تعداد مطالب : 42209
تعداد نظرات : 4495
زمان آخرین مطلب : 2604روز قبل
اشارات :: آبان 1387، شماره 114
امین عظیمی
1. تعدادی از اهالی ری خدمت امام صادق(ع) رسیدیند. حضرت فرمود:‌ آفرین بر برادران قمی ما. گفتند:‌ ما اهل ری هستیم (نه اهل قم). حضرت سخن خویش را تكرار فرمود و آنان چندین‌بار گفتند كه ما اهل قم نیستیم و حضرت هم چندین‌بار فرمود كه ای برادران قمی ما خوش آمدید. سپس حضرت فرمود:‌ «إِنَ لِلّهِ حَرَماً وَ هُوَ مَكَةُ وَ إِنَ لِلرَّسُولِ (ص) حَرَماً وَ هُوَ الْمَدِینَهُ وَ إِنَ لِأَمِیرِالْمُؤْمِنِینَ(ع) حَرَماً وَ هُوَ الْكُوفَهُ وَ إِنَ لَنَا حَرَماً وَ هُوَ بَلْدَهٌ قُمَّ وَ سَتُدْفَنُ فِیهَا امْرَأَهٌ مِنْ أَوْلَادِی تُسَمَّی فَاطِمَةَ فَمَنْ زَارَهَا وَ جَبَتْ لَهُ الْجَنَةُ؛ خداوند حرمی دارد كه مكه است و رسول خدا حرمی دارد كه مدینه است و برای امیرالمؤمنین حرمی دیگر است كه كوفه است و برای ما اهل‌بیت حرمی دیگر است كه آن شهر قم است و به زودی بانویی از اولاد من در آن دفن می شود كه نامش فاطمه است. پس هر كه او را زیارت كند بهشت بر وی واجب می شود».
راوی می گوید این سخن امام صادق(ع) پیش از ولادت حضرت فاطمه معصومه بود
2. امام صادق(ع) می فرماید:‌همانا قم كوفه كوچك است. آگاه باشید كه بهشت هشت در دارد كه سه در از آنها برای قم است. بانویی از اولاد من در آنجا از دنیا میرود كه نامش فاطمه دختر موسی است و با شفاعت این بانو تمام شیعیان وارد بهشت خواهند شد.
چهارشنبه 2/12/1391 - 0:22

نام شریف آن بزرگوار فاطمه و مشهورترین لقب آن حضرت، «معصومه» است. پدر بزرگوارش امام هفتم شیعیان حضرت موسى بن جعفر (ع) و مادر مكرمه اش حضرت نجمه خاتون (س) است . آن بانو مادر امام هشتم نیز هست . لذاحضرت معصومه (س) باحضرت رضا (ع) از یك مادر هستند.


ولادت آن حضرت در روز اول ذیقعده سال ١٧٣ هجرى قمرى در مدینه منوره واقع شده است. دیرى نپایید كه در همان سنین كودكى مواجه با مصیبت شهادت پدر گرامى خود در حبس هارون در شهر بغداد شد. لذا از آن پس تحت مراقبت و تربیت برادر بزرگوارش حضرت على بن موسى الرضا (ع) قرارگرفت.
در سال ٢٠٠ هجرى قمرى در پى اصرار و تهدید مأمون عباسى سفر تبعید گونه حضرت رضا (ع) به مرو انجام شد و آن حضرت بدون این كه كسى از بستگان و اهل بیت خود را همراه ببرند راهى خراسان شدند.
یك سال بعد از هجرت برادر، حضرت معصومه (س) به شوق دیدار برادر و ادای رسالت زینبی و پیام ولایت به همراه عده اى از برادران و برادرزادگان به طرف خراسان حركت كرد و در هر شهر و محلى مورد استقبال مردم واقع مى شد. این جا بود كه آن حضرت نیز همچون عمه بزرگوارشان حضرت زینب(س) پیام مظلومیت و غربت برادر گرامیشان را به مردم مؤمن و مسلمان مى رساندند و مخالفت خود و اهلبیت (ع) را با حكومت حیله گر بنى عباس اظهار مى كرد. بدین جهت تا كاروان حضرت به شهر ساوه رسید عده اى از مخالفان اهلبیت كه از پشتیبانى مأموران حكومت برخوردار بودند،سر راه را گرفتند و با همراهان حضرت وارد جنگ شدند، در نتیجه تقریباً همه مردان كاروان به شهادت رسیدند، حتى بنابر نقلى حضرت(س) معصومه را نیز مسموم كردند.
به هر حال ، یا بر اثر اندوه و غم زیاد از این ماتم و یا بر اثر مسمومیت از زهر جفا، حضرت فاطمه معصومه (س)بیمار شدند و چون دیگر امكان ادامه راه به طرف خراسان نبود قصد شهر قم را نمود. پرسید: از این شهر«ساوه» تا «قم» چند فرسنگ است؟ آن چه بود جواب دادند، فرمود: مرا به شهر قم ببرید، زیرا از پدرم شنیدم كه مى فرمود: شهر قم مركز شیعیان ما است. بزرگان شهر قم وقتى از این خبر مسرت بخش مطلع شدند به استقبال آن حضرت شتافتند; و در حالى كه «موسى بن خزرج» بزرگ خاندان «اشعرى» زمام ناقه آن حضرت را به دوش مى كشید و عده فراوانى از مردم پیاده و سواره گرداگرد كجاوه حضرت در حركت بودند، حدوداً در روز ٢٣ ربیع الاول سال ٢٠١ هجرى قمرى حضرت وارد شهر مقدس قم شدند. سپس در محلى كه امروز «میدان میر» نامیده مى شود شتر آن حضرت در جلو در منزل «موسى بن خزرج» زانو زد و افتخار میزبانى حضرت نصیب او شد.
آن بزرگوار به مدت ١٧ روز در این شهر زندگى كرد و در این مدت مشغول عبادت و راز و نیاز با پروردگار متعال بود.
محل عبادت آن حضرت در مدرسه ستیه به نام «بیت النور» هم اكنون محل زیارت ارادتمندان آن حضرت است.
سرانجام در روز دهم ربیع الثانى و «بنا بر قولى دوازدهم ربع الثانى» سال ٢٠١ هجرى پیش از آن كه دیدگان مباركش به دیدار برادر روشن شود، در دیار غربت و با اندوه فراوان دیده از جهان فروبست و شیعیان را در ماتم خود به سوگ نشاند .مردم قم با تجلیل فراوان پیكر پاكش را به سوى محل فعلى كه در آن روز بیرون شهر و به نام «باغ بابلان» معروف بود تشییع نمودند. همین كه قبر مهیا شد دراین كه چه كسى بدن مطهر آن حضرت را داخل قبر قرار دهد دچار مشكل شدند، كه ناگاه دو تن سواره كه نقاب به صورت داشتند از جانب قبله پیدا شدند و به سرعت نزدیك آمدند و پس از خواندن نماز یكى از آن دو وارد قبر شد و دیگرى جسد پاك و مطهر آن حضرت را برداشت و به دست او داد تا در دل خاك نهان سازد.
آن دو نفر پس از پایان مراسم بدون آن كه با كسى سخن بگویند بر اسب هاى خود سوار و از محل دور شدند.
بنا به گفته بعضی از علما به نظر مى رسد كه آن دو بزرگوار، دو حجت پروردگار: حضرت رضا (ع) و امام جواد (ع) باشند چرا كه معمولاً مراسم دفن بزرگان دین با حضور اولیا الهی انجام شده است.
پس از دفن حضرت معصومه(س) موسى بن خزرج سایبانى از بوریا بر فراز قبر شریفش قرار داد تا این كه حضرت زینب فرزند امام جواد(ع) به سال ٢٥٦ هجرى قمرى اولین گنبد را بر فراز قبر شریف عمه بزرگوارش بنا كرد و بدین سان تربت پاك آن بانوى بزرگوار اسلام قبله گاه قلوب ارادتمندان به اهلبیت (ع). و دارالشفای دلسوختگان عاشق ولایت وامامت شد.

سرچشمه دانش
حضرت معصومه (س) در خاندانی که سرچشمه علم و تقوا و فضایل اخلاقی بود، پرورش یافت. پس از آنکه پدر بزرگوار آن بانوی گرامی به شهادت رسید، فرزند ارجمند آن امام، یعنی حضرت رضا (ع) عهده دار امر تعلیم و تربیت خواهران و برادران خود شد و مخارج آنان را نیز بر عهده گرفت. در اثر توجهات زیاد آن حضرت، هر یک از فرزندان امام کاظم (ع) به مقامی والا دست یافتند و زبانزد همگان گشتند. ابن صباغ ملکی در این باره میگوید: «هر یک از فرزندان ابی الحسن موسی معروف به کاظم، فضیلتی مشهور دارد». بدون تردید بعد از حضرت رضا (ع) در میان فرزندان امام کاظم (ع)، حضرت معصومه (س) از نظر علمی و اخلاقی، والامقام ترین آنان است. این حقیقت از اسامی، لقب ها، تعریف ها و توصیفاتی که ائمه اطهار (ع) از ایشان نموده اند، آشکار است و این حقیقت روشن می سازد که ایشان نیز چون حضرت زینب (س) «عالمه غیر معلمه» بوده است.
مظهر فضایل
حضرت فاطمه معصومه (س) مظهر فضایل و مقامات است. روایات معصومان (ع) فضیلت ها و مقامات بلندی را به آن حضرت نسبت می دهد. امام صادق (ع) در این باره می فرمایند: «آگاه باشید که برای خدا حرمی است و آن مکه است؛ و برای پیامبر خدا حرمی است و آن مدینه است. و برای امیرمؤمنان حرمی است و آن کوفه است. بدانید که حرم من و فرزندانم بعد از من، قم است. آگاه باشید که قم، کوفه کوچک ماست، بدانید بهشت هشت دروازه دارد که سه تای آن ها به سوی قم است. بانویی از فرزندان من به نام فاطمه، دختر موسی، در آن جا رحلت می کند که با شفاعت او، همه شیعیان ما وارد بهشت  می شوند.»
مقام علمی حضرت معصومه (س)
حضرت معصومه (س) از جمله بانوان گرانقدر و والا مقام جهان تشیع است و مقام علمی بلندی دارد. نقل شده که روزی جمعی از شیعیان، به قصد دیدار حضرت موسی بن جعفر (ع) و پرسیدن پرسش هایی از ایشان، به مدینه منوره مشرف شدند. چون امام کاظم (ع) در مسافرت بود، پرسش های خود را به حضرت معصومه (س) که در آن هنگام کودکی خردسال بیش نبود، تحویل دادند. فردای آن روز برای بار دیگر به منزل امام رفتند، ولی هنوز ایشان از سفر برنگشته بود. پس به ناچار، پرسش های خود را باز خواستند تا در مسافرت بعدی به خدمت امام برسند، غافل از این که حضرت معصومه (س) جواب پرسش ها را نگاشته است. وقتی پاسخ ها را ملاحظه کردند، بسیار خوشحال شدند و پس از سپاسگزاری فراوان، شهر مدینه را ترک گفتند. از قضای روزگار در بین راه با امام موسی بن جعفر (ع) مواجه شده، ماجرای خویش را باز گفتند. وقتی امام پاسخ پرسش ها را مطالعه کردند، سه بار فرمود: پدرش فدایش.
فضیلت زیارت
دعا و زیارت، پر و بال گشودن از گوشه تنهایی، تا اوج با خدا بودن است. دعا و زیارت، جامی است زلال از معنویت ناب درکام عطشناک زندگی؛ و زیارت حرم معصومه (س)، بارقه امیدی در فضای غبارآلود زمانه، فریاد روح مهجور در هنگامه غفلت و بی خبری، و نسیمی فرحناک و برخاسته از باغستان های بهشت است. زیارت مرقد فاطمه معصومه (س)، به انسان اعتماد به نفس می دهد، و او را از غرق شدن در گرداب نومیدی باز می دارد و به تلاش بیشتر دعوت می کند. زیارت مزار با صفای کریمه اهل بیت (س)، سبب می شود که زائر حرم، خود را نیازمند پروردگار ببیند، در برابر او خضوع کند، از مرکب غرور و تکبر- که سرچشمه تمامی بدبختی ها و سیه روزی هاست- فرو آید و حضرت معصومه (س) را واسطه درگاه پروردگار عالمیان قرار دهد. بر همین اساس است که برای زیارت آن حضرت، پاداش بسیار بزرگی وعده داده شده و آن، ورود به بهشت است. در این باره از امام جواد (ع) نقل شده که فرمود: «هر کس عمه ام را در قم زیارت کند، بهشت از آن اوست».
برگزیدن شهر قم
پس از آنکه حضرت معصومه (ع) به شهر ساوه رسید، بیمار شد. چون توان رفتن به خراسان را در خود ندید، تصمیم گرفت  به قم برود. یکی از نویسندگان در این باره که چرا حضرت معصومه (س) شهر قم را برگزید، می نویسد: «بی تردید می توان گفت که آن بانوی بزرگ، روی ملهم و آینده نگر داشت و با توجه به آینده قم و محوریتی که بعدها برای این سرزمین پیش  می آید - محوریتی که آرامگاه ایشان مرکز آن خواهد بود - بدین دیار روی آورد. این جریان به خوبی روشن می کند که آن بانوی الهی، به آینده اسلام و موقعیت این سرزمین توجه داشته و خود را با شتاب بدین سر زمین رسانده و محوریت و مرکزیت آن را با مدفن خود پایه ریزی کرده است.
غروب غمگین
حضرت فاطمه (س) پس از  ورود به شهر قم، تنها هفده روز در قید حیات بود و سپس دعوت حق را لبیک گفت و به سوی بهشت برین پرواز کرد. این حادثه در سال 201 هجری رخ داد. سلام بر این بانوی بزرگوار اسلام از روز طلوع تا لحظه غروب. درود بر روح تابناک معصومه (س) که اینک آفتاب حرم باصفایش، زمین قم را نورانی کرده است. سلام بر سالار زنان جهان و فرزند پیام آوران مهر و مهتران جوانان بهشتی. ای فاطمه! در روز قیامت، شفیع ما باش که تو در نزد خدا، جایگاهی ویژه برای شفاعت داری.
زیارت حضرت معصومه (س) از منظر روایات
درباره فضیلت زیارت حضرت معصومه (س) روایات فراوانی از پیشوایان معصوم رسیده است. از جمله، هنگامی که یکی از محدثان برجسته قم، به نام «سعد بن سعد» به محضر مقدس امام رضا (س) شرفیاب می شود، امام هشتم خطاب به ایشان می فرماید: «ای سعد! از ما در نزد شما قبری است». سعد می گوید: فدایت شوم! آیا قبر فاطمه دختر موسی بن جعفر (س) را می فرمایید؟ می فرماید: «آری، هر کس او را زیارت کند، در حالی که به حق  او آگاه باشد، بهشت از آن اوست.»
پیشوای جهان تشیع امام جعفر صادق (س) نیز در این باره می فرماید: «هر کس او را زیارت کند، بهشت بر او واجب گردد». و در حدیث دیگری آمده است: «زیارت او، هم سنگ بهشت است».
زیارت مأثور درباره حضرت معصومه (ع)
یکی از ویژگیهای حضرت معصومه (س)، ورود زیارتنامه ای از سوی معصومان (س) درباره ایشان است که پس از حضرت فاطمه زهرا (س)، او تنها بانوی بزرگواری است که زیارت مأثور دارد. بانوان برجسته ای چون: آمنه بنت وهب، فاطمه بنت اسد، خدیجه بنت خویلد، فاطمه ام البنین، زینب کبری، حکیمه خاتون و نرجس خاتون که هیچ شک و تردیدی در مقام بلند و جایگاه رفیع  آن ها نیست. هیچ کدام زیارت مأثور از سوی معصومان (س) ندارند و این نشان دهنده مقام والای این بانوی گرانقدر اسلام است. باشد که شیعیان و پیروان اهل بیت عصمت و طهارت (س) به ویژه بانوان، این مقام بزرگ و عالی را پاس بدارند و همواره الگو و مظهر عفاف و تقوا و حیا باشند. تنها در این صورت است که روح باعظمت این بانوی بزرگ از همه ما خشنود خواهد شد.
امام رضا (ع) و لقب «معصومه»
حضرت فاطمه معصومه (س) بانویی بهشتی، غرق در عبادت و نیایش، پیراسته از زشتی ها و شبنم معطر آفرینش است. شاید یکی از دلایل «معصومه» نامیدن این بانو، آن باشد که عصمت مادرش حضرت زهرا (س) در او تجلی یافته است. بر اساس پاره ای از روایات، این لقب از سوی امام رضا (ع) به این بانوی والامقام اسلام وارد شده است؛ چنان که فقیه بلند اندیش و سپید سیرت شیعه، علامه مجلسی (ع) در اینباره میگوید: امام رضا (ع) در جایی فرمود: «هرکس معصومه را در قم زیارت کند، مانند کسی است که مرا زیارت کرده است».
کریمه اهل بیت
حضرت معصومه (س) در زبان دانشمندان و فقیهان گران قدر شیعه، به لقب «کریمه اهل بیت» یاد می شود. از میان بانوان اهل بیت، این نام زیبا تنها به آن حضرت اختصاص یافته است. بر اساس رویای صادق و صحیح نسب شناس گرانقدر، مرحوم آیت الله مرعشی نجفی، این لقب از طرف امام صادق (ع) بر حضرت معصومه (س) اطلاق شده است. در این رؤیا، امام صادق (ع) به آیت الله نجفی که با دعا و راز و نیاز، تلاش پیگیری را برای یافتن قبر مطهر حضرت زهرا (س) آغاز کرده خطاب فرمود: برتو باد به کریمه اهل بیت.
القاب حضرت معصومه (س)
به طور کلی، سه زیارت نامه برای حضرت معصومه (س) ذکر شده که یکی از آن ها مشهور و دو تای دیگر غیر مشهور است. اسامی و لقب هایی که برای حضرت معصومه (س) در دو زیارت نامه غیر مشهور ذکر شده؛ به قرار ذیل است: طاهره (پاکیزه)،  حمیده (ستوده)؛ بِرّه (نیکوکار)؛ رشیده (حد یافته)؛ تقّیه (پرهیزگار)؛ رضّیه (خشنود از خدا)؛ مرضیّه (مورد رضایت خدا)؛ سیده صدیقه (بانوی بسیار راستگو)؛ سیده رضیّه مرضّیه (بانوی خشنود خدا و مورد رضای او)؛ سیدةُ نساء العالمین (سرور زنان عالم). هم چنین محدثّه و عابده از صفات و القابی است که برای حضرت معصومه (س) عنوان شده است.
شفاعت حضرت معصومه (س)
بالاترین جایگاه شفاعت، از آن رسول گرامی اسلام است که در قرآن کریم، از آن به «مقام محمود» تعبیر شده است. همین طور دو تن از بانوان خاندان رسول مکرم اسلام، شفاعت گسترده ای دارند که بسیار وسیع و جهان شمول است و می تواند همه اهالی محشر را فرا گیرد. این دو بانوی عالی قدر، صدیقه اطهر، حضرت فاطمه زهرا (س) و شفیعه روز جزا، حضرت فاطمه معصومه (س) هستند. در مورد شفاعت گسترده حضرت زهرا (س) همین بس که شفاعت، مهریه آن حضرت است و به هنگام ازدواج، پیک وحی طاقه ابریشمی از سوی پروردگار آورد که در آن، جمله «خداوند مهریه فاطمه زهرا را، شفاعت گنهکاران از امت محمد (ص) قرار داد»، این حدیث از طریق اهل سنت نیز نقل شده  است. پس از فاطمه زهرا (س) از جهت گستردگی شفاعت، هیج بانویی به شفیعه محشر، حضرت معصومه (س) نمی رسد. بر همین اساس است که حضرت امام جعفر صادق (ع) فرمودند: «با شفاعت او، همه شیعیان ما وارد بهشت می شوند».
سرّ قداست قم
در احادیث فراوانی به قداست قم اشاره شده است. از جمله امام صادق (ع) قم را حرم اهل بیت (ع) معرفی و خاک آن را، پاک و پاکیزه تعبیر کرده است. همچنین ایشان در ضمن حدیث مشهوری که درباره قداست قم به گروهی از اهالی ری بیان کردند، فرمودند: «بانویی از فرزندان من به نام فاطمه دختر موسی، در آن جا رحلت می کند که با شفاعت، او همه شیعیان ما وارد بهشت می شوند». او می گوید: من این حدیث را هنگامی از امام صادق (ع) شنیدم که حضرت موسی بن جعفر(ع) هنوز دیده به جهان نگشوده بود. این حدیث والا، از رمز شرافت و قداست قم پرده برمی دارد و روشن می سازد که این همه فضیلت و شرافت این شهر که در روایات آمده، از ریحانه پیامبر، کریمه اهل بیت (س)، مهین بانوی اسلام، حضرت معصومه (س) سرچشمه می گیرد که در این سرزمین دیده از جهان فرو می بندد و گرد و خاک این سرزمین را، توتیای دیدگان حور و ملایک می کند.
محبت و مباهات حضرت معصومه (س) به امام هشتم
مدت 25 سال تمام، حضرت رضا (ع) تنها فرزند نجمه خاتون بود. پس از یک ربع قرن انتظار، سرانجام ستاره ای تابان از دامان نجمه درخشید که هم سنگ امام هشتم (ع) بود و امام (ع) توانست والاترین عواطف انباشته شده و در سودای دلش را بر او نثار کند. بین حضرت معصومه و برادرش امام رضا (ع) عواطف سرشار و محبت شگفت انگیزی بود که قلم از ترسیم آن عاجز است. در یکی از معجزات امام کاظم (ع) که حضرت معصومه (ع) نیز نقشی دارد، هنگامی که نصرانی می پرسد: شما که هستید؟ می فرماید: «من معصومه، خواهر امام رضا (ع) هستم». این تعبیر، از محبت سرشار آن حضرت به برادر بزرگوارش امام رضا (ع) و نیز از مباهات ایشان به این خواهر- برادری سرچشمه می گیرد.
سرآمد بانوان
فاطمه معصومه (س) از جهت شخصیت فردی و کمالات روحی، در بین فرزندان موسی بن جعفر (ع) بعد از برادرش، علی بن موسی الرضا (ع) در والاترین رتبه جای دارد. این درحالی است که بنا بر مستندات رجالی، فرزندان دختر امام کاظم (ع) دست کم هجده تن بوده اند و فاطمه در بین این همه بانوی گران قدر، سرآمد بوده است. حاج شیخ عباس قمی آنگاه که از دختران موسی بن جعفر (ع) سخن می گوید، درباره فاطمه معصومه (س) می نویسد: «بر حسب آنچه به ما رسیده، افضل آن ها، سیده جلیله معظمه، فاطمه بنت امام موسی (ع) معروف به حضرت معصومه است.
فضیلت بی نظیر
شیخ محمد تقی تُستری، در قاموس الرجال، حضرت معصومه (س) را به عنوان بانوی اسوه معرفی کرد و فضیلت وی را در میان دختران و پسران حضرت موسی بن جعفر (ع)، غیر از امام رضا (ع) بی نظیر دانسته است. ایشان در این زمینه چنین می نویسند:  «در میان فرزندان امام کاظم (ع) با آن همه کثرتشان، بعد از امام رضا (ع) کسی هم شأن حضرت معصومه (س) نیست».  بی گمان این گونه اظهار نظرها و نگرش به شخصیت فاطمه دختر موسی بن جعفر (ع) بر برداشت هایی استوار است که از متن و روایات وارده از ائمه اطهار (ع) به دست آمده است. این روایت ها، مقام هایی را برای فاطمه معصومه (س) برشمرده اند؛ مقامی که نظیر آن، برای دیگر برادران و خواهران وی ذکر نکرده اند و به این ترتیب، نام فاطمه معصومه (س) درشمار زنان برتر جهان قرار گرفته است.
بوی وصال
بی شک اهل بیت پیامبر (ص) چهره های پرفروغی به جهانیان عرضه کرده اند و نامشان مانند ستارگان درخشان در آسمان فضایل می درخشد. درخشان ترین ستاره در میان بانوان هفتمین منظومه ولایت، فاطمه فرزند پاکیزه موسی بن جعفر (ع) است؛ بانویی که سالهاست تشنگان معرفت از حریمش، زلال ایمان می نوشند و عارفان با گذر بر زندگی فرزانه اش و درک لحظه های آسمانی شدنش، درهای عروج را به روی خود می گشایند و بوی وصال را در گستره زمین منتشر می سازند.
به جـــان پاک تو ای دختر امام، ســلام ***به هر زمان و مـکان و به هر مقام، سـلام
تویـی که شــاه خراسان بود بــرادر تــو***بـــر آن مقام رفیــع و بـر این مقام، ســلام
به هر عدد که تکلم شـود به لیل و نهار***هــــزار بـار فـــزون تـر ز هـر کـلام، ســلام
صبح تا شب و از شام، تا طلیعه صبــح***بر آستـانه قــدسـت علی الـدوام، ســلام
در آســـمان ولایــت، مــه تمــامی تـــو ***ز پای تا به ســرت ای مـــه تـمـام، ســلام
به پیشگــاه تو ای خواهـــر شه کـَـونین***ز فـرد فـرد خلیـق، به صبح و شام ســلام
منم که هر سر مویم به هر زمان گویـد ***به جـان پــاک تـو ای دخــتـر امـام، ســلام
چهارشنبه 2/12/1391 - 0:22

روى القاضى نور اللّه عن الصادق علیه السلام قال:
ان للّه حرماً و هو مكه ألا انَّ لرسول اللّه حرماً و هو المدینة ألا وان لامیرالمؤمنین علیه السلام حرماً و هو الكوفه الا و انَّ قم الكوفة الصغیرة ألا ان للجنة ثمانیه ابواب ثلاثه منها الى قم تقبض فیها امراة من ولدى اسمها فاطمه بنت موسى علیهاالسلام و تدخل بشفاعتها شیعتى الجنة با جمعهم .
خداوند حرمى دارد كه مكه است پیامبر حرمى دارد و آن مدینه است و حضرت على (ع) حرمى دارد و آن كوفه است و قم كوفه كوچك است كه از 8 درب بهشت سه درب آن به قم باز مى شود - زنى از فرزندان من در قم از دنیا مى رود كه اسمش فاطمه دختر موسى (ع) است و به شفاعت او همه شیعیان من وارد بهشت مى شوند .

عن سعد عن الرضا(ع) قال:
یا سعد من زارها فله الجنة
ثواب الأعمال و عیون اخبار الرضا(ع): عن سعد بن سعد قال: سالت اباالحسن الرضا(ع) عن فاطمه بنت موسى بن جعفر (ع) فقال:
من زارها فله الجنة
امام رضا (ع) فرمود- كسى كه حضرت فاطمه معصومه را زیارت كند پاداش او بهشت است .
كامل الزیارة:عن ابن الرضا علیهماالسلام قال:
من زار قبر عمتى بقم فله الجنة
امام جواد - كسى كه عمه ام را در قم زیارت كند پاداش او بهشت است .
امام صادق (ع):
من زارها عارفاً بحقّها فله الجنة
(بحار ج ٤٨ صفحه ٣٠٧) (این تعبیر بخشى از روایت مذكور در همین ورق شماره ٧ است )
امام صادق (ع) كسى كه آل حضرت را زیارت كند در حالى كه آگاه و متوجه شأن و منزلت او باشد به بهشت مى رود.
امام صادق (ع):
«الّا انَّ حرمى و حرم ولدى بعدى قم» بحار ج ٦٠ صفحه ٢١٦
امام صادق (ع) - آگاه باشید كه حرم و حرم فرزندان بعد از من قم است
جایگاه حضرت معصومه(س)
لقب «معصومه» را امام رضا(ع) به خواهر خود عطا فرمود:
آن حضرت در روایتى فرمود:
«مَنْ زَارَ الْمَعصُومَةَ بِقُمْ كَمَنْ زَارَنى.» (١)
«هركس معصومه را در قم زیارت كند،مانند كسى است كه مرا زیارت كرده است.»
این لقب، كه از سوى امام معصوم به این بانوى بزرگوار داده شده، گویاى جایگاه والاى ایشان است.
امام رضا(ع) در روایتى دیگر مى فرماید:
هركس نتواند به زیارت من بیاید، برادرم را در رى یا خواهرم را در «قم» زیارت كند كه ثواب زیارت مرا در مى یابد. (٢)
لقب دیگر حضرت معصومه(س) «كریمه اهل بیت» است. این لقب نیز بر اساس رؤیاى صادقانه یكى از بزرگان، از سوى اهل بیت به این بانوى گرانقدر داده شده است. ماجراى این رؤیاى صادقانه بدین شرح است :
مرحوم آیت اللّه سیّد محمود مرعشى نجفى، پدر بزرگوار آیت اللّه سید شهاب الدین مرعشى (ره) بسیار علاقه مند بود كه محل قبر شریف حضرت صدّیقه طاهره (س) را به دست آورد. ختم مجرّبى انتخاب كرد و چهل شب به آن پرداخت. شب چهلم پس از به پایان رساندن ختم و توسّل بسیار، استراحت كرد. در عالم رؤیا به محضر مقدّس حضرت باقر(ع) و یا امام صادق (ع) مشرّف شد.
امام به ایشان فرمودند:
«عَلَیْكَ بِكَرِیمَةِ اَهْل ِ الْبَْیت ِ.»
یعنى به دامان كریمه اهل بیت چنگ بزن .
________________________________________
١-ناسخ التواریخ، ج ٣، ص ٦٨، به نقل از كریمه اهل بیت، ص ٣٢
٢-زبدة التصانیف، ج ٦، ص ١٥٩، به نقل از كریمه اهل بیت، ص ٣ .
ایشان به گمان اینكه منظور امام (ع) حضرت زهرا(س) است، عرض كرد: «قربانت گردم، من این ختم قرآن را براى دانستن محل دقیق قبر شریف آن حضرت گرفتم تا بهتر به زیارتش مشرّف شوم.»امام فرمود: «منظور من، قبر شریف حضرت معصومه در قم است.» سپس افزود:«به دلیل مصالحى خداوند مى خواهد محل قبر شریف حضرت زهرا(س) پنهان بماند؛ از این رو قبر حضرت معصومه(س) را تجلّى گاه قبر شریف حضرت زهرا(س) قرار داده است. اگر قرار بود قبر آن حضرت ظاهر باشد و جلال و جبروتى براى آن مقدّر بود، خداوند همان جلال و جبروت را به قبر مطهّر حضرت معصومه(س) داده است.»مرحوم مرعشى نجفى هنگامى كه از خواب برخاست، تصمیم گرفت رخت سفر بر بندد و به قصد زیارت حضرت معصومه (س) رهسپار ایران شود. وى بى درنگ آماده سفر شدو همراه خانواده اش نجف اشرف را به قصد زیارت كریمه اهل بیت ترك كرد. (١)
---------------------------------------
١-كریمه اهل بیت، ص٤٣، با تلخیص و تصرّف .
چهارشنبه 2/12/1391 - 0:21
هادى دانشور
تعداد امامزادگان شایسته تعظیم و تجلیل در «دار الایمان قم‏»كه بر فراز قبور مطهرشان گنبد و سایبان هست‏به چهارصد نفرمى‏رسد.
در میان این چهار صد اختر تابناكى كه در آسمان قم نورافشانى‏مى‏كنند، ماه تابانى كه همه آنها را تحت الشعاع انوار درخشان‏خود قرار داده، تربت پاك شفیعه محشر، كریمه اهل‏بیت‏پیمبر(علیهم السلام)، دخت گرامى موسى بن جعفر، حضرت معصومه(س)مى‏باشد.
پژوهشگر معاصر، علامه بزرگوار، حاج محمدتقى تسترى، مولف قاموس‏الرجال مى‏نویسد: «درمیان فرزندان امام كاظم(ع) با آن همه كثرتشان بعد از امام‏رضا(ع)، كسى همسنگ حضرت معصومه(س) نمى‏باشد. » محدث گرانقدرحاج شیخ عباس قمى به هنگام بحث از دختران حضرت موسى بن‏جعفر(ع)، مى‏نویسد: «برحسب آنچه به مارسیده، افضل آنها سیده جلیله معظمه، فاطمه‏بنت امام موسى(ع)، معروف به حضرت معصومه(س) است.» بررسى‏شخصیت‏برجسته و فضایل گسترده حضرت معصومه(س) در این صفحات‏نمى‏گنجد. در این نوشته به برخى از ویژگیهاى آن خاتون دوسرا اشاره مى‏كنیم:
1- شفاعت گسترده
بالاترین جایگاه شفاعت، از آن رسول گرامى اسلام است كه در قرآن‏كریم از آن به «مقام محمود» تعبیر شده است. و گستردگى آن باجمله بلند: (ولسوف یعتیك ربك فترضى) بیان گردیده است. همانا دو تن ازبانوان خاندان رسول مكرم شفاعت گسترده‏اى دارند كه بسیار وسیع‏و جهان شمول است و مى‏تواند همه اهالى محشر را فراگیرد:
1- خاتون محشر، صدیقه اطهر، حضرت فاطمه زهرا سلام الله‏علیها.
2- شفیعه روزجزا، حضرت فاطمه معصومه(س).
در مورد شفاعت گسترده حضرت زهرا سلام الله علیها همین بس كه‏شفاعت، مهریه آن حضرت است و به هنگام ازدواج پیك وحى طاقه‏ابریشمى از جانب پروردگار آورد كه در آن، جمله «خداوند مهریه‏فاطمه زهرا را شفاعت گنهكاران از امت محمد(ص) قرار داد.» باكلك تقدیر نقش بسته بود.
این حدیث از طریق اهل سنت نیز آمده است.
بعد از فاطمه زهرا سلام الله علیها از جهت گستردگى شفاعت،هیچ كس و حد اقل هیچ بانویى به شفیعه محشر، حضرت معصومه‏دخت موسى بن جعفر سلام الله علیها نمى‏رسد، كه امام به حق‏ناطق، حضرت جعفر صادق(ع) در این رابطه مى‏فرماید: «تدخل بشفاعتها شیعتناالجنه باجمعهم‏»: «با شفاعت او همه شیعیان ما وارد بهشت مى‏شوند.»
2- عصمت
بر اساس روایتى كه مرحوم سپهر در «ناسخ‏» از امام رضا(ع)روایت كرده، لقب «معصومه‏» را به حضرت معصومه، امام هشتم‏اعطا كرده‏اند. طبق این روایت امام رضا(ع) فرمود: «من زار المعصومه بقم كمن زارنى‏» «هركس حضرت معصومه را درقم زیارت كند، همانند كسى است كه مرا زیارت كرده باشد.» این‏روایت را مرحوم محلاتى نیز به همین تعبیر نقل كرده است.با توجه به این كه عصمت‏به چهارده معصوم(علیهم السلام) منحصرنیست، بلكه همه پیامبران، امامان و فرشتگان معصوم هستند.و علت اشتهار حضرت رسول اكرم، فاطمه زهرا و امامان(علیهم‏السلام) به «چهارده معصوم‏» آن است كه آنها علاوه بر مصونیت ازگناهان صغیره و كبیره، از «ترك اولى‏» نیز كه منافات با عصمت‏ندارد، پاك و مبرا بودند.
مرحوم مقرم در كتابهاى ارزشمند: «العباس‏» و «على الاكبر» دلائل عصمت‏حضرت ابوالفضل و حضرت‏على‏اكبر(علیهماالسلام) را بر شمرده‏است. و مرحوم نقدى در كتاب‏«زینب الكبرى‏» از عصمت‏حضرت زینب سلام الله علیها سخن‏گفته است. و مولف «كریمه اهلبیت‏» شواهد عصمت‏حضرت معصومه(س)را بازگو نموده است.
و با توجه به این كه حضرت معصومه(س) نام شریفشان «فاطمه‏»است و در حال حیات به «معصومه‏» ملقب نبودند، تعبیر امام(ع)دقیقا به معناى اثبات عصمت است، زیرا بر اساس قاعده معروف:«تعلیق حكم به وصف مشعر بر علیت است‏» دلالت‏حدیث‏شریف برعصمت آن بزرگوار بى‏تردید خواهد بود.
3- فداها ابوها
آیت الله سید نصر الله مستنبط از كتاب «كشف اللئالى‏» نقل‏فرموده كه روزى عده‏اى از شیعیان وارد مدینه شدند و پرسشهایى‏داشتند كه مى‏خواستند از محضر امام كاظم(ع) بپرسند. امام(ع) درسفر بودند، پرسشهاى خود را نوشته به دودمان امامت تقدیم‏نمودند، چون عزم سفر كردند براى پاسخ پرسشهاى خود به منزل‏امام(ع) شرفیاب شدند، امام كاظم(ع) مراجعت نفرموده بود و آنهاامكان توقف نداشتند، از این رو حضرت معصومه(س) پاسخ آن پرسشهارا نوشتند و به آنها تسلیم نمودند، آنها با مسرت فراوان ازمدینه منوره خارج شدند، در بیرون مدینه با امام كاظم(ع) مصادف‏شدند و داستان خود را براى آن حضرت شرح دادند.
هنگامى كه امام(ع) پرسشهاى آنان و پاسخهاى حضرت معصومه(س) راملاحظه كردند، سه بار فرمودند: «فداها ابوها» «پدرش به قربانش باد.» باتوجه به این كه‏حضرت معصومه(س) به هنگام دستگیرى پدر بزرگوارش خردسال بود،این داستان از مقام بسیار والا و دانش بسیار گسترده آن حضرت‏حكایت مى‏كند.
4- بارگاه حضرت معصومه(س) تجلیگاه حضرت زهرا(س)
بر اساس رویاى صادقه‏اى كه مرحوم آیت الله مرعشى نجفى(ره) ازپدر بزرگوارش مرحوم حاج سیدمحمود مرعشى (متوفاى 1338 ه" .)نقل مى‏كردند، قبر شریف حضرت معصومه(س) جلوه‏گاه قبر گم شده‏مادر بزرگوارش حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیها مى‏باشد.آن مرحوم در صدد بود كه به هر وسیله‏اى كه ممكن باشد، محل دفن‏حضرت زهرا سلام الله علیها را به دست آورد، به این منظورختم مجربى را آغاز مى‏كند و چهل شب آن را ادامه مى‏دهد، تا درشب چهلم به خدمت‏حضرت باقر و یا حضرت صادق(علیهماالسلام)شرفیاب مى‏شود، امام(ع) به ایشان مى‏فرماید: «علیك بكریمه اهل البیت‏» «به دامن كریمه اهلبیت پناه‏ببرید.» عرض مى‏كند: بلى من هم این ختم را براى این منظور گرفته‏ام كه قبر شریف‏بى‏بى را دقیقا بدانم و به زیارتش بروم.
امام(ع) فرمود: منظور من قبر شریف حضرت معصومه درقم مى‏باشد.»سپس ادامه داد: «براى مصالحى خداوند اراده فرموده كه محل دفن حضرت فاطمه‏سلام الله علیها همواره مخفى بماند و لذا قبر حضرت معصومه راتجلیگاه قبرآن حضرت قرار داده است. هر جلال و جبروتى كه براى‏قبر شریف حضرت زهرا مقدر بود خداوند متعال همان جلال و جبروت‏را بر قبر مطهر حضرت معصومه(س) قرار داده است.»
5- پیشگوئى امام صادق(ع)
امام جعفر صادق(ع) در ضمن حدیث مشهورى كه پیرامون قداست قم به‏گروهى از اهالى رى بیان كردند، فرمودند: «تقبض فیها امراءه هى من ولدى، واسمها فاطمه بنت موسى، تدخل‏بشفاعتها شیعتنا الجنه باجمعهم‏» «بانویى از فرزندان من به‏نام «فاطمه‏» دختر موسى، در آنجا رحلت مى‏كند، كه با شفاعت اوهمه شیعیان ما وارد بهشت مى‏شوند.» راوى مى‏گوید: من این حدیث‏را هنگامى از امام صادق(ع) شنیدم كه حضرت موسى بن جعفر(ع)هنوز دیده به جهان نگشوده بود.
پیشگوئى امام صادق(ع) از ارتحال حضرت معصومه(س) در قم پیش ازولادت پدر بزرگوارش بسیار حائز اهمیت است و از مقام بسیار شامخ‏آن حضرت حكایت مى‏كند.
6- رمز قداست قم
در احادیث فراوانى از قداست قم سخن رفته، تصویر آن در آسمان‏چهارم به رسول اكرم(ص) ارائه شده است.
امیرمومنان(ع) به اهالى قم درود فرستاده و از جاى پاى جبرئیل‏در آن سخن گفته و امام صادق(ع) قم را حرم اهلبیت معرفى كرده وخاك آن را پاك و پاكیزه تعبیر كرده‏است. امام كاظم(ع) قم را عش‏آل محمد (آشیانه آل محمد(ص)) نامیده و یكى از درهاى بهشت رااز آن اهل‏قم دانسته. امام هادى(ع) اهل قم را «مغفور لهم‏»(آمرزیده) تعبیر كرده و امام حسن عسكرى(ع) از حسن نیت آنهاتمجید كرده و با تعبیرات بلندى اهالى قم را ستوده است.اینها و دهها حدیث دیگرى كه در قداست و شرافت قم و اهل قم ازپیشوایان معصوم به ما رسیده، فضیلت و عظمت این سرزمین را براى‏همگان روشن مى‏سازند، جز این كه باید دید راز و رمز این همه‏شرافت و قداست چیست؟
حدیث فوق كه پیرامون ارتحال حضرت معصومه(س) به عنوان پیشگوئى‏از امام صادق(ع) نقل شد، از راز و رمز آن پرده بر مى‏دارد وروشن مى‏سازد كه این همه فضیلت و شرافت، از ریحانه پیامبر،كریمه اهلبیت، مهین بانوى اسلام، حضرت معصومه(س) سرچشمه‏مى‏گیرد، كه در این سرزمین دیده از جهان فرو بسته، گردو خاك‏این سرزمین را توتیاى دیدگان حور و ملائك نموده است.
7- تنها خواهر امام هشتم
نجمه خاتون همسرگرامى امام كاظم(ع) تنها دو فرزند در دامان‏خود پرورش داد و آنها عبارتند از:
1- خورشید فروزان امامت، حضرت على بن موسى الرضا(ع).
2- ماه تابان درج عصمت، حضرت معصومه(س).
محمد بن جریر طبرى، دانشمند گرانمایه شیعه در قرن پنجم هجرى،براین واقعیت تصریح نموده است.
مدت 25 سال تمام حضرت رضا(ع) تنها فرزند نجمه خاتون بود، پس‏از یك ربع قرن انتظار، سرانجام ستاره‏اى تابان از دامن نجمه‏درخشید كه هم سنگ امام هشتم(ع) بود و امام(ع) توانست والاترین‏عواطف انباشته شده در سویداى دلش را بر او نثار كند.
بین حضرت معصومه(س) و برادرش امام رضا(ع) عواطف سرشار و محبت‏زایدالوصفى بود كه قلم از ترسیم آن عاجز است.
در یكى از معجزات امام كاظم(ع) كه حضرت معصومه نیز نقشى دارد،هنگامى كه مرد نصرانى مى‏پرسد: «شما كه هستید؟» مى‏فرماید: «انا المعصومه اخت الرضا» «من معصومه، خواهر امام رضا(ع)مى‏باشم.» این تعبیر از محبت‏سرشار آن حضرت به برادر بزرگوارش‏امام رضا(ع) و از مباهات او به این خواهر برادرى سرچشمه ‏مى‏گیرد.
8- نامه دعوت
محبت و مودت این خواهر و برادر در سطح بسیار بالا بود، به طورى‏كه مفارقت امام هشتم(ع) براى حضرت معصومه(س) بسیار سخت‏بود،جدائى حضرت معصومه(س) نیز براى امام هشتم(ع) قابل تحمل نبود.و لذا پس از استقرار امام هشتم(ع) در مرو، نامه‏اى خطاب به‏حضرت معصومه(س) مرقوم فرموده، آن را توسط غلام مورد اعتمادى به‏مدینه ارسال نمود.
جالب توجه است كه حضرت رضا(ع) به غلام دستور داد كه در هیچ‏منزلى توقف نكند، تا آن مرقومه را در اندك زمان ممكن به مدینه‏منوره برساند.
حضرت معصومه(ع) نیز به مجرد دریافت دست‏خط برادر، رخت‏سفر بست‏و خود را مهیاى سفر نمود.
زیارت حرم
«فتح الله پیرى - قزوین‏»
یادم نیست، اما مى‏گویند بچه بودم كه یك بار به زیارت حرمش‏آمده بودم، همیشه با فكرم كلنجار مى‏رفتم كه حرمش چگونه است،چه شكلى است و چه حال و هوایى دارد؟ نزدیك به یك سال پیش بودكه از طرف دانشگاه براى شركت در «همایش بانوى كرامت‏» به شهرمقدس قم دعوت شدیم...بالاخره به حرم رسیدیم; السلام علیك یافاطمه المعصومه. ..این همایش افقى به سوى روشنایى و دنیاى جدیدبراى من گشوده شد.
برادر پیرى! نامه صمیمانه‏اى نوشته‏اید و آرزو كرده‏اید كه بارهازیارت حضرت نصیبتان شود، امیدواریم به این آرزوى خود برسید وهمچنان از شهر خود با مجله همراه باشید. فرهنگ كوثر، مبلغ‏فرهنگ تشیع است; آن را از دوستان خود دریغ نكنید و بر سیل‏كوثریان در دانشگاه بیفزایید.
نگاه و گناه
«حمید رضا كوى‏آبادى‏»
از تشابه دو واژه «نگاه‏» و «گناه‏» در شگفتم. سكوت دل مردان‏خدا، زیباترین سكوت‏هاست. اى خورشید شرق! طلوع كن و ارمغان‏سپیده‏دمان را به شب سیه‏دل ارزانى دار...
چشم به راه
«محمد عارف بصیر - افغانستان‏»
آسمان میدان نبرد بود، خورشید در خون خود غوطه مى‏خورد;...دوست عزیز آقاى بصیر! چهار مطلب (چشم به راه، سرخ تولد عشق،كوچ مسافر، پنجه) به دستمان رسید. در فرصت مقتضى از آثارتان‏استفاده خواهد شد.
ارسال ماهنامه
«اشرف عقیلى مشهد»
به مطالعه و تحقیقات علمى و مذهبى خیلى علاقه دارم و از مطالعه‏كوثر بى‏اندازه لذت مى‏برم; از شما خواهش مى‏كنم هر وقت مجله چاپ‏مى‏شود، براى من بفرستید، در آینده نزدیك كه بتوانم وجه اشتراك‏را خواهم فرستاد شما را به حضرت معصومه(س) قسم خواننده خود رااز یاد نبرید.
خواهر اشرف عقیلى! نامه پر احساستان به دستمان رسید. آن را به‏مسئولان پخش جهت اقدام لازم ارجاع دادیم.
فروش فرش منزل
«سید حسین موسوى - قم»
شخصى نزد شیخ انصارى آمد و قرضش را طلب كرد، شیخ مهلتى خواست.یكى از حاضرین گفت: شیخ! این همه پول دارى، چرا قرضش رانمى‏دهى؟ شیخ گفت: اینها وجوهات شرعى است و من براى اداى قرض،از او مهلت‏خواستم تا فرش خانه‏ام را بفروشم.
آقاى موسوى! داستان مختصر و مفیدى براى دورى از حیف و میل‏بیت المال آورده‏اید، خدا كند! خدا كند آنها كه باید بخوانند،بخوانند.
20 نفر خواننده براى كوثر
«غلامحسین خطیب‏زاده - دامغان»
اینجانب به مجله علاقه‏مندم و فهرست‏بیست نفر را كه یك جا حاضرشده‏اند ماهنامه كوثر را مشترك شوند، خدمتتان مى‏فرستم.
آقاى خطیب زاده! تمام دوستانى را كه نام برده‏اید، مشترك كردیم‏و تا آینده‏اى نزدیك ماهنامه براى همه آنها ارسال مى‏شود.
رسالت انبیا
«محمد باقر بابانیا - قم‏»
انبیا هرگز از امت‏خود مزد در قبال رسالت نداشتند.
در مورد رسول خدا(ص)، قرآن‏كریم تعبیرات گوناگونى دارد كه سرجمع آنها این است: «یگانه مزد رسالت، عشق به ولایت واهل‏بیت.» است.
برادر بابانیا! نوشته‏تان را خواندیم و منتظر آثار دیگرى ازشما هستیم تا در ماهنامه استفاده كنیم.
توسل
«محسن جندقى خبرنگار آزاد قم»
وقتى پسر دایى مرحوم عباسعلى را به اعدام محكوم كردند، مرحوم‏عباسعلى به پدر او گفت: باید به امام زمان توسل كنى. ..» آخرشب بوى مشك عجیبى را هر سه نفر حس مى‏كنند، شخصى نورانى رامشاهده مى‏كنند كه مى‏گوید: دعایتان مستجاب شد.
آقاى جندقى! مطلبى را كه از كتاب «داستانهاى شگفت‏» برگزیده‏و پیرامون آن مقاله نوشتید، خواندیم و به دلیل وجود مقالات‏موازى از چاپ آن معذوریم. با كوثر باشید.
فضاى مسموم
«فاطمه مصیبى - قم»
روى سخن من با كسانى است كه تمام نیروى خود را صرف آلوده‏سازى‏فضاى فرهنگى جامعه مى‏كنند...اگر همه در لاك خود فرو بروند و ازعاشوراها عبرت نگیرند، وضع از این بدتر خواهد شد. بیایید كمى‏به خود و اعمالمان بنگریم. آخر چه چیز باعث مى‏شود، جوانان درورطه فساد فرو بروند؟ كمى به خود آیید و آن قدر به زرق و برق‏و میز و ریاست آلوده نشوید، به روح پاك جوانان بیندیشید كه به‏خاطر قدرت‏طلبى‏هاى شما از دین و مذهب رویگردان شده‏اند.
مسئولان، رئیس‏ها و میزدارها! بدانید اگر حكومت اسلامى اسپانیا بافساد و شراب و خودنمایى زنان مسیحى از هم پاشید، انقلاب نیزممكن است‏با فساد و بدحجابى كه چه گویم بى‏حجابى زنان و فسادجوانان از هم بپاشد. راستى فكر كرده‏اید زنان و دختران مسیحى ویهودى و فرزندان سفیران كفر چگونه شالوده بدحجابى و بى‏حجابى‏زنان و دختران مسلمان كه ناموس شما هستند را در تهران ریختند؟
آیا كسى حاضر است لحظه‏اى از روح ریاست‏طلبى خود بكاهد و به این‏امور اهتمام ورزد.؟!
قم چرا برنمى‏خیزد؟!
«محبوبه زارع - قم»
قم تنها خانه روحانیت نیست، معدن مبلغ‏سازى نیز هست. پس چرادر صد كیلومترى آن یعنى تهران من خود با زنى روبرو شدم كه اصلانمى‏دانست نماز واجب است، جوانانى را مى‏شناسم كه در یزد(دار العباده)، شیراز، مشهد، آلوده شده‏اند. از شما مى‏خواهم: به‏این مردم كه بى‏كفش از زمین پا برنمى‏دارند، نشان ده آسمان بازاست ثابت كن كه پر دارى. دوران سقوط مطبوعات است و فرهنگ دارددر بى‏دینى خود دست و پا مى‏زند. و اگر چشم دل باز كنیم، سقوط‏انسانیت را نیز در آینده‏اى نزدیك خواهیم دید.
خواهر زارع! نامه مفصل شما را خواندیم و از این كه حاضرید بخش‏شعر و ادب ماهنامه را با حرفهاى واقعى پركنید، خوشحالیم. این‏گوى و این میدان. از همین امروز منتظر فعالیت‏شما و دیگرهمكارانتان در دانشگاه هستیم.
دشمنى هالیوود با مسلمانان
«صندوق پستى‏995....»
همكاران عزیز اخبار خوبى از فعالیت تخریبى هالیوود علیه اسلام‏و... برایمان ارسال كرده‏اید، از آنها استفاده خواهیم كرد.
درباره بلخى
«شراره بلخى ایوبى - قم»
هر كس كه براى اسلام و مسلمین در هر حزب و گروهى و از هرنژادى كه باشد. خدمت كند، خدمت او البته كه اولى‏تر از همه به‏اسلام و مسلمین بر مى‏گردد، تا به آن حزب و گروه.... یكى ازبرجسته‏ترین فعالیت‏هاى گروه فرهنگى افغانستان در اروپا، دعوت‏برخى از شخصیتها به اروپاست. ولى باید بدانیم تنها یك ششم‏حقوق به این اساتید پرداخت مى‏شود و بقیه را بالا مى‏كشند.
...بله اگر مى‏خواهید در موسسه‏اى به اسم علامه بلخى، یاد او رازنده نگه دارید، بیایید دست ملت مظلوم بلخى را بگیرید و به‏ناله‏هاى یتیمان افغان پاسخ دهید و این قدر به فكر ساخت ویلا و... براى خود نباشید.
خواهر بلخى! مطالب شما مفصل بود و به این مقدار بسنده كردیم.
در پایان شعرى را كه از علامه بلخى آورده‏اید نقل مى‏كنیم: هر چه ابتلاست كه در هر بلاد مى‏نگرم‏نزاع مذهب و جنگ نژاد مى‏نگرم
به نام صلح به اسباب جنگ مى‏كوشند ز بهر تفرقه در اتحاد مى‏نگرم
نواى عدل به هر ناى لیك وقت عمل خلاف مصلحت و عدل و داد مى‏نگرم
مگر نه جمله ز یك نسل پاك باباییم ترا به محنت‏خود از چه شاد مى‏نگرم
بیا بیا همه اعضاى یك بدن باشیم امور جمله وفق مراد مى‏نگرم
چهارشنبه 2/12/1391 - 0:20
تاریخ گویاى این حقیقت تلخ است كه حكومت بنى امیه و بنى عباس،هر دو از دشمنان قسم خورده نبوت و ولایت بودند و این كینه توزى با اسلام ناب را با جنایات مختلفى نشان مى دادند
با این تفاوت كه این نظام جبار بنى امیه به شكلى علنى،شمشیر برهنه اى شده بود و قلوب خاندان ولایت را مى شكافت و در نشان دادن این جنایات آن چنان اصرار مىورزید كه دیگر حتى پدر،جرأت نداشت به فرزند خود بگوید كه از نسل اولاد على(ع) است.
اما شیوه حكومت بنى عباس،ظاهرى آرام و باطنى كینه توز وخصمانه داشت و بعضى اوقات مردم نیز تحت تأثیر این گونه رفتارهاى منافقانه قرار مى گرفتند.
مردم ایران درآن روزگار علاقه وافرى به خاندان ولایت و اهل بیت داشتند و حتى با وجود حاكمیت استبداد عباسى در قلمرو اسلامى، از ابراز علاقه خود به آنان خوددارى نمى كردند. در این میان عده اى بر این باورند كه این علاقه به دلیل ازدواج امام حسین(ع) با دختر یزدگرد سوم است، اما شواهد تاریخى نشان مى دهند كه این علاقه ریشه الهى دارد.
نقل شده است زمانى كه آیه: «ان یشاء یذهبكم ایها الناس و یات باخرین و كان الله على ذالك قدیرأ» اى مردم اگر خداوند بخواهد مى تواند شما را از این دنیا ببرد و قومى دیگر را جانشین شما سازد و خداوند بر این كار قادر است» بر پیامبر نازل شد،آن حضرت دست بر شانه سلمان فارسى گذاشت و فرمود: «آنان هموطنان سلمان هستند.»
در حقیقت پیامبر اسلام با این سخن،آینده ملت ایران را پیش بینى نمود و وظیفه خطیر آنان را گوشزد كرد.
دلیل دیگر علاقه ایرانیان به اهل بیت،عدالت خواهى فطرى ایرانى ها و بى عدالتى پادشاهان فاسد و خودسراین كشور بوده است; همان حكام جبارى كه قرآن از آنان به نام مترف و مستكبر یاد مى كند. به طور كلى علت اصلى علاقه ایرانیان به خاندان امامت،فطرت عدالت خواهى آنان و عادل بودن ائمه اطهار بوده است.
البته علاقه اى كه ریشه هزار ساله دارد،به دور از عوامل سطحى و زودگذر است. حكومت بنى عباس نیز از وجود این علاقه با خبر بود و مى دانست كه خبر اسارت امام موسى بن جعفر(ع) خشم مردم ایران را علیه حاكمان جبار بنى امیه و بنى عباس بر انگیخته و امكان دارد كه ایرانیان دست به قیامى همه جانبه بزنند و حكومت بنى عباس را سرنگون كنند. از این رو،در پى چاره جویى برآمدند و از آن جا كه با رشادت هاى ملت ایران آشنا بودند،شمشیر را چاره كار ندانستند و نقشه ولایتعهدى(اجبارى) امام على بن موسى الرضا(ع) را مطرح كردند.
با این ترفند موذیانه , هم خطر قیام مردم ایران را از میان بردند و هم امام هشتم را تحت نظر گرفته و رابطه مردم با ایشان را قطع نمودند.به این ترتیب دسترسى به امام هشتم(ع) بسیار مشكل و حتى غیر ممكن شد و مردم مجبور بودنداز طریق عوامل حكومتى خبرهاى مربوط به ائمه را دریافت نمایند.
نقش حضرت معصومه(س) در مبارزه با حكومت بنى عباس همان گونه كه مى دانید،امامان معصوم داراى خواهران دیگرى هم بوده اند، پس چه دلیلى دارد كه در میان همه آنان، حضرت زینب و حضرت معصومه(س)دخت گرانقدر امام موسى بن جعفر(ع)با ابعادى متفاوت،همان ویژگى سفر حضرت زینب را در بر دارد، و در آن مرحله از تاریخ، حضرت معصومه(س)همان رسالتى را به عهده داشت كه حضرت زینب(س) بعد از ماجراى خونین كربلا عهده دار آن شده بود. زیرا در آن روزگار،ظلم و خفقان دستگاه بنى عباس در همه جا سایه افكنده بود. وحضرت معصومه و برادرش احمدبن موسى و چند تن از خواص دیگر،تنها شخصیت هایى بودند كه از توطئه نظام بنى عباس آگاهى داشتند و عواقب چنین توطئه اى را هم پیش بینى مى كردند.
بدین جهت، حضرت معصومه(س)براى افشاى چنین خیانتى عازم شهرهاى ایران شده و به افشاگرى علیه آنان پرداخت .
در واقع در سال 201 هـ ق. یك سال پس از سفر تبعید گونه حضرت رضا(ع) به «مرو» حضرت فاطمه معصومه(س) همراه عده اى از برادران خود براى دیدار برادر و انجام رسالتى كه بر عهده داشتند تجدید عهد با امام زمان خویش راهى دیار غربت شد.در طول راه به شهر ساوه رسیدند،ولى از آن جا كه در آن زمان عده اى از اهالى از مخالفان اهل بیت بودند، با مأموران حكومتى همراهى نموده و با همراهان حضرت وارد نبرد و جنگ شدند و عده اى از همراهان حضرت در این حادثه غم انگیز به شهادت رسیدند. حضرت در حالى كه از غم و حزن بسیار،بیمار شده بود، با احساس نا امنى در شهر ساوه فرمود: مرا به شهر قم ببرید،زیرا از پدرم شنیدم كه فرمود: «شهر قم مركز شیعیان ماست.» سپس حضرت به طرف قم حركت نمود.
بزرگان قم وقتى از این خبر مسرت بخش مطلع شدند،به استقبال آن حضرت شتافتند. و در حالى كه «موسى بن خزرج » بزرگ خاندان «اشعرى» زمام شتر آن مكرمه را به دوش مى كشید; ایشان در میان شور و احساسات مردم قم وارد آن شهر شد و در منزل شخصى «موسى بن خزرج» اجلال نزول فرمود. آن بزرگوار هفده روز در شهرقم به سر برد و در این مدت مشغول عبادت و راز و نیاز با پروردگار متعال بود و واپسین روزهاى عمر پر بركت خویش را با خضوع وخشوع در برابر ذات پاك الهى به پایان رساند.
سرانجام آن همه شوق و شور و شعف از «اجلال نزول كوكب ولایت و توفیق زیارت بانویى از تبار فاطمه اطهر» با افول نجمه آسمان عصمت و طهارت،مبدل به دنیایى از حزن و اندوه شد، و این غروب غم انگیز،عاشقان امامت و ولایت را در سوگ و عزا نشاند.
در خصوص علت بیمارى نابهنگام حضرت و مرگ زودرس آن بزرگوار،گفته شده است كه زنى در شهر ساوه ایشان را مسموم نمود. این مطلب با توجه به درگیرى دشمنان اهل بیت با همراهان حضرت و شهادت عده اى از آن ها در «ساوه» و جو نامساعد آن شهر و حركت نابهنگام آن بزرگوار در حال بیمارى به سوى شهر قم،بعید به نظر نمى رسد.
آرى،آن حضرت كه مى رفت زینبوار با سفر پربركتش سند گویایى بر حقانیت امامت رهبران راستین و افشاگر چهره نفاق و تزویر مأمونى باشد و همانند قهرمان كربلا پیام آور خون سرخ برادرى باشد كه این بار مزدورانه به قتلگاه«بنى عباس» برده مى شد، ناگاه تقدیر الهى بر این قرار گرفت كه مرقد آن بزرگوار حامى خط ولایت و امامت قرار گیرد و براى همیشه تاریخ فریادگر مبارزه با ظلم و بى عدالتى ستم پیشگان دوران و الهام بخش پیروان راستین تشیع علوى در طول قرون و اعصار باشد.
بعد از وفات شفیعه روز جزا كه در دهم ربیع الثانى سال 201 هـ ق در 28 سالگى آن حضرت اتفاق افتاد، ایشان را غسل داده وكفن نمودند و سپس به سوى قبرستان «بابلان» تشییع كردند، ولى به هنگام دفن آن بزرگوار، به دلیل نبودن محرم، «آل سعد» دچار مشكل شدند و سرانجام تصمیم گرفتند كه پیرمردى به نام «قادر» این كار را انجام دهد.
ولى قادر و حتى بزرگان و علماى شیعه قم هم لایق نبودند عهده دار این امر مهم شوند; چرا كه معصومه اهل بیت را باید امام معصوم (ع) به خاك سپارد.
مردم منتظر آمدن «آن پیرمرد صالح» بودند كه ناگهان دو سوار را دیدند كه از جانب ریگزار به سوى آنان مى آیند.وقتى نزدیك جنازه رسیدند، پیاده شده و بر جنازه نماز خواندند و جسم پاك ریحانه رسول خدا را در داخل سردابى «كه از قبل آماده شده بود» دفن كردند و بدون این كه با كسى تكلم نمایند،سوار شده و رفتند و كسى هم آن ها را نشناخت.
به قول یكى از بزرگان، هیچ بعید نیست كه این دو بزرگوار، امامان معصومى باشند كه براى این مهم به قم آمدند.
پس از به پایان رسیدن مراسم دفن، موسى بن خزرج سایبانى از حصیر و بوریا بر قبر شریف آن بزرگوار بر افراشت و این سایبان بر قرار بود تا زمانى كه حضرت زینب،دختر امام جواد(ع)، وارد قم شد و قبه اى آجرى بر آن مرقد مطهر بنا كرد.
و بدین سان تربت پاك آن بانوى بزرگ اسلام قبله گاه قلوب ارادتمندان به اهل بیت(ع) و دارالشفاى دلسوختگان عاشق ولایت و امامت شد.
مقام و منزلت معنوى حضرت معصومه(س)
امام جواد(ع) فرمود: «من زار عمتى بقم فله الجنّة»
یعنى: هر كس عمه مرادر شهر قم زیارت كند،بهشت بر او واجب است..
حضرت معصومه(س) بانویى آگاه از حوادث روز و محدثه اى سخنور و معلمه اى توانا بوده است وشاگردان زیر نظر ایشان به تعلیم اصول اسلامى مشغول بوده اند. همچنین كرامات زیادى از ایشان نقل شده است كه نشان مى دهد این بانوى مؤمنه و دریادل از روحى بزرگ و شأنى رفیع در پیشگاه خداوند برخوردار است.
امام صادق(ع) مى گوید: «الا اى قم حرمى...تقبض فیها امرأة من ولدى و اسمها فاطمة بنت موسى یدخل بشفاعتها شیعتى الجنة باجمعهم.»
«اى مردم!شهر قم حرم من است، بانویى از فرزندان من در این شهر در مى گذرد كه نامش فاطمه دختر موسى است و شیعیان در روز قیامت با شفاعت او به بهشت مى روند.»
در روایتى دیگر
از امام رضا(ع) آمده است: «من زارها عارفاً بحقها فله الجنة» كسى كه قبر فاطمه دختر موسى بن جعفر را آن گونه كه شایسته اوست زیارت كند، بهشت از آن اوست.
نقل شده است كه آیه: « ان یشإ یذهبكم ایهاالناس و یات باخرین وكان اللّه على ذالك قدیرأ» اى مردم اگر خداوند بخواهد مى تواند شمارا از این دنیاببرد و قومى دیگر راجانشین شماسازد و خداوند بر این كار قادر است» بر پیامبر نازل شد، آن حضرت دست بر شانه سلمان فارسى گذاشت وفرمود: «آنان هموطنان سلمان هستند
چهارشنبه 2/12/1391 - 0:20
میلاد مسعود حضرت فاطمه معصومه(س) در روز اول ذیقعده سال 173 هـجری واقع شده است.
مدرك این سخن، گفتار محدث خبیر، علامه گرانقدر مرحوم آیة الله شیخ على نمازى (متوفى دوم ذیحجة الحرام سال هـجری) صاحب كتاب ارزشمند«مستدرك سفینه» و ده ها كتاب دیگر است، كه ایشان در صفحه 257 جلد هشتم كتاب مستدرك سفینه در ماده «فطم» ، شرح زندگانى حضرت معصومه(س) را با این عبارت آغاز می كند:فاطمة المعصومه المولودة فى غرة ذى القعده سنة173...
«باید توجه داشت كه در مورد روز و ماه ولادت آن حضرت هیچ قول مخالفى نقل نشده است.البته در سال ولادت آن حضرت اختلافى بین سال هاى 173 و 183 هـجری است كه با توجه به سال شهادت حضرت موسى بن جعفر(ع) در سال 183 هـ ق واین كه آن حضرت سال هاى آخر عمر را در زندان و دور از خانواده به سر مى برده اند و نیز با تحقیق و بررسى هاى تاریخى دیگر، میلاد ایشان در سال 173 صحیح تر به نظر مى رسد.
مدارك دیگرى كه در مورد روز ولادت آن حضرت در دسترس مى باشد، به شرح ذیل است:
1ـ عوالم العلوم، تألیف: علامه بحرانى، ج 21،ص 328.
2ـ گنجینه آثار قم، تألیف: شیخ عباس فیض، ج 1، ص 386.
3ـ حیاة الست، تألیف: مرحوم شیخ مهدى منصورى، ص 10.
4ـ فاطمه بنت الامام موسى الكاظم، تألیف: دكتر محمد هادى امینى(فرزند علامه امینى)، ص 21،5
5ـ زندگى حضرت معصومه(س) تألیف: مرحوم شیخ مهدى منصورى، ص 34.
وفات
وفات آن حضرت در سنة 201 است.كه براین اساس حضرت در سن 28 سالگى رحلت كرده اند.
مداركى كه در بیان سالروز وفات آن حضرت مورد استناد واقع شده، به شرح ذیل است:
1ـ تاریخ قم، تألیف: حسن بن محمدبن حسن قمى، ص213.
2ـ بحار الانوار، تألیف: علامه محمدباقر مجلسى، ج 48، ص 290.
3ـ اعیان الشیعه، تألیف: سیدمحسن امین، ج 8، ص 391.
4ـ ریاحین الشریعه، تألیف: شیخ ذبیح الله محلاتى، ج 5، ص 32.
5ـ بحارالنساب، تألیف: ملك الكتاب شیرازى، ص 160.
6ـ انوار المشعشعین، تألیف: شیخ محمد على بن حسن كاتوزیان، ج 1،ص 208
7ـ منتهى الآمال، تألیف: شیخ عباس قمى(ره)، ج 2، ص 242.
8ـ مراقد المعارف، تألیف: شیخ محمد حرزالدین، ج 2، ص 163.
9ـ دائرة المعارف شیعه، تألیف: سید حسن امین، ج 3، ص 231.
10ـ گنجینه دانشمندان، تألیف: شیخ محمد رازى، ج 1،ص 14.
اما در مورد روز و ماه وفات آن حضرت اجمالا رابطه سه قول مطرح است:
1ـ دهم ربیع الآخر.
2ـ دوازدهم ربیع الآخر.
3ـ هشتم شعبان.
دهم ربیع الآخر
مدارك اصلى این قول:
1ـ وسیلة المعصومیه، تألیف: میر ابو طالب «واعظ تبریزى» ، صفحه 65.
2ـ زندگانى حضرت معصومه(س)، تألیف: شیخ مهدى منصورى، متوفاى 146 هـ ق.
3ـ دریاى سخن، تألیف: سقازاده تبریزى.
البته منشأ این قول نسخ خطى دو كتاب به نام هاى: «نزهة الابرار فى نسب اولادالائمة الاطهار» ، تألیف: سید موسى برزنجى شافعى مدنى و كتاب «لواقح الانوار فى طبقات الأخیار» ، تألیف: شیخ عبدالوهاب شعرانى شافعى مدنى، متوفاى سال 937 است.
گر چه نسخه هاى خطى این دو كتاب هم اكنون در دسترس نیست، لكن مرحوم شیخ آقا بزرگ تهرانى در كتاب «الذریعه، ج 24، ص 107» به رؤیت این كتاب تصریح فرموده است و آن را یكى از آثار صاحب تألیف مى داند. همچنین صاحب كتاب «كشف الظنون، ج 2، ص 1565» ، به وجود و رؤیت كتاب لواقح الانوار تصریح فرموده است.
دوازده ربیع الآخر:
مدرك این قول نقلى است كه مرحوم آیت الله حاج شیخ على نمازى در مستدرك سفینه (ج 8،ص 258) آورده است.
هشتم شعبان:
مدرك این قول نقلى است كه مرحوم شیخ مهدى منصورى در كتاب «حیاة الست، ص 11» از نسخه خطى «رسالة العربیة العلویه» منسوب به شیخ حر عاملى آورده است، لكن متأسفانه از این كتاب هم اكنون هیچ اثرى موجود نیست.
نتیجه
گر چه به فرموده بعضى در رابطه با سالروز وفات حضرت معصومه(س)، مستند قوى در دسترس نیست و اجمالا آنچه موجود مى باشد همین است كه از نظر خوانندگان گرامى گذشت، اما انصاف این است كه باید روزى را به عنوان ولادت آن جضرت و روزى را به عنوان وفات آن جضرت گرامى داشت، زیرا به هر حال حضرت یك روز به دنیا آمده و یك روز هم رحلت نموده است و چناچه قولى قوى براى تعیین این روز در دست بود كه خوب، والا به همان اقوال ضعیف از باب تسامح در ادله سنن متمسك مى شویم و آن دو روز را به همین عنوان احترام مى كنیم.
البته در روز ولادت «اول ذیقعده» این بانوى بزرگوار مشكل اختلاف اقوال وجود ندارد، اما در مورد روز وفات حضرت براى جمع بین قول اول و قول دوم آستانه مقدسه قم سالانه اقدام به برگزارى مراسم سوگوارى در سه روز«دهم، یازدهم و دوازدهم ربیع الآخر» مى نماید و این ایام را به نام «ایام معصومیه» نامیده است.
به امید آن كه در این ایام از این بانوى بزرگوار و شفیعه روز جزا تجلیل شایانى صورت گیرد
تحقیق پیرامون تولد و سن حضرت فاطمه معصومه
اهل بیت پیامبر(ع) چهره هاى پرفروغى به جهانیان عرضه كرده اند و نامشان مانند ستارگان درخشان در آسمان فضیلتها مى درخشد; درخشانترین ستاره در میان بانوان هفتمین منظومه ولایت; فاطمه كبرى فرزند پاكیزه موسى بن جعفر(ع) است.
كه سالهاست تشنگان معرفت از حریمش زلال ایمان مى نوشند و عارفان با گذر بر زندگى فرزانه وارش و درك لحظه هاى آسمانى شدنش، درهاى عروج را به روى خود مى گشایند وبوى وصال را در گستره زمین منتشر مى سازند.
او والاترین دختر موسى است و از این روست كه هر گاه نامى از پدر برده شود، یادى از او نیز به میان مى آید و به این مناسبت در ویژه نامه موسى بن جعفر(ع) لحظاتمان را با نام و یاد وى عطرآگین مى سازیم.
با اذعان به این حقیقت كه پیرامون زندگانى حضرت فاطمه معصومه(س)تحقیق كاملى صورت نپذیرفته است، به خاندان، اوضاع سیاسى، عصر تولد، و نظراتى كه پیرامون تولد حضرت ارائه شده است، مى پردازیم.
سرود شكفتن تولد فاطمه معصومه(س) براى اهل بیت(علیهم السلام) اهمیتى خاص داشت زیرا این خبر قبل از تولد بارها توسط امام صادق(ع) اعلام مى شد و به این ترتیب از همان ایام شیعیان به شناخت مقام والاى وى فرا خوانده مى شدند.
از جمله آنگاه كه گروهى از شیعیان رى نزد امام صادق(ع) آمدند، حضرت فرمود: آفرین بر برادران ما از اهل قم.
آنان گفتند: ما اهل رى هستیم.
ولى امام همان جمله پیشین راتكرار فرمود.
و ادامه داد: «الا ان لله تعالى حرما و هو مكه.
الا ان لرسول الله حرما و هو المدینه الا ان لامیرالمؤمنین حرما و هو الكوفه الا ان حرمى و حرم ولدى بعدى قم الا ان قم كوفتنا الصغیره.
الا ان للجنه ثمانیه ابواب ثلاث منها الى قم.
تقبض فیها امراه هى من ولدى و اسمها فاطمه بن موسى.
تدخل بشفاعتها شیعتناالجنه باجمعهم ».
براى خداوند حرمى است كه مكه است، حرم رسول، مدینه حرم امیرمومنان كوفه است وحرم من و فرزندانم قم است.
بدانید قم كوفه كوچك ماست.
بدانید بهشت هشت در داردكه سه در آن به سوى قم است.
بانویى از اولاد من در آنجا وفات مى كند كه نامش فاطمه دختر موسى است.
همه شیعیان ما به شفاعت او وارد بهشت مى شوند.
این خبر و نحوه تعریف حضرت از قم به طور طبیعى مى توانست گروهى از اهالى رى را به عزیمت به سوى قم برانگیزد و درحقیقت اهمیت ویژه اى را كه شهر قم به خاطر حضور فاطمه كبرى مى یافت براى آنان بازگو كند.
مى توان گفت به همین خاطر گروههایى از مردم قم از جمله صاحبان فكر واندیشه از آمدن چنین بانویى به قم مطلع بودند و براى فرا رسیدن آن زمان و یارى و پاسداشت مقدم وى لحظه شمارى مى كردند.
نكات دیگرى نیز از این روایت به دست مى آید از جمله این كه قم حرم ائمه طاهرین است.
موضوعى كه در دهها روایت دیگراز زبان پیامبر(ص)، امام على(ع) و اغلب ائمه یكى پس از دیگرى به آن اشاره شده است.
در خبرى دیگر نیز امام صادق(ع) به پیشگویى تولد وى پرداخت.
آن روز یكى ازشیعیان به نزد حضرت آمد، امام را دید كه با كودكى در گهواره سخن مى گوید.
گامى جلوتر نهاد و مبهوت از این واقعه پرسید: آیا با این طفل سخن مى گویید؟ امام اورا دعوت كرد تا با كودك در گهواره سخن بگوید.
مرد باز هم جلوتر آمد و سلام كرد.
كودك نه تنها جوابش را داد; بلكه گفت: اى مرد نامى را براى دخترت [كه تازه متولد شده است] انتخاب كرده اى كه خداوند آن را دشمن مى دارد پس نامش را عوض كن[وى نام دخترش را حمیرا گذاشته بود] شگفتى مرد دو چندان شد.
آنگاه امام صادق(ع) فرمود: «این كودك فرزندم موسى است.
خداوند از او دخترى به من عنایت مى كند كه نامش فاطمه است.
او را در سرزمین قم به خاك مى سپارند.
هر شخصى كه او را در قم زیارت كند، بهشت برایش واجب مى شود».
پاكیزه نسب پدرش موسى بن جعفر(ع) ملقب به كاظم، صابر، صالح و امین است كه روز یكشنبه، هفتم ماه صفر سال 128 هجرى قمرى در منطقه ابواء; محلى بین مكه ومدینه از بانویى پاكیزه به نام حمیده به دنیا آمد.
ابوبصیر درباره تولد موسى كاظم(ع)مى گوید: همراه امام صادق(ع) (سالى كه پسرش موسى بن جعفر(ع) متولدگردیده سال 128 ه.
ق) براى شركت در مراسم حج به سوى مكه رفتیم.
وقتى به سرزمین «ابواء» (منزلگاهى بین مكه و مدینه) رسیدیم، امام صادق(ع) براى ماصبحانه فراوان و خوب تهیه كرد، ما مشغول خوردن صبحانه بودیم كه فرستاده حمیده(همسر امام صادق(ع » آمد و گفت:حمیده مى گوید: درد زایمان گرفته ام، و شما فرموده اید نسبت به این پسر اقدامى نكنم.
امام صادق(ع) بى درنگ برخاست و همراه فرستاده حمیده رفت، و پس از مدتى نزدى اصحاب بازگشت.
اصحاب پرسیدند: خداوند تو را شاد كند و ما را فدایت نماید،جریان حمیده چه بود؟ فرمود: خداوند حمیده را سلامت داشت و به من پسرى عنایت فرمود، كه در میان مخلوقاتش از همه بهتر است، و حمیده در مورد آن نوزاد مطلبى به من گفت كه به گمانش من آن را نى دانم، در صورتى كه من به آن از او آگاهتر هستم.
پرسیدم: قربانت گردم، آن مطلب چه بود؟ پاسخ داد: حمیده گفت; هنگامى كه آن نوزاد متولد شد، «دستهایش را بر زمین نهاد و سر به سوى آسمان بلند كرد».
من به حمیده گفتم: این كار، نشانه رسول خدا(ص) و نشانه وصى بعد از اوست.
امام كاظم(ع) در سال 179 ه.
ق به دستور هارون زندانى شد و سرانجام در روزجمعه بیست و چهارم یا بیست و پنجم ماه رجب سال 183 در بغداد مسموم گردید و به شهادت رسید و پیكر پاكش را در شهر كاظمین به خاك سپردند.
مادر حضرت معصومه(س) حضرت معصومه(س) و امام رضا(ع) هر دو از یك مادر به نام «نجمه » (ستاره)متولد شده اند.
در كتابهاى تاریخى براى مادر حضرت ده نام و لقب ذكر شده است كه عباتند از: نجمه، تكتم، خیزران مرسیه، اروى، ام البنین، طاهره، سكن،سمانه، شقرا، صقر.
درباره زمان تولد، پدر، مادر، سن و مدت عمر نجمه خاتون اطلاعى در دست نیست ودرباره اینكه وى اهل چه منطقه اى بوده است، نیز اختلاف نظر وجود دارد.
على اكبرمهدى پور مى نویسد: از تاریخ تولد نجمه خاتون اطلاعى در دست نیست و از مقدار سن شریفش به هنگام شرفیابى به دودمان امامت چیزى نمى دانیم.
تنها چیزى كه در منابع حدیثى آمده،این است كه وى به هنگام تشرف به خانه امام كاظم(ع) دوشیزه بوده است.
اما درمورد تابعیت وى كه اهل چه كشورى بوده، تنها چیزى كه در دست است این كه وى اهل مغرب بود و مغرب در اصطلاح به سه معنا اطلاق مى شود:
1-شمال آفریقا شامل; تونس، لیبى، مراكش و الجزایر
2-مراكش
3-اروپا براى تعیین منظور از مغرب باید به واژه «مرسیه » استناد كنیم كه در ذیل «خیزران »گفته مى شود «مرسى » به سرزمینهایى در فرانسه، اسپانیا و الجزایر اطلاق مى شود،ولى چون به وى «سكن نوبیه » و «شقراء نوبیه » نیز گفته اند، این احتمال كه منظور شمال آفریقاست، تقویت مى شود و از این رو مرحوم خاتون آبادى به صراحت وى را اهل نوبه و زنگبار دانسته است، همچنین چون درباره نجمه خاتون واژه «مولده » (آنكه در كشور عربى متولد شده و نشو و نما یافته) به كار رفته لذااین احتمال كه اهل كشورهاى غربى باشد رد مى شود.
» اما درباره جایگاه رفیع مادرحضرت معصومه(س) همین نكته بس كه امام كاظم(ع) مى فرمود: او را جز به فرمان خداو به استناد وحى خدا نگرفتم.
چشمه كوثر و فرزندان امام كاظم(ع) فراوانى فرزندان نسل رسالت و ولایت از موضوعاتى است كه قابل انكار نیست هر چند گاه این امر كه تعداد فرزندان ائمه به دهها نفر مى رسد براى برخى مورخان گران آمده وآنان سعى نموده اند به روش هاى مختلف از تعداد آنها بكاهند اما حقیقت این است كه «كوثر» همان كوثرى كه خداى متعال در قرآن كریم سوره اى را به نامش نازل كرده،كلید حل مشكل است.
آن روز كه ابراهیم یگانه فرزند حضرت پیامبر در هفده ماهگى در مدینه طیبه رحلت كرد و در بقیع به خاك سپرده شد، گروهى از منافقان و دشمنان و دشمنان مرگ وى را علامت بریده شدن نسل رسالت و نابودى اسلام دانستند و باكنایه و زخم زبان دل وى را آزردند.
این موضوع كه به شدت پیامبر را افسرده كرددر نهایت به نزول سوره مباركه كوثر انجامید و خداى متعال چنین فرمود:
«بسم الله الرحمن الرحیم.
انا اعطیناك الكوثر فصل لربك و انحر ان شانئك هوالابتر» اعجاز این سوره منحصر در حسن و حسین فرزندان بلافصل على(ع) نبود بلكه در نسلهاى بعدى نیز همین معجزه الهى جریان یافت.
و به روشنى مى توان این معجزه آشكار را دید.
كوثرى جوشان در نسل تمام ائمه به ودیعه گذاشته شد كه نسل نبوت وامامت را زنده نگاه داشت.
مرورى بر فشارها و اعدامها و سیاستهاى كینه توزانه حاكمان اموى و عباسى نشان مى دهد كه چگونه همین «كوثر جوشان » گاه تنها باریكه حفظ نسل ولایت بود.
از این روى به نظر مى رسد نه تنها نباید كثرت اولاد امامان موجب بروز سؤال شود بلكه ظهور اعجاز الهى «كوثر» در طول حیات ائمه باید مارا به شگفتى و تحسین وا دارد.
یكى از این امامان معصوم كه به كثرت اولاد مشهور است امام موسى كاظم(ع) است كه تمام تاریخ نویسان به تعدد فرزندانش گواهى داده اند.
در بین نویسندگان تا آنجا كه ما جستجو كرده ایم تنها عباس فیض نویسنده انجم فروزان به این حقیقت ظریف دست یافته و جارى كوثر را در نسل امام كاظم به تماشانشسته است.
وى مى نویسد: «موضوع كثرت نسل پیغمبر اكرم از چیزهایى است كه به شهادت حس و تاریخ به هیچ وجه قابل انكار نیست.
چنانچه خداوند تبارك و تعالى هم در قرآن مجید در آنجایى كه مى فرماید: انااعطیناك الكوثر فصل لربك و انحر ان شانئك هو الابتر بدین معنى تصریح فرموده زیرا به اتفاق مفسرین منظور از كوثر كثرت نسل است و شان نزول این سوره آن است كه ازدیاد در نسل با كمتر تاملى در این عصر اعجاز قرآن ثابت مى گردد زیرا ذریه پیغمبر در كثرت چنانند كه كوچكترین دیه و قریه اى را هم از آن ها خالى نمى تواندیافت با اینكه از طرف بنى امیه و بنى عباس و خلفاى آنها براى اضمحلال این شجره طیبه و قطع نسل این دودمان شریف منتهاى كوشش و جدیت اعمال و به منظور انقراض سلسله فاطمیین انواع دسائس برانگیخته گشت كه كربلا و قتل هفتاد و دو نقر یاران حسینى حتى اطفال شیرخوار و عملیات منصور دوانیقى و متوكل براى نمونه كفایت مى كند.
قتل ذریه پیغمبر در طف یا زنده زنده در گور كردن و در وسط پایه ها گذاردن وهزارها كشتارهاى دیگر كه همواره پى در پى جریان داشت یك سلسله عوامل ممتدى بودند كه قطع نسل پیغمبر را ایجاب مى كرد و در عین حال این سلسله جلیله امروزه چنان توسعه پیدا كرده اند كه شرق تا غرب را فرا گرفته اند و در طرف مقابل ذره امویان و دودمان عباسیان با تمام قدرت و عظمت سلطنت و خلافتى كه دارا بودند ودر قرون متمادى در ناز و نعمت زندگانى مى كردند امروزه كوچكترین اثرى هم ازآن ها دیده نمى شود و شاید در سراسر این كشور هم یك نفر اموى یا عباسى وجودنداشته باشد و در كتاب سیاده الاشراف مسطور است موقعى كه حسین بن على(ع) شهیدگشت در طایفه بنى امیه دوازده هزار گهواره طلا و نقره وجود داشت كه اطفال شیرخوار خود را در آنها مى جنباندند و از براى سیدالشهدا(ع) فرزندى نبود جز سیدسجاد(ع) معذالك از بنى امیه نسلى باقى نیست و از سادات حسینى و رضوى در هرمنطقه جماعتى وجود دارند.
این است نمونه اى از آثار حقیقت و آن بود عواقب ظلم وستم.
» تعداد فرزندان شیخ مفید37 فرزند (18 پسر،19 دختر)، ابن خشاب (20پسر، 18 دختر)، سبط ابن جوزى (20 پسر، 20 دختر)، ابن شهرآشوب 30 فرزند،عمده الطالب 60 فرزند (37 دختر،23 پسر)، كشف الغمه 38 فرزند (18 پسر، 20دختر) براى حضرت نقل كرده اند.
در باره حضرت معصومه(س) باید گفت كه طبق همه نقلها نام فاطمه(س) ذكر شده است چه طبق نظر آنها كه فاطمه را 2 نفر یا 4 نفر ذكر كرده اند زیرا در هر صورت فاطمه معصومه(س) همان فاطمه كبرى است كه همه مورخان در باره وى اتفاق نظردارند.
عصرى كه او شكفت دورانى كه مى رفت به شكفتن فاطمه معصومه بیانجامد،همزمان با امامت امام موسى بن جعفر(ع) بود كه در سال 148 ه.
ق به امامت رسیدو مدت 35 سال به امامت پرداخت، خلفاى بنى عباس در این دوران آنچنان عرصه را برامام و شیعیان تنگ كردند كه راویان به هنگام روایت نمى توانستند صریحا از نام حضرت یاد كنند و ناگزیر كنیه هاى حضرت مانند (ابى ابراهیم و ابى الحسن) یا القاب وى مانند (عبد صالح، عالم و .) را به كار برند و یا صرفا به رمز و اشاره مانند «رجل » بسنده مى كردند.
تقیه در این ایام شدت یافت و منصور، مهدى، هادى و هارون چنان وضعى پیش آوردندكه امام حتى از لحاظ مالى براى اداره زندگى و دخترانش در مضیقه قرار گرفت.
هارون آنگاه كه به حكومت رسید، حضرت را زندانى كرد، گاه حضرت را آزاد مى كرد،دوباره زندانى مى ساخت و همین وضع تا مدت 14 سال ادامه یافت.
هارون با رفتارآمیخته به قساوت و سنگدلى چنان رعب و وحشتى به وجود آورد كه شیعیان هرگز طعم امنیت را نچشیدند.
در چنین عصرى بود كه زمان تولد حضرت معصومه(س) فرا مى رسید.
تا آن روز 25 سال بود كه على بن موسى الرضا(ع) یگانه فرزند نجمه خاتون بود،او این همه سال را در آرزوى تولد فرزندى دیگرى سپرى كرده و چشم به راه تولدكودكى بود كه امام صادق(ع) بشارت شكفتنش را دهها سال قبل داده بود.
نجمه همه این سالها را هر چند منتظر ولى مطمئن سپرى كرد، على بن موسى الرضا(ع) نیزشادان و منتظر بود و تولد خواهرى بعد از دهها سال برایش مهم و جالب مى نمود،خانه اى كه نجمه در آن منتظر تولد فرزندش بود، هنوز بوى رسالت را با خود داشت;زیرا اولین بار كه پیامبر(ص) به مدینه آمد، مدتى در آن خانه ساكن شد، لحظات به كندى مى گذشت، بوى باران كوچه هاى مدینه را آكنده كرده بود و نسیم شكفتن كوچه هارا یكى پس از دیگرى پشت سر مى گذاشت تا این كه عطر خبر تولد كودكى به زلالى كوثررسول را به خانه موسى بن جعفر(ع) آورد و به همه انتظارها پایان بخشید.
زمان تولد در سال، ماه و روز تولد فاطمه معصومه(س) اختلافات عمده اى وجود داردكه اصلى ترین عامل، خفقان حاكم بر علیه شیعیان بود تا آنجا كه امنیت آنها تنهابا تقیه محفوظ مى ماند.
در چنین زمانى كه اسامى كنیزها و رقاصه هاى مجالس وهمنشین هاى دربار فاسد عباسیان به دقت ثبت مى شد، تولد و وفات اهل بیت در سكوتى مرگبار اتفاق مى افتاد.
همچنین باید افزود: منعكس نشدن تاریخ موالید و وفیات بانوان اهل بیت عمومیت دارد به طورى كه تاریخ وفات حضرت فاطمه، مدفن حضرت زینب،تولد و وفات ام كلثوم، مادران همه امامان از امام زین العابدین(ع) تا امام عصر(عج) و دختران امامان از امام حسن تا امام عسكرى(علیهم السلام) كاملا مجهول است.
با این حال محققان با تكیه بر حدس و گمان و گاه استدلال، مستندات و شواهدتاریخى در صدد یافتن تاریخ دقیق یا تخمینى تولد و وفات وى برآمده اند در نهایت دو نظریه در این باره به وجود آمده است كه عبارتند از: 1 تولد وى در سال «183» اتفاق افتاد.
این نظریه در برخى نوشته هاى معاصرین بدون ذكر سند نقل شده است.
از جمله; مهدى سلطان العلما رازى در سال 1339 ضمن رساله اى درباره اعمال جمكران مى نویسد: در كتاب «نزهه الابرار فى نسب اولاد الائمه الاطهار» و كتاب «لوامع الانوار فى طبقات الاخیار» كه كتاب مفصلى است چنین ضبط شده است «ولاده فاطمه بنت موسى بن جعفر(علیهم السلام) فى مدینه المنوره غره ذى القعده بقیه ازصفحه 37 الحرام سنه ثلاث و ثمانین و ماه بعد الهجره النبویه.
» اما به دلایل مختلفى این نظریه از سوى محققان رد شده است.
ذبیح الله محلاتى در ریاحین الشریعه مى نویسد: آنچه را كه برخى از جهت بعضى از اغراض نسبت مى دهند كه فلانه مجتهد در مدینه طیبه تعین یوم وفات و تولد آن، تو را از كتاب لواقح الانوار استخراج كرده،بى اصل است زیرا كتاب لواقح الانوار در نظر من موجود است و اصلا چنین مطلبى در اونیست.
احتمال دادم كتاب دیگرى باشد تا اینكه خدمت علامه نسابه دانشمند آقانجفى; شهاب الدین تبریزى شرفیاب شدم.
این مطلب را عنوان كردم، فرمود: من كسى راكه چنین جعلى كرده، ملاقات كردم.
معلوم شد غرضى داشته كه ذكر آن مصلحت نیست.
تجاوز الله عن الله.
همچنین درصورت قبول این نظریه سال ولادت حضرت معصومه یا سال شهادت پدر بزرگوارش (183 ه.ق)
مصادف مى شود حال آنكه بعد از فاطمه معصومه این امام همام صاحب سه دختر دیگرنیز شده است كه لازمه اش وجود فاصله بین تولد فاطمه معصومه و آنها و زندانى شدن پدر (4 سال) و شهادتش 25 رجب سال 183 ه. ق خواهد بود.
خصوصا اینكه حضرت چهارسال آخر عمرش را در زندان گذرانده است و از خانواده اش كه در مدینه بودند، دوربود.
2-تولد در سال 173 ه. ق واقع شد.این نظریه از طرفداران بیشترى برخوردار است كه ضمن رد دلایل سال 183، صدق مدعیان این نظریه نیز به اثبات مى رسد. مرحوم شیخ على نمازى صاحب مستدرك السفینه ذیل ماده فطم با قاطعیت تمام در این باره مى نویسد: «فاطمه المعصومه المولوده فى غره ذى القعده سنه 173 ه. ق.» مرحوم عمادزاده اصفهانى نیز بدون ابهام معتقد است كه حضرت در ماه ذى قعده سال 173متولد شد.
در این صورت شش سال تا زمان زندانى حضرت فرصت باقى خواهد ماند كه بگوییم سه فاطمه دیگر در این مدت متولد شده اند
چهارشنبه 2/12/1391 - 0:19
سرت را به شیشه پنجره تكیه داده اى. ماشین از پلیس راه مى گذرد و هر لحظه به شهر نزدیك تر مى شود، دلت بهانه مى گرفت،
هواى او را كرده بود كه پا در سفر گذاشتى از لحظه اى كه ساك را بسته اى و راه افتاده اى هر لحظه بى تابتر شده اى از بلنداى جاده به شهر خیره مى شوى نگاهت از روى ساختمان ها مى گذرد. چشمان تشنه ات در التهاب عطش مى سوزند. چیزى را مى كاوند كه خود نمى دانى، دلت گواهى روشنى مى دهد. در تابش نور آفتاب تشعشع خیره كننده «گنبد طلایى» حرمش چشمانت را به آتش مى كشد. نگاه تشنه ات بر روى گنبد قفل مى شود، مى ماند. گویى به آنچه مى طلبیده رسیده است...
مطاف ملائكه الله
جذبه محبت كریمه، امان فكر كردن به غیر را از تو گرفته است. هنوز نگاهت خیره به گنبد است و «گلدسته ها» كه آواى «ربنا» از قنوتشان جارى است. توان ایستادن ندارى، تا لحظه اى دیگر بر دروازه حرمش خواهى بود.
بیقرار، بیخود از خود، دل هواى پرواز مى كند، بى تاب از ماندن. چششم ها بهانه باریدن مى گیرند. زبان زمزمه نیایش پیدا مى كند و دست هایت تشنه قنوت دعا مى شوند. ضرباهنگ قلبت با پایت درهم مى آمیزد, كسى تو را به خود مى خواند...
اذن دخول
بر آستان دركه پا مى گذارى بى اختیار دلت مى لرزد. حس مى كنى در دریایى از نوز غوطه ور شده اى. «صحن و سراى» با صفایش روح تو را سرشار از لطافت و مهر مى كند. نگاهت از لابه لاى گلدسته ها مى گذرد. نسیم هر لحظه بر «پرچم سبز» گنبد طلایى اش بوسه مى زند.«كبوتران حرم» این ساكنان همیشگى دسته دسته بر گرد حرم طواف مى كنند و به او سلام مى دهند. دست بر سینه مى گذارى، صداى هق هق قلبت را مى شنوى. چشمانت خلسه خود پر چشم سبز را زیارت مى كنند و بى اختیار اشك ورود به حرمش را از خدا و پیامبر و ملائكه الله و خود كریمه مى طلبى،چرا كه ورود به این مكان مقدس بى اجازه نشاید.
دیگر تاب ایستادن ندارى، وارد مى شوى و خود را در جارى آب حرمش تطهیر مى كنى...
ضریح،لحظه اى تا بى نهایت...
كفش هایت را كه به «كفش دارى» مى سپارى دیگر خودت نیستى كه پیش مى روى. اكنون لبریز از شور و عطشى. تشنه اى هستى كه هر لحظه به آب نزدیكتر مى شود. اما تو هر چه از دریاى عشق اهل بیت بنوشى تشنه تر خواهى شد. نگاهت از لابه لاى نور«چلچراغ سبز وسرخ وزرد» كه چون ملائك دور تا دور «رواق ها» صف كشیده اند مى گذرد و بر روى «ضریح» قفل مى شود. قلبت به هم فشرده مى شود و یك لحظه از حركت مى ایستد! دل و دیده از اختیار بیرون مى رود و بر زبانت جارى مى شود: السلام علیك یا بنت رسول الله(صلى الله علیه و آله وسلم) ...
در ازدحام جمعیت گم مى شوى و بى اختیار به طرف ضریح كشیده مى شوى. شرمنده و خجل از اعمالت اما امیدوار به «شفاعتش» پا پیش مى گذارى. فریاد در حنجره ات خشكیده و غمى غریب روى دلت سنگینى مى كند. ناگفته هاى زیادى دارى كه فقط به او مى توانى بگویى. نفست بند آمده است. دستت را به پنجره ضریح گره مى زنى. جاذبه اش تو را به نزدیك تر مى خواند .پیشانى ات كه سردى ضریح را مى چشد با تمام وجود او را حس مى كنى. بوى عطر و گلاب از خود بى خودت مى كند.
داغ دلت آرام از جا كنده مى شود واز لابه لاى «مشبك هاى ضریح» داخل «مرقد» مى شود , كنار«پارچه سبز» روى مرقد مى نشیند و آن را به چشم مى كشد و مى بوسد. حالا دیگر دل و زبانت دست به دست هم داده اند و با چشمانت هم آوا شده اند. هر چه بلدى زمزمه مى كنى به تمام اولیا متوسل مى شوى آن ها را شفیع مى آورى و زبانت با تك تك واژه ها زیارتنامه معاشقه مى كند و دلت ناگفته هایش را بیرون مى ریزد.آتشفشان چشمانت مى جوشد و سیلاب اشك به پهناى صورتت مى دود حس مى كنى كه پوسته قلبت ترك برداشته است در امتداد این لحظه هاى سرخ و سبز احساس غریب اما خوش به تو دست مى دهد. «دستى سبز» از شبكه ضریح بیرون مى آید، نوازشت مى كند و دلت را لبریز از نور مى كند. لبریز از كوثر كریمه. دوست دارى كه سال ها در همین لحظه بمانى و این لحظه به بى نهایت متصل شود...
با تربت كربلا
نسیم ملایمى مىوزد و مشامت را سرشار از عطر «گل محمدى» مى كند. احساس سبكى خاصى مى كنى و طرف «بالا سر مبارك» كشیده مى شوى. «تربت كربلا» را جلوت مى گذارى و تكبیر مى گویى. تربت كربلا هم در این جا بوى دیگرى دارد. دلت براى یك جرعه «زیارت عاشورا» لك مى زند. عاشورا! این سرخ ترین روز تاریخ...
مى روى اما...
نه! چطور دلت مى آید این جارا ترك كنى. این جا قطعه اى از بهشت است. اى كاش مى توانستى همیشه این جا بمانى!مى روى اما نه آن كه آمده بودى. سبك، راحت، رها، عجیب حالتى دارى، گویاكه در آسمانى و برابر ماه پا مى گذارى. و دلت تاریك! نه، روشن، مثل خورشید، سفید چون برف، آبى تر از آسمان، سبز، سبزتر از بهار. مى روى به امید این كه دوباره خیلى زود برگردى و سلامش كنى. هر لحظه بر مى گردى وبه پشت سر نگاه مى كنى. گلدسته ها تو را به خود مى خوانند و كبوترى بر بلنداى «ساعت حرم» در امتداد نگاهت مى نشیند. كاش تو هم یك كبوتر بودى. یك كبوترحرم!...
كریمه، كوثر كویر...
و معصومه معصومه است. فاطمه، كریمه اهل بیت، كوثر كویر و قبله همه دل هاى شیفته ولایت، آشناى دور و نزدیك و بزرگ و كوچك. دختر هفتمین و خواهر هشتمین خورشید ولایت، زیارتش بهانه نمى خواهد كه حرمش خانه محبان است و حریمش كعبه عاشقان. و عشق عشق است مسلمانى و زندیقى نیست. آنان كه هر روز جرعه جرعه «اكسیر ولایت» را از جام مشبك هاى ضریحش مى نوشند دورى او را نمى توانند تحمل كنند در جوارش سكنا مى گزینند تا جان هاى عطشناك و كویرى خود را از محبت او سیراب كنند. خدا كند قدر این بانو را بدانیم
چهارشنبه 2/12/1391 - 0:19

اسامى آن حضرت:
فاطمه
این مجلله عظیم الشان هم نام حضرت زهرا(س)و فاطمه یافاطمه كبرى نامیده شده است.

در روایتى درباره مقام والا و عظمت شان حضرت زهرا(س)و علت نامیده شدن ایشان به فاطمه آمده است:
محمد بن مسلم گفت: از ابوجعفر امام باقر(ع)شنیدم كه فرمود:
فاطمه داراى جایگاهى كنار در جهنم است. وقتى روز قیامت مى شود،میان دو چشم هر نفر، مومن یاكافر نگاشته مى شود. آنگاه به كسى كه دوستدار اهل بیت است و گناهان فراوانى دارد، دستور داده مى شود به آتش افكنده گردد. وقتى حضرت فاطمه آن شخص را مى بیند،مى گوید: بارالها! مولاى من! مرا فاطمه نام نهادى و به واسطه من مى خواستى از كسانى كه دوستدار من و ذریه ام هستند، درگذرى وعده ات حق است و تو از وعده ات تخلف نمى كنى.
در آن زمان خداوند عزیز و والامرتبه مى فرماید: درست گفتى، تورا فاطمه نام نهادم و مى خواستم به خاطرتو از كسى كه دوستت دارد، و پیرو توست و به خاندانت علاقمند و پیرو آنان است،درگذرم. پیمانم حق است و من خلف وعده نمى كنم; به این سبب به بنده ام فرمان داخل شدن در آتش را دادم تاتو درباره او شفاعت كنى. تو را شفیع قرار دادم تا براى ملائكه و پیامبران وفرستادگانم و صاحبان این توقفگاه، جایگاه و منزلتت درپیشگاه من مشخص شود. هركس را كه دیدى میان دو چشمش كلمه مومن است، مى گیرى و داخل بهشت مى كنى.
حضرت معصومه(س)نیز چون حضرت فاطمه زهرا(س)داراى مقام شفاعت است. و احتمالا نامیده شدن وى به فاطمه بى ارتباط بااین مقام نبوده است. به هر تقدیر به واسطه این بانوى گرامى بسیارى ازشیعیان داخل بهشت مى گردند. در این باره امام صادق(ع) مى فرماید:
«... الا ان للجنه ثمانیه ابواب، ثلاثه منها الى قم. تقبض فیهاامراه هى من ولدى و اسمها فاطمه بنت موسى تدخل بشفاعتها شیعتى الجنه باجمعهم.»
آگاه باشید، براى بهشت هشت دراست; سه تا از آنها به سوى قم باز مى شود. در آنجا بانویى قبض روح مى شود. او از جمله فرزندانم، و نامش فاطمه دختر موسى است. به شفاعت او همه شیعیان داخل بهشت مى گردند.
برخى از نویسندگان در توضیح روایت فوق گفته اند:
مقتضاى این خبر آن است كه از براى آن مخدره(فاطمه معصومه)درنزد خداى تعالى مقام محمودى مى باشد كه شفاعت نمودن آن مخدره باشد(در)روزجزا. و از براى او نزد خدا شانى است عظیم كه آن حضرت و هكذا برادرش حضرت رضا(ع) كه در زیارتش مى فرماید: «ان لك عندالله شانا من الشان.» و هكذا حضرت جواد. دركتاب مفتاح الجنان مذكور است كه حضرت رضا فرمود: هركه زیارت كند او راهمچنان است كه مرا زیارت كرده است. گرچه مولف مفتاح معلوم نیست، اما از احادیث معتبر نیز(چنین مطلبى)استفاده مى شود. درحدیث است كه «من زار ذریتهما كانما زارهما» ; هركس ذریه حضرت حسن و حسین را زیارت كند، مثل كسى است كه خود آنها را زیارت كند. حضرت معصومه و حضرت عبدالعظیم حسنى نیز مشمول همین حكم مى باشند.
آرى، حضرت معصومه از مقام محمود یعنى مقام شفاعت برخورداراست: یا بضعه الرساله
یاد مدینه كردم باگوش جان شنیدم لبیك را زبالا تا در حرم رسیدم آیا شد آشكارا قبرنهان زهرا؟ یا فاطمه زهرسو با گوش جان شنیدم بنت امام كاظم اخت امام هشتم باشد شفاعتش را روز جزا امیدم یا بضعه الرساله، ما را مران زدرگه گشتم گداى كویت از غیر، دل بریدم برزاده برادر، جان جواد سوگند رحمى، اگر چه زیر بارگنه خمیدم یافاطمه، شفاعت از روسیاهى ام كن تاخلق روز محشر بینند روسپیدم.
معصومه
حضرت فاطمه معصومه مستغرق درعبادت، و از آلایش به معاصى وزشتیها پیراسته و عصمت مادرش زهرا(س)در او تجلى نموده است.
براساس پاره اى از روایات، لقب معصومه از سوى امام رضا(ع)به این بانوى عظیم الشان اعطا گردید. علامه مجلسى دراین باره گوید: امام رضا(ع)درجایى فرمود: «من زار المعصومه بقم كمن زارنى » هركس معصومه را در قم زیارت كند، مانند كسى است كه مرازیارت كرده است.
كریمه اهل بیت
حضرت معصومه درزبان علما و فقهاى شیعه به لقب «كریمه اهل بیت » یاد مى شود. از میان بانوان اهل بیت این نام زیبا تنهابه او اختصاص یافته است.
بر اساس رویاى صادق و صحیح نسب شناس گرانقدر مرحوم آیت الله سیدمحمود مرعشى نجفى(م 1338 ه .)این لقب از طرف امام صادق(ع)برحضرت معصومه اطلاق شده است. در این رویا امام صادق(ع)به آیت الله نجفى كه با دعا و راز و نیاز تلاش پى گیرى را براى یافتن قبر مطهر حضرت زهرا(س)آغاز كرده بود، خطاب فرمود: «علیك بكریمه اهل بیت » ; برتوباد به كریمه اهل بیت.
لقبهاى حضرت معصومه(س)از زیارتنامه ها
تاآنجایى كه ما اطلاع یافتیم، سه زیارتنامه براى حضرت معصومه ذكر شده است: یكى از آنها مشهورو دوتاى دیگر غیرمشهوراست.
اسامى و لقبهایى كه براى حضرت معصومه در دو زیارتنامه غیرمشهور ذكر شده، به قرار ذیل است:
طاهره(پاكیزه); حمیده(ستوده); بره(نیكوكار);رشیده(رشدیافته); تقیه (پرهیزكار); رضیه(خشنود از خدا) ;مرضیه(مورد رضایت خدا); سیده طاهره(بانوى پاكیزه); سیده صدیقه(بانوى بسیار راستگو); سیده رضیه مرضیه(بانوى خشنود ازخدا و مورد رضاى او); سیده نساء العالمین(سرور زنان عالم)
لقبهاى دیگر آن بانو :
محدثه و عابده و مقدامه(بانوى پیشتاز)از دیگر صفات و القابى است كه براى حضرت معصومه عنوان شده است
چهارشنبه 2/12/1391 - 0:18
هنر تعریف دقیق و جامع هنر بدون بحثهاى طولانى دشوار است، اما با نقل مطالبى از صاحب نظران و هنرشناسان مى توان راه را براى ورود به یك سلسله مقالات هنرى بازكرد: «هنر یك شیوه بیان است، یك شیوه اداكردن است، منتها این شیوه بیان از هر تبیین دیگر رساتر، دقیق تر و ماندگارتر است، دقت در هریك از این چند تعبیرى كه عرض كردم: رساتربودن، دقیق تر بودن، نافذتر و ماندگارتربودن، در فهم معناى هنر كمك مى كند، اى بسا كه یك گزارش غیرهنرى گرچه علمى و تحقیقى و دقیق، خاصیت ارائه هنرى را نداشته باشد.
ابزارهاى هنرى بى شك، رساترین، بلیغ ترین و كارى ترین ابزار ابلاغ و تبلیغ پیام است.
» (1) هنر این خصوصیت را دارد كه به خاطر ملایمت با طبع آدمى، بى شك در طبع او اثر مى كند.
هر هنرى در طبع آدمى اثر مى گذارد، اگرچه آن كسى كه مورد اثر قرارگرفته نتواند آن هنر را تحلیل كند هنر اثر خود را مى گذارد، یعنى دل را منقلب مى كند و اثرى در روح باقى مى گذارد، هرچه مایه هنرى كمتر باشد، این اثر هم كمتر مى شود.
» (2) «بر این نكته مى توان اتفاق كرد كه «هنر مى تواند معناى واقعى همه چیز را بهتر از آنچه ما مى بینیم نشان دهد.
» (3) «دانشمند روابط عالم هستى را اندازه گیرى مى كند، هنرمند این روابط را حدس مى زند و آنها را از نو با صورتى روشن به بیان درمى آورد، هردوى آنها در پى ادراك جهانند یكى از راه عقل، دیگرى به مدد عاطفه، هردوى آنها زبده هائى از عالم هستى بیرون مى كشند، حاصل استخراج دانشمند «حقیقت » خوانده مى شود، و از آن هنرمند «زیبائى.
» با صرف نظر از پیام و محتواى مخفى شده در اندام اثر هنرى، هریك از آثار موجود دربردارنده مجموعه اى از آگاهیها، فنون و قواعد علمى است.
یك اثر هنرى نظیر مسجد شیخ لطف الله یا مسجد جامع اصفهان نشان مى دهد كه مهارتهاى هندسى و ریاضى فراوانى در پدیدآمدن آن به كار رفته است; هریك از قطعه هاى كاشى، سنگ و گچبریها نشان مى دهد كه ابزارهاى مهندسى و معمارى آن زمان چه بوده، میزان دانایى پدیدآورندگان درباره مصالح، رنگ و فضا در چه پایه اى قرار داشته است.
وقتى كه یك قرآن نفیس از عهد تیمورى یا صفوى زیر ذره بین كارشناسان قرارمى گیرد، فنون كاغذسازى، رنگ سازى، ابزار ترسیم و نگارگرى، عناصر تشكیل دهنده مركب، بافت ویژه جلد و آشكار مى شود و هر بخش آن رساله و یا حتى كتابى از فن و دانش را به نسل حاضر منتقل مى سازد.
هرگز نباید هیچ اثر هنرى به جاى مانده از گذشته را سبك شمرد و بسادگى از كنار آن گذشت، بویژه اگر آن اثر با انگیزه هاى پاك و مقدس دینى پدیدآمده، گویاى اعتقادات خالص نسلهاى گذشته باشد.
صحن و سراى حضرت معصومه(علیهاسلام) بارگاه حضرت معصومه(علیهاسلام) و آثار علمى و فرهنگى به جاى مانده در كتابخانه و موزه آستان مقدس قم، همانند غالب بناهاى اسلامى و گنجینه هاى دینى، از مواریث گرانبهایى است كه همراه با قداست و طهارت معنوى، دانش و هنر گذشتگان را به ما منتقل مى كند.
این مجموعه براى پژوهشگران موضوعى تازه و دست نخورده است.
هرچند قدمت تاریخى و نفاست اماكن مقدس قم و عراق بسیار والاست، ولى متاسفانه شرق شناسان و هنرپژوهان داخل و خارج چنانكه باید بدان نپرداخته اند.
در نوشته هاى این محققان آنقدر كه درباره اصفهان و سایر بلاد ایران مطلب به چشم مى خورد درباره حرمهاى مطهر قم و عتبات عالیات دیده نمى شود، شاید علت اصلى این امر آن باشد كه شرق شناسان و ایرانگردان غربى، كه پایه گذار تحقیقات باستان شناسى هستند، بنا به سبب ویژگیهاى مذهبى نتوانسته اند به صحن و سراى مطهر امامان و امامزادگان نفوذكنند و براحتى سایر ابنیه به بررسى و مطالعه این آثار بپردازند.
عتبات عالیات و حرمهاى مطهر امامان و ذرارى رسول خدا(صلى الله علیه وآله) پناهگاه دردمندان، عبادتگاه پارسایان، جایگاه عالمان و نیك نهادان است.
هدف كسانى كه به این مكانهاى مقدس روى مى آورند چیزى جز تامین نیاز معنوى، محبت و ولایت، اخلاص و تقرب به ذات لایزال الهى نیست.
این انگیزه ها چنان پاك و مقدس است كه زائران و عاشقان به خانه توجه ندارند و صاحب خانه را مى جویند.
بسیار كسان هستند كه سالهاى دراز پروانه حرم و جلیس مسجد و محراب بوده اند، اما به ظاهر بنا و آثار گرانبهاى هنرى و تاریخى كمترین توجهى نداشته اند.
در این مكانهاى سراسر نور، شور درون و اشك و آه سوزان به دیدگان اجازه نمى دهد تا این فضاى ملكوتى و مقدعس را موضوع بررسى و تحقیق صرف قراردهد و شاید اغلب مؤمنان پرداختن به ظواهر دل انگیز بیوتات حرم را نوعى گستاخى و بى ادبى تلقى مى كنند.
ما نیز اگر تحقیق و مطالعه در آثار هنر اسلامى، مخصوصا در این اماكن مقدس، را وظیفه حتمى خود نمى دانستیم، به این كار حساس و دقیق دست نمى زدیم.
به هر صورت مسلمانان و دین باوران بیشتر و پیشتر از بیگانگان باید سرمایه هاى معنوى و مادى خود را بشناسند و در نگاهدارى آنها بكوشند.
نادیده گرفتن این وظیفه و نبودن برنامه صحیح باعث شد تا بیگانگان بسیارى از نفایس اسلامى ما را به یغما ببرند; در این باره اظهارات اولین سفیر آمریكا در ایران مایه عبرت و اندوه است:
ولى افسوس كه عده زیادى از این بقعه ها و آرامگاه ها بتدریج رو به ویرانى گذاشت و تزئینات و سرامیك هاى آن بتاراج رفت و در سالهاى اخیر با قیمت هاى گزاف از طرف دلالان خارجى خریدارى شد و روانه خانه كلكسیونرهاى هنرى و موزه هاى بزرگ جهان گردید.
یكى از بهترین آثار این دوره تزئینات سرامیك داخلى مسجد سلطانیه بود كه همگى آن به یغما به موزه هاى خارجى رفت و متاسفانه از آن فقط دیوار خالى بجا مانده است و از همه این تزئینات مهمتر كاشیهاى سردر مسجد سلطانیه بود كه تا این اواخر باقى بود ولى یك مرتبه بطرز مرموزى ناپدیدشد اخیرا براى اینكه جلوى این تاراج و دزدى آثار نفیس قدیمى را بگیرند در مورد كسانى كه اقدام به سرقت این قبیل آثار نمایند حكم مرگ صادر مى شود ولى پول زیادى كه به كلكسیونرها و موزه ها بابت این آثار مى پردازند آنقدر زیاد و قابل توجه است كه بازهم اشخاص جان خود را به خطر انداخته و به این دستبردهاى هنرى ادامه مى دهند، آرامگاه مشهور حضرت امام رضا(علیه السلام) در مشهد نمونه دیگرى از شاهكارهاى معمارى ایرانى ها مخصوصا در رشته سرامیك است، البته مسیحیان اجازه بازدید از این آرامگاه را ندارند و از فاصله مشخصى بآن نمى توانند نزدیك شوند ولى عظمت آن را گنبدهاى طلائى، كاشیكارى و گلدسته هاى زیباى آن از فواصل دور دیده مى شود و هنرشناسانى كه این بناى مهم را دیده اند از عظمت و نبوغ هنرى كه در آن بكار رفته حكایت مى كنند كاشى هاى لعاب دار قدیمى ایرانى كه در این بنا بكاررفته ارزش فوق العاده زیادى دارند، بطورى كه موزه ها براى هر كاشى لعاب دار قدیمى مبلغى در حدود 500دلار به دلالانى كه آنها را به طور قاچاق از ایران خارج مى كنند، پرداخت مى نمایند، این كاشیها كه لعابى از شیشه دارند در چند بناى تاریخى دیگر ایران هم بكار رفته اند كه درخشندگى و جلاى خاصى دارند و مانند بلور نور را تجزیه كرده و باطراف منعكس مى نمایند.
» هنر اسلامى قطعى ترین و درست ترین داورى این است كه هنرهاى اسلامى از «قرآن » و «مسجد» سرچشمه گرفته است همه كسانى كه هنر اسلامى را، به عنوان یك مقوله فرهنگى، بى طرفانه مطالعه و بررسى كرده اند به این نتیجه رسیده اند كه منبع اصلى هنرهاى دینى در تمام سرزمین هاى مسلمان نشین قرآن و مسجد بوده، حتى به جرات میتوان گفت همه رشته هاى هنرى در كشورهاى اسلامى بنحوى ریشه در مقدسات دینى دارند; سخن شرق شناسان و ایران شناسان در این باره گواه روشنى است: «اعتقاد به اسلام كه میان غالب ایرانیان بنا برغبت شخصى بود، هنر نوى را كه در نظر شرقیان هنرى بس مهم بود بوجود آورد و تقدیر آن بود كه این هنر در ایران به اوج خود برسد و آن هنر خطاطى بود، احترام به كلام مقدس خداوند كه چاوش سعادت و زندگى جاوید بود باعث بوجودآمدن احترام آمیزترین كتابت ها شد.
خط بدوى عرب بظرافت گرایید و توسعه یافت و اولین پیشرفتهاى هنر خط در شهر كوفه انجام گرفت و خط كوفى منسوب باین شهر بواسطه ظرافتش شهرت زیادیافت.
الفباى قوى و اصیل مدون شد كه عظمت كلام الهى را شایسته باشد، نبوغ ایرانى این الفبا را معقول و متناسب ساخت تا بجایى كه خط كوفى تزئینى ترین و گویاترین خطوط گردید.
ذوق بخط خوش كه این جنین انگیخته شده بود به اشتیاقى منجرشد كه حتى بوسواس كشید آتش این اشتیاق مدت هزارسال در دل مسلمین افروخته بود .
ظهور اسلام ایمانى جدید و ارزشهاى تازه و حدودى نو بوجود آورد، قصور و معابد عظیم ساسانى كم كم جاى خود را به مساجد داد، مسجد كه مركز اجتماع سیاسى و مذهبى مردم بود، ابتدا یعنى در قرن هفتم میلادى بسیار ساده بود، در این قرن مسجد بنائى بود كه در آن نماز جماعت برگزار مى شد و یا وقایع و اخبار اعلام مى گردید، اما بزودى بیان «احساس » و «عبادت » در نقشه و ساختمان مساجد رعایت شد، در قرن هشتم میلادى مساجد داراى عظمت مؤثر و زیبائى خاص گردیدند، در عین حالیكه ساختمان آنها تا حدى ادامه سبك معمارى ساسانى با تزئینات ساده و باشكوه بود».
«چیزى كه بیش از همه در این فعل و انفعال جهت ایجاد وحدت و پاسخ به جمیع مسائل زندگى قاطعیت داشت قرآن بود.
انتشار قرآن بزبان اصلى و فرمانروائى مطلق خط عربى، پیوندى بوجود آورد كه تمام دنیاى اسلام را بهم مربوطساخت و عامل مهمى در خلق هر نوع اثر هنرى گردید.
» شاید از همه نوشته ها و داوریها، اظهارات تیتوس بوركهارت، ژرفتر و سنجیده تر باشد.
وى در كتاب «هنر اسلامى » مطالبى عنوان مى كند كه پذیرفتن آن براى خواننده معمولى و بى اطلاع از جنبه هاى شگرف هنرى بسیار دشوار است: «اگر كسى ناگزیر شده به پرسش اینكه «اسلام چیست؟» پاسخ گوید به یكى از شاهكارهاى هنر اسلامى مانند مسجد قرطبه یا مسجد ابن طوطون در قاهره یایكى از مدرسه هاى سمرقند یا حتى تاج محل اشاره كند این پاسخ خود معتبر است، زیرا كه هنر اسلامى خود نمودار همان مفهومى است كه از نامش بر مى آید بى هیچ ابهامى .
هنر اسلامى گویا ممتاز است به اینكه پیوسته با روح اسلام سازگارى داشته باشد و این سازگارى دست كم در مظاهر اصلى آن مانند معمارى مكانهاى مقدس نمودار است به شرط آنكه تحت تاثیر عوامل انحرافى نفوذ بیگانه قرار نگرفته باشد.
این مطلب نباید نه شگفت انگیز نماید و نه عجیب، كه بیرونى ترین مظهر یك دین یا تمدنى مانند اسلام - كه هنر خود بر حسب تعریف آن جلوه گاه بیرونى است - باید نمودار جهان درونى آن تمدن باشد.
جوهر هنر زیبایى است و این امر در اصطلاح اسلامى همانا كیفیتى الهى است و بدین لحاظ داراى دو جنبه است: یكى در طبیعت كه پوششى است مانند جامه اى زیبا كه وجودها و چیزهاى زیبا را پوشانیده است اما در وجود خدا یا در ذات هستى، جمال مطلق و خالصى است از میان همه صفات الهى كه در این جهان متجلى شده و بیش از همه یادآور هستى مطلق است، پس به عبارت دیگر بررسى هنر اسلامى یا هرگونه هنر مقدعس چون با گونه اى اندیشه بازنگریسته شود رو سوى دركى كمابیش ژرف، از واقعیات معنوى دارد كه در ریشه همه افلاك و جهان بشریت خفته است چون از این دیدگاه بنگریم «تاریخ هنر» از پهنه تاریخ درمى گذرد و در برابر این پرسش قرارمى گیرد كه: «زیبایى این جهان كه هم اكنون از آن یادكردیم از كجا سرچشمه مى گیرد و فقدان آن كه امروزه جهان را تهدید مى كند از كجا مایه مى گیرد؟».
صحن و سراى حضرت معصومه(علیهاسلام)چشم انداز بارگاه حضرت معصومه علیهاسلام، از برآمدن آفتاب تا ساعتى پس از آن بسیار دلپذیر و خاطره انگیز است.
مسافرى كه از راه دور مى آید اگر با تامل به این مجموعه بنگرد، منظره اى به یادماندنى خواهددید.
با وجود دگرگونیهایى كه زندگانى ماشینى در سیماى شهرهاى اسلامى پدیدآورده، هنوز هم دورنماى شهرهاى مذهبى با گنبدها و گلدسته هاى زیبایش دلنشین است.
حرم در مركز شهر قرارگرفته و این ركزیت شباهت كلى قم را با شهرهاى مشهد، كربلا، نجف اشرف و كاظمین به یاد مى آورد، در همه این بلاد حرمهاى مطهر در وسط شهر قرارگرفته و آبادیها، بتدریج و بطور طبیعى در اطراف این كانونها شكل گرفته است.
آنچه در تمام این مراكز به چشم مى خورد بارگاه مقدس، مسجد، مدرسه، صحن هاى وسیع با حجره هاى متعدد و اماكنى براى آسایش زائران و رفع نیازهاى آنهاست.
پیوند عبادت و درس، نیایش و دانش، پارسایى و طلب علم و كتاب خدا و كتابهاى علمى از عناصر جدایى ناپذیر این مجموعه هاست.
در آستان امامان و امامزادگان(ع) عالمان، پارسایان و عابدان بسیار دیده مى شوند، ارتباط دانشمندان دینى با توده مردم به اصیل ترین صورت نمایان است; در فهرست بناهاى حرم در همه اماكن مقدس وجود مسجد و مدرسه حتمى است و زیارتگاه از هر بناى مذهبى دیگر به مسجد نزدیكتر است.
كسانى كه در شهرهاى مقدس زندگى مى كنند پیوسته در مساجد بزرگ و اماكن مذهبى حضور مى یابند چنانكه باید ویژگیهاى معمارى و چگونگى ابنیه و آثار مذهبى را حس نمى كنند، اما مسافرى كه از بیرون مى آید اگر به دیده تحقیق بنگرد، نكته هاى حكمت آمیز بسیار خواهدیافت.
«در مسجد همیشه بروى مردم باز بود و به همه مسلمانان به یك اندازه تعلق داشت غریب خانه بدوش همان حق را سبت به پذیرایى روحانى و جسمانى در مسجد دارد كه امیر صاحب جاه یك شهر .
از آنجا كه مسجد در سراسر زندگى مردم از لحاظ روحانى همراه است و از آغاز چنین بوده، اغلب با وجود شهر درآمیخته و بى شك میتواند كانون آن شمرده شده و آن را با ضمائم گوناگونش مى شود یك بناى آسمانى در دل شهرهاى زمینى به شمار آورد.
» حرم و زیارتگاه نیز چنین است; این در، مخصوصا به روى نیازمندان و دردمندان و آنهایى كه از همه جا رانده شده اند، پیوسته گشوده است.
در شهرهاى بزرگ زیارتى درهاى حرم در تمام ساعات شبانه روز باز است، رواقها و اطراف ضریح از جمعیت زائر، نمازگزار و حاجتمند موج مى زند; هرچه زمان پیش مى رود هجوم جمعیت مشتاق، كه از راه هاى دور مى آیند، بیشتر مى شود.
در سالهاى اخیر، مخصوصا شبهاى جمعه و چهارشنبه، اجتماع عظیم توده هاى علاقمند در بیوتات حرم حضرت معصومه(ع) و مسجد جمكران شوق انگیز است.
حرمهاى امامان و امامزادگان نیز مانند مسجد، در طول تاریخ اسلام، محل درس و بحث بوده است.
در زمان حاضر پیوند درس و عبادت بیش از همه جا در حرم مطهر قم دیده مى شود.
در تاریخ سرزمینهاى اسلامى چنان مى خوانیم كه معمولا مدرسه و كتابخانه اى به مسجد متصل بود.
هرچند امروزه این ویژگى در بسیارى از مناطق فراموش شده، اما هنوز در غالب شهرهاى بزرگ نظیر مشهد مقدس، اصفهان و قم دیده مى شود.
ارتباط مدرسه و حرم و كتابخانه در حریم دخت موسى بن جعفر(ع) نه تنها ضعیف نشده، بلكه در پرتو انوار عنایات فاطمه معصومه(س) از گذشته استوارتر شده است.
كسى كه تاریخ اسلام را مطالعه كند مسجد را پایگاه سیاست، چه سیاستهاى باطل و چه سیاستهاى حق، مى یابد; فرمان خلفا و سلاطین، اعلان جنگ و بسیج و حتى جلوس حكمرانان و برقرارى حكومتها در مساجد باطلاع مردم مى رسید.
این حقیقتى است كه پژوهندگان تمدن و هنر اسلامى به آن تصریح كرده اند و ما در سالهاى پس از پیروزى انقلاب اسلامى شاهد جوشش آن بوده ایم.
تجدید حیات سیاسى مردم در مساجد و بناهاى مذهبى ره آورد گرانقدرى است كه، پس از دوران دراز ركود، به یمن نهضت اسلامى مردم ایران به دست آمد.
اینك با این زاویه دید بهتر مى توانیم اسرار و حكمت معمارى اماكن مقدس را دریابیم.
بنایى كه باید ارتباط آسمانى و سرنوشت اجتماعى و سیاسى مردم، زیر سقفهاى آن رقم زده شود، ضرورتا در شكل و سیماى ظاهر داراى چهره اى خاص خواهدبود.
بیننده هشیار راز و رمز گنبد، گلدسته، صحن و طاق و رواق را مى جوید و با اندكى تفكر درمى یابد كه هدف از این سازه ها پذیرش بى ریا و بى منت همه طبقات و تامین آسایش آنها در انجام دادن فرایض دینى، مناجات، درس و بحث و تلاوت قرآن است و این هدف آسمانى بنایى خاص مى طلبد; بنایى كه باید در طراحى، مصالح ساختمانى، رنگ، نور و زیور با مقاصد معنوى هماهنگ باشد.
---------------------------------------------------
1 - مقام معظم رهبرى، هنر، ص 9.
2 - همان، ص 11.
3 - سینما از دیدگاه هنر، ص 3.
چهارشنبه 2/12/1391 - 0:17
سراى «موسى بن خزرج » كه حضرت معصومه (س) چند صباحى در آنجا به سر برد، به مدرسه معروف «ستیه » است.
این سرا در محله «میدان میر» وسط شهر قم در یكى از محله هاى قدیمى بود و عبادتگاه آن حضرت به نام «بیت النور» در وسط آن، قرار داشت.
موسى بن خزرج پس از رحلت آن بانوى گرانقدر، محراب ایشان را به همان حال باقى گذارد، و دیگر نقاط خانه خویش را نیز به احترام ایشان، مسجد كرد.
اصل محراب فاطمه معصومه (س) كه در نزد عوام به «تنور» مشهور است تاكنون پابرجاست و مردم از قدیم الایام تاكنون براى تیمن و تبرك و خواندن زیارت و دعا بدان جا مى روند.
محراب مزبور كه غرفه كوچكى بیش نبوده، تجدید بنا شده و به صورتى زیبا در آمده است.
و در كنار آن، مدرسه اى براى طلاب علوم دینى ساخته شده كه به «مدرسه ستیه » معروف است.
نیز در ضلع غربى و و جنوبى آن، مسجدى بنا گردیده است.
سراى موسى بن خزرج در آن روزگار به هنگام ورود حضرت معصومه (س) در منتهى الیه جنوب غربى شهر قم قرار داشت.
زیرا بر اساس آثارى كه موجود است، شهر قم در آن عصر در شمال شرقى شهر فعلى قرار داشت و به تدریج به سمت غرب و جنوب كشیده شد.
البته در حال حاضر محل نامبرده در اواسط قسمت قدیمى شهر به سمت جنوب است.
ناحیه اى كه آستانه مقدسه با مدارس و مساجد تابع آن در آنجا قرار دارد، پیش از رحلت حضرت معصومه (س)، احتمالا باغ آباد و مصفایى از املاك موسى بن خزرج بود.
چون در آن دوران، متداول و معمول بود كه رؤسا و بزرگان عرب علاوه بر خانه هاى مجللى كه داخل شهر داشتند، هر یك به تناسب موقعیت و مقام خویش در باغهاى اختصاصى خود در سواحل رودخانه، كاخ و قصرى مشرف بر آب براى تفریح در ایام بهار و تابستان بنا مى نمودند.
با توجه به وضعیت محل مذكور و موقعیت متناسب «بابلان » همان محلى كه امروزه پیكر مقدس حضرت معصومه (س) قرار دارد.
و شخصیت موسى بن خزرج، حدس زده مى شود كه كاخ ییلاقى موسى در همان ناحیه قرار داشت.
و به طورى كه از قراین برمى آید، باغ و كاخ مزبور را موسى فوق العاده دوست مى داشت.
و به همین جهت آن را نثار مقدم حضرت معصومه نمود و محل دفنش را در آنجا نهاد.
ظاهرا موسى بن خزرج با مشاهده وضع مزاجى نامناسب و وخامت حال حضرت معصومه (س) ایشان را به باغ ییلاقى خویش دعوت نمود تا از آن رهگذر از ازدحام مردم در امان بماند.
علت برگزیدن شهر قم بر اساس سخن مشهور: پس از اینكه فاطمه معصومه (س) به شهر ساوه رسید، بیمار شد.
و چون در خود توان رفتن به خراسان را ندید، و یقین پیدا كرد كه دیگر هرگز برادرش امام رضا (ع) را نخواهد دید، تصمیم گرفت به قم كه از پیش مى دانست در آنجا به لقاى حق خواهد شتافت. برود.یكى از نویسندگان درباره علت رفتن حضرت معصومه (س) به شهر قم گوید: «این مجلله در اوائل سال 201 هجرى به مقصد «مرو» از مدینه طیبه بیرون آمده، بین راه در ساوه كه شهرى معظم و مردمش «شافعى مذهب » و بسیار هم متعصب بودند.
به شدت مریضه و ناتوان گشته، بواسطه فقدان اصحاب وفاق و وجدان ارباب نفاق و به علت نبودن طبیب معالج و نداشتن پرستار دلسوز و مكان مناسبى براى آسایش خود، مجبور مى شود كه از راه مقصد، اندكى منحرف گشته، خود را به شهر قم كه از بلاد مستحدثه شیعیان و مراكز موالى و دوست داران آن خاندان، مى دانست با آنكه در مسیر او نبود.
برساند.
و از قرائن، مستفاد مى شود كه فاطمه (س) قبل از ركت خود از ساوه به طرف قم، رؤساى قم را از مقدم خویش به ساوه، خبردار كرده بود.
معلوم مى شود موقعى كه بى بى بیمار مى شود، به جهاتى كه نگارش یافت، خود را از حركت به طرف قم ناچار مى دیده، از طرفى هم نمى خواسته است كه بدون سابقه دعوت بدان شهر كه از مسیر او دور است، وارد شود.
بنابراین، از ورود خود به ساوه «آل سعد» را آگهى مى دهد تا آنان به طلب وى از قم بیرون آیند.
برخى درباره سبب روى آوردن حضرت معصومه (س) به قم، گویند: بى تردید مى توان گفت كه آن بانوى بزرگ، روحى ملهم و آینده نگر داشت و با توجه به آینده قم و محوریتى كه بعدها براى این سرزمین پیش مى آید -محوریتى كه آرامگاه ایشان مركز آن خواهد بود- بدین دیار، روى آورد.
این جریان به خوبى روشن مى كند كه آن بانوى الهى به آینده اسلام و موقعیت این سرزمین توجه داشته است و خود را با شتاب بدین سرزمین رسانده و محوریت و مركزیت آن را با مدفن خود پایه ریزى كرده است.
پرواز سوگمندانه حضرت معصومه (س) هفده روز بیشتر پس از ورود به قم، زنده نماند و سپس دعوت حق را لبیك گفت و به سوى هشت برین پرواز كرد.
این حادثه به سال 201 هجرى رخ داد. سلام بر این «بانو» از سپیده خلقت تا قیام قامت
چهارشنبه 2/12/1391 - 0:16