تعداد مطالب : 99
تعداد نظرات : 326
زمان آخرین مطلب : 2661روز قبل


گفتی: چگونه می‌گذرد ماه و سال تو؟


چون روز روشن است جواب سؤال تو:


من نیز از عبور خزان زخم دیده‌ام


من هم شکسته‌بال و پَرَم، مثل بال تو


باید بشویم این‌همه زخم کبود را


در بارشِ صمیمیِ شعرِ زلال تو


گفتی برایم از شب و غربت غزل بخوان


غمگین‌ترین ترانة شبهام مال تو


دلگیرم از کدورت این میله‌های سرد


کی می‌رسم به آبیِ چشم زلال تو؟

سه شنبه 5/6/1387 - 13:57
«لیلی»، عاشق ِ سفر به جزیره ی «مجنون» است
سه شنبه 5/6/1387 - 13:5
خانم پرحرفى كنار دوستش نشسته و مدام حرف مى‏زد و مى‏گفت: از وقتى ازدواج كرده‏ام شوهرم را وادار نموده‏ام خوش‏سلیقه باشد.دوستش گفت: خانم شانس آوردى كه در دوران نامزدى این كار را نكردى!!!
دوشنبه 4/6/1387 - 15:33

اینم یکی از شعرای خودم

بگذرید زحرفهای خاص وعام

بشوید بی خیال ننگ و نام

بی خیال شوید زبه به و چه چه

که گویند  تو را  خلق  گه گه

تو نون فکر خود خور؛ پسرک

حرف های دیگران  به درک!

من که بی حد کرده ام خوش بیانی

بهتر است کم  کنم بلبل زبانی!!

 

 

يکشنبه 3/6/1387 - 20:12
پیاده تا به آفریقا دویدن

به عمرى سنگ صحراها كشیدن

 به خوارى زیر بار قرض زادن

سحرگه روى صاحبخانه دیدن

 به زندان ابد محكوم گشتن

به دنیا روى شادى را ندیدن

 

 به اقیانوس با موشك فتادن 

به دوزخ منزل و مأوا گزیدن

 

هزاران بار، ما را هست خوشتر

ز نطق و حرف توخالى شنیدن!

يکشنبه 3/6/1387 - 20:9

پسته خندان چو دیدى، نیش خود را باز كن 

 

مالیاتى كه ندارد، خنده را آغاز كن

 

گر كه اعصابت خراب از این همه آشفتگى است

 بهر درمان روانى، رو به دشت، آواز كن!
يکشنبه 3/6/1387 - 20:3

تـــــا خرمن مـــو  به دوش می اندازد

بین همـه  جنب و جـوش  می اندازد

گفتیم  نصیحتش کـنید  از ســر مهر

گفتند  بــه پشت گــوش  می اندازد

يکشنبه 3/6/1387 - 19:53

هرچیز زیبایی خوب نیست٬

       ولی خوبی همیشه زیباست!

يکشنبه 3/6/1387 - 19:51
چشمت همه جا در پی شر می گردد

 

دل  از  پی  دل  زیرو  زبر  می  گـــردد

رفتی ، اما  سرت  بیــــاید  بـر  سنگ

چون موج به صخره خورد بر می گردد

(برای رفیقم میترا شاید خوندش!!)

شنبه 2/6/1387 - 18:21

از ته شـــوش بگیر برو تـــــــا جــــردن

 دروغ شــــــده عینهــــو آب خـــــوردن

شنبه 2/6/1387 - 18:15