تعداد مطالب : 837
تعداد نظرات : 483
زمان آخرین مطلب : 717روز قبل

ابن حجر عسقلانی در تهذیب التهذیب نقل می کند که ابوحنیفه می گفت: «مدتی نزد جعفر بن محمد(علیه السلام) رفت و آمد می کردم. او را همواره در یکی از این سه حالت می دیدم؛ یا نماز می خواند، یا در حال روزه بود و یا قرآن تلاوت می کرد و هرگز او را ندیدم که بدون وضو حدیث نقل کند».1نیز از ابوحنیفه روایت شده است که در مورد امام صادق(علیه السلام) می گفت: «در علـم و عبادت و پرهـیزگـاری برتر از جعفـربن محمد(علیه السلام) هیچ چشمـی ندیده، هیچ گوشی نشنیده و به قلب هیچ بشری خطور نکرده است.»2

1.ابن حجر عسقلانی، تهذیب التهذیب، ج1ص88؛

 2.حیدر اسد، الامام الصادق و مذاهب الاربعه،ج1ص53 به نقل از: جایگاه اهل‌بیت (ع) از دیدگاه ابوحنیفه، محمد شفق خواتی، طلوع، بهار 1385، شماره 17، (30 صفحه، از 145 تا 174).ص162

جمعه 3/6/1396 - 6:14


نقل شده که روزی ابوحنیفه(رح) در مراسم حج نزد امام صادق(علیه السلام) آمد و امام با او معانقه نمود و از احوال او و خانواده اش پرسید. فردی سؤال کرد: آیا این مرد را می شناسی؟ امام فرمود: من از احوال او و خانواده اش می پرسم و تو می پرسی آیا او را می شناسی؟ این ابوحنیفه فقیه ترین فرد شهر خود است.
(ابوالمؤید خوارزمی، جامع مسانید ابی حنیفه، ج2، ص376 به نقل از: جایگاه اهل‌بیت (ع) از دیدگاه ابوحنیفه، محمد شفق خواتی، طلوع، بهار 1385، شماره 17، (30 صفحه، از 145 تا 174). صص153و154)

جمعه 3/6/1396 - 6:11

 ابوالفرج نقل می کند که محمد بن جعفربن محمد(ع) در دارالاماره صدا می زد: خدا رحمت کند ابوحنیفه را که مودت و دوستی او به ما اهل بیت(علیهم السلام) در یاری رساندن وی به زید بن علی(علیه السلام) و نیز برخوردش با ابن مبارک و نفرین او که فضائل ما را کتمان می کرد، ثابت شد(1). همچنین از یکی از مولویهای بزرگ ولایت بغلان شنیدم که می گفت: وهابیون امام اعظم ابوحنیفه(رح) را امام اعظم المشرکین(یعنی پیر و پیشوای مشرکان) می گویند....
ببینید تفاوت ره از کجاست تا به کجا!؟

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1. حدثنا علی بن الحسین قال : حدثنی علی بن العباس قال : حدثنا أحمد بن یحیى قال : حدثنا عبد الله بن مروان بن معاویة قال : سمعت محمد بن جعفر بن محمد فی دار الامارة یقول : رحم الله أبا حنیفة . لقد تحققت مودته لنا فی نصرته زید ابن علی وفعل بابن المبارك فی كتمانه فضائلنا ودعى علیه .(مقاتل الطالبیین، الاصفهانی، ابی الفرج علی بن الحسین(متوفای356ق)، دار المرتضی، بیروت، چ اول، 1430ق.، ص106)

چهارشنبه 1/6/1396 - 5:55

 ابوحنیفه (رح)امامت و خلافت را حق فرزندان امام علی(علیه السلام) از بطن فاطمه(سلام الله علیها) می دانست و عقیده داشت که خلفای معاصر او خلافت را غصب و در حق اهل بیت(علیهم السلام) ظلم کرده اند.در این زمینه، دیدگاه وی با دیدگاه رسمی اهل سنت تفاوت آشکاری دارد و به نظریه شیعه بسیار نزدیک است. وی در این باب ضمن بهره گیری از واژه های «امامت» و «امام»، مبارزه علیه امام جائر را همانند شیعه واجب می داند.
______________________
ابن بزازی، مناقب ابی حنیفة، ج2، ص16؛ نوبختی، فرق الشیعة، ص10؛ سعد بن عبدالله اشعری، المقالات والفرق، ص8؛ مسعودی، مروج الذهب، ج3، ص224؛ ناشی اکبر، مسائل الامامة، ص62 ـ 63. به نقل از: جایگاه اهل‌بیت (ع) از دیدگاه ابوحنیفه، محمد شفق خواتی، طلوع، بهار 1385، شماره 17، (30 صفحه، از 145 تا 174).ص152

چهارشنبه 1/6/1396 - 5:51

 از نظر ابوحنیفه(رح) هیچکدام از دو سلسله اموی و عباسی مشروعیت نداشتند. نشانه های این مدعا یکی رد منصب قضاوت هر دو سلسله توسط ابوحنیفه(رح) و دیگر حمایت وی از قیام علویان در برابر این دو سلسله است. ابن بزازی در مناقب خود آورده است: زمانی که زید بن علی زین العابدین(علیه السلام) در سال 121هجری علیه هشام بن عبدالملک قیام نمود، ابوحنیفه(رح) گفت: قیام او شبیه خروج جدش رسول خدا(صلی الله علیه وآله) در روز جنگ بدر است. ابوحنیفه(رح) دلیل عدم حضور نظامی خود در قیام زید را این گونه بیان کرد: اگر یقین می داشتم که مردم او را ترک نمی کنند و تنها نمی گذارند، چنان که پدرش را تنها گذاشتند، قطعاً به همراه او جهاد می کردم؛ چون او امام بر حق است، اما فعلاً با مالم او را همراهی می کنم.

جایگاه اهل‌بیت (ع) از دیدگاه ابوحنیفه، محمد شفق خواتی، طلوع، بهار 1385، شماره 17، (30 صفحه، از 145 تا 174).ص156

چهارشنبه 1/6/1396 - 5:48


کفر مذاهب اربعه ، صحابه و خلفا از نظر وهابیت(3)
تأیید این مدعا گفتار دیگر سرکردگان وهابی در این خصوص است. مانند: محمد صدیق قنوجی بخاری که در کتاب الدین الخالص، بابی گشوده ودر آن می‌گوید: «تامل کن و بیاندیش به تقلید کنندگان از مذاهب (چهارگانه) که چگونه بر تقلید مردگان پافشاری می‌کنند و اعتراف می‌کنند که فهم قرآن و سنت پیامبر مختص به آنان است و برای شرک خود به عبارات دیگران و خوابهای بزرگان استناد می‌کنند و کلام مردم و ائمه (چهارگانه اهل سنت) را به کلام خداوند ترجیح می‌دهند هر چند بر این موضوع بخوبی آگاه هستند. نمی‌دانیم که چه عذری در پیشگاه خداوند در روز حساب و کتاب خواهند آورد و چه چیزی باعث نجات آنان از عذاب خداوند خواهد شد!!!. تأمل فی مقلدة المذاهب کیف أقروا على أنفسهم بتقلید الأموات من العلماء والأولیاء و اعترفوا بأن فهم الکتاب و السنة کان خاصاً بهم و استدلوا لإشراکهم فی الصلحاء بعبارات القوم و مکاشفات الشیوخ فی النوم، و رجحوا کلام الامّة و الائمة علی کلام الله تعالی و رسوله علی بصیرة منهم و علی علم.فما ندری ما عذرهم عن ذلک غدا یوم الحساب و الکتاب؟ و ما ینجیهم من ذلک العذاب و العقاب... (الدین الخالص محمد صدیق حسن القنوجی البخاری متوفای 1253هق.، دارالکتب العلمیه بیروت لبنان ج1ص140)»
می بینیم گفتار قنوجی وهابی چقدر دور از انصاف و ناجوانمردانه است. براستی اگر ائمه مذاهب اسلامی که به دوران پیامبر گرامی اسلام بسیار نزدیک هستند دین الهی را نفهمیده باشند ، چگونه افرادی بعد از 700 سال یا 1100 سال از درازنای تاریخ ، دین و محتویات ناب اسلامی را می توانند بفهمند؟ به هرحال هدف مذاهب اسلامی چیزی جز رسیدن به سیره و سنت پیامبر و معارف دین و قرآن و آموزه ها و تعالیم دین نبوده و نیست و ممکن است در این مسیر دچار لغزش و اشتباه شوند، اما چه تضمینی وجود دارد که ابن تیمیه بعد از 700 سال و پسر عبدالوهاب بعد از 1100سال از غروب خورشید پیامبر اعظم در این خصوص اشتباهی مرتکب نشوند. مسلما با یک حساب سرانگشتی می توان فهمید که ائمه مذاهب اسلامی شانس بیشتری در ارائه محتویات دینی خالص داشته اند تا دیگرانی که پس از گذشت صدها سال از رحلت نبی اعظم اسلام بدنبال سیره و سنت آن بزرگوار و برنامه ها و تعالیم دینی می گردند.

چهارشنبه 25/5/1396 - 6:39

کفر مذاهب اربعه ، صحابه و خلفا از نظر وهابیت(2)
ابن تیمیه در مورد تقلید از مذاهب اسلامی می‌گوید: فَمَنْ قَالَ : أَنَا شَافِعِیُّ الشَّرْعِ أَشْعَرِیُّ الِاعْتِقَادِ قُلْنَا لَهُ : هَذَا مِن الأَضْدَادِ لَا بَلْ مِن الارْتِدَادِ إذْ لَمْ یَكُنْ الشَّافِعِیُّ أَشْعَرِیَّ الِاعْتِقَادِ. (مجموعة الفتاوى، نویسنده : ابن تیمیة، جلد : 4، وفات : 728، چاپ : طبعة الشیخ عبد الرحمن بن قاسم، ص177) هرکس بگوید: من در فقه، شافعی و از نظر کلامی، اشعری هستم، این‌ها ممکن نیست و ضد هم هستند، بلکه هرکس چنین اعتقادی داشته باشد، مرتد هست!! با توجه به این فتوای ابن تیمیه، پیشوای وهابیت، همه شافعی‌ها مرتد هستند، چرا که همه شافعی‌ها از نظر فقهی شافعی و از نظر کلامی، یا اشعری هستند یا ماتریدی یا اهل حدیث. یا مثلا بسیاری از اهل سنت، حنبلی هستند و از نظر اعتقادی یا اهل حدیث هستند یا ممکن است از نظر فقهی حنفی و از نظر اعتقادی ماتریدی یاشند. و بنا به نظرابن تیمیه همه این مذاهب فقهی و کلامی مرتد هستند؛ چرا که ابن تیمیه شافعی و اشعری را به عنوان مثال ذکر می کند نه اینکه چون با شافعی یا اشعری تضاد دارد آنها را مرتد می شمارد.

چهارشنبه 25/5/1396 - 6:37


کفر مذاهب اربعه ، صحابه و خلفا از نظر وهابیت(1) 
ابن تیمیه پیشوای وهابیت و دیگر وهابیان با همه مذاهب اسلامی ضدیت و ناسازگاری دارند. این ناسازگاری و ضدیت تا آنجا پیش می رود که از نظر وی همه دیگر مذاهب اسلامی مرتد و کافر به شمار می روند. این اتهام وی حتی دامنه ائمه اربعه اهل سنت، صحابه پیامبر(ص) و حتی خلفا را می گیرد. شیخ یوسف الدجوی از علماء و اساتید الازهر ضمن مقالات و فتاوایش درباره توهینهای ابن تیمیه به خلفا و اصحاب واهل بیت می گوید : و أَن من علامات الراسخین فی العلم أن یحترموا کلام الأئمة ، و ما درجت علیه الأُمة . أما إمامهم ابن تیمیة فلم یسلم منه أحد ، حتی أبوبکر وعمر وعلی وفاطمة . ولا یسعنا تفصیل ذلک الآن از نشانه های راسخین در علم احترام گذاشتن به سخنان بزرگان و کسانی که مرتبه بالایی در امت دارند هست . ولی پیشوای آنها(سلفیان) ابن تیمیه، هیچ کسی ازتوهینهای او سالم نمانده است ، حتی ابوبکر وعمر و علی وفاطمه . من اکنون قصد بیان مفصل این موضوع را ندارم . (مفاهیم اسلامیه(مقالات و فتاوی)، الشیخ یوسف الدجوی ، من مطبوعات مجمع البحوث الاسلامیه ، ص258)

چهارشنبه 25/5/1396 - 6:35

پادشاهی هنگام پوست کندن سیبی با یک چاقوی تیز٬٬ انگشت خود را قطع کرد. وقتی که نالان طبیبان را می‌طلبید٬ وزیرش گفت: «هیچ کار خداوند بی‌حکمت نیست
پادشاه از شنیدن این حرف ناراحت‌تر شد و فریاد کشید: «در بریده شدن انگشت من چه حکمتی است؟» و دستور داد وزیر را زندانی کنند.
روزها گذشت تا اینکه پادشاه برای شکار به جنگل رفت و آن جا آن قدر از سربازانش دور شد که ناگهان خود را میان قبیله‌ ای وحشی تنها یافت. آنان پادشاه را دستگیر کرده و به قصد کشتنش به درختی بستند. اما رسم عجیبی هم داشتند که بدن قربانیانشان باید کاملاً سالم باشد و چون پادشاه یک انگشت نداشت او را رها کردند و او به قصر خود بازگشت. در حالی که به سخن وزیر می‌اندیشید دستور آزادی وزیر را داد. وقتی وزیر به خدمت شاه رسید٬ شاه گفت: «درست گفتی، قطع شدن انگشتم برای من حکمتی داشت ولی این زندان رفتن برای تو جز رنج کشیدن چه فایده‌ای داشته؟»
وزیر در پاسخ پادشاه لبخند زد و پاسخ داد: «برای من هم پر فایده بود چرا که من همیشه در همه حال با شما بودم و اگر آن روز در زندان نبودم حالا حتماً کشته شده بودم
ای کاش از الطاف پنهان حق سر در می‌آوردیم که این گونه ناسپاس خدا نباشیم.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
عَسی أن تکرَهوا شَیئاً وهو خیرٌ لکم وَعسی أن تُحِبّوا شیئاً وهو شَرٌّ لکم… (سوره بقره/ آیه 216)
چه بسا چیزی را خوش نداشته باشید ، حال آن که خیر شما در آن است ؛ویا چیزی را دوست داشته باشید ، حال آن که شر شما در آن است.
فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ ُیسْراً إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ یُسْراً (انشراح 5 و 6)
پس مسلما با دشوارى آسانى است. [آرى‏] قطعا و بی تردید با دشوارى آسانى است.

چهارشنبه 25/12/1395 - 5:20

سالروز ولادت با سعادت نبی مکرم اسلام به روایت برادران اهل سنتمان و همچنین (آغاز هفته وحدت ) را به همه شما عزیزان تبریک و تهنیت عرض می کنیم
همراهان گرامی!
وحدت اسلامی به این معناست که مذاهب اسلامی در عین وجود اختلافات عقیدتی و مباحثه علمی نیکو در این اختلافات ، در کنار یکدیگر زندگی برادرانه و مسالمت آمیز داشته باشند و همیشه در مقابل جبهه ضد اسلام متحد بوده و در این امر شرکت فعال داشته باشند و به این معنا نیست که شریعت و قوانین مذاهب هم یکی شود.
به هرحال 
برای وحدت امت اسلامی هم شیعیان تلاش کردند و هم اهل سنت 
مثلا به ابتکار جمهوری اسلامی ایران چند روزی که میان شیعیان و اهل سنت در مورد تولد پیامبر اسلام اختلاف وجود دارد، هفته وحدت نامیده شد حضرت امام خمینی رض فرمودند که : ما با مسلمین اهل تسنن یکی هستیم. اگر کسی کلامی بگوید که باعث تفرقه بین ما مسلمانها بشود بدانید که یا جاهل است یا از کسانی است که می‌خواهد بین مسلمانان اختلاف بیندازد. قضیه شیعه و سنی اصلاً در کار نیست. ما همه با هم برادریم. لازم است برادران ایرانی و شیعیان دیگر کشورها از اعمال جاهلانه که موجب تفرقه صفوف مسلمین است، خودداری کنند و لازم است در جماعات اهل سنت حاضر شوند. 
در این رابطه آیت‌الله سیستانی از مراجع و مجتهدان شیعه فرموده‌اند:
"لا تقولوا اخواننا السنه بل قولوا انفسنا اهل السنه" 
یعنی ، شیعیان نگویند برادران اهل سنت بلکه بگویند جان ما اهل سنت .
از آن طرف 
 اهل سنت نیز با اعتقاد به اینکه نماز هر کس برای خودش درست باشد، برای دیگران هم درست است اقتدا به شیعیان را مجاز اعلام کردند.

در همین رابطه مفتی مصر دکتر نصر فرید واصل می گوید : هر مسلمانی که به خدا ایمان دارد و شهادتین می‌گوید و ضروریات دین را پذیرفته و آگاه به ارکان اسلام و نماز و شرایط آن باشد، امامت او برای دیگران و امامت دیگران برای او در صورت دارای بودن آن شروط صحیح است هر چند از نظر فقهی با یکدیگر اختلاف داشته باشند و پیروان اهل بیت از این قبیل می‌باشند و در اصول شریعت با یکدیگر اختلافی نداریم. از این رو ما در تهران و قم پشت سر آنان نماز خواندیم.

عده‌ای از علمای اهل سنت از جمله شیخ شلتوت، مفتی اعظم الازهر  معتقدند که تقلید از فقه مذهب جعفری، نظیر مذاهب چهارگانه اهل سنت بوده و معتبر است.
به هرحال،
علما و دانشمندان متعهد و دلسوز شیعه و سنی کسانی که نسبت به دین پیامبر بزرگوارشان تعهد داشتند و دلسوز بودند گامهایی در راه وحدت و اتحاد و انسجام امت اسلامی برداشتند و بر می دارند ... سعیشان مورد قبول خداوند باشد انشاءالله...

شنبه 13/10/1393 - 14:10