تعداد مطالب : 837
تعداد نظرات : 483
زمان آخرین مطلب : 717روز قبل

در باب «نظریه ارجاء» باید گفت که ارجاء مورد نظر ابوحنیفه (رح) به معنای اباحی گری نیست، بلکه وی با این نظریه عمدتاً دیدگاه خوارج را تخطئه کرده و در پی آن بوده است که راه تکفیر مسلمانان از سوی همکیشانشان را سد نماید. وی هیچ بی اعتنایی به ارزش عمل ندارد و عاصیان را نیز برخلاف جهمیه، به بهشت امیدوار نمی گرداند و حکم اخروی آنها را به خدا وا می گذارد.1

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1. سعد اشعری، المقالات والفرق، ص6؛ ابوالحسن اشعری، مقالات الاسلامیین، ص138؛ رجال کشی، ص190؛ خطیب بغدادی، همان، ص382؛ شمس الدین ذهبی، سیر اعلام النبلاء، ج5، ص233؛ شهرستانی، الملل و النحل، ج1، ص126؛ دایرة المعارف بزرگ اسلامی، مدخل «ابوحنیفه»، ص383.

 

يکشنبه 12/6/1396 - 6:11

عبدالجلیل قزوینی در النقض ص403و404 به شرکت ابوحنیفه در عزاداری امام حسین(علیه السلام) اشاره می کند. وی در جواب مؤلف ناشناس بعض فضائح الروافض که می گوید یکی از بدعتهای شیعیان این است که در سالگرد شهادت امام حسین(علیه السلام) به سر و سینه می زنند و به عزاداری می پردازند، می گوید: این سنت اختصاص به شیعه ندارد و بزرگان اهل سنت، ازجمله ابوحنیفه و شافعی، این سنت را رعایت کرده و این طریقه را نگاه داشته اند. بنابراین، اگر این سنت عیب محسوب شود، نخست باید بر ابوحنیفه و شافعی و اصحاب ایشان اعتراض نمود و آن گاه بر شیعه.

 ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 رازی قزوینی، عبدالجلیل(م585ق.)، نقض، مؤسسه علمی فرهنگی دارالحدیث، قم، 1391ش.

 

يکشنبه 12/6/1396 - 6:9

علاوه بر منابع شیعی، بسیاری از منابع اهل سنت نیز امام صادق(علیه السلام) را از استادان ابوحنیفه (رح) می دانند. عبدالحلیم الجندی می گوید: امام صادق(ع) امام ششم از ائمه دوازده گانه اهل بیت(ع) استاد ابوحنیفه(رح) است اگرچه که دو سال از وی(ابوحنیفه(رح)) کوچکتر است. ابوحنیفه(رح) و مالک (رح) نزد امام صادق (ع) شاگردی کردند و از آن حضرت تأثرات زیادی پذیرفتند... و مالک استاد شافعی بوده است و شافعی به فرزندان پیامبر (ص) بسیار احترام می گذاشته و در مقابلشان تواضع و فروتنی می کرده است و احمد حنبل(رح) ده سال نزد شافعی شاگردی کرده است پس همه ائمه اربعه اهل سنت یا شاگردان بدون واسطه امام صادق(ع) و یا از شاگردان با واسطه آن حضرت بوده اند. 1 و آلوسی می گوید: و این ابوحنیفه(رح) است که بین اهل سنت با افتخار و بیانی روشن می گوید: اگر آن دو سالی که نزد امام صادق(ع) تلمذ می کردم نبود من هلاک شده بودم.2

 ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1-      (هو الإمام السادس من أئمة آل البیت الاثنی عشر ( علیهم السلام ) ، وهو أستاذ أبی حنیفة رغم أنه یصغره بسنتین ، أنظر كتابنا " وركبت السفینة " 554 - 564 . النبی ومستقبل الدعوة، مروان خلیفات، چاپ : الأولى، سال چاپ : 1420، ناشر : مركز الأبحاث العقائدیة - قم – ایران، پاورقی ص45 و فلقد تتلمذ أبو حنیفة ومالك للإمام الصادق ، وتأثرا كثیرا به ، سواء فی الفقه أو فی الطریقة . ومالك شیخ الشافعی . والشافعی یدلی إلى أبناء النبی صلى الله علیه وسلم ... وقد تتلمذ له أحمد بن حنبل سنوات عشرة . فهؤلاء أئمة أهل السنة الأربعة ، تلامیذ مباشرون أو غیر مباشرین للإمام الصادق .) الإمام جعفر الصادق ( ع )، عبد الحلیم الجندی، تحقیق : إشراف : محمد توفیق عویضة، سال چاپ : 1397 - 1977 م، چاپخانه : مطابع الأهرام التجاریة – القاهرة، ناشر : المجلس الأعلى للشئون الإسلامیة – القاهرة ص3  

2-       2- وقال الآلوسی ... : وهذا أبو حنیفة و هو بین أهل السنّة كان یفتخر ویقول بأفصح لسان : " لولا السنتان لهلك النعمان " یرید السنتین اللتین صحب فیها - لأخذ العلم - الإمام جعفر الصادق علیه السلام . (كتاب : الإمام الصادق ( ع ) ، نویسنده : الشیخ محمد حسن المظفر ، جلد : 2 ، وفات : 1375 ، چاپ : الثالثة ، سال چاپ : 1397 - 1978 م ، ناشر : دار الزهراء للطباعة والنشر والتوزیع - بیروت – لبنان (ص133))

 

يکشنبه 12/6/1396 - 6:7

قاعده معروفی است نزد اهل سنت بخصوص مذهب حنفی که بر اساس آن ، احدی از اهل قبله تکفیر نمی شوند ... بناء همه پیروان دیگر مذاهب اسلامی ، خون و مال و عرض و حیثیت و همه چیزشان از نظر اهل سنت مخصوصا احناف ، محترم است ....
 1- وتقدمت القاعدة المعروفة عند أهل السنة والجماعة أننا لا نكفر أحدا من أهل القبلة بذنب ما لم یستحله ، فإن استحله كفرناه . (كتاب : صحیح شرح العقیدة الطحاویة، نویسنده : حسن بن علی السقاف، چاپ : الأولى ، سال چاپ : 1416 - 1995 م، ناشر : دار الإمام النووی - عمان – الأردن، ص742)
2- یشیر الشیخ إلى الرد على الخوارج والمعتزلة فی قولهم بخروجه من الإیمان بارتكاب الكبیرة وفیه تقریر لما قال أولا لا نكفر أحدا من أهل القبلة بذنب ما لم یستحله
(كتاب : شرح العقیدة الطحاویة، نویسنده : ابن أبی العز الحنفی، وفات : 792، چاپ : الرابعة، سال چاپ : 1391، چاپخانه : بیروت - المكتب الإسلامی، ناشر : المكتب الإسلامی، ص372)
 3- فیما رواه نوح بن أبی مریم عن أبی حنیفة رضی الله عنه ، فإنه قال : سألته عن مذهب أهل السنة فقال : أن تفضل أبا بكر وعمر ، وتحب علیا وعثمان ، وترى المسح على الخفین ، ولا تكفر أحدا من أهل القبلة
(شرح السیر الكبیر، السرخسی، جلد : 1، وفات : 483، سال چاپ : 1960 م، چاپخانه : مطبعة مصر، ص158)

 

شنبه 11/6/1396 - 15:20

روایات منقطع منقول از امام باقر و امام صادق(علیهما السلام) که ایشان مستقیماً «قال رسول الله(صلی الله علیه وآله)» می فرمایند، از طریق ابوحنیفه(ره) در کتاب الـآثار ابویوسف فراوان به چشم می خورد. به عنوان نمونه، در باب نماز نافله، روایتی به این سبک آمده است: «روی ابویوسـف عن ابی حنیفـة عن ابی جعفر محمد بن علی(علیه السلام) عن النبی(صلی الله علیه وآله) انه کان یصلـی بعد العشـاء الاخرة الی الفجر، فیما بین ذلک ثمانی رکعات و... .»
(ابویوسف، الآثار، ص34 به نقل از: جایگاه اهل‌بیت (ع) از دیدگاه ابوحنیفه، محمد شفق خواتی، طلوع، بهار 1385، شماره 17، (30 صفحه، از 145 تا 174).ص161)

 

شنبه 11/6/1396 - 15:17

داشتن تعالیم و آموزه هایی در ابعاد مختلف بخصوص اعتقادی و فقهی نشانه جامعیت مذهب بشمار می رود که هردو مذهب حنفی و جعفری دارای این ویژگی هستند. از دیگر ویژگیهای مشترک دو مذهب استفاده از عقل در استنباط احکام شرعی است که هردو مذهب از این عامل استفاده می کرده اند. همچنین نگاه انتقادی به راویان احادیث از دیگر مشترکات دو مذهب است. ازاین جهت در مذهب حنفی برخی از صحابه چون ابوهریره مورد نقد قرار گرفته اند. نگاه انتقادی ابوحنیفه(ره) به اقوال و افعال صحابه و تابعین و این منابع مقبول نزد عموم اهل سنت و نگاه انتقادی وی به برخی راویان برجسته و مورد اهتمام اهل سنت چون ابوهریره،وی را از رویکرد عمومی اهل سنت جدا می کند و به دیدگاه مذهب اهل بیت(علیهم السلام) نزدیک می سازد.
( ابوبکر سرخسی، اصول الفقه، ج2، ص150؛ حسین بن علی صیمری، اخبار ابی حنیفة واصحابه، ص24؛ خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ج13، ص340 و 368؛ ابن عبدالبر، الانتقاء من فضائل الائمة الثلاثة الفقهاء، ص143.) (دایرة المعارف بزرگ اسلامی، مدخل «ابوحنیفه»، ج5، ص387 ـ 388.)

 

شنبه 11/6/1396 - 15:16

ابو حنیفه حضرت علی(علیه السلام) را در تمامی جنگهایش بر طریق حق دانسته و دشمنان او را یاغی شمرده است.
 ( موفق مکی، مناقب ابی حنیفة، ج2، ص83 و 160؛ ابن حجر هیثمی، الخیرات الحسان فی مناقب الامام الاعظم ابی حنیفة النعمان، ص86؛ قاضی عبدالجبار، شرح اصول الخمسة، ص141؛ شیخ مفید، الجمل، ج1 از مجموعه مصنفات شیخ مفید، ص21. به نقل از: جایگاه اهل‌بیت (ع) از دیدگاه ابوحنیفه، محمد شفق خواتی، طلوع، بهار 1385، شماره 17، (30 صفحه، از 145 تا 174).ص152

 

شنبه 11/6/1396 - 15:10

دیدگاه ابوحنیفه در مورد ضرورت برخورد با امام جائر(1) نیز او را از عامه اهل سنت دور می کند و به شیعه نزدیک می سازد. همچنین موضع او در نزاع مربوط به خلق قرآن با مکتب اهل بیت(علیهم السلام) سازگار است.(2) اهتمام وی به عام و خاص و نیز مطلق و مقید در قرآن،(3) با مذهب اهل بیت(علیهم السلام) سازگار است.
_________________________
1.احمد بن علی جصاص، احکام القرآن، ج1، ص70؛ عبدالله بن احمد، السنة، ج1، صص182و568 ـ 569؛ ابوجعفر طحاوی، العقیدة الحاویة، ص57؛ محمد بن عبدالرحمن الخمیس، اصول الدین عند الامام ابوحنیفة، ص569؛ محمدزاهد الکوثری، تأنیب الخطیب، ص211.به نقل از: جایگاه اهل‌بیت (ع) از دیدگاه ابوحنیفه، محمد شفق خواتی، طلوع، بهار 1385، شماره 17، (30 صفحه، از 145 تا 174).ص149
 2. الفقه الاکبر (منسوب به ابوحنیفه)، ص9، به نقل از: محمد ابوزهره؛ ابوحنیفة، ص168؛ الوصیة (منسوب به ابوحنیفه)، ص41 ـ 42؛ ابوالحسن اشعری، الابانة عن اصول الدیانة، ص38؛ خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ج13، ص378 ـ 381. به نقل از: جایگاه اهل‌بیت (ع) از دیدگاه ابوحنیفه، محمد شفق خواتی، طلوع، بهار 1385، شماره 17، (30 صفحه، از 145 تا 174).ص149
 3. احمدبن علی جصاص، احکام القرآن، ج3، ص94؛ علی بن محمد بزودی، اصول الفقه، به نقل از: دایرة المعارف بزرگ اسلامی، مدخل «ابوحنیفه»، ص394. جایگاه اهل‌بیت (ع) از دیدگاه ابوحنیفه، محمد شفق خواتی، طلوع، بهار 1385، شماره 17، (30 صفحه، از 145 تا 174).ص149

 

سه شنبه 7/6/1396 - 10:43

فلسفه ی مهم زاد روز موالید و شهادت های ائمه اطهار(علیهم السلام) آشنایی با سیره زندگی آنهاست. به مناسبت شهادت امام باقر(علیه السلام) بر آن شدیم در این مقاله، شمه ای از سیره آن امام همام را مورد مطالعه قرار دهیم.

سید حسین سیدی- کارشناس حوزه/ بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان

دو نکته از سبک زندگی امام باقر(علیه‌السلام)

امام باقر(علیه السلام) شکافنده علم و دانش است. این نکته را پیامبر اسلام به جابر بن عبدالله انصاری فرمود. «إنّكَ ستُدرِكُ رجُلاً مِنّی، اسمُه اسْمِی و شَمائلُهُ شَمائلی یَبْقَرُ العِلْمَ بَقْرا[1]  همانا تو مردى از [خاندان] مرا درك خواهى كرد كه نامش نام من، و رفتار و كردارش، رفتار و كردار من است و دانش را تا ژرفایش مى شكافد.»

همراهی معنویت و اخلاق با علم و دانش

همان طور که گفته شد، امام پنجم شیعیان شکافنده علم و دانش بود، به طوری که محمّد بن مسلم یکی از شاگردان حضرت، سی هزار حدیث از آن حضرت نقل نموده[2] و جابر جعفی، یکی دیگر از شاگردان حضرت، هفتاد هزار حدیث را از آن حضرت نقل کرده است.[3] 

امام باقر(علیه السلام) که نهضت علمی را پی ریزی کرد، به شاگردان خود و به پیروان خود آموخت که علم و دانش نباید وسیله ای برای فخرفروشی به دیگران و این قبیل امور، قرار بگیرد. «من طلب العلم لیباهی به العلماء أو یماری به السفهاء أو یصرف وجوه الناس إلیه فلیتبوأ مقعده من النار[4] - هر کس دنبال علم و دانش باشد برای آنکه به علما فخر فروشی کند ، یا با نابخردان بستیزد ، و یا مردم را متوجه خود نماید ، پس جایگاهش آتش است.»

این حدیث، تکلیف اهل علم و دانش را مشخص کرده، و آنها را از سوء استفاده کردن از علم و دانش نهی نموده است.

امام باقر(علیه السلام) در حدیث دیگری، شیعیان را اینگونه معرفی می کند. «اِنَّما شیعَةُ عَلِیٍّ ألحُلَماءُ وَ العُلَماءُ الذُّبْلُ الشِّفاهِ تُعْرَفُ الرُّهبانِیَّةُ عَلى وُجُوهِهِمْ[5]  همانا شیعیان على (علیه السلام)  بردباران و دانشورانند که لبانشان به یاد خدا تر است و بر چهره ‏هایشان رنگ عبادت و ساده‏ زیستى پیداست.»

دلیل اینکه در روایات اسلامی، بر همراهی علم و دانش با اخلاق و معنویت تاکید شده، این است که چه بسا علم و دانشِ بی معنویت و اخلاق، باعث ورود انسان ها در وادی جرم و جنایت شود.

امام باقر(علیه السلام) در حدیث دیگری، شیعیان را اینگونه معرفی می کند. «اِنَّما شیعَةُ عَلِیٍّ ألحُلَماءُ وَ العُلَماءُ الذُّبْلُ الشِّفاهِ تُعْرَفُ الرُّهبانِیَّةُ عَلى وُجُوهِهِمْ: همانا شیعیان على(علیه السلام) بردباران و دانشورانند که لبانشان به یاد خدا تر است و بر چهره‏ هایشان رنگ عبادت و ساده‏ زیستى پیداست.»

نکته قابل تامل

در دنیای کنونی ما، علم و دانش در خدمت نظام سرمایه داری جهانی قرار گرفته است و از علم و دانش، سوء استفاده های زیادی می شود. به طور مثال، امروزه کشورهای قلدر جهان، با استفاده از دانش هسته ای، دنیا را به مسابقه اتمی تبدیل کرده اند. کشوری مثل آمریکا که اینک بیشترین بمب اتم جهان را دارد، در سال 1945 میلادی با استفاده از بمب اتم، دو شهر ژاپن را بمباران کرد و عده ی بسیاری از غیر نظامیان را کشت.

حاصل سخن اینکه؛ علم و دانش باید در مسیر معنویت و فضائل اخلاقی باشد، نه که علم و دانش سسبب غرور و نخوت و سایر رذائل اخلاقی شود.

امام پنجم شیعیان هماگونه که نهضت علمی را برای امت اسلامی آنزمان پایه گذاری کرد، یک نهضت اقتصادی را هم به خلفای زمان خود پیشنهاد داد.

برتری مصلحت امت اسلام بر منافع شخصی

حضرت امام محمد باقر(علیه السلام) با آنکه با دستگاه جور زمانه خود، هیچگونه مماشاتی نداشتند؛ اما برای حفظ اقتدار مملکت اسلامی در مقابل رومیان، پیشنهاد ضرب سکه اسلامی را به عبدالملک اموی ارائه داد.[6] و منافع امت اسلام را در نظر گرفت.

رفتار حضرت در قضیه ضرب سکه اسلامی و دلداری به خلیفه ستمگر اموی در مقابل تهدید رومیان ـــ با آنکه خلیفه دشمن حضرت بود و حتی حضرت به دست پسر او به شهادت رسید ــ یادآور صبر مولا علی(علیه السلام) در برابر خلفای غاصب، برای از بین نرفتن عظمت اسلام و مسلمین است. حضرت بعد از ذکر غصب خلافت توسط ابوبکر، می فرماید: «فصبرت و فی العین قذى و فی الحلق شجا من أن أرى تراثی نهبا...[7] پس صبر کردم در  حالی که در چشم من خار، و در گلویم استخوان بود. می دیدم که حقم را  به تاراج می برند...»

خلاصه اینکه اهلبیت (علیهم السلام) از جمله امام باقر (علیه السلام) حفظ کیان مملکت اسلامی، را در اولویت برنامه های خود داشتند.

نکته آموزنده از داستان ضرب سکه

اگر چه به لحاظ محتوای سیاسی داستان، احزاب سیاسی جامعه اسلامی، بیشتر مورد خطاب این حدیث هستند، و آنها نباید منافع شخصی و حزبی را بر منافع جامعه، ترجیح دهند؛ اما این نکته ای قابل استفاده برای همه اقشار جامعه اسلامی است. چه خانواده هایی که بر اثر ترجیح دادن منافع شخصی بر منافع خانوادگی، کارشان به طلاق کشیده شده است، چه سازمان هایی(علمی، ورزشی و...) که بر اثر فدا کردن مصالح سازمان خود به نفع منافع شخصی، به آخر خط رسیده اند.

سخن آخر

همراه شدن معنویت با علم و دانش، و برتری دادن منافع کلان بر منافع جزیی (منافع جامعه اسلامی بر منافع شخصی) دو نکته از سیره امام باقر (علیه السلام) است که در این مقاله مورد بحث قرار گرفت، و ان شاء الله به این نکته ها عامل باشیم.

پی نوشت ها:

1ــ الأمالی (للطوسی)، ص 637

2ــ رجال الكشی - إختیار معرفة الرجال ، ص163

3ــ بحار الأنوار (ط - بیروت) ؛ ج‏46 ؛ ص340

4ــ بحارالانوار ، دار احیاء الترا العربی ، 2ج ، ص (38)

5ـــ الكافی (ط - الإسلامیة)، ج‏2، ص 235

6ــ در زمان عبدالملک، صنعت کاغذ در اختیار رومی ها بود، و بر آن کاغذها عبارت «اب، ابن، روح» نقش بسته بود، عبدالملک اموی بر آن شد که برای مقابله با رومیان، شعائر اسلامی را بر کاغذها بنویسند. قیصر روم بعد از باخبر شدن از ماجرا، تهدید کرد که اگر وضع به سابق برنگردد، سکه های حاوی توهین به پیامبر اسلام را منتشر خواهد کرد. خلیفه اموی ناچار از امام باقر(علیه السلام) مشورت خواست و امام نیز ضرب سکه اسلامی را پیشنهاد داد و بدینوسیله تهدید رومیان را خنثی کردأعیان الشیعه، امین، سید محسن، تحقیق سید حسن امین، بیروت، دار التعارف للمطبوعات، ۱۴۰۳ق، ج۱، ص۶۵۴.

7ــ مناقب آل أبی طالب علیهم السلام (لابن شهرآشوب)، ج‏2 ، ص 204

https://article.tebyan.net/371258/%D8%AF%D9%88-%D9%86%DA%A9%D8%AA%D9%87-%D8%A7%D8%B2-%D8%B3%D8%A8%DA%A9-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85-%D8%A8%D8%A7%D9%82%D8%B1-%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87-%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85-

سه شنبه 7/6/1396 - 7:37

 از آنجا که ابوحنیفه حکومت اموی و عباسی را مشروع نمی دانست، هیچ گاه حاضر نشد دعوت آن حکومتها را مبنی بر همکاری وی با ایشان بپذیرد. ابن هبیره عامل مروان اموی در عراق، با ابوحنیفه صحبت کرد تا وی منصب قضاوت کوفه را بپذیرد، اما ابوحنیفه نپذیرفت. به همین دلیل، ابن هبیره یازده روز و هر روز ده تازیانه به ابوحنیفه می زد. با این حال، ابوحنیفه منصب قضاوت را نپذیرفت. افزایش فشار از جانب ابن هبیره، ابوحنیفه را ناچار ساخت تا کوفه را ترک کند و به مکه بگریزد و دو سال بازمانده از سلطه امویان را در آنجا به سر برد.(خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ج13،ص328) در پی پیروزی عباسیان و به خلافت رسیدن سفاح، ابوحنیفه به کوفه مراجعت کرد. ابوحنیفه خلافت عباسیان را نیز منکر بود و هرگز با سفاح و منصور بیعت نکرد.(خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ج13،ص330-327) ابن حجر هیثمی و صاحب عقودالجمان می نویسند: منصور ابوحنیفه را برای منصب قضاوت فرا خواند اما وی امتناع ورزید. منصور خشمگین شد و قسم خورد که اگر نپذیرد وی را به زندان اندازد و بر وی سخت بگیرد. ابوحنیفه باز هم نپذیرفت و منصور وی را به زندان انداخت. پس از آن منصور همیشه برای وی به زندان پیام می فرستاد که اگر دوست دارد آزاد شود، باید منصب قضاوت را بپذیرد، اما ابوحنیفه همچنان امتناع می کرد. مقاومت شدید ابوحنیفه از قبول منصب قضاوت سبب شد تا منصور دستور بدهد تا او را هر روز از زندان خارج کنند و ده تازیانه بزنند و در بازار بگردانند. این دستور اجرا شد و هر روز به گونه ای او را تازیانه های شدید و دردناکی می زدند که خون از پشت پاهای او جاری می شد و با داد و فریاد او را در بازار می گرداندند و دوباره به زندان بر می گرداندند. در زندان نیز حتی خوراک و آب آشامیدنی را از وی مضایقه می کردند تا اینکه پس از پنج روز در حال گریه و دعا از دنیا رفت. (ابن حجر هیثمی، الخیرات الحسان،ص91 ؛ محمدبن یوسف الصالحی، عقود الجمان، ص357.به نقل از: جایگاه اهل‌بیت (ع) از دیدگاه ابوحنیفه، محمد شفق خواتی، طلوع، بهار 1385، شماره 17، (30 صفحه، از 145 تا 174).ص159)

دوشنبه 6/6/1396 - 7:38