تعداد مطالب : 1610
تعداد نظرات : 122
زمان آخرین مطلب : 2693روز قبل
در آشیان قدس دو مرغان زیر كند 
كاندر فضاى ربع زمین دانه مى خورند 
هستند و نیستند و نهانند و آشكارند 
در پیش ذوالجلال نه جسم و نه جوهرند  

منبع:ناصر خسرو

سه شنبه 23/4/1388 - 18:6
صیاد ازل كه دانه در دام نهاد 
صیدى بگرفت و آدمش نام نهاد 
آمد سحرى ندا زمیخانه ما 
كاى رند خراباتى و دیوانه ما 
برخیز كه پر كنیم پیمانه ز مى 
زان پیش كه پر كنند پیمانه ما 
اى بى خبر این جسم مجسم هیچ است 
و این دائره سپهر ارقم هیچ است 
در یاب كه در كشاكش موت و حیات 
وابسته یك دمیم و آن هم هیچ است 
از منزل كفر تا بدین یك نفس است 
از عالم كفر تا یقیین یك نفس است 
این یك نفس عزیز خود خوش مى دار 
چون حاصل عمر ما همین یك نفس است 

سه شنبه 23/4/1388 - 18:5
حضرت امیر المؤ منین على علیه السلام مى فرماید:
(( كن ابن من شئت و اكتسب ادبا 
یغنیك محموده عن النسب 
ان الفتى من یقول ها انا ذا 
لیس الفتى من یقول كان ابى 
فرزند هر كه خواهى باش ولى ادب و هنر را كسب كن# تا خوبى هنر و ادب تو را از نسب (پدرى ) بى نیاز كند # جوان كسى است كه بگوید من چنین چنان هستم # نه كسى كه بگوید پدرم چنین و چنان بود.
و شاعر فارسى زبان گوید:
فرزند هنر باش نه فرزند پدر 
فرزند هنر زنده كند نام پدر 
باز شاعر گوید:
گر چه بالا نشستن از نسب است 
لیك پایین نشستن از ادب است 
قل هو الله بین كه در قرآن 
زیر تبت یدا ابى لهب است  

منبع:همان ، ج 2، ص 77

سه شنبه 23/4/1388 - 18:4
شخصى به حضرت رسول (ص ) از پدر خود شكایت كرد كه با من بد رفتارى مى كند و مال مرا از دستم مى گیرد، حضرت رسول (ص ) پدر او را حاضر كرد، دید پیر مردى است كه با عصا مى آید حضرت فرمود: چرا در حق فرزندت بد رفتارى مى كنى ، عرض كرد یا رسول الله (ص ) مدتى او ضعیف بود و من با قدرت و نیرو و او فقیر بود و من ثروتمند، آن وقت من هیچگاه در خصوص این فرزند از چیزى مضایقه نكردم ، و امروز من ضعیفم و او قوى ، و من فقیرم و او ثروتمند و غنى ، از دادن مال خود به من بخل مى ورزد، حضرت رسول (ص ) گریه كرد و فرمود: سنگ . خارى نیست مگر اینكه شنید گفتار این مرد پیر را و گریه كرد، سپس به پسر فرمود: (( ((انت و مالك لابیك )) )) تو و هر چه دارى مال پدرت مى باشد.
یكى از عرفا مى گوید: سى سال است كه من فرزند خود را به چیزى امر نكرده ام به جهت اینكه ترسیده ام مبادا، جوانى او را مغرور كند و از امر من سرپیچى كند به این جهت خداوند او را غذاب فرماید
منبع:همان مدرك ، ص 435

سه شنبه 23/4/1388 - 18:3
در حدیث است : اگر به پدر و مادر دعا نكنى روزیت قطع خواهد شد و باز در حدیث است ، كسیكه قبر پدر و مادر خود را یا یكى از آنانرا در هر جمعه اى زیارت كند او به پدر و مادر خود نیكى كرده ، سعدى گوید:
سالها بگذرد كه گذر 
نكنى سوى تربت پدرت 
تو بجاى پدر چه كردى خیر 
تا همان چشم دارى از پسرت 

منبع:همان مدرك ، ص 434

سه شنبه 23/4/1388 - 18:2

روزى یك نفر به حضور استاد ابواسحاق كه از دانشمندان بزرگ است آمده و گفت : در خواب دیدم كه محاسن تو با جواهرات و در و یاقوت زینت داده شده جواب داد كه خواب تو درست است ، زیرا من شب گذشته محاسن خود را زیر پاى مادرم گذاشتم 

منبع:رنگارنگ ، ص 434

 

سه شنبه 23/4/1388 - 18:1

بزرگان دین گفته اند: عجله كار شیطان است مگر در چند مورد
1- وقت نماز كه رسید باید عجله نمود كه وقت فضیلت آن نگذرد.
2- در دفن میت باید در صورت امكان عجله نمود.
3- در مورد دختر شوهر دادن در صورت امكان باید شتاب كرد.
4- در اداى قرض باید عجله نمود.
5- وقتى مهمان وارد خانه شد در غذا و طعام دادن به او باید عجله نمود.
6- اگر گناهى از شخصى سرزد باید در توبه عجله نماید. 

منبع:رنگارنگ ج 2 ص 433

 

سه شنبه 23/4/1388 - 18:0
بى برادر شدم كشته شد مجتبى 
زینبا زینبا زینبا زینبا 
خواهر مهربان گریه كن زین عزا 
زینبا زینبا زینبا زینبا 
خواهر غمزده موسم غم شده 
موسم ناله و اشك و ماتم شده 
چهره عالم از غصه در هم شده 
عرشیان از غمت كرده ماتم بپا 
آتش زهر كین شعله زد بر دلش 
آنكه عمرى غم و غصه شد حاصلش 
عاقبت همسر او شده قاتلش 
خواهر مهربان گریه كن زین عزا 
زینبا زینبا زینبا زینبا 
زینبا زینبا زینبا زینبا 

سه شنبه 23/4/1388 - 17:59
طشت پر خون جكر دیدن مرا باور نبود 
دست گلچین بشكند گل این چنین پرپر نبود 
پیش خواهر از دهانت خون دل آمد برون 
بعد مادر كاش دیگر زنده این خواهر نبود 
مى نشستى پاى منبر مى شنیدى ناسزا 
خون دل خوردن زغلطیدن به خون كمتر نبود 
بارها زهر جفا مسموم بنمودت ولى 
هیچ زهرى كارگر چون دفعه آخر نبود 
كى روا بودت كه همسر دشمن جانت شود 
كین جفا در حق تو اى كاش از همسر نبود 
بعد كشتن تیر باران پیكرت گردید و كاش 
این جنایت در كنار قبر پیغمبر نبود 
چشمها را هر چه بستم در گلستان بقیع 
آنچه گل دیدم به غیر از لاله پرپر نبود 

سه شنبه 23/4/1388 - 17:59
یا رسول الله مهمان توایم 
میهمان تو ز ایران توئیم 
سید عالم تو صاحب خانه اى 
ما گرسنه بر سر خوان توئیم 
در هوایت بال و پر بگشاده ایم 
ما كبوترهاى ایوان توئیم 
از طف سوزان هجران سوختیم 
تشته آبى زباران توئیم 
دور نزدیكیم نى نزدیك دور 
در حریم عشق ، جیران توئیم 
خسته خار مغیلان طریق 
خرم از عطر گلستان توئیم 
جان و دل قربان جانان كرده ایم 
تشنگان عید قربان توئیم 
خنده مان با اشك و آه آمیخته 
شمع سوزان شبستان توئیم 
قبله ما سوى شرق و غرب نیست 
ما به این و آن نه ایم آن توئیم 
گفته اى سلمان زاهل بیت ماست 
ما زاهل بیت سلمان توئیم 
با تو پیمان ارادت بسته ایم 
همچنان بر عهد و پیمان توئیم 

سه شنبه 23/4/1388 - 17:58