تعداد مطالب : 837
تعداد نظرات : 483
زمان آخرین مطلب : 715روز قبل

 در ملاقاتى كه مغیره بن شعبه با معاویه داشت، به وى گفت: بنى هاشم دیگر اقتدار خود را از دست داده و از ناحیه آنان خطرى حكومت تو را تهدید نمىكند، چه بهتر كه نسبت به آنان سختگیرى نكنى و آنان را مورد بذل و محبت قرار دهى. معاویه پاسخ داد: ابوبكر، عمر و عثمان آمدند و رفتند و از آنان جز نامى نمانده است ولى هر روز پنج مرتبه فریاد «أشهد أن محمدا رسول اللّه» به گوش مىرسد، «فأىّ عمل یبقى مع هذا لا أم لك!؟ لا واللّه إلا دفنا دفنا»؛ با این وضع دیگر چه چیزى براى ما بنى امیّه باقى مانده است به خدا سوگند تا نام پیامبر را دفن نكنم و از زبانها نیندازم، آرام نخواهم گرفت. 1
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
 1- الغدیر ، نویسنده : الشیخ الأمینی ، جلد : 10 ، وفات : 1392 ، چاپ : الرابعة ، سال چاپ : 1397 - 1977 م ، ناشر : دار الكتاب العربی - بیروت – لبنان ، توضیحات : عنی بنشره الحاج حسن ایرانی صاحب دار الكتاب العربی - بیروت - لبنان ص284 شرح نهج البلاغة ، نویسنده : ابن أبی الحدید ، جلد : 5 ، وفات : 656 ، تحقیق : محمد أبو الفضل إبراهیم ، چاپ : الأولى ، سال چاپ : 1378 - 1959 م ، ناشر : دار إحیاء الكتب العربیة - عیسى البابی الحلبی وشركاه ، مؤسسة مطبوعاتی إسماعیلیان ص130 مروج الذهب ومعادن الجوهر ، نویسنده : المسعودی ، جلد : 3 ، وفات : 346 ، چاپ : الثانیة ، سال چاپ : 1404 - 1363 ش - 1984 م ، ناشر : منشورات دار الهجرة ایران – قم ، شرح حوادث سال 212 ، توضیحات : تنفرد هذه الطبعة بالفهارس العلمیة المتنوعة دققها ووضعها وضبطها الأستاذ یوسف اسعد داغر امین دار الكتب اللبنانیة سابقاً والاختصاص بفن المكتبات والبیلوغرافیا // الطبعة الأولى بیروت - 1385 ه‍ 1965 م // الطبعة الثانیة فی ایران - قم // دار الهجرة // 1404 ه‍ 1363 ش 1984 م / ص455
ابن أبی الحدید، عبد الحمید بن هبة الله، شرح نهج البلاغة لابن أبی الحدید - قم، چاپ: اول، 1404ق.؛ ج‏5 ؛ ص129و130

قال المطرف بن المغیرة بن شعبة دخلت مع أبی على معاویة و كان أبی یأتیه فیتحدث معه ثم ینصرف إلی فیذكر معاویة و عقله و یعجب بما یرى منه إذ جاء ذات لیلة فأمسك عن العشاء و رأیته مغتما فانتظرته ساعة و ظننت أنه لأمر حدث‏ فینا فقلت ما لی أراك مغتما منذ اللیلة فقال یا بنی جئت من عند أكفر الناس و أخبثهم قلت و ما ذاك قال قلت له و قد خلوت به إنك قد بلغت سنا یا أمیر المؤمنین فلو أظهرت عدلا و بسطت خیرا فإنك‏ قد كبرت و لو نظرت إلى إخوتك من بنی هاشم فوصلت أرحامهم فو الله ما عندهم الیوم شی‏ء تخافه و إن ذلك مما یبقى لك ذكره و ثوابه فقال هیهات هیهات أی ذكر أرجو بقاءه ملك أخو تیم فعدل و فعل ما فعل فما عدا أن هلك حتى هلك ذكره إلا أن یقول قائل أبو بكر ثم ملك أخو عدی فاجتهد و شمر عشر سنین فما عدا أن هلك حتى هلك ذكره إلا أن یقول قائل عمر و إن ابن أبی كبشة لیصاح به كل یوم خمس مرات أشهد أن‏ محمدا رسول‏ الله‏ فأی عملی یبقى و أی ذكر یدوم بعد هذا لا أبا لك لا و الله إلا دفنا دفنا.

 

دوشنبه 3/7/1396 - 8:28

عالم حنفی دیگری که درباره امام حسین علیه السلام قلم زده است:
2.عفیف الدین ابی‏السیادة عبدالله بن ابراهیم طائفی حنفی (م 1207) می باشد.
شرح حال او در عجایب الاثار جبرتی 147:2 آمده و نسخه‏ ای از کتابش هم در مکتبه‏ سلیم آغا در استانبول موجود است. وی کتابی با عنوان «اتحاف السعداء بمناقب سید الشهدا» درباره فضایل امام حسین علیه السلام تألیف کرده است.
عالم دیگر حنفی:
 3. قادر بخش بن حسن علی حنفی هندی شهسرامی(1337 – 1273) است وی از علمای حنفی هند است که کتابی با عنوان «جور الاشقیاء علی ریحانة سید الانبیاء» درباره امام حسین علیه السلام نگاشته است. شرح حال وی در نزهة الخواطر 370:8 آمده و همانجا از این کتاب او هم یاد شده است.
مؤسسه آموزشی پژوهشی مذاهب اسلام (mazaheb.com)

 

دوشنبه 3/7/1396 - 4:54

و از أبی هریره در باره قصه حضرت آدم نقل شده است:
یا آدم هؤلاء صفوتی... فإذا کان لک لی حاجة فبهؤلاء توسل، فقال النبی: نحن سفینة النجاة من تعلق بها نجا ومن حاد عنها هلک، فمن کان له إلی الله حاجة فلیسألنا أهل البیت. 1

ای آدم! اینها ( اهل بیت ) برگزیدگان من هستند... هر وقت حاجتی داشتی اینها را واسطه قرار بده. پیامبر اسلام (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) فرمودند: ما کشتی نجات هستیم، هر کس سوار این کشتی شد، نجات خواهد یافت و هر کس سر پیچی کند، هلاک می‌شود، هر کسی حاجتی به سوی خداوند دارد، باید ما اهل بیت را واسطه قرار دهد.
سیوطی نقل می‌کند که حضرت آدم به درگاه خداوند چنین استغاثه می کرد: اللهمّ إنّی أسألک بحقّ محمد وآل محمد سبحانک لا إله إلا أنت، عملت سوءً، وظلمت نفسی فاغفر لی إنّک أنت الغفور الرحیم، فهؤلاء الکلمات التی تلقی آدم. [الدر المنثور، ج۱، ص۶۰.]

بار خدایا! از تو درخواست می‌کنم به حق محمد و آل محمد که تو پاک و منزهی و غیر از تو خدایی نیست، من کار بدی کردم و به خود ظلم نمودم؛ پس مرا ببخش که تو بخشنده و مهربان هستی....
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1- فرائد السمطین، ج۱، ص۳۶، ح۱.
كتاب الأربعین ، نویسنده : الشیخ الماحوزی ، وفات : 1121 ، تحقیق : السید مهدى رجائی ، چاپ : الأولى ، سال چاپ : 1417 ، چاپخانه : أمیر – قم ، ص396
الغدیر ، نویسنده : الشیخ الأمینی ، جلد : 2 ، وفات : 1392 ، چاپ : الرابعة ، سال چاپ : 1397 - 1977 م ، ناشر : دار الكتاب العربی - بیروت – لبنان ، توضیحات : عنی بنشره الحاج حسن ایرانی صاحب دار الكتاب العربی - بیروت – لبنان ، ص300
كتاب : فاطمة والمفضلات من النساء ، نویسنده : عبد اللطیف البغدادی ، وفات : معاصر ، ص156



 

يکشنبه 2/7/1396 - 9:53

گفتیم یکی از علمای پرآوازه حنفی حافظ، ابو المؤید، ابو محمد، موفق بن احمد بن ابى سعید اسحاق بن مؤید مکى حنفى، معروف به «اخطب خوارزم». (568 -484) مؤلف کتاب «مقتل الحسین علیه‏ السلام» می باشد وی شعری در رثای اهل بیت سروده که ترجمه آن چنین است(1):
«جوانمردى چون بوتراب کجاست؟ پیشواى پاک گوهر در پهنه گیتى. اگر دیدگانم دردمند گردد، از غبار نعلش توتیا سازم. محمد(ص)رسول گرامى شهر علم است، امیر مؤمنان باب علم باشد. در محراب عبادت گریان، در صحنه پیکار خندان. از زر و زیور چشم پوشید، در هم و دینار نیندوخت. در پهنه رزمگاه سپاه شیطان تار و مار کرد، چون صاعقه شمشیرش آتش برانگیخت. على است که با زیور هدایت آزین گرفت، از آن پیش که جامه جوانى در پوشد. على است که بتهاى قریش بشکست، آنگاه که بر شانه رسول برآمد. على است که با نص وصایت، زنان پیغمبر را کفیل آمد، امینى که حجابش رادع نباشد. على است که «عمرو عبدود» را با ضرب شمشیر فرو انداخت، ضربتى که اسلام را آباد کرد. داستان «براءت» و «غدیر خم» و «پرچم روز خیبر» نزاع را فیصله بخشد. محمد و على چون هارون و موسى باشند. این تمثیل از پیامبر بزرگوار است. در مسجد خود، درهاى دیگران مسدود کرد، درب خانه على بازماند. مردمان، یکسر، قشراند، سرورمان على مغز باشد. ولایتش- بى شک- مانند قلاده، بر گردن مؤمنین افتاد، بینى دشمنان بر خاک مالید. هر گاه «عمر» در پاسخ مسائل بخطا رفت، على راه صوابش بنمود. و عمر از ره انصاف گفت: اگر على نمى بود پاسخ خطایم مرا به هلاکت و تباهى مى راند. از اینرو فاطمه و سرورمان على، با دو فرزندش، مایه خوشنودى و مسرت خاطراند. هر که خواهد خاندانى را با ستایش بر کشد، من ثناخوان اهل بیت رسولم. اگر مهر آنان مایه ننگ و عار باشد- و هیهات که چنین باشد- من از روزى که فرزانه گشتم، قرین این ننگ و عارم. على را که پرتو حق و رهبر حقجویان بود، کشتند. آنکه یکتا مرد میدان بود. زاده اش حسن مجتبى، جوانمرد عرب را کشتند، با سم مذاب کارش ساختند. حسین را از آب فرات محروم کردند، با طعن نیزه و شمشیر بخاک و خون کشیدند. اگر سخن زینب نبود، على سجاد را هم مى کشتند، کودکى خردسال. پیشواى عدالت زید بن على را بردار کشیدند، خدا را از این ستم ناهنجار. دختران محمد در تابش خورشید، تشنه لب، خاندان یزید در سایه قصر و خرگاه. خاندان یزید خیمه چرمین بپا کردند، اصحاب کساء جامه بر تن نداشتند».
( سایت دائرةالمعارف طهور. و مقتل الحسین علیه‏السلام، خوارزمی، ص 390 (در پایان بحث از مناقب امام علی علیه‏السلام).)
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
 (1) ألا هل من فتى کأبی تراب *** إمام طاهر فوق التراب
إذا ما مقلتی رمدت فکحلی *** تراب مس نعل أبی تراب محمد النبی کمصر علم *** أمیر المؤمنین له کباب هو البکاء فی المحراب لکن *** هو الضحاک فی یوم الحراب و عن حمراء بیت المال أمسى *** و عن صفرائه صفر الوطاب شیاطین الوغى دحروا دحورا *** به إذ سل سیفا کالشهاب علی بالهدایة قد تحلى *** و لما یدرع برد الشباب علی کاسر الأصنام لما *** علا کتف النبی بلا احتجاب علی فی النساء له وصی *** أمین لم یمانع بالحجاب علی قاتل عمرو بن ود *** بضرب عامر البلد الخراب حدیث براءة و غدیر خم *** و رایة خیبر فصل الخطاب هما مثلا کهارون و موسى *** بتمثیل النبی بلا ارتیاب بنى فی المسجد المخصوص بابا *** له إذ سد أبواب الصحاب کأن الناس کلهم قشور *** و مولانا علی کاللباب ولایته بلا ریب کطوق *** على رغم المعاطس فی الرقاب إذا عمر تخبط فی جواب *** و نبهه علی بالصواب یقول بعدله لو لا علی *** هلکت هلکت فی ذاک الجواب ففاطمة و مولانا علی *** و نجلاه سروری فی الکتاب و من یک دأبه تشیید بیت *** فها أنا مدح أهل البیت دابی و إن یک حبهم هیهات عابا *** فها أنا مذ عقلت قرین عاب لقد قتلوا علیا مذ تجلى *** لأهل الحق فحلا فی الضراب و قد قتلوا الرضا الحسن المرجى *** جواد العرب بالسم المذاب و قد منعوا الحسین الماء ظلما *** و جدل بالطعان و بالضراب و لولا زینب قتلوا علیا *** صغیرا قتل بق أو ذباب و قد صلبوا إمام الحق زیدا *** فیا لله من ظلم عجاب بنات محمد فی الشمس عطشى *** و آل یزید فی ظل القباب لآل یزید من أدم خیام *** و أصحاب الکساء بلا ثیاب مؤسسه آموزشی پژوهشی مذاهب اسلام

يکشنبه 2/7/1396 - 4:25

راوی می گوید:‌ با روم می جنگیدیم پس به یکی از کلیساهای ایشان وارد شدیم .پس در آن سنگی بود که روی آن نوشته شده بود : آیا امتی که حسین را می کشند شفاعت جد او را در روز قیامت امید دارند؟

2874 - حدثنا محمد بن عبد الله الحضرمی ثنا محمد بن غورك ثنا أبوسعید التغلبی عن یحیى بن یمان عن إمام لبنی سلیم عن أشیاخ له غزو الروم فنزلوا فی كنیسة من كنائسهم فقرأوا فی حجر مكتوب
 أیرجوا معشرا قتلوا حسینا * شفاعة جده یوم الحساب
فسألناهم منذ كم بنیت هذه الكنیسة قالوا قبل أن یبعث نبیكم بثلاث مائة سنة قال أبو جعفر الحضرمی وثنا جندل بن والق عن محمد بن غورك ثم سمعته من محمد بن غورك
____________________________________

المعجم الكبیر(20جلد) ، الطبرانی(م360)، تحقیق : تحقیق وتخریج : حمدی عبد المجید السلفی، طبع الثانیة ، مزیدة ومنقحة، 1404 - 1984 م، دار إحیاء التراث العربی، ج3ص124

 

چهارشنبه 29/6/1396 - 3:3

دوستی در صفحه اجتماعی خود با عنوان (ما و عصر مردگان) نوشته اند:
(ما همیشه برای زنده های خود مرگ و برای مرده های خود زندگی آرزو می كنیم. این گونه است كه همیشه در عصر مردگان به سر می بریم.تا این روحیه بر ما حاكم باشد، توسعه و ترقی برای ما خوابی بیش نخواهد بود.)
در تأیید گفته ایشان بزرگی می گفت:
رسم و عادت ما این است که زنده ها را (تحلیل) و مرده ها را (تجلیل) می کنیم
یعنی تا وقتی در قید حیاتیم رفتار و گفتار و سکنات و اعمال و همه چیز همدیگر را زیر ذره بین قرار می دهیم و نه (خوشبینانه) و نه (واقع بینانه) بلکه متأسفانه (بدبینانه) درباره اش قضاوت می کنیم بدیهایش را برجسته و خوبیهایش را حتی المقدور کمرنگ می کنیم و نادیده می گیریم احتمالا بخاطر رقابت ، حسادت و چشم و همچشمی و یا امراض دیگر ...بعد از مرگ هم ، باب تجلیل گشوده میشود بدیهایش را بکلی نادیده می گیریم و حتی خوبیهای نبوده اش را برجسته می کنیم اینجاهم نه بد بینانه و نه واقع بینانه بلکه خوش بینانه قضاوت می کنیم ...البته پرداختن به این موضوع حوصله و مجال بیشتری می طلبد اما توصیه این است که باید قدر همدیگر را تا زنده هستیم بدانیم .فراموش نکنیم که همه ما انسانهای خطاکار هستیم معصوم نیستیم اما خوبیهایی هم داریم که نباید نادیده گرفته شود و کوتاه و مختصر این شعر در این قسمت گویاست:
بیخبر از هم دگر آسوده خوابیدن چه سود؟!
بر مزار مردگان خویش نالیدن چه سود؟!
زنده را تا زنده است باید به فریادش رسید
ورنه بر سنگ مزارش آب پاشیدن چه سود؟!
گر نرفتی خانه اش تا آن دمی که زنده بود
خانه صاحب عزا تا صبح خوابیدن چه سود ؟
گر نکردی یاد من تا آن دمی که زنده ام
بعد مرگم اشک و آه و نالیدن چه سود !!!؟

سه شنبه 28/6/1396 - 5:54


حافظ، ابو المؤید، ابو محمد، موفق بن احمد بن ابى سعید اسحاق بن مؤید مکى حنفى، معروف به «اخطب خوارزم». (568 -484) فقیهى دانشور، حافظى مشهور، صاحب حدیثى با اسناد فراوان، خطیبى پرآوازه، آگاه از سیره و تاریخ، شاعر و ادیب، بوده است. خطیب بزرگترین عالم حنفی است که درباره‏ امام حسین علیه ‏السلام قلم زده و کتاب عظیم و بزرگ «مقتل الحسین علیه‏ السلام» را نگاشته است. مقتل الحسین ، مهم‏ترین کتاب او است که بر جای مانده است. این کتاب با عنوان «شرح غم حسین(ع)» به فارسی ترجمه و منتشر شده است.
مؤسسه آموزشی پژوهشی مذاهب اسلام (mazaheb.com) با اندک تصرف و تغییر می توانید این کتاب را از لینک زیر دانلود کنید

http://cdn.ahlolbait.com/files/12/download/sharhe-ghame-hoseyn.pdf

 

سه شنبه 28/6/1396 - 5:13


آیه ذیل یكی از آیاتی است كه در باره توسل به رسول خدا صلی الله علیه وآله وارد شده وعلمای شیعه واهل سنت به آن استناد كرده اند: وَلَوْ أنَّهُمْ إذْ ظَلَمُوا أنْفُسَهُمْ جَاءُوكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللهَ تَوَّاباً رَحیماً(نساء/64) اگر ایشان وقتی به خودشان ظلم كردند نزد تو آیند پس از خداوند طلب بخشایش كنند ورسول خدا هم برای ایشان طلب بخشایش كند مسلما خداوند را توبه پذیر وبخشنده خواهند یافت. رفتن به نزد رسول خدا صلی الله علیه وآله برای طلب بخشایش در این آیه عام است ؛ شامل حیات ایشان و بعد از مرگ ظاهری می شود .
علمای اهل تسنن در مورد این آیه كلمات بسیار جالبی دارند. نووی در بحث زیارت رسول خدا صلی الله علیه وآله می نویسد: ... نزد قبر رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم بودم كه بیابانگردی آمد وگفت سلام بر تو ای رسول خدا . از خداوند شنیدم( كلام خدا در قرآن) كه اگر ایشان وقتی به خودشان ظلم كردند نزد تو آیند پس از خداوند طلب بخشایش كنند ورسول خدا هم برای ایشان طلب بخشایش كند مسلما خداوند را توبه پذیر وبخشنده خواهند یافت . ومن به نزد تو آمدم واز گناه خود طلب بخشش كرده و تو را شفیع نزد پروردگارم قرار می دهم .سپس این شعر را خواند كه ای بهترین كسی كه دربهترین جایگاه دفن شده است كه ازبوی خوش آنجاهمه جابوی خوش گرفته است . جانم فدای قبری كه تو ساكن آن هستی كه در آن اسوه كامل در عفت وجود وكرم مدفون است سپس بازگشت . پس چشمانم سنگین شده در خواب رسول گرامی اسلام صلی الله علیه وآله وسلم را دیدم پس فرمودند كه ای عتبی به سراغ اعرابی برو و به او بشارت بده كه خداوند گناهان او را آمرزید.(1)
دمیاطی می نویسد: بعد از زیارت ابو بكر و عمر برای سلام به فاطمه زهرا به بیت وی كه در داخل ضریح است می روی چون بنا بر قولی در آنجا مدفون است ولی قول برتر آن است كه در بقیع دفن است .پس می گویی سلام بر تو ای دختر رسول برگزیده ...پس به وسیله وی بر پدرش توسل می جویی سپس به همان جای اول  در روبروی صورت شریف- بازگشته می گویی الحمد لله رب العالمین خدایا بر سرور ما محمد وبر آل وی درود فرست . سلام بر تو ای رسول خدا. خداوند به درستی بر تو كتاب خود را نازل كرد كه در آن گفت : كه اگر ایشان وقتی به خودشان ظلم كردند نزد تو آیند پس از خداوند طلب بخشایش كنند ورسول خدا هم برای ایشان طلب بخشایش كند به تحقیق خداوند را توبه پذیر وبخشنده خواهند یافت (آیه 64 نساء) پس من به نزد تو آمده ام در حالیكه از گناهانم طلب بخشایش می كنم واز تو طلب شفاعت به نزد خداوند می كنم . (2)
و ابن قدامه گوید:
سپس به نزد قبر رفته پس پشت خود را به سمت قبله می كنی ورو به سمت قبر ومی گویی سلام بر تو ای پیغمبر ورحمت خدا و بركات وی ....خداوندا تو گفته ای وكلامت درست است كه اگر ایشان وقتی به خودشان ظلم كردند نزد تو آیند پس از خداوند طلب بخشایش كنند ورسول خدا هم برای ایشان طلب بخشایش كند به تحقیق خداوند را توبه پذیر وبخشنده خواهند یافت (آیه 64 نساء).بدرستیكه من به نزد تو آمده ام در حالیكه از گناهانم طلب بخشایش می كنم و از تو می خواهم كه در نزد پروردگارم شفیع من باشی ...سپس كمی جلوتر رفته ومی گویی سلام بر تو ای ابو بكر ...(3)
___________________________________
(1) كنت جالسا عند قبر رسول الله صلی الله علیه وسلم فجاء أعرابی فقال السلام علیك یا رسول الله سمعت الله یقول ( ولو أنهم إذ ظلموا أنفسهم جاءوك فاستغفروا الله واستغفر لهم الرسول لوجدوا الله توابا رحیما ) وقد جئتك مستغفرا من ذنبی مستشفعا بك إلی ربی ثم أنشأ یقول یا خیر من دفنت بالقاع أعظمه فطاب من طیبهن القاع والاكم نفسی الفداء لقبر أنت ساكنه فیه العفاف وفیه الجود والكرم ثم انصرف فحملتنی عینای فرأیت النبی صلی الله علیه وسلم فی النوم فقال یا عتبی الحق الاعرابی فبشره بان الله تعالی قد غفر له
 (المجموع - محیی الدین النووی - ج 8 - ص 274)

(2) ثم بعد زیارة الشیخین یذهب للسلام علی السیدة فاطمة رضی الله عنها فی بیتها الذی داخل المقصورة للقول بأنها مدفونة هناك ، والراجح أنها فی البقیع فیقول : السلام علیك یا بنت المصطفی ... ویتوسل بها إلی أبیها ( ص ) . ثم یرجع إلی موقفه الأول قبالة وجهه الشریف ، فیقول : الحمد لله رب العالمین . اللهم صل علی سیدنا محمد ، وعلی آل سیدنا محمد . السلام علیك یا سیدی یا رسول الله . إن الله تعالی أنزل علیك كتابا صادقا ، قال فیه : (ولو أنهم إذ ظلموا أنفسهم جاؤوك فاستغفروا الله واستغفر لهم الرسول لوجدوا الله توابا رحیما) وقد جئتك مستغفرا من ذنبی مستشفعا بك إلی ربی .
إعانة الطالبین - البكری الدمیاطی - ج 2 - ص 357
(3) ثم تأتی القبر فتولی ظهرك القبلة وتستقبل وسطه وتقول السلام علیك أیها النبی ورحمة الله وبركاته ... اللهم انك قلت وقولك الحق ( ولو أنهم إذ ظلموا أنفسهم جاءوك فاستغفروا الله واستغفر لهم الرسول لوجدوا الله توابا رحیما ) وقد اتیتك مستغفرا من ذنوبی ، مستشفعا بك إلی ربی ... ثم یتقدم قلیلا ویقول السلام علیك یا أبا بكر.
المغنی - عبد الله بن قدامه - ج 3 - ص 590 - 591

سه شنبه 28/6/1396 - 5:5

 قرآن کریم می فرماید: وَتَوَلَّى عَنْهُمْ وَقَالَ یَا أَسَفَى عَلَى یُوسُفَ وَابْیَضَّتْ عَیْنَاهُ مِنَ الْحُزْنِ فَهُوَ كَظِیمٌ ﴿یوسف/۸۴﴾ و از آنان روى گردانید و گفت اى دریغ بر یوسف و در حالى كه اندوه خود را فرو مى ‏خورد چشمانش از اندوه سپید شد. می دانیم حضرت یعقوب چندین سال عزادار و سوگوار یوسفش بود... همچنین می فرماید: لا یُحبُّ اللهُ الجَهْرَ بالسُّوء مِنَ الْقَولِ إِلاّ مَن ظُلِم.( سوره نساء، آیه 148.) خداوند متعال فریاد زدن به بدگویی را دوست ندارد، جز برای کسانی که مورد ستم قرار گرفته اند. در این آیه شریفه دو فراز وجود دارد؛ نخست می فرماید: لا یحبّ الله ... خداوند متعال بدگویی و افشای عیوب دیگران را دوست ندارد؛ جز کسانی که به حقوقشان تجاوز شده است و این گونه افراد استثنا شده اند. دوّم: الاّ مَن ظلم، این فراز هشداری است به همه ستمگران که خداوند متعال نه تنها به مظلومان اجازه فریاد و افشاگری داده، بلکه چنین فریادی محبوب الهی قرار گرفته است. همچنین در سوره حج آیه32 می فرماید: وَ مَنْ یُعَظِّمْ شَعائِرَ اللهِ فَاِنَّها مِنْ تَقَوَی الْقُلُوبِ. بی شک تعظیم و بزرگداشت شعائر الهی از دستورات اساسی دین اسلام است.(1) برپایی مراسم عزای حسینی از جمله شعائر الهی است... بنابراین، به طور عموم می توان استفاده نمود که هر زمان، یا در هر مکان، فعل یا عملی که یاد خدا و زمینه تقوا و رشد معنوی و روحی را فراهم آورد، در صورتی که در چهار چوب قوانین و دستورات اسلام قرار داشته باشد، جزو شعایر الهی به شمار می آید. نماز، روزه و ... هر کدام به نحوی از مصادیق شعایر الهی می باشند، بنابراین با توجّه به دلایلی که عزاداری ها را مشروع دانسته، به طور مسلّم مراسم عزا برای بندگان خاص خداوند که بحقّ، قرآن ناطق و حج مجسّم بودند و برای اعتلای کلمه توحید جان خود را قربانی ساختند، از بارزترین نشانه ها و شعایر است؛ زیرا در این مراسم جز فراگیری مسایل دین و یادآوری شهامتها و ایثارگریهای شهیدان بزرگ اسلام، سخن دیگر طرح نشده و سخن از دشمنی با دشمنان خدا و دوستی با دوستان خدا گفته می شود و همان گونه که قربانی در عید قربان از سنت های اسلامی و از شعایر به شمار می رود، یادآوری حزن آلود یاد قربانی کربلا و سایر قربانیانی که جان خود را در راه خدا قربانی نمودند از شعایر بزرگ الهی خواهد بود. با توجّه به مطالب گفته شده: چگونه می توان گفت برپایی مجالس برای کسانی که در راه خدا و گسترش دین او شهید شده و جانبازی نمودند از شعایر الهی به شمار نمی آید؟ آیا یادآوری ایثارگری و اخلاص شهدای کربلا دلهای عزادار را به سوی خداوند بزرگ رهنمون نمی سازد؟ بنابراین مسلمانان و موحدان وظیفه دارند که این شعایر را حفظ کنند. عزاداریها نیز در اقسام و صورت های مختلف هر یک به نحوی حافظ و نگهبان آن ارزش هاست.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
 (1) شعائر در لغت به معنای علامت آمده است، شعائر از شِعار یعنی علامت، و به معنای ندا نیز آمده است؛ و العید، شعاره من شعائر الاسلام. همچنین شعایر از شعیره به معنای علامت و اعلام حج و اعمال آن نیز آمده است.( اساس البلاغه زمخشری، ص 239، ماده شعر.) در مصداق شعایر بین علما اختلاف است: 1. برخی گفته اند شعایر، قربانی حج است که علامت گذاری شده باشد؛ 2. برخی دیگر عقیده دارند که شعایر، شامل تمام مناسک و اعمال حج است؛ 3. گروهی می گویند شعایر موضع و جایگاه اعمال و عبادات حج است؛ 4. و گروهی دیگر اعتقاد دارند شعایر به معنای نشانه های دین و طاعت خداوند بزرگ است.( عوائد الایام، نراقی، ص 31، عائده 2.) هر چند در روایات، شعایر به هر سه معنای اوّل تطبیق شده است، امّا عموم لفظ و معنای لغوی آن دلالت بر معنای چهارم دارد و آنچه در روایات بدان اشاره شده از مصادیق کامل شعایر الهی به شمار می آید. بنابراین مقصود از بزرگداشت شعایر الهی، بزرگداشت نشانه های دین و اطاعت خداوند و آیین ابراهیمی است که در اسلام تبلور پیدا نموده است و هر یک از مناسک حج علامت و مصداق کامل شعایر می باشد، چندان که در آیات قرآن، طواف، سعی بین صفا و مروه، رمی جمرات، قربانی و ... هر کدام علامت و نشانه ای است که انسان را به سوی تقوا و در نهایت توحید خالص و ناب رهنمون می شود. میان علامت های الهی و تقوای دلها رابطه خاصی وجود دارد، برخی از علمای شیعه و سنّی به عمومیّت و شمول شعایر اشاره کرده اند مثلا: صاحب جان هندی حنفی از علمای اهل سنت در ذیل آیه شریفه می نویسد: شعایر جمع شعیر به معنای علامت است و هر چه که از دیدن آن خدا به یاد آید، شعایر خداست و شعایر الله اختصاص به صفا و مروه ندارد چنان که در کتاب حجت الله البالغه از دهلوی نقل شده است: بزرگ ترین شعایر و نشانه های خدا چهار چیز است: قرآن، کعبه، پیامبر و نماز. در کتاب الطاف القدس نیز آمده است که: محبت شعایر اللّه عبارت است از محبت قرآن، پیامبر و کعبه؛ بلکه هر چیز که به خدا منتسب باشد، حتی اولیای خدا.( حجة البالغه، شاه ولی الله دهلوی، ص 69 به نقل از اصول الاربعه فی تردید الوهابیه، صاحب جان هندی حنفی، ص 30.)

دوشنبه 27/6/1396 - 4:39

ام الفضل دختر حارث روزى حضور رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) شرفیاب شده عرضه داشت دیشب خواب وحشتناكى دیدم . ... در خواب دیدم مانند آن كه قطعه از بدن شما جدا شد و در دامن من افتاد . رسول خدا فرمود : خواب بسیار خوبى دیدى . به زودى فاطمه (علیها السلام) فرزندى خواهد آورد و آن فرزند در دامن تو خواهد بود و چون حسین (علیه السلام) متولد شد آن حضرت در دامن من قرار گرفت . روزى همچنان كه حسین (علیه السلامم) در دامن من بود به رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) وارد شدم . حضرت نگاهى به حسین نمود و دیدگانش اشك آلود شد . عرضه داشتم پدر و مادرم فداى شما باد چرا گریستید ؟ فرمود : هم اكنون جبرئیل بر من نازل شد و خبر داد امت من به زودى همین فرزند مرا شهید مىكنند و خاكى از خاك سرخ رنگ او براى من آورد . حاکم نیشابوری بعد از نقل حدیث می گوید :هذا حدیث صحیح على شرط الشیخین ولم یخرجاه .
__________________________________
 كتاب : المستدرك، نویسنده : الحاكم النیسابوری، جلد : 3، وفات : 405، تحقیق : إشراف : یوسف عبد الرحمن المرعشلی، توضیحات : طبعة مزیدة بفهرس الأحادیث الشریفة، ص176 به نقل از: (مجموعه مقالات و گفتار علمای اهل سنت) پدید آور: مولوی کاشانی ، مولوی عبدالرحمان چابهاری ، مولوی محمد یوسف حسین پور و مولوی مقیمی ناشر: آثار نفیس چاپخانه : شریعت چاپ اول زمستان 1388 مؤسسه آموزشی – پژوهشی مذاهب اسلامی و تاریخ مدینة دمشق ، ابن عساكر ، ج 14 ، ص 196 – 197 و البدایة والنهایة ، ابن كثیر ، ج 6 ، ص 258

 

يکشنبه 26/6/1396 - 5:44