تعداد مطالب : 1610
تعداد نظرات : 122
زمان آخرین مطلب : 2691روز قبل
(( عن موسى بن بكر الواسطى قال : قال لى ابوالحسن علیه السلام : لو میزت شیعتى لم اجدهم الا و اصفة و لو امتحنتهم لما وجدتهم الا مرتدین و لو تمحصتهم لما خلص من الالف واحد، و لو غربلتهم غربلة لم یبق منهم الا ما كان لى ، انهم طال ما اتكوا على الارائك ، فقالوا نحن شیعة على انما شیعة على من صدق قوله فعله .))
موسى بن بكر واسطى گفت : حضرت ابوالحسن موسى بن جعفر به من فرمود: اگر شیعیانم را جدا كنم نمى بینم و نمى یابم آنها را جز وصف كننده (و اینكه تعریف و مدح خود را بنمایند) و اگر آنان را امتحان كنم نمى یابم آنان را جز مرتد و از دین برگشته ، و اگر آنان را آزمایش كنم از هزار نفر یكى (در شیعه بودنش ) خالص نباشد، و اگر آنان را غربال كنم (و حركت دهم ) باقى نماند براى من جز آنچه كه مال من است (یعنى خود غربال )، آنها چه بسیار از وقتها است كه تكیه داده اند بر صندلى ها، و مى گویند: ما شیعه على هستیم ، (این را بدانند كه ) فقط شیعه على علیه السلام كسى است كه عمل او گفتارش را تصدیق كند (یعنى هر حرفى مى زند طبق آن عمل كند نه اینكه دروغ بگوید).
منبع:روضه كافى ، ص 288


سه شنبه 23/4/1388 - 17:57
هرگاه زن و مرد بخواهند خودشان صیغه عقد دائم را اجرا كنند در صورتى كه ابتدا زن بگوید: (( ((زوجتك نفسى على الصداق المعلوم )))) یعنى ((خود را زن تو نمودم به مهرى كه معین شده )) و بلافاصله مرد بگوید: (( ((قبلت التزویج على الصداق المعلوم )) )) یعنى ((قبول كردم ازدواج را به مهرى كه معین شده )) عقد صحیح است .
و اگر دیگرى را وكیل كنند كه از طرف آنها صیغه عقد را بخواند، چنانچه مثلا اسم مرد ((احمد )) و اسم زن ((فاطمه )) باشد و وكیل زن خطاب به وكیل مرد بگوید: ((زوجت موكلك موكلتى فاطمه على الصدق المعلوم )) یعنى ((موكل خودم فاطمه را به زوجیت موكل خود احمد در آوردم به مهرى كه معین شده )) و بلافاصله وكیل مرد بگوید ((قبلت التزویج لموكلى احمد على الصداق المعلوم )) یعنى : ((قبول كردم ازدواج را براى موكلم احمد، به مهرى كه معین شده )) عقد صحیح مى باشد.

سه شنبه 23/4/1388 - 17:56
تركى كه عقل و دین و دل از ما گرفته است 
ما خود ندیده ایم به یغما گرفته است 
گویند مهر او زدل خویش كن برون 
كى مى توانم اینكه به دل جا گرفت است 

سه شنبه 23/4/1388 - 17:55
درسى نبود هر آنچه در سینه بود 
گویند كه علم عشق درسى نبود 
صدخانه پر از كتاب سودى ندهد 
باید كه كتابخانه در سینه بود 

سه شنبه 23/4/1388 - 17:54
اهل دنیا از كهین مهین 
لعنه الله علیهم اجمعین 
این دغل دوستان كه مى بینى 
مگسانند دور شیرینى 
تا طعامى كه هست مى نوشند 
همچو زنبور بر تو مى جوشند 
تا بروزى كه ده خراب شود 
كیسه چون كاسه حباب شود 
ترك صحبت كنند و دلدارى 
دوستى خود نبود پندارى 
بار دیگر كه بخت باز آید 
زندگانى بر به سر فراز آید 
دوغبائى بپز كه از چپ و راست 
در وى افتند چون مگس در ماست 
راست خواهى سگان بازارند 
كاستخوان از تو دوست تر دارند 

سه شنبه 23/4/1388 - 17:53
در طواف شمع گفتا این سخن پروانه اى 
سوختم زین آشنایان اى خوشا بیگانه اى 
بلبل از هجر گل و پروانه از دیدار شمع 
هر كسى نوعى بسوزد در غم جانانه اى 
پروانه سوخت شمع فرو ریخت شب گذشت 
اى و اى من كه قصه دل نا تمام ماند 
وفاى شمع را نازم كه بعد از سوختن هردم 
بسر خاكسترى از ماتم پروانه مى ریزد 
شمع بى پروانه را مانم كه از بى همدمى 
هر چه دارد اشك مى ریزد نثار خویشتن 
من بودم و پروانه و شمع و شب هجران 
خوش ساخته بودیم بهم سوخته اى چند 
شمع اگر پروانه را پر سوخت خیر از خود ندید 
آه عاشق زود گیرد دامن معشوق 
شمع و گل و پروانه و بلبل همه جمعند 
اى دوست بیا رحم به تنهائى ما كن 
تا شمع رخش مهر فروز من و تست 
اى دوست بیا كه وقت سوز من تست 
بنشسته و جز شمع كسى پیشش نیست 
بشتاب كنون كه روز روز من و توست 
شد منور از قدوم میهمان كاشانه ام 
خانه ام فانوس و مهمان شمع و من پروانه ام 
داستان شب هجران تو گفتم با شمع 
آن قدر سوخت كه از گفته پشیمانم كرد 
شمه اى از گل روى تو به بلبل گفتم 
آن تنگ حوصله رسواى گلستانم كرد  
با بى هنرى چند هنر بفروشى 
خرمهره به قیمت گهر بفروشى 
ترسم كه كند آتش رسوائى دود 
تا كى بكسان هیزم تر بفروشى 
بى كمالیهاى انسان در سخن پیدا شود 
پسته بى مغز چون لب واكند رسوا شود 

سه شنبه 23/4/1388 - 17:53
(( عن جعفر بن محمد علیه السلام قال : عجبت لمن فزع من اربعة ، كیف لایفزع الى اربعة :
عجبت لمن خاف كیف لایفزع الى قوله عزوجل ((حسبنا الله و نعم الوكیل ))(113) 
فانى سمعت جل جلاله یقول بعقبها: فانقلبوا بنعمة من الله و فضل لم یمسسهم سوء))
و عجبت لمن اغتم كیف لایفزع الى قوله عزوجل : ((لاآله الاانت سبحانك انى كنت من الظالمین ))(114) فانى سمعت الله عزوجل شانه یقول بعقبها (( فاستجبناله و نجیناه من الغم و كذلك ننجى المؤ منین ))
و عجبت لمن مكر به كیف لایفزع الى قوله تعالى ((و افوض امرى الى الله ان الله بصیر بالعباد))(115) فانى سمعت جل وتقدس یقول بعقبها ((فوقیه الله سیئات ما مكروا(116) ))
و عجبت لمن اراد الدنیا و زینتها، كیف لایفزع الى قوله تبارك و تعالى ((ما شاء الله لاقوة الا الله )) فانى سمعت الله عز اسمه یقول بعقبها ((ان ترن اقل منك مالا و ولدا، فعسى ربى ان یوتین خیرا من جنتك و عسى موجبه ))(117) 
امام ششم فرمود: تعجب مى كنم از كسى كه از چهار چیز مى ترسد ولى به چهار چیز پناه نمى برد.
1- در شگفتم از كسى كه از دشمن مى ترسد چرا به قول خدا پناه نمى برد كه فرمود: ((خدا ما را بس است و خوب وكیلى است )) چون شنیدم خدا دنبالش فرمود: ((با نعمت و فضل خدا برگشتند، بدى به آنها نرسید)).
2- در شگفتم از كسى كه اندوهناك است چرا پناه نمى برد به گفتار خدا (( ((لااله الاالله سبحانك انى كنت من الظالمین )) نیست معبود به حقى جز ذات الله كه پاك و منزه هستى تو و من از ستمكاران هستم )) زیرا شنیدم خداوند در دنبال آن مى فرماید ((در خواست هایش را اجابت كردیم و از اندوه رهائیش دادیم و این گونه مؤ منان را مى رهانیم )).
3- در شگفتم از كسى كه گرفتار مكار و بداندیش است ، چرا به این گفته خدا پناه نمى برد: (( و افوض امرى الى الله ان الله بصیر بالهباد )) كار خود را به خداوند واگذار نمودم زیرا خداوند به بندگان بینا است )) چون شنیدم كه خداوند دنبالش مى فرماید: ((خداوند او را از بدیهائى كه درباره او اندیشه داشتند حفظ نمود))
4- در شگفتم از كسى كه خواستار دنیا و آرامش آن است چرا به گفته خداوند پناه نمى برد: (( ((ما شاء الله لاقوة الا بالله هر چه خدا خواست همان مى شود قدرت و نیروئى نیست جز به خواست خدا)) زیرا شنیدم كه خداوند در ادامه آن مى فرماید: ((اگر چه مى بینى اكنون دارائى و فرزند من از تو كمتر است ، امید است خدا بهتر از باغ تو به من دهد)) عسى معنى مثبت مى دهد یعنى خدا عطا مى كند.

سه شنبه 23/4/1388 - 17:52
از حضرت صادق علیه السلام منقول است كه هر كسى كه سوره قدر را در نماز فریضه بخواند منادى از جانب پروردگار ندا كند كه خدا گناهان گذشته تو را آمرزیده عملت را دوباره شروع كن و از سر گیر.(مفاتیح )

سه شنبه 23/4/1388 - 17:52

هدیه اى كه عالم ربانى مرحوم ملااسد الله بافقى براى سفر آخرت به آقاى شیخ محمد شریف رازى داد و از او عهد و پیمان گرفت كه جز به دوشتداران اهل بیت علیهم السلام دعا را ندهد كه اگر در كفن میت گذارند هیچگاه عذاب نشود و این حدیث ظاهرا از پیغمبر صلى الله علیه و آله نقل شده است :
(( بسم الله الرحمن الرحیم : اللهم ان هذا اول قدومى الیك فاكرمنى فان الضیف اذا نزل بقوم یكرم و انت اولى بالكرامة ،...
الهى ما دمت حیا عصیتك و انت احسنت على ((الى )) فالان انقطع عصیانى فلاتقطع احسانك عنى ، با رب اعتقنى من النار بمحمد و آله الاطهار الابرار الاخیار و صلى الله على محمد و آله الطاهرین .))

منبع: 112- كرامت صالحین شریف رازى ، ص 46

سه شنبه 23/4/1388 - 17:51
لف و نشر مشوش آنرا دان 
كه دو لفظ آورند و دو معنى 
لفظ ثانى بمعنى اول 
لفظ اول بمعنى ثانى  

جمعه 19/4/1388 - 21:19