amir5896 ( تعداد مطالب : 75 ) ( تعداد نظرات : 53 )
:"کنت کنزا مخفیا فاجبت ان اعرف فخلقت الخلق"من گنجی پنهان بودم ، دوست داشتم که شناخته شوم پس ظاهر کردم خلق را، به آن اشاره دارد.

عارفان خداجو از طریق عشق ، تجلی انوار الهی را در آینه جمال محمدی مشاهده می کنند و سعی دارند با تصویر منعکس در آینه وجود یکی شوند.از این روست که بانگ انا الحق سر می دهند.

مذهب عاشق ز مذهب ها جدا ست عاشقان را مذهب و ملت خداست

یوگا آیین سیر و سلوک است.مکتبی است که در به سوی همه گشوده میهمانی است که از میهمان خود در هر شرایطی و یا عقیدتی باشد پذیرایی می کند.گرایش یوگا به شناخت درون است و یوگی تاکنون سعی وافر برای کنکاش در نهاد انسان به عمل آورده است و در کشف بسیاری از اسرار شگفت انگیز تن آدمی و رموز خلقت هستی موفق بوده است.

یوگا قدمت زیادی دارد و پتانجلی فیزیک دان و یوگی هزاره قبل از میلاد تنها نظم دهنده این مکتب هشت گانه بوده است.

این مکتب هشت گانه شامل یاما،نیاما،آسانا،پرانایاما،پراتی هارا،دهیانا،دهارنا و سامادهی میباشد.

در متون ادبی،مذهبی و عرفانی یا اسطوره ها و داستان های ایرانی کمتر با یوگا و یوگی برخورد میکنیم؛زیرا که آنها به نام هندو و مرتاض ، مغ مغ بچه معرفی شده اند.

در سیستم یوگا طول عمر یک صد ساله به چهار مرحله یا حالت یا چهار عالم تقسیم می شود.برای اینکه شخص بتواند روح و مقام خود را بشناسد و به یگانگی خویش پی ببرد باید از این مراحل بگذرد.

عارفان هندو این حالت را به چهار آشرام نسبت می دهند و صوفیان آن را چهار عالم(ناسوت ، ملکوت ، جبروت و لاهوت) می خوانند.در مراحل سوم و چهارم یعنی عالم جبروت و عالم لاهوت ، فرد از زندگی مادی کناره گیری می کند و به خودشناسی و خداشناسی می پردازد.در این دوره کناره گیری است که تن به سختی ها از قبیل چله نشینی ، روزه داری ،بیابان گردی عادت داده می شود و فرد به ریاضت کشیدن اشتغال می ورزد و به نام سالک و پیر طریقت یا شیخ معروف می شود.

در مقایسه ای که از طریق دار شکوه بین عقاید « موحدان هند » و گفتارهای اهل طریقت به عمل آمده ، مشابهت های بسیاری وجود دارد که در کتاب مجمع البحرین ذکر شده است ،پیوند یوگا و تصوف ایرانی را آشکار می کند.

سابقه یوگا

اظهار هر بیانی درباره تاریخ پیدایش یوگا گزافه گویی است. ولی اکثر پژوهشگران عقیده دارند که یوگا پیوند فرهنگ آریایی و هندو است.اقوام آریایی مهاجم به شمال هند ، این فرهنگ را به آن دیار بردند.در آثار باقی مانده و قبل و بعد از هخامنشیان پژوهشگران به تشابهات اخلاقی ، دینی و عقیدتی بسیار بین رسوم هند و آریایی ها برخورد کرده اند.

البته آقای پارام همساسوامی ساتیاناندا اذعان داشتند که عرفان و تصوف و فرهنگ ایرانی همان یوگای هندی است ، روحی است در دو کالبد، مرتاضان هندی متاثر از تصوف و فرهنگ آریایی هستند.

پس تا اینجا استنباط می شود که یوگا جز میراث فرهنگی باستانی ما بوده است.

در یک کتاب که تاریخچه یوگا را بیان کرده بود فصلی به یوگا و ایران اختصاص داده بود که عکس یک درویش را در حال ایستادن روی سرش نشان می داد.این تصویر که مربوط به قرن هشتم و نهم هجری است به خوبی نشان می دهد که در خانقاه و مجامع توحیدی سری ، تمرین های یوگا انجام می شده است.در هر صورت گفته ها در باره ریشه یوگا و تصوف و تاثیر متقابل آنها زیاد است اما آنچه معقول تر به نظر می آید تأثیرپذیری عرفان هندو از تمدن آریایی است.

یوگا اتحاد بین جسم و جان است.اگر رابطه جسم و جان (پنگالا و آیدا) تحقق یابد آنگاه یوگا تنها نوش داروی تمام بیماری ها می گردد.

یوگا با سابقه چندین هزار ساله به این مناسبت که اتحاد دهنده جسم و جان است ، عالم گیر شده است.

تمرین هایی که در اینجا مطرح می شود در پاکسازی جسم و روان و ایجاد تعادل بین ساختار فیزیکی و روانی موثر است.

وقتی سیستم یوگا که با نوشته های حکیم ابوریحان بیرونی نقاب از چهره سری بودن خود بر می دارد؛ وقتی یوگا مورد عنایت عارفی به نام چون میرفندرسکی قرار می گیرد که می خواست زبان سانسکریت را که زبان پیشین ایرانیان بوده تجدید حیات بخشد و ماهیت تعالیم روحی ایرانی که در گنجینه عرفان هندی پنهان شده آشکار سازد؛ وقتی که مشاهده می کنیم عرفای بنام و مشایخ اهل تصوف در کشور ایران و هند از آن پاسداری می کنند چرا نباید مورد احترام ما فرزندان نسلهای پیشین قرار گیرد.آیا با قرار دادن یوگا در زمره ورزشهای همگانی به آن ارج نهاده ایم؟ یا اینکه از روی نادانی این میراث عظیم فرهنگی را بی ارزش نموده ایم؟ در این صورت شگفت آور نیست که با چنین قدردانی از زحمات گذشتگان اجازه داده شود گروهی که باید سالها در کسب معرفت یوگا به تصفیه روحی و روانی خود بپردازند ، یوگا را مورد تمسخر قرار داده اند و به عنوان مربی یوگا این هدیه نفیس میراث گذشتگان ما را با نامهای ورزش ، نرمش، بدن سازی و غیره ، به این مناسبت که با چند تمرین محدود ژیمناستیک غربی تشابه دارد در هر جا به این آن تعلیم می دهند و فساد جسمی و روحی را در جامعه رواج میدهند.

مرکز تحقیقات بین المللی یوگا که در حال حاضر به صورت B.Y.B تا سطح فوق دکترا در علوم روحی دانشجو تربیت می کند هشدار می دهد که

پرهیز کنید از کسی که یوگا را ورزش بداند

البته نباید ورزش بودن آن را انکار کرد بلکه جنبه تصفیه جسمی و روحی آن بسیار با ارزش تر است.

هدف وضعیت های یوگا برای سلامت نیست اگرچه نتیجه انجام تمرین ها به خودی خود سلامت را تامین می کند و بدن را در مقابل انواع آفات جسمانی و روحی مقاوم می نماید ، هدف یوگا اتحاد و نظم است که در پی آن پراکریتی و شیوا(نیروهای مادی و آگاهی مطلق) یکی می شوند و به حد کمال می رسند.

مقدمه ای بر یوگا

یوگا هنر زندگی کردن است ، دانشی است که باید با زندگی روزانه هر فرد عجین شود زیرا که بر تمام جنبه های حیاتی ، اعم از جسمی ، روانی و روحی تاثیر به سزایی دارد.

یوگا ترکیبی است از واژه یوگ ((Yog به معنی « اتحاد ، بهم پیوستن» یوگا ایجاد کننده هماهنگی و توازن بین جسم و روان است.تمرینات یوگا فرد را قادر می کند تا به حقیقت واقعی بدن دست یابد.

علم یوگا با عمل کردن روی عوامل خارجی شخصیت و فیزیک بدن که برای بیشتر مردم قابل لمس است آغاز می شود.عدم توازن در این سطوح سبب ایجاد اختلال در ارگان ها، ماهیچه ها و اعصاب می گردد و در انجام وظایف مقابل هم قرار می گیرند.

هدف یوگا هماهنگ کردن سیستم های مختلف بدن است تا در پرتو آن شادابی و تندرستی کلی بدست آید.

سوامی شیواناندا پدر یوگای علمی عصر حاضر گوید: یوگا اتحاد و هماهنگی اندیشه ، سخن ، کردار و عمل است.

سیستم یوگا به شاخه های زیادی نظیر هاتا ، راجا ، گیانا ، کارما ، کندالینی، مانترا و لایا یوگا تقسیم شده است که هر کدام از شاخه ها بنا به هدفی که دنبال می کند به ذکر جزئیات پرداخته و هر فرد می تواند متناسب با خصوصیات فردی و نیاز شخصی راه مورد علاقه اش را انتخاب و دنبال کند.

در چند قرن اخیر ، هاتا یوگا گسترش زیادی داشته است.البته لازم به ذکر است که بدانید هاتا یوگا اولین دوره برای شروع یوگا می باشد و آخرین مرحله آن کندالینی می باشد که کمتر کسی می تواند به آن مرحله دست یابد.

ما در اینجا فقط به آموزش هاتا یوگا بسنده می کنیم چرا که علم یوگا بسیار گسترده است و همچنین به پایان رساندن هاتا یوگا خود وقت و زمان زیادی را می طلبد.

افسانه یوگا

در حال حاضر یوگا به عنوان عمده ترین قسمت تانترا که قدمتی بیش از ده هزار سال دارد شناخته می شود.طبق اساطیر هندی ، شیوا کاشف یوگا بوده است و پراواتی جوان اولین شاگرد شیوا بود.شیوا به عنوان نمادی از آگاهی عالی نشان داده شده است و پراواتی مظهر دانش و اعمالی که مسئولیت خلقت با اوست ظاهر شده است و نیز به عنوان انرژی قدرتمند کندالینی که در تمام پدیده های هستی وجود دارد شناخته شده همچنین پراواتی به عنوان مادر خلقت نیز شناخته شده است.

در بالا اشاره ای به تانترا شد که لازم می دانم توضیحی در این رابطه ارائه کنم.تانترایک یک واژه سانسکریت است و مرکب از دو کلمه تانوتی (Tanoti) به مفهوم انبساط و ترایاتی(Trayati) به معنای رهایی است ، بنابرین علم توسعه آگاهی یا به اصطلاح انرژی است.تانترا راهی برای رهایی از محدودیت ها و اسارت های دنیایی است که در آن زندگی می کنیم.

اولین قدم در یوگا – تانترا شناخت حدود ظرفیت جسمی و ذهنی است. دومین گام تعیین و تبیین روشهایی است که برای گسترش آگاهی و رهایی انرژی از طریق تسلط بر محدودیت های شخصی و تجربی ، واقعیتی حقیقی و راستین است.یوگا از دل تمدن های اولیه که ظرافت روحی خود را شناخته اند برخاسته و روشهای تجربی اش را اشاعه داده است.سنت ها و مذاهب زیادی باور دارند که یوگا هدیه ای الهی است که توسط حماسه های قدیمی آشکار شده و به انسان این فرصت را می دهد تا از ذات حق تعالی بهره مند شود.

تانترا و پس از آن وداها اولین کتاب هایی هستند که در زمان شکوفایی عصر طلایی نوشته شده و به یوگا اشاره کرده اند. در کتاب اوپانیشاد که یکی از با ارزش ترین کتب مقدس هندو است یوگا به شکل منسجم تری ارائه شده است.اغلب اعتقاد به الهی بودن این کتاب ها به ویژه وداها دارند. به هر صورت مفصل ترین و کامل ترین بحث درباره یوگا مربوط می شود به پتانجلی که برای اولین بار سوتراهای یوگا را تنظیم نمود.پتانجلی آموزش هایش را به نام هشت اندام یوگا بیان کرده است که عبارتند از: یاما (واجبات)؛ نیاما (پرهیز)؛ آسانا (وضعیت) ؛ پرانا (تنفس) ؛ پراتی هارا (جدایی از امور محسوس ) ؛ دهیانا (تفکر) ؛ دهارنا (مراقبه) و سامادهی (وصل به آگاهی مطلق).

سوامی ساتیاناندا ساراسواتی کتابی به نام هاتا یوگا پرادی پیکا (فروغ یوگا) به زبان سانسکریت نوشت و به تفصیل ، مباحث یوگا را شرح داده است.در این کتاب بر مراحل یاما و نیاما که دست آورد تجارب تحلیلی بسیاری از مبتدیان است تاکید شده.در این سلسله مباحث با بدن شروع می شود و بعد از آن که ذهن آرام شد و تعادل یافت ، کنترل و نظم شخصی شروع می شود.

مناسبت یوگا در عصر حاضر

تمرینات یوگا راه سریع و مستقیم دریافت تندرستی را به هر فردی که در این راه قدم بر می دارد نشان می دهد.یکی از مهم ترین دست آور های یوگا درمان جسم و روان است.مهم ترین و موثرترین تاثیر آن ایجاد هماهنگی و اتحاد قوی جسم و روان است. امروزه برای درمان قطعی بعضی بیماری ها چون آسم و دیابت ، فشار خون ،آرتریت، بیماری های گوارشی و بعضی از بیماری های روان تنی که طب مدرن از درمان آنها عاجز است از روش ها و تمرینات یوگا استفاده می شود.طبق گزارش های پزشکی، یکی از موفق ترین شیوه های درمان ،یوگا درمانی بوده است.علت آن است که یوگا هماهنگی و هارمونی لازم را بین سیستم اعصاب و غدد ترشحی داخلی ایجاد می کند و این هماهنگی به طور مستقیم روی سیستم داخلی و اندام تاثیر می گذارد.در این دنیای پر تنش برای اکثر مردم یوگا ساده ترین روش برای دست یابی به تندرستی و شادابی است.آساناها بسیاری از خستگی های روزانه ناشی از فعالیت های شغلی مثل نشستن پشت میز کار اداری یا اثرات کارماها را برطرف می کند. علاوه بر آن روش های یوگا غالبا آرامش بخش روح و روان هستند.صرف نظر از نیاز های شخصی ، یوگا وسیله ای برای مبارزه و دفع اضطرابها و بی قراری های اجتماعی است.در دنیای فعلی عواطف انسانی ارزش خود را از دست داده اند و به طور قطع چیزی نیست که جایگزین آن بشود.یوگا برای آشنایی انسان ها با اصل وجودی و خالص خود،بهترین روش است ، و قادر است انسان را با سرچشمه اصلی هستی یکی کند.

علاوه بر این ملاحظات ، یوگا فراتر از تمرینات فیزیکی ، راهنمایی است در سپردن راه جدید زندگی و در بر گیرنده حقایق درونی و بیرونی.به هر صورت این راه زندگی به صورت عقلانی قابل فهم نیست و تنها از طریق تمرین و تجربه به صورت هنر زیستن تجلی می کند.

آسانا

مقدمه ای بر وضعیت های یوگا

پتانجلی در سوترا «وضعیت های یوگا» (Yogaasana) را ، قرار گرفتن در وضعیت استوار و راحت معنی کرده است.لذا آسانا ها جهت بالا بردن توانایی بدن جهت نشستن در یک وضعیت ثابت و استوار ، به مدت زیاد تمرین می شوند ، ظرفیتی که افزایش آن مراقبه است.

هاتا یوگا هدف از آساناها را فرار گرفتن در یک وضعیت ثابت و استوار برای باز کردن کانال های انتقال انرژی و مراکز روانی می داند.

هاتا یوگیست ها دریافته اند که کنترل بدن که در پی انجام تمرینات بدست می آید پرتوجو را در کنترل ذهن و انرژی توانا می سازد.به عبارت دیگر آساناها سبب می شوند که دهن کنترل شود و انسان به آگاهی بالاتر برسد.

در متون مقدس آساناهای یوگا بسیار زیاد بوده است که این آساناها اشاره مجدد است به پیشرفت تدریجی ساده ترین وضع حیات تا تکامل وجود مقام انسانی.این تعداد آساناها توسط ریشی ها و یوگی ها درطی قرن های متمادی تقلیل یافته است تا اینکه امروزه به کمتر از صد تمرین شده اند.از این میان تنها 84 حرکت اصلی و مفید است که به تفصیل بیان می شود.

وضعیت های یوگا و پرانا

پرانا نیروی حیاتی است که در علم پزشکی چین به نام «کی» یا «چی» نام گذاری شده است.این نیرو در تمام سطح بدن توزیع شده و برای حرکت، مسیرهای خاصی دارد که این مسیرها به عنوان « نادی » و به معنی کانال انتقال انرژی نامیده می شود و از وظایف آن مسئولیت فعالیت های درون سلولی است.هنگام خستگی و یا سستی یا عدم انجام وظیفه ارگان ها ، انرژی در این مسیرها بلوکه می شود و مواد سمی تولید می کند.وقتی پرانا در بدن جریان می یابد این سموم که مانع تندرستی هستند تصفیه و از بدن بیرون می کند.آنگاه بدن استحکام و حالت طبیعی خود را به دست می آورد.

وضعیت های یوگا و کندالینی

مهم ترین هدف یوگا بیدار کردن انرژی کندالینی شاکتی یا نیروی فیزیکی است.تمرین آساناها ، مراکز انرژی را بیدار می کند و این به آزاد سازی انرژی کندالینی کمک می کند.یکی از موضوعات مهم هاتا یوگا ایجاد هماهنگی بین سیستم های داخلی (بدن فیزیکی) و بدن پرانیک و بدن روانی است.که مهمترین اثر آن بیداری کانال سوشوامنا (کانال انتقال نیروی روحی) است.این کانال در راستای ستون فقرات قرار دارد عامل انتقال نیروی کندالینی به آگاهی مطلق(شیوا) است.

بنابراین یوگا تنها برای تندرستی بدن نمی کوشد بلکه در تحریک و بیداری مراکز روانی برای رسیدن به آگاهی مطلق بسیار موثر است.

رابطه یوگا با بدن و ذهن

جسم و ذهن از یکدیگر جدایی نا پذیرند.بین اعمال و ذهن ما ارتباط مستقیم وجود دارد.تمرینات یوگا اعمال و ذهن ما را هماهنگ می کند.

باید بدانید که هر عقده روانی یک مطابقت فیزیکی با عقده های عضلانی دارد.به عبارت دیگر تنش های روانی و عضلانی نسبت به هم تاثیر متقابل دارند.

هدف آسانا رها کردن این عقده هاست.آساناها با متعادل کردن آنها در یک سطح فیزیکی ، اختلالات را با کار کردن روی آنها از طریق ذهن کاهش می دهد یا مرتفع می کند.برای مثال تنش های هیجانی و سرکوب کردن آنها می توانند باعث گرفتگی و بلوکه شدن انرژی در ریه ها و دیافراگم و جریان تنفس بشود بیماری آسم را موجب می شود.

گره های عضلانی در هر کجای بدن ممکن است روی بدهد.مانند انقباضات گردن و بیماری های مربوط به مهره های گردن و ستون فقرات.گروهی از آساناها تاثیر زیادی در رفع این اختلالات در سطح جسمانی و روانی دارند.

در نتیجه حرکت انرژی های خفته بدن سرشار از انرژی حیاتی می شود،ذهن روشن و خلاق می شود و تعادل ایجاد می گردد.در طول انجام آساناها انرژی های خفته بدن بیدار می شوند و اثرات آن در تمام مظاهر حیات مشاهده می گردند.

تمرین آساناها

اغلب افراد آساناهای یوگا را به عنوان یک سری حرکت ورزشی تلقی می کنند در حالی که آساناها حرکت ورزشی نیستند بلکه روشهایی هستند که باعث می شوند بدن الگوی واقعی خود را به دست بیاورد و باعث افزایش سطح آگاهی و آرامش و تمرکز می شود.بیشترین تاکید این آساناها توسعه سلامت بدن است یا بیداری کانال های انرژی و توزیع انرژی در بدن.هر چند آساناها ورزش نیستند اما مکمل ورزش می باشند.

اما تفاوت های ورزش و یوگا: به طور کلی تاثیر حرکات ورزشی بر روی اندام و عضلات است.بدون انجام حرکات ورزشی خستگی عضلانی و ضعف بافت استخوانی حاصل می گردد. ظرفیت جذب اکسیژن کاهش می یابد ولی در تاثیر آساناها باید گفت که وقتی ما تمرینات آساناها را انجام می دهیم از روند سرعت تنفس میکاهیم، با ایجاد روند نزولی در سوخت و ساز بدن تقاضای اکسیژن و درجه حرارت بدن را کاهش می دهیم در صورتی که هنگام ورزش سرعت متابولیسم بدن افزایش یافته نیاز به اکسیژن زیادتر و بدن داغ می شود.حالات یوگا بر روی غدد و اندام داخلی اثر مستقیم دارد و باعث اصلاح و ترمیم فعالیت های الکتروشیمیایی سیستم عصبی می شود.

زمان آخرین مطلب این کاربر: 3068روز قبل
شنبه 11/1/1386 - 10:27
رامين الهامي ( تعداد مطالب : 20040 ) ( تعداد نظرات : 2175 )


امام علی (عليه ‌السلام):


یا طالِبَ العِلْمِ إنَّ لِلْعالِمِ ثَلاثَ عَلاماتٍ, العِلْمُ وَالحِلْمُ وَالصَّمْتُ.


ای جویندۀ دانش! برای دانشمند سه نشانه است: دانش و بردباری و سکوت.


غررالحكم و دررالكلم، ص 358



زمان آخرین مطلب این کاربر: 811روز قبل
شنبه 11/1/1386 - 10:20
رامين الهامي ( تعداد مطالب : 20040 ) ( تعداد نظرات : 2175 )

اصل اوّل:



1ـ1: فرع اول، معناي سجده
سر بر زمين نهادن، پيشاني بر زمين نهادن، فروتني نمودن، خاضع شدن، مطيع شدن، شكر كردن(1)

.


تمامي اين معناي، به وحدت مطلوب و معاني واحد باز مي‌گردد و آن قرار گرفتن بنده بي‌نهايت كوچك در مقابل صاحب و رب بي‌نهايت بزرگ است. سجده‌گاه نمايش و تمرين كوچكي نمودن است و تنها جايي كه كوچكي نمودن جايز و حتّي زيبا است، سجده‌گاه مي‌باشد و براي هميشه بايد در مقابل يكتاي بي‌همتا، كوچكي نمود و از ناحيه آن كوچك‌نمايي به عظمت‌هاي زيبا دست يازيد.
بر خاك افتادن در صورتي جايز و زيبا است كه براي يكتاي بي‌همتا باشد. در واقع سجده‌گاه منطقه ممنوعه‌اي است كه هيچ بيگانه‌اي نبايد در آن حريم قدم نهد و عرض اندام نمايد. سجده‌گاه همان فرودگاه الهي است كه موحدان واقعي براي دست يافتن به يكسويي و يكتايي، در آنجا بر خاك، خانه‌نشين گشته‌اند و در انتظار نشسته‌اند تا به افلاك و ملكوت پرواز كنند.

 . روضُ المتقين، ج2، ص 38
. بحار الانوار، ج 85، ص 136.

آرايش آرامش در سجده‌گاه تذلّل، چانه را بر زمين نهادن، به رو بر زمين افتادن.

زمان آخرین مطلب این کاربر: 811روز قبل
شنبه 11/1/1386 - 10:14
ديوژن ( تعداد مطالب : 356 ) ( تعداد نظرات : 840 )
غمي غمناك
شب سردي است، و من افسرده.
راه دوري است، و پايي خسته.
تيرگي هست و چراغي مرده.
مي كنم، تنها، از جاده عبور:
دور ماندند زمن آدم ها.
سايه اي از سر ديوار گذشت،
غمي افزود مرا بر غم ها.
فكر تاريكي و اين ويراني
بي خبر آمد تا با دل من
قصه ها ساز كند پنهاني.
نيست رنگي كه بگويد با من
اندكي صبر، سحر نزديك است.
هر دم اين بانگ برآرم از دل:
واي، اين شب چقدر تاريك است!
خنده اي كو كه به دل انگيزم؟
قطره اي كو كه به دريا ريزم؟
صخره اي كو كه بدان آويزم؟
مثل اين است كه شب نمناك است.
ديگران را هم غم هست به دل،
غم من، ليك، غمي غمناك است.
زمان آخرین مطلب این کاربر: 3068روز قبل
شنبه 11/1/1386 - 10:5
رامين الهامي ( تعداد مطالب : 20040 ) ( تعداد نظرات : 2175 )

برخي گمان مي‌كنند كه در محدوده مذاهب فقهي اسلامي، فرقي بين فقه شيعه اماميه و ساير مذاهب فقهي اسلامي وجود ندارد؛ زيرا معتقدند كه بين مجتهدان و فقهاي اسلامي اصول مشتركي وجود دارد كه با آنها مي‌توان اجتهاد نمود و لذا تمام فقهاي اسلامي برحق‌اند: ابوحنيفه و فقهاي حنفي، محمد‌بن‌ادريس شافعي و فقهاي شافعي، احمد‌بن‌حنبل و فقهاي حنبلي، مالك‌بن‌انس و فقهاي مالكي همگي بر حق‌اند؛ همان‌گونه كه شيعه اماميه در استنباط خود برحق است. در نظر اينان، در حقيقت، بين فقه اماميه و فقه اهل سنت فرقي نيست و اگر هم باشد جزئي است. به عبارتي ديگر، اين طيف از روشنفكران به پلوراليزم مذهبي معتقدند، گرچه پلوراليزم ديني را انكار مي‌كنند.

اكنون به طور خلاصه و گذرا به امتيازات مبنايي و زيربنايي فقه شيعه اشاره مي‌كنيم.

ويژگي اول: بي‌نيازي از حيث منابع استنباط

از آنجا كه سنت نبوي موانعي از قبيل اهتمام نداشتن صحابه به ضبط حديث و منع تدوين، كتابت و نشر حديث را در پيش‌رو داشته است، نياز به سنت معصوم ديگري پيش مي‌آيد تا با تبيين صحيح و به موقع سنت نبوي خلأ موجود را جبران نمايد؛ زيرا همان‌گونه كه در جاي خود اشاره شده است، مسلمانان بعد از رسول خدا با مشكل كمبود در منابع تشريع و استنباط روبه‌رو شدند و اين، خود سبب شد كه مسلمانان به رأي و قياس و استحسان و اصول ظني ديگر روي آورند و در نتيجه از بسياري مصالح حقيقي و آثار طبيعي كه مترتب بر احكام واقعي است، محروم گردند.خوشبختانه پيروان اهل بيت(ع) بعد از رسول خدا به كساني اقتدا كردند كه همانند خود حضرت از مقام عصمت برخوردار بودند؛ كساني كه مدينة علم پيامبر بودند و سنت او را آن‌گونه كه بود، ترسيم نمودند. پيروان اهل‌بيت(ع) بعد از پيامبر به سراغ اجتهاد نرفتند؛ زيرا شريعت هنوز احتياج به توضيح و تبيين داشت؛ گرچه رسول خدا اصول كلي و بخشي از فروع آن را تشريع كرده بود. تبيين شريعت تدريجي است و اين وظيفة اوصياي انبياست كه ادامه دهندة راه آنان در اين بُعد باشند.فقه شيعه و استنباطات علماي آنان بر اين اصل و پايه استوار است. با اين ديدگاه، فقها هنگام استنباط فقهي و قبل از اجتهاد، با منابع و مصادر وسيع‌تري فقه را استنباط مي‌كنند و لذا در بسياري از مسائل به سراغ ادله ظني غيرمعتبر از قبيل قياس و استحسان كه هرگز آدمي را از حق بي‌نياز نمي‌كند، نمي‌روند؛ زيرا احاديثي از اهل بيت عصمت و طهارت دارند كه حجت بين آنان و خداوند است؛ همان‌گونه كه كلمات و احاديث رسول خدا چنين است.

زمان آخرین مطلب این کاربر: 811روز قبل
شنبه 11/1/1386 - 9:58
رامين الهامي ( تعداد مطالب : 20040 ) ( تعداد نظرات : 2175 )

3

دوم: نزديک دانستن وقوع آن چيز. ممکن است واقع شدن چيزي را انسان با قطع و يقين بداند، ولي وقوع آن را در آينده اي دور ببيند. در اين صورت حالت انتظار براي آن واقعه ضعيف است. و هر قدر وقوع آن را نزديک تر ببيند، انتظارش در مورد آن بيشتر خواهد بود.

زمان آخرین مطلب این کاربر: 811روز قبل
شنبه 11/1/1386 - 9:52
mohamadmir ( تعداد مطالب : 17 ) ( تعداد نظرات : 13 )
تنگ غروبه خورشید اسیره می ترسم امشب خوابم نگیره
سیاهی شب چشم هاشو وا کرد ستاره من تورو صدا کرد
باز مثل هر شب از دیده پنهون یه مرد عاشق با چشم گریون
آواز می خونه از پشت دیوار کی خواب امشب کی مونده بیدار
چرا شب ما سحر نمیشه گل ستاره پرپر نمیشه تو شهر خورشید یه رقص نوره راه من و تو امشب چه دوره !
تنگ غروبه خورشید اسیره می ترسم امشب خوابم نگیره!
سیاهی شب چشم هاشو وا کرد ستاره من تو رو صدا کرد !
باز مثل هر شب از دیده پنهون یه مرد عاشق با چشم گریون
آواز ومی خونه از پشت دیوار کی مونده بیدار
چرا شب ما سحر نمیشه گل ستاره پر پر نمیشه تو شهر خورشید یه رقص نوره راه من و تو امشب چه دوره
زمان آخرین مطلب این کاربر: 3068روز قبل
شنبه 11/1/1386 - 9:12
رامين الهامي ( تعداد مطالب : 20040 ) ( تعداد نظرات : 2175 )

جود و بخشش ابراهيم(ع)

اراده و مشيّت خداوندى براين تعلق گرفت كه قوم لوط را هلاك گرداند، آنان دست به اعمال زشتى زده بودند كه هيچ‏يك از مردم جهان زمان خودشان بدان كار دست نيازيده بود. مردان به عمل شنيع هم‏جنس‏بازى (لواط) مى‏پرداختند، به همين دليل سزاوار بودند كه خداوند عذاب خود را بر آنان وارد سازد. خداى متعال فرشتگان را مأمور ساخت كه آنان را به هلاكت رسانند، ولى آن فرشتگان قبل از هلاك كردن آنها، مأموريت يافتند تا در چهره جوانانى به عنوان ميهمان، بر ابراهيم(ع) وارد شوند.ابراهيم(ع) به جود و بخشش و ميهمان‏نوازى معروف بود، به همين دليل وقتى پانزده شب برايش ميهمان نيامد، بسيار نگران شد و آن‏گاه كه ميهمانان را ديد از ديدنشان شادمان گشت و نزد خانواده خويش رفت و گوساله‏اى فربه، كه بريان و سرخ شده بود، آورده و نزد آنان گذاشت.ولى دست اين ميهمانان به سمت گوشت گوساله دراز نشد، و چون ابراهيم(ع) احساس كرد آنان ميل و رغبتى به غذا نشان نمى‏دهند. در باره آنان دچار شك و ترديد شد و در اين خصوص با آنان گفتگو كرد. آنها بدو اطلاع دادند كه فرشتگانى از سوى خداوند متعالند كه آنها را براى انتقام از مردم «سدوم» و «عاموره» مأموريت بخشيده كه در قرآن از آنان به قوم لوط تعبير شده است.ساره همسر ابراهيم(ع) هنگامى كه به حقيقت اين ميهمانان كه بى‏درنگ به وى مژده داده بودند، خداوند به آنان فرزندى به نام اسحاق و به اسحاق فرزندى به نام يعقوب عنايت مى‏كند، آشنا گشت، خندان شد و از اين مژدگانى شگفت‏زده شده و بدانان گفت: آيا منِ پيرزن بچه مى‏آورم، در حالى كه شوهرم ابراهيم پير و سالخورده شده است! فرشتگان بدو پاسخ دادند: آيا از اين مژده در شگفتى؟ اين قدرت الهى است كه هيچ چيز آن را ناتوان نمى‏سازد، خداوند با رحمت و بركات خود بر شما آل ابراهيم، آن را ويژه شما گرداند.آن‏گاه كه ابراهيم(ع) به حقيقت اين ميهمانان همراه با مژده به وجود اسحاق و نوه‏اش يعقوب، اطمينان حاصل كرد در باره قوم لوط با خداى خويش به گفتگو پرداخت، به اين اميد كه خداوند بدان‏ها با ديده رحمت بنگرد.قرآن به اين گفتگو اشاره دارد و شرح آن در سِفر تكوين آمده است. خداى متعال مى‏فرمايد:
وَلَقَدْ جاءَتْ رُسُلُنا إِبْراهِيمَ بِالبُشْرى‏ قالُوا سَلاماً قالَ سَلامٌ فَما لَبِثَ أَنْ جاءَ بِعِجْلٍ حَنِيذٍ * فَلَمّا رَأى‏ أَيْدِيَهُمْ لا تَصِلُ إِلَيْهِ نَكِرَهُمْ وَأَوْجَسَ مِنْهُمْ خِيفَةً قالُوا لا تَخَفْ إِنّا أُرْسِلْنا إِلى‏ قَوْمِ لُوطٍ * وَامْرَأَتُهُ قائِمَةٌ فَضَحِكَتْ فَبَشَّرْناها بِإِسْحقَ وَمِنْ وَراءِ إِسْحقَ يَعْقُوبَ * قالَتْ ياوَيْلَتى‏ أَأَلِدُ وَأَنَا عَجُوزٌ وَهذا بَعْلِى شَيْخاً إِنَّ هذا لَشَى‏ءٌ عَجِيبٌ * قالُوا أَتَعْجَبِينَ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ رَحْمَةُ اللَّهِ وَبَرَكاتُهُ عَلَيْكُمْ أَهْلَ البَيْتِ إِنَّهُ حَمِيدٌ مَجِيدٌ * فَلَمّا ذَهَبَ عَنْ إِبْراهِيمَ الرَّوْعُ وَجاءَتْهُ البُشْرى‏ يُجادِلُنا فِى قَوْمِ لُوطٍ * إِنَّ إِبْراهِيمَ لَحَلِيمٌ أَوّاهٌ مُنِيبٌ * يا إِبْراهِيمُ أَعْرِضْ عَنْ هذا إِنَّهُ قَدْ جاءَ أَمْرُ رَبِّكَ وَإِنَّهُمْ آتِيهِمْ عَذابٌ غَيْرُ مَرْدُودٍ؛(11)
و فرستادگان ما ابراهيم را مژده دادند، سلام دادند. سلام‏شان را جواب داد. طولى نكشيد براى آنها گوساله كبابى تدارك ديد و آن‏گاه كه ملاحظه كرد آنها دست به طعام نمى‏برند آنان را نشناخت و از آنها بيمناك شد. آنان گفتند: بيم نداشته باش. ما به سوى قوم لوط فرستاده شده‏ايم و همسرش ايستاده بود و تبسّم كرد و خنديد. ما او را به اسحاق و بعد از او به يعقوب بشارت و مژده داديم، همسرش گفت: واى بر من كه پير زن بوده و شوهرم نيز پير است، چگونه فرزنددار مى‏شوم و اين مطلب شگفت‏آورى است! گفتند: آيا از امر الهى در شگفتى!؟ رحمت و بركات او اختصاص به شما اهل بيت دارد. خداوند بسيار ستوده و بزرگوار است و زمانى كه بيم و ترس ابراهيم برطرف شد و مژده دريافت كرد، براى رهايى قوم لوط با ما به گفتگو پرداخت. ابراهيم بسيار بردبار و رئوف و اهل تضرع و زارى بود. خطاب شد: اى ابراهيم، از اين خواهش در گذر. حكم خشم الهى بر آنان قرار گرفته و عذابى كه قطعى بوده و بازگشت ندارد، بر آنان وارد خواهد شد.

زمان آخرین مطلب این کاربر: 811روز قبل
شنبه 11/1/1386 - 9:11
mohamadmir ( تعداد مطالب : 17 ) ( تعداد نظرات : 13 )
بوي باران

محمدرضا شجريان

شعر از فريدون مشيري

بوی باران ، بوی سبزه، بوی خاک، شاخه های شسته، باران خورده پاک
آسمان آبی و ابر سپید، برگ ها ی سبز بید، عطر نرگس رقص باد
نغمه شوق پرستوهای شاد ، خلوت گرم کبوترهای مست ،
نرم نرمک می رسد اینک بهار
خوش به حال روزگار
خوش به حال چشمه ها و دشت ها
خوش به حال دانه ها و سبزه ها خوش به حال غنچه های نیمه باز
خوش به حال دختر میخک که میخنند به ناز ، خوش به حال جام لبریز از شراب خوش به حال آفتاب .
ای دریغ ازتو
اگر چون گل نرقصی با نسیم ! ای دریغ از من
اگر مستم نسازد آفتاب ! ای دریغ از ما اگر
کامی نگیریم از بهار ، گر نکوبی
شیشه غم را به سنگ ؛
هفت رنگش میشود
هفتاد رنگ
زمان آخرین مطلب این کاربر: 3068روز قبل
شنبه 11/1/1386 - 9:11
رامين الهامي ( تعداد مطالب : 20040 ) ( تعداد نظرات : 2175 )
شـيـخ مـرتـضـى انـصارى (متوفى 1281 ه .ق .) كه در نجف اشرف مدفون است , از علما و مراجع برجسته قرن سيزدهم بود و كتاب هاى درسى مكاسب و رسائل كه در حوزه هاى علميه تدريس مـى شـود, ازتـالـيـفـات ايـشان مى باشد.وى زاهد و عابدى بى مانند بود و از نظر علم وجنبه هاى معنوى , يگانه عصر به حساب مى آمد.وقـتى به مادرش گفتند: فرزندت به درجات عالى علم و تقوارسيده است وى در پاسخ گفت : من در انتظار آن بودم كه فرزندم ترقى بيشترى داشته باشد, زيرا من به او شير ندادم مگر اين كه با وضو بودم وحتى در شب هاى سرد زمستان هم بدون وضو او را شيرنمى دادم .
زمان آخرین مطلب این کاربر: 811روز قبل
شنبه 11/1/1386 - 9:9
  • تعداد رکورد ها : 658423