amir5896 ( تعداد مطالب : 75 ) ( تعداد نظرات : 53 )
  «به نام حضرت دوست»

                          تفاوت ایمان با اسلام  (مؤمن با مسلمان) برگرفته از: اصول کافی

 

   ايمان با اسلام جمع می شود، ولی اسلام با ايمان جمع نشود.

   ايمان شريک اسلام می شود، ولی اسلام شريک ايمان نيست.

   اسلام شهادت به به يگانگی خدا و تصديق رسول خدا(ص) که به سبب آن خونها ازريختن محفوظ ماند و زناشويی وميراث برآن اجرا گردد و جماعت مردم طبق ظاهرش رفتارکنند. ولی ايمان هدايت است و آنچه در دلها ازصفت اسلام پابرجا   می شود و عمل به آن هويدا می گردد، پس ايمان یک درجه ازاسلام بالاتر است. ايمان درظاهر شريک اسلام است ولی اسلام در باطن شريک ايمان نيست.

   ايمان آنست که دردل مستقرشود و بنده رابسوی خدا کشاند و اطاعت خدا و گردن نهادن بفرمانش مصدق آن باشد ولی اسلام گفتار و کردار ظاهری است که تمام فُرق و جماعت مردم آنرا دارند و بوسيله جانها محفوظ می ماند و ميراث پرداخت شود و زناشويی رواگردد و برنماز و زکات و روزه و حج و انفاق و اجتماع کنند، بدان سبب ازکفر خارج گشته، به ايمان منسوب گردند.

   فضيلت مؤمن برمسلم نسبت به اعمال آنها و موجبات تقرّبی است که بسوی خدای عزّوجل دارند.

    مؤمنين اندکه خدا حسنات شان را چندبرابر کند، هرحسنه يی را 70 برابر، اينست فضيلت مؤمن بر مسلم و نيزخدا به اندازه درستی ايمانش و حسنات اورا چندبرابر زيادکند و نسبت به مؤمنين هر خيری که خواهد روا دارد.

    اگرکسی وارد اسلام شود، منسوب به ايمان گشته و از کفر خارج شده است، نه اينکه وارد ايمان هم شده.

    اسلام پيش از ايمان است. چون بنده گناه کبيه یا صغيره ئی راکه خدا ازآن نهی فرموده مرتکب شود، از ايمان خارج شود و اسم ايمان از او برداشته و اسم اسلام بر او گذاشته شود سپس اگر توبه و استغفارکند به خانه ايمان برگردد. و انسان را جز انکار و استحلال بسوی کفر نبرد، آنگاه است که از اسلام و ايمان خارج گشته و درکفر وارد شود.

    اگر مردی وارد کعبه شود و ناگاه بولش بريزد، از کعبه بيرون رود ولی ازحرم بيرون نرود و جامه اش را بشويد و تطهيرکند، آنگاه دخولش در کعبه مانعی ندارد ولی اگر مردی داخل کعبه شود و از روی عناد و ستيزه درانجا بول کند، از کعبه و حرم اخراج شده و گردنش زده می شود.

    از آنچه يقين نداری پيروی مکن زيرا گوش و چشم و دل  همه اينها مسؤلند.

    استعداد و قابليت پذيرش ايمان مختلف است و خدا هرکس را به اندازه استعدادش تکليف کرده و بازخواست می نمايد.

    همانا خدا اجزائی آفريد و آنها را تا 49 جزء رسانيد، سپس هرجزئی را 10 بخش کرد(تا درجمع 490 بخش شد)، آنگاه آنها را ميان مخلوق پخش کرد و به فردی     جزء داد و به ديگری  ، تا به یک جزء کامل رسانيد و به ديگری یک جزء و  داد  و یا یک جزء و ، تا به عالی ترين شان 49 جزء داد.   پس کسی که تنها  جزء دارد ، نمی تواند مانند  جزءدار باشد. اگر مردم می دانستند که خدا اين مخلوق را براين وضع آفريد ، هيچکس ديگری را سرزنش نمی کرد.

    ايمان مانند نردبانی است که 10 پله دارد و مؤمنين پله ای بعداز پله ديگر بالا می روند. پس کسی که در پله دوم است نبايد به آنکه در پله اول است بگويد: توهيچ ايمان نداری تا برسد به دهمی که نهمی نبايد بگويد. کسی که پائين تر ازخودديدی، باملايمت اورا بسوی خود بکشان و چيزی راهم که طاقتش را ندارد براوتحميل مکن که اورا بشکنی زيراکه هرکه مؤمنی را بشکند، براو لازمست جبرانش کند.

   اگر تو درپله دوم و ديگری درپله اول ازعلوم و معارف و اخلاقست ولی استعداد ترقی به پله دوم را دارد، اورا مأيوس و دل شکسته مکن و به مگو:تو قابل نيستی، چيزی نخواهی شد، ثانياً در صدد تعليم و تربيت اوباش، ثالثاً ازاو توقع نداشته باش که در يکروز و باچند جمله به درجه تورسد بلکه بانرمی و ملايمت و آهسته  ازاو دستگيری کن تا به قدر استعدادش ترقی کند رابعاً بدانکه اگر دل مؤمنی را شکستی و اورا از تحصيل معارف دلسرد کردی برتو لازمست که اين شکست راجبران کنی و دوباره به تشويق و ترغيب او پردازی.

    همانا اسلام ، همان تسليم است، و تسليم همان يقين و ِيقين همان تصديق و تصديق همان اقرار و اقرار همان عمل و عمل همان اداء.

    همانا مؤمن دينش رااز رأيش نگرفته، بلکه ازجانب پروردگارش آمدو ازاو گرفته است، همانا مؤمن يقينش در عملش ديده می شود و کافر هم انکارش در عملش ديده می شود.

    مؤمن را سزاوار است دارای 8 خصلت باشد: 1- هنگام شدايد باوقار باشد 2- هنگام بلا شکيبا 3- در فراوانی نعمت سپاسگذار 4- به آنچه خدا روزيش کرده قانع وخرسند باشد 5- بارش بردوستانش نيفکند 6- بخاطر دوستانش متحمل گناه نشود 7- بدنش ازاو در رنج و مشقت باشد (دربسياری عبادت وقصاء حوائج مردم  8- مردم از ناحيه او در آسايش باشند، همانا علم دوست مؤمن است و بردباری وزيرش و عقل و امير سپاهش(یعنی اعضاء و جوارحش به فرمان عقلش رفتار کنند) و مدارا برادرش و احسان پدرش باشد.

    به مردم چيزی کمتر از يقين داده نشد، و شما به پائينترين (نزديکترين) درجه، (اسلام) چسبيده ايد!

    اشخاصیکه دردرجات پائین ایمان باشند خطر ازدست دادن عقاید به آنها نزدیک است.

    خدا هرکه را خواهد بسوی خود برگزیند و هرکه به او بازگردد، بسوی خویش رهبری کند.

    هرکس به دین خدا اقرار کند مسلم است، و کسیکه به امر خدا عمل کند مؤمن است.

    ایمان واقعی عبارتست از: 1- اقرار زیانی 2- عقیدة قلبی 3- اعمال و کردار بدنی.

    حضرت علی(ع) می فرمایند: ایمان چهار پایه دارد: «1- توکل به خدا 2- واگذار کردن اموربه خدا 3- راضی بودن به قضاء خدا  4- تسلیم بودن به امر خدا».

 

    امام باقر(ع) می فرمایند: چهار پایه ایمان عبارتست از: 1- صبر 2- یقین 3- عدل 4- جهاد.

 

    خداوند ایمان را 7 سهم کرد:  1- نیکوکاری 2- راستگوئی  3- یقین  4- رضا  5- وفا  6- علم  7- بردباری.

 

 

            اللّهمَ عَجّل لِوَليّکَ الحُجَة ابنِ الحَسَن. يا قائمَ المَهدی(عَج).

سلام بر بنده و رسول خدا، حضرت محمد (ص)

سلام بر بنده و ولیّ خدا، حضرت علی (ع)

سلام برکاملترین مخلوق و حجت خدا ، حضرت مهدی(عج).

 

Jadeye_tariki@yahoo.com

 

http://nilofare-abi.persianblog.com

http://p-mr-yahyaie.mihanblog.com

 فروردین ماه 1386

زمان آخرین مطلب این کاربر: 2692روز قبل
سه شنبه 14/1/1386 - 9:58
رامين الهامي ( تعداد مطالب : 20040 ) ( تعداد نظرات : 2174 )

قال الصادق عليه السلام :

اذا لقيت الله بالصلوات الخمس المفروضات لم يسالك عما سوى ذلك 


هنگامى كه خداوند را با نماز پنجگانه واجب ملاقات كردى ، سؤ ال از شما نمى شود ؛ مگر از نمازهاى پنجگانه .


(وسائل الشيعه ، ج 3، ص 5)

زمان آخرین مطلب این کاربر: 435روز قبل
سه شنبه 14/1/1386 - 9:56
رامين الهامي ( تعداد مطالب : 20040 ) ( تعداد نظرات : 2174 )

قال رسول الله صلى الله عليه وآله :

المساجد سوق من السواق الاخرة ، قراها المغفرة و تحفتها الجنة


مساجد، بازارى از بازارهاى آخرت است كه در آن بر سفره آمرزش مى نشينند و هديه آن بهشت است .

(بحارالانوار، ج 84، ص 4، مستدرك الوسائل ، ج 1، ص 226).


زمان آخرین مطلب این کاربر: 435روز قبل
سه شنبه 14/1/1386 - 9:54
رامين الهامي ( تعداد مطالب : 20040 ) ( تعداد نظرات : 2174 )

 

سليمان الجعفرى قال سمعته بقول عليه السلام

اذن فى بيتك فانه يطرد الشيطان و يستحب من اجل الصبيان


سليمان جعفرى مى گويد از امام (ع ) شنيدم كه فرمود:

 در خانه خود اذان بگوى تا شيطان از آنجا بگريزد، و مستحب است ، زيرا كودكان به آن ذكر آشنا مى شوند.


(الكافى ، ج 3، ص 311).


زمان آخرین مطلب این کاربر: 435روز قبل
سه شنبه 14/1/1386 - 9:51
amir5896 ( تعداد مطالب : 75 ) ( تعداد نظرات : 53 )
  «به نام حضرت دوست»

« ئی چینگ» (I Ching) یک کتاب مقدّس چینی است و کهن ترین متن  از چین باستان و از شصت و چهار علامت تشکیل شده است، اما بدون شک اجزا اصلی این فلسفه عمیق بیش از 4000 سال عمر دارد. هدف      «یی چینگ» منعکس کردن آن تغییرات و تبدیلات است که بطور مداوم، در تمام سطوح کیهان عمل می کنند حلقه ها و امواج بخت را بوجود می آورند. و ما باید بیاموزیم چگونه بر این امواج سوار شویم، تا مراد مطلوب را بدست آوریم.

 

 

سخنان بزرگان درباره « ئی چینگ »

 

    اگر چند سال بر زندگي من افزوده مي شد، من پنجاه سال آن را به مطالعه ي «ئي چينگ» اختصاص مي دادم، و بدين ترتيب ممكن بود از ارتكاب اشتاباهات فاحش خودداري كنم.

   كنفوسيوس




    من بيشتر از خرد چين الهام گرفته ام، تا از «اوپانيشاد» هاي « ودانتا».   « ئي چينگ» مي تواند زندگي را دگرگون كند.
   هرمان هسه

 


   
من ساعتها مي نشستم، و با دقت در نتيجه ي تفال و تقابل سوالها و جواب ها، شيوه ي « ئي چينگ» را تمرين مي كردم، نتايج شاخصي كه به دست مي آمد، ارتباطي پر معنا با جريان افكارم برقرار مي كرد، براستي كه شيوه ي   « ئي چينگ» كيفيت هاي خاصه ي پنهان را در اشيا و آدميان مي شناسد، و ناخودآگاه آدمي را مي بيند.
   كارل گوستاو يونگ

 

 

 

 

 

معرفی کتاب « یي چينگ جامع ( کتاب تقدیرات - فالنامه و حکمت چینی )»

نوشته : استاد محمّد رضا یحیایی (در دست چاپ)

در این کتاب مطالب « ئي چينگ» بطور جامع ، روان و ساده ، توسط مؤلف ابداع شده است ، تا هر کسی بتواند از آن مطالب استفادۀ لازم را ببرد . « ئي چينگ» یا کتاب تقدیرات ، یکی از قدیمی ترین کتابهای دنیا بوده و بیش از چهار هزار سال عمر دارد . « ئي چينگ» به شخص امکان می دهد تا نیروهایی که بخت را رهبری می کنند ببینند ، و او را از جریانی که در طول زندگی رُخ می دهد آگاه می سازد ، و به او امکان می دهد که با اطمینان پیش برود ، و به او گوشزد می کند که در چه هنگام   می تواند این جریان را به نفع خود بگرداند . « ئي چينگ» کاربردی دیگر هم دارد ، که روشن ساختن دنیای پنهان پشت ظواهر است . « ئي چينگ» نمی گوید چه چیزی رُخ خواهد داد ، بلکه در عوض روشن می کند چرا چیزها بدینگونه هستند ، و روشی را که باید اتخاذ شود پیشنهاد می کند . تصمیم گیری نهایی با خود شخص است ، و نهایتاً خود اوست که فاعل بر بخت خویش است . و شامل مطالب زیر می باشد :

1- تاریخچۀ « ئي چينگ» 2- خِرَد « ئي چينگ» 3- تقویم باستانی چین 4- جدول زمان ، علامت بروج نجومی و ستارۀ هر « شش خطی » 5- تفسیر اصطلاحات مهم 6- مفهوم نمادها و سمبل ها 7- جَهات اربعه و فـُصول 8- اعضای بدن در « ئي چينگ» 10- انواع فال گرفتن با « ئي چينگ» ( روش چوبهای بومادران - روش شش قطعه چوب - روش سه سکه ) 11- خواندن متن های « ئي چينگ» 12- جملات کلیدی در « ئي چينگ» 13- جدول راهنمای « شش خطی » ها 14- فهرست شصت و چهار « شش خطی » 15- توضیح ، تفسیر ، حکم و تصویر شصت و چهار « شش خطی » ها 16- آموزش « ئي چينگ جامع » به زبان ساده ، جهت تفأل .

 

اللّهمَ عَجّل لِوَليّکَ الحُجَة ابنِ الحَسَن. يا قائمَ المَهدی(عَج).

سلام بر بنده و رسول خدا، حضرت محمد (ص)

سلام بر بنده و ولیّ خدا، حضرت علی (ع)

سلام برکاملترین مخلوق و حجت خدا ، حضرت مهدی(عج).

 

Jadeye_tariki@yahoo.com

 

http://nilofare-abi.persianblog.com

http://p-mr-yahyaie.mihanblog.com

 فروردین ماه 1386

زمان آخرین مطلب این کاربر: 2692روز قبل
سه شنبه 14/1/1386 - 9:51
amir5896 ( تعداد مطالب : 75 ) ( تعداد نظرات : 53 )
 

هوالعلي العظيم

هرچند همه اسماء نور واحدند اما احصاء اين نودونه اسم سبب خيرو بركت هر دوجهان است .  اسم مبارك( الله ) اسم ذات خداوند و متجمع جميع صفات كمال و جمال و جلال اوست . هر كس روزي 100 مرتبه بگويد موثر است در رفع تمام مشكلات زندگي.

اسماء خداوند

تعداد

در روز

موثر بودن

اسمــــــاء

خداوند

تعداد

در روز

موثر بودن

ا- الرحمن

100

مورد لطف خدا

2-الرحيم

258

گشايش در كاري

3- رب

هرقدر

به هنگام گرفتاري

4- مالك

1000

تمام حوائج دنياو آخرت

5- احد

13

براي راسخ شدن ايمان

6- صمد

124

رفع هرگرفتاري

7- يامحيط

67

هنگام طلب علم

8- ولي

46

براي جا گرفتن محبت

9- حي

19

شفاي مريض

10- قيوم

156

براي رفع مشكل

11- علي

110

براي اداء قرض

12- عظيم

1002

نجات فوري از قرض

13-حليم

88

آرامش بردباري

14- خبير

100

راه يابي به امر پنهان

15- عليم

150

برخورداري از علم اشراقي

16- حكيم

87

بازشدن دريچه حكمت

17-بصير

101

راهيابي به امور پنهان

18- سميع

180

براي استجابت دعا

19-حميد

62

 رسيدن به اخلاق خدا يي

20- غني

100

جلوگيري از فقر

21- واسع

137

وسعت رزق

22 - رؤف

10

كشيدن دل شخصي بخود

23- بديع

هرقدر

راه يافتن به علوم غريبه

24 -قابض

903

گرفتن حق از غاصب حق

25- باسط

10

جلوگيري از فقر،بخل مرض

26-قريب

312

رفع تمام دشواريها

27-قدير

دروضو

جهت قوت قلب

28 - تواب

30

نجات از وسواس ، شيطان وجن

29- اله

هرقدر

مطيع خدا بودن

30-واحد

10

متوجه كردن دلهابسوي خود

31- شكور

4

بجهت شفاي چشم باوضو

32- غفور

1286

كسي كه معصيت كرده

33- وهاب

14

غني شدن مادي

34- سميع

9

استجابت دعا

35- قائم

151

طولاني شدن عمر

36-شهيد

70

پيداشدن گمشده ازامرپنهان

37- الرقيب

هرقدر

رفع مرض غفلت دل

38-حسيب

80

جهت نظم پيدا كردن

39- العفو

هرقدر

بخشوده شدن گناهان

40- الوكيل

66

رفع شردشمن مصون ماندن خانه

41- مقيت

550

براي شفا

42- محيي

40 روز

 روزي 1740 مرتبه عالم گردد

43-مميت

1470

جهت دفع خصم

44 - نعم

350

جهت رفع حاجت

45- قوي

هرقدر

توانايي انجام كار

46- حفيظ

هرقدر

از شرشيطان- مارو عقرب

47-المجيب

1001

جهت رفع حوائج مهم

48- مجيد

99

شفاي هر درد عزت فرد

اسماء خدا

تعداد

فوائد

اسماء خدا

تعداد

فوائد

49- الودود

77

باز شدن تمام گره ها

50-  باقي

113

طولاني شدن عمر

51-ذوالجلال والاكرام

9

رفع گرفتاري

52-اول

37

بركت پيداكردن مال،كارو

53-آخر

801

حسن عاقبت ،دفع دشمن

54 -ظاهر

1106

ظاهر شدن امري پنهان

55- باطن

62

پي بردن به معناي وجود

56- حق

108

اداي قرض قبل ازاذان صبح

57- مبين

102

وصول به امام زمان

58- نور

256

رفع تاريكيهاي زندگي

59- وارث

1000

رفع ترس رفع سقط جنين

60- صادق

195

رفع كدورت نفس ،دروغ

61- خالق

هرقدر

ثابت ماندن اعتقادات

62- قدوس

170

رسيدن به عرقان

63-سلام

136

شفاي بيمار رفع كدورت

64-مومن

136

وحشت از جن وسواس

65-مهيمن

125

راهيابي به باطن كسي

66- عزيز

94

علوم غريبه- بي نيازي(100)

67- جبار

21

ايمني از شر دشمنان

       جبار

206

خنثي سحر جادو

68- متكبر

662

موجب عظمت ميان مردم

69- مصور

هرقدر

طفلي  زيبا

70- باري ء

213

موجب سالم ماندن بدن

71- منان

141

حضور حق

72- رزاق

308

وسعت در روزي

73- فتاح

70

پاكيزه شدن نفس

74- باعث

100

منور شدن دل- موفقيت

75- هادي

20

هدايت و معرفت به خدا

76- كافي

111

كارمهمي در زندگي

77- كبير

232

برآورده شدن حاجات

78- الشاقي

391

موجب شفاي بيمار

79- منتقم

661

كوبيدن دشمن3شب جمعه

80- الاعلي

111

موافق كردن هر مخالفي

81-كريم

270

ارتباط با عرش

82- لطيف

80

رفع ضيق معيشت

83- خيرالناصرين

1242

غلبه يافتن و پيروزي بردشمن

84- وتر

606

موجب عظمت گوينده

85- كاشف الضر

هرقدر

رفع فقر. غم  . سختي ها

86- فالق

211

پيدا كردن گمشده

87- قاهر

306

غلبه بر دشمن ، رفع غم

88- عدل

4

قبل از دعا

89- فاطر

290

برآوردن كل حوائج

90- بر

202

رهائي از سختيها

91- حفي

98

آگاهي به ضمائر،  محبت

92- وفي

96

مقروضند ونمي تواننداداكنند

93- ديان

5000

موجب صفاي باطن

94- قاضي

            الحا جات

911

برآورده شدن حاجات

95- رائي

221

نوراني شدن دل و چشم

96- ذاريء

911

راهيابي به امور پنهان

97- صانع

211

هركاري بدون نقص باشد

98- غياث

1511

رفع ترس واضطراب دل

99 - جليل

73

عظمت پيداكردن دلها

Jadeye_tariki@yahoo.com

 

http://nilofare-abi.persianblog.com

 http://p-mr-yahyaie.mihanblog.com

فروردین ماه 1386

زمان آخرین مطلب این کاربر: 2692روز قبل
سه شنبه 14/1/1386 - 9:46
amir5896 ( تعداد مطالب : 75 ) ( تعداد نظرات : 53 )
  «به نام حضرت دوست»

برگزيده از قصص قرآن -  مولانامحمد جويري

 

J               مورچه اي كه با حضرت سليمان برخورد كرد از او پرسيد : از خدا چه خواستي ؟ فرمود انگشتري كه همه ملك جهان زير اين انگشتر است ؟ مورچه گفت : از آسمان تا زمين يك پارة سنگ است پس دنيا مقداري نبوده و نيست .  ديگر چه خواستي ؟ فرمود ، باد را بفرمان من كرده؟ مورچه گفت حقتعالي بتو مي نمايد كه وقت مرگ خبر باد بتو داد كه سليماني بشنيد بگريست ؟ پس گفت : اي سليمان اندك چيزي از خدا خواستي اگر چنانچه صبر مي كردي خداي تعالي فرشتگان را بفرمان تو مي كرد چنانكه در آخرالزمان محمد ( ص ) به اينها التفات نكرد و بعد از آن حق تعالي فرشتگان را در فرمان وي كرد . سليمان گفت : دانش تو از كجاست ؟ گفت : سليمان پنداري كه علم جهاني تو داري حق تعالي همه عقل به يك نفر ندهد.پس سليمان تا چهل شبانه روز از محراب بيرون نيامد و تسبيح كرد و گفت : دانستم كه بندة ضعيفم .

J                آصف يكي از همراهان حضرت سليمان بود كه خدا او را عالم خوانده است زبور و توراة نيك مي دانست وبا يك چشم برهم زدن تخت بلقيس را حاضر كرد.

J               روزي باد بساط سليمان را برداشته بر روي هوا مي برد ، سليمان به پائين نگريست مردي ديد كه بيل مي زد وبه سليمان و لشگراو        نمي نگريست ،‌سليمان پائين آمد مرد به نماز ايستاد ،  صبر كرد تا از نماز فارغ شود . گفت : چرا به من التفات نكردي ، عرض كرد اي پيغمبر خدا، من از نظارة خداي تعالي به تو ننگريستم و نمي پردازم و ديگر آن كه عمر من يك ساعت است . آن نفس به نظارة تو نتوانم پرداخت تو نيز چون من عاجزي . پس سليمان به انديشه فرو شد آن مرد گفت : سخن باطل نور دل را ببرد. سليمان بگريست و برفت .

J               اهل سبا : ايشان را دو بوستان با نعمتهاي گوناگون بود. حق تعالي گفت بخوريد و شكر نعمت بجا آوريد ولي آنها علم نداشتند و نعمت را شكر نكردند و بفساد مشغول شدند. ابليس ( لع ) در بين آنها آمد و از آنها خواست كه مال خود را بكسي ندهند تا مالشان زياد شود . آنها چنين كردند يعني اعتقاد كردند كه صدقه و زكوه بكسي ندهند وبا درويشان نكوئي نكنند.  خداوند خواست بوستانها را خراب كند پس موشها انداخت تا سد را خراب كنند . در آنجا مردي به نام اوليس عاقل بود روزي كه به بيرون رفته بود موشها را ديد و فهميد كه عذاب خواهد رسيد ، برگشت وبا برادرش مالها را بفروختند و از آنجا رفتند و ناگاه آن بند خراب شد و آن قوم هلاك شدند ، جزاي هركسي كه ...

J                مسجد اقصي آن است كه داود بنا كرد و مسجد ديگري از آن فراختر سليمان بنا كرد از سنگ مرمر و .. چون اجل او نزديك رسيد مسجد به اتمام رسيد.

J                لقمان حكيم : او به روزگار داود بود و حبشي و عمرش 3500 سال . حق تعالي دو فرشته فرستاد كه پيغمبري خواهي يا حكمت . حكمت را اختيار كرد . گفتند چرا؟ گفت پيغمبري كار عظيم است ترسيدم كه تقصير رود. فرشتگان در دهان او دميدند حكيم شد . يكي گفت : به چه چيز بدين مرتبه رسيدي ؟ گفت : براستي گفتن و امانت بجاي آوردن و آنچه بكار نيايد ترك كردن .

J               روايت شد كه چهار پادشاه بودند كه تمامي دنيا را مسخر گردانيده اند دو مؤمن( سليمان و ذوالقرنين )و دو كافر

              ( بخت النصر و نمردود ).

J               بخت النصر (( حكم كرديم بر بني اسرائيل كه اگر ايشان فساد كنند در زمين وپيغمبران مارا خوار دارند و گردن كشي نمايند يكي را گردن كش تر  بر ايشان گمارم تا همه را هلاك كند . )) نام آن شخص بخت النصر بود. مادر وي اورا بعد از بدنيا آمدن در بوته ها رها كرده بود ولي بوسيله سگي به او شير داده شد تا يكسال . روزي مادر از آنجا گذر كرد و اورا بديد اورا به خانه برد تا 7 سالكي شد به غايت با قوت بود وليكن آبله رو و گربه چشم و بر سرمو نداشت به يك پا لنگ بود وبا اين حال هيچ كودك با وي بر نيامد. بعدها او حاكم  زندانيان شد و روزي همه زندانيان را آزاد و لشگركشي كرد و هركه را مي ديد مي كشت ،‌حتي مادر خودرا كشت . و خود را به بيت المقدس رساند و همه را بجز ارميا و دانيال پيغمبر كه قبلا به فرمان خدا ، امان نامه گرفته بود ند همه را بكشت و در آخر خود نيز اشتباها توسط سربازي كشته      مي شود.

 

J               يحيي(ع) :خداوند زكريا را فرزندي بخشيد. خداوند  او را در قرآن سيد خواند و غير او هيچ پيغمبري را سيد نخواند . او را در كودكي علم داد 4 ساله تورات بياموخت و چون هفت ساله شد يادگرفته بود. هرگاه زكريا از خدا مي گفت يحيي ناله و زاري سر مي داد . علت را از خدا خواست خداوند فرمود خود گفتي فرزندي بده كه شايسته ما باشدو او در فراق ما مي گريد.يحيي بردبار بود وگردنكش نبود آنروز كه يحيي در وجود آمد فرشتگان آمدند بربالين وي و گفتند سلام خدا بتوباد و همچنين روز مرگش عرض كردند سلام خدا بر تو يحيي كه هرگز گناه نكرده و از انديشه ترس خدا شب و روز مي گريست .

J                هنگامي كه بني اسرائيل كينه زكريا گرفتند تا اورا بكشند زكريا برفت قوم در پي او . در راه درختي به او گفت درميان من شو و او نيز اينچنين كرد . ابليس آمد و به آنها گفت :او در ميان درخت است مي توانيد با اره درخت را از بالا تا پائين ببريد. وقتي اره به فرق سر اورسيد، جبرئيل آمد و گفت حق تعالي گفته اگرآه بكشي نام تو را از درجه پيغمبري محو كنم تو ندانستي كه پناه عالم منم ، به درخت پناه بردي . صبركن تا درجه آن بيابي ، لب بر لب نهاد تا آنگاه كه روحش مفارقت كرد . و او را دو نيم كردند .

J               در آن وقت يحيي در مناجات بود مي گفت : ملكا اگر با تو آشنائي كنم برنجاني و اگر بيگانگي كنم بسوزاني و اگر دعوت دوستي كنم بردارم كشي .

J                جرجيس ( ع ) را روز سه شنبه بكشتند ملكي كه نام او  ريان  بود. ريان بت پرست بود قبل از عيسي .   چنين آوردند كه هفتاد مرتبه ريان ، جرجيس را بكشت ، خداوند او را زنده گردانيد.  جرجيس را بدار كردند و شانه آهنين گوشت و پوست از وي مي كندند همه را بسوختند آن سوخته مي گفت الله الله خدا او را بصورت نيكوتر ظاهر گردانيد ، آواز داد كه اي كافر بگو ( لااله الا الله ) ،‌ ريان كافر با اين همه معجزه تا 7 سال او را عذاب كرد . جرجيس به خداوند گفت صبرم نماند مراشهادت روزي كن و عذاب خويش نثارشان كن . آتش از آسمان فرود آمده همه روي بر جرجيس نهادند و با شمشيرميزدند تا شهيد شد و مدتي آتش بر ايشان مي باريد تا همه هلاك شدند.

J                ذوالقرنين :خدا او را پادشاهي داد تمام مشرق و مغرب در دست او بود و كافرين را مي كشت . او براي يافتن چشمه  آبي كه عمر جاودانه يابد براه افتاد و خضر را مقدمه لشگر خود قرارداد . در راه ذوالقرنين و خضر هردو راه را گم كرده بودند.و ازهم جدا بودند . خضر به چشمه آبي رسيد از آن غسل كرد و آب خورد و خدا را شكر كرد وبراه افتاد . ذوالقرنين بجائي رسيد و شخصي را ديد كه به او سنگي داد بقدر سرگربه و گفت تو را بيدار كردم دراين علم بسيار يابي .   اسكندر يا ذوالقرنين برگشت در تاريكي مي راند چهار پائي در ميان سنگلاخ مي گذشت لقمان حكيم گفت هركه از اين سنگ بردارد چون بروشنائي رسد پشيمان گرددو آن كس هم كه برندارد پشيمان گردد. چون بروشنائي رسيدند چنين شد زيرا آن ياقوت احمر و لعل زبر جد بودند بعد از آن ذوالقرنين از علما پرسيد كه در اين سنگ چه حكمت است وزن كردند سنگ ازحد خود زياد تر بود . خضر گفت : معني آن اين است كه خدا تورا از مشرق تا مغرب حكم داد تو سير نشدي اين سخن بشنيد و بگريست وبه طاعت مشغول گشت تا وفات او رسيد.

J               خضر  از براي آن گويند كه چون در زمين خشك نشستي سبز شدي و الياس براي اينكه او را از بسياري علم و دانش كه خدا او را داده بود.  خضر و الياس تا روز قيامت نميرند از بهر آنكه آب زندگاني خوردند و الياس در درياها است تا درماندگانرا ياري كند و كشتي را بسلامت ببرد و خضر در بيابانها و كوهها است تا راه نمايد گمراهان را .

J               عيسي (ع) :  جهودان بيامدند و حصار كردند تا عيسي را هلاك كنند جبرئيل بيامد و عيسي را از سقف خانه بيرون برد و در بيت المعمور نشاند بصورت فرشتگان شد چنانكه بطعام محتاج نشد و پادشاه جهود يكي را در خانه فرستاد نام او اشبوع بود تا عيسي را بكشد چون در خانه آمد ، حق تعالي وي را مثل عيسي گردانيد. جهودان در خانه رفتند و اشبوع را گرفتند و بر دار كردند تا جان از وي برآمد. جبار عالم جل جلاله خبر داد كه مدت 50 سال اشبوع را نعمت دادم و او را قدر و منزلت نبود لكن سبب آن بود كه او را فداي عيسي كنيم و ديگر فرعون را مدت چهارصدسال نعمت دادم و اورا قدر و منزلت نبود ولكن سبب آن بود كه او را فداي موسي كنيم ديگر چهارهزار سال قرباني هابيل را پروريديم ا به وقت قرباني اسماعيل فديه شد و اسماعيل خلاي يافت ، همچنين از براي بندة مؤمن نيز 70 ، 80 سال كافران و جهودان را نعمت دنيا داديم چون بلب دوزخ رسيد ايشان را فداي مؤمنان كنيم و دوزخ فرستيم و مومنان را نجات دهيم .

 

اللّهمَ عَجّل لِوَليّکَ الحُجَة ابنِ الحَسَن. يا قائمَ المَهدی(عَج).

سلام بر بنده و رسول خدا، حضرت محمد (ص)

سلام بر بنده و ولیّ خدا، حضرت علی (ع)

سلام برکاملترین مخلوق و حجت خدا ، حضرت مهدی(عج).

 

Jadeye_tariki@yahoo.com

 

http://nilofare-abi.persianblog.com

http://p-mr-yahyaie.mihanblog.com

 فروردین ماه 1386

زمان آخرین مطلب این کاربر: 2692روز قبل
سه شنبه 14/1/1386 - 9:42
amir5896 ( تعداد مطالب : 75 ) ( تعداد نظرات : 53 )

  به نام حضرت دوست     

 گزیده ای از کتاب «قضاوتهای حضرت امیرالمؤمنین (ع)»

    «قیصر» ملک روم نامه ای بسوی عُمر نوشت و در آن نامه مسائلی پرسش کرد ، عمر نتوانست جواب بگوید . آن را عرض به صحابه کرد هم عاجز از جواب بودند ، علی بن ابی طالب (ع) همه را جواب گفت در کمتر وقتی بدون فکر و تأمل.  سئوالات قیصرملک روم و جواب علی (ع ) :

ü    خبربده مرا از چیزیکه خدا آنرا خلق نکرده ؟  آن چیزی که مخلوق نیست آن قرآن است .

ü    از چیزی که برای خدا نیست ؟  آن شریک باری است که خدا شریک برای او نیست

ü    از چیزی که همهء آن بال است ؟ باد است

ü    از چیزی که همه ء آن دهن است ؟ آتش است

ü    و اما آن چیزی که همهء آن پا است ؟ آن آب است .

ü    و آن چیزی که همه ء آن چشم است ؟  او شمس است

ü    و اما آن پنج چیزی که در رحم مادر نبودند و روی زمین راه رفته اند ؟ آن آدم و حوا و گوسفند ابراهیم که برای فدای اسماعیل آمد و عصای موسی(ع) و ناقهء صالح(ع) .

ü    و آن کسیکه عشیره نداشت ؟ آدم (ع) ابوالبشراست .

ü    آن چیزی که نفس می کشد و روح ندارد ؟ صبح است .

ü    آن چیزی که یک مرتبه پرواز کرد ؟کوه طور بود چون بنی اسرائیل عصیان کردند و بین آنها وارض مقدسه چند روز راه بود خداوند آن کوه را فرمان داد تا از جای کنده شد و دوبال از نور باو داد تا پرواز کرد و بر سر بنی اسر ائیل پره زد موسی (ع) فرمود که اگر توبه نکنید این کوه بر سر شما فرود خواهد آمد چون توبه کردند وقبول حکم تورات نمودند کوه به جای خود برگشت .

ü    و اما مکانی که یک مرتبه آفتاب برآن تابید ؟ قعر رود نیل بود که موسی(ع) عصا را به دریا زد شکافته شد و آفتاب بر ته آن تابید و دیگر نخواهد تابید.

ü    آن درختی که ،سوار تند رو، تا صد سال برود سایه آنرا طی نمی کند ؟ شجره ء طوبی است که از درختهای بهشت است هیچ قصری نیست مگر آنکه شاخهء از آن درخت طوبی در آن قصر است و مثل او مثل خورشید است که یک خورشید و نور آن در همه بلاد تابش دارد .

ü    آن درختیکه بدون آب نمو کرد ؟ آن درختی بود که خدای متعال برای یونس رویانید .

ü    اما غذاء اهل الجنه مثل آن در دنیا ؟  جنین در رحم مادر است که از راه ناف می خورد و می آشامد بزرگ می شود و چیزی از او دفع نمی شود .

ü    ... اما کلید بهشت کلمه لااله الاالله محمد رسول الله( ص )  می باشد .  

نامه به قیصر رسید و گفت بخدا قسم این اجوبه خارج نشده است مگر از خاندان نبوت و رسالت .

 

 

  

     علی متقی در کنزالعمال روایت می کند که دو نفر نصرانی بنزد عُمر بن الخطاب آمدند و گفته اند از برای او بما خبرده از حب و بغض که چه فرق است میان آنها با اینکه معدن آنها یکی است و آن قلب است و بما خبرده از حفظ و فراموشی چه فرق است با اینکه معدن آنها نیز یکی است و چه فرق است بین خوابهایی که راست است و خوابهائیکه دروغ است با اینکه معدن آنها نیز یکی است عُمر بن الخطاب اشاره کرد بحضرت امیرالمؤمنین (ع) گفت : مسائل خود را از این جوان سؤال کن. حضرت فرمود : من ترا جواب گویم .

ü     اما مسئله «حب و بغض» خداوند متعال ارواح را قبل از اجساد به دو هزار سال ایجاد کرد پس در «عالم ذر» هر گاه با هم شناسائی و الفت پیدا کردند در این عالم نیز قلب آنها بهم دیگر مایل می شود و محبت و دوستی بین آنها پیدا می شود و هر گاه در «عالم ذر» این شناسائی و الفت حاصل نشد در این عالم نیز حاصل نخواهد شد.

ü    و اما « حفظ و فراموشی » برای این است که خداوند متعال هنگامیکه فرزندان آدم را خلق کرد برای قلب او پرده ای قرار داد هرگاه آن پرده بالا زده شود آنچه بشنود و بخواند حفظ  و احصی می کند و هرگاه آن پرده روی قلب را بپوشاند او را فراموشی عارض می شود و اگر چیزی را بشنود یا بخواند حفظ نمی کند .

ü    و اما «رؤیای صادقه و کاذبه » این است که خداوند متعال روح را که خلق کرد از برای او سلطانی قرار داد که آن نفس است هنگامی که کسی می خوابد روح بیرون می رود ولی سلطان او که نفس باشد در مرکز خود مستقر است هرگاه روح به جمعی از ملائکه برخورد کرد آنچه را در خواب به بیند راست و صدق است و هر گاه به جمعی از شیاطین و اجنه تصادف کرد آنچه را در خواب به بیند همه احلام و اکاذیب است .  

         آن دو نفر نصرانی که این جوابهای شافی وافی را شنیدند بشرف اسلام مشرف شدند و از آن حضرت مفارقت نکردند تا در جنگ صفین به درجه رفیعه شهادت رسیدند.

 

********

 

     عُمردر هر مسئله که بر او مشکل می شد به علی (ع) رجوع می کرد از آن جمله که یکی از اصحاب که او راحارث بن سنان می گفته اند بین او و بین مردی از انصار مشاجره اتفاق افتاد ...و حارث در خشم شد و بر قیصر ملک روم داخل شد و دین نصارا را اختیار کرد قیصر از کار او تعجب کرد . (و گویند اول کسی بود که به مذهب نصاری گروید و مرتد شد .) قیصر که کاملا کردار و گفتار اسیران و حارث را تحت دقت قرار داده بود در خشم شد و هم و غم و فکر او را فرو گرفت . مجلسی بیاراست و خواص از اساقفه و اعاظم علماء نصاری را در آن مجلس جمع کرد و گفت مکتوبی به امیر آنها عمربن الخطاب بنویس و حال حارث بن سنان تجسس کن و مسائلی ما میگوئیم برای او بنویس اگر آن مسائل را جواب صحیح دادند بدانکه این دین اسلام بر حق است و ....

   عُمر چون نامه را را قرائت کرد و نامه را بدست امیرالمؤمنین(ع) داد و گفت این نامه را جواب بنویسید. حضرت در همان جا قلم و دوات طلبید و نوشت :

از محل و مقام پروردگار ؟ لایخلومنه مکان و مقامه القدره و لیس له مکان .  اما آن رسولی که نه از جن و نه از ملائکه ونه از بشر؟ آن رسول غرابی بود که خدای تعالی او را فرستاد تا با غراب دیگر جنگید و چون آن دیگری را کشت لاشه او را در خاک کرد قابیل از او آموخت و چثه هابیل را در خاک پنهان کرد .

از کسی که وحی به او شد نه از جن و نه از انس و نه از ملائکه ؟زنبور عسل بود که خدای تعالی می فرماید ( و اوحی ربک الی النحل الایۀ) .

  و اما عصای موسی اسمش چه بود؟عصای موسی اسمش  ذائده بود چون هر گاه اژدها می شد بر او زیاد می شد و چون موسی او را در دست می گرفت به حال اول بر می گشت و از درخت عوسج بود جبرئیل او را برای شعیب آورده بود .

   چون نامه بدست قیصر رسید قرائت کرد همه را صحیح دانست . طلبید جماعت خود را و فرمان کرد بروید و اسیران مسلمان را از زندان بیرون بیاورید همه را بیرون آورد و به آنها خلعت بخشید و رها گردانید و حارث بن سنان را گفت تو اگر برگردی به مدینه من همچنان مواجب ترا قطع نمی کنم . گفت اگر مرا پاره پاره کنی و به آتش بسوزانی بر نخواهم گشت و حارث به دین نصرانی مُرد . ملاء الله قبره نارا .

                                         

اللّهمَ عَجّل لِوَليّکَ الحُجَة ابنِ الحَسَن. يا قائمَ المَهدی(عَج).

سلام بر بنده و رسول خدا، حضرت محمد (ص)

سلام بر بنده و ولیّ خدا، حضرت علی (ع)

سلام برکاملترین مخلوق و حجت خدا ، حضرت مهدی(عج).

 

Jadeye_tariki@yahoo.com

 

http://nilofare-abi.persianblog.com

http://p-mr-yahyaie.mihanblog.com

  فروردین ماه 1386

زمان آخرین مطلب این کاربر: 2692روز قبل
سه شنبه 14/1/1386 - 9:36
amir5896 ( تعداد مطالب : 75 ) ( تعداد نظرات : 53 )

  «به نام حضرت دوست» 

                  چگونه کتاب را باید مطالعه کرد؟

 

     1. هم اکنون شمائی که مشغول مطالعه کتاب هستید، معلوماتتان چقدر است؟ و چند کلاس سواد دارید؟

     اگر فوق لیسانس یا دکترا هستید، ممکن است بسیاری از مطالب کتاب را بدانید، با وجوداین یک مرتبه مطالعه کتاب شما را با مسائل جدیدتری آشنا خواهد کرد.

     اگر مهندس، جراح، چشم پزشک، ریاضیدان، فیزیکدان، شیمیدان،اقتصاددان، حقوقدان، استاد یا معلّم و یا معلوماتی دراین حدود دارید، مطالعه یک یا دو مرتبه کتاب برای شما جالب خواهد بود.

     اما اگر معلومات شما در حدود دیپلم یا پائینتر است، بایستی حداقل 2 تا 4 مرتبه کتاب را بخوانید و بعلاوه در موقع لزوم بازهم به برخی از مباحث آن مراجعه کنید.

 

     2. مطالعه کننده خوب کسی است که هنگام مطالعه، عقاید و نظریات خود را اطراف و حواشی صفحات کتاب بنویسد. زیر مطالب مهم خط قرمز ( به رنگی متفاوت از رنگ نوشته های کتاب) بکشد. کسانیکه از ترس کثیف شدن کتاب حواشی کتاب را نمی نویسند و زیر مطالب مهم خط نمی کشند اشتباه می کنند. شما هم اکنون خودکار قرمزی بدست گیرید، عقاید و افکار و نظریات خود را که ضمن مطالعه به مغزتان خطور می کند، در حاشیه بالا و زیرکتاب بنویسید، زیر مطالب و جملاتی که بنظرتان جالب و مهم می آید خط قرمز بکشید. هنگام مطالعه کتاب مطالب تازه ای ازنظر شما می گذرد، موضوعات نو، فکر و ابتکار و اختراع جدیدتری مانند جرقه از نظرتان می گذرد، چنانچه درهمان موقع و لحظه فوراً آن مطلب و نکات را یادداشت نکنید، ممکن است ازخاطرتان برود و فراموش شود، و هیچگاه دیگر بیادتان نیاید.

 

     3. معانی لغات، اصطلاحات و موضوعات و مطالبی را که نمی دانید یادداشت کنید و از افراد باسوادتر بپرسید، افکار و عقاید خود را هرچقدر هم بنظر خودتان غلط و نادرست آمد بازهم نترسید، بحث و گفتگو کنید، در بحث زود قانع نشوید، بیشتر فکر کنید، بیشتر جواب و سؤال پیدا کنید، اگر در اولین جلسه بحث جوابی را پیدا نکردید، روز یا روزهای دیگر مغز شما که شبیه ماشین حساب خودکار است جواب آنرا به شما خواهد گفت.

 

     4. هنگام مطالعه تمام اعضاء بدن خود را شُل کنید، شل و راحت نشستن دو فایده دارد، یکی اینکه دیرتر از مطالعه خسته می شوید، دوم اینکه فکر شما بهتر کار خواهد کرد، پس برای اینکار مانند گربه که هنگام خوابیدن خود را شُل و آزاد رها می کند، شما هم خود را روی صندلی یا روی زمین شل و آزاد رها کنید؛ بازوها، دستها، پاها، شکم و کمر خود را کاملا شل  کنید و به وضع کاملا راحتی بنشینید، چند دقیقه چشمهای خود را ببندید و پوست صورت خود را هم شُل کنید.

 

     5. اگر هنگام مطالعه در جای ساکت و تنها باشید بهتراست، زیرا شلوغی و سروصدا حواس تان را پرت خواهد کرد، البته هستند کسانیکه در جای شلوغ قادر به مطالعه هستند.

 

     6. گاهی اوقات در قسمتی ازمطالب کتابها، خلاصه ای از یک کتاب 300 صفحه ای را در چند صفحه آورده اند، اگر شما وقت بیشتری دارید به کتابهائی که در زیرنویس صفحه یا در فهرست منابع ( که معمولاً درآخر کتاب آورده می شود) مراجعه کنید و آن کتابها را نیز مطالعه نمائید.

 

اللّهمَ عَجّل لِوَليّکَ الحُجَة ابنِ الحَسَن. يا قائمَ المَهدی(عَج).

سلام بر بنده و رسول خدا، حضرت محمد (ص)

سلام بر بنده و ولیّ خدا، حضرت علی (ع)

سلام برکاملترین مخلوق و حجت خدا ، حضرت مهدی(عج).

 

Jadeye_tariki@yahoo.com

 

http://nilofare-abi.persianblog.com

http://p-mr-yahyaie.mihanblog.com

  فروردین ماه 1386

زمان آخرین مطلب این کاربر: 2692روز قبل
سه شنبه 14/1/1386 - 9:35
amir5896 ( تعداد مطالب : 75 ) ( تعداد نظرات : 53 )

  «به نام حضرت دوست»       

 برگرفته ازکتاب: بهشت و حوریان بهشتی ، ناشر: شمیم گل نرگس.

حور جمع حوراء است و حوراء به دخترجوان و باکره و سفيد و بسيار زيبا و سياه چشم گفته می شود که دارای پستانهای بسيار زيبايی که گرد و تازه رسيده و کمی برآمده اند می باشند.

قرآن می فرمايد:

    ﴿ (برای پرهيزگاران)، دخترانی بسيار جوان و هم سنّ وسال و جامهايی لبريز و پياپی(ازشراب طهور)  . (سوره نبأ، آیه 33)

  ﴿ (بهشتيان) همسرانی از حورالعين (سياه چشم وبسيارزيبا) دارند همچون مرواريد درصدف پنهان. اينها پادشی است که در برابر اعمال که انجام می دادند. (سوره واقعه آیه 22)

  ﴿نزد بهشتيان همسرانی زيباچشم است که جز به شوهران خود عشق نمی ورزند، گويی(ازلطافت وسفيدی)همچون تخم مرغهايی هستندکه (درزير بال وپرمرغ) پنهان مانده (و دست انسانی هرگز آنرا لمس نکرده است ونزديکی نکرده است). (سوره صافات،آیه 48)

 

     پيامبراکرم(ص) فرمودند: «همانا بهشتيان به چيزی بيشتراز نکاح اشتها ندارند و لذت نمی برند».  (کتاب لثالی، ص 503)

      درحديثی بدين مضمون آمده است که:«بهترين چيزهايی که مردم در دنيا وآخرت ازآنها لذّت می برند، لذت آميزش و بهره برداری از زنان می باشد». (کتاب وسائل، جلد14، ص 468)

 

  «(دربهشت)توان بدنی انسان درکاميابی از زنان به اندازه صد نفر می گردد». (کتاب کنزالعمال، جلد14، ص 468)

  حضرت علی(ع) فرمودند: «هريک ازآن حوريان، هفتاد حلّه پوشيده اند و سفيدی ساق ايشان از زير هفتاد حلّه معلوم است. از جماع باهريک ازآن حوريان لذّت صد مرد را می يابد که هريک چهل سال خواهش مجامعت داشته باشندو برايشان ميسّرنشده باشد». (بحارالانوار،ج 8، ح 205)

  درجای ديگرحضرت علی(ع)فرمودند: «پس آن مؤمن با قوّت صد جوان باآن حوری جماع کند و يک معانقه با او هفتادسال طول می کشد.  مؤمن متحيّر می باشد که نظر به کدام عضو حوری بکند، بر روی او يا برپُشت او  يا بر ساق او. برهرعضو اوکه نگاه می کند از شدّت نور وصفا، روی خودرا درآن مشاهده می نمايد. پس دراين حال زن ديگری براو مشرف ميگردد که خوشروتر و خوشبويتر از اوّلی است». (بحارالانوار،ج 8، ح 205)

  حضرت اميرالمؤمنين(ع) فرمودند: «هيچ مؤمنی داخل بهشت نمی شود مگر آنکه خداوندِغنیّ ، پانصد حوری به او عطا می فرمايدکه با هر حوری هفتاد غلام وهفتاد کنيز نيز می باشدکه هريک مانند لؤلؤ منثور و لؤلؤ مکنون می باشند». (بحارالانوار،ج 8، ح 205)

  رسول اکرم(ص) می فرمايد: «حوری از خيمه خود بيرون آيدو روی به تخت مؤمن بخرامد و چون به نزد مؤمن می آيد با پانصد سال ازسالهای دنيا همديگر را می بوسند که برای هيچ کدامشان ، خستگی و ملال حاصل نمی گردد».

  امام صادق(ع) فرمودند: « زنانِ بهشت حسد نمی برند و حائض نمی شوند و بدخويی نمی کنند».

  رسول اکرم(ص) فرمودند: «هرمؤمنی را هفتاد زوجه از حوران می دهند و چهار زن از آدميان، که ساعتی با حوريّه صحبت می دارد و ساعتی با زن دنيا و ساعتی باخود خلوت می کند و بر کُرسيها تکيه زده اند و بايکديگر صحبت می دارند». (بحارالانوار،ج 8، ص 157، ح 98)

 

اللّهمَ عَجّل لِوَليّکَ الحُجَة ابنِ الحَسَن. يا قائمَ المَهدی(عَج).

سلام بر بنده و رسول خدا، حضرت محمد (ص)

سلام بر بنده و ولیّ خدا، حضرت علی (ع)

سلام برکاملترین مخلوق و حجت خدا ، حضرت مهدی(عج).

 

Jadeye_tariki@yahoo.com

http://nilofare-abi.persianblog.com

http://p-mr-yahyaie.mihanblog.com

فروردین ماه 1386  خورشیدی

زمان آخرین مطلب این کاربر: 2692روز قبل
سه شنبه 14/1/1386 - 9:33
  • تعداد رکورد ها : 649957