ma_nateghi ( تعداد مطالب : 97 ) ( تعداد نظرات : 98 )

ببخشید اگه تکراریه

چون قشنگ بود دوباره فرستادمش

از کنیزان امام زمان هم معضرت می خواهم قصد توهین به حافظ نیست!

نيمه شب پريشب گشتم دچار کابوس
ديدم به خواب حافـظ توی صف اتوبوس
گفتم: سلام حافظ ، گفتا: عليک جانم
گفتم: کجا روی؟ گفت: والله که خود ندانم
گفتم: بگير فالي گفتا: نمانده حالي
گفتم: چگونه هستی؟ گفت: در بند بي خيالي
گفتم: که تازه تازه شعر و غزل چه داری؟
گفتا: که مي سرايم شعر سپيد ، باری
گفتم: ز دولت عشق؟ گفتا: که کودتا شد
گفتم: رقيب اما؟ گفتا: که کله پا شد
گفتم: کجاست ليلي؟ مشغول دلربايي؟
گفتا: شده ستاره در فيلم سينمايي
گفتم: بگو زخالش ، آن خال آتش افروز!
گفتا: عمل نموده ، ديروز يا پريروز

گفتم: بگو ، ز مويش ، گفتا که مش نموده
گفتم: بگو ز يارش ، گفتا ولش نموده
گفتم: چرا؟ چگونه؟ عاقل شده است مجنون؟
گفتا: شديد گشته معتاد گرد و افيون
گفتم: کجاست جمشيد؟ جام جهان نمايش؟
گفتا: خريده قسطي تلويزيون به جايش
گفتم: بگو ز ساقي ، حالا شده چه کاره؟
گفتا: شدست منشي در دفتر اداره
گفتم: بگو ز زاهد ، آن رهنمای منزل
گفتا: که دست خود را بردار از سر دل
گفتم: ز ساربان گو با کاروان غم ها
گفتا: آژانس دارد با تور دور دنيا
گفتم: بگو ز محمل ، کن از کجاوه يادی
گفتا: پژو ، دوو ، بنز يا گلف نوک مدادی
گفتم: که قاصدک کو؟ آن باد صبح شرقي!
گفتا: که جای خود را داده به فاکس برقي

گفتم: بيا ز هدهد جوييم راه چاره
گفتا: به جای هدهد ديش است و ماهواره
گفتم: سلام ما را باد صبا کجا برد؟
گفتا: به پست داده ، آورد يا نياورد؟
گفتم: بگو ز مشک آهوی دشت زنگي
گفتا: که ادکلن شد در شيشه های رنگي
گفتم: سراغ داری ميخانه ای حسابي؟
گفتا: آنچه بوده از دم شده چلوکبابي
گفتم: بيا دوتايي لب تر کنيم پنهان
گفتا: نمي هراسي از چوب پاسبانان؟
گفتم: شراب نابي در دست و پا نداری؟
گفتا: که جاش دارم و افور با نگاری
گفتم: بلند بوده موی تو آن زمان ها
گفتا: به حبس بودم از ته زدند آن ها
گفتم: شما و زندان؟ حافظ ما رو گرفتي؟
گفتا: نديده بودم هالو به اين خرفتي!

زمان آخرین مطلب این کاربر: 3068روز قبل
شنبه 11/1/1386 - 13:27
رامين الهامي ( تعداد مطالب : 20040 ) ( تعداد نظرات : 2175 )


قال الصادق  عليه السلام :

من صلى صلوة و عقب الى اخرى فهو ضيف الله و حق على الله ان يكرم ضيفه


هر كه نماز فريضه كند و بعد از آن تعقيب بخواند تا نماز ديگر (يعنى به خواندن دعاهايى كه بعد از نماز بايد خواند و قرائت قرآن و غيره مشغول گردد تا وقت نماز ديگر) پس آن بنده مهمان خدا مى باشد و حق است بر خداى - عزوجل - اينكه اكرام كند مهمان خود را.

(بحارالانوار، ج 85 ص 322).

زمان آخرین مطلب این کاربر: 811روز قبل
شنبه 11/1/1386 - 13:26
برزخ ( تعداد مطالب : 1977 ) ( تعداد نظرات : 4816 )

سلام

ده ضرب المثل از ملل مختلف در باره ازدواج تقديم مي گردد:

1-مردي كه به خاطر پول زن مي گيرد به نوكري ميرود(فرانسوي)

2-لياقت داماد به قدرت بازوي اوست(چيني)

3-زني سعادتمند است كه مطيع شوهر باشد(يوناني)

4-زن عاقل با داماد بي پول خوب مي سازد(انگليسي)

5-زن مطيع فرمانرواي قلب شوهر است(انگليسي)

6-دختر عاقل جوان فقير را به پيرمرد ثروتمند ترجيح مي دهد(ايتاليايي)

7-در موقع خريد پارچه حاشيه آن را نگاه كن ودر موقع ازدواج در باره مادر عروس تحقيق كن(آذر بايجاني)

8-ازدواج كردن ونكردن هر دو موجب پشيماني است(سقراط)

9-ازدواج يك قسمت روي محبت است ونه قسمت روي گذشت از خطا(اسكاتلندي)

زمان آخرین مطلب این کاربر: 717روز قبل
شنبه 11/1/1386 - 12:50
ma_nateghi ( تعداد مطالب : 97 ) ( تعداد نظرات : 98 )

ابو علی سینا هرگز ازدواج نکرد!

سقراط بوسیله جام شوکران یا همان زهر تریاک کشته شد!

کوچک ترین کشور در خلیج فارس بحرین است!

هر کودکی در هنگام تولد ناخودآگاه شنا بلد است!

در کشور امارات عربی 7 پادشاه با هم حکومت می کنند!

زبان هندی بیش از 720گویش و لهجه دارد!

سریعترین کامپیوتر جهان در 1صدم ثانیه 30میلیون محاسبه را انجام می دهد!

نام دیگر اقیانوس آرام پاسیفیک است!

دیوار چین و جزیره نخل دبی تنها ساخته های بشرند که از کره ی ماه دیده می شوند!

به ازای هر انسان راست دست یک چپ دست وجود دارد!

لباس قرمز و سفید بابانوئل از شرکت کوکا کولا به یادگار مانده است!

فیل ها از بوی عسل بدشان می آید!

سنت درخت کریسمس از قرن 16میلادی در آلمان رایج شد!

بعضی از آدما قلبشون سمت راست و آپاندیسشون طرف چپ بدنشونه!

رسول ملاقلی پور بعد از ساخت فیلم میم مثل مادر نوشت و امضا کرد که دیگر فیلمی نخواهد ساخت!

در تهران دوهزار تاکسی مخصوص بانوان وجود دارد!

اولین انسانی که به فضا رفت یوری گاگارین روسی بود!

نام سلمان فارسی یکی از اصحاب پیامبر(ص) قبل از اسلام روزبه بوده است!

شیر اخلاق را عوض می کند!

انتظار فرج عبادت است!

کمترین سکنه ی بهشت زنان اند!

پیامبر اکرم(ص)

زیادتر از استعداد مزاج خوردن شش زیان دارد:

نچشیدن شیرینی نماز –عجز از حفظ مطالب حکمت آمیز –بی رحمی نسبت به گرسنگان چون همه را مثل خود سیر پندارد –سنگینی در عبادت –زیادی شهوت –هنگامی که مومنین گرداگرد مسجد می گردند او باید اطراف مزبله بگردد(؟)

اگر این پنج چیز نبود مردم همه صالح و شایسته بودند:قناعت به نادانی- حرص دنیا- بخل از زیادی ها- تظاهر و ریا- خودپسندی در رای و عقیده

زمان آخرین مطلب این کاربر: 3068روز قبل
شنبه 11/1/1386 - 12:48
amir5896 ( تعداد مطالب : 75 ) ( تعداد نظرات : 53 )
کلیدهای طلایی موفقیت:

1- بخشش : بخشش یک فرآیند ذهنی و درونی است برای آرامش درون. الزامی در گفتن نیست، باید ذهن و دل را رها کنی و خودت را از حمل این ناراحتی نجات دهی.

بخشیدن به دیگران لطف به خود آدم است، کسی که دیگران را نمی بخشد نا آرام است. اگر کسی در حقّ شما بدی کرد شما با خوبی کردن به او، او را شرمنده خود خواهید کرد. هرکسیکه به شما ظلمی می کند و شما به او خوبی می کنید اون آدم واسطه بین شما و خدا (و کسب رضای او)می شود، و انگار او به شما در راه کسب رضایت خداوند به شما کمک کرده است.

بخشش بوی خوش یگ گل بنفشه در زیر کفشی که آنرا له کرده است می باشد.

خداوند می فرمایند که مغفرت من فقط شامل نیکوکاران است. آنطوری با دیگران رفتار کنیم که دوست داریم خدا با ما رفتار کند.

2- دعا : دعا قدرتمندترین صورت انرژی است که انسان در حال ساطع کردن آنست.

شرط اجابت دعا تلقین است، یعنی خودمان به اجابت خواسته مان معتقد باشیم.

بعضی اوقات دعاهایمان مستجاب می شود ولی خودمان متوجه نیستیم.

سفارش شده است که در دعاهایتان به خداوند گیر دهید و مصرّانه دامن خدا را بچسبید!

هرگاه در آلوده ترین شکل خود هستی تنها کسیکه تحویل ات می گیرد ( البته با کمی غُرّ و گلایه از اینکه چرا آلوده شدی یا چرا زودتر بازنگشتی) خدواند است.

دعا در معنای لغوی صدا زدن است. دعاهائی نکنید که نظام هستی بهم بریزد که شما به آرزویتان برسید. برای دیگران بیشتر از خود دعا کنید، گره های خودتان باز خواهد شد.

3- عدم قضاوت : با عدم اطلاع از چیزی قضاوت های نادرست پیش می آید پس قضاوت نکنید، و با تعویض اطلاعاتمان قضاوت هایمان نیز عوض خواهد شد.

قضاوت آرامش را از شما می گیرد و باعث میشود به خواسته هایمان نرسیم.

دو نوع قضاوت داریم:

الف) قضاوت منفی درباره خودمان: یعنی با یک اشتباه خودمان را می بازیم، درحالیکه باید گذشته خود را ورق بزنیم و کارهای خوبمان را هم ببینیم که خوب بودیم.

ب) قضاوت منفی درباره دیگران: باعث میشود کم کم و یواش یواش به ان فرد برچسب بزنیم و سپس به او تهمت خواهیم زد.

در جوک هایی که می گوییم (درباره قوم ها و نژادها) دقّت کنیم.

جوکهایی که برای خنده قومی را مسخره می کنید، در روز قیامت آن قوم می استند و همه خوبی هایتان مال آنها میشود.

مسخره کنندگان در روز قیامت با قیافۀ کاریکاتوی (مضحک و خنده دار) محشور میشوند، طوری که افرادی که نگران مضطرب حساب و کتاب و دادن نامه اعمال هستند با دیدن آنها و خندیدن غصه هایشان را فراموش می کنند.

پیامبر اکرم (ص) نیز با مسخره کردن بسیار مخالف بودند.

در دین اسلام خنده (سالم، و بدون حرکات و سخنان نادرست) بسیار سفارش شده است. پیامبر اسلام (ص) به غیر از موقع جنگ، همواره لبخند به لب داشتند و می خندیدند.

کافر خوشرو محبوبتر از مؤمن اخمو نزد خداست.

خنده سیستم مکّمل درمان بیماریهاست.

4- پرسشهای صحیح از خود و دیگران : فرق انسانهای موفق با ناموفق در نوع سؤالهای که از خودشان می پرسند می باشد.

الف) بیشتر آدمها از خودشان سؤالات منفی می پرسند ( می پرسند که چرا؟ Why?)

ب) برخی آدمها از خودشان سؤالات مثبت می پرسند ( می پرسند که چگونه؟ How Can) چگونه می توانم موفقتر باشم در کار، درس یا زندگیم؟ و... و برای آنها پاسخ می یابند.

5- شُکر : اگر شرایط خود را با شرایط بدتر مقایسه کردید شکرگزار خواهید بود، اما اگر نداشته هایمان را ببینیم مدام اعتراض می کنیم.

گفتگو درباره نعمات با خدا، یعنی شکر نعمت.

خداوند می گوید همواره شکر بنده من را بجای بیاور.

6- رهایی از دلبستگی : وابستگی ما را در مسیر موفقیت متوقف می کند، شرایط را برعکس می کند.

پیامبر اکرم(ص) می فرمایند: انسانها هواره پیر می شوند درحالیکه دو چیز درآنها جوان می شود: یکی طمع و دیگری آرزوی دراز.

دلبستگی دونوع است: به مردم و نیز به چیزهای دیگر.

دور ریختنی ها را دور بریزید، بخشودنی ها را ببخشید و هر چیز را براحتی رها کنید و به آن نچسبید.

اگر قوانین هستی را یادبگیریم ( در طول این کلاسها) موفق می شویم.

قانون خلاء : اگر در جایی ایجاد خلاء نماییم (خالی ازهرچیز کنیم) هستی و کائنات بسرعت جای آنرا با چیزهای بهتر پُر می کند! ( به شرطی که به نتیجه فکر نکنیم و بدنبال آن نباشیم و بدون نیّت معامله رهایش کنیم، چون کائنات باکسیکه معامله گر باشد معامله نمی کند، بی حساب و کتاب ببخش تا بی حساب و کتاب پاداش و هدیه و نعمت دریافت کنید).

زمان آخرین مطلب این کاربر: 3068روز قبل
شنبه 11/1/1386 - 12:12
amir5896 ( تعداد مطالب : 75 ) ( تعداد نظرات : 53 )

بسم الله الرَّحمن الرَّحیم

* هاله های انرژِی: طبق «قانون لوبروی» هر ذرّه در حال ساطع کردن انرژی در عالم می باشد، حتی اجسام جامد نیز دارای هاله های انرژی می باشند. انرژی های انسان با انرژی های بقیه مخلوقات 2 تفاوت دارد: 1- انرژی های انسان قابل هدایت می باشد. یعنی می توان روی یک فرد یا شیء خاص فکر را متمرکز کرد و فقط روی او فکر کرد و فکرمان بسوی او خواهد رفت نه جای دیگر،(مثلا به همسر خود فکر می کنیم انرژی های هاله ما بسوی او ساطع می شود و او همان ان به یاد ما می افتد و تصمیم می گیرد به ما تلفن بزند) . 2- انرژی های هاله ما قابلیت باردار شدن را دارد، می تواند بار مثبت بگیرد یا بار منفی، (انرژی های اجسام دارای بار خنثی است، یعنی نمی توانند باردار شده و بار مثبت یا منفی انرژی از خود ساطع کنند ولی انرژی های منفی و مثبت، از قبیل فکر یا کلام روی آنها مؤثر است).

* قانون جذب : کم تراکم ها به دنبال پُر تراکم های مشابه می گردند. هرچیزی که خلق شده است ماده است (حتی فکر خواص مادی دارد). اگر ماده ای با حواس ما قابل درک بود پرتراکم است، و اگر قابل درک نبود کم تراکم است.

* رویدادها برای ما پیام دارند. شروط رسیدن به موفقیت اینست که پیام رویدادها را دریافت نمائیم. رویدادها برای ما حاوی برکاتی هستند. «هر وقت ابرسیاهی توی آسمون زندگی شما آمد منتظر باران رحمت خدا باشید!». «الخیرُ ما فی الوَقَََع». یعنی هرچه پیش آید خوش آید (نه آن چیزی که ما پیش می آوریم).

* فَانّ مَعَ العُسرِ یُسراً ♦ اِنَّ مَعَ العُسرِ یُسراً پس بدرستیکه (البته) همراه(درون) هر سختی ( که شما می بینید و می شناسیدش) حتماً نعمت و آسایش (و راحتی ای که شما نمی بینید و نمی شناسیدش و آن نعمت پنهان را درک نمی کنید) هست.

و بدرستیکه (مطمئناً) همراه ( چیز جداناپذیر) هر سختی (اتفاق که ناگوار می دانیدش) حتماً حتماً لطف و آسایشی خواهد بود(بوده است که شما متوجه نمی شوید).

قرآن کریم، سوره الشَرح (انشِراح) (94) ، آیه 5 و 6 .

* نگرانی مانع دیدن می شود، بطور مثال فرزند خود را که گوشه ای از پارک نزدیک شما نشسته است ولی بدلیل نگرانی بدنبال او می گردید و او را پیدا نمی کنید و به محض کسب آرامش او را می یابید.

* وقتی هر چیز در بدترین شکل خودش است، شما در یکقدمی موفقیت هستید!

* هرچه هوا تاریکتر و سردتر می شود، فعالیتها و رفتارهای حیاتی گیاهان بیشتر می شود و بعد از سرما و سیاهی نوبت سپیدی است. اما آدمها (متأسفانه)بر عکس عمل می کنند (و اینکه بیشتر امید آنها باید هنگام تاریکی ها و سختی ها باشد را درک نمی کنند) و از اینکار گیاهان درس نمی گیرند.

* آنهائی که مدام لب به اعتراض و گله از دنیا و بخت خویش می گشایند و همواره از دنیا و مشکلات به بدی یاد می کنند ( مدام اَه اَه می گویند) و با کراهت امری یا سرنوشت را می پذیرند، و نیز همیشه درحال بیان مشکلات شخصی خویش به دیگران هستند و خود را بدبخت و بیچاره و مملو از دردسر و مشکل بیان می دارند، درخواست گره های بیشتری در زندگی شان از کائنات می کنند! (با تکرار آن، آنرا در ضمیرناخودآگاه شان بزرگ کرده اند و این انرژی منفی را از خود ساطع کرده، می رود در کائنات بصورت یک گره جدید بر می گردد! در ضمن با اینکار آن مشکل را نزد خویش بزرگتر هم می کنند).

* ما خیال می کنیم که با گفتن مشکلاتمان به دیگران خالی و راحت می شویم، و اینگونه نیست. گفتن مشکلات به دیگران 2 ایراد دارد: 1- با هربار بیان مشکل یکبار دیگر با تکرار آن بزرگش کرده ایم. 2- بیشتر آدمهای متخصص نیستند و توصیه های نادرست و بسیار اشتباهی می کنند ( مثلا اگر با همسر خود اختلاف کوچکی داریم آنها سفارش می کنند که امشب که خمنزل رفتی با همسرت بدرفتاری و بی محلی کن، آنوقت همسرش بطور حتم او را ترک خواهد کرد!).

* چه بسا چیزهائی که شما از آن کراهت دارید، اما برایتان خیلی خوب و نعمت باشد.

* مادر باردار وقتی شدیدترین سختی و درد را متحمّل می شود(آن لحظه آخر)، آنوقت به او بهترین هدیه (بچه) را می دهند.

* نتایج این قسمت بحث:

1- کائنات آموزگاری است که هر لحظه در پی آموختن به ماست.

2- هر رویداد، اتفاق، حادثه، دیده، شنیده، و... در زندگی حتماً حاوی پیامی برای ماست.

مسائلی در زندگی پیش روی ما قرار می گیرد که ما برای رشد به آنها نیاز داریم.

3- اگر درس لازم را از آن مسئله نگیریم، آن مسئله دوباره بشکل دیگر در موقعیتی دیگر تکررا خواهد شد( اشتباه را دوباره تکرار خواهیم کرد).

4- سختی هایی بسراغمان می آید که طاقت مان برسد ( لا یُکِّفِ الله نفس الا وُسعَها) ، پس اگر می گوییم من طاقت تحمل این وضع یا مشکل را ندارم توان خودمان را هنوز نشناختیم.

هر وقت احساس می کنیم دیگر گنجایش نداریم بازهم حالا حالاها گنجایش داریم.

* کسی که با مشکلات بجنگد (در مقابل هر مانع یا مقاومتی عکس العمل نشان داده و بخواهد با آن مبارزه و مقاومت کند) عقب عقب می رود( شکست می خورد)، اما کسانیکه در مواجهه با مشکلات بانرمش برخورد و با آن بازی می کنند به جلو می روند(پیروز می شوند).

* اگر خاطره تلخی سالها ما را رنج می دهد بخاطراینست که پیام آنرا دریافت نکرده ایم، به محض اینکه پیام (درس) آنرا گرفتیم آن خاطره دیگر ما را عذاب نمی دهد.

* روزی: هر چیز خوب روزی است. مانند همسر و فرزندان خوب، همسایه و دوست خوب، دل و ذات پاک، رابطه خوب با دیگران، رابطه خوب با خدا و همواره به یاد خدا بودن، سلامتی جسمی روحی و ذهنی ، موفقیت، و... .

* برای جذب روزی ما باید مغناطیس وجودمان را قوی و تقویت کنیم تا خوبیها را جذب کنیم. باورهایمان ( برخلاف مردمان گذشته) ضعیف است که روز هایمان می پرد ( از دست می دهیم). اگر پاک باشید ( بطور مثال، آمده است دائم الوضو روزی اش فزون است) روزی تان زیاد می شود. خدواند در قرآن گفته است: من به آدمهای پاکی که به یادم مشغولند روزی بی حدّ و حصر(بی شمارش) می دهم.

قانون کارما : قانون علّت و معلول، قانون تابش و بازتابش، قانون عمل و عکس العمل.

هر عملی را عکس العملی است، یعنی انرژی کاری که انجام دادیم از بین نخواهد رفت و بسوی هستی و کائنات می رود ( اینها همه قانون فیزیک هستند که انرژی ازبین نخواهد رفت و تنها از شکلی به شکل دیکر در می آید)، بعد از مدتی نا معلوم بازتاب آن کار از سوی کائنات بسوی ما بازخواهد گشت. اگر کارگری در یک کارخانه پیچی را شُل ببندد، هستی می فهمد و در جایی دیگر پیچ زندگی اش را شُل خواهد بست. اگر حالتان خوب است اما به یکباره حالتان دگرگون می شود و دلتون می گیرد، یا یکدفعه دردسرهای عجیب و غریب بسراغتان آمد، بدانید بطور حتم در گذشته کاری انجام دادید و اکنون تاوانش را می پردازید.

* شدیدترین کارما به شکل محرومیت است. شخصی به حضرت موسی(ع) رو کرد و گفت: برو به خدایت بگو اینهایی که می گوید درست نیست و هرچیزی درباره حساب و کتاب و قیامت می گوید بی پایه و اساس است و هیچ کدام واقعیت ندارد. موسی(ع) رفت و موقع برگرشت در راه جبرئیل آمد و گفت: موسی چرا پیام بنده را به خدا نرساندی، تو وظیفه ات رساندن پیام بود و می گفتی ایرادی نداشت، موسی(ع) گفت: شرمم آمد چنین پیامی را به خدایم دهم. جبرئیل گفت: برو به آن بنده بگو که همان که از یاد خدا غافلی و از ارتباط با خدا محروم هستی این بزرگترین عقوبت برای گستاخی ها و گناهانت می باشد.

* به ازای خطاهای یکسان، انسانها تنبیه یکسانی نمی شوند. چون قدر و منزلت آدمها نزد خداوند متفاوت است و خداوند گوش انسانهای زلال تر را زود می کشد و خیلی زود به او اشتباهش را گوشزد می کند و می گوید تو حیفی که اینکارو بکنی. نمونه اش اشتباهاتی که حضرت یعقوب(ع) (کباب کردن یک گوسفند و ندادن یک قسمت گوشت آن به همسایه ای که روزه بودند و بوی کباب آنجا رفت)، و حضرت یوسف(ع) ( مغرور شدن از خوابی که درباره خودش دیده بود)، و حضرت یونس(ع) (خشم و نفرین علیه قوم خود) انجام داده اند و خداوند زود آنها را تنبیه کرد.

* چیزهای ناب را در شب می دهند. خداوند می گوید: کسی که می گوید مرا می خواهد دروغ می گوید که شب سراغم نمی آید!. امام حسن عسگری(ع) می فرمایند که شب را مرکب خود در پیمودن راه بسوی خداوند قرار بده. هیچ چیزی در هستی اتفاقی نیست. مثلا اگر شب لحاف از رویتان به کنار افتاده است و مجبورید آنرا روی خود بکشید اتفاقی نیست یعنی بنده حداقل یه کوچولو به یاد خدا باش این موقع شب ( یه یاد کوچک، یه دوستت دارم به خدا بگو و...).

* توبه عقوبت و جزای اعمال را تبدیل به ثواب و پاداش می کند. کسب رضایت والدین گره های زندگی را باز می کند. در ضمن این دنیا ظرفیت برای عقوبت و پاداش کامل را ندارد.

* کارما ممکن است بشکل یکسانی نباشد، اما پیام خودش را دارد. در کتابهای آسمانی (بخصوص قرآن کریم) قصه های فراوانی برای تربیت و پند و اندرز ما آورده شده است. قصه های خداوند یافتنی است، قصه های ما( بطور مثال برای فرزندانمان) بافتنی است.

قانون دارما : خداوند انسانهائی منحصربفرد با مأموریتهای منحصر بفرد که هیچ کس دیگری ( چه قبل از وجود او، چه بعد از مرگ او) نمی تواند انجام دهد، آفریده است.

قطره ای ز جویباری می رود ... کز پی انجام کاری می رود

* در سوره مؤمنون(23)، آیه 115 آمده: آیا چنین پنداشتید که ما شما را به عَبَث و بازیچه آفریده ایم؟

* ما باید بدانیم بسیار ارزشمندیم، باید در زمینه هایی به اوج برسیم، کس دیگری هم نمی تواند کار ما را انجام دهد. آمدیم بذر امید در دل دیگران بپاشیم تا بطور اتوماتیک در دلمان بذر امید بپاشند. گاهی پیش می آید مسؤلیت منحصر بفردی( بطور مثال نجات کسی یا ...) که هیچ کس دیگری روی کره زمین ندارد و فقط شما دارید و بس.

* خدا کسی رو که دوست داره وسیله بازکردن گره دیگران قرار می دهد ( قانون دارما).

* حضرت موسی(ع) از خداوند پرسید: خداوندا اگر تو بنده ای بودی و می خواستی رضایت خدایت را جلب کنی چیکار می کنی؟ خداوند پاسخ داد: آنوقت روی زمین می گشتم دنبال کسی می گشتم که گره او را باز کنم تا خدای خودم را از خودم راضی کنم! (این داستان در بحار الانوار آمده است).

* اون دنیا از ما نمی پرسند که چرا پیامبر نشدید؟( یا شخص بزرگی نشدی؟)، بلکه می پرسند چرا وظیفه ات رو انجام ندادی؟!

زمان آخرین مطلب این کاربر: 3068روز قبل
شنبه 11/1/1386 - 12:8
رامين الهامي ( تعداد مطالب : 20040 ) ( تعداد نظرات : 2175 )

يا مقلب القلوب و الابصار، يا مدبر الليل و النهار، يا محول الحول والاحوال، حول حالنا الى احسن الحال

عيد ازعود گرفته شده و در لغت ‏به معناى بازگشتن است. دگرگونى سال جديد و بازگشت‏ بهار نو و نوروز، عيدهايى چون عيد فطر را تداعى مى‏كند. مسلمان روزه‏ دار پس از يك ماه عبادت روزى را كه غبار از فطرت توحيدى‏اش زدوده شده به فطرت توحيد بازگشته است، عيد مى‏گيرد. البته مراتب اين بازگشت در افراد گوناگون فرق مى‏كند. دعاى تحويل سال هم با جملاتى كوتاه همين مسير را پيش پاى انسان مى‏گشايد. مقلب القلوب و الابصار پروردگار است كه قلب‏ها را به سمت كمال دگرگون مى‏سازد و چشم‏ها را به سوى خود مى‏دوزد. قلب‏ها چون كرات دگرگون مى‏شوند؛ ولى پس از دگرگونى، بايد استوارى يابند؛ زيرا در ادعيه وارد شده است: «و ثبت قلوبنا على دينك؛ قلب‏هاى ما را بر دين خود ثابت ‏بدار.» اگر قلوب دگرگون شدند و سپس بر دين الاهى استوار گرديدند، ابصار نيز چنين مى‏شوند؛ زيرا ابصار فرمانبردار قلوبند. شايد از اين رو اول قلوب و سپس ابصار ذكر شده است.
«يا مدبرالليل و نهار» ليل و نهار نماد ظلمت و نورند. اگر او شب و روز را تدبير مى‏كند، ظلمت و نور را هم مى‏آفريند. پس فقط او مى‏تواند چنان تدبير كند كه پرده ظلمت از روى دل كنار رود و نور معرفتش بر آينه قلب بتابد. درآيه دويست و پنجاه و هفتم سوره بقره مى‏فرمايد: «الله ولي الذين آمنوا يخرجهم من الظلمات الى النور و... ؛ خداوند، ولى و سرپرست كسانى است كه ايمان آورده‏اند، آن‏ها را از ظلمت‏ها به سوى نور بيرون مى‏برد.» محول سال و حال او است.قرين بودن تحويل سال با تحويل حال نكته‏اى در خور اهميت است كه كمتر به آن التفات مى‏شود . آن قدر كه تحويل سال و رسوم آن خود نمايى مى‏كند، تحويل حال جلوه‏اى ندارد و در پشت پرده غفلت هيچ انگاشته شده است؛ راستى چرا در اين دعاى پر معنا و تنبه بخش، به هنگام تحويل سال، تحويل حال به احسن حال در خواست مى‏شود؟ به نظر مى‏رسد، براى آن است كه ابتدا احسن الحال را بفهميم و سپس در راه تحقق آن گام نهيم؟ تفسير اين احسن الحال را بايد در عمق آن دعا يافت كه، «اللهم غير سوء حالنا بحسن حالك؛ خدايا، بدى حال ما را به خوبى حال خود تغيير ده.» درباره ذات اقدس الهى، احسن بودن حال بى ‏معنا است؛ زيرا تفضيل حالى بر حال ديگر، فقدان و وجدان و تبديل و تبدل مى‏طلبد و ذات اقدس الاهى از آن پيراسته است. برترى حالى بر حال ديگر درباره ما انسان‏ها كاملا درست مى‏نمايد. كمال ما انسان‏ها در همين است كه سوء حال را به حسن حال و حسن حال را به احسن حال تبديل كنيم . حسن حال الهى به معناى وجود تمام كمالات به نحو اتم و اكمل در ذات اقدس الهى است. احسن الحال بودن براى ما يعنى رسيدن به تمام آن كمالات به قدر ظرفيت وجودى‏مان؛ زيرا ما حالى احسن و برتر از آن نداريم . تحويل حال به احسن الحال همان تغيير سوء حال انسان به حسن حال الهى است؛ و اين تغيير وقتى تحقق مى‏يابد كه:
1- از پليدى گناه رهايى يابيم، زيرا بدترين حال انسان و پست‏ترين مقام آدم هنگامى است كه در باتلاق گناه فرو مى‏رود.
2- انجام واجبات را چون چراغى فرا راه خود قرار دهيم تا ما را به سوى حسن حال الهى رهنمون شود.
3- زنگار صفات پليد را از آينه دل بزداييم تا سوء حال ما به حسن حال نگار تبديل شود. از اين رو، يكى از اعمال عيد نوروز، روزه گرفتن است تا انسان خود را در راستاى رسيدن به احسن حال، يعنى وصول به حسن حال الهى، قرار دهد و به اخلاق الله متخلق سازد.

زمان آخرین مطلب این کاربر: 811روز قبل
شنبه 11/1/1386 - 12:7
رامين الهامي ( تعداد مطالب : 20040 ) ( تعداد نظرات : 2175 )


قال الباقر  عليه السلام :

ان الصلاة اذا ارتفعت فى اول وقتها رجعت الى صاحبها و هى بيضاء مشرقة تقول : حفظتنى حفظك الله و اذا ارتفعت فى غير وقتها بغير حدودها رجعت الى صاحبها و هى سوداء مظلمة تقول : ضيغتنى ضيعك الله ؛


هرگاه نماز در اول وقت بالا برود، سفيد و درخشان به سوى صاحبش باز مى گردد و به او خطاب مى كند: از من مواظبت نمودى خدا تو را حفظ كند، و هرگاه در غير وقت خود و بدون شرايط بالا برود، سياه و تاريك به سوى صاحبش باز مى گردد و به او مى گويد مرا تباه ساختى ، خدا تو را نابود كند.


(وسائل الشيعه ، ج 3، ص 78)

زمان آخرین مطلب این کاربر: 811روز قبل
شنبه 11/1/1386 - 12:3
amir5896 ( تعداد مطالب : 75 ) ( تعداد نظرات : 53 )
بِسمِ اللهِ الرحمن الرحیم

* وَ کُنتُم اَزواجاً ثَلثَه * فَاصحابُ المَیمَنه مآ اصحابُ المَیمنه * و اصحابُ المشئمه مآ اصحابُ المشئمه * والسّابقونَ السّابقون * اولئک المقرّبون * فی جنّات النّعیم * ثلّه مِنَ الاوّلین * و قلیلٌ مِنَ الاخرین *

( شما خلایق در آنروز (قیامت) بر سه دسته مختلف شوید. گروهی راستان که اصحاب یمین باشند چقدر حالشان نیکوست! و گروهی اصحاب شوم و شقاوتند که چقدر روزگارشان سخت است. و طایفه سوم انانکه در ایمان بر همه پیشی گرفتند( عارفان، سالکان). آنان به حقیقت مقرّبان درگاهند. آنان در بهشت پرنعمت متنعمند. آنها عده زیادی از امم پیشینیان ( زمان پیامبر اکرم (ص) )هستند. و عده کمی از متأخرین ( پیامبر آخرالزمان). ).

* لاَصحابِ الیَمین * ثلهٌ مِنَ الاَوّلین * و ثُلهٌ مِنَ الاخرین *

( نعمتهای بهشتی مخصوص اصحاب یمین است که جمع زیادی از پیشینیان ( زمان پیامبر پیامبر اکرم(ص)) . و عدع زیادی از امّت رسول آخر زمان هستند. ).ه

* و اَصحابُ الشِّمالِ مآ اصحابُ الشِّمال *

( و اصحاب شقاوت و شوم که نامه عملشان به دست چپ است. ).

- قرآن کریم ، سوره واقعه -

*********

دوستان بسیاری از بنده (امیر) سؤال پرسیده بودند که آیا استاد محمّدرضا یحیایی کلاسهای عرفان دارند؟ آیا برای عرفان شاگرد می پذیرند؟

پاسخ سؤال:

آمده است که استاد باید دستت را بگیرد، سلوک الی الله کار آسانی نیست، استاد می گوید از اینجا بیا از آنجا نرو، از آنجا بپیچ اونطوری بیا و... . اگر دستت را نگیرد به جائی نخواهید رسید و در تاریکی دنیا نیاز به چراغ هدایت دارید که گمراه نشوید. حالا استاد کجاست و چطور پیدا کنیم؟ اساتید انگشت شمارند و تازه براحتی آدم را قبول نخواهند کرد. حال اگر تنها راه رسیدن به قرب خدا استاد است و استاد پیدا نمی شود چکار کنیم؟ توضیح:

طبق آیات بالا ( سوره مبارکه واقعه) در روز واقعه بزرگ بطور حتم به سه دسته تقسیم می شویم، دو گروه به بهشت می روند و یک گروه به جهنم :

1- اصحاب مشئمه، اصحاب شمال ( شوم زده و نگون بختان و نقطه کور، جهنّمیان)

( گنه کاران، فاسقان)

2- اصحاب میمنه ، اصحاب یمین ( اهل سعادت، جنّت) ( گرفتار برزخ و قیامت نیستند و بسرعت وارد بهشت می شوند)

(عده زیادی از پیشینیان. و عده زیادی از امّت رسول آخر زمان هستند).

3- مقرّبون ، سابقون ( سالکان، عارفان) ( اهل جنّات نعیم)

(عده زیادی از پیشینیان هستند. و عده کمی از امّت رسول آخر زمان).

محور درجه بندی درجات سیر سلوک(از سمت راست از درجه کم، تا درجه بالا در سمت چپ):

اصحاب مشئمه....متوسطین...اصحاب میمنه...(آمدن استاد)...مقرّبون

شرح:

بسیاری از مردم که بفکر رسیدن به تکامل هستند جزء رده ی متوسطین هستند، که خود نقطه صفر و نقطه شروع برای رسیدن به اصحاب میمنه می باشد ( افرادی که بین رده متوسطین و رده یمین هستند تقریباً 70% خوبند و 30% مشکل دارند).

حال برای رسیدن به رده یمین ، ابتدا باید انجام واجبات و ترک محرّمات عمل کرد، دید درچه زمانی نماز می خوانید و چقدر به حریم باید و نباید ها اهمیت می دهید. هر وقت گناه صغیره ای نداشته باشید و نیز مقداری مستحبّات ( برای اطمینان و زاپاس) انجام دادید، هروقت گناهی کردید بسرعت توبه کردید که گناه مانگار نشود و آثارش باقی نماند و بازگشتید، هرگاه حضور قلب داشتید و خود را همیشه در حضور خدا حس کردید، به رده یمین خواهید رسید. اصحاب یمین دیگر گناه نمی کنند، و بصورت فرهنگ و بدون ریپ و قطع و وصل ( بصورت روتین) به راه خود ادامه می دهند و در مجلسی که گناه خدا می شود آنجا را ترک می گوید. اسماعیل هایتان را قربانی کنید ( غرور، شهوت، غضب، و...).

و حتی تا به اصحاب یمین نرسیدید حرفی از استاد و راهنما نزنید که نیازی ندارید! استاد شما تا رسیدن به رده یمین قرآن، پیامبران و امامان(ع)، سنّت و احادیث می باشد و نیاز شما را بکلی تا آن زمان برطرف می سازد. استاد وقتی همه تکالیف خود را انجام دادید می آید، و تا وقتی دفتر تکالیفتان پر نشده است موقعش نخواهد بود.

اصحاب یمین نقطه صفر رسیدن به رده مقرّبون می باشد.

بعد از اینکه از اصحاب یمین شدید، نوبت آنست که مستحبّات و مکروهات را رعایت کنید. پس از آنکه مستحبّات و مکروهات انجام دادید واردات قلبی پیش می آید، نوعی استنباط و اجتهاد و ذوق خاصی پیش می آید که باید ونباید های جدیدی (طریقتی) انجام دهید.

یکسری هدایت های که خداوند مخصوص بندگان خواص قرار داده پیش می آید، الهاماتی پیش می آید که سدّهایی که سرراه شماست می فهمید و آنها را برمی دارید (الّذین جاهدوا فی نا لَنهدیّنهم سُبولَنا ).

اینجاست که به نقطه وسط بین یمین و مقربین رسیده اید، خداوند خودش استاد را سر راهتان قرار می دهد ( تا به این نقطه نرسیدید نیاز به استاد ندارید)، موقع آن رسیده است که استاد زیر بال و پرتان را بگیرد تا به سمت مقرّبون( نزدیکان،عارفان) پرواز کنید و زحماتتان بدلیل بی تجربگی به هدر نرود و به ته درّه نیفتید. اینجاست که در ها باز می شود. استاد چراغ راهتان می شود چشمی می شود که شما میتوانید جلوتر خودتان را هم ببینید، راه درست را نشانتان می دهد و چشمانتان را باز می کند. شما هرچه به سمت بالاتر حرکت می کنید احتمال سقوط و افزایش فشارهای شیطانی بیشتر می شود اینجاست که اهمیت وجود استاد در این مراحل آخر نمایان می شود. رفتن در راهی که نمی شناسیم بدون راهنما و استاد خطرناک و بلکه محال است، مثل راه رفتن در تاریکی مطلق است.

«پیر»را بگزین که بی پیراین سفر..هست بس پرآفت وخوف و خطر

هرکه اول مرشدی در راه شد.. او زغولان گمراه و در چاه شد

به می سجاده رنگین کن گرت پیرمغان گوید

که سالک بی خبر نبود ز راه و رسم منزلها

سعی نابرده دراین راه بجائی نرسی

مزد اگر می طلبی طاعت استاد ببر

باید پس از یافتن استاد خود را به سپرد و به او اعتماد کرد و با احترام و تواضع بسیار بدون چون و چرایی سخنان او را جامه عمل پوشاند ( و با فهم اندک خود نفع و ضرر ظاهری را جستجو نکرد). گوش جان سپردن به پندها و راهنمایی های او تنها تشکر از استاد است، و تنها دلیل در اختیار گذاشتن علوم جدیدتر از طرف استاد پیروز شدن در آزمایشات و نیز یافتن استاد در اینکه شاگرد وظایف خود را به نحو احسن انجام داده است می باشد. هیچ گاه بر استاد اعتراضی نکند و همواره با تمام وجود به دروس گوش جان بسپرد و با تحمل تلاش و ریاضت فراوان آنها را موبه مو انجام دهد.

حال چگونه جزء مقرّبین شویم، باید در هر عمل خیر پیشتاز و خط شکن و باشیم و سبقت بگیریم(والسّابقونَ السّابقون).

تذکر: همیشه به علمتان عمل کنید وگرنه خداوند آن علم را از شما می گیرد. سعی کنید در رفتن در این راه از ابتدا تا پایان کاملاً غیرمتظاهر و متواضع باشید ( کسی بویی نبرد که شما سالک راه خدا هستید، خدا اینطوری خیلی دوست دارد) و سعی کنید هیچ گاه غرور وجودتان را نگیرد که طبق تجربه داشته هایتان بر باد خواهد رفت. سعی کنید همیشه رازدار باشید تا خداوند اسرار بیشتری به شما بیاموزد. همواره از نمایش کرامات و نیروهایی که خداوند به سالکان مقرّب می دهد ( از قبیل طی الارض یا کشف شهود) بپرهیزید. هیچ گاه از علم یا از نیروهای خدادای اتان سوء استفاده نکنید چراکه همانجا متوقف خواهید شد و به درجات معنوی والاتر نخواهید شد. چیزهایی بالاتر از رسیدن به نیروهای مافوق وجود دارد ( از قبیل علمهای خاص و یا دیدار اولیاء و ابرار)که خداوند پس از اینکه مشاهده کرد شما ظرفیت لازم را پیدا کردید به شما عطا می نماید.

- امید است این متن راهنما کسانیکه که در آغاز راه هستند و فکر می کنند از همان ابتدا نیاز به استاد دارند، بوده باشد .

اللّهم عجّل لولیّک الحجت بن الحسن

سلام بر کاملترین مخلوق و حجت خدا، حضرت مهدی(عج)

زمان آخرین مطلب این کاربر: 3068روز قبل
شنبه 11/1/1386 - 12:2
رامين الهامي ( تعداد مطالب : 20040 ) ( تعداد نظرات : 2175 )


قال الصادق  عليه السلام :

افضل الاعمال الى الله الصلاة لوقتها، و بر الوالدين والجهاد فى سبيل الله 


بهترين اعمال نزد خداوند، نماز اول وقت است پس از آن نيكى به پدرو مادر، و سپس جهاد در راه خدا است .


(بحارالانوار، ج 74، ص 85)

زمان آخرین مطلب این کاربر: 811روز قبل
شنبه 11/1/1386 - 12:0
  • تعداد رکورد ها : 658423