تعداد مطالب : 2590
تعداد نظرات : 2638
زمان آخرین مطلب : 140روز قبل

تا آمدم کاری کنم عمرگران رفت

عمر گرانم پای این و پای آن رفت

گفتم که توبه میکنم این ماه اما


توبه نکردم آخر از دستم زمان رفت

پرحرفی من آتشی بر جانم انداخت

اعمال من پای گناهان زبان رفت


دل را به هرکس جزتو دادن روسیاهیست

باید برای تو فقط تا پای جان رفت

دنیا تمام لحظه هایم را گرفت و

سعی و تلاشم در پی یک لقمه نان رفت

فیض سحرها رفت و ما درخواب بودیم

غافل شدیم و روزها از دستمان رفت

 باهر گناهم چشم آقا تار ترشد

آه دل پرناله اش تا آسمان رفت

جمعه 3/9/1396 - 13:39

به یادمان مانده است که یک روز، پدری آسمانی رو به امتی سست عنصر فرمود: من می روم اما دو چیز گرانبها از خود به جا می گذارم، قرآن و عترتم.
به یادمان مانده که عترتش یعنی فاطمه اش را میان کوچه ها سیلی زدند و پشت در پهلو شکستند.
به یادمان مانده است مردمی سنگدل گریستن را هم بر او حرام دانستند و به علی گفتند: فاطمه را بگو یا شب گریه کند یا روز.
به یادمان مانده است فاطمه گریزان از مردمی خائن به امانت پدر، زیر آفتاب گرم روی خاکهای بیابان زانو می زد، اشک می ریخت و با خدا راز و نیاز می کرد.
به یادمان مانده است که فاطمه واسطۀ خلقت بود و خدا نخواست شاهد رنجش باشد. پس او را به مهمانی خود خواند.
اما از یادمان رفته است که در این زمانه دل فرزند فاطمه شکسته تر است.
از یادمان رفته است که هر چند فرزند او ما را رها نکرد و در حقمان کوتاهی روا نداشت، ما او را فراموش کردیم و در حقش کوتاهی روا داشتیم.
از یادمان رفته است که او نیز چون مادر، بیابان نشین شده و منتظر است تا ما دست برآریم و آمدنش را از خدا بخواهیم.
به یادمان مانده است مردم آن روز امانت پیامبر را پهلو شکستند اما از یادمان رفته است که ما امانت فاطمه را هر روز نه پهلو که دل می شکنیم و نه سیلی که خنجر می زنیم و نه از دشمنان که از ما گریزان شده.

جمعه 26/8/1396 - 10:31

دمی که مرا به سویت خواندی، مهربانیت مجنونم کرد و دمی که مرا از خود برانی خدا کند که نیاید.
از زندگیم تنها لحظاتی را زیسته ام که با تو بوده ام و دعا کن نیاید لحظاتی بر من که بی تو بگذرد.
دعا کن تا آن دم یارای گام برداشتن داشته باشم که در مسیر تو باشم و لحظه ای که بیراهه رفتم خدا کند که نیاید.
عشق را تنها زمانی تجربه کرده ام که اشکهایم را به پای تو ریختم و کور باد دیدگانم اگر بر غیر تو اشک بریزد.هر غم که بر دلم هجوم آورد، تو محرم شنیدنش بودی و نفرین بر دلم اگر درمان غمهایش را از غیر تو بجوید.
دریغ بر عمری که حاصلش غفلت از تو بود و دعا کن بر من عمری نگذرد که حاصلش غفلت و بی خبری از تو باشد.
نوای«یا مهدی» تنها نامیست که در زیستنم بر من خوش است و نفرین باد بر من اگر غیر از این نام، نام دیگری را خوش دارم.
دعا کن آن لحظه که بار سفر می بندم، کوله بارم از محبت تو و اهل بیت تو تهی نباشد و خدا کند پروند? عملم را سبزینگی امضای تو به انتها برساند.

جمعه 19/8/1396 - 10:27

اگر دادگاهی باشد به نام دادگاه انتظار و قرار باشد ، كه ما را در آن محكمه مجازات كنند فكر می كنید چگونه مجازات می شویم، آیا حرفی برای دفاع از خود خواهیم داشت؟
_منتظر ردیف اول به نام........شما به دادگاه انتظار احضار شده اید تا از خودتان در برابر حقایق وارده ، به عنوان یك منتظر دفاع كنید...

آیا میتوانیم از خود دفاع كنیم؟ آیا كاری  هست كه به آن افتخار كنیم و سرمان را بلند كنیم و بگوییم من این كار را انجام داده ام؟

نه بعید میدانم چیزی باشد ، شاید نهایتا بتوانیم نامی از زیارت آل یس و دعای فرج و دعای عهد بیاوریم....

نه از دعای عهد نمی توان نام برد ، چرا كه اگر حتی هر روز صبح ،دعای عهد بخوانیم، همان روز تا شب بارها عهد خود را می شكنیم!

میبینی كه دستهایمان خالیست؟ چیزی برای رو كردن نیست ، منتظران كسانیند كه به انتظار ایستاده اند و ما  فقط به انتظار نشسته ایم!

فقط نشسته و گفتیم خداكند كه بیایی...

پس یا باید پای در ركاب منتظرانی نهیم كه به انتظار ایستاده اند، یا سر به زیری و شرمندگی كسانی نصیبمان شود كه به انتظار نشسته اند ، یا باید از خواب زمستانی بیدار شویم و به  آغوش بهار پناه بریم ، یا درپی احضاریه ی دادگاه انتظار ، در دادگاه حضور یابیم....

 و آنگاه است كه با  شنیدن صدای چكش قاضی دادگاه انتظار، به خود می آییم ، اما دیگر بسیار دیر است.....

پس ناچار دستهای خالی و ملتمس خود را با شرمندگی به سوی وكیل مدافع منتظران امام زمان (عج) می گیریم ، تا شفاعتی نثار حال زارمان كند!

اما اگر امام زمان دلش از ما پر باشد و ما را لایق نداند ،كه  گوشه ی چشمی به ما كند چه؟!

آنگاه مطمئنم كه با ماده  تبصره های كتاب قانون منتظران رو به رو میشویم....

یعنی چه مجازاتی برای غفلت هایمان، در كتاب قانون منتظران تعیین شده است؟؟؟

جمعه 19/8/1396 - 10:25

سلام آقای من.
حالت را نمیپرسم...چون خوب میدانم که گرفته و محزونی...
خوب میدانم که من و امثال من که ادعای دوست داشتنت را میکنیم از همه کار برای خوشحالیت دریغ کرده ایم....
همه چیزنه...شاید کمی دعا.
شاید کمی اللهم عجل لولیک الفرج...
اما چه دعایی...؟؟
دعایی که تورامیخوانم با زبانم و میرانم با اعمالم.
میگویم خدایا فرج مهدی ات رابرسان حال آنکه خودم به فرج نرسیده ام
حال آنکه برای آمدنت کاری نکرده ام.
شاید هم فراتر از این...
هم کاری نکرده ام.هم مانع تراشی میکنم برای دیر آمدنت

قولهایم را فراموش نمیکنم...
قول داده بودم که دیگر گناه نکنم...حداقل تاآنجا که میتوانم.
گفته بودم که به سهم خودم کمی برایت زمینه سازی کنم.
عهدبسته بودم که خوب کسب علم کنم.
خوب بخوانم و بدانم هرآنچیزی که یک شیعه بایدبداند.
وعمل کنم به وظایفم در دوران غیبت.

افسوس...
که هرروز دعای عهدمیخوانم و قرارمیبندم و چه بیرحمانه قول و قرارهایم را واژگون میکنم.
شبیه سربازهایت که نمیشوم هیچ...
سربارت میشوم

جمعه 5/8/1396 - 18:26


این طرف اعمال کج،
آن طرف ورد و دعا
این طرف غیبت، دروغ
آن طرف مهدی بیا!!!
ما ز نسل کوفه ایم
بی تعهد، بی وفا
این طرف بار گناه
آن طرف اشک و بکاء

جمعه 28/7/1396 - 10:20

اگر دادگاهی باشد به نام دادگاه انتظار و قرار باشد ، كه ما را در آن محكمه مجازات كنند فكر می كنید چگونه مجازات می شویم، آیا حرفی برای دفاع از خود خواهیم داشت؟
_منتظر ردیف اول به نام........شما به دادگاه انتظار احضار شده اید تا از خودتان در برابر حقایق وارده ، به عنوان یك منتظر دفاع كنید...

آیا میتوانیم از خود دفاع كنیم؟ آیا كاری  هست كه به آن افتخار كنیم و سرمان را بلند كنیم و بگوییم من این كار را انجام داده ام؟

نه بعید میدانم چیزی باشد ، شاید نهایتا بتوانیم نامی از زیارت آل یس و دعای فرج و دعای عهد بیاوریم....

نه از دعای عهد نمی توان نام برد ، چرا كه اگر حتی هر روز صبح ،دعای عهد بخوانیم، همان روز تا شب بارها عهد خود را می شكنیم!

میبینی كه دستهایمان خالیست؟ چیزی برای رو كردن نیست ، منتظران كسانیند كه به انتظار ایستاده اند و ما  فقط به انتظار نشسته ایم!

فقط نشسته و گفتیم خداكند كه بیایی...

پس یا باید پای در ركاب منتظرانی نهیم كه به انتظار ایستاده اند، یا سر به زیری و شرمندگی كسانی نصیبمان شود كه به انتظار نشسته اند ، یا باید از خواب زمستانی بیدار شویم و به  آغوش بهار پناه بریم ، یا درپی احضاریه ی دادگاه انتظار ، در دادگاه حضور یابیم....

 و آنگاه است كه با  شنیدن صدای چكش قاضی دادگاه انتظار، به خود می آییم ، اما دیگر بسیار دیر است.....

پس ناچار دستهای خالی و ملتمس خود را با شرمندگی به سوی وكیل مدافع منتظران امام زمان (عج) می گیریم ، تا شفاعتی نثار حال زارمان كند!

اما اگر امام زمان دلش از ما پر باشد و ما را لایق نداند ،كه  گوشه ی چشمی به ما كند چه؟!

آنگاه مطمئنم كه با ماده  تبصره های كتاب قانون منتظران رو به رو میشویم....

یعنی چه مجازاتی برای غفلت هایمان، در كتاب قانون منتظران تعیین شده است؟؟؟

http://montzer2012.blogfa.com/1392/10

جمعه 21/7/1396 - 9:10

قدم به هر کجا که می‌گذارم
چیزی غصه دارم می‌کند
دانشگاه و خانه و کافه و پارک و تئاتر و
سینما و مسجد و خیابان
اصلا همه جاااااا
کسی از او نمی‌گوید
کسی او را نمی‌جوید
یادمان رفته
اینجا
جای خالی یک نفر خیلی توی ذوق می‌زند...
امام زمانم پس کجایی؟؟؟

 

 

جمعه 14/7/1396 - 11:7

مثل عبـــــاس ڪسی هست دلاور باشد
با همہ تشنگی اش یـــــادِ بـــــرادر باشد

مثل عباس ڪسی هست ڪہ سقا باشد
جگر سوختہ اش حــسرت دریـــــا باشد

مثل عباس ڪسی هست ابابیل شـــــود
بال و پر سوختہ، همسایہ جبرئیل شـود

هیچ ڪس مثل اباالفضـــل وفادار نبود
لایـــق تشنـــگی و اســم علمـــــدار نبود

هرڪسی خواست کہ فردا بہ شفاعت برسد
یـــا اباالفضــــــل بگوید بہ سلامت برسد

شنبه 8/7/1396 - 16:29

فرا رسیدن تاسوعا ......

وعاشورای حسینی را ......

به تمام عاشقان حسین (علیه السلام )...

تسلیت عرض میکنم
🏴🏴🏴🏴

شنبه 8/7/1396 - 16:23