستره رهیافت حاكم بر آن مى توان مورد بررسى قرار داد وانتظار این كه یك تحلیل به توضیح ابعاد و مسائل خارج از چارچوب خویش نیز بپردازد، انتظارى عبث و گزاف خواهد بود.
نكته سومى كه باید مورد اشاره قرار گیرد این كه، در اتخاذ هر چارچوب تحلیلى ، به لحاظ پذیرش مبناى فلسفى جبر و اختیار، احتمال لغزش و غلطیدن به یكى از دو سوى یادشده، چندان بعید نیست؛ توجه تام به علت هاى تاریخى و یا ساختارى ، صرف نظر از عواملو بازیگران انسانى كه در عین كنش پذیرى و انفعال، تأثیرگذار نیز هستند، یك سوى افراط و همانا گرایشى جبرآمیز است و در مقابل، تأكید اكید بر عوامل و بازیگران انسانى ، صرف نظر از علل و عوامل تاریخى و شرایط و بستر اجتماعى ، سوى دیگر افراط وهمانا گرایشى صرفاً اختیارآمیز است. و واضح است كه نگاه جبرگرایانه به حوادث و فقدتوجه به دلیل ها و انگیزه هاى آگاهانه، و یا مؤثر دانستن تام و تمام خودجوشى ها وانگیزه هاى آدمیان مختار بدون لحاظ كردن تأثیرات محیط خارجى ، هر دو از مسیر صواب خارج است. تنها باید دید چگونه مى توان سهم هر بخش از علل (عینى ) یا دلایل (ذهنى ) را به خوبى بازشناخت و وزن هیچ یك را به نفع دیگرى نكاست. ملاحظه تعادل میان دوكفّه مزبور در سطوح مختلف تحلیل روابط میان حوادث، اصلى معقول و صواب است. و تنهااین ملاحظه و توجه مى تواند تحلیلگر را از سقوط به مهلكه تاریخى گرى و یا دترمینیسم ساختارگرایانه از سویى ، و ورطه آزاد مطلق و مختار تام شمردن بازیگران و قهرمانان ازسوى دیگر در امان دارد. در اینجا، البته تحلیلگر باید در خصوص نسبت میان تاریخ و قهرمانان رأیى روشن اتخاذ كند؛ كه آیا تاریخ حاكم على الاطلاق و سازنده قهرمان هاى خویش است، یا قهرمان ها سازندگان حوادث تاریخى و در نتیجه جهت دهنده به مسیر تاریخند و یا اصولا وجه دیگرى بازگوكننده واقعیت است و باید تاریخى گرى یا قهرمان گرایى را به یكباره كنار گذاشت.
نكته چهارم این كه، برخى از مفاهیم موضوعه و گزاره هاى نخستین تحلیل، وابسته به تنقیح نظریات در حوزه پیش فرض ها و فرانظریه هاست، كه وجهى از آن ها در بحث ازداشتن مبناى فلسفى جبر یا اختیار مورد اشاره قرار گرفت. مثالى دیگر در این باب، مفهوم انقلاب به لحاظ فرآیند زمانى آن است؛ آیا انقلاب ایران همان حادثه اى است كهدر بهمن ماه سال 1357، به وقوع پیوست و با پیروزى انقلابیون بر نظام سیاسى پیشین و عرضه دستاوردهایى عاجل، به پایان رسید، و یا انقلاب حادثه اى نیست كه زمانى مشخص و متعین را برتابد، بلكه پروژه اى تاریخى ـ تمدنى است كه همچنان بسط مى یابد و فعل و انفعالات و آثار خود را آشكار مى سازد. در فرض دوم، طبعاً تعریف انقلاب در همهابعاد، دشوار و البته موكول به آینده اى نامعلوم خواهد بود و با ظهور هر وجهى ازوجوه پیش بینى ناشده، تعریف پیشین، لاجرم ترمیم یا تكمیل خواهد شد. ولى در اینجانیز نكته اى محل تأمل مى نماید و آن این كه به هر حال، حادثه اى به وقوع پیوسته و همراه با ویژگى هایى خاص، انتقال از برخى وجوه و مناسبات (هرچند در سطوحى ویژه) به وجوه و مناسباتى دیگر را، دست كم درعرصه روابط سیاسى ، پدیدآورده است. آیا هرتعریفى از انقلاب مى تواند این حادثه را كنار دیگر حوادث نامنتظر قبلى و یا بعدى همسان ببیند و با حد و مرزى آن را تفكیك ننماید؟
به علاوه، حاكمیت نوین، طبعاً مسیرى را در پیش خواهد گرفت و تحت تأثیر شرایط وعوامل نوظهور، واكنش هایى را از خود بروز خواهد داد؛ اعم از این كه به پاسخگویى به تقاضاها و درخواست هاى پیشین بینجامد و یا مسیرى نوین را در مواجهه با آزمون ها ودر ارائه دستاوردها، اتخاذ نماید. بنابراین، آیا میان رویداد انقلاب و كاركرد حاكمیت و نظام سیاسى جدید ، نباید تفاوت هایى قائل شد. اگرچه حاكمیت نوین، محصول بلافصل انقلاب و وارث و حامل دریافت ها و جهت گیرى هاى مندرج در بطن انقلاب است، لكن هیچ وارث و خلیفه اى ، همه وجوه موروث و مستخلف خود را لزوماً باز نمى تاباند. ازاین رو شاید بتوان به انقلاب تحت عنوان رویدادى به انجام رسیده، و به محصول آن یعنى حاكمیت نوین، تحت عنوان پدیده اى ماندگار و پیش روى اشاره نمود و از انقلاب دائمى ، متدرّج و مشكّك كه بیشتر مفهومى فلسفى است تا اجتماعى و سیاسى ، دست شست.
حال با گذر از این مقدمات، چگونه مى توان رویداد بهمن 57 را به مثابه انقلابى بزرگ و فراگیر توضیح داد و آن را دقیق تر تبیین نمود. باید خاطرنشان ساخت كه هرتوضیح و تبیینى از انقلاب، در ضمن این كه به چرایى ها مى پردازد و علت رخدادپاره اى حوادث معین را در مرحله فروپاشى ساختار پیشین و در مرحله وقوع انقلاب پرسشمى كند، لازم است به چگونگى ها نیز بپردارد و فرآیند وقوع همان حوادث را جستجو كند؛ چرایى ها، كشف علل و عوامل نهفته را در قالب منطقى ایستا و گرایشى فورمالیستى (شكلى ) بر عهده دارند، در حالى كه چگونگى ها، به مطالعه پویا و دینامیك (متحرك)حوادث و روند وقوع آن ها عطف توجه مى كنند. براین اساس، به نظر مى رسد درك چگونگى روابط میان پدیده هایى ویژه و حوادثى خاص و نحوه نقل وانتقال و تغییر و تبدیل ازلختى به لختى و از برهه اى به برهه اى ، اهمیتى كمتر از فهم تك پدیده هاى مؤثر، به صورتى مستقل از یكدیگر نداشته باشد؛ اگر نگوییم كه داراى اهمیتى بسیار بیشتر است. در واقع كشف مكانیسم تأثیر و تأثر حوادث در یكدیگر و ساز و كار تعامل عوامل ذهنى وعینى بر هم، و فرآیند دیالكتیكى كنش و واكنش چند وجهى پدیدارها بر همدیگر، به نحوى كه فرآیند منتهى شدن پاره اى از حوادث به رخدادى عام و فراگیر به نام انقلاب را بازنماید، هسته اصلى هر تعریف و تبیینى از انقلاب است. بدین سان، مى توان پرسش هاى پیش گفته را در اینجا بسط بیشترى داد و چنین ادعا نمود كه لاجرم هر توضیح و تبیینى از انقلاب، باید ناظر به ارائه پاسخ به پرسش هایى از این قرار باشد: رژیم حاكم پیشین دچار چه بحران هایى شد و این بحران چگونه به چالشى جدى در جهت زوال مشروعیت او بدل گردید؟ بحران مزبور طى چه فرآیند یا فرآیندهایى به بروز نارضایتى در سطحى فراگیر در میان مردم منتهى شد؟ همزمان با بروز نارضایتى در میان مردم، آلترناتیوهاو امكانات بدیل، از كدام منابع و طى كدام فرآیندها به ذهن و ضمیر مردم راه یافت؟نارضایتى ها و سرخوردگى هاى فراگیر مردم بر اثر كدام عوامل و طى چه فرآیندهایى به ظهور حركت گسترده اجتماعى و طغیان عمومى منجر شد و ستیز و خشونت اجتماعى چگونه به منصه ظهور رسید؟ چرا رژیم قادر به سركوب مردم و فایق آمدن بر بحران نگردید و در اثركدام عوامل، كنترل روند حوادث از دست رژیم خارج گشت؟ روابط بین المللى و مناسبات جهانى ، چه نقشى در ظهور بحران هاى داخلى و یا عدم حمایت خارجى از رژیم در كنترل بحران ها، ایفا نمود؟ كنشگران و عناصر اصلى شركت كننده در حركت گسترده اجتماعى ومقابله خشونت آمیز با نظام سیاسى ، چه طبقات یا اقشارى بودند؟ رهبرى این حركت ازكدام منابع سرچشمه مى گرفت؟ محتوا و مضامین شعارهاى انقلابیون و اهداف و سمت و سوى آن ها در هر مرحله، تحت تأثیرچه عواملى شكل گرفت؟ عوامل شتاب زا و تسریع كننده در گسترش بحران و ناكامى رژیم چه بود؟ چرا رژیم قادر به استفاده از امكانات در دسترس خود، در جهت واكنش به بحران نگردید؟ طى چه فرآیندى سقوط رژیم و پیروزى انقلابیون روى داد؟ فروپاشى رژیم تا چه سطوحى بسط و گسترش یافت و كدام مناسبات از میان رفت؟ شعارها و اهداف انقلابیون درداخل چه طنینى یافت و در خارج از مرزها طنین خود را تا كجا گسترانید؟ پیروزى انقلاب كدام دستاوردهاى عاجل را به ارمغان آورد؟... پرواضح است كه این گونه پرسش ها وپرسش هاى مشابه آن ها، نكات نهفته و پنهان گوناگونى را در ظهور پدیده اى به بزرگى یك انقلاب، سراغ مى گیرد. حال، با وقوف به این وجوه نهفته و پنهان و درك ضرورتتوضیح آنها در تبیین انقلاب، كدام تعریف و تبیینى مى تواند مدعى جامعیت در توضیح ریشه ها، ابعاد و فرآیند انقلاب ـ و در بحث ما انقلاب اسلامى 1357 ـ باشد؟
گاهى به نظر مى رسد شاید بی وجه نباشد كه برخى ، همگام با تحلیلگران فلسفه هاى سینتیكى (تركیبى )، دست از تجزیه و تحلیل علمى حوادث برداشته و به یكباره به عوالم متافیزیكى روى مى كنند و همه كار را از حوزه حوادث زمینى ملموس، خارج مى سازند. ولى باز این نكته آدمى را نیشتر مى زند كه هر حادثه اى ، هر چند آسمانى ، به هر حال برزمین كه جارى شد، با زمینیان همنشین مى گردد و از مجارى علل و اسباب طبیعى ، خود رانمایان مى سازد و كار علم چیزى نیست جز همین شناخت مسیر طبیعى رخداد حوادث و كشف ومحاسبه نحوه ارتباط عوامل طبیعى یاد شده، قطع نظر از این كه منشأ آسمانى نیز در كاربوده است یا خیر؛ بدون آن كه منكر هر گونه علل آسمانى باشد. البته ارجاع عوامل ودلایل حوادث به عوالم بالا و بازگشت به خاطرات شیرین گذشته و ادعاى تكرار نمونه اى دیگر از حوادث سلف، گرچه حس نوستالژیك آدمى را سرشار مى سازد و نشاط و فرحى طبع پسند را در آدمى به فراخى مى نشاند، لكن باید دانست كه در حوزه درك علمى و كشف علت ها و معلول ها، جز تیرگى نمى افزاید و به جز غبار ابهام نمى فشاند و لاجرم دستاوردى نصیب نمى كند. به هر روى ، همصدا با سخنان یكى از صاحب نظران در دفاتر پساز این، مى توان گفت كه هر تحلیلى داستانى است و هر داستانى خود، آغاز و پایان وآهنگ و ریتمى دارد، كه البته شنیدنى است و قابل بازگویى ، و گوینده آن سزاوار احترام؛ ولى مهم این است كه آن داستان به چه كار آید و در حل كدام مسأله و رفع كدام مشكل كارساز گردد.
منبع:www.bashgah.net
جمعه 20/11/1391 - 17:59
ماهیت انواع انقلاب ها و صدور انقلاب
برخی از انقلاب ها به دلیل ماهیت ایدئولوژیک محدود خود، صرفا یک حرکت در چارچوب مرزهای یک کشور بوده، دیدگاه فراملی ندارند. این موضوع در مورد انقلاب هایی که رنگ ملی گرایی دارند، به خوبی مشهود است. آنها در مبارزه بر ضد استبداد و در قالب حفظ منافع ملی و قومی، دست به انقلاب زده، به هیچ وجه، حساسیتی بر ملت ها و کشورهای دیگر ندارند، اگر چه ممکن است به طور غیر مستقیم ملت های همجوار را نسبت به منافع ملی شان و نیز وضعیتی که دارند آگاه سازند و به آنها جرئت و جسارت مبارزه بدهند. اما دسته ی دیگری از انقلاب ها به لحاظ داشتن ایدئولوژی فراملی، نه تنها به مسائل داخلی توجه دارند، بلکه به بسط اندیشه ی انقلابی خود در فراسوی مرزهای ملی خود نیز می اندیشند.(1)
انقلاب هایی که داعیه ی جهانی دارند، اصولا طرح و برنامه ای برای تمام جهان ارائه می کنند که این خود منبعث از ایدئولوژی این نوع انقلاب هاست. به عبارت دیگر، این انقلاب ها روحیه ی برون فکنی دارند و حتی این گونه بیان می شود که رهبران انقلاب شرط بقای انقلاب را ایجاد انقلاب در دیگر نقاط جهان می دانند تا به مثابه ی پشتوانه هایی برای رژیم انقلابی محسوب شوند. ایدئولوژی این نوع انقلاب ها دارای چارچوبی جهان شمول است و بر همین اساس، برای حصول اهداف خود، همواره به کل جهان نظر داشته، حرکت تاریخ را بر اساس منطقه ی خاص خود تعبیر و تفسیر می کنند و بر این اساس، تصویری از کمال و سعادت بشر ارائه می دهند و آن را به عنوان الگوی کامل و جامع به تمام جهان معرفی می کنند.
پدیده ی «صدور انقلاب» نیز از بحث مزبور منبعث می شود؛ یعنی یک رژیم انقلابی زمانی در پی صدور انقلاب و اصول و ارزش های آن به جهان خارج بر می آید که ادعای جهان شمولی داشته باشد. چنین نظامی دارای ایدئولوژی مبتنی بر فلسفه ی اجتماعی و سیاسی است و این فلسفه به طور مطلق و عام پذیرفته شده و به مثابه ی نسخه ای تلقی می شود که قابلیت تجویز برای ظرفیت های مکانی و جغرافیایی دیگر دارد. (2)
از جمله دلایل ظهور پدیده ی صدور انقلاب در انقلاب های جهان شمول، این است که تحولات سیاسی در کشورها، به نسبتی می تواند کشورهای همسایه را نیز تحت تأثیر قرار دهد. بر این اساس، شعارهای انقلابی یک ملت برخاسته و خواستار دگرگونی، تأثیر مستقیمی بر نحوه ی زندگی و نیز حکومت کشورهای همسایه می گذارد و به دنبال بروز چنین پدیده ای، عده ای به مخالفت با انقلاب در کشور مادر، بر می خیزند و درصدد بر می آیند تا با سرکوب آن و شعارهایش ، مانع نفوذ افکار و اندیشه های آن در کشور متبوع خود شوند. کشورهای انقلابی نیز برای حفظ دستاوردهای انقلاب خود، متقابلا به اقدام می پردازند و به اتخاذ روش های گوناگونی برای صدور انقلاب مبادرت می ورزند؛ روش هایی که منبعث از روح حاکم بر ایدئولوژی آنهاست.(3)

صدور ارزش ها و آرمان های انقلاب اسلامی

با توجه به مطالب مزبور، می توان گفت: انقلاب ایران نیز از این قاعده مستثنا نیست، به ویژه که این انقلاب با رویکرد ایدئولوژیک و سمت و سوی عقیدتی خود، به مثابه ی انقلابی اسلامی از توانمندی تأثیرگذاری بر گستره ی جغرافیای وسیع اسلام برخوردار است.
این انقلاب با تکیه بر بعد معنوی خود، تأثیر بسزایی در جهت گرایش نهضت های اسلامی به سوی تحقق اندیشه های اسلامی داشته است. این انقلاب نه تنها الگوی عینی جنبشی مردمی برای نهضت های شیعی منطقه به شمار می آید، بلکه حتی به طور عام تر، نمونه ای واقعی از انقلابی اسلامی را برای تمام مسلمانان جهان به نمایش گذاشته است.
انقلاب ایران با الهام از ایدئولوژی اسلامی، که داعیه دار سعادت و خوشبختی تمام جهانیان است، طبیعی بود که نتواند در محدوده ی جغرافیایی ایران توقف نماید و می بایست پیام آن و امواجش در درجه ی اول، به ملل مسلمان کشورهای همسایه و سپس به همه ی ملل مستضعف جهان برسد. از این رو، صدور انقلاب از همان روزهای نخست، مورد توجه مسئولان قرار گرفت و بدین سان، صدور انقلاب به مفهوم صدور اندیشه و عقاید انقلاب، که منبعث از دین مبین اسلام است، در برنامه ی کار انقلابیان قرار گرفت. (4)
ایدئولوگ انقلاب اسلامی، حضرت امام خمینی رحمه الله، صدور انقلاب را به مفهوم صدور ارزش ها، آرمان ها و تجربیات انقلاب اسلامی، همچون استقلال، نیل به خصلت های انسانی و خودکفایی، حمایت از مستضعفان و رنج دیدگان و محرومان، ایجاد عدالت اجتماعی، و نفی اشرافیگری و تبعیض ها و نژاد گرایی تعریف نمود.

ماهیت انقلاب اسلامی ایران

هر چند انقلاب اسلامی ایران به وسیله ی مردم مسلمان ایران و به رهبری یک روحانی شیعه به وجود آمد و رشد کرد و بدون تردید، از بسیاری از خصوصیات اسلام در پرتو تشیع بهره گرفت و از اصول انقلابی تشیع در رشد خود سود جست و بر مسلمانان شیعه ی جهان، به ویژه شیعیان عربستان، عراق و لبنان، تأثیر محسوسی نهاد، ولی مسلمانان شیعه ی ایران و رهبر آن خود انقلاب را یک انقلاب منحصرا اسلامی می دانند و آن را همین گونه معرفی می نمایند؛ زیرا آنچه همه را جمع و متحد کرد اسلام بود، نه چیزی دیگر. بنابراین، بر فرض که انقلاب اسلامی از اصول و ارزش های تشیع برخوردار شده باشد، انقلابی اسلامی است؛ همان گونه که انقلاب اسلامی به رهبری عثمان دن فودیو و حاج عمرو مهدی در آفریقا، اسلامی بودند، نه انقلاب های شافعی، مالکی، حنفی و مانند آن. (5)
از سوی دیگر، انقلاب اسلامی مدعی است تنها حلقه ای از یک سلسله ی طولانی است که به وسیله ی پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و بلکه به وسیله ی پیامبران پیش از اسلام بنیان گذاری شده و با انقلاب اسلامی ایران نیز تمام نمی شود، بلکه ادامه خواهد یافت. انقلاب اسلامی ایران بخشی از کل انقلاب مداوم پیامبران خدا و بخشی از کل انقلاب مداوم اسلام است که تا استقرار عدل جهانی و حاکمیت موعود مطلق خدا به دست بندگان خالص او و مستضعفان ادامه خواهد یافت. (6)
بنابراین، انقلاب اسلامی نمی تواند محدود به تشیع و شیعه باشد؛ چرا که انقلاب اسلامی تداوم انقلاب انبیا، تداوم انقلاب اسلام و بازسازی ارزش های نبوت عامه و خاصه و امامت عامه و خاصه است و برخلاف کوشش مغرضان، نمی تواند یک انقلاب فرقه ای، نژادی و طبقاتی باشد، می تواند الگوی خوبی برای انقلاب پیروان دیگر ادیان و مذاهب اسلامی وبرای تمام مستضعفان باشد.
بر این اساس، می توان گفت: انقلاب ایران نه اولین انقلاب اسلامی است و نه آخرین خواهد بود، و ارزش و اهمیت این انقلاب بیش از همه در این است که عملا روش و طرز تفکر جدیدی به همراه آورده است. این روش و طرز تفکر برای تمامی مسلمانان و حتی تمام مستضعفانی که در پی استقلال و آزادی و عدالت هستند قابل تأمل و تعمق است.
در ادامه، به نفوذ افکار انقلابی انقلاب اسلامی ایران در جهان اسلام و حتی در سطحی وسیع تر، در میان مستضعفان جهان می پردازیم:

بیداری اسلامی در جهان با ندای انقلاب اسلامی

انقلاب اسلامی ایران نقطه ی آغاز خیزش تفکر اسلامی است. در حالی که قرن بیستم با عقب نشینی اسلام، در پی ضعف و ناتوانی امپراتوری عثمانی آغاز شد. پیروزی انقلاب اسلامی ایران در سال های پایانی این قرن، آغاز دوره ی جدیدی از ظهور مجدد اسلام را نوید داد.
انقلاب اسلامی ایران بر اساس مبانی عقیدتی، که در درون خود پنهان کرده بود، از یک سو، واکنشی خشمگینانه نسبت به وضع موجود نشان داد و به نوعی نارضایتی از نظر موجود و جایگاه اسلام معاصر را به منصه ی ظهور گذاشت، و از سوی دیگر، با طرح عقاید روشنگرانه، نارضایتی خود را نسبت به استراتژی در پیش گرفته شده ی دیگر جنبش های اسلامی برای رسیدن به مطلوب اسلام ابراز نمود و ندای رهایی از جریان حرکت تاریخ بر اساس مفروضات از پیش تعیین شده ی نوگرایی را سر داد که بر این اساس، هم خواهان افزایش توان مبارزاتی و تغییر الگوی عمل بود و هم جایگزین مناسبی برای رهایی از وضع موجود و گشایش وضع مطلوب داشت. روش حرکت اسلامی در ایران استفاده از نیروهای بالقوه و تبدیل این نیروها به حالت بالفعل و بسیج اندیشه های ذخیره شده در درون ملت های اسلامی با مدیریت همه جانبه و با توان حرکتی در حد اعلا و سرعتی به مراتب تندتر از سایر جنبش های اسلامی بود. بدین روی، این حرکت اسلامی به عنوان الگویی برای تلاش های ایدئولوژیک در میان سایر ملل اسلامی مورد ملاحظه قرار گرفت و موجب شد تحولی عمیق در راهبرد یا شیوه ی عمل و چگونگی تعیین اهداف آنها صورت بگیرد. حرکت اسلامی در ایران، زمینه ی این ذهنیت را فراهم آورد که هنوز توان تصور آرمانی فراتر از آنچه در گذشته سایر حرکت ها در پیش گرفته بودند و امکان دگرگونی و بازگشت به آنچه «دوران طلایی اسلام» گفته می شود، وجود دارد و شاید اعتقاد به همین توانمندی بود که روحیه ی دیگر جنبش های اسلامی متأثر از انقلاب اسلامی را فزونی بخشید. (7)
از این رو، می توان گفت: مهم ترین تأثیر ایران انقلابی بر جهان اسلام و حتی در سطح وسیع تر و در ارتباط با مستضعفان کل جهان، در بعد افکار و ایدئولوژی است.
ایدئولوژی [امام] خمینی بامطرح کردن نتایج انحطاط اخلاقی، بی عدالتی اجتماعی - اقتصادی و از همه مهم تر، مسئله ی «افتخار، شأن و احترام» مسلمانان در مقابل دست درازی های سیاسی - فرهنگی ابر قدرت ها، مسلمانان را در یک سطح شخصی بسیار عمیق مورد خطاب قرار می دهد؛ او به مسلمانان می گوید که می توانند بحران های شخصی و وجودی خود را از طریق اعمال نظامی - سیاسی و حمله به رژیم های نامشروع و حامیان ابر قدرت آنها مرتفع سازند. همین پیوند پویا میان جراحات شخصی و روحی و برنامه های سیاسی با توسل به خشونت است که ایدئولوژی [امام] خمینی را به یک نیروی قوی مبدل می سازد. [امام] خمینی با درهم آمیختن قلمرو سیاسی و معنوی مسلمانان، این امکان را می دهد که دنیای در حال دگرگونی خود را با معنا سازند و در عین حال، هدف سیاسی صدور انقلاب اسلامی را گسترده تر سازند. (8)
بدین سان، اندکی پس از پیروزی انقلاب اسلامی، موجی فراگیر سراسر جهان اسلام را فراگرفت و نه فقط مسلمانان، بلکه تمام مستضعفان جهان را به حرکت درآورد؛ چرا که مخاطب امام، مستضعفان سراسر کره ی زمین بودند:
باید این نهضت در تمام عالم، نهضت مستضعف در مقابل مستکبر در تمام عامل گسترده شود. ایران مبدأ و نقطه ی اول و الگو برای همه ی ملت های مستضعف است. در تمام اقشار عالم، مسلمین به پا خیزند. بلکه مستضعفین به پا خیزند. وعده ی الهی مستضعفین را شامل است و می فرماید که ما منت بر مستضعفین می گذاریم که آنها امام ما بشوند در دنیا و وارث باشند. امامت حق مستضعفین است. وراثت از مستضعفین است. مستکبرین غاصبند، مستکبرین باید از میدان خارج شوند. (9)

پی‏نوشتها:

1- رسول جعفریان، «انقلاب اسلامی ایران در دنیای جدید»، مجله ی حضور، ش 30 ، ص 142.
2- حمزه امرایی، انقلاب اسلامی ایران و جنبش های اسلامی معاصر، ص 50.
3- همان، ص 51.
4- جان ال - اسپوزیتو، انقلاب ایران و بازتاب جهانی آن، ص 261.
5- ابوالفضل عزتی، اسلام انقلابی و انقلاب اسلامی، ص 407.
6- همان، ص 403.
7- حمزه امرایی، انقلاب اسلامی ایران و جنبش های اسلامی معاصر، ص 177-178.
8- تشیع، مقاومت و انقلاب، ص 84،مقاله ی ماروین زونیس و دانیل برومبرگ، «تشیع به روایت (امام خمینی)».
9- امام خمینی، صحیفه نور، ج 6، ص 68.

منبع: کتاب ژئوپلیتیک شیعه و نگرانی غرب از انقلاب اسلامی
جمعه 20/11/1391 - 17:55

ماهیت انقلاب اسلامی:

تمایلات سیاسی، بینشهای اجتماعی و مذهبی افراد درون و برون حاکمیت سبب گریده تا نسبت به سؤال دلایل وقوع انقلاب اسلامی، پاسخهای متفاوتی بیان شود. انقلابی که تحولات آن نه در داخل جامعه ایران، بلکه بر اوضاع سیاسی منطقه ی خاورمیانه و سیاست بین الملل تغییرات ژرفی پدید آورد.
آن چه که مهم است این انقلاب انقلابی الهی بود چنان که شهید مطهری تئوری مذهب، عامل انقلاب را در تحلیل انقلاب اسلامی ارائه نموده اند. آقای دکتر محمدی در کتاب تحلیلی بر انقلاب اسلامی در صفحه 88 می نویسد: «علت اصلی و اساسی قیام مردم این بود که شاه نسبت به نابودی ارزش های مسلط جامعه آنها که از مذهب و آئین آنها سرچشمه گرفته بود قیام کرد و به همین دلیل بود که باجریحه دار شدن احساسات مذهبی امت ایران دیگر مجالی برای صبر و تحمل و شکیبایی در مقابل سایر ناملایمات اجتماعی وجود نداشت». آقای عمید زنجانی نیز با تأکید بر عامل مذهبی در وقوع انقلاب اسلامی معتقد است که شاه که متکی بر استکبار بود و چون اسلام مخالف وابستگی امت به چنین قدرت هایی می باشد لذا رژیم به ستیز با اسلام پرداخت و این مبارزه شاه با اسلام سبب اعتراضات مردمی به رهبری امام خمینی (ره) و در نتیجه وقوع انقلاب اسلامی ایران در سال 1357 شد. آقای عمید زنجانی می نویسد: «شاه با پوشش اصلاحات از سال 1340 پا به میدان مبارزه نهاد و از آنجا که کشور و ملت مسلمان و پایبند به اسلام، وابسته به روحانیت حامی اسلام بود. در همان گام اول با مقاومت روحانیت که زمان اسلام و بیانگر خواسته های ملت مسلمان ایران بودند مواجه شد. و در جایی اگر ما به جستجوی علل و عواملی که خارج از ماهیت انقلاب اسلامی و آرمانها و ریشه های تاریخی آن است بپردازیم. تنها عاملی که به عنوان علت اصلی و عامل اول می توان از جریان انقلاب از تولد تا پیروزی آن استنباط نمود. اعمال سیاست اسلام زدایی توسط شاه بود.»
بنابراین پر واضح است نهضت انقلاب اسلامی، نهضتی است که بسیاری از معیارها و موازین جهانی را به هم ریخت، چرا که پایگاه این نهضت جایگاهی خدایی و عبادی بنام مسجد بود. مردم با قدرت ایمان و اعتقاد راسخ در آن شرکت داشتند. رهبری بنام امام خمینی «ره» داشتند که رسالتش همچون پیامبران بود. زیرا اندیشه ی پیروزی نهایی حق و صلح و عدالت بر نیروی باطل و ستیز و ظلم، گسترش جهانی ایمان اسلامی، استقرار کامل و همه جانبه ی ارزش های انسانی، تشکیل مدینه فاضله و جامعه ای ایده آل اسلامی جزء آرمانهای رهبر کبیر انقلاب بود که از سنخ آرمانهای پیامبران و ائمه ی اطهار است. انقلاب اسلامی تحول ژرف در فکر و عقیده بود که خواهان رساندن جامعه ی ایرانی به مقصد نهایی است. (حرکت به سوی الله) که البته این مهم میسر نخواهد شد مگر در سایه ی رهبری مطلقه ولی فقیه تا از یکسو جامعه را بر اساس موازین اسلامی جامعه ی نمونه (اسوه) بنا نماید و از سویی دیگر ضامن عدم انحراف سازمان های مختلف، گروهها و ... از وظایف اصلی اسلامی باشد. بنابراین همزمان با قرار گرفتن حضرت امام در موضع رهبری و مرجعیت، ایشان در سراسر کشور در جهت افشای فساد و خیانت دستگاه حکومتی ستم شاهی به مبارزه پرداخت. ایشان در آغاز 1341 با انتشار کتاب کشف الاسرار ضمن تعلیم شیوه های مبارزاتی اسلام، دیانت را عین سیاست معرفی می کنند و مسلمین را به منظور مبارزه با استکبار جهانی دعوت و حمایت می نمایند. ایشان با زبان قرآن پیام انقلابی اسلام را بیان می دارند و می فرمایند: «... ای بی خردان! اسلامی که می گوید و قاتلو المشرکین کافه کما یقاتلونکم کافه (1) آیا می گوید بنشینید تا طعمه ی دیگران شوید؟ اسلامی که می گوید: واقتلوهم حیث تقفتموهم و اخرجوهم من حیث اخرجوکم، آیا می گوید دست روی دست بگذارید تا دیگران بر شما چیره شوند؟ اسلامی که می گوید: و قاتلوا فی سبیل الله الذین یقاتلونکم (2)، می گوید خود را تسلیم دیگران کنید؟ و.... »(3)
این عباران نشان می دهد که امام همچون پیامبران خواهان مبارزه با طاغوت تا زمان پیروزی نهایی است. زیرا در سایه ی این پیروزی و غلبه است که استقلال و عظمت مسلمین بر می گردد و زندگی سراسر ذلت و خواری نصب جهانخواران می گردد.

عوامل پیروزی انقلاب اسلامی ایران:

برای درک علل پیروزی انقلاب اسلامی باید به دو مسئله ی اساسی توجه کرد:
اول: سابقه ی تاریخی مبارزات مردم ایران: مانند جنبش تنباکو و نهضت مشروطه
دوم: حضور همزمان، هماهنگ و در حد کمال مطلوب سه رکن اصلی و مهم انقلاب (رهبری، مردم و ایدئولوژی) در انقلاب اسلامی ایران.

الف- رهبری:

هر کس از نزدیک با امام محشور بوده است متوجه می شود که این روحانی عظیم الشأن یک انسان ایده آل با همه ی صفات، با ویژگی های حسنه می باشد. ترکیبی از توانائیهای خداداده روحی، سیاسی، فکری و اخلاقی این شخصیت استثنائی را در موقعیتی قرار داده که توانست چنین نقش عظیمی را در ایران بر عهده بگیرد. امام دارای هوش و استعداد سرشاری بود، نوع برخورد ایشان با رژیم رویه ای کاملا غیر سازش کارانه و شیوه ی رادیکال بود. شیوه ی مبارزه امام بسیار ساده بود و از ابتدا هدف اصلی خود را در اجراء و ادای تکلیف شرعی قرار داده بود.
حضرت امام «ره» در پاسخ به سؤال: بعضی از دول غربی ادعا می کنند که شاه بایستی بماند برای این که مخالفین برنامه مشخصی که بتواند مملکت را اداره کنند، ندارند، نظر حضرتعالی چیست؟ می فرمایند: این ها تبلیغات طرفداران شاه است که می خواهند مملکت در این هرج و مرجی که هست باقی باشد و شاه یک حکومت استبدادی غیر قانونی بر مردم بکند. ایران رجال برجسته و کارشناس های متعهد و مسئول دارد که اداره مملکت را بر عهده می گیرند. ولی این اداره ای که شاه می کند که تمامش مبنی بر خیانت و جسارت ملت می باشد، هیچ دردی را دوا نمی کند اصولا شاه در این سی و چند سال چه دردی را دوا کرده است؟ (4)
هم چنین امام بیان می دارد که حتی به لحاظ اقتصادی نیز ما برنامه داریم. زیرا اسلام برنامه دارد. (5)
دوران رهبری امام (ره) به چهار مرحله ی متفاوت می توان تقسیم کرد:

دوره ی اول؛

ظهور امام به عنوان رهبر سیاسی - مذهبی کسب مقبولیت ایشان از طرف توده های تشنه مردم بود. این دوران با اعلامیه مخالفت با قانون انجمن های ایالتی و ولایتی آغاز و اوج شکوفایی آن در سخنرانی معروف ایشان در روز عاشورای ماه محرم و دستگیری و قیام 15 خرداد بود که با تبعید ایشان به ترکیه به پایان رسید. دراین دوره از مبارزه امام، چهار اقدام اساسی انجام دادند:
1. با تحریم تقیه که در طول سالیان متمادی مهم ترین مانع در راه مبارزات مستقیم مردم با رژیمهای خود کامه بود، این مانع را از سر راه حکومت و مبارزه اسلامی برداشتند.
2. امام با کشاندن مبارزه به کانون اصلی فعالیت های مذهبی یعنی حوزه علمیه قم برای همیشه خط بطلان بر تز جدایی دین از سیاست کشید.
3. با متوجه کردن لبه حملات خود به لانه و کانون فساد یعنی سلطنت و شخص شاه به شیوه محافظه کارانه ی تبلیغی پایان داد.
4. با حمله مستقیم به همه قدرت های بزرگ خارجی (آمریکا) هر نوع ملاحظه کاری سیاسی را که در گذشته و در دوران نهضت مشروطه و ملی شدن صنعت نفت رایج بود، مطرود دانسته و شیوه ای کاملا نو در مبارزه انتخاب کرد.

دوره دوم:

شامل یک دوره ی فترت طولانی پانزده ساله است که با تبعید امام به ترکیه و با عزیمت ایشان از نجف به پایان می رسد، در این دوره با انتشار اطلاعیه ها و فتاوی و انجام سخنرانیها مبارزه با رژیم ادامه داشت، یکی از کارهای اصلی و مهمی که امام انجام دادند این بود که عنوان ایدئولوگ انقلاب با آغاز یک سری دروس حوزوی که به حکومت اسلامی یا ولایت فقیه معروف است طرح اصلی حکومت بعد از انقلاب را ریخته و برای کسانی که تا آن زمان برایشان حکومت اسلامی نامفهوم و در ابهام بود روشن کردند که در صدد ایجاد چه نوع جامعه و حکومتی می باشند.

دوره سوم:

رهبری امام از زمانی آغاز شد که اولین جرقه های انقلاب در دیماه 1356 در قم موجب شعله ور شدن آتش زیر خاکستر گردیده و دیری نگذشت که خرمن هستی نظام مستبد ستم شاهی بر ایران را سوزاند.
شیوه های امام در این دوره برای رهبری و نهایتا به پیروزی رساندن انقلاب عبارتند از:
1. امام با قاطعیت تمام تلاش بسیاری از لیبرال ها و میانه روها را برای وادار کردن امام به اتخاذ سیاست معتدلتر و به اصطلاح گام به گام خنثی نمودند.
2. امام از موقعیت نسبتا مناسبی که در پاریس از نظر دسترسی به رسانه های گروهی دنیا داشتند حداکثر استفاده را برای رساندن پیام انقلاب به گوش مردم کردند.

دوره ی چهارم:

که حساسترین و مشکلترین دوره انقلاب و رهبری بود. دوره ای که رهبر انقلاب هم به عنوان رهبر اجتماعی و هم به عنوان رئیس حکومت می بایست کشتی هیجان زده ی انقلاب را به ساحل آرامش هدایت نماید. رهبر انقلاب می بایست با قدرت و توانایی فوق العاده ضمن کنترل هیجان و احساسات عمومی توده های مردم و جلوگیری از هرج و مرج همچون معماری توانا ساختمان جدید حکومت اسلامی را بر ویرانه های حکومت ساقط شده بنا نماید. در این دوره هر گونه غفلت و بی دقتی می توانست انقلاب را از مسیر اصلی و ترسیم شده اش خارج نماید. امام در طول یکسال پایه ی نظام اسلامی را با انجام انتخابات متعدد از جمله رفراندم جمهوری اسلامی، انتخابات مجلس خبرگان و مجلس شورای اسلامی، انتخاب ریاست جمهوری و به رفراندم گذاشتن قانون اساسی، تثبیت و تحکیم نمود.

ب- مردم:

یکی از مسائل مهمی که اغلب تحلیل گران انقلاب اسلامی و ناظرین خارجی را به حیرت انداخته، حضور ناگهانی تمام مردم به صورت همزمان و هماهنگ و هم صدا که خواستار تحول و تغییر اساسی یعنی سقوط رژیم شاه و برقراری حکومت اسلامی بودند، می باشد. در ایران (بر خلاف سایر انقلابات) تمام اقشار و طبقات مختلف جامعه (کشاورز، کارگر، اصناف، کارگران دولتی، دانشجویان، شهری، روستایی و ...) همه و همه با هم تحت رهبری امام خمینی (ره) قیام کردند و بدون آنکه ائتلاف یا تفاهمی بر سر خواسته های متفاوتشان کنند با هم همصدا شدند و قیام کردند. تبلور عینی این وحدت و یکپارچگی را می توان درتظاهرات روزهای عید فطر، تاسوعا و عاشورای سال 57 در تهران دید.

ج- ایدئولوژی:

یکی از وظایف مهم رهبری تدوین و ارائه ایدئولوژی انقلاب است. ایدئولوژی انقلاب برای برخورداری از مقبولیت وسیع اجتماعی باید در برگیرنده ی طرد و نفی نظام و ارزش های موجود بوده و آینده مطلوبی را در پیش روی انقلابیون ترسیم نماید.
از دیرباز در ایران سه نوع ایدئولوژی مطرح بوده که عبارتند از:

الف- ناسیونالیسم یا ملی گرایی:

ناسیونالیسم در تعریف عبارتست از وجود یک احساس مشترک یا وجدان و شعور در میان عده ای از انسان ها که یک واحد سیاسی یا ملت را می سازند. این ایده از جامعه ی لیبرالیستی غرب الهام گرفته شده و در کشورهای خاورمیانه وسیله ای برای مبارزه با نفوذ و سلطه ی استعمارگران و بیگانگان شده بود، این مکتب تا حدودی توانست طبقات روشنفکر و تحصیل کرده و طبقات متوسط شهری را بخود جلب کنند و در نهضت مشروطیت و ملی شدن صنعت نفت موفقیتهای ناچیزی را کسب نماید. اما این مکتب هچگاه در میان توده های مذهبی مردم ایران نتوانست پایگاه محکمی به دست آورد؛ زیرا از یک طرف ناسیونالیسم با اعتقادات مذهبی مردم مغایرت داشت و از طرفی دیگر ویژگی های خاص جامعه ی ایرانی با معیارهای ناسیونالیسم تطبیق نمی کرد.

ب- مارکسیسم - لنینیسم؛

که بعد از تحقق انقلاب اکتبر روسیه توجه نیروهای انقلابی رادیکال و جوان را به خود جلب کرد، و در ایران هم به خاطر مجاورت با روسیه، تبلیغات وسیع و ایجاد تشکیلات مخفی رواج و تأثیر گذاشت، تبلور این حرکت و تلاش در تشکیل حزب توده مشاهده می شود: این حرکت (فعالیت حزب توده) به دو دلیل ناموفق تر از ناسیونالیسم بود:
1- ماهیت الحادی و اساس مادیگری مارکسیسم - لنینیسم با طبیعت و اعتقادات مذهبی مردم ایران در تضاد بود و نمی توانست مقبولیت عام داشته باشد.
2- وابستگی شدید مارکسیستها به مسکو با توجه به سوابق تلخ روابط ایران و روسیه موجب می شد که نه تنها آنها را گروهی غیرمستقل و وابسته به بیگانه شناخته شوند بلکه خود نیز بازیچه دست سیاست های بین المللی روسیه تلقی شوند.

ج- اسلام؛

که به عنوان یک مذهب و مکتب الهی در اعماق قلبها و روحهای اقشار وسیع جامعه نفوذ داشت. جامعه ای اسلامی که مردمش به کتاب آسمانی قرآن اعتقاد داشته و به احکام آن عمل می کنند آمادگی زیادتری برای پذیرش آن به عنوان یک ایدئولوژی انقلابی داشت.

ویژگی های ایدئولوژی اسلام:

1. واقعیت و هستی مساوی با ماده و طبیعت نیست.
2. جهان مادی پدیده ایست که از هستی و واقعیت مطلق سرچشمه می گیرد و دارای مبدأ و مدیری مدبر و عالم و ... می باشد که بر تمام روابط و عوامل طبیعی حاکم است.
3. در جهان بینی الهی، جهان هستی تحت سرپرستی و ولایت الهی قرار دارد و بازگشت همه به سوی اوست.
4. انسان موجودی ابدی و جاودانی است که با مرگ فانی و نابود نمی شود.
5. انسان موجودی آزاد و مسئول و با اختیار است.
6. زندگی در این جهان مرحله ای است که انسان در آن تحصیل کمال می کند و با عمل خود زندگی ابدی خود را تأمین می کند. و صدها ویژگی برجسته دیگر همچون ظلم ستیزی و جهاد، ایثار و شهادت و ... که اسلام به عنوان یک ایدئولوژی الهی از سایر ایدئولوژی های مادی متمایز می سازد.

جنگ تحمیلی:

پیروزی انقلاب اسلامی ایران تغییرات بنیادی در موقعیت آمریکا در منطقه خاورمیانه بوجود آورد که مهم ترین آنها، از دست دادن شاه به عنوان ژاندارم منطقه و یکی از طرفین دکترین دو پایه نیکسون کسینجر، انحلال کامل پیمان سنتو، از دست دادن منابع نفتی ایران بخطر افتادن امنیت خلیج فارس و در نهایت بهم ریختن تمامی بلوک بندیها و معاملات سیاسی منطقه. لذا آمریکا از همان ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی سعی در متوقف ساختن حرکت انقلاب کرد. بسرعت بر نفوذ و حضور خود در کشورهای عربی و منطقه خلیج فارس افزود و با تحریم های اقتصادی که در این میان همکاری اروپا را نیز به همراهی خود داشت، سعی کرد ایران را تحت فشار قرار دهد. در ادامه نیز سعی در اقدام نظامی کرد. شکست طبس آمریکا را به برانگیختن کشور عراق که دارای یکی از قویترین ارتش های عرب بود وادار ساخت. عراق حمله را آغاز کرد و ارتش متجاوز آن، شهرهای جنوبی کشور را به اشغال خود درآورد اما طولی نکشید که با فتح خرمشهر در سال 1361 توسط سلحشوران ایرانی بار دیگر شکست سیاست های آمریکا در قبال ایران نمایان شد.

نتیجه گیری:

پر واضح است که امروز بیش از گذشته مسئولیت ما فرزندان انقلاب در پاسداری از دستاوردهای جاودانه ی رهبر کبیر انقلاب اسلامی و شهیدان والا مقام این آب و خاک، سنگین تر شده است. ایران اسلامی که با سیاست نه شرقی و نه غربی، بدون هراس در برابر سیاست های خصمانه دشمنان اسلام ایستادگی کرده و تا امروز تنها کشور حامی محرومین و مستضعفین جهان است، لذا چشم امید همگان بدان دوخته شده است. خصوصا امروز که امپریالیسم جهانی به سرکردگی شیطان بزرگ برای حفظ قدرت خود از هیچ جنایتی روی گردان نیست و به هر وسیله ای متوسل می شود تا هم چنان بر منابع ثروت مسلط باقی بماند و میلیونها انسان را در فقر و فلاکت نگه دارد . بنابراین ما وارثان انقلاب اسلامی که می بینیم از یکسو با هزاران توطئه و صف بندی های خصمانه مواجه هستیم و از سویی دیگر در داخل کمبودها و نارسائیهایی مطرح است تکلیف است تا ضمن حفظ استقلال و نگه داشتن پرچم پر توان و همیشه پایدار اسلام از گذشته ی خود درس بگیریم تا با دانستن زیر و بم تاریخ خود، اولا از هرگونه رسوخ و نفوذ بیگانگان جلوگیری نمائیم، ثانیا به منظور داشتن آینده ای پر افتخار مشکلات را حل و اشتباهات را به حداقل برسانیم تا انشاءا... بدون تزلزل این انقلاب اسلامی تا زمان ظهورش استوار ماند و این امانت الهی را به دست با کفایت حضرت ولی عصر (عج) بسپاریم. چنان که در مقدمه نیز آوردیم غرض از ذکر این دورنمای تاریخی، کسب تجربه ی لازم از گذشته به منظور تهیه ی راه کارهای نظری و عملی در برقراری نظم اجتماعی می باشد. فرض نموده ایم که برقراری نظم و انضباط اجتماعی که همواره مورد تأکید مقام معظم رهبری در سالهای اخیر نیز بوده است، یک اقدام و سیاست عملی برای اصلاح امور است. بنابراین برای آنکه بخواهیم به این مهم نائل آئیم می بایست از نکات مثبت و منفی تاریخ پند گیریم، چرا که هم فرصت اندک است و هم دشمنان فعال. لذا در این قسمت فهرست وار به نتایج به دست آمده از این بخش اشاره می نمائیم:
1. پیروی از شرع انور اسلام و خاصه ولایت مطلقه ی فقیه به منظور حفظ وحدت و جلوگیری از رسوخ افکار منحرف.
2. رسیدن به تعریفی مشخص و واحد از اصلاحات، از آن جهت که تفاهم مقدم بر توافق است. چنان که رهبر معظم انقلاب اسلامی می فرمایند: «اصلاحات باید تعریف بشود [که] اصلاحات چیست؟ اولا برای خود ما که می خواهیم اصلاحات بکنیم، تعریف بشود و مشخص باشد که می خواهیم چکار کنیم، ثانیا برای مردم تعریف بشود که منظور ما از اصلاحات چیست؟ تا هر کسی نتواند به میل خودش اصلاحات را معنا کند ... این جزء کارهایی است که مجموعه ای از مسئولان دولتی، دستگاه قضایی و مجلس و ... می توانند انجام دهند» (6)
3. اجتناب از الگوبرداری کورکورانه از دیگران؛ مقام معظم رهبری در این مورد می فرمایند: «... اگر تعریف از اصلاحات مشخص نشوند الگوهای تحمیلی غلبه خواهند کرد. همان اتفاقی که در شوروی افتاد، چون نمی دانستند سراغ تقلید ناشیانه ی اصلاحات در الگوها و مدلهای غربی رفتند و به آنها پناه بردند امام بزرگوار ما هوشمندانه این ضعف را در آنها تشخیص دادند ...» (7)
4. اصلاحات یک ضرورت واقعی و حقیقی است. چنان که مقام معظم رهبری می فرمایند: «... بنده معتقدم که اصلاحات یک حقیقت ضروری است و باید در کشور ما انجام گیرد. اصلاحات در کشور ما از سر اضطرار نیست که فلان حاکمی مورد مطالبات سخت قرار بگیرد و مجبور بشود گوشه و کناری را اصلاح کند. نخیر، اصلاحات جزء ذات هویت انقلابی و دینی ماست، اگر اصلاح به صورت نو به نو انجام نگیرد، نظام فاسد خواهد شد و به بیراهه خواهد رفت. اصلاحات یک فریضه است.» (8)
5. در اصلاحات باید مصادیق معضلات و مشکلات کشور مورد امعان نظر قرار گیرد نه منافع گروهی و یا شخصی. مقام معظم رهبری در این مورد می فرماید: «ما احتیاج داریم که دستگاه اداریمان مقرراتی داشته باشد که برای همه یکسان باشد و در آن تبعیض نباشد، اگر بود نقطه ی فاسدی است که باید اصلاح شود. باید رشوه و ارتشاء وجود نداشته باشد. اگر بود فساد است و باید اصلاح شود. راههای کسب ثروت باید مشروع باشد. اگر کسانی از راههای نامشروع کسب ثروت کردند، این فساد است و باید اصلاح بشود. اگر کسانی از امتیازات بی جا استفاده کردند، ثروتهای باد آورده پیدا کردند ... این فساد است و باید اصلاح بشود ...» (9)
6. در اصلاحات باید وحدت رویه همیاری و هم دلی همه ی گروهها و آحاد مردم باشد و نه اختلاف.
7. وجود برنامه ریزی در انجام اصلاحات ضروری است. زیرا طبق برنامه ریزی چگونگی انجام اصلاحات از زمان شروع تا زمان اخذ نتیجه ی مطلوب پیش بینی می شود. تعجیل به معنای شتاب زدگی و بی برنامه گی از آفات مهم هر اقدام اصلاحی است. مقام معظم رهبری در این مورد ضمن تأکید بر انجام اصلاحات و لوازم آن معتقدند که انجام درست اصلاحات در ایران منوط به قاطعیت و اقدام از سوی مسئولان نظام است. (10)

1- تعیین اولویتهای اصلاحاتی:

اولویت بندی درباره ی اصلاحات چنان مهم است که در این باره مقام معظم رهبری بارها اولویتهای اصلاحات را از جمله مبارزه با فقر، فساد و تبعیض بیان نموده اند. (11)

2- مقابله ی جدی با دخالت خارجیان و نفوذ عناصر بیگانه:

رهبر معظم انقلاب می فرمایند: «مقابله ی جدی با دخالت خارجیها و غربیها و سوءظن به آنهاست. البته بحث دیپلماسی و بحث ارتباطات خارجی بحث دیگری است. انسان در مقام دیپلماسی، می دهد، می گیرد، قرارداد می بندد و همه کار می کند؛ اما در مسائل اساسی نظام بایستی انگشت اشاره آنها را با سوءظن مورد ملاحظه قرار داد ...» (12)

3- مقابله ی جدی با هر گونه تند روی در روند اصلاحات:

مقام معظم رهبری می فرمایند: «مقابله ی جدی با هر گونه تند رویی و تند روانی است که جاده صاف کن دشمنند. یعنی مدل یلتسینی! همه ی دستگاهها باید با مدل یلتسینی به شدت مقابله کنند، نگذارند یک جاه طلب، یک فریب خورده، یک مغرض و یک غافل بیاید و حرکت را از حالت صحیح خودش خارج کند.» (13)

4- حفظ ساختار قانون اساسی:

ساختار قانون اساسی بایستی به طور دقیق حفظ بشود. زیرا قانون اساسی منبعث از اسلام می باشد.

پی نوشت ها:

1. سوره توبه /36
2. سوره بقره 19/02
3. کشف الاسرار ص 289 به نقل از کتاب بررسی و تحلیلی از نهضت امام خمینی ص 84
4. تاریخ معاصر ایران از دیدگاه حضرت امام خمینی «ره» ص 449
5. همان منبع، ص 449
6. اصول و مبادی اصلاحات از دیدگاه مقام معظم رهبری، معاونت فرهنگی ستاد کل نیروهای مسلح، ص 8
7. همان منبع، صفحه 9
8. اصول و مبادی اصلاحات از دیدگاه مقام معظم رهبری، معاونت فرهنگی ستاد کل نیروهای مسلح، صفحه 13
9. اصول و مبادی اصلاحات از دیدگاه مقام معظم رهبری، معاونت فرهنگی ستاد کل نیروهای مسلح، صفحه 54
10. همان منبع، صفحه 16
11. همان منبع، صفحه 49
12. اصول و مبادی اصلاحات از دیدگاه مقام معظم رهبری، معاونت فرهنگی ستاد کل نیروهای مسلح، صفحه 57
13. همان منبع، صفحه 54

منبع: کتاب طرح تحقیقاتی شهر اسوه
جمعه 20/11/1391 - 17:55