تعداد مطالب : 42209
تعداد نظرات : 4495
زمان آخرین مطلب : 2604روز قبل
فال روز (24 بهمن - 12 فوریه)
از صبح تا پایان شب بر شما چه خواهد گذشت؟!...

فروردین: امروز احساس می‌کنید که باید از نظر احساسی تعدیل شوید و می‌خواهید انرژی اضافی خود را تخلیه کنید. اگر با همکارتان درگیر یک بحث جدی شوید این بحث به نفع شخص شروع کننده تمام می‌شود و در عین حال وظایفی كه قبلا به خوبی تعریف شده‌اند ممکن است در نتیجه این بحث به سرعت روشنی خودرا از دست بدهند. به جای اینکه سعی کنید حق را به جانب خودتان دهید و مدام در پی تصدیق خود باشید؛ آرام بگیرید و از درگیر شدن در یک جنگ لفظی اجتناب کنید.

 

اردیبهشت: با وجوداینکه می‌دانید امروز باید کاری انجام دهید اما احتمالا به درستی نمی‌دانید که آن کار دقیقا چیست. ممکن است امروز تمرکزتان را از دست بدهید اما زیاد هم نگران این نیستید که نتوانید آن را دوباره بدست بیاورید. به جای اینکه سعی کنید رویاهایتان را معقول جلوه دهید اجازه دهید آنها به شما نشان دهند که در دنیا چه کار باید بکنید. الان مسئله این نیست که آیا اهداف جدیدتان تحقق می‌یابند یا نه! فقط اجازه دهید آنها زندگی تان را به روش خودشان بسازند.

 

خرداد: شما اغلب اجازه می‌دهید که فلسفه بافی بر شعور عادی تان برتری پیدا کند ولی این کار می‌تواند شما را به دردسر بیندازد. فکر و گمان می‌تواند مفید و سازنده باشد اما امروز آنها ممکن است شما را از مسیرتان منحرف کنند. تفاوت‌هایی که با دیگران دارید را تقویت کنید و در پی این نباشید که خود را همرنگ جماعت کنید. خوشبختانه امیدها و آرزوهایی که برای آینده‌ای روشن تر دارید برای دیگران انگیزه‌ای می‌شود تا از خمودگی و افسردگی بیرون بیایند. از طرف دیگر باعث می‌شود که شما خود را باور کنید و اعتماد به نفس تان افزایش یابد.

 

تیر: ممکن است بر این باور باشید که تمام عادات احساسی قابل تغییر هستند مخصوصا اگر شما مایل باشید که در ذهن خود خیال کنید که در موقعیت کنونی به نتیجه و هدف خود رسیده‌اید بدون اینکه واقعا در واقعیت به آن دست پیدا کرده باشید. متاسفانه درآینده ممکن است تبدیل به آدم پول دوستی شوید و اگر کسی راه شما را برای رسیدن به منافع مالی سد کرد عصبی و پریشان شوید. به خودتان قول دهید که از لحظه حال لذت ببرید؛ مهم نیست در آینده  چه پیش می‌آید!

 

مرداد: احتمالا امروز قادر نیستید دیگران را به روشنی و به وضوح ببینید به خاطر اینکه شما به جهان با عینک خوش بینی می‌نگرید. اگر بخواهید به سختی به نظرات و عقاید خود بچسبید و از آنها در مقابل دیگران پرخاشگرانه حمایت کنید فقط اوضاع را برای خودتان پیچیده تر می‌کنید. برای دفاع  از باورهای خود با این شدت با دیگران نجنگید. چند روز صبر کنید تا ببینید آیا نظرات تان تغییر می‌کنند یا فقط اوضاع را برای شما پیچیده تر می‌کنند!

 

شهریور: امروز برایتان آسان نیست که انرژی خود را به حرکت وادارید چرا که اتصال خورشید- نپتون امروز در نشان شما و در ششمین خانه از "کار" شما دیده می‌شود. حتی با وجود مسیرهای روشن سخت است که دقیقا بدانید مسیری که اکنون در آن قرار دارید به کجا منتهی می‌شود. اما الان زمان این نیست که انگیزه‌های خود را زیر سئوال ببرید. با وجوداینکه فکر می‌کنید که می‌توانید باز هم صبر کنید؛ الان یک حرکت مستقیم به سوی هدف مورد نیاز شماست!!

 

مهر: امروز بازگشت ماه به نشان شما یادآور این است که شما باید از نظر احساسی با منابعی که باعث الهام و وحی در شما می‌شوند در تماس باشید. حتی اگر شما درباره عشق و عاشقی بسیار آرمانی فکر می‌کنید و در گذشته ناامیدی‌ها و شکست‌هایی را هم تجربه کرده‌اید؛ اما رعایت كردن راستی و درستی هنوز هم باید برای تان مهم باشد. تلاشی که در جهت راستی و صداقت باشد بسیار باارزش است.

 

آبان: شما ممکن است تحت تاثیر جادویی باشید که به روزهای کودکی تان مربوط می‌شود. متاسفانه سخت است که بگوییم کدام یک از خاطرات واقعی است و کدام یک از ضمیر ناخودآگاه شما سر بیرون آورده است. اگر بخواهید امروز نقش یک کاراگاه را بازی کنید می‌تواند به شما کمک کند تا  به حقیقت ماجرا پی ببرید و در نهایت می‌فهمید که احساسات تان بسیار راحت تر از همیشه تحت کنترل تان درخواهند آمد.

 

آذر: اگر امروز در محل کارتان گامی استوار و محکم بردارید بهتر می‌توانید کارکنید؛ تا آنجایی که می‌بینید تمام کارهایتان را زودتر از آنچه انتظار داشتید به پایان رسانده‌اید. قبل از آغاز هر پروژه جدیدی خوب است که مطمئن شوید تمام ابزار و تجهیزات را آماده کرده‌اید. قبل از اینکه شروع به کار کنید بیندیشید و مطمئن شوید که همه جوانب کار را در نظر گرفته‌اید. اگر قبل از هر کاری اول وظایفی که در خانه دارید را انجام دهید خود و دیگران را از یک دردسر و گرفتاری بزرگ نجات داده‌اید.

 

دی: امروز برای گرفتن یک تصمیم مهم درباره مسائل مالی اصول اساسی  و ضروری را در اختیار ندارید اما توجه داشته باشید که پنجره‌ای که برای فرصت های جدید به روی شما گشوده شده است فقط چند روز می‌تواند باز بماند و دیگر منتظر شما نخواهد ماند. بسیار سخت است که بسرعت واکنش نشان دهید چرا که عدم اعتماد به نفس در شما حتی فکر کردن را هم برایتان را هم سخت و دشوار می‌کند. نگران نباشید؛ خوش بینی شما بازخواهد گشت. در ضمن تا زمانی که احساس اطمینان نکرده‌اید از گرفتن تصیمات مهم و اساسی در رابطه با زندگی تان خودداری کنید!

 

بهمن: امروز همچنانکه نپتون رویایی با خورشید الهام بخش در نشان "مبتکر و مخترع" شما اتصال پیدا می‌کنند شما  منبع نیرومندی از الهام و خیال دریافت می‌کنید. اگر همچنان روی ابرها شناور باشید ممکن است بی اساس و سست عنصر جلوه کنید. خوشبختانه اعمال قهرمانانه مریخ برای رهایی شما بدردتان خواهد خورد. اگر هم انرژی فیزیکی شما سخت با هم هماهنگ می‌شود ولی تمرین‌های پرانرژی شما امروز تفاوت شما را با دیگر انسان‌های روی زمین را به سایرین نشان خواهد داد.

 

اسفند: سیاره حاکم شما نپتون کمک پرانرژی از اتصال با خورشید دریافت می‌کند و از زمانی که این اتفاق در دوازدهمین خانه از اسرار شما می‌افتد می تواند اسرار پشت پرده را آشکار کند. دیگران شاید این اتفاق جادویی را درذهن شما درک نکنند. از این نترسید که رویاها و تصورات تان خودجوش هستند؛ خلاقیت و توانایی شما باعث می‌شود که بزودی همه آنها صورت واقعیت به خود بگیرند.
تهیه و ترجمه: گروه سرگرمی سیمرغ
دوشنبه 23/11/1391 - 23:24


22 بهمن, 22بهمن,روز22بهمن, 22 بهمن سال 57

 


22 بهمن, 22بهمن,روز22بهمن, 22 بهمن سال 57

 

 



22بهمن22 بهمن, 22بهمن,روز22بهمن, 22 بهمن سال 57

 

             

22 بهمن

22 بهمن, 22بهمن,روز22بهمن, 22 بهمن سال 57

 

22 بهمن

22 بهمن, 22بهمن,روز22بهمن, 22 بهمن سال 57

 

22 بهمن

22 بهمن, 22بهمن,روز22بهمن, 22 بهمن سال 57

 

22 بهمن

22 بهمن, 22بهمن,روز22بهمن, 22 بهمن سال 57

جمعه 20/11/1391 - 20:46
پیام تبریک دهه فجر

دهه فجر مبارک باد

۲۲ بهمن روز پیروزی انقلاب اسلامی مبارک باد

عکس, تصویر, اس ام اس و پیامک مخصوص تبریک دهه فجر پیروزی انقلاب اسلامی

از خون سرخ بهمن سرسبز شد بهاران / اندیشه باور شد، در امتداد باران

بر صخره‏های همّت جوشیده خون غیرت / بانگ سرود و وحدت آید زچشمه ساران

و الفجر بهمن آمد، فصل شکفتن آمد / بر پهندشت باور، خالی است جای یاران

دهه فجرمبارک

.

پیام تبریک دهه فجر

.

اس ام اس دهه فجر ، پیامک دهه فجر ، اس ام اس ۲۲ بهمن ،

فجر است و سپیده حلقه بر در زده است / روز آمده، تاج لاله بر سر زده است

با آمدن امام در کشور ما / خورشید حقیقت زافق سر زده است

دهه فجرمبارک

.

دهه فجر

.

اس ام اس دهه فجر ، پیامک دهه فجر ، اس ام اس ۲۲ بهمن ،

برخیز که فجر انقلاب اسلامی امروز / بیگانه صفت، خانه خراب است امروز

هر توطئه و نقشه که دشمن بکشد / از لطف خدا نقش بر آب است امروز

دهه فجرمبارک

.

دهه فجر مبارک باد
.

اس ام اس دهه فجر ، پیامک دهه فجر ، اس ام اس ۲۲ بهمن ،

قلب‏ها، کهکشانی از عشق خمینی می‏شود و جامی لبریز از شراب طهور پیروزی

دهه فجرمبارک

.

متن تبرک دهه فجر

.

اس ام اس دهه فجر ، پیامک دهه فجر ، اس ام اس ۲۲ بهمن ،

فجرآزادی! در شهر پیامبر و در مسجدالحرام، به انتظار تواند،به زادگاه خویش هم سفری کن.

دهه فجرمبارک
.
دهه فجر
.
اس ام اس دهه فجر ، پیامک دهه فجر ، اس ام اس ۲۲ بهمن ،

همه برای امام بودند و امام برای همه و امت همراه امام برای خدا

دهه فجر مبارک

.

اس ام اس دهه فجر

.

اس ام اس دهه فجر ، پیامک دهه فجر ، اس ام اس ۲۲ بهمن ،

عشق یعنی یک خمینی سادگی / عشق یعنی با علی دلدادگی

عشق یعنی دست تو پرپر شده / عشق یعنی یک علی رهبر شده

عشق یعنی لا فتی الا علی / عشق یعنی رهبرم سید علی

.

اس ام اس تبریک دهه فجر

.

اس ام اس دهه فجر ، پیامک دهه فجر ، اس ام اس ۲۲ بهمن ،

آهن آبدیده را زنگ عوض نمی کند / چهره انقلاب را جنگ عوض نمی کند

به دشمن علی بگو به کوری دو چشمتان / پیرو خط رهبری رنگ عوض نمی کند

.

پیامک دهه فجر

.

ما همان نسل جوانیم که ثابت کردیم / در ره عشق سزاوارتر از صد مردیم

هر زمان بوی خمینی به سر افتد ما را / دور سید علی خامنه ای میگردیم

.

پیامک تبریک دهه فجر

.

اس ام اس دهه فجر ، پیامک دهه فجر ، اس ام اس ۲۲ بهمن ،

گرگها خوب بدانند در این ایل غریب / گر پدر رفت، تفنگ پدری هست هنوز

گرچه نیکان همگی بار سفر بربستند / شیرمردی چو علی خامنه ای هست هنوز

گر امام شهدا نیست کنون در برمان / خلف صالح و مظلوم علی هست هنوز

جمعه 20/11/1391 - 20:45

آریا موبایل دات نت

برای مشاهده اس ام اس های ۲۲ بهمن به ادامه مطلب مراجعه نمایید.

سی امین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی مبارک باد

----------------------------

انقلاب ما برگرفته از نهضت عاشوراست -امام خمینی (ره)

----------------------------

همه برای امام بودند و امام برای همه و امت همراه امام برای خدا . دهه فجر  و ۲۲ بهمن مبارک

----------------------------

اس ام اس ۲۲ بهمن - ۲۲ بهمن مبارک باد

----------------------------


از کتاب های درسی آن سال ها یادم هست امام امیدش به ما دبستانی ها بود ، می گویم : آقا ، حالا بزرگ شده ایم ، از امیدتان راضی هستید ؟

----------------------------

پیامک ۲۲ بهمن-۲۲بهمن اس ام اس

----------------------------

از خون سرخ بهمن سرسبز شد بهاران , اندیشه باور شد در امتداد باران . بر صخره های همّت جوشیده خون غیرت , بانگ سرود و وحدت آید ز چشمه ساران . و الفجر بهمن آمد فصل شکفتن آمد , بر پهندشت باور، خالی است جای یاران . دهه فجر بر همگان مبارک

----------------------------

جمله ۲۲ بهمن-مطلب برای ۲۲ بهمن

----------------------------


برخیز که فجر انقلاب است امروز , بیگانه صفت خانه خراب است امروز . هر توطئه و نقشه که دشمن بکشد , از لطف خدا نقش بر آب است امروز . ۲۲ بهمن سالروز پیروزی انقلاب اسلام مبارک باد .

----------------------------

sms 22 بهمن-22 bahman sms

----------------------------

چه مژده ای زیباتر از آمدن بهار در پی یک زمستان تار و طولانی؟! چه بشارتی شیرین تر از بشارت خورشید در پی یک شب سرد و تاریک؟! چه پیامی نیک تر از پیام زلال آب برای لبانی تشنه و خشکیده؟! چه نوایی برتر از بشارت «جاء الحق» و «زهق الباطل»؟! قسم به شب پوشیده! که روز خواهد درخشید و بهاری ترین روز هستی ، بر صحیفه‏ی شب تار و طولانی ، مُهر پایان خواهد زد . فرا رسیدن دهه فجر انقلاب اسلامی مبارک

----------------------------


از نهضت قاطعانه روح الله , شد دست ستمگران ز ایران کوتاه . با دست تهی و این همه پیروزی , لا حول و لا قوت الا بالله . دهه فجر بر ایرانیان همیشه سربلند و سرافراز مبارک باد .
----------------------------

شهید آوینی : امام (ره) به ما آموخت که "انتظار در مبارزه است" و این بزرگ ترین پیام او بود : اللهم عجل لولیک الفرج
----------------------------

اس ام اس به مناسبت 22 بهمن-اس ام اس انقلاب اسلامی

----------------------------

شهید آوینی : بشر امروز ، قدر انبیاء را نمی شناسد و تا این جهل باقیست قدر امام (ره) را نیز در نخواهد یافت . . . شادی روح بت شکن بزرگ قرن ، امام روح الله "صلوات"

----------------------------

پیامک به مناسبت 22 بهمن-پیامک انقلابی

----------------------------



پویا و باوقار ، شهوار می رویم , استاده بر مسیر ، بیدار می رویم . در باغ انقلاب ، شاد و بلند و سبز , هر روز تازه تر، پر بار می رویم . دانش سلاح ما ، حق است یار ما , از ذکر یاحسین , سرشار می رویم
جمعه 20/11/1391 - 20:44

بیست و دوی بهمن که حیات وطن است

خود روح خدایی است که در جان و تن است

ما زنده به آنیم و از آن یاد کنیم

یوم الهی که یادگار از آن ماه بهمن است

یوم الله۲۲ بهمن، روز پیروزی حق بر باطل را تبریک می گویم . . .

 

.

.

بهمن آمد فجر پیروزی رسید / گاه شادی و ستم سوزی رسید

بهمن و روئیدن گل در کنار / پس زدن از روی کشور هر غبار . . .

.

.

.

از اوج بروج حق سردار قیام آمد / بر شوق سماع جان، انوار امام آمد

طاغوت نگونسر شد با خاک برابر شد / شمشیر اناالحق چون بیرون ز نیام آمد . . .

.

.

.

برخیز که فجر انقلاب است امروز / بیگانه صفت خانه خراب است امروز

هر توطئه و نقشه که دشمن بکشد / از لطف خدا نقش بر آب است امروز

۲۲ بهمن سالروز پیروزی انقلاب اسلام مبارک باد . . .

اس ام اس و پیامک روز ۲۲ بهمن 90

برای خواندن بقیه اس ام اس ها به ادامه مطلب بروید

.

قلب‏ها ، کهکشانی از عشق خمینی می‏شود و جامی لبریز از شراب ظهور پیروزی


.

.

.

آمدی فجرآزادی! که با آمدن تو، امام آمد، امامی که بر سربیدادگران

خروش کلیم داشت و برجان امت، دم مسیح

کلامش بوی وحی‏داشت و طعم شیرین آوای انبیا

دهه فجرمبارک

.

.

.

از خون سرخ بهمن سرسبز شد بهاران

اندیشه باور شد، در امتداد باران

بر صخره‏های همّت جوشیده خون غیرت

بانگ سرود و وحدت آید زچشمه ساران

و الفجر بهمن آمد، فصل شکفتن آمد

بر پهندشت باور، خالی است جای یاران

.

.

.

سلام برتو ای مطلع فجر! ای سپیده سحر

ای انفجار نور، خوش‏آمدی. دهه فجرمبارک . . .

.

.

.

دهه فجر آئینه ای است که خورشید اسلام در آن درخشید و به ما منعکس شد . . .

مقام معظم رهبری

جمعه 20/11/1391 - 20:43

http://www.dl2.mobfa.org/winter89/dl/1265799015_22-f.jpg


—————————————————————————————

اس ام اس 22 بهمن – اس ام اس دهه فجر – پیامک 22 بهمن – پیامک ویژه 22 بهمن – اس ام اس ویژه 22 بهمن

—————————————————————————————

جمهوری ما نشانگر اسلام است

افکار پلید فتنه‏جویان خام است

جمهوری اسلامی ما جاوید است

دشمن زحیات خویشتن نومید است

—————————————————————————————

اس ام اس 22 بهمن – اس ام اس دهه فجر – پیامک 22 بهمن – پیامک ویژه 22 بهمن – اس ام اس ویژه 22 بهمن

—————————————————————————————

همه برای امام بودند و امام برای همه و امت همراه امام برای خدا . . .
—————————————————————————————

اس ام اس 22 بهمن – اس ام اس دهه فجر – پیامک 22 بهمن – پیامک ویژه 22 بهمن – اس ام اس ویژه 22 بهمن

—————————————————————————————

عشق یعنی یک خمینی سادگی / عشق یعنی با علی دلدادگی

عشق یعنی دست تو پرپر شده / عشق یعنی یک علی رهبر شده

عشق یعنی لا فتی الا علی / عشق یعنی رهبرم سید علی
—————————————————————————————

اس ام اس 22 بهمن – اس ام اس دهه فجر – پیامک 22 بهمن – پیامک ویژه 22 بهمن – اس ام اس ویژه 22 بهمن

—————————————————————————————

آهن آبدیده را زنگ عوض نمی کند / چهره انقلاب را جنگ عوض نمی کند

به دشمن علی بگو به کوری دو چشمتان / پیرو خط رهبری رنگ عوض نمی کند . . .

—————————————————————————————

اس ام اس 22 بهمن – اس ام اس دهه فجر – پیامک 22 بهمن – پیامک ویژه 22 بهمن – اس ام اس ویژه 22 بهمن

—————————————————————————————

—————————————————————————————

اس ام اس 22 بهمن – اس ام اس دهه فجر – پیامک 22 بهمن – پیامک ویژه 22 بهمن – اس ام اس ویژه 22 بهمن

—————————————————————————————
ولایت فقیه برای شما یک هدیه الهی است . امام خمینی(ره)
—————————————————————————————

اس ام اس 22 بهمن – اس ام اس دهه فجر – پیامک 22 بهمن – پیامک ویژه 22 بهمن – اس ام اس ویژه 22 بهمن

—————————————————————————————
هرچه انقلاب اسلامی دارد از برکت مجاهدت شهدا و ایثارگران است . امام خمینی(ره)
—————————————————————————————

اس ام اس 22 بهمن – اس ام اس دهه فجر – پیامک 22 بهمن – پیامک ویژه 22 بهمن – اس ام اس ویژه 22 بهمن

—————————————————————————————
این نعمت بزرگ الهی ( انقلاب اسلامی ) را ارزان از دست ندهید . امام خمینی(ره)
—————————————————————————————

اس ام اس 22 بهمن – اس ام اس دهه فجر – پیامک 22 بهمن – پیامک ویژه 22 بهمن – اس ام اس ویژه 22 بهمن

—————————————————————————————
۲۲ بهمن بهمن در طول زندگی و برای نسلهای آینده باید سرمشق همه قرارگیرد . امام خمینی(ره)
—————————————————————————————

اس ام اس 22 بهمن – اس ام اس دهه فجر – پیامک 22 بهمن – پیامک ویژه 22 بهمن – اس ام اس ویژه 22 بهمن

—————————————————————————————
فجر انقلاب ، دمیدن خورشید استقلال و آزادی است . امام خمینی(ره)
—————————————————————————————

اس ام اس 22 بهمن – اس ام اس دهه فجر – پیامک 22 بهمن – پیامک ویژه 22 بهمن – اس ام اس ویژه 22 بهمن

—————————————————————————————
نهضت ایران ، نهضتی بود که خدای تبارک و تعالی در آن نقش داشت . امام خمینی(ره)
—————————————————————————————

اس ام اس 22 بهمن – اس ام اس دهه فجر – پیامک 22 بهمن – پیامک ویژه 22 بهمن – اس ام اس ویژه 22 بهمن

—————————————————————————————
دهه فجر مقطع رهایی ملت ایران است . مقام معظم رهبری
—————————————————————————————

اس ام اس 22 بهمن – اس ام اس دهه فجر – پیامک 22 بهمن – پیامک ویژه 22 بهمن – اس ام اس ویژه 22 بهمن

—————————————————————————————

ما همان نسل جوانیم که ثابت کردیم / در ره عشق سزاوارتر از صد مردیم

هر زمان بوی خمینی به سر افتد ما را / دور سید علی خامنه ای میگردیم . . .

—————————————————————————————

اس ام اس 22 بهمن – اس ام اس دهه فجر – پیامک 22 بهمن – پیامک ویژه 22 بهمن – اس ام اس ویژه 22 بهمن

—————————————————————————————

گرگها خوب بدانند در این ایل غریب / گر پدر رفت، تفنگ پدری هست هنوز

گرچه نیکان همگی بار سفر بربستند / شیرمردی چو علی خامنه ای هست هنوز

گر امام شهدا نیست کنون در برمان / خلف صالح و مظلوم علی هست هنوز . . .

—————————————————————————————

اس ام اس 22 بهمن – اس ام اس دهه فجر – پیامک 22 بهمن – پیامک ویژه 22 بهمن – اس ام اس ویژه 22 بهمن

—————————————————————————————

از خون سرخ بهمن سرسبز شد بهاران / اندیشه باور شد، در امتداد باران

بر صخره‏های همّت جوشیده خون غیرت / بانگ سرود و وحدت آید زچشمه ساران

و الفجر بهمن آمد، فصل شکفتن آمد / بر پهندشت باور، خالی است جای یاران . . .

دهه فجرمبارک
—————————————————————————————

اس ام اس 22 بهمن – اس ام اس دهه فجر – پیامک 22 بهمن – پیامک ویژه 22 بهمن – اس ام اس ویژه 22 بهمن

—————————————————————————————

فجر است و سپیده حلقه بر در زده است / روز آمده، تاج لاله بر سر زده است

با آمدن امام در کشور ما / خورشید حقیقت زافق سر زده است . . .

دهه فجرمبارک

—————————————————————————————

اس ام اس 22 بهمن – اس ام اس دهه فجر – پیامک 22 بهمن – پیامک ویژه 22 بهمن – اس ام اس ویژه 22 بهمن

—————————————————————————————

برخیز که فجر انقلاب اسلامی امروز / بیگانه صفت، خانه خراب است امروز

هر توطئه و نقشه که دشمن بکشد / از لطف خدا نقش بر آب است امروز . . .

دهه فجرمبارک
—————————————————————————————

اس ام اس 22 بهمن – اس ام اس دهه فجر – پیامک 22 بهمن – پیامک ویژه 22 بهمن – اس ام اس ویژه 22 بهمن

—————————————————————————————

قلب‏ها، کهکشانی از عشق خمینی می‏شود و جامی لبریز از شراب طهور پیروزی . . .

دهه فجرمبارک

—————————————————————————————

اس ام اس 22 بهمن – اس ام اس دهه فجر – پیامک 22 بهمن – پیامک ویژه 22 بهمن – اس ام اس ویژه 22 بهمن

—————————————————————————————

فجرآزادی! در شهر پیامبر و در مسجدالحرام، به انتظار تواند،به زادگاه خویش هم سفری کن.

—————————————————————————————

اس ام اس 22 بهمن – اس ام اس دهه فجر – پیامک 22 بهمن – پیامک ویژه 22 بهمن – اس ام اس ویژه 22 بهمن

—————————————————————————————

با رهبر انقلاب همدوش شده

تهران بزرگ دشمن بوش شده

با برف خفن، بیست و دوی بهمن ماه

سرتاسر شهرمان کفن پوش شده !

—————————————————————————————

اس ام اس 22 بهمن – اس ام اس دهه فجر – پیامک 22 بهمن – پیامک ویژه 22 بهمن – اس ام اس ویژه 22 بهمن

—————————————————————————————
از خون سرخ بهمن سرسبز شد بهاران
اندیشه باور شد، در امتداد باران
بر صخره‏های همّت جوشیده خون غیرت
بانگ سرود و وحدت آید زچشمه ساران
و الفجر بهمن آمد، فصل شکفتن آمد
بر پهندشت باور، خالی است جای یاران
دهه فجرمبارک
—————————————————————————————

اس ام اس 22 بهمن – اس ام اس دهه فجر – پیامک 22 بهمن – پیامک ویژه 22 بهمن – اس ام اس ویژه 22 بهمن

—————————————————————————————
فجر است و سپیده حلقه بر در زده است
روز آمده، تاج لاله بر سر زده است
با آمدن امام در کشور ما
خورشید حقیقت زافق سر زده است
دهه فجرمبارک
—————————————————————————————

اس ام اس 22 بهمن – اس ام اس دهه فجر – پیامک 22 بهمن – پیامک ویژه 22 بهمن – اس ام اس ویژه 22 بهمن

—————————————————————————————
برخیز که فجر انقلاب است امروز
بیگانه صفت، خانه خراب است امروز
هر توطئه و نقشه که دشمن بکشد
از لطف خدا نقش بر آب است امروز
دهه فجرمبارک

—————————————————————————————

اس ام اس 22 بهمن – اس ام اس دهه فجر – پیامک 22 بهمن – پیامک ویژه 22 بهمن – اس ام اس ویژه 22 بهمن

—————————————————————————————

از کتاب های درسی آن سال ها یادم هست امام امیدش به ما دبستانی ها بود ، می گویم : آقا ، حالا بزرگ شده ایم ، از امیدتان راضی هستید ؟

—————————————————————————————

اس ام اس 22 بهمن – اس ام اس دهه فجر – پیامک 22 بهمن – پیامک ویژه 22 بهمن – اس ام اس ویژه 22 بهمن

—————————————————————————————
قلب‏ها، کهکشانی از عشق خمینی می‏شود و جامی لبریز از شراب طهور پیروزی. دهه فجرمبارک
=============================
سلام برتو ای مطلع فجر! ای سپیده سحر، ای انفجار نور، خوش‏آمدی. دهه فجرمبارک
===========================
دهه فجر، خوش آمدی که با مقدمت، عطرآزادی به جای بوی باروت در فضای‏میهن اسلامی‏مان پیچید. قفس‏ها شکسته شد و نفس‏ها از زندان سینه‏هارهایی یافت. دهه فجرمبارک
—————————————————————————————

اس ام اس 22 بهمن – اس ام اس دهه فجر – پیامک 22 بهمن – پیامک ویژه 22 بهمن – اس ام اس ویژه 22 بهمن

—————————————————————————————
دهه فجر، خوش آمدی که با آمدنت، سوز و سرما از شهرو دیارمان‏گریخت، برفهای بهمن با حرارت ایمان و اخلاص، آب حیات شد. دهه فجرمبارک
—————————————————————————————

اس ام اس 22 بهمن – اس ام اس دهه فجر – پیامک 22 بهمن – پیامک ویژه 22 بهمن – اس ام اس ویژه 22 بهمن

—————————————————————————————
فجرآزادی! خوش آمدی که آمدنت، شرنگ مرگ به کام شاهان ریخت،سلطه را به قبرستان سلطنت‏سپرد، کنگره‏های قصر استکبار را فروریخت. دهه فجرمبارک
—————————————————————————————

اس ام اس 22 بهمن – اس ام اس دهه فجر – پیامک 22 بهمن – پیامک ویژه 22 بهمن – اس ام اس ویژه 22 بهمن

—————————————————————————————
این اعجاز بزرگ قرن و این پیروزی بی نظیر و این جمهوری اسلامی محتاج به حفظ و نگهداری است . امام خمینی(ره)
—————————————————————————————

اس ام اس 22 بهمن – اس ام اس دهه فجر – پیامک 22 بهمن – پیامک ویژه 22 بهمن – اس ام اس ویژه 22 بهمن

—————————————————————————————

خون شهیدان ، انقلاب و اسلام را بیمه کرده است . امام خمینی(ره)
—————————————————————————————

اس ام اس 22 بهمن – اس ام اس دهه فجر – پیامک 22 بهمن – پیامک ویژه 22 بهمن – اس ام اس ویژه 22 بهمن

—————————————————————————————
رمز پیروزی شما ایمان و وحدت کلمه بود . امام خمینی(ره)
—————————————————————————————

اس ام اس 22 بهمن – اس ام اس دهه فجر – پیامک 22 بهمن – پیامک ویژه 22 بهمن – اس ام اس ویژه 22 بهمن

—————————————————————————————
پیروزی انقلاب مرهون فداکاریهای دلاورانه ملت ، خصوصاً شهیدان است . امام خمینی(ره)
—————————————————————————————

اس ام اس 22 بهمن – اس ام اس دهه فجر – پیامک 22 بهمن – پیامک ویژه 22 بهمن – اس ام اس ویژه 22 بهمن

—————————————————————————————
انقلاب ما متکی به معنویات و خداست . امام خمینی(ره)
—————————————————————————————

اس ام اس 22 بهمن – اس ام اس دهه فجر – پیامک 22 بهمن – پیامک ویژه 22 بهمن – اس ام اس ویژه 22 بهمن

—————————————————————————————
این انقلاب با تائیدات غیبی الهی پیروز گردید . امام خمینی(ره)
—————————————————————————————

اس ام اس 22 بهمن – اس ام اس دهه فجر – پیامک 22 بهمن – پیامک ویژه 22 بهمن – اس ام اس ویژه 22 بهمن

—————————————————————————————
چشم دنیا به انقلاب ما معطوف است . امام خمینی(ره)

زنده نگه داشتن یاد شهدای انقلاب باعث تداوم حرکت انقلاب است . مقام معظم رهبری
—————————————————————————————

اس ام اس 22 بهمن – اس ام اس دهه فجر – پیامک 22 بهمن – پیامک ویژه 22 بهمن – اس ام اس ویژه 22 بهمن

—————————————————————————————
دهه فجر آئینه ای است که خورشید اسلام در آن درخشید و به ما منعکس شد . مقام معظم رهبری
—————————————————————————————

اس ام اس 22 بهمن – اس ام اس دهه فجر – پیامک 22 بهمن – پیامک ویژه 22 بهمن – اس ام اس ویژه 22 بهمن

—————————————————————————————
انقلاب اسلامی با اتکاء به قدرت مردم ، آسیب ناپذیر است . مقام معظم رهبری
—————————————————————————————

اس ام اس 22 بهمن – اس ام اس دهه فجر – پیامک 22 بهمن – پیامک ویژه 22 بهمن – اس ام اس ویژه 22 بهمن

—————————————————————————————
این انقلاب ، بی نام خمینی (ره ) در هیچ جای جهان شناخته شده نیست . مقام معظم رهبری
—————————————————————————————

اس ام اس 22 بهمن – اس ام اس دهه فجر – پیامک 22 بهمن – پیامک ویژه 22 بهمن – اس ام اس ویژه 22 بهمن

—————————————————————————————
وحدت ، کلید موفقیت و رمز پیروزی انقلاب ما بوده است . مقام معظم رهبری
—————————————————————————————

اس ام اس 22 بهمن – اس ام اس دهه فجر – پیامک 22 بهمن – پیامک ویژه 22 بهمن – اس ام اس ویژه 22 بهمن

—————————————————————————————
حفظ حیثیت و آبروی انقلاب اسلامی و نظام ، امروز بر همه واجب است . مقام معظم رهبری
—————————————————————————————

اس ام اس 22 بهمن – اس ام اس دهه فجر – پیامک 22 بهمن – پیامک ویژه 22 بهمن – اس ام اس ویژه 22 بهمن

—————————————————————————————
خط انقلاب ، خط عظمت اسلام و مسلمین و دفاع از مظلومین و مستضعفین است . مقام معظم رهبری
—————————————————————————————

اس ام اس 22 بهمن – اس ام اس دهه فجر – پیامک 22 بهمن – پیامک ویژه 22 بهمن – اس ام اس ویژه 22 بهمن

—————————————————————————————
دهه فجر ، دهه تجدید قوای نیروهای انقلابی و تجدید میثاق ملت با انقلاب است . مقام معظم رهبری
—————————————————————————————

اس ام اس 22 بهمن – اس ام اس دهه فجر – پیامک 22 بهمن – پیامک ویژه 22 بهمن – اس ام اس ویژه 22 بهمن

—————————————————————————————
دهه فجر عیدی است که یک تاریخ سر تا پا ظلم و طغیان را قطع کرد . مقام معظم رهبری
—————————————————————————————

اس ام اس 22 بهمن – اس ام اس دهه فجر – پیامک 22 بهمن – پیامک ویژه 22 بهمن – اس ام اس ویژه 22 بهمن

—————————————————————————————
دهه فجر مظهر شکوه و عظمت و فداکاری ملت ایران است . مقام معظم رهبری

جمعه 20/11/1391 - 20:42

اس ام اس 22بهمن,اس ام اس 22 بهمن,اس ام اس برای 22 بهمن

 

 

**********اس ام اس 22 بهمن**********

 

بیست و دوی بهمن که حیات وطن است

خود روح خدایی است که در جان و تن است

ما زنده به آنیم و از آن یاد کنیم

یوم الهی که یادگار از آن ماه بهمن است

یوم الله۲۲ بهمن، روز پیروزی حق بر باطل را تبریک می گویم . . .

 

**********اس ام اس 22 بهمن**********


بهمن آمد فجر پیروزی رسید / گاه شادی و ستم سوزی رسید

بهمن و روئیدن گل در کنار / پس زدن از روی کشور هر غبار . . .

 

**********اس ام اس 22 بهمن**********

 

از اوج بروج حق سردار قیام آمد / بر شوق سماع جان، انوار امام آمد

طاغوت نگونسر شد با خاک برابر شد / شمشیر اناالحق چون بیرون ز نیام آمد . . .

 

**********اس ام اس 22 بهمن**********

 

برخیز که فجر انقلاب است امروز / بیگانه صفت خانه خراب است امروز

هر توطئه و نقشه که دشمن بکشد / از لطف خدا نقش بر آب است امروز

۲۲ بهمن سالروز پیروزی انقلاب اسلام مبارک باد . . .

 

**********اس ام اس 22 بهمن**********

 

قلب‏ها ، کهکشانی از عشق خمینی می‏شود و جامی لبریز از شراب ظهور پیروزی

 

**********اس ام اس 22 بهمن**********

 

آمدی فجرآزادی! که با آمدن تو، امام آمد، امامی که بر سربیدادگران

خروش کلیم داشت و برجان امت، دم مسیح

کلامش بوی وحی‏داشت و طعم شیرین آوای انبیا

دهه فجرمبارک

 

**********اس ام اس 22 بهمن**********

 

از خون سرخ بهمن سرسبز شد بهاران

اندیشه باور شد، در امتداد باران

بر صخره‏های همّت جوشیده خون غیرت

بانگ سرود و وحدت آید زچشمه ساران

و الفجر بهمن آمد، فصل شکفتن آمد

بر پهندشت باور، خالی است جای یاران

 

**********اس ام اس 22 بهمن**********

 

جمهوری ما نشانگر اسلام است

افکار پلید فتنه‏جویان خام است

جمهوری اسلامی ما جاوید است

دشمن زحیات خویشتن نومید است

 

**********اس ام اس 22 بهمن**********

 

چه مژده ای زیباتر از آمدن بهار در پی یک زمستان تار و طولانی؟! چه بشارتی شیرین تر از بشارت خورشید در پی یک شب سرد و تاریک؟! چه پیامی نیک تر از پیام زلال آب برای لبانی تشنه و خشکیده؟! چه نوایی برتر از بشارت «جاء الحق» و «زهق الباطل»؟! قسم به شب پوشیده! که روز خواهد درخشید و بهاری ترین روز هستی ، بر صحیفه‏ی شب تار و طولانی ، مُهر پایان خواهد زد . فرا رسیدن دهه فجر انقلاب اسلامی مبارک

 

**********اس ام اس 22 بهمن**********

 

از کتاب های درسی آن سال ها یادم هست امام امیدش به ما دبستانی ها بود ، می گویم : آقا ، حالا بزرگ شده ایم ، از امیدتان راضی هستید ؟

 

**********اس ام اس 22 بهمن**********

 

از نهضت قاطعانه روح الله , شد دست ستمگران ز ایران کوتاه . با دست تهی و این همه پیروزی , لا حول و لا قوت الا بالله . دهه فجر بر ایرانیان همیشه سربلند و سرافراز مبارک باد .

جمعه 20/11/1391 - 20:40
نویسنده: غلامرضا نجاتی
بخش اول واپسین روزها خروج شاه از کشور و بازگشت امام خمینی به ایران نشانه پایان سلطنت محمد رضا شاه بود.از آن پس، دیگر بحث درباره نظام مشروطه سلطنتی و قانون اساسی سال 1285 و متمم آن، در بین هیچ یک از گروههای سیاسی مطرح نبود.
پس از انتخاب مهندس مهدی بازرگان به نخست وزیری، ماموریت اساسی دولت‏برگزاری رفراندوم و رجوع به آراء عمومی ملت درباره تغییر نظام سیاسی کشور به جمهوری اسلامی و نیز تشکیل مجلس مؤسسان برای تصویب قانون اساسی جدید بود.
از نخستین روز ورود امام خمینی به ایران و سخنرانی در فرودگاه و بهشت زهرا، مقامات مختلف رژیم در حال انقراض، با اعلام استعفا و همبستگی به امام خمینی نسبت‏به یکدیگر سبقت گرفتند.جواد شهرستانی، شهردار تهران، اولین مقام کشوری بود که به نشانه همبستگی با انقلاب استعفا کرد.سپهبد بازنشسته کمال نیز اعلام همبستگی نمود. (1)
تلاش در پیشی گرفتن اعلام همبستگی بین مقامات رژیم شاه، شتاب گرفت، و بااعلام نخست وزیری بازرگان، در همه ارگانهای مملکت گسترش پیدا کرد.
نمایندگان مجلسین، یک شبه طرفدار انقلاب شدند.روز 18 بهمن 46 تن از نمایندگان مجلس شورای ملی استعفا کردند.اینان همان نمایندگان دوران «رستاخیزی‏» بودند که از غربال ساواک گذشته بودند و سه هفته پیش، به دولت‏بختیار، رای اعتماد داده بودند!
سازمانهای دولتی، حتی کارمندان نخست وزیری، با صدور اعلامیه در روزنامه‏ها از دولت‏بازرگان پشتیبانی می‏کردند.کارکنان وزارتخانه‏ها در اعلامیه‏های خود، ضمن تایید بازرگان آمادگی خود را برای استقبال از وزیران کابینه او اعلام کردند.
سران ارتش، که تا چند روز پیش درباره کودتا و وادار به فرود اجباری ساختن هواپیمای امام خمینی، بحث و مذاکره می‏کردند، یکی پس از دیگری، با مقامات دولت‏بازرگان، برای اعلام همبستگی تماس می‏گرفتند.سپهبد ربیعی، فرمانده نیروی هوایی ضمن دفاع در دادگاه انقلاب گفت «پنج‏شنبه 19 بهمن، برادرم آمد خانه ما...گفت اعلام همبستگی کن.گفتم چشم.تلفن را برداشتم و با جناب آقای عسگری، اعلام همبستگی کردم‏» . (2)
تماس سران ارتش با نمایندگان امام خمینی، به منظور اعلام همبستگی از روزهای آخر اقامت ژنرال هایزر در ایران شروع شده بود.سپهبد ربیعی، در دفاعیات خود، از این ارتباط و تماسها پرده برداشت.بخشی از بیانات او به شرح زیر است:
«ربیعی: ...در جلسه سوم، بعد از اینکه هایزر اندکی نشست، گفت «خوب، شاه هم که رفت‏» البته گفتار او حالت تحکیم نداشت، بلکه حالت رفاقت آمیز، و حالت همگامی داشت.بعد از اتاق بیرون رفت و یک صورتی با خود آورد که حاوی شماره تلفن نمایندگان حضرت امام بود، به ما داد.
رئیس [دادگاه] : چه کسی نامه را داد؟
ربیعی: آن سرلشکری که رئیس مستشاری آمریکا در ایران بود.بایستی عرض کنم که رئیس مستشاری در ایران، یک سرلشکر بود و سه سرتیپ در سه نیرو فعالیت داشتند [...] آن سرلشکر رفت‏بیرون و بعد از اینکه با تلفن با شخصی تماس گرفت، آمد درون اتاق، بعد هایزر گفت «من فکر می‏کنم به صلاح ارتش باشد که با نمایندگان امام تماس بگیرد» حالا من فکر می‏کنم که تلفنهایی که به مادادند، بیشتر از دو، تا سه شماره تلفن بود.من در آن موقع تازه تصمیم گرفته بودم که درباره مسائل فکر کنم.از چیزی که استنباط کردم فهمیدم هایزر دو هدف داشت، یا اینکه ارتش را به سمت نمایندگان امام ببرد و ارتش همبستگی خود را اعلام کند، یا اینکه ارتش باعث‏بشود که بختیار با نمایندگان امام با هم نزدیک بشوند، اما در عین حال هیچ وقت نمی‏گفت که از بختیار پشتیبانی نکنید.معمولا جمله‏ای به کار می‏برد، منظورش این بود که بختیار بد عمل نمی‏کند.» ربیعی، در مورد نقش قره‏باغی در تماسهای خود با نمایندگان امام خمینی چنین می‏گوید:
«...قره‏باغی، سه چیز از هایزر درخواست می‏کرد، اول اینکه حضرت امام را مجبور کنند اعلامیه کمتری بین مردم منتشر کند.دوم اینکه حضرت امام سفر خود را به ایران به تعویق بیندازند.سوم اینکه بی.بی.سی را ساکت کنند.این سه چیز را که من نمی‏دانم قره‏باغی با بختیار قبلا هماهنگ کرده بود یا نه؟ ....
هایزر گفت: من همین امشب با کارتر تماس دارم.به اطلاع او خواهم رساند.باید به عرض شما برسانم که هایزر جلسات خیلی بیشتری با قره‏باغی داشت که صبحها بود و این هفت‏یا هشت جلسه‏ای که من با او بودم، مجموعه گفتاری بود که عین واقعیت را گفتم، و به عرض می‏رسانم صحبت از اینکه ارتش را یکباره وادار به عملی بکند، به خدای یکتا، مطلقا در میان نبود.اصولا من نشنیدم.باور کنید هرگز مسئله کودتا مطرح نبود و هایزر هم بیشتر جنبه دوستانه و مشاوره را به خود گرفته بود.او می‏گفت، قره‏باغی هم یادداشت می‏کرد.البته مقدم [سپهبد ناصر مقدم رئیس ساواک] مشاور سیاسی قره‏باغی بود که جلسات دیدار با نمایندگان امام را، ایشان باید ترتیب می‏داد.
یک جلسه درباره جای ملاقات بحث‏شد و جلسات دیگر هم تشکیل شد.
رئیس (3): در منزل چه کسی؟
ربیعی: در منزل آقای دکتر بهشتی.
رئیس: اصولا قره‏باغی نمی‏خواست‏برود آنجا.
ربیعی: خیر، می‏گفت آنجا سالم نیست که رئیس ستاد ارتش برود.
رئیس: منظور او امنیت‏بود؟
ربیعی: بله...و قرار شد منزل قره‏باغی ملاقات صورت بگیرد و بعد ملاقاتهایی‏انجام شد، که من نمی‏دانم با آقای دکتر بهشتی شد، یا نشد.اما مطمئن هستم که این ملاقاتها با آقای بازرگان انجام شد.حتی روز یکشنبه 22 صبح من به خاطر دارم تلفنی داشتند صحبت می‏کردند و قرار ملاقات می‏گذاشتند با آقای بازرگان و تاکید می‏کردند که بختیار هم باید حضور داشته باشد و یکشنبه بعد از ظهر، برای تشکیل جلسه آنها هماهنگ و تایید شد (4) اما من نمی‏دانم آن طرف تلفن چه کسی بود که قره‏باغی برنامه‏ها را با او هماهنگ می‏کرد.» سپهبد ربیعی، در جای دیگر می‏گوید:
«...مرتبا بین جلسات، در جلساتی که داشتیم، بختیار معذرت می‏خواهم قره باغی و مقدم عضو سیاسی بودند، دائما می‏گفتند ما تماس داریم با نمایندگان امام، با جناب آقای دکتر بهشتی، مهندس بازرگان، جناب آقای سحابی و جناب آقای صباغیان ما در حال صلح و مذاکره هستیم.ما فکر می‏کردیم که ارتش صلح و مذاکره می‏کند...» . (5)
سپهبد ربیعی که در دادگاه انقلاب محکوم به اعدام شد و حکم اعدام درباره او اجرا گردید، در دفاعیات خود به واقعیتهای تلخی اعتراف می‏کند، از وابستگی شاه به آمریکا، بی‏خبری فرماندهان نیروهای مسلح از ماهیت ارتش شاهنشاهی و نقش «استعماری‏» آن.ارتشی که با رفتن شاه، دگرگون می‏شود و رئیس ستاد کل، بالاترین مقام فرماندهی به ژنرال آمریکایی می‏گوید «اعلیحضرت به ما گفت که به شما اعتماد کنیم و از شما اطاعت نماییم!» (6)
این نیز حقیقتی است که سپهبد ربیعی، با طی عالیترین مدارج آموزشی و فرماندهی ستاد هوایی، عضو تیم اکروبات تاج طلایی و به عنوان یک فرمانده نیروی هوایی در سطح جهانی، که می‏توانست منشا خدمات بزرگی در خدمت‏به کشورش شود، ندانسته، فدای سیستم و رژیمی شد که هیچ پیوندی با مردم ایران نداشت.ربیعی و امثال او، پس از رفتن شاه و مشاهده دگرگونی اوضاع، بیدار شدند و چه بسا، از نتیجه آن همه کار وکوشش گذشته، افسوس خوردند.به بیانات سپهبد ربیعی توجه کنیم:
«....ایشان [هایزر] اول نشست و گفت که ملت ایران و دنیا، دیگر سیستم فردی را نمی‏پسندد و دولت متبوع من، دیگر از شاه پشتیبانی نخواهد کرد و شاه بایستی برود.البته مذاکرات به این نحو بود که صحبتهای ایشان ترجمه می‏شد و به قره باغی داده می‏شد و ایشان آنها را در یک کتابچه کلفت‏یادداشت می‏کرد [....] گفت که کشورهای اروپایی هم دیگر نمی‏توانند شاه را ببینند و شاه را در این سیستم بپذیرند و شاه باید برود.» سپهبد ربیعی در پاسخ به سؤال رئیس دادگاه، که عکس العمل او در مقابل گفته‏های هایزر چه بود، جواب می‏دهد:
«درست مثل خمیری که وا برود.ما جمله‏ای نمی‏گفتیم، قره باغی می‏گفت و ما ترجمه می‏کردیم.در ارتش، اصولا آموزش سیاسی، به مولایم علی، به کسی داده نشده است.هایزر می‏گفت‏سفرش [شاه] هم از شمال آمریکاست - چون طیاره‏اش را من باید در نظر می‏گرفتم - [...] اولش آن جملات، یعنی وقتی گفت‏شاه برود، برای خود بنده یک «شوک‏» بود، که مگر شاه ما را یک ژنرال آمریکایی می‏تواند بگوید باید برود.او [شاه] که می‏گفت من آخرین نفری هستم که کشته می‏شوم.من اولین نفر، کشته می‏شوم [....] به همین سادگی! به مقدسات عالم در زندگی من بزرگترین ضربه است که تازه فهمیدم اصولا شاه مثل یک ساختمانی است، که به یک چوب پوسیده لغزان سوار است.درست مثل اینکه دم موش را بگیرند و بیندازند بیرون...
دادگاه: من از فحوای گفتار شما این طور به نظرم رسید که یعنی شما، وابستگی شاه و نوکری او را که مثل یک موش، به تعبیر خودتان در اختیار آمریکا بود، تا این لحظه به هیچ وجه نم دانستید؟
ربیعی: تا حدودی می‏دانستم همکاری دارد، اما واقعا نمی‏دانستم این قدر هیچ است.وقتی او اینقدر هیچ باشد، من که فرمانده نیروی هوایی هستم، هیچ ترم.نمی‏خواهم این را بگویم، ولی به خدا، که اگر من هر کجای دنیا بودم، فرمانده نیروی هوایی بودم. الآن هر کجای دنیا باشم، 40 هزار یا 50 هزار تومان حقوق من است.15 سال....در هر صورت به عقیده من، جملات آن شب هایزر، خیلی مسائل را روشن کرد...» (7) لزوم تماس با ارتش، از سوی مقامات سیاسی و مذهبی از اواخر دی، مورد تایید قرار گرفته بود، در کنفرانس مطبوعاتی که روز 5 بهمن 1357، با شرکت و حضور آیت الله مطهری، دکتر مفتح، مهندس محمد توسلی، مهندس بنی اسدی، دکتر ناصر میناچی، دکتر غلام عباس توسلی و دکتر قاسم صالح خو، در حسینیه ارشاد برگزار گردید گفته شد:
«...لیدرهای سیاسی و مذهبی، با کسب اجازه، به اعتبار اینکه ارتش را از خودشان می‏دانند و ارتش این ملت است، نه به اعتبار اینکه ارتش خودش یک دولت است، بنابراین حق دادند به خودشان که با ارتش خودشان صحبت کنند، و این منافات با مسئله دولت و عدم شناسایی دولت از طرف ایشان ندارد...» (8)
تماس سران ارتش با رهبران سیاسی و مذهبی، همراه با تظاهرات همافران نیروی هوایی و اعلام وابستگی به انقلاب نشانه نزدیک شدن فروپاشی رژیم شاه و سقوط دولت‏بود و بختیار که خطر را احساس می‏کرد، در صدد برآمد به نحوی آبرومندانه، قدرت را به بازرگان واگذار کند.بدین منظور، در مصاحبه‏ای که روز 18 بهمن با رادیو لندن به عمل آورد گفت:
«حاضر به همکاری با طرفداران آیت الله خمینی است و نه تنها وزرای طرفدار امام خمینی را در یک دولت ملی خواهد پذیرفت، بلکه نقش آیت الله را در رابطه با حل و فصل مسائل اجتماعی و مذهبی نیز خواهد پذیرفت...» (9)
روز بعد، در کنفرانس مطبوعاتی اظهار داشت:
«....با مهندس بازرگان تماسهایی گرفته است [....] من برای بازرگان احترام زیادی قائلم.اگر او بخواهد با دولت تماس بگیرد و همکاری کند، من برای این کار حاضرم.بازرگان مردی وفادار است و ما، در بسیاری مسائل می‏توانیم به توافق برسیم.برای مذاکره با او، هیچ شرطی قائل نخواهم شد [...] اگر قانون اساسی بناست عوض شود، باید این امر به وسیله پارلمان باشد....» (10)

زد و خورد مسلحانه

روز 19 بهمن گروهی از همافران و درجه داران نیروی هوایی در تظاهرات و راهپیمایی به طرفداری از انقلاب شرکت کردند.سپس به نشانه همبستگی با امام خمینی به اقامتگاه ایشان رفتند و در برابر امام رژه رفتند.این خبر و تصویر رژه در روزنامه‏های عصر آن روز انتشار یافت. (11)
درگیری مسلحانه بین مردم و نیروهای ارتش، از اواخر شب 20 بهمن از پادگان دوشان تپه شروع شد.در جریان نمایش فیلم مراسم استقبال امام خمینی، هنرجویان نیروی هوایی نسبت‏به امام ابراز احساسات می‏کنند.افراد گارد شاهنشاهی مامور نیروی هوایی برای ساکت کردن هنرجویان و دیگر پرسنل نیروی هوایی مداخله می‏نمایند و کار به زد و خورد و تیر اندازی می‏کشد.با انتشار خبر شورش افراد پادگان نیروی هوایی، مردم برای یاری آنها، به دوشان‏تپه روی می‏آورند و وارد پادگان می‏شوند.اسلحه خانه‏ها را باز می‏کنند و با استفاده از تفنگ و مسلسل به ساختن سنگرهای خیابانی و نبرد با افراد گارد شاهنشاهی می‏پردازند.
همزمان با زد و خورد در دوشان‏تپه، مردم به چند کلانتری نیز حمله کردند و با خلع سلاح افراد، نقاط دیگر حساس پایتخت نیز به تصرف مبارزان درآمد.شهربانی محاصره شد.فرماندار نظامی به منظور مقابله با انقلابیون، ساعات عبور و مرور را از ساعت 5/4 بعد از ظهر تا 5 صبح روز بعد اعلام کرد، ولی به فرمان امام خمینی، مردم به اخطار فرماندار نظامی اعتنا نکردند و به خیابانها ریختند.
برای توجیه آشفتگی ارتش و نگرانی فرماندهان یگانهای انتظامی، در روز 21 بهمن، بخشی از گفته‏های ارتشبد قره‏باغی را نقل می‏کنیم:
«...پس از صحبت‏با سپهبد رحیمی، به نخست وزیر تلفن زده اظهار داشتم درباره کلانتریها، سپهبد رحیمی اظهار می‏کند یکی دو کلانتری را بدون اطلاع و اجازه‏وی تخلیه کرده‏اند و اضافه می‏کند، چون کلانتریها را آتش زده بودند، پاسبانان چاره‏ای جز تخلیه نداشتند [...] به سپهبد بدره‏ای تلفن زده، نتیجه بررسی و اقداماتش را سئوال کردم.اظهار نمود «مشغول هستیم، دستور دادم تعدادی ارابه جنگی آماده کنند تا برای کمک به سپهبد ریاحی به مرکز آموزش هوایی دوشان‏تپه بفرستیم‏» [...] از سپهبد بدره‏ای سئوال نمودم چطور نیروی زمینی نتوانست‏با گردان قزوین ارتباط برقرار نماید؟ جواب داد: نخیر.گفتم یعنی چه؟ اظهار کرد تیمسار نمی‏دانید وضع یگانهای نیروی زمینی چقدر خراب است! گفتم: من که بعد از شورا دستور دادم، اگر لازم شد از افراد گارد جاویدان استفاده کند.جواب داد: «سرلشکر نشاط، فرمانده گارد جاویدان موافقت ندارد و اظهار می‏کند که گارد جاویدان ماموریت مخصوص دارد! گفتم: تیمسار! سرپرستی گارد شاهنشاهی را هم شما به عهده دارید.خودتان دستور بدهید.مهمتر از این ماموریت چیست که مسلسل‏سازی به دست مخالفین نیفتد؟ جواب داد: «سرلشکر نشاط موافقت نمی‏کند، من چکار کنم!» و اضافه کرد: تیمسار: واقعا نمی‏دانم چه بکنم و جواب کی را بدهم...» (12)
در مورد آشفتگی و هرج و مرجی که در ارتش و نیروهای انتظامی وجود داشت، حرفی نیست، نکته اینجاست که قره‏باغی سعی دارد مسئولیت فروپاشی ارتش را به گردن دیگران بیندازد و خود را در نقش فرماندهی که وظیفه‏اش را تا آخرین لحظه انجام داده است‏بشناساند.قره‏باغی از مذاکرات پنهانی خود با مقامات سیاسی و مذهبی و هدف از این تماسها، سخنی به میان نمی‏آورد و علت «عدم اجرای دستورات را، همبستگی فرماندهان با کمیته امام‏» می‏داند و می‏گوید:
«....به دفتر گفتم سرلشکر نشاط را بگیرند تا با من صحبت کند، به سرلشکر نشاط، وضع نیروی زمینی و جریان مسلسل‏سازی را گفته اضافه کردم که دستور بدهید 300 نفر سرباز در اختیار سپهبد بدره‏ای بگذارند.جواب داد «تیمسار، خوب می‏دانید که گارد جاویدان ماموریت مخصوصی دارد» گفتم: تیمسار نشاط، حالا وضعیت‏بحرانی است.اظهار نمود: «به سپهبد بدره‏ای هم گفتم که بر خلاف اوامر اعلیحضرت نمی‏توانم کاری انجام بدهم.» در صورتی که بعدا معلوم شد علت عدم اجرای دستورات اوامر اعلیحضرت نبوده، بلکه «اعلام همبستگی با کمیته امام‏» بوده که در همان روز 22 بهمن انجام داده بود. (13)
طی روز 21 بهمن، هفت کلانتری در تهران اشغال شد و افراد آن خلع سلاح شدند.در زد و خورد انقلابیون با نیروهای مسلح، در 22 بیمارستان تهران 175 تن کشته و 664 تن مجروح و بستری گردیدند.در سراسر کشور تظاهراتی به طرفداری از انقلاب برپا شد.در ورامین هنگام تصرف شهربانی، عده‏ای کشته و مجروح شدند.در شهرهای اصفهان، مشهد، قم، کرمانشاه، همدان، ساوه، رشت، کرج، برخوردهای شدید بین مردم و نیروهای ارتش روی داد و منجر به تلفات زیادی شد.
صبح روز 22 بهمن، نبرد با شدت بیشتری ادامه یافت.در نزدیکی تهران پارس، مردم راه را بر ستون زرهی بستند، چند ارابه جنگی را آتش زدند.سرلشکر ریاحی، فرمانده ستون کشته شد.دستور بختیار، در مورد بمباران تاسیسات تسلیحات و مسلسل‏سازی که در محاصره مردم قرار گرفته بود اجرا نشد.مقارن ظهر تعداد بیشتری از کلانتریهای شهر سقوط کرد.شهربانی نیز اشغال شد و سپهبد رحیمی دستگیر گردید.سپس نوبت‏به اشغال پادگانهای نظامی رسید.ناگفته نماند که در حملات به تاسیسات نظامی و غارت اسلحه‏خانه‏ها، افراد وابسته به چریکهای آموزش دیده وابسته به گروههای چریکی پیشگام بودند.

اعلام بی‏طرفی ارتش

تصمیم درباره اعلام بی‏طرفی ارتش، امری غیر قابل اجتناب بود و عدم صدور این اعلامیه، تاثیری در سرنوشت نیروهای مسلح نداشت.از صبح روز 21 بهمن، فروپاشی ارتشی که سران و فرماندهان آن به تدریج روحیه خود را باخته بودند، شدت گرفت.افسران جزء، درجه داران و افراد، طی شش ماه حکومت نظامی و زد و خورد با مردم، و نیز تحت تاثیر تبلیغات، جنگ روانی، خسته و فرسوده شده بودند و از ادامه برادرکشی بیزاری می‏جستند.حادثه پادگان لویزان و کشته و مجروح شدن چند تن از افسران گارد شاهنشاهی، ضربه شدیدی به روحیه و توان ارتش و نیروهای انتظامی وارد ساخت و سرانجام، فرار شاه، راه را برای تجزیه و پراکندگی نیروهای مسلح، هموار ساخت.
ژنرال هایزر، به رغم خوش بینی نسبت‏به ارتش ایران در برآورد توانایی و کارآیی رزمی آن و نیز، ضعف اساسی و عمده سران ارتش و وابستگی آنها با یک فرد، یعنی شاه اشاره می‏کند و می‏گوید:
«...ضعف بزرگ آنها، در مقایسه با استانداردهای نظامی غرب، عمدتا وابستگی به یک رهبر مرکزی قوی بود.من به این حقیقت پی برده بودم که شاه افسران را از رده‏های پایین، تا بالاترین رده‏ها، بدین منظور تربیت کرده بود [...] ارتش ده روز پس از بازگشت [امام] خمینی و هفت روز پس از رفتن من سقوط کرد.چرا؟ به گمانم جناح مخالف به ضعف نیروهای مسلح پی برده بود....» (14)
شمارش معکوس برای متلاشی شدن ارتش از روز 12 بهمن، هنگام بازگشت امام خمینی به ایران، شتاب گرفت و روز 22 بهمن، انفجار رخ داد.در این فاصله، هیچ نیرویی، تاب تحمل و مقاومت در برابر طوفان سهمگین انقلاب را نداشت.تنها ساده‏لوحانی چون زبیگنیو برژینسکی در کاخ سفید، چشم امید به معجزه از سوی ارتش‏ایران آن هم به رهبری قره‏باغی دوخته بودند!
دکتر بختیار به طور حتم می‏دانست‏به ارتشی که در شرف متلاشی شدن است نمی‏تواند تکیه کند و با استفاده از آن با تظاهرات و اعتصابها مقابله نماید.تجربه پنج ماه گذشته در حکومت‏شریف امامی و ارتشبد ازهاری نشان داده بود که حتی با حضور شاه به عنوان فرمانده کل قوا، استفاده از ارتش برای سرکوب انقلاب، جز از طریق جاری شدن سیل خون، امکان نداشت.
صبح روز 22 بهمن، بختیار، سپهبد قره‏باغی را به نخست وزیری احضار می‏کند تا درباره علل اجرا نکردن دستور العمل او مبنی بر بمباران انبارهای اسلحه در کارخانه مسلسل سازی و انبارهای اسلحه، با او مذاکره کند. (15) در همین اوان، قره‏باغی فرماندهان و رؤسای سازمانهای ارتشی را برای تشکیل یک شورای ستادی به ستاد بزرگ دعوت می‏کند.در این جلسه اعلامیه بی‏طرفی ارتش صادر می‏شود:
«...به سرلشکر جناب رئیس دفتر ستاد بزرگ، ماموریت دادم فرماندهان و معاونین نیروها و رؤسای سازمانهای ارتش و ادارات ستاد بزرگ ارتشتاران را تلفنی و فوری دعوت نماید که هر چه زودتر به ستاد بزرگ بیایند.
آقای بختیار تلفن زده اظهار نمود: می‏خواستم که تیمسار ساعت 30/9 بیاید به نخست وزیری، ضمنا به سپهبد رحیمی هم گفته‏ام بیاید تا ببینیم چه کار باید بکنیم. [...] گفتم: من فرماندهان و رؤسا را خواسته‏ام که به ستاد بیایند.تامل کنید تا ما آخرین ضعیت‏خصوصی و اشکالات نیروها را در شورای فرماندهان بررسی کنیم، پس از روشن شدن، به نخست وزیری خواهم آمد.اظهار کرد: بسیار خوب.» (16)
بختیار درباره احضار قره‏باغی به نخست وزیری می‏گوید:
«....صبح روز یکشنبه در ساعت هشت‏به نخست وزیری رفتم.با همه گرفتاریها و مشغله‏ها، تمام مدت با تعجب در فکر سکوت قره‏باغی بودم.در ساعت نه و بیست دقیقه گفتم به او تلفن کنند.به من گفتند در جلسه‏ای بسیار مهم است ولی‏بلافاصله پس از ختم آن، با هلیکوپتر می‏رسد [....] دقایق می‏گذشت و هر لحظه بیشتر به من ثابت می‏شد که این جلسه باید حقیقتا فوق العاده مهم بوده باشد.درباره چه می‏توانست‏باشد؟ [...] در ساعت‏یازده، بالاخره تماس تلفنی با قره‏باغی برقرار شد.قره‏باغی به من می‏گوید که ارتش بی‏طرفی خود را اعلام کرده است.به او گفتم: حدس زده بودم! ....» در اینجا بختیار، به متزلزل شدن ارتش اعتراف می‏کند و می‏گوید:
«ارتش متزلزل شده بود، ارتش خیانت کرده بود.این قره‏باغی کذا، که شاه برای من به جا گذاشت و حسین فردوست (17) یکی از نزدیکان اعلیحضرت، با استفاده از مختصر همدستی رئیس ساواک، بیست و پنج امیر را در شورای عالی نیروهای مسلح، که موجودیت قانونی نداشت و فقط برای نیازهای ظاهری ابداع شده بود، گرد هم آورد و این شورا قطعنامه [...] را صادر کرد....» (18)
ارتشبد قره‏باغی چگونگی گردهمایی صبح روز 22 بهمن و تصمیم درباره اعلام بی‏طرفی ارتش را بدین شرح روایت کرده است:
«....بتدریج که فرماندهان نیروها به ستاد می‏رسیدند، برحسب معمول می‏آمدند به دفتر من، ابتدا سپهبد مقدم آمد، سؤال کردم. طرحی که نخست وزیر دیشب در شورای امنیت ملی دستور داد اجرا شد؟ گفت «نخیر» اظهار نمودم چطور؟ جواب داد برای اجرای طرح خیلی دیر شده بود.مگر در آن آشوب دیشب شهر و وضع تخلیه کلانتریها مقدور بود که بشود کسی را دستگیر کرد [...] سپهبد ربیعی آمد به‏دفترم.وضعیت نیروی هوایی را سؤال کردم، اظهار نمود «وضع نیروی هوایی بسیار خطرناک است، برای ما کمک نرسید.در اطراف مرکز آموزش هوایی جمعیت‏خیلی زیادی جمع شده‏اند، تیراندازی هم به شدت ادامه دارد...» در این موقع تلفن زنگ زد.آقای مهندس جفرودی بود که اظهار داشت «آقای نخست وزیر الآن تلفن کردند و قرار شد آن جلسه‏ای که قرار بود با حضور ایشان و آقای مهندس بازرگان و تیمسار تشکیل شود، امروز ساعت چهار بعد از ظهر در منزل من تشکیل می‏شود.از او خواستم به اطلاع تیمسار برسانم که آقایان ساعت چهار بعد از ظهر منتظر تیمسار خواهند بود» گفتم نخست وزیر در این مورد با من صحبتی نکرده است.اظهار کرد «خود آقای بختیار به تیمسار تلفن خواهند کرد» [....] چیزی نگذشته بود که نخست وزیر تلفن زد و جلسه ساعت چهار بعد از ظهر منزل آقای جفرودی را تایید نمود [...] سپس آقای بختیار اضافه کرد «سپهبد رحیمی فرماندار نظامی را خواستم، می‏گویند در ستاد است.آیا آنجاست؟» جواب دادم در دفتر من نیست، ولی به طوری که گفتم، فرماندهان را خواسته‏ام، حتما در راه است.اظهار کرد «اجازه بدهید بیاید نخست وزیری‏» گفتم: بلافاصله بعد از آنکه سپهبد رحیمی وضعیت فرمانداری نظامی و شهربانی را در شورا تشریح کرد، او را می‏فرستم به نخست وزیری، سؤال نمود «حتما لازم است در شورا شرکت کند؟» اظهار کردم بلی.بر حسب معمول باید وضع یگانهای مامور به فرمانداری نظامی را تشریح نماید.آقای بختیار اظهار نمود «می‏خواستم که سپهبد رحیمی فورا بیاید اینجا» گفتم: بسیار خوب، به محض رسیدن به ستاد خواهم گفت که به نخست وزیری بیاید.» به گفته قره‏باغی، پس از آمدن سپهبد رحیمی او را به نخست وزیری می‏فرستد.چند تن از سران ارتش مانند ارتشبد طوفانیان، سپهبد آذر برزین به بهانه‏هایی، در جلسه شورا حاضر نمی‏شوند.در ساعت 30/10 روز 22 بهمن شورای عالی نیروهای مسلح، در تالار شورا، در مرکز ستاد کل، با حضور 27 تن فرماندهان، معاونین و رؤسا و مسئولان سازمانهای ارتش، به شرح زیر تشکیل می‏شود:
1.ارتشبد عباس قره‏باغی: رئیس ستاد بزرگ ارتشتاران 2.ارتشبد جعفر شفقت: وزیر جنگ 3.ارتشبد حسین فردوست: رئیس دفتر ویژه اطلاعات 4.سپهبد هوشنگ حاتم: جانشین ستاد بزرگ ارتشتاران 5.سپهبد ناصر مقدم: معاون نخست وزیر و رئیس ساواک 6.سپهبد عبد العلی نجیمی نائینی: مشاور رئیس ستاد بزرگ ارتشتاران 7.سپهبد احمد علی محققی: فرمانده ژاندارمری کشور 8.سپهبد عبد العلی بدره‏ای: فرمانده نیروی زمینی 9.سپهبد امیر حسین ربیعی: فرمانده نیروی هوایی 10.دریا سالار کمال حبیب اللهی: فرمانده نیروی دریایی 11.سپهبد عبد المجید معصومی نائینی: معاون پارلمانی وزارت جنگ 12.سپهبد جعفر صانعی: معاون لجستیکی نیروی زمینی 13.دریا سالار اسدالله محسن زاده: جانشین فرمانده نیروی دریایی 14.سپهبد حسین جهانبانی: معاون پرسنلی نیروی زمینی شاهنشاهی 15.سپهبد محمد کاظمی: معاون طرح و برنامه نیروی زمینی 16.سرلشکر کبیر: دادستان ارتش 17.سپهبد خلیل بخشی آذر: رئیس اداره پنجم ستاد بزرگ 18.سپهبد علی محمد خواجه نوری: رئیس اداره سوم ستاد بزرگ 19.سرلشکر پرویز امینی افشار: رئیس اداره دوم ستاد بزرگ 20.سپهبد امیر فرهنگ خلعتبری: معاون عملیاتی نیروی زمینی 21.سرلشکر محمد فرزام: رئیس اداره هفتم ستاد بزرگ 22.سپهبد جلال پژمان: رئیس اداره چهارم ستاد بزرگ 23.سرلشکر منوچهر خسروداد: فرمانده هواپیمایی نیروی زمینی 24.سپهبد ناصر فیروزمند: معاون ستاد بزرگ 25.سپهبد موسی لاریجانی: رئیس اداره یکم ستاد بزرگ 26.سپهبد محمد رحیمی آبکناری: رئیس آجودانی ستاد بزرگ 27.سپهبد رضا طباطبائی وکیلی: رئیس اداره بازرسی مالی ارتش.
ارتشبد قره باغی پس از اعلام رسمیت جلسه می‏گوید: منظور از دعوت تیمساران، تشریح آخرین وضعیت نیروهای مربوط و توضیح مشکلات به وسیله فرماندهان و بحث و بررسی درباره آنهاست.سپس خبر مربوط به درگیریهای شب گذشته (21 بهمن) هنر جویان و همافران نیروی هوایی را در دوشان تپه با افراد گارد شاهنشاهی، شکستن در اسلحه خانه‏ها و غارت سلاحها را به وسیله مردم، تخلیه تعدادی از کلانتریها، محاصره و تیراندازی به تاسیسات مسلسل سازی و تسلیحات ارتش و دیگر رویدادها را به تفصیل توضیح می‏دهد. (19)
آنگاه سپهبد بدره‏ای فرمانده نیروی زمینی از کمبود نیروی ذخیره برای کمک به فرمانداری نظامی و جلوگیری از ورود گردان پیاده لشگر قزوین و ممانعت از حرکت‏ستون تانک در حدود تهران پارس و نامطلوب بودن وضع نیروی زمینی، صحبت می‏کند.
سپهبد صانعی معاون نیروی زمینی، پس از تشریح امکانات نیروی زمینی می‏گوید: «وظیفه خود دانستم به اطلاع تیمسار برسانم که روی نیروی زمینی حساب نکنند.» سپهبد بدره‏ای گفته معاون خود را تایید می‏کند، فرمانده نیروی هوایی نیز با شرح حوادث شب پیش دوشان تپه می‏گوید با محاصره مرکز آموزش نیروی هوایی، قادر به انجام هیچ عملی نیست.
آنگاه، سپهبد محققی فرمانده ژاندارمری، سپهبد خواجه نوری رئیس اداره سوم ستاد، و سرلشکر پرویز امینی افشار، رئیس رکن دوم ستاد خبر قطع ارتباط واحدها با ستاد و فرار سربازان و محاصره مراکز و تاسیسات ارتش را گزارش می‏کنند.
در این موقع قره‏باغی به اطاق دیگری می‏رود تا با نخست وزیر بختیار با تلفن صحبت کند و به او وعده می‏دهد که پس از پایان جلسه، به نخست وزیری خواهد آمد.دنباله گفته‏های قره‏باغی بدین شرح است:
«...پس از مراجعت‏به اطاق شورا، سپهبد حاتم، جانشین رئیس ستاد بزرگ ارتشتاران چنین اظهار داشت:
به طوری که تیمساران ملاحظه می‏کنید، با توجه به آخرین وضعیت‏خصوصی یگانها، که فرماندهان نیرو تشریح کردند، به عللی که همه می‏دانیم، ارتش در موقعیت‏خاصی قرار گرفته است که نیروها، بنا به اظهار فرماندهانشان، قادر به انجام عملی نمی‏باشند.از طرف دیگر اعلیحضرت تشریف برده‏اند و بنا بر اظهار نخست وزیر، مراجعت نمی‏کنند.ماههاست که امور کشور تعطیل است، آیت الله خمینی خواهان جمهوری اسلامی است، تمام ملت ایران هم عملا در این مدت نشان داده‏اند که پشتیبان ایشان و خواستار جمهوری اسلامی هستند.آقای بختیار هم با توجه به اظهاراتش در مجلسین، حتی اظهارات دیروز در مجلس سنا و همچنین مصاحبه‏هایش می‏خواهد جمهوری اعلان کند ولی طرفداری در بین مردم ندارد [....] پیشنهاد من این است که در این مناقشه سیاسی هم ارتش خود را کنار کشیده و مداخله ننماید.» قره‏باغی می‏گوید:
«اظهارات و پیشنهاد سپهبد حاتم با توجه به اوضاع بحرانی آن روز کشور نیروهای مسلح شاهنشاهی و توضیحات فرماندهان نیرو و رؤسا، درباره حوادث و وقایع نیروها و امکانات آنها مورد استقبال و تایید فرماندهان و رؤسای سازمانهای نیروهای مسلح و ادارات که در جلسه حضور داشتند قرار گرفت.» قره‏باغی، برای توجیه تصمیم شورای افسران، نخست‏به دستور شاه در مورد پشتیبانی ارتش از دولت‏بختیار اشاره می‏کند.سپس با استناد به گفته سپهبد حاتم مبنی بر اینکه «چون بختیار خواستار رژیم جمهوری است ارتش وظیفه ندارد از دولت‏بختیار حمایت کند» می‏گوید:
«...در این موقع لازم دیدم اوامر اعلیحضرت را به تیمساران یاد آوری کنم، اظهار کردم به طوری که چند روز قبل، که غالب تیمساران حضور داشتند بیان نمودم، اعلیحضرت علاوه بر دستور جلوگیری از خونریزی که همیشه بر آن تاکید می‏نمودند، در جلسه‏ای با حضور نخست وزیر و فرماندهان نیروهای سه گانه، پشتیبانی ارتش از دولت قانونی را امر فرموده‏اند.علاوه بر این در یکی از جلسات شرفیابی «حفظ و تمامیت و وحدت ارتش شاهنشاهی‏» را تاکید فرمودند.سپهبد حاتم اظهار کرد «قطعا منظور اعلیحضرت در مورد پشتیبانی از دولت تا موقعی بوده که نخست وزیر پشتیبان قانون اساسی باشد، نه خواهان جمهوری.حالا که آقای بختیار مانند مخالفین می‏خواهد جمهوری اعلام کند، بنابر این دیگر ارتش وظیفه ندارد از ایشان پشتیبانی کند [...] ما باید به ملت‏بپیوندیم و اعلام همبستگی کنیم تا به این برادرکشی خاتمه داده شود.چون دیگر شاه به مملکت‏برنمی‏گردد و ما باید برای بقای ارتش و نگهداری آن تلاش کنیم.» (20)
در این موقع، سپهبد فیروزمند، سپهبد معصومی نائینی، سپهبد خلعتبری، سپهبد حسین جهانبانی، ارتشبد حسین فردوست، ارتشبد شفقت، از پیشنهاد سپهبدحاتم جانبداری می‏کنند، سرلشکر خسرو داد نیز طرفدار اعلام همبستگی بود، اینان امیرانی بودند که تا چند روز پیش درباره کودتا، طرح جلوگیری از ورود امام خمینی به ایران و فرود اجباری هواپیمای او بحث و گفتگو می‏کردند. (21)
«سناریو» به پایان خود نزدیک می‏شود.سخنان قره‏باغی را دنبال می‏کنیم:
«...به سپهبد حاتم گفتم: تیمسار، صورتجلسه شورا را بنویسید، وی ضمن مشاوره با تیمساران از جمله سپهبد فیروزمند و سپهبد رحیمی لاریجانی رئیس اداره یکم ستاد، شروع به نوشتن صورتجلسه کرد.بعد از مدتی نامبرده صورتجلسه شورا را قرائت نمود.پس از اظهار نظر اصلاحی چند نفر از تیمساران، سپهبد مقدم پیشنهاد نمود کلمه «با تمام قدرت‏» در آخر جمله اضافه شود [...] بعد از قرائت مجدد صورتجلسه و توافق نظر در متن اعلامیه ارتش به شرح زیر، فرماندهان و رؤسای آن را تایید و امضا نمودند.» (22)
متن اعلامیه که در ساعت‏یک و پانزده دقیقه روز 22 بهمن از رادیو پخش شد، بدین شرح است: 22/11/1357
اعلامیه ارتش ارتش ایران وظیفه دفاع از استقلال و تمامیت کشور عزیر ایران را داشته و تاکنون درآشوبهای داخلی سعی نموده است‏با پشتیبانی از دولتهای قانونی، این وظیفه را به نحو احسن انجام دهد.با توجه به تحولات اخیر کشور، شورای عالی ارتش در ساعت 30/10 روز 22 بهمن 1357 تشکیل و به اتفاق تصمیم گرفته شد که برای جلوگیری از هرج و مرج و خونریزی بیشتر، بی‏طرفی خود را در مناقشات سیاسی فعلی اعلام و به یگانهای نظامی دستور داده شد که به پادگانهای خود مراجعت نمایند.ارتش ایران همیشه پشتیبان ملت‏شریف و نجیب و میهن پرست ایران بوده و خواهد بود و از خواسته‏های ملت‏شریف ایران با تمام قدرت پشتیبانی می‏نماید. (23)
قره‏باغی اعلامیه بی طرفی ارتش را یک اقدام و نتیجه‏گیری منطقی و مناسبترین راه حل برای اجرای دستورات شاه و حفظ تمامیت و وحدت ارتش و جلوگیری از جنگهای داخلی می‏داند و می‏گوید:
«...من، تصمیم شورای عالی ارتش را یک نتیجه گیری منطقی از اوضاع و احوال آن روز کشور، و امکانات نیروهای مسلح دانسته و مناسبترین راه حل برای ارتش تشخیص دادم، زیرا این راه حل مشمول دستورات اعلیحضرت و منطبق با وضع عمومی کشور (که آقای بختیار به وجود آورده بود) امکانات نیروهای مسلح، نظرات تمام فرماندهان و رؤسا و خواسته پرسنل نیروهای مسلح بود که ضمن حفظ تمامیت و وحدت نیروهای مسلح، از ادامه خونریری‏های بیهوده، طرد ارتش از طرف ملت و بروز جنگهای داخلی و برادر کشی جلوگیری و استقلال و تمامیت‏سرزمین کشور را تامین می‏نمود.» (24) 1
به اعتقاد ما، صدور اعلامیه بی‏طرفی ارتش، تنها راهی بود که در برابر سران ارتش وجود داشت، و صرفا بهانه‏ای بود برای پاسخگویی به اتهامات آنها در برابر دادگاههای انقلاب.از صبح روز 22 بهمن 1357 ارتش شاهنشاهی، نفسهای آخر را می‏کشید و در انتظار «تیر خلاص‏» بود.صدور اعلامیه «بی‏طرفی‏» و یا «همبستگی‏» از سوی 27 تن امیرانی که تا دیروز رجزخوانی می‏کردند و امروز به فکر فرار از مهلکه بودند، تاثیری در سرنوشت ارتش نداشت.
سران و فرماندهان عالیرتبه ارتش، از روزهای پیش درصدد یافتن راهی برای نجات‏خود بودند.قره‏باغی از مدتی پیش با سران انقلاب در تماس بود.سپهبد ربیعی فرمانده نیروی هوایی، روز 19 بهمن همبستگی خود را اعلام کرده بود.سرلشکر نشاط، فرمانده گارد جاویدان، قدرتمندترین یگان زرهی ارتش، همراه با سرلشکر بیگلری، معاون فرمانده گارد شاهنشاهی روز 21 بهمن اعلام همبستگی کرده بودند، اینان در پیام خود که از رادیو، تلویزیون پخش شد گفته بودند:
«...نشاط می‏گوید، رفقا علیه ما، خبر دروغ منتشر کرده‏اند.خواهش می‏کنم هیئت منصفه‏ای بیاید وضع ما را ببیند.ما، روزی ناممان گارد شاهنشاهی بود، فردا نام دیگری که ملت‏به ما بدهد قبول می‏کنیم [...] به خدا، چهل و هشت‏ساعت پیش این پیشنهاد من بود که به ملت‏بپیوندیم.به کلام الله، ما کسی را فرستادیم پیش تیمسار قره‏باغی و مهندس بازرگان و گفتیم باید وحدت ارتش حفظ شود [...] بیایید آمار بگیرید، همه افراد در لویزان هستند.در آرامگاه همه تسلیم شده‏اند، در نخست وزیری تسلیم شده‏اند.ما حتی در سلطنت آباد و سایر جاها گفتیم به مردم تیراندازی نکنند.» (25) 1
سر لشکر نشاط، پس از دستگیری، در دفاعیات خود در دادگاه گفت:
«...من کسی هستم که یک روز قبل از آنکه ارتش اعلام همبستگی کند، اعلام همبستگی کردم.» (26) 1
در همان موقع که سران و فرماندهان ارتش در ستاد بزرگ سرگرم تهیه اعلان بی‏طرفی بودند، انقلابیون حمله به تاسیسات و پایگاههای ارتش را آغاز کرده بودند.ستونهای زرهی پراکنده شده بود، پادگانهای نیروی هوایی در دوشان تپه، به اشغال در آمده بود.مردم، بی‏اعتنا به تهدید بمباران تاسیسات اسلحه سازی، دیوارهای تسلیحات ارتش را با دیلم و کلنگ خراب کرده بودند، در پادگان عشرت آباد، نظامیان شورش کرده بودند و یگانهای لشکر گارد در آن پادگان سقوط کرده بودند.سلاحهای بیشماری به دست مهاجمین، مخصوص افراد وابسته به مجاهدین خلق و فدائیان افتاد.
فرماندهی لجستیکی نیروی زمینی در پادگان عباس آباد، یگانهای هوانیروز در باغشاه، دانشکده افسری، دانشکده پلیس، پادگان جی، پادگان قصر، و ستاد فرمانده‏نیروی دریایی، بدون کمترین مقاومتی، یکی پس از دیگری سقوط کردند.سپهبد رحیمی، رئیس شهربانی دستگیر شد.چند تن از امیران، از جمله سپهبد جعفریان، سرلشکر بیگلری کشته شده بودند.قرارگاه ستاد بزرگ در محاصره قرار داشت.چند ساعت‏بعد، سپهبد بدره‏ای فرمانده نیروی زمینی به قتل رسید و پادگان و قرارگاه لویزان اشغال شد. (27) 1
عصر روز 22 بهمن 1357 سازمانی به نام «ارتش شاهنشاهی‏» وجود نداشت.رژیم سلطنتی پهلوی، سقوط کرده بود....

توافق بختیار برای کناره گیری

تماس و مذاکره با بختیار به منظور قانع ساختن او برای کناره گیری، در روزهای بعد از بازگشت امام خمینی به ایران ادامه یافت. این مذاکرات، نخست‏بنابر سابقه دوستی و همکاریهای گذشته که بین مهندس بازرگان و دکتر بختیار وجود داشت، شروع شد. شورای انقلاب این مذاکرات و تماسها را تصویب کرده بود.سپهبد ناصر مقدم نیز در ترتیب دادن ملاقاتها فعال بود.در همین اوان، گفتگوهایی بین ارتشبد قره‏باغی و مهندس بازرگان و دکتر ید الله سحابی، به منظور جلوگیری از برخورد نیروهای مسلح و مردم جریان داشت.
به گفته مهندس بازرگان، بختیار می‏دانست که قادر به مقابله با انقلاب نیست.وی، همچنین این نکته را درک کرده بود، که زمامداری او، دیری نخواهد پایید و قصد داشت آبرومندانه کناره گیری کند.بختیار یک بار، ضمن مذاکره با مهندس بازرگان گفته بود «نمی‏خواهم به هر قیمتی که هست‏بر سر کار بمانم.» موضع ارتشبد قره‏باغی نیز حفظ نیروهای مسلح بود، از برخورد نظامیان با مردم ناراحت‏بود و می‏گفت «ارتش نگهبان و مدافع استقلال مملکت است و نباید مورد نفرت مردم قرار گیرد...» (28)
دکتر بختیار بعد از انتصاب مهندس بازرگان به نخست وزیری دولت موقت، در مذاکراتش با دکتر ید الله سحابی، ارتشبد قره‏باغی، سپهبد مقدم و امیر انتظام، سعی داشت این طور وانمود کند که نمی‏تواند ارتش را متوقف کند.قره باغی و مقدم نیز می‏خواستند بگویند، ارتش در اختیار بختیار نخست وزیر است.با این حال، بختیار قانع شده بود در جلسه روز 20 بهمن، که شرح آن خواهد آمد، کناره گیری کند.
«...قرار جلسه بعد، عصر روز 20 بهمن بود، ولی در آن روز جلسه را به روز یکشنبه 22 بهمن موکول کرد و یک مرتبه ساعات حکومت نظامی را از ساعت 10 شب به 4 بعد از ظهر تقلیل داد [....] صبح یکشنبه 22 بهمن به دفتر مهندس‏بازرگان تلفن کرد و گفت امروز چهار بعد از ظهر (یعنی یکشنبه 22 بهمن، 4 بعد از ظهر) خواهد آمد و استعفا خواهد داد، ولی تصمیم روز یکشنبه باعث‏شد که ارتش منهدم گردد.» (29)
دکتر بختیار، در مورد یکی از دیدارهایش با مهندس بازرگان می‏گوید:
«...دیدار بازرگان به نظرم نافع آمد، چون هم به اندازه سنجابی، دمدمی مزاج نبود و هم متدین بود و می‏توانست کمکم کند.به علاوه سابقه آشنایی ما هم، با مبارزات گذشته و خفقانی که مشترکا در زندانهای پادشاه چشیده بودیم عامل دیگری بود که به این دیدار حکم می‏کرد.
ملاقات ما، می‏بایست‏به بی‏سروصداترین نحو، برگزار می‏شد.از دکتر سیاسی رئیس اسبق دانشگاه تهران خواستم که ما را در خانه‏اش بپذیرد و چون امروز او در فرانسه به سرمی‏برد، می‏توانم بدون وحشت از اینکه صاعقه ژوپیتر اسلامی بر سر او نازل شود، نامش را ببرم و در ضمن از این فرصت‏برای اظهار تشکر از او استفاده کنم.ما، حدود یک ساعت و نیم به بحث نشستیم....» (30)

جلسه بعد از ظهر 22 بهمن

ترتیب گردهمایی بعد از ظهر روز 22 بهمن، برای بحث درباره استعفای دکتر بختیار، در منزل مهندس جفرودی، از پیش فراهم شده بود.شرکت کنندگان در این جلسه عبارت بودند از:
مهندس مهدی بازرگان (نخست وزیر دولت موقت)، دکتر ید الله سحابی (استاد سابق دانشگاه و وزیر مشاور)، دکتر علی اکبر سیاسی (رئیس سابق دانشگاه تهران)، مهندس عبد الحسین خلیلی (رئیس سابق دانشکده فنی)، مهندس جهانگیر حق شناس (وزیر راه کابینه دکتر مصدق)، مهندس عباس امیر انتظام (معاون نخست وزیر در دولت موقت) و مهندس کاظم جفرودی (سناتور سابق) .
در این گردهمایی، مهندس جفرودی واسطه و رابط بود.بختیار استعفا می‏داد و برای جلوگیری از برخورد افراد نیروهای مسلح با مردم و بازگشت آنها به سربازخانه‏ها، تصمیم گرفته می‏شد، ولی با اعلام همبستگی ارتش، و برخورد شدید مردم با نیروهای انتظامی وارتش، بختیار در جلسه حضور نیافت و ارتباط با او قطع شد.به بیان دیگر، عصر روز 22 بهمن انقلاب پیروز شده بود و برخلاف انتظار و خواست دولت‏بازرگان و شورای انقلاب، با حمله گروههای مسلح به پادگانهای نظامی، ارتش متلاشی گردید.
ارتشبد قره‏باغی، ماجرای گردهمایی بعد از ظهر 22 بهمن را بدین شرح نقل کرده است:
«...در حدود ساعت 5 بعد از ظهر بود که آقای مهندس جفرودی تلفن کرد و اظهار داشت: آقایان منتظر تیمسار هستند.به سپهبد حاتم گفتم: من، بعد از خاتمه جلسه به ستاد بزرگ خواهم آمد و با سپهبد مقدم از ستاد نیروی زمینی (لویزان) حرکت کردیم. وقتی وارد محوطه خانه شدیم، آقای مهندس جفرودی در مقابل ساختمان منتظر بود.وی اظهار نمود: «قبل از اینکه نزد آقایان برویم، اجازه بفرمایید من چند کلمه مطلب خصوصی دارم و ما را به اطاق دیگری راهنمایی و اظهار کرد: اگر قدری تلفن دیر شد، علتش این است که با آقای دکتر بختیار مشغول مذاکره بودیم.ایشان استعفای خودش را نوشته و فرستاده، ولی هنوز در متن آن توافق نشده است.دو نوع استعفا تهیه شده، یک متن را آقای بختیار نوشته، دیگری را هم آقایان تنظیم کرده‏اند.متن را برده‏اند نزد آقای بختیار، به هر صورت مطمئن هستم که توافق حاصل می‏شود...» (31)
آقای جفرودی اظهار نمود: آقایان منتظر هستند، و من سپهبد مقدم را به سالن پذیرایی راهنمایی کردم.با ورود به سالن، تعجبم بیشتر شد، زیرا من که بنا بر اظهار آقای جفرودی و خود آقای بختیار فقط قرار ملاقات با آقای بختیار و بازرگان را داشتم، با عده دیگری که هیچ گونه آشنایی با آنها نداشته و از حضورشان در آنجا بی‏اطلاع بودم روبه‏رو شدم. (32)
باری، آقای مهندس جفرودی حاضرین را معرفی کرد [...] آقای بازرگان اظهار کرد: ارتش ایران و افسران ارتش مورد احترام همه ملت ایران هستند.سپس‏سؤال نمود: ارتش از دولت موقت پشتیبانی می‏کند؟ جواب دادم ارتش بی‏طرفی خود را اعلام کرده است [...] سپس اظهار کردم: در ستاد نیروی زمینی که بودم گزارشات حاکی بود که از صبح امروز آشوبگران به سربازخانه‏ها و مؤسسات نظامی حمله می‏نمایند [...] برای جلوگیری از خونریزی بیهوده، لازم است اعلامیه‏ای صادر و مردم را از تجاوز به این اماکن، شدیدا منع نمایید.آقایان بازرگان و سحابی، ضمن تایید اظهار نمودند: مطمئن باشید همین الآن اقدام خواهیم کرد که هر چه زودتر چنین اعلامیه ای داده شود، تا کسی به تاسیسات نظامی حمله ننماید [...] آقای بازرگان اظهار نمود: نیروهای مسلح از لحاظ برقراری امنیت لازم است‏به ما کمک کنند.گفتم شورای عالی ارتش برای جلوگیری از ادامه خونریزی بیهوده و حفظ تمامیت وحدت نیروهای مسلح، به منظور امکان حفظ امنیت داخلی و استقلال کشور، تصمیم به اعلام بی‏طرفی گرفت...
در این موقع، شخصی وارد شده، به گوش آقای جفرودی چیزی گفت، ایشان از سالن خارج شد و در مراجعت کاغذی را با خود آورده و به آقایان سیاسی و بازرگان نشان داد، و آهسته با هم صحبت می‏کردند.با اظهارات قبلی آقای جفرودی، معلوم بود که استعفانامه آقای بختیار است....» (33)
ادعای ارتشبد قره‏باغی در مورد آوردن استعفا نامه دکتر بختیار، در جلسه بعد از ظهر روز 22 بهمن 1357 مردود است.آقایان دکتر سحابی، مهندس بازرگان و مهندس حق شناس که در آن جلسه حضور داشتند، این ادعا را تکذیب کردند. (34) به طوری که گفته شد، قرار بود بختیار، در ساعت چهار بعد از ظهر در جلسه منزل مهندس جفرودی حاضر شود، ولی شتاب رویدادها، بخصوص پس از اعلام بی‏طرفی ارتش، به حدی بود که امکان هر نوع فعالیتی را از بختیار سلب کرده بود و راهی جز تسلیم، یا فرار از مهلکه نداشت. پس از قطع ارتباط با بختیار، افراد حاضر در منزل مهندس جفرودی متفرق شدند.
بختیار چگونگی ماجرای دوران آخر زمامداریش را، پس از اطلاع از تصمیم شورای عالی فرماندهان به وسیله قره‏باغی، بدین شرح نقل کرده است: «....پس از آنکه گوشی را گذاشتم، آرام ماندم ولی می‏دانستم همه چیز از دست رفته است [....] نیش تلخ تمام این مسائل را حس می‏کردم و قسمتهایی از حوادث آن 37 روز گذشته از جلوی چشمم می‏گذشت [...] در خیابان سر و صدا بلند بود. صدای محافظینی که آنها را دور می‏کردند تا به نخست وزیری حمله نکنند می‏شنیدم، صدای اصابت [گلوله] مسلسلها، به روی اتاقی که در آن نشسته بودم به گوش می‏رسید.کسی در دفتر مرا زد.بی‏آنکه من جوابی داده باشم، دو نفر وارد شدند، یک افسر پلیس و یک افسر ساواک.
- آقای نخست وزیر، اوضاع آشفته است...
- می‏دانم، هر وقت موقع رفتن بود می‏روم.
دستگاه دولت‏با سرعت متلاشی می‏شد.تقریبا تمام وزرا، وزارتخانه‏ها را ترک کرده بودند.تصمیم‏ها در خیابان گرفته می‏شد [....] خواستم که هلیکوپتری برای بردن من به دانشکده افسری بیاید، چون هیچ راه دیگری برای خروج نداشتم.
حوالی ساعت دو و پانزده دقیقه بعد از ظهر، از نخست وزیری بیرون آمدم.منشی من، که تا آخرین لحظه در محل خدمتش مانده بود، وقتی از پله‏ها پایین می‏رفتم پرسید:
- کی برمی‏گردید؟
- گفتم: نمی‏دانم، ولی برمی‏گردم....
در دانشکده افسری هم افسران با کمال احترام با من برخورد کردند [...] هلیکوپتر مرا به طرف مقصدی که معین کرده بودم برد.... .» (35)

واکنش واشینگتن در برابر فرو پاشی ارتش

پس از بازگشت ژنرال هایزر به آمریکا، ژنرال فیلیپ گاست، رئیس هیئت مستشاری نظامی آمریکا در ایران، با سران ارتش ارتباط داشت و اخبار و اطلاعات مربوط به اوضاع ایران و نیروهای مسلح را، همه روزه با تلفن به وزارت دفاع (پنتاگون) گزارش می‏کرد. گزارش هیئت مستشاری، پیرامون زد و خورد همافران و افراد گارد شاهنشاهی در دوشان تپه بدین شرح بود:
«در ساعت 30/8 بعد از ظهر روز 9 فوریه (20 بهمن) تلویزیون ایران برنامه اختصاصی بازگشت [امام] خمینی را پخش کرد.همافران پایگاه هوایی دوشان تپه با تماشای فیلم مزبور به هیجان در آمدند و با ابراز احساسات نسبت‏به [امام] خمینی، با افراد گارد شاهنشاهی که در آن پادگان بودند، به زد و خورد پرداختند.نیروهای کمکی به یاری افراد گارد فرستاده شد و زد و خورد با تیراندازی از داخل و خارج پادگان شدت گرفت.در ساعت 3 صبح روز بعد، آرامش برقرار شد ولی چند ساعت‏بعد، نبرد از سر گرفته شد.همان شب، همافران به انبارهای اسلحه در پادگان روی آوردند و بیش از 2000 قبضه تفنگ و مسلسل به غنیمت گرفتند و بخشی از آن را از دیوارها و نرده‏ها، به عناصر مخالف رژیم دادند.
فرمانداری نظامی، عبور و مرور را از ساعت 30/4 بعد از ظهر 10 فوریه (21 بهمن) ممنوع اعلام کرد ولی مردم به این اخطار اعتنا نکردند و زد و خورد ادامه یافت.ژنرال گاست در یکی از دفاتر ستاد فرماندهی کل گرفتار شد و نتوانست‏به سفارت باز گردد. تظاهرات، توام با تیراندازی پراکنده، در سراسر شهر ادامه دارد....» (36) زبیگنیو برژینسکی، پس از دریافت گزارش رویدادهای مزبور، از اعضای کمیته هماهنگی دعوت کرد که در ساعت 30/8 روز 11 فوریه (22 بهمن) در جلسه اضطراری کمیته حضور بهم رسانند. رئیس شورای امنیت ملی کاخ سفید چگونگی مذاکرات اجلاس کمیته مزبور را بدین شرح نقل کرده است:
«...اوضاع در ایران، وخامت‏بار شده بود.ما در مقابل سقوط حتمی رژیم بختیار قرار گرفته بودیم.وارن کریستوفر، دیوید نیوسام، از وزارت امور خارجه، چارلز دونکن و ژنرال دیوید جونز، از وزارت دفاع و ستاد مشترک، ستان تورنر (37) و فرانک کارلوچی (38) از «سیا» گری سیک و سرهنگ بیل اودوم (39) معاونان من و دیگر مقامات سازمانهای اطلاعاتی در جلسه کمیته حضور داشتند.
ما، درباره سه موضوع بحث و تبادل نظر کردیم، نخست از ارتش بخواهیم به مذاکره برای حصول سازش با بازرگان، که از سوی [امام] خمینی به جای بختیار انتخاب شده است، ادامه دهد.دوم، به سران ارتش ایران توصیه کنیم برای حفظ وحدت و قدرت خود، در سربازخانه‏ها مستقر شوند.سوم، با فرض اینکه ارتش ایران توانایی انجام عملیات دارد و خواستار چنین عملیاتی ست‏سران آن را تشویق کنیم که برای تامین نظم و امنیت، مستقیما وارد عمل شوند.
پیش از بحث درباره هر یک از سه شق بالا، من موضوع تخلیه آمریکاییها را از ایران مطرح کردم.مهمترین مسئله تامین لجستیک یک گروه تفنگدار دریایی و شش فروند هلیکوپتر و تمرکز آنها در پایگاههای ترکیه بود.این تفنگداران به منظور تقویت افراد دسته مامور حفاظت‏سفارت تهران در نظر گرفته شد و هلیکوپترها، برای تخلیه آمریکاییها در وضع اضطراری مورد استفاده قرار می‏گرفت.افزون بر این، من توصیه کردم، لشکر 82 هوابرد، در حالت آماده باش قرار گیرد.
در ابتدای جلسه، پرزیدنت کارتر، و سایروس ونس از کمپ دیوید، با تلفن‏تماس گرفتند.من و دونکن، رویدادهای صبح را برای آنها توضیح دادیم.در همان موقع کنسول ما از تبریز خبر داد که کنسولگری، مورد حمله و غارت مردم قرار گرفته و چند تن ژنرال ایرانی اعدام شده‏اند.دونکن درباره طرح اضطراری تخلیه آمریکاییها از تهران با رئیس جمهوری صحبت کرد من نیز خلاصه مذاکراتمان را به پرزیدنت گزارش کردم.
با احتمال بدتر شدن اوضاع و تصویب رئیس جمهوری، تصمیم گرفتیم لشکر 82 هوابرد، به حال آماده باش در آید.سپس تعداد آمریکاییها و محل اقامت آنها در ایران و نیز پیشنهاد سولیوان در مورد تخلیه آنها، مورد مذاکره قرار گرفت.کریستوفر گفت: سفیرمان تخلیه آمریکاییها را توصیه نمی‏کند و معتقد است‏برای تامین امنیت آنها، باید با دولت جانشین بختیار به توافق رسید. کمیته پیشنهاد سولیوان را تایید کرد.ضمنا قرار شد آمریکاییها از منازل خود خارج نشوند و سفارت به تماس با همه گروهها در ایران برای تامین امنیت اتباع ایالات متحده، ادامه دهد.
گزارشات رسیده حاکی از این بود که ارتش ایران در جریان اوضاع و شرایط موجود، تصمیم به مداخهل ندارد.همچنین سران ارتش متمایل به حمایت از بختیار نیستند.آیا این بدان معنی است که قصد دارند از خمینی پشتیبانی کنند؟ کریستوفر (معاون وزارت خارجه) پیشنهاد کرد از ارتش بخواهیم وحدت خود را حفظ کند و از هر دولتی که بر سر کار است، پشتیبانی نماید.وی پرسید آیا راه دیگری وجود دارد؟ من گفتم اگر دولت جدید هوشمندانه عمل نماید، ارتش را یکباره تصفیه نمی‏کند و پس از مدتی اقدام به این کار خواهد نمود، نخست‏بدره‏ای و ربیعی را از سر راه برمی‏دارد و سپس به دیگران می‏پردازد [...] من نگران متلاشی شدن ارتش بودم.سپس گفتم اگر ارتش ایران قابلیت و توانایی خود را حفظ کرده باشد و نیز متمایل به تحت کنترل در آوردن اوضاع باشد، ما باید به عنوان یک قدرت بزرگ، خود را آماده پشتیبانی از آن کنیم.فرانک کارلوچی، معاون تورنر، گفت که ارتش با دریافت تضمینهایی به خمینی خواهد پیوست، این تضمینها شامل حفظ سازمانهای اطلاعات برای تامین امنیت ملی و غیره، زیر نظارت وزیر جنگ خواهد بود.
در ساعت 40/9 خبر رسید که فرماندار نظامی دستگیر و در قرارگاه خمینی بازداشت‏شده است [...] من در این اندیشه بودم که سرانجام اوضاع به کجا خواهد انجامید و خاطرنشان کردم که ارتش نمی‏تواند در صحنه سیاسی عمل کند و بهتر آن است که برای تامین نظم و قانون، مستقیما وارد عمل شود.همچنین در این اندیشه بودم که از ژنرال گاست و ژنرال هایزر بپرسم آیا انتخاب طرح «ث‏» (40) دراوضاع و شرایط موجود، انجام شدنی است؟ توصیه قبلی ما این بود که خواست دولت ایران را در اعمال قدرت برای حفظ بختیار و نیز حمایت از ایران طرفدار غرب را، پشتیباین کنیم.کریستوفر گفت ارتش ایران انسجام لازم را برای ایستادگی ندارد.من خاطرنشان ساختم که اگر ارتش به خمینی ملحق شود، تغییرات اساسی به عمل خواهد آمد و افزودم که باید هنوز هم در آخرین ساعات، طرح «ث‏» را با وجود خطر بزرگ آن مورد بررسی قرار دهیم، زیرا موفقیت آن، موضع ایالات متحده را در منطقه تقویت‏خواهد کرد.ژنرال جونز (رئیس ستاد مشترک) نسبت‏به موفقیت طرح «ث‏» خوشبین نبود.دونکان گفت گمان نمی‏کند، طرح مزبور قابل اجرا باشد [...] من بر این باور بودم که اگر ارتش انضباط خود را حفظ کرده باشد، قادر به اجرای عملیات خواهد بود.سپس پیشنهاد کردم به ژنرال گاست و سولیوان تلفن کنیم تا از نظریات و ارزیابی آنها از اوضاع ایران آگاه شویم.
در ساعت 10/10 خبر رسید که رادیو و تلویزیون ایران اشغال شده و تانکها از خیابانها رفته‏اند.دقیقه‏ای بعد، مقامات رسمی خبر دادند که ارتباط آنها با اعضای هیئت مستشاری نظامی قطع شده و دسترسی به ژنرال گاست ناممکن است.به کمپ دیوید تلفن کردم تا آخرین خبرها را به اطلاع رئیس جمهوری و ونس، وزیر امور خارجه برسانم.خبر دادند که هر دو به کلیسا رفته‏اند....
به جلسه کمیته بازگشتم و گفتم در جریان گفتگو با سولیوان و هایزر، از آنها پرسیده شود آیا در میان دیگر راه حلها، هنوز طرح نظامی «ث‏» قابل اجراست؟
همچنین از آنها سئوال شود در مورد انتقال تجهیزات و وسایل حساس به بندرعباس و نیز لزوم بازگشت هایزر به ایران چه نظری دارند....
در ساعت 37/10 پرزیدنت تلفن کرد، من او را از آخرین رویدادهای ایران آگاه کردم و در ضمن به او گفتم «اگر نظامیان با ولت‏بازرگان سازش کنند، ارتش متلاشی خواهد شد» و افزودم «ارتش هنوز هم نسبتا منسجم و فعال است‏» رئیس جمهوری فت‏باید اعزام تفنگداران بیشتری را به جزایر آزور مورد بررسی قرار دهیم، همچنین برای حفظ و حراست آمریکاییهای مقیم تهران، با دولت‏بازرگان وارد مذاکره شویم.در همین اوان، چارلز دونکن با ژنرال هایزر تماس تلفنی برقرار کرد.هایزر گفت که اجرای طرح «ث‏» بدون تعهدات وسیع دولت آمریکا قابل اجرا نیست.همچنین سران ارتش ایران نیازمند به تشویق و دلگرمی زیادی هستند [...] نیوسام پیشنهاد کرد با بازرگان به طور مستقیم وارد مذاکره شویم و به او اطلاع‏دهیم که آمریکا خواهان ایران باثبات در حال صلح و آرامش است.من در پاسخ گفتم که در صورت تماس و مذاکره با بازرگان باید خاطرنشان سازیم که ما در ارتش نفوذ داریم، و استفاده ایران از نفوذ ما، منوط به چگونگی تضمین دولت ایران در همکاری با ما خواهد بود....» (41)
شرح مذاکرات کمیته مخصوص هماهنگی در کاخ سفید، در حالی که دولت‏بختیار ساعات آخر عمر خود را طی می‏کرد و ارتش ایران متلاشی شده بود، به منظور توجیه این نکته است که واشینگتن و سران دولت آمریکا، تا چه حد در شناسایی ایران، و نیز در ارزیابی قدرت و توان ارتش، و تحلیل اوضاع حتی در روزهای آخر حکومت‏بختیار ضعیف و ناتوان بوده‏اند.این بی‏خبری تا بدان پایه بود که پس از اعلام همبستگی ارتش و فروپاشی نیروهای مسلح، طراحان بلند پایه سیاست آمریکا، همچنان در فکر استفاده از ارتش ایران به عنوان یک اهرم قدرتمند بوده‏اند و درباره اجرای طرح کودتا، بحث و مذاکره می‏کردند! زبیگنیو برژینسکی، رئیس شورای امنیت ملی، در ساده اندیشی، سرآمد آن دسته از کسانی است که برای اجرای طرح کودتا، چشم امید به ارتش ایران داشتند.برژینسکی، که تحت تاثیر نظریات اردشیر زاهدی، سفیر ایران در آمریکا بود، چاره کار را تنها در اعمال سیاست‏سرکوب و مداخله ارتش می‏دانست.برژینسکی، بعدها نیز از اینکه نتوانست نظریه خود را در مورد اجرای کودتای نظامی، به دولت آمریکا بقبولاند، ابراز تاسف می‏کند.وی در یادداشتهای روزانه خود در تاریخ 20 فوریه 1979 (11 اسفند 1357) می‏نویسد:
«...داستان غم انگیزی از هرج و مرج و ابهام، افسردگی شدید از شنیدن خبر رویدادها، و در نهایت تاثر و تاسف از اینکه نتوانستم لزوما، موافقت دولت آمریکا را در اجرای کودتا در ایران کسب کنم، سخت ناراحتم کرده بود.» (42)

پی نوشت:

1.اعلام همبستگی افرادی چون شهرستانی و سپهبد کمال، جنبه اغفال و فریب داشت.شهرستانی شهردار تهران، از مداحان شاه بود، کمال نیز، از همکاران کودتاچیان 28 مرداد بود و سالها ریاست رکن دوم ستاد ارتش را بعد از کودتا، به عهده داشت.افراد دیگری بودند که در دو دهه و نیم قبل از انقلاب، با اعلام طرفداری از جنبش مردمی، خود را در صف ملت جای زده‏اند و در حساسترین دوره مبارزه از پشت‏بر پیکر ملت ما، خنجر فرو کردند.تعداد این فرصت طلبان فراوان است و نمونه مشخص آن مظفر بقائی، محسن پزشکپور، احمد بنی احمد هستند.اولی از پیشتازان نهضت ملی بود و در گرماگرم پیکار، به خدمت دشمن درآمد، دومی، پس از کودتای 28 مرداد، با انتشار روزنامه خاک و خون از شاه و انقلاب سفید دفاع کرد، سومی (بنی احمد) کودتای 28 مرداد را، رستاخیز ملت نامید و کتابی زیر عنوان «پنج روز رستاخیز ملت‏» منتشر کرد.پزشکپور و بنی احمد از نمایندگان دوره 24 مجلس شورای ملی بودند.اینان، همراه مظفر بقائی، در اوج پیروزی انقلاب، تظاهرات فریبنده‏ای به عمل آوردند که مورد توجه هیچ یک از جناحهای ملی و مذهبی قرار نگرفت.
2.روزنامه اطلاعات، 21 فروردین 1358.
3.رئیس دادگاه انقلاب، حجت الاسلام خلخالی بود.
4.درباره گردهم‏آئی بعد از ظهر 22 بهمن توضیح داده خواهد شد.
5.روزنامه اطلاعات، 21 و 23 فروردین 1358.
6.Huyser;op.cit.,p.131.
7.روزنامه اطلاعات، 23 فروردین 1358، مجله فرانسوی اکسپرس، 15 دسامبر 1979.
8.آخرین تلاش‏ها، در آخرین روزها، صفحات 185- 181.
9.کیهان هوائی، 18 بهمن 1357.
10.اطلاعات، 19 بهمن 1357.
11.اطلاعات، 21 بهمن 1357.
12.اعترافات ژنرال، صفحات 338- 337.
13.همان، صفحه 339.
14.Huyser;Ibid.,pp.288 -289.
15.حمله به کارخانجات اسلحه‏سازی در سلطنت‏آباد (انتهای خیابان پاسداران) از جمله هدفهای انقلابیون بود.بختیار برای جلوگیری از دستیابی مردم به سلاحهای فراوانی که در آن محل وجود داشت، دستور بمباران کارخانجات را صادر کرده بود.
16.اعترافات ژنرال، صفحه 346.
17.در کتابی که در سال 1370 به نام: خاطرات ارتشبد سابق حسین فردوست انتشار یافت و باید با احتیاط زیاد، مندرجات آن را باور کرد، فردوست مدعی است که افسران حاضر در جلسه شورا را وادار کرد به بی‏طرفی ارتش رای بدهند.وی می‏گوید: «....خطاب به حاضرین گفتم قانون وظیفه ارتش را مشخص کرده و آن عبارت است از حفاظت مرز و بوم ایران در مقابل ارتش متجاوز بیگانه و در وظیفه ارتش نوشته نشده که از نخست وزیر هم پشتیبانی کند، لذا تیمسارانی که موافقند دست‏خود را بلند کنند.همه بلند کردند و ربیعی هنگامی [دست‏خود را] بلند کرد که او را نگاه کردم! [...] من امضا کردم و به ترتیب به امضای سایرین رسید.در این موقع قره‏باغی دوبار به اتاق مجاور رفت و به بختیار تلفن کرد.بار اول با عجله مراجعت کرد و گفت: «اگر این صورت جلسه امضا شود خواهد رفت‏» (خاطرات ارتشبد حسین فردوست، صفحات 626- 625) .
18.یکرنگی، صفحات 230- 229.
19.اعترافات ژنرال، صفحات 347- 345.
20.همان کتاب، صفحه 360- 358.
21.سپهبد احمد علی محققی، رئیس ژاندارمری کل کشور که از امضاء کنندگان اعلامیه بی‏طرفی ارتش در روز 22 بهمن بوده در جلسه شورای فرماندهان در ستاد بزرگ، مورخ 9 بهمن 1357 چنین گفته است: «...این رئیس دولت، اگر می‏خواهد حکومت‏بکند [یک] شب، چه فاسدین گذشته، چه مفسدین فعلی را، همه را مامورین بگیرند زندان کنند، آویزان کنند.تند و انقلابی جلو برویم، هیچ کس هم هیچ کاری نمی‏تواند بکند، همه بر می‏گردند به طرف ما، اگر این طور شل شلی برویم جلو، این که رفت، اصلا دیگر هیچ کس نمی‏آید و جرئت اینکه نخست‏وزیر شود ندارد [...] الآن 200 نفر آخوند که در دانشگاه تحصن کرده‏اند، و خوب حالا فرودگاه را باز کردیم.آقا تشریف می‏آوردند.باز کنیم، تشریف بیاورند، توی هوا، آقا را بگیرند.آقا را، زندانش کنند با همه نفراتش. مگر افغانستان که کرد چطور شد؟ ....» (نگاه کنید به: مثل برف آب خواهیم شد.مذاکرات شورای فرماندهان ارتش، از انتشارات: نشرنی، 1365، صفحه 220) .
22.ارتشبد شفقت وزیر جنگ، اندکی پس از امضای اعلامیه، به سپهبد فیروزمند معاون ستاد بزرگ مراجعه کرد و گفت: «من با بی‏طرفی ارتش موافقم، ولی چون وزیر هستم نباید در این تصمیم گیری شرکت می‏کردم‏» سپس امضای خود را خط کشید.
23.تصویر اعلامیه بیطرفی ارتش پیوست است.
24.اعترافات ژنرال، صفحات 364- 363.
25.روزنامه اطلاعات، دوشنبه 23 بهمن 1357.
26.روزنامه اطلاعات، 22 فروردین 1358.
27.روزنامه اطلاعات، 22 بهمن 1357.
28.مصاحبه مؤلف با مهندس مهدی بازرگان، تهران، 22 مرداد 1370.
29.روزنامه اطلاعات، 18 بهمن 1358، نامه امیر انتظام.
30.یکرنگی، صفحات 218- 217.
31.آقایان دکتر سحابی و مهندس بازرگان در مصاحبه با مؤلف در تاریخ 7 و 18 شهریور 1370، موضوع استعفانامه بختیار را، به شرحی که ارتشبد قره‏باغی نقل کرده، تایید نکردند.
32.این قسمت از گفته ارتشبد قره‏باغی، در مورد آشنا نبودن او، با افرادی چون دکتر سحابی و دکتر سیاسی حقیقت ندارد، زیرا قره‏باغی سالها پیش رئیس دادگاهی بود که دکتر سحابی، مهندس بازرگان و دوستان ایشان را محاکمه و محکوم کرد.وی همچنین در دوران حکومت ازهاری و سپس بختیار، بارها با دکتر سحابی مذاکره و گفتگوی تلفنی داشته است (مصاحبه مؤلف با دکتر سحابی، 7 شهریور 1370، تهران) .
33.اعترافات ژنرال، خاطرات ارتشبد عباس قره‏باغی، صفحات 374- 372.
34.مصاحبه مؤلف با مهندس حق‏شناس، مهندس بازرگان و دکتر یدالله سحابی، مورخ 6 و 7 شهریور 1370، تهران.
35.یکرنگی، صفحات 232- 229.
بختیار پس از ترک نخست‏وزیری، مدتی مخفی بود.سپس، خود را به فرانسه رساند.دوبار به جان او سوء قصد شد.در اولی جان بدر برد ولی در سوء قصد دومی (18 مرداد 1370) در خانه‏اش همراه با یکی از دستیاران خود به نام سروش کتیبه‏ای، به قتل رسید.
36.sick;All Fall Down,p.155.
قرارگاه هیئت مستشاری نظامی آمریکا در تهران، در طبقه زیرزمین ساختمان ستاد کل ارتش ایران (محل فعلی) بود.روز 22 بهمن، پس از اعلام بی‏طرفی ارتش، شماری از افسران ارکان ستاد کل و همچنین ژنرال گاست، رئیس هیئت مستشاری و چند تن افسر آمریکائی در ستاد حضور داشتند.از عصر آن روز، انقلابیون بتدریج راه‏های ورود به ساختمان ستاد را در اختیار گرفتند و با محاصره قرارگاه ستاد کل، راه خروج افسران ایرانی و آمریکائی را که در داخل ساختمان بودند بستند.
مقارن نیمه‏شب، افسران محاصره شده، با تلفن، با قرارگاه نخست وزیر موقت، تماس گرفتند و خبر دادند که ساعت‏هاست‏بدون غذا، آب و استراحت، در محاصره‏اند و درخواست‏یاری کردند.حدود ساعت 2 صبح روز 23 بهمن، سرهنگ نصراله توکلی، که عهده‏دار امور نظامی و ستادی دولت موقت‏بود، همراه با دکتر ابراهیم یزدی و تعدادی افراد مسلح، به محل ستاد کل رفتند و افسران ایرانی و آمریکائی را، از اطاق‏های در بسته خارج کرده و با اتومبیل به منازلشان فرستادند.
37.Stan Turner
38.Frankcarluoci
39.billodon.
40.منظور طرح کودتاست.
41.power and principle,pp.391 -393.
42.power and principle,pp.393.

منبع: تاریخ سیاسی بیست و پنج‏ساله ایران، ج 2
جمعه 20/11/1391 - 20:28
نویسنده:غلامرضا نجاتی
انقلاب ایران، در نوع خود، و نیز در مقایسه با دیگر انقلابهای جهان، از لحاظ تکوین، حرکت، روند و نتیجه آن دارای ویژگیهای کم نظیری بود.وجه مشترک پیدایش همه انقلابها، کم و بیش یکسان است.همگی ریشه طبقاتی و اجتماعی دارند، هنگامی که ظلم و فساد و بی‏کفایتی نظام حاکم تحمل ناپذیر شد، توده‏ها به حرکت در می‏آیند، طغیان می‏کنند، نمایندگان سنتی خود را کنار می‏زنند و موانعی را که بر سر راهشان قرار دارد، درهم می‏کوبند تا رژیم حاکم را بر اندازند و به جای آن نظام جدیدی که امیال و خواستهای آنها را تامین کند، بر پا سازند.
کمتر انقلابی است که صرفا ملی یا میهنی باشد.صرف وجود محرومیتهای اقتصادی در جامعه، برای برانگیختن شورش و انقلاب، بسنده نیست.هیچ انقلابی موفق نمی‏شود مگر آنکه بر نیروهای مسلح تسلط پیدا کند، یا توان روحی و کارایی آن نیروها را تضعیف نماید و یا اینکه، آن نیروها، به انقلابیون بپیوندند.عواملی که انقلاب را شتاب می‏بخشد، بیزاری از اشرافیت، ناسازگاریهای اجتماعی و اقتصادی و شدت محرومیتهای تحمل ناپذیر، میان آنچه مردم می‏خواهند و آنچه به دست می‏آورند، می‏باشد.
انقلاب، بالفعل یک رویداد غیر مترقبه است.در یک انقلاب اصیل، همه قشرهای جامعه شرکت دارند، هدفهای انقلاب، در برگیرنده خواستهای اکثریت جامعه است، در آغاز، توده‏ها با یک برنامه مدون و از پیش تهیه شده، برای ساختار نظام و جامعه جدید، به عرصه انقلاب نمی‏روند.انگیزه توده‏ها، در آغاز، براندازی نظامی است که دیگر قادر به تحمل آن نیستند.رهبران و پیشتازان انقلاب، برنامه بازسازی جامعه را، در نظام آینده تهیه می‏کنند و پس از تایید مردم آن را به اجرا می‏گذارند.
ملت ایران طی یک قرن گذشته، دو انقلاب، یک جنبش و دو کودتا را تجربه کرده است، انقلاب مشروطیت‏سال 1285 (1906 میلادی)، جنبش ملی شدن صنعت نفت 32- 1329 (53- 1950 میلادی) و انقلاب سال 1357 (79- 1978)، کودتاها، یکی 3 اسفند 1299 به رهبری سید ضیاء الدین طباطبائی و رضاخان میرپنج، دیگری، کودتای انگلیسی - آمریکایی 28 مرداد 1332.
در انقلاب مشروطیت، اولین قانون اساسی، با الهام از ایدئولوژی ناسیونالیسم، لیبرالیسم و سوسیالیسم غرب تهیه و تصویب شد. روشنفکران امیدوار بودند نظام کشور و ساختار جامعه را همانند جوامع اروپایی کنند، اما عمر این مشروطه کوتاه بود و پس از چهارده سال، با کودتای اسفند 1299 از میان رفت.
جنبش ملی سال 1329، یک جنبش ناسیونالیسی و ضد استعماری اصیل بود.هدف عمده آن طرد استعمار کهن بریتانیای کبیر، احیای دموکراسی، از طریق اجرای کامل قانون اساسی سال 1285 و تامین همه آزادیهای فردی و اجتماعی بود.هر چند جنبش، با ملی شدن صنعت نفت در سراسر ایران و خلع ید از شرکت نفت انگلیسی و اخراج انگلیسیها از ایران، به پیروزیهای بزرگی ست‏یافت، ولی با کودتای 28 مرداد 1332 شکست‏خورد.
انقلاب سال 1357 با قیام قشرهای وسیع مردم ایران شروع شد و به رهبری آیت الله روح الله خمینی به پیروزی رسید.در همه پرسی فروردین 1358 رژیم جمهوری اسلامی، جایگزین نظام سلطنتی گردید.قانون اساسی جدید در مجلس «خبرگان‏» که بیش از 90 درصد اعضای آن را روحانیون و فقها تشکیل می‏دادند، به تصویب رسید.سپس در همه پرسی روزهای 11 و 12 آذرماه همان سال، قانون اساسی و نیز مقام مرجعیت و رهبری آیت الله خمینی، با اکثریت قاطع مردم تصویب و پذیرفته شد.

شخصیت امام خمینی رحمت الله علیه

مطالعه و تحلیل علل پیروزی سریع انقلاب سال 1357 بدون بررسی شخصیت آیت الله خمینی دشوار و حتی ناممکن است.امام خمینی در پیروزی انقلاب اسلامی، همان نقشی را ایفا کرد که لنین در انقلاب کبیر روسیه، مائوتسه تونگ در انقلاب چین و فیدل کاسترو، در انقلاب کوبا.با این تفاوت که لنین حزب کمونیست را پشت‏سر خود داشت و پس از پیروزی انقلاب فوریه 1917 وارد لنینگراد شد.مائو رهبر حزب کمونیست چین بود و به نیروهای مسلح و مجهزی که ماهها با ارتش چیانکایچک در بخشهائی از خاک چین جنگیده بودند، فرماندهی داشت، فیدل کاسترو نیز، با هزاران چریک و هواخواه، تجربه سه سال (59 - 1956) مبارزه مسلحانه دشواری را با رژیم باتیستا پشت‏سرگذاشته بود.در صورتی که امام خمینی هیچ نوع سازمان سیاسی و نیروهای نظامی در اختیار نداشت، ستاد رهبری او، در خارج از ایران بود، از «مسجد» به عنوان سنگر مقاومت و مبارزه استفاده کرد و در اوج انقلاب، وارد ایران شد.
چه عواملی موجبات موفقیت امام خمینی را در جلب و بسیج توده‏ها، تا بدان حد تامین کرد که با صدور یک پیام، از چند هزار کیلومتری ایران، توده‏های مردم، به خیابانها می‏ریختند و سینه خود را در برابر آتش مسلسل‏ها قرار می‏دادند؟ با اتکاء به چه نیرویی، رهبران کشورهای غربی و شرقی را، به اتهام مداخله در امور ایران و پشتیبانی از محمد رضا شاه به باد انتقاد و حمله می‏گرفت، جیمی کارتر، رئیس جمهوری آمریکا را می‏کوبید و به گفته خود، به او «سیلی‏» می‏زد! در مذاکرات با نمایندگان سران دولتهای ایالات متحده و فرانسه، در نوفل لوشاتو، درباره آینده ایران و سرنوشت‏شاه، یک قدم از موضع همیشگی خود، عقب ننشست و حرف همیشگی خود را که «شاه باید برود!» تکرار می‏کرد؟
برجسته‏ترین خصیصه امام خمینی، صراحت‏بیان، بی پروایی و شجاعت فوق العاده و کم نظیرش بود، تا بدان حد، که در میان روحانیون و سیاستگران دو قرن اخیر ایران، هیچ کس به پای او نرسید.در دورانی که محمد رضا شاه، همه مخالفان، اعم از ملیون، چپ گرایان، توده‏ایها، مالکان بزرگ و نخبگان سنتی را سرکوب کرده و یا از صحنه خارج نموده بود، امام خمینی، یکه و تنها، علیه او قد علم کرد.وی در سخنرانی خرداد 1342 (عاشورا 1383) محمد رضا شاه را با چنان شدت و حدتی به باد سرزنش و حمله گرفت، که تا آن روز سابقه نداشت.در آن سخنرانی تاریخی امام خمینی شاه را «بدبخت!» ، «بیچاره!» ، «نوکر اسرائیل!» و «فرمانبر آمریکا!» خواند.
زیرکی، هشیاری، موقع شناسی، از خصایص برجسته دیگر ایشان بود.در دورانی که مال اندوزی، تجمل گرایی، فساد و نادرستی، در میان طبقه بالای جامعه، حتی میان برخی از روحانیون، رواج یافته بود، آیت الله خمینی، همان زندگی بسیار ساده و بدون تکلف گذشته را حفظ کرد.در شناسایی جامعه ایران، تبحر خاصی داشت و زمان شروع مبارزه و حمله را به خوبی تشخیص داد.در دوران چهارده ساله تبعید، با ایراد سخنرانیها، ارسال پیامهای کتبی و شفاهی به وسیله کاست، مردم ایران و جهان را از نقاط ضعف شاه و فساد و بیدادگری رژیم او، آگاه ساخت، همکاری دولت ایران با اسرائیل غاصب، وابستگی اقتصادی، سیاسی و نظامی ایران به غرب، بالاخص به‏آمریکا، غارت بیت المال، خرید روز افزون جنگ افزار، نابودی کشاورزی، بالا رفتن قیمتها، کمبود مسکن، تباهی فرهنگ، ثروتمندتر شدن اغنیا و فقیرتر شدن مستضعفان، نقض قوانین حقوق بشر، پایمال کردن قانون اساسی، سانسور مطبوعات، محو آزادیهای مردم، سرکوب مخالفان، اوجگیری فساد در همه شئون کشور و....از مواردی بود که در بیانات و پیامهای امام خمینی بدان استناد می‏شد و شاه را عامل همه نابسامانیها، می‏دانست و لزوم اتحاد همه قشرهای جامعه را برای ادامه مبارزه تاکید می‏کرد.
گفته‏های امام خمینی، انعکاس خواسته‏ها و نظریات همه احزاب، گروههای سیاسی، با افکار و عقاید گوناگون، از جمله جبهه ملی، نهضت آزادی، گروههای مارکسیستی، حزب توده و گروههای چریکی بود.تامین عدالت اجتماعی، آزادیهای فردی و اجتماعی، آزادی مطبوعات، حکومت مردم بر مردم از طریق انجام انتخابات آزاد....خواسته‏هایی بود که نیروهای اپوزیسیون، پس از سقوط دولت مصدق در سال 1332، سالها برای تحقق آن، مبارزه کرده و به نتیجه نرسیده بودند.

نیروهایی که آتش انقلاب را روشن کردند

در سالهای آخر دهه 1340، همه گروههای سیاسی مخالف رژیم، سرکوب شده بودند.تنها کانون مقاومتی که در فضای خفقان ایران آن زمان باقی مانده بود، حملات کوبنده آیت الله خمینی در نجف به شاه و رژیم او، سخنرانیهای دکتر علی شریعتی در حسینیه ارشاد و صفیر گلوله چریکها، در مبارزه مسلحانه‏شان بود.هر یک از این سه کانون، در برگیرنده خواسته و تمایلات بخشی از قشرهای جامعه بود.
شریعتی، به عنوان یک اندیشمند برجسته سیاسی - مذهبی، اسلام شناس مترقی و معلم رادیکالیسم اسلامی، در سخنرانیها و نوشته‏های خود، تعریف تازه‏ای از اسلام شیعه و «شهادت‏» عنوان کرد و هزاران پسر و دختر جوان دانشجو را با فلسفه سیاسی‏اش، که ترکیبی از سنتهای اسلامی، با افکار انقلابی بود، آشنا ساخت.چریکها، با مبارزه مسلحانه خود، فضای سیاسی تازه‏ای ایجاد کردند و با فداکاری و جانفشانی خود، ارزشها و مفاهیم نوینی را مطرح ساختند.آیت الله خمینی، با مهارت و درایت‏خاص، عملیات این سه پایگاه را هماهنگ ساخت و در مبارزه علیه رژیم شاه، از آن بهره برد.
طبقه متوسط جامعه، بازرگانان سطح پایین، کسبه، و بازاریان، آیت الله را دشمن آشتی ناپذیر رژیم استبدادی، حامی الکیت‏خصوصی و ارزشهای اسلامی و سنتی‏می‏دانستند.روشنفکران، تحصیل کردگان، و دانشجویان، او را رهبری روحانی می‏شناختند که قصد دارد مملکت را از وابستگی به انحصارات غرب، و نیز ظلم و ستم و فساد برهاند و عدالت و آزادی را به کشور بازگرداند.کارکنان دولت و کارگران کارخانه‏ها، آیت الله خمینی را روحانی می‏دانستند که از میان ملت‏برخاسته و قصد دارد با پیروی از تعالیم اسلام، قدرت را از اغنیا و زورمندان گرفته و به ملت‏بازگرداند و عدالت اجتماعی را در سراسر ایران برقرار کند.از دیدگاه کشاورزان، آیت الله شخصیت روحانی مبارز و سختکوشی است، که پیوسته از منافع قشر زحمتکش دفاع می‏کند و برای آنها، زمین، آب، مدرسه، جاده و مراکز بهداشت فراهم می‏سازد.بدین سان قشرهای وسیعی از مردم ایران، آیت الله خمینی را، منادی حق و عدالت، مدافع محرومان و الهامبخش امیدها و آرزوهای خود و احیا کننده آزادی و برابری می‏دانستند.
ستون فقرات جنبشی که رهبری آن را، امام خمینی به عهده داشت، روحانیون جوان در نهادهای مذهبی، بازاریان و بخشی از قشرهای محروم و متوسط جامعه بودند.اینان در قیام 15 خرداد 1342 وفاداری بی‏چون و چرای خود را نسبت‏به رهبر مذهبی خود، به اثبات رسانیده بودند.به نظر آنها، خمینی تجسمی از جرئت، جسارت و مقاومت امام علی (ع) در مبارزه علیه معاویه بود.پس از کشتار 15 خرداد، مخالفان میانه رو مذهبی رژیم، و شماری از علما که موافق مداخله روحانیون در امور سیاسی نبودند، به تدریج‏به سوی او، روی آوردند.بازاریان نیز با دادن کمکهای مالی به یاریش شتافتند و با توسعه شبکه‏های مخفی، و از طریق مساجد، پیامها و دستورهایش را دریافت و اجرا می‏کردند.
هر چند بازار و بخشی از روحانیون و نهادهای مذهبی در قم، مشهد، اصفهان و شیراز، به عنوان یک سازمان مخالف رژیم، سالها فعالیت داشتند، اما، طبقه روشنفکر دانشگاهی، در سالهای اول دهه پنجاه، مبارزه را از سر گرفتند.نخست نویسندگان، هنرمندان، حقوقدانان، قضات، با انتشار نامه‏های سرگشاده و اعلامیه‏هایی، در اعتراض به نبودن آزادی و دموکراسی، خواستار فضای باز سیاسی و اجرای قانون اساسی شدند و جمعیت طرفدار حقوق بشر را سازمان دادند.دانشجویان را به تظاهرات دانشگاهی وا داشتند و بدین سان فریاد اعتراض خود را نسبت‏به مظالم و ستمگریهای رژیم شاه، بلند و بلندتر کردند.
انتشار نامه اهانت‏آمیز نسبت‏به آیت الله خمینی در زمستان 1356 در روزنامه اطلاعات، اعتراض شدید مردم و مقتول و مجروح شدن گروهی در شهرستان قم به وسیله‏نیروهای انتظامی، سپس گسترش دامنه اعتراضها، در شهرهای دیگر و برخورد مسلحانه نیروهای امنیتی با مردم، جنبش مخالفت مردمی را وسعت و تداوم بخشید.کارمندان دولت، کارکنان بانکها، گمرکات، سپس کارگران کارخانه‏ها و صنعت نفت، با اعتراض و اعتصاب خود، اقتصاد کشور را فلج کردند.آنگاه، دانشجویان، دانش آموزان، و نیز مردان و زنان از قشرهای مختلف جامعه با برپایی تظاهرات در شهرها و برخوردهای خیابانی با نظامیان، آتش انقلاب را برافروختند و طی مدت کوتاهی به چنان پیروزیهایی رسیدند که همه را شگفت‏زده کرد.
اگر طبقات متوسط مذهبی، بازاری و تحصیل کرده، دیوار استوار انقلاب بودند، طبقه کارگر و دهها هزار تن کشاورزان بدون زمین و بیکار، که در حومه شهرها، با محرومیت زندگی می‏کردند، نقش نیروی «ضربت‏» را به عهده داشتند.اینان، همراه با جوانان و نوجوانان ساکنان محلات فقیرنشین جنوب تهران، اکثریت تظاهر کنندگان خیابانی را تشکیل می‏دادند.بسیاری از کسانی که در زد و خورد با نظامیان، شهید یا زخمی شدند، همین جوانها بودند.
در آغاز بحران، خواسته و هدف تظاهرکنندگان براندازی رژیم سلطنت و استقرار نظام جمهوری اسلامی نبود، معترضین خواستار مهار کردن قدرت مطلقه شاه و اجرای قانون اساسی سال 1288 بودند.در آن دوران تظاهر کنندگان علیه شخص محمد رضا شاه شعار نمی‏دادند، حتی شرکت کنندگان در راهپیمایی بزرگ بعد از نماز عید فطر (13 شهریور 1357) در قیطریه، در شعارهای خود، به شاه حمله نکردند.
حادثه روز 17 شهریور میدان ژاله و کشتار صدها تن تظاهر کنندگانی که بی‏خبر، یا با خبر از اعلام حکومت نظامی در آن محل و خیابانهای اطراف، در اعتراض به منع تظاهرات از سوی دولت، اجتماع کرده بودند، خشم مردم را علیه شاه، که او را مسئول و آمر قتل عام آن روز می‏دانستند، برانگیخت.از آن پس، در تظاهرات و راهپیماییهای خیابانی، شعارهای ضد شاه، به عنوان شعار اصلی به کار گرفته شد.

فلسفه سیاسی امام خمینی رحمت الله علیه

افکار و اندیشه سیاسی امام خمینی، بر خلاف ادعای برخی از محافل اپوزیسیون و نیز، بسیاری از روشنفکران داخل و خارج از کشور، ناشناخته و مجهول نبود.سالها پیش از انقلاب، آیت الله خمینی در دوران اقامت در عراق و تدریس در نجف، پیرامون فلسفه‏سیاسی و حکومت اسلامی و ولایت فقیه، بحث و سخنرانی کرده بود.شعار «حکومت اسلامی‏» ، در تظاهرات و راهپیماییها و اجتماعات، عنوان شده بود.دکتر کریم سنجابی، رهبر جبهه ملی نیز، در دیدار 14 آبان ماه 1357 با امام خمینی در پاریس، بیانیه سه ماده‏ای معروف را تهیه و امضا کرده بود. (1)
آیت الله خمینی، در جلسه درس مورخ چهارشنبه 13 ذیقعده 1389 (1 بهمن 1348) در نجف، پیرامون چگونگی تدوین قانون اساسی سال 1288 چنین گفته است:
«...گاهی گفته می‏شود که احکام اسلام ناقص است.مثلا احکام قضا در اسلام آن طور که باید و شاید نیست.انگلیس به دست عمال خود اساس مشروطه را به بازی گرفت و ما را هم - طبق شواهد و اسنادی که در دست است - بازی داد.وقتی می‏خواستند قانون بنویسند کتابی که مال بلژیکی‏ها بود از سفارت بلژیک قرض کردند [...] و قانون مشروطه را از روی آن نوشتند و برای تعمیه لت‏بعض احکام اسلام را ضمیمه کردند، لکن اساس قوانین را از آنها اخذ کردند و به خورد ما دادند...»
آیت الله خمینی در تشریح کیفیت‏حکومت اسلامی و چگونگی اجرای قوانین اسلام می‏گوید:
«...اینها (استعمارگران) به نظر ما آوردند که اسلام حکومتی ندارد، تشکیلات حکومتی ندارد.بر فرض اینکه احکامی داشته باشد مجری ندارد و خلاصه اسلام قانونگزار است.این مطلب را عرض کنم، ما که می‏گوییم پیغمبر اکرم (ص) باید خلیفه تعیین کند آیا برای بیان احکام است؟ بیان احکام خلیفه نمی‏خواهد، خود آن حضرت بیان احکام می‏کرد، همه احکام را می‏نوشتند و در دست مردم می‏دادند تا عمل کنند.اینکه لازم است‏خلیفه تعیین کند، برای حکومت است.ما خلیفه می‏خواهیم تا اجرای قوانین کند. قانون مجری لازم دارد.در همه ممالک عالم‏این طور است [...] قانون تنها سعادت بشر را تامین نمی‏کند، پس از تشریع قانون باید قوه مجریه باشد.در یک تشریع، یا در یک حکومت اگر قوه مجریه نباشد نقص وارد است.
اسلام همان طور که جعل قوانین کرده، قوه مجریه هم قرار داده است، ولی امر قوه مجریه قوانین است.اگر پیغمبر اکرم خلیفه تعیین نکند (ما بلغ رسالة) رسالت‏خود را به پایان نرسانیده است.نصف امر را زمین گذاشته است....
زمان رسول الله، صلی الله علیه و آله و سلم این طور نبود که فقط قانون بگذرانند.دست می‏بریدند، «حد می‏زدند» رجم می‏کردند [...] و خلیفه هم برای این امور است.خلیفه جاعل احکام نیست، خلیفه برای آن است که احکام اسلامی را که رسول اکرم (ص) آورده است و خدای تبارک و تعالی فرستاده است اجرا کند...»
آیت الله خمینی پیرامون معرفی اسلام و لزوم تشکیل حکومت اسلامی تاکید دارد و می‏گوید:
«درست توجه کنید، همان طور که آنان بر ضد شما اسلام را بد معرفی کردند، شما هم اسلام را آن طور که هست معرفی کنید. فوایدش را بنویسید و منتشر کنید، خودتان را درست کنید.شما باید حکومت اسلامی تاسیس کنید.خیال نکنید ما نمی‏توانیم.آنها (استعمارگران) از سیصد چهارصد سال پیش زمینه را تهیه کردند.از صفر شروع کردند تا به اینجا رسیدند.شما هم از صفر شروع کنید.»
آیت الله خمینی تفکیک دین از سیاست را نغمه استعمارگران می‏داند و در توجیه رد این نظریه چنین اظهار می‏کند:
«اسلام را به مردم معرفی کنید تا بچه‏های ما گمان نکنند که این آخوندها در گوشه نجف یا قم دارند احکام حیض و نفاس می‏خوانند.به سیاست چکار دارند! دین از سیاست‏باید جدا باشد! بی‏دینها این را می‏گویند.آنها (استعمارگران) گفتند که باید دین از سیاست جدا باشد! زمان پیغمبر اکرم (ص) سیاست از دین جدا بود؟ زمان خلفای حق یا غیر حق، زمان خلافت‏حضرت امیر، سیاست از دیانت جدا بود؟ این حرفها را از آنها درست کردند تا دین را از تصرف امور دنیا کنار بزنند.آنها دنیا را می‏خواهند.اگر ما مسلمین جز نماز خواندن، دعا خواندن و ذکر گفتن کاری نداشته باشیم، آنها هیچ کاری به ما ندارند [...] آن مردک (نظامی انگلیسی در اشغال عراق) گفت: اینکه در بالای ماذنه اذان می‏گوید، برای سیاست انگلیس ضرردارد؟ گفتند نه.گفت هر چه می‏خواهد بگوید! [...] شما هر چه می‏خواهید نماز بخوانید، آنها نفت‏شما را می‏خواهند.به نماز شما چکار دارند؟ آنها می‏خواهد ما آدم نباشیم، از آدم می‏ترسند [...] هر وقت آدمی پیدا شد، یا کشتند، یا از بینش بردند، یا لکه‏دارش کردند که سیاسی است! این آخوند سیاسی است...
پیغمبر (ص) هم سیاسی بود.این تبلیغ سوئی است که آنها کردند تا شما را از سیاست کنار بگذارند.از دخالت در امور دولتی کنار بگذارند و خودشان هر کاری می‏خواهند انجام دهند، هر غلطی می‏خواهند بکنند..» . (2)
آیت الله خمینی در سخنرانیهای خود، اهمیت تبلیغات را در بیدار ساختن مردم و شناساندن حکومت اسلامی تاکید می‏کند و خطاب به طلاب و روحانیون می‏گوید:
«آن مطلبی که در اول بحث (حکومت اسلامی) عرض کردم که شما موظفید برای تشکیل حکومت اسلامی جدیت کنید، راه آن در اولین قدم تبلیغات است.از راه تبلیغات پیش بیایید.در همه عالم همیشه همینطور بوده است که دو نفر، چهار نفر، کمتر یا بیشتر با هم می‏نشستند قرار می‏گذاشتند و دنبال آن تبلیغات می‏کردند.کم‏کم، بر نفرات افزوده می‏شد و در نتیجه در یک حکومت‏بزرگ رخنه کرده و آن را ساقط می‏کردند.محمد علی میرزا را از بین مردم می‏بردند و حکومت مشروطه تشکیل می‏دادند. همیشه از اول قشون و قدرتی در کار نبوده است و فقط از راه تبلیغات پیش می‏رفته‏اند، قلدری‏ها و زورگوئی‏ها را محکوم می‏کردند. ملت را آگاه می‏ساختند و به مردم می‏فهماندند که این قلدری‏ها غلط است.کم‏کم، دامنه تبلیغات توسعه می‏یافت و همه طبقات جامعه را فرا می‏گرفت.مردم بیدار می‏شدند و به نتیجه می‏رسیدند.
شما الآن نه کشوری دارید و نه لشکری، و نه کاری از شما می‏آید.لیکن تبلیغات دست‏شماست و در اطراف شما دور می‏زند.مسائل عبادی را البته یاد بدهید، لیکن مهم، مسائل اسلامی است، مسائل اقتصادی و حقوقی اسلام است، اینها را دیگران محور کار خود قرار داده‏اند، ما هم باید این مسائل را محور قرار دهیم.ما موظفیم از هم اکنون برای شالوده‏ریزی یک دولت‏حقه اسلامی کوشش کنیم، همفکر پیدا کنیم، تبلیغ کنیم تا آنجا که موجب پیدا کند و موجها پدید آید و کم‏کم، امتی آگاه و وظیفه‏شناس به وجود آید تا اینکه یک نفر آدم پیدا شود قیام کند و حکومت اسلامی تشکیل دهد» . (3)
آیت الله در تشریح حکومت اسلامی به عنوان حکومت قانون می‏گوید:
«...اسلام در هر مرتبه‏ای از مراتب، حکومتی است که تبعیت از قانون دارد و قانون حاکم بر جامعه است آنجا هم که اختیاراتی به رسول اکرم (ص) و ولایت داده شده از طرف خداوند است.هر جا حضرت رسول مطلبی را بیان یا حکمی را تعیین فرموده‏اند به پیروی از قانون الهی بوده است.پس اسلام عبارت از یک سلسله قوانینی است که تمام بشر موظفند به آن عمل کنند و حکومت اسلام نه مشروطه، نه استبداد و نه جمهوری است و نه کسی می‏تواند در آن دخالتی کند.برابر رئیس و مرئوس حکم الهی متبع است و لزوم تبعیت از رسول اکرم (ص) هم به حکم الهی است که می‏فرماید: و اطیعوا الرسول..» . (4)

شتاب روند فساد و استبداد

در بهار سال 1357 روند اعتراضها، در حدی نبود که به انقلاب منجر شود.در بسیاری از کشورهایی که رژیم استبداد و دیکتاتوری بر آنها حاکم است، تظاهرات اعتراض آمیز رفاهی - سیاسی روی می‏دهد، بی‏آنکه به شورش و انقلاب منتهی گردد.
رژیمهای خودکامه و دست نشانده، عموما دارای دو خصلت «استبداد و فساد» می‏باشند.استبداد و فساد، لازم و ملزوم یکدیگرند.اما هنگامی که «فساد» از «استبداد» پیشی گرفت، و خواسته‏های مشروع و منطقی قشرهای وسیعی از جامعه، با بی‏اعتنائی روبه‏رو شد، فریاد اعتراض توده‏ها، به حرکت تبدیل می‏شود و چنانچه این «حرکت‏» به وسیله مردان شایسته و مورد اعتماد مردم رهبری گردد، به پیروزی منتهی می‏گردد.
تظاهرات مردم ایران، در ماههای اول سال 1357 نخست جنبه اعتراض به روش کلی رژیم شاه داشت، سپس به خواسته‏های رفاهی - سیاسی تبدیل شد، آنگاه به حرکت توده‏ای درآمد و با رهبری آیت الله خمینی به شورش و انقلاب انجامید و با چنان شتابی به پیروزی رسید که مردم ایران و جهانیان را شگفت زده کرد.
رژیم شاه، در اوایل دهه 1350 ظاهر استوار و نیرومندی داشت، ولی از درون خراب بود و بسان سد خاکی می‏ماند، که دیر یا زود در برابر فشار امواج دریا، فرو می‏ریخت.فساد، با ابعاد وحشتناکی در آن ریشه دوانده بود.انتقاد، نارضائی و سرخوردگی حتی در میان نخبگان سیاسی و دست اندرکاران اداره مملکت ظاهر شده بود.
پرویز راجی، سفیر «شاهنشاه آریامهر» در لندن، در گفتگو با امیر اصلان افشار، که او نیز سالها در آمریکا و کشورهای اروپا سفیر بوده است، از بیدادگری رژیم انتقاد می‏کند و می‏گوید:
«...چرا هر جا، نام ایران به میان می‏آید، بلافاصله کلماتی مانند «ساواک‏» ، «شکنجه‏» و «فساد» به دنبال آن گفته می‏شود.من از مشاهده این اوضاع احساس حقارت می‏کنم و نمی‏دانم تا چه حد در مقابل این گونه انتقادها، می‏توان خاموش ماند...» پرویز راجی، در جای دیگر می‏گوید:
«شایع است‏شاه هفته‏ای سه بار، بعد از ظهرها به منزل یکی از دوستان نزدیک خود می‏رود و تریاک می‏کشد..» . (5)
امیر عباس هویدا، وزیر دربار، در دیدار خصوصی که روز 12 مرداد 1357 با پرویز راجی داشته است، با لحنی تنفرانگیز، از گستردگی فساد در میان طبقه سطح بالای ساواک، امرای ارتش و بعضی از افراد خانواده سلطنتی یاد می‏کند و می‏گوید:
«...با مشاهده این وضع، گاه احساس می‏کنم که مقاومتم به پایان رسیده و دیگر توان ادامه کار ندارم...» (6)
اوری لوبرانی (7) نماینده سیاسی اسرائیل در تهران، پس از ملاقاتی که با محمد رضا شاه در جزیره کیش داشت داستان زیر را نقل کرده است:
«پس از ملاقات شاه، با یکی از بلند پایگان رژیم، که مشاور نزدیک شاه نیز بود، برخورد کردم.وی از من پرسید: از دیدار اعلیحضرت می‏آیید؟
گفتم: آری.
گفت: آیا به درستی سمبل زوال و انحطاط ایرانی را در آنجا دیدی؟
آنچه از زبان او شنیدم، برایم باور کردنی نبود، منظور وی اشاره به وضع درون و ریشه دستگاه فاسدی بود که شاه بر آن تکیه داشت.» (8)

فساد از استبداد پیشی گرفت

در سال 50- 1349 درآمد نفت 1200 میلیون دلار بود.این درآمد در سالهای 56- 1353 ناگهان افزایش یافت و به 38 میلیارد دلار بالغ گردید که تنها 20 میلیارد دلار از این درآمد مربوط به سال 55 - 1354 می‏باشد و با مقایسه درآمد دهساله 1343 تا 1353 که جمعا 13 میلیارد دلار بود این افزایش چشمگیر مشخص می‏شود.به بیان دیگر طی 13 سال درآمد نفت صادراتی دولت ایران 51 میلیارد دلار بوده که 38 میلیارد آن طی سه سال 1353 تا 1356 بوده است. (9)
بخش عمده این درآمد، صرف اجرای برنامه‏های رفورم «انقلاب شاه و مردم‏» گردید.محمد رضا شاه، با ابداع طرحهای جاه‏طلبانه، قصد داشت ظرف مدت کوتاهی ایران را به یک قدرت صنعتی مدرن تبدیل کند، بی‏آنکه در صحنه سیاسی و آزادسازی قدم بردارد.
در این دوران، همه قدرتها در دست‏شاه بود، توسعه و پیشرفت، تمایل و امر شخصی شمرده می‏شد و «رسالت‏» یک فرد بود.طرحها و برنامه‏ها، تابع خواسته‏ها و هوسهای او قرار داشت.مشاورانش تکنوکراتهایی بودند که اوامر «ارباب‏» را، بی‏چون و چرا، اجرا می‏کردند.به نظر «شاهنشاه آریامهر» جامعه ایران ابزاری بود که باید در دستهای او، به عنوان یک «شخصیت تاریخی‏» شکل می‏گرفت و در جهت «تمدن بزرگ‏» برای او و رژیمش، افتخار ابدی تضمین می‏کرد.خواسته و نظر مردم و مشارکت آنها در امور مملکت و برنامه توسعه و پیشرفت، اهمیت نداشت.ملت را باید به «زور» در جهتی که او انتخاب کرده بود، پیش راند.هر چند بخشی از درآمدهای حاصل از فروش نفت، صرف اجرای برنامه توسعه و پیشرفت‏شد و در زمینه تولیدات صنعتی و رشد اقتصادی، خدمات، نوسازی و آموزش و پرورش و ایجاد مدارس عالی، موفقیتهایی به دست آمد، ولی بخش عمده آن به مصرف خرید جنگ افزارهای مدرن، که تهیه آن برای برخی از کشورهای عضو «ناتو» دشوار بود، رسید.صدها میلیون دلار نیز حیف و میل شد و یا به جیب دست‏اندرکاران رفت.
از دستگاه برنامه‏ریزی کشور یک خوان یغما ساخته شده بود، هر کسی به شاه و دربار، دسترسی بیشتری داشت، بیشتر از آن برخوردار بود.مجریان و دست اندرکاران برنامه‏ها، منابع مالی مملکت را، دارایی شخصی خود می‏دانستند.خیل مقاطعه کاران خارجی و داخلی، دلالان و رابطین آنها، که با افراد خانواده سلطنتی و مقامات ذینفع ارتباط برقرار کرده بودند، از این خوان یغما، بهره فراوان بردند.تعجب نداشت که بزرگترین موارد فساد، سوای اعضای خانواده سلطنتی، در میان کسانی دیده می‏شد، که به شاه و دربار نزدیکتر بودند.فساد، از استبداد سبقت گرفته بود!
حدود یک دهه و نیم پس از اعلام «انقلاب سفید» در ایران طبقه‏ای ثروتمند، حریص، بی‏عاطفه، و فاسد به وجود آمد که تنها هدف آن نزدیک شدن به مرکز قدرت و مال اندوزی، تا حد غارت مملکت‏بود.این طبقه، تخم فساد، بی‏ایمانی و نادرستی را در میان جامعه پراکنده و بارور ساخت و در نهایت، رژیمی را که به آن وابسته بود، بیش از پیش ضعیف و بی‏اعتبار کرد.

ضعف و بی‏کفایتی شاه

بسیاری از آگاهان به مسائل سیاسی ایران معتقدند که محمد رضا شاه، بر خلاف پدرش مرد ضعیف، زبون و نامصمم بود.اینان برای اثبات ادعای خود و ارائه شخصیت‏شاه، کودتای سال 1332 و فرارش را از کشور و چگونگی بازگشت وی را مثال می‏آورند و می‏گویند محمد رضا در سایه قدرت و شایستگی پدرش به سلطنت رسید ولی در طی دوران پادشاهی، همواره در برابر بحرانها، ضعف نشان داد.این گروه، بر خورد او را با رویدادهای سالهای 1356 و 1357، که منجر به شورش و انقلاب گردید، نشانه بارز ضعف و بی‏کفایتی او می‏دانند.
گری سیک، معاون برژینسکی، در شورای امنیت ملی کاخ سفید می‏گوید: «...من از بی‏اعتمادی شاه نسبت‏به خود در سال 1977، هنگام آخرین دیدارش از آمریکا، شگفت زده شدم.» (10)
ویلیام سولیوان نیز شاه را مردی ضعیف و ناتوان معرفی می‏کند.نظریه آخرین سفیر آمریکا در رژیم پیشین درباره او، بدین شرح است:
«....شاه در بحران سال 1953 (1332) در برابر نخست وزیر وقت، دکتر مصدق، ضعف و بی‏ارادگی از خود نشان داد [...] از نظر من، که در ماههای بحرانی آخر سلطنتش هفته‏ای چند بار او را ملاقات می‏کردم، چهره واقعی شاه، بکلی با چهره یک سلطان مقتدر و مستبد، که درباریان، یا مخالفان از او ساخته بودند، متفاوت بود.خلاصه آنکه، او زمامداری نبود که توانایی و قابلیت رهبری کشورش را در شرایط بحرانی داشته باشد....» (11) 1
محمد رضا شاه، با چنین نهاد و شخصیتی، سعی داشت‏خود را مقتدر و مصمم بنمایاند.او، چند بحران سیاسی را پشت‏سر گذاشته بود، از دو سوء قصد جان به در برده بود.در مبارزه علیه مالکان بزرگ و مخالفان سیاسی، و نیز گروههای اپوزیسیون، مانند جبهه ملی، نهضت آزادی و حزب توده، با توسل به زور، پیروز شده بود.قیام 15 خرداد 1342 و جنبش چریکی را با خشونت‏سرکوب کرده بود، و با چنین شیوه‏ای و برخورداری از پشتیبانی آمریکا مدت سی و هفت‏سال سلطنت کرده بود، اما، از اوایل دهه پنجاه علائم آشکاری از پیچیدگی و مشکلات در اجرای برنامه‏های رفورم اقتصادی و اجتماعی، که انتظار آن را نداشت، ظاهر شده بود، تحقق اهداف «انقلاب شاه و مردم‏» و سپس رؤیای «تمدن بزرگ‏» در معرض تهدید قرار گرفته بود.فرمان ایجاد حزب رستاخیز ملی، به منظور باز کردن «دریچه اطمینان‏» نشانه بارز نابسامانی اوضاع سیاسی و درماندگی رژیم بود.از آن پس همه تلاشها، صرف تبلیغات نمایشی، وعده و فریب همراه با تهدید، برای جلوگیری از «بن بست‏» کامل گردید.
عامل مهم دیگری که در ضعف و ناتوانی شاه، در جریان بحران ماههای آخر سلطنتش تاثیر داشت، وضع سلامتی او بود، خود خواهی، خود بزرگ بینی و سماجت‏نابخردانه‏اش در ادامه فرمانروائی، موجب شد که بیماری مهلکی را که از سال 1353 دچار آن شده بود، از همه، حتی همسرش مخفی نگاه دارد.
همه شخصیتهای سیاسی خارجی و نیز نزدیکان و مشاوران شاه که در دو سه سال آخر سلطنتش با او دیدار و ملاقات داشته‏اند و یا در تماس بوده‏اند، متوجه تغییر حال و رفتار او شده بودند.وی در گفتگو با وزیران، بر سر مسائل مملکتی، اغلب خشمگین می‏شد، آنها را به سختی ملامت می‏کرد، تا جایی که به آنها می‏گفت: «شماها، مثل «یابو» هستید! اگر رکاب بزنم از جای می‏کنید، اگر آرام بمانم، حرکت نمی‏کنید.» (12) 1
یکبار، هنگامی که عبد الحسین مجیدی، رئیس سازمان برنامه و بودجه، مسئله کاهش عواید نفت و صورتحسابهای مربوط را در حضور شاه عنوان کرد، پاسخ «خفه شو!» تحویل گرفت. (13) 1
شاه مخلوع، در روزهای آخر زندگی، با یادآوری گذشته‏ها، به اشتباهات دوران سلطنتش اعتراف می‏کند و می‏گوید:
«...در این روزها نیز، در اندیشه رویدادهای گذشته و حال میهنم بودم.در آن دوران به طور قطع اشتباهاتی مرتکب شده بودم، اما باور نداشتم که آن خطاها، اساس و پایه سقوط مرا فراهم سازد...» (14) 1

آمریکا و انقلاب ایران

گری سیک می‏گوید:
«هیچ کس آماده مواجه شدن با انقلاب ایران نبود.دولت کارتر نیز در برابر اوجگیری انقلاب و فروپاشی سریع رژیم شاهنشاهی ایران غافلگیر شد [...] شاه و اطرافیانش نیز از آنچه در ماههای آخر سال 1978 (1357 شمسی) در ایران روی داد، تصور درستی نداشتند، حتی تا چند هفته پس از پیروزی انقلاب، نتوانستند درباره علل سقوط رژیم، تحلیل منطقی به عمل آورند [...] برای ما، قبول این نکته، که در برابر انقلاب غافلگیر شدیم، محتملا دشوار است.تعارض عمیق، بین واقعیت وانتظارات ما، بر پایه گزارشات، برآورد و تحلیلهایی بود که معمولا بدان متکی بودیم...» (15) 1
آمریکایی‏ها، عدم موفقیت‏سازمانهای «سیا» ، «موساد» را در بر آورد صحیح از اوضاع ایران یکی از عوامل غافلگیر ماندن خود می‏دانند.همچنین ناتوانی آژانسهای اطلاعاتی ایالات متحده، در برقراری تماس با اپوزیسیون، بی‏خبر ماندن از فعالیتهای مدارس مذهبی و مساجد و ضبط و مطالعه سخنرانیهای آیت الله خمینی در دوران تبعید، از عوامل مهم دیگر این غافلگیری به حساب آمده است.
به روایت‏سیک:
«حتی پس از آنکه معلوم شد سازماندهی جنبش، در مساجد به نام [آیت الله] خمینی صورت می‏گیرد و انقلاب توده‏ها را در بر گرفته است، ناظران پیش بینی می‏کردند که هدف نیروهای مذهبی، برکناری شاه است و پس از آن فعالیت آنها در قلمرو سیاسی بسیار محدود خواهد شد و اهمیت نقش «مسجد» که به منزله «تسمه انقلاب‏» بود، کاهش خواهید یافت...» (16) 1
در پیام نوامبر 1978 (آذر 1357) سولیوان به واشینگتن، تحت عنوان «فکر کردن به آنچه فکر نکردنی است‏» گفته شده بود که آیت الله خمینی پس از بازگشت‏به ایران، نقشی نظیر «گاندی‏» را خواهد داشت و توجه چندانی به امور سیاسی و اینکه چه کسی قدرت را به دست گیرد، نخواهد نمود. (17) 1
جمیز بیل، نویسنده و محقق آمریکایی در آذر 1357 (دسامبر 1978) در مقاله‏ای تاکید کرده بود که «روحانیون مستقیما در ساختار دولت، مشارکت نخواهند کرد» وی در تحلیل 20 صفحه‏ای خود پیرامون انقلاب ایران و روند آن، تنها یک بار، از آیت الله آن هم در مورد تبعید وی در سال 1343، نام برده بود و اشاره‏ای به جمهوری اسلامی نکرده بود. (18) 1
ریچارد فالک، استاد سرشناس دانشگاه آمریکایی پرینستون، یکی از فعالان سازمان‏حقوق بشر، که در اوایل ژانویه 1979 به ایران سفر کرده بود و سپس در پاریس با امام خمینی ملاقات نمود (19) 1 در مقاله‏ای که در نیویورک تایمز انتشار یافت آیت الله خمینی و جنبش او را مورد ستایش قرار داد و بر این نکته تاکید کرد که آیت الله و اطرافیانش افراد میانه‏رو و مترقی هستند.بخصوص در زمینه اصول و حقوق بشر و پیشرفتهای اقتصادی و اجتماعی ایران علاقه و توجه خاص دارند.فالک در پایان گفته بود «انتظار می‏رود ایران به صورت یک رژیم نمونه مردمی در میان کشورهای جهان سوم درآید.» (20)
سه سال بعد، ریچارد فالک در یک گفت و شنود دانشگاهی، رژیم جمهوری اسلامی را، بدترین رژیم تروریستی بعد از دوران هیتلر دانست. (21) 2

تحلیلهای عوام پسندانه

پس از رفتن شاه و برقراری رژیم جمهوری اسلامی، بسیاری از تحصیل کردگان و روشنفکران، بخصوص ایرانیانی که به عناوین مختلف به کشورهای غربی و بخصوص آمریکا مهاجرت کردند، در تحلیلهای مربوط به سقوط رژیم سلطنت و پیروزی انقلاب و ایجاد جمهوری اسلامی، همان نغمه پیشین را، مبنی بر اینکه هیچ نوع تغییر و تحولی در ایران بدون خواسته و نظر خارجیان انجام شدنی نیست، ساز کردند و رفتن شاه و تغییر رژیم ایران را، طرح و نقشه از پیش تهیه شده انگلیس و آمریکا دانستند و این فکر پوچ و بی‏محتوا را در میان عوام الناس تبلیغ کردند.
اشرف پهلوی، خواهر شاه، در یک مصاحبه رادیویی گفت:
«من مطمئن هستم که ملاها تنها نبودند.این حرکت هماهنگ شده‏ای بود که خارجیان نیز در آن دست داشتند.همین وضع درباره پدرم صدق می‏کند.با برادرم نیز به همین منوال عمل کردند.بیگانگان می‏دیدند که ایران دارد خیلی قدرتمند می‏شود [...] ده سال دیگر، ایران ژاپن دیگری می‏شد، آنها نمی‏توانستند ژاپن دیگری را در آسیا تحمل کنند.» (22) 2
برای اشرف و بسیاری دیگر، القاء این اندیشه بین مردم، که انقلاب ایران ساخته وپرداخته بیگانگان می‏باشد، آسانتر است از اینکه درصدد درک و علل فروپاشی رژیم پهلوی و پیروزی انقلاب برآیند، دوستان و دشمنان واقعی خود را بشناسند، و میلیونها مردم ایران را تحقیر نکنند.
اگر باور داشته باشیم که بیگانگان در تعیین سرنوشت ما، و تغییر رژیم ایران دست داشته‏اند و بنا بر گفته اشرف قدرتمند شدن ایران به زیان خارجیان بود و سقوط شاه، در راستای منافع آنها قرار داشت، بلافاصله این سئوال مطرح می‏شود که غرب با ساقط کردن رژیمی که از جنبه‏های اقتصادی، سیاسی و نظامی با آن وابستگی تام و تمام داشت و متحد نیرومند نظامی و سیاسی و حافظ منافع استراتژیکی او، در خاورمیانه و خلیج فارس بود، چه سودی می‏برد و با حذف شاه و برقراری نظام جمهوری اسلامی چه نتیجه‏ای به دست آورد؟
پاسخ این سئوال را می‏توان به آسانی، با بررسی پیامدهای بعد از پیروزی انقلاب و نتایج دراز مدت آن بر منافع غرب و ایالات متحده آمریکا به دست آورد، خارج شدن ایران از جرگه متحدین آمریکا، قطع روابط سیاسی، اقتصادی و نظامی با آن کشور، برچیده شدن پایگاههای اطلاعاتی آمریکا از شمال ایران، گروگانگیری، درگیری نظامی در خلیج فارس....اهم نتایج‏سقوط شاه و برقراری رژیم جمهوری اسلامی بود.
سایروس ونس وزیر خارجه دولت کارتر می‏گوید:
«خارج شدن ایران از جرگه متحدین آمریکا و اداره کشور به وسیله رژیمی که دوست ما نیست، به منافع سیاسی، امنیتی و استراتژیکی ما، در جنوب غربی آسیا، سخت لطمه وارد ساخت....» (23) 2
زبیگنیو برژینسکی، مشاور امنیتی کارتر، سقوط شاه را برای رئیس جمهوری آمریکا، مصیبت‏بزرگی دانسته که نتایج‏سیاسی موافقت نامه کمپ دیوید (قرارداد صلح مصر و اسرائیل) را خنثی کرد.کوششهای او را در عادی ساختن روابط آمریکا با چین بی‏اثر ساخت و به شخصیت‏سیاسی پرزیدنت کارتر به عنوان یک رهبر جهانی، در اواسط اولین دوره ریاست جمهوری او لطمه وارد کرد و سرانجام به گروگان گرفته شدن آمریکاییها، موجبات شکست‏سیاسی او را فراهم نمود. (24)
پرزیدنت جیمی کارتر، رئیس جمهوری آمریکا پس از شکست در مبارزان انتخاباتی دور دوم چنین می‏گوید:
«این نکته بسیار جالب توجه است که سرنوشت‏یک رئیس جمهوری در مبارزات سخت انتخاباتی، با رقیب آمریکایی‏اش نه در میشیگان یا پنسیلوانیا و یا در نیویورک، بلکه در ایران، تعیین شود!» (25) 2
آمریکاییها، شاه را بیش از هر کس مسئول وخیمتر شدن بحران ایران می‏دانند و در توجیه ادعای خود می‏گویند، او هر نوع تغییر و تصحیح در روند سیاسی را مشکل می‏پنداشت.وی با سی و هفت‏سال تجربه، سرنوشت آینده کشورش را در معرض «قمار» گذاشته بود و همه امید و آرزوهایش را در توسعه و پیشرفت‏سریع و قدرتمند کردن بنیه نظامی خلاصه کرده بود.در نتیجه، شکست این سیاست‏به حساب او گذاشته شد و به بهای نارضایتی شدید مردم و سقوط او انجامید... (26) 2
شاه، در اوایل سال 1355 دریافت که برنامه «انقلاب‏» او با مشکل روبه‏رو شده و کارها «روبه‏راه‏» نیست.در این موقع سعی کرد روند طرحهای پیشرفت اقتصادی را کند نماید و در زمینه ایجاد فضایی باز سیاسی اقداماتی انجام دهد، اما انجام این کارها، نیاز به تجدید نظر کلی در استراتژی بود که طی بیست‏سال برای آن سرمایه گذاری کرده بود، از سوی دیگر بیمار بود و بنیه و توانایی او، برای مقابله با مشکلات، به پایان رسیده بود.بررسی اقدامات و تصمیم گیریهای ضد و نقیض شاه طی پانزده ماه آخر زمامداریش نشان می‏دهد که برای انتخاب سیاست جدیدی در جهت تغییر ساختار سیاسی کشور توانایی نداشت.وی در چهار دیوار کاخ نیاوران، در محاصره مشاوران ناصالح و مطیع و بله قربان گویی بود که با احساس خطر، در صدد انتقال اموال و دارایی خود، به خارج، و فرار از کشور بودند.
به رغم تظاهرات گسترده در بهار و تابستان 1357 شواهد موجود حاکی است که شاه پس از فاجعه 17 شهریور در میدان ژاله به عمق نارضایی و مخالفت عمومی علیه رژیم خود پی برد، ولی در آن موقع فرصت‏برای حل بحران سیاسی از دست رفته بود، و کنترل زد و خوردهای خیابانی، به شیوه معمول، به وسیله نیروهای انتظامی نیز، کاربرد نداشت.در این موقع شاه با مسئله بسیار دشواری روبه‏رو بود، یا باید در ساختار سیاسی که طی بیست و پنج‏سال گذشته، برای ایجاد آن بهای گزافی پرداخته بود، به کلی تجدید نظر کند و یا برای حفظ آن به خونریزی متوسل شود.شاه در آن موقع توانایی و تمایل به انتخاب هیچ یک از این دو راه حل را نداشت، در نتیجه، چند ماه آخر را، به امید تغییر اوضاع به دفع الوقت و مانورهای ضد و نقیض پرداخت.
بحران، ابعاد وسیعتری پیدا می‏کرد و کل سیستم را در بر گرفته بود.ادعای کسانی که می‏گویند سیاست‏حقوق بشر دولت کارتر، قدرت مانور شاه را در مقابله با بحران فلج کرده بود، وارد نیست، هر چند او از مطرح کردن و به کارگیری سیاست‏حقوق بشر ناراضی و ناراحت‏بود، ولی در هیچ یک از مصاحبه‏ها و گفتگوهایش، این موضوع را، عامل سقوط رژیم خود ندانست.

راهی که به بن بست می‏رسید

واکنش واشینگتن در برابر بحران ایران ناچیز نبود، حفظ و دفاع از منافع امنیتی در خلیج فارس، از مسائل مهم و مورد توجه پرزیدنت کارتر و مشاوران سیاسی او به شمار می‏رفت، ولی آنها به تدریج وسعت و عمق خطر را درک کردند و هنگامی که به اهمیت آن پی بردند، روش تصمیم گیری آنها، هماهنگی و نظم و ترتیب نداشت.
این مسئله ناشی از چند عامل به شرح زیر بود:
1. دولت کارتر، وارث سیاست دولتهای گذشته بود، تصمیمات ریچارد نیکسون و هنری کیسینجر در سال 1351 (1972) در سپردن مسئولیت‏حفظ منافع امنیتی آمریکا در خلیج فارس به شاه، امری بی‏سابقه، مهم و غیر قابل توجیه بود.به بیان دیگر، آزادی عمل دولت ایالات متحده، در این بخش از جهان، با اوضاع و تحولات داخلی ایران و قوت و ضعف رژیم شاه ارتباط داشت.این سیاست، میراث پنج‏سال گذشته بود و تا انتقال حکومت‏به کارتر، بدون برخورد با مشکل قابل توجهی ادامه یافت.
2. اعتماد به شاه، ایالات متحده را از کسب اطلاعات سرویسهای مستقل اطلاعاتی آمریکا، و در نتیجه اوضاع داخلی ایران محروم کرده بود، همچنین درگیری واشینگتن با مسائل سیاسی جهانی، بخصوص، مذاکرات صلح مصر و اسرائیل در کمپ دیوید، موجب غافل ماندن دولت آمریکا، از چگونگی بحران ایران گردید.
3. اختلاف نظر وزارت امور خارجه، با شورای امنیت ملی در کاخ سفید، بر سرتصمیم گیری درباره ایران و نیز، گزارشات خوشبینانه ویلیام سولیوان سفیر آمریکا، تا دو ماه پیش از رفتن شاه از عوامل دیگر ناهماهنگی در تصمیم گیریها بود.
برژینسکی تحت تاثیر نظریات اردشیر زاهدی، سفیر ایران در واشینگتن بود، زاهدی و پدرش سرلشکر فضل الله زاهدی، از عوامل اصلی کودتای خائنانه انگلیسی - آمریکایی 28 مرداد 1332، در براندازی دولت ملی مصدق بودند.اردشیر زاهدی، در اوج انقلاب ایران، رؤیای کودتای دیگری را در سر داشت و تا بدان حد از واقعیات دور بود که محمد رضا شاه نیز او را مردی نادان و سبکسر دانست و در یک مورد به سولیوان توصیه کرد به واشینگتن اطلاع دهد که زاهدی اوضاع داخلی ایران را درک نمی‏کند و با واقعیات، میانه‏ای ندارد. (27) 2
زاهدی طرفدار حل بحران ایران از طریق نظامی یا دولت نظامی، و در صورت لزوم، کودتای نظامی بود.در میان فرماندهان و سران ارتش ایران، افسرانی بودند که اگر به آنها «چراغ سبز» نشان داده می‏شد، از اعمال خشونت و خونریزی ابا نداشتند، ارتشبد غلامعلی اویسی و سرلشکر منوچهر خسروداد، از این گروه بودند.زاهدی در اواخر پاییز 1357 با موافقت‏برژینسکی به تهران آمد و پیوسته شاه را به اجرای سیاست‏سرکوب تشویق می‏کرد و با برژینسکی ارتباط تلفنی منظم داشت.
پس از رفتن شاه (26 دی 1357) بحث درباره کودتا، همچنان ادامه داشت.برژینسکی با تکیه بر گزارشهای خوشبینانه نسبت‏به ارتش ایران از جنبه قابلیت تاکتیکی، حتی پس از پیروزی انقلاب، اصرار در راه حل نظامی داشت!

کارتر و بحران ایران

به طوری که گفتیم، پرزیدنت کارتر طراح روابط استراتژیکی ایالات متحده و ایران نبود.او، وارث سیاستی بود که سالها پیش آمریکا از جنبه استراتژیکی با رژیم شاه مربوط کرده بود.وی همواره نسبت‏به این سیاست ناخشنود بود.کارتر، نتایجی را که با سقوط شاه، نصیب ایالات متحده گردید، پذیرفت.اما در همان زمان، تعهدی را که در پشتیبانی از انورسادات رئیس جمهوری مصر به عهده گرفته بود، نسبت‏به حفظ شاه نداشت.به گفته گری سیک «روش کارتر در طول بحران ایران، بیشتر جنبه وظیفه و تکلیف داشت تا احساس تعهد.» (28) 2
کارتر ذاتا مردی صلح جو، ترقیخواه و اصلاح طلب بود و در این راه، از هیچ کوششی دریغ نمی‏کرد.مسئله بحران ایران، برای ایالات متحده آمریکا، موضوع استراتژی نظامی و موازنه قدرت بود، موضوعی که رئیس جمهوری تمایل درگیر شدن با آن را نداشت. تلاش طراحان استراتژی نظامی در دولت، مانند برژینسکی و شلزینگر برای متقاعد ساختن او، در حمایت از موضع آمریکا در قبال ایران و قبول خطر، بی‏ثمر ماند.
پرزیدنت کارتر، در طول بحران ایران، آن طور که مسائل دیگر سیاسی را رسیدگی می‏کرد مسائل ایران را، به طور جدی، و روزانه پیگیری نمی‏کرد.وی در چند مورد با صراحت‏خاطرنشان ساخت که نقش ایالات متحده، کمک به شاه برای نجات او می‏باشد ولی از قبول مسئولیت در تصمیم گیریهایی که شاه، آماده برای انجام آن نبود، امتناع داشت، همچنین با سیاستهایی که منجر به مداخله نظامی ایالات متحده می‏گردید، مخالف بود. (29)
ایالات متحده آمریکا، از نتایج‏سقوط رژیم شاه آسیب فراوان دید.ماهیت ضد آمریکایی انقلاب ایران، بحران گروگانگیری و برخوردهای نظامی در خلیج فارس در جنگ تحمیلی از جمله پیامدهای ناشی از روابط گذشته دو کشور بود.بدون تردید، نتایج انقلاب ایران سالیان دراز بر منافع آمریکا و غرب خودنمایی خواهد کرد.

پی نوشت:

1. متن مواد 2 و 3 بیانیه‏ای که کریم سنجابی امضا کرد و جبهه ملی آن را منتشر ساخت، بدین شرح بود:
بند (2) - جنبش ملی اسلامی ایران نمی‏تواند با وجود بقاء نظام سلطنتی غیر قانونی، با هیچ ترکیب حکومتی موافقت‏بنماید.
بند (3) - نظام حکومت ملی ایران باید بر اساس موازین اسلام و دموکراسی و استقلال، به وسیله مراجعه به آراء عمومی تعیین گردد.
2. درسهایی از مرجع معظم جامعه شیعه، پیرامون مسئله ولایت فقیه، 13 ذیقعده 1389 (1 بهمن 1348)، صفحات 1 تا 9.
3. درسهایی از مرجع معظم جامعه شیعه، پیرامون ولایت فقیه، درس پنجم، 19 ذیقعده 1389 (7 بهمن 1348)، صفحات 34- 33.
4. همان، درس سوم 17 ذیقعده 1389 (5 بهمن 1348)، صفحه 180.
5. RadJi,parviz;in the Service of the peacock Throne (London,Hamish Hamilton,1983) , pp.52 and 118.
6. RadJi;Ibid.,p.47.
7. Uri Lubrani.
8. مصاحبه در برنامه رادیو بی.بی.سی، تحت عنوان: سقوط شاه که در تاریخ 16 و 23 مارس 1983 اجرا شد.
9. سازمان برنامه و بودجه 1356 و بانک توسعه صنعتی و معادن، گزارش سالانه، 1356.
10. Sick;op.cit.,p.163.
11. Sullivan;op.cit.,p.44 -57.
12. چهل سال در صحنه، خاطرات دکتر جلال عبده، مؤسسه خدمات فرهنگی رسا، 1368، صفحه 604.
13. پرویز راجی، در خدمت تخت طاووس، دوشنبه 20 دی 1355 (10 ژانویه 1977) این کتاب زیر عنوان، خدمتگذار تخت طاووس به وسیله ح.ا.مهران، در سال 1364 به فارسی ترجمه شده است.
14.pahlavi;op.cit.,p.34.
15. Sick;Ibid.,pp.157 -162.
16. Sick;ibid.,p.164.
17. Sick;p.165.
18. Foreign Affairs,winter 1978 -1979,pp.323 -324.
19. شرح این ملاقات در بخش دیدار شخصیتهای خارجی با امام خمینی آمده است.
20. trusting Khomeini,New York Times,Feb.16,1979.
21. Sick;Ibid.,p.166.
22. نقل از مصاحبه اشرف در رادیو بی.بی.سی، 16 و 23 سپتامبر 1982.
23. vance;Hard choices.p,374.
24. Brzezinski;power and principle,p.398.
25. Hamilton Jordan;crisis.p.362.
26. Sick;op.cit.,p.169.
27. Sullivan;op.cit.,p,193.
28. Sullivan;op.cit.,p.193.
29.Sick;Ibid.,174.

منبع: تاریخ سیاسی بیست و پنج‏ساله ایران، ج 2
جمعه 20/11/1391 - 20:27
نویسنده: علی اکبر مدنی




 
چکیده: در روزهای دهم و یازدهم فروردین سال 1358 و در پی سقوط نظام شاهنشاهی در بهمن 57، مردم ایران از طریق همه پرسی، به استقرار نظام جمهوری اسلامی رأی دادند و روز 12 فروردین ماه که روز اعلام پذیرش جمهوری اسلامی از سوی ملت ایران بود، به عنوان روز جمهوری اسلامی نامگذاری شد.
در این رفراندوم علاوه بر گروه‌های مختلف اجتماعی، همه احزاب اسلامی به جمهوری اسلامی رأی مثبت دادند و از میان گروه‌های لیبرال و مارکسیست نیز جبهه ملی و حزب توده در انتخابات شرکت جسته و به جمهوری اسلامی آری گفتند. اما گروه‌هایی چون چریک‌های فدایی خلق، پیکار در راه آزادی طبقه کارگر و جبهه دموکراتیک ملی رفراندوم را تحریم کردند.1 البته با شرکت گسترده و رأی 2‌/‌98 درصدی مردم به جمهوری اسلامی روشن شد که این گروه‌ها وزن چندانی در صحنه سیاسی ایران ندارند.
پیش از برگزاری رفراندوم جمهوری اسلامی، نهادهای موقتی بوسیله امام خمینی شکل گرفته بودند که وظیفه‌شان اداره موقت کشور پس از سقوط دولت پهلوی و تشکیل نهادهای قانونی از طریق مراجعه به آرای عمومی بود. علاوه بر شورای موقت انقلاب اسلامی که در آذر 57 شکل گرفت و تقریبا به عنوان نهاد قانونگذاری موقت عمل می‌کرد، امام خمینی در 16 بهمن 57 مهندس مهدی بازرگان را به عنوان نخست وزیر مأمور تشکیل دولت موقت کردند و چهار وظیفه مهم را بر عهده آن نهادند:
1. برگزاری رفراندوم تعیین نظام
2. تشکیل مجلس موسسان و تصویب قانون اساسی
3. برگزاری انتخابات ریاست جمهوری
4. برگزاری انتخابات مجلس2
گذر از این مراحل که امام خمینی تأکید خاصی بر سرعت بخشیدن به آن داشتند، کار چندان ساده‌ای نبود. زیرا تنها اندکی پس از پیروزی انقلاب، حوادثی چون ترور چهره‌های نزدیک به رهبری انقلاب، بمب‌گذاری در نقاط مختلف کشور از سوی عناصر شناخته یا ناشناس با عناوین مجعول، جنگ داخلی در کردستان، گنبد و خرمشهر و آشوب‌های دامنه دار شهری که گروه‌های مسلح مانند مجاهدین و فدائیان پای ثابت آن بودند، کشور را در بحرانی عمیق فروبرد. اما آینده نشان داد که اگر نهادهای قانونی نظام با سرعت شکل نمی‌گرفتند، سیر حوادثی که در سال‌های 58 تا 60 روی داد، به گونه‌ای دیگر پیش می‌رفت و در نبود ساز و کار روشن و راهگشا برای برون رفت از بحران، ایران در شرایطی که با انواع توطئه‌های خارجی و یورش گسترده رژیم عراق روبرو بود، تا لبه پرتگاه پیش می‌رفت.
به هر روی، دولت موقت پس از انجام رفراندوم قانون اساسی، به تهیه پیش‌نویس قانون اساسی اقدام کرد تا در ابتدا در شورای انقلاب، بررسی و تصویب شود. سپس آن پیش‌نویس به رهبر انقلاب عرضه شد که با انجام اصلاحات جزیی توسط ایشان به تصویب رسید و آن‌گاه نوبت تشکیل مجلس مؤسسان رسید. در شورای انقلاب کسانی چون آیت‌الله محمود طالقانی، آیت‌الله موسوی اردبیلی، مهندس مهدی بازرگان و ابوالحسن بنی‌صدر بر تشکیل مجلس مؤسسان اصرار داشتند، اما پیشنهاد عده‌ای دیگر از جمله مهندس عزت‌الله سحابی تشکیل مجلس کوچک‌تری به نام مجلس خبرگان قانون اساسی بود و چون در این باره توافقی حاصل نشد، با مراجعه به نظر امام خمینی، نظر دوم یعنی تشکیل مجلس کوچک‌تر ملاک عمل قرار گرفت. با این حال، گروه‌های چپ مارکسیستی و مجاهدین خلق با تشکیل مجلس خبرگان به مخالفت پرداختند و خواستار تشکیل مجلس مؤسسان مرکب از نمایندگان همه گروه‌های قومی و مذهبی و طبقات اجتماعی شدند.3
با برگزاری انتخابات مجلس خبرگان قانون اساسی در 12 مرداد ماه، 75 نفر انتخاب شدند که اکثریتشان از نامزدهای حزب جمهوری اسلامی بودند. نیروهایی که بعدا به ملی ـ مذهبی معروف شدند در رده دوم قرار می‌گرفتند. اما نامزدهای اختصاصی مجاهدین خلق از جمله مسعود رجوی هیچ کدام رأی لازم را کسب نکردند و از این رو مدعی تقلب در انتخابات شدند.4
مجلس خبرگان در 28 مردادماه با حضور 74 نفر از منتخبین مردم افتتاح شد. فرد غایب عبدالرحمن قاسملو دبیرکل حزب دموکرات کردستان بود که به دلیل شروع جنگ کردستان و غیرقانونی شدن حزب دموکرات در این مجلس شرکت نکرد. با توجه به اکثریت حزب جمهوری اسلامی در مجلس خبرگان و با تلاش کسانی چون آیت‌الله منتظری و شهید آیت‌الله بهشتی اصل ولایت فقیه به پیش‌نویس قانون اساسی افزوده شد و به رغم مخالفت جدی نیروهای لیبرال حاضر در مجلس، به تصویب رسید. با این اقدام، بار دیگر مجاهدین خلق و مارکسیست‌ها که نماینده‌ای در مجلس نداشتند، به مخالفت با قانون اساسی پرداختند.5 اما این قانون نهایتا با نظر اکثریت اعضای مجلس تصویب شد و به رغم تحریم رفراندوم آن از سوی مجاهدین خلق و گروه‌های مارکسیستی در 12 آذرماه 58 با مراجعه به آرای عمومی، مورد تأیید ملت ایران قرار گرفت.
با تصویب قانون اساسی، نوبت به انتخابات ریاست جمهوری رسید. اما پیش از آن در نیمه آبان ماه 58 و به دنبال تصرف سفارت آمریکا توسط دانشجویان مسلمان پیرو خط امام، دولت موقت استعفا داده و وظایف آن از جمله برگزاری انتخابات ریاست جمهوری بر عهده شورای انقلاب قرار گرفته بود. در مهلت تعیین شده برای ثبت نام نامزدها، بیش از 120 نفر داوطلب شدند. طبق قانون صلاحیت این افراد باید به تأیید مراجع صالحه (در اولین انتخابات ریاست جمهوری شخص رهبر انقلاب) می‌رسید، اما امام خمینی که بر شکل‌گیری سریع نهادهای قانونی اصرار داشتند، طی پیامی با استثنایی خواندن وضع کشور خاطر نشان ساختند که چون شناسایی بیش از یکصد نفر محتاج به زمانی طولانی است و تأخیر در این حال استثنایی به صلاح ملت و کشور نیست، به این جهت و جهات دیگر امر صلاحیت را اینجانب به ملت واگذار نمودم که خود سرنوشت کشور را تعیین نمایند.6
با شروع رقابت‌ها روشن شد که رقابت اصلی بین حزب جمهوری اسلامی و ابوالحسن بنی‌صدر است و مجاهدین خلق نیز با نامزدی مسعود رجوی سعی می‌کردند در انتخابات حضور فعالی داشته باشند. گروه‌های چپ نیز حول محور این سازمان دست به ائتلاف زده بودند. اما امام خمینی پیش از انتخابات اعلام کردند کسانی که به قانون اساسی جمهوری اسلامی رأی نداده اند (و لاجرم نهادهای برآمده از این قانون را قبول ندارند) نباید برای انتخابات نامزد شوند. از این رو مسعود رجوی که چشم اندازی هم برای پیروزی اش وجود نداشت، کناره‌گیری کرد. در این بین، بنی صدر نیز در آخرین روزها با استناد به اصلیت غیر ایرانی، جلال‌الدین فارسی، نامزد حزب جمهوری اسلامی او را وادار به کناره‌گیری کرد و در شرایطی که حزب جمهوری اسلامی فرصت کافی برای معرفی و تبلیغ نامزد تازه خود (حسن حبیبی) نداشت، بنی صدر در انتخاباتی که دو سوم واجدین شرایط در آن شرکت کرده بودند، موفق به کسب اکثریت آرا شد و به عنوان اولین رئیس‌جمهور ایران معرفی گردید.(5 بهمن 1358) او البته پیش از انتخابات طی سخنانی به مخالفت با کناره‌گیری رجوی از انتخابات پرداخت و کوشید تا آرای هواداران او را به نفع خود جلب کند. 7
پس از آن نوبت به انتخابات مجلس شورای اسلامی رسید. این بار نیز گروه‌های مخالف با محوریت مجاهدین خلق عزم جزم کردند تا هر طور شده عده‌ای از عناصر خود بویژه مسعود رجوی را به مجلس راه دهند. انتخابات مجلس شورای اسلامی با تصویب شورای انقلاب دو مرحله‌ای شد. در مرحله اول انتخابات که 24 اسفند 58 برگزار شد، حزب جمهوری اسلامی اکثریت را بدست آورد و تعداد زیادی از نامزدهایش به دور دوم راه یافتند. از نهضت آزادی و جبهه ملی نیز چند نفری انتخاب شدند. اما از نامزدهای مارکسیست حتی یک نفر نیز به مجلس راه نیافت و حتی کسی هم به دور دوم نرفت. از مجاهدین خلق فقط مسعود رجوی به دور دوم رفت.
در مرحله دوم مهندس مهدی بازرگان که در این زمان عضو شورای انقلاب بود، طی نامه‌ای خطاب به مردم از آن‌ها خواست تا به مسعود رجوی رأی بدهند.8 استدلال او این بود که تمامی گروه‌ها و به طور خاص مجاهدین خلق که مهم ترین گروه سیاسی خارج از حاکمیت بودند، در مجلس حضور داشته باشند تا مجلس برآیند جامعه و محور وفاق ملی باشد.9 با این حال، در این مرحله که روز 19اردیبهشت 59 برگزار شد، پیروزی حزب جمهوری اسلامی چشمگیرتر از مرحله اول بود و مسعود رجوی نیز به رغم پشتیبانی همه نیروهای مخالف از او، حایز آرای لازم نشد.
بدین ترتیب مجلس شورای اسلامی به عنوان حلقه مهمی از ساختار جمهوری اسلامی در هفتم خرداد سال 59 افتتاح شد. پس از تأیید اعتبارنامه‌ها، نخستین جلسه رسمی مجلس با حضور اعضای شورای نگهبان که پیشتر با ترتیبات قانونی انتخاب شده بودند، تشکیل و در آن اکبر هاشمی‌رفسنجانی به ریاست مجلس برگزیده شد. قبل از این تحولات امام خمینی طبق قانون اساسی شهید آیت‌الله بهشتی را به سمت رئیس دیوان عالی کشور که در آن زمان بالاترین مقام قضایی بود انتخاب کرده و یکی دیگر از قوای سه گانه کشور را شکل داده بودند.
بدین ترتیب، تنها معرفی نخست وزیر به مجلس از سوی رئیس‌جمهور و اظهار تمایل مجلس به وی و تشکیل هیأت وزیران باقی مانده بود که آن نیز در ماه‌های بعد و به رغم اختلافات دامنه‌دار مجلس و رئیس‌جمهور بر سر نامزد نخست وزیری به انجام رسید و شهید محمدعلی رجایی به عنوان اولین نخست وزیر جمهوری اسلامی ایران معرفی شد. در همین اثنا در آخر شهریور 59 یورش همه جانبه رژیم عراق به مرزهای جنوبی و غربی کشور آغاز شد. در این شرایط اگر شکل‌گیری نهادهای قانونی نظام و تثبیت جمهوری اسلامی با تدبیر امام خمینی به سرعت طی نشده بود، بی‌شک نظام در رویارویی با بحران‌های داخلی و توطئه‌های خارجی با دشواری‌های بسیاری مواجه می‌شد.
منابع
1. بهروز، مازیار: شورشیان آرمان‌خواه، انتشارات ققنوس، تهران، 1384، ص184
2. دولت‌های ایران از میرزا نصرالله خان مشیرالدوله تا میرحسین موسوی، اداره کل آرشیو، اسناد و موزه ریاست جمهوری، تهران، 1378، ص 441
3. نشریه مجاهد، 1‌/‌5‌/‌58 ، ص1
4. همان منبع، 22‌/‌5‌/‌58 ، ص 2ـ1
5. نشریه راه کارگر، 27‌/‌12‌/‌58 ، ص 13 و نشریه مجاهد، 30‌/‌7‌/‌58 ، ص 2ـ1
6. صحیفه نور،
7. مجاهدین خلق پیدایی تا فرجام، مؤسسه مطالعات و پژوهش‌های سیاسی، تهران، 1385، ص 470
8. روزنامه کیهان، 16‌/‌2‌/‌59، ص 3
9. مجاهدین خلق پیدایی تا فرجام، ص 478
یاد ایام، شماره 55، پنجشنبه 26 فروردین 1389

جمعه 20/11/1391 - 20:25