تعداد مطالب : 1227
تعداد نظرات : 535
زمان آخرین مطلب : 2999روز قبل

همه‌ساله در اروپا 60 هزار کودک در سوانح رانندگی مجروح و 750 نفر کشته می‌شوند. در بیشتر موارد نیز دلیل زخمی یا کشته شدن کودکان استفاده نکردن از کمربند ایمنی یا صندلی متناسب با وزن و سن آنهاست. در یک تصادف احتمال پرت شدن کودکان از صندلی عقب به سمت شیشه در مقایسه با افراد بزرگسال 6 تا 7 برابر است و حتی اگر کودکان پرت نشوند احتمال گیر کردن آنها بین دو صندلی بسیار زیاد است. صندلی اتومبیل مخصوص کودکان این امکان را فراهم می‌آورد که در موقع ترمز شدید احتمال صدمه دیدن کودکان به حداقل برسد...


هنگام خرید صندلی اتومبیل کودک باید برچسب آن را نگاه کرده و صندلی مناسب وزن کودک را انتخاب کرد. بین 0 تا 3 سالگی صندلی‌ها این‌گونه تقسیم‌بندی می‌شوند:


• گروه 0 مناسب از زمان تولد تا زمانی که وزن کودک به 10 کیلوگرم برسد.


• گروه 0+ مناسب از زمان تولد تا زمانی که وزن کودک به 13 کیلوگرم برسد.


• گروه 1 مناسب برای کودکانی با وزن 9 تا 17 کیلوگرم


• گروه 2 و 3 مناسب برای کودکانی با وزن 15 تا 25 کیلوگرم و 25 تا 36 کیلوگرم


توجه کنید که روی برچسب صندلی علامت «universal» نوشته شده باشد. بودن این علامت یعنی صندلی برای انواع اتومبیل‌‌ها مناسب است. تا 9 ماهگی بسیار مهم است صندلی‌ای را انتخاب کنید که از گردن و سر کودک محافظت کند و به همین دلیل بهتر است صندلی گروه 0 را انتخاب کنید. بهترین مکان برای قرار دادن صندلی کودک، صندلی پشت اتومبیل است اما اگر می‌خواهید کودک‌تان را ببینید در صورتی که اتومبیل شما مجهز به ایربگ یا کیسه هوا نباشد می‌توانید او را روی صندلی جلو نیز بگذارید. مراقب باشید زیرا اگر اتومبیل کیسه هوا داشته باشد، در حین تصادف احتمال خفه شدن کودک شما وقتی در صندلی جلو باشد، بسیار زیاد است. در حال حاضر صندلی‌های پیشرفته‌‌ای وارد بازار شده است که سیستم رگلاژ داشته و قابل تنظیم برای هر سنی است. قیمت این نوع صندلی‌ها بالاتر از انواع کلاسیک است اما از آنجا که برای هر سنی مناسب است درنهایت در هزینه‌ها صرفه‌جویی می‌کند. در ضمن این صندلی‌ها به شکل سبد نوزاد هم درمی‌آیند و در دوران نوزادی می‌توان از آنها هم به عنوان سبد حمل و هم به عنوان صندلی مخصوص اتومبیل استفاده کرد.

4 نکته مهم در انتخاب صندلی کودک


1 حتما صندلی‌ای انتخاب کنید که علامت استاندارد داشته باشد.علامت E نیز در محصولات خارجی نشانه تست شدن آنهاست.


2 از خرید صندلی‌های دست دوم خودداری کنید، حتی اگر فروشنده بگوید که مدت کوتاهی از آن استفاده کرده است. فراموش نکنید که این صندلی ایمنی کودک شما را تضمین می‌کند.


3 بعد از تصادف صندلی را تعویض کنید. این احتمال وجود دارد که صندلی دچار صدماتی شده باشد که با چشم قابل دیدن نباشد و در نتیجه در تصادف بعدی موثر عمل نکند.


4 اگر مدام در حال تعویض صندلی از یک اتومبیل به اتومبیل دیگر هستید، انواعی را انتخاب کنید که آسان باز و بسته می‌شوند.

کودک و صندلی غذا


نشاندن کودک سر میز غذا در کنار دیگر اعضای خانواده برای راه یافتن وی به دنیای بزرگسالان خوب است اما چندان کار عاقلانه و ایمنی نیست. ممکن است کودک از روی صندلی بیفتد و دچار آسیب شود. آمار نشان می‌دهد از هر 10 کودکی که به بیمارستان آورده می‌شوند، 2 نفر از روی صندلی افتاده‌اند. به محض آنکه کودکان قدرت نشستن پیدا می‌کنند، یعنی تقریبا از 6 تا 8 ماهگی دوست دارند در تمامی فعالیت‌ها همراه اعضای خانواده باشند. صندلی مخصوص غذا خوردن برای کودکان 6 ماهه تا 2 تا 3 ساله مناسب است. صندلی‌ها در سه جنس، چوبی، فلزی و پلاستیکی موجود است. انواع چوبی، غیرقابل تغییر و کمی ناراحت است اما به هر حال محکم بوده و دیرتر خراب می‌شوند. استفاده از یک تشکچه روی صندلی حتما توصیه می‌شود. انواع فلزی و پلاستیکی بهترند چون راحت‌تر جا به جا شده و نگهداری آنها ساده‌تر است. اما به هر حال جدا از جنس صندلی‌ها انواع ارگونومیک مناسب‏تر است که مناسب قد کودکان طراحی شده است و بلندی آنها نیز قابل تنظیم است و در ضمن چون تجهیزات آن قابل جدا شدن است جمع کردن و نگهداری آن نیز آسان است. در کل هر نوعی را که انتخاب می‌کنید باید توجه داشته باشید که تا چه حد ایمن و قابل استفاده است. صندلی باید ثابت بوده و تعادل داشته باشد و کفی آن به اندازه کافی راحت و پهن باشد. پشتی صندلی باید به اندازه‌ای بلند باشد که سر کودک را حفظ کند. جا پایی از جمله اجزای ضروری هر صندلی است و به کودک این امکان را می‌دهد در عین حفظ تعادل به راحتی بتواند بالا یا پایین بیاید. حتما موقع خرید کودک را همراه‌تان ببرید و او را روی صندلی بنشانید تا کاملا از مناسب بودن آن مطمئن شوید. نکته دیگر اینکه صندلی را در خانه در جایی قرار دهید که جلوی چشم‌تان باشد و اگر کودک‌تان از آن بالا رفت او را ببینید. برای مدت طولانی هم کودک را روی صندلی ننشانید چون کمر او به اندازه کافی ماهیچه‌ای نشده است.
بازار بچگانه
با تولد کودک، شادی به خانه می‌آید. والدین و اطرافیان و دوستان تلاش می‌کنند مایحتاج کودک را فراهم کنند. از میان وسایلی که برای کودک خریداری می‌شود برخی وسایل در اولویت قرار دارند و برای حفظ سلامت و ایمنی ضروری‌ترند. اگر شما هم کودکی در خانه دارید، بد نیست نگاهی به فهرست زیر بیندازید تا با چشم‌های باز، سری به بازار بزنید.

1 کالسکه: کالسکه کودک وسیله‏ای است که هنگام بیرون رفتن به کمک‌تان می‌آید. کالسکه‌ها انواع گوناگونی دارند اما باز هم جدای مدل، ایمنی است که حرف اول را می‌زند. نشیمنگاه کالسکه باید ثابت، به اندازه کافی سفت و مقاوم باشد. ترجیحا بهتر است قد کالسکه کمی بلند باشد. موقع خرید به وزن کودک، کیفیت پارچه و سیستم توقف و حرکت کالسکه دقت کنید. انتخاب کالسکه‌های پلاستیکی با پارچه‌های نامرغوب توصیه نمی‌شود. بهتر است هزینه بیشتری صرف کرده و در عوض کالسکه باکیفیت، ایمن و مناسبی بخرید.


2 جای دارو: کودکان کنجکاوند، پس اگر در خانه بچه دارید، داروها را از گوشه و کنار خانه جمع کرده و همگی را در جایی دور از دسترس کودکان نگه دارید. بهترین کار تهیه جایگاه‌های مخصوص داروست. این جایگاه‌ها باید در ناحیه‌ای دور از دست کودکان و بالای دیوار قرار بگیرد. ترجیحا بهتر است این جایگاه‌ها قفل ایمنی داشته باشند. کودکان به قوطی قرص‏های رنگی به چشم یک قوطی آب‌نبات نگاه می‌کنند و ممکن است راحت چند قرص را با هم ببلعند و دچار مسمومیت شوند.


3 محافظ پریز: پریزها یکی ار نقاط خطر در خانه‌اند. اگر کودکی در خانه دارید، حتما محافظ پریز تهیه کنید چون کودک ممکن است میله یا وسایل فلزی یا حتی انگشت‌اش را درون سوراخ‌های پریز کند و دچار برق‌گرفتگی شود. برای پیشگیری از این مشکل توصیه می‏شود تمام پریزها را با استفاده از محافظ‏های پلاستیکی پریز بپوشانید

                                                من روبانظرخودتون سرافرازکنید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
شنبه 7/9/1388 - 14:8

باسلام

خجالت عبارت است از اضطراب و نگرانی در محیط‌های اجتماعی به شركت در تعاملات اجتماعی‌.
همچنین به معنای صحبت نكردن كودكان در مقابل دیگران و حتی در زمانی كه از آنها به‌طور مستقیم سؤال می‌شود‌.

آنها در هیچ مسابقه و فعالیتی شركت نمی‌كنند و یا به مكان‌هایی مثل زمین بازی مدرسه نمی‌روند مگر اینكه از طرف یكی از والدین و یا دوستان نزدیك مورد حمایت قرار بگیرند.
حس‌كمرویی در كودكان می‌تواند موجب خجالت زدگی آنها از طریق جلب توجه عموم شود ( حتی اگر این جلب توجه خوب باشد).

بسیاری از كودكان در بعضی از موقعیت‌ها نظیر مهدكودك و یا پیش دبستانی خجالتی هستند. یك شخصیت درون‌گرا ،خود به تنهایی مشكلی به‌وجود نمی‌آورد اما زمانی یك رفتار خجالتی می‌تواند آزار‌دهنده باشد كه او را از داشتن دوست‌، شركت در بازی و دیگر فرصت‌های یادگیری دور می‌كند كه این خود می‌تواند مشكل‌ساز باشد.

عوامل خجالت

تحقیقات نشان می‌دهد كه میل به كمرویی ممكن است ژنتیكی باشد‌. با توجه به تحقیقات انجام‌شده در دانشگاه هاروارد در رابطه با نوزادان، متوجه شدند كه 15 تا 20 درصد نوزادان تازه به دنیا آمده در این محیط جدید ساكت‌، هشیار و آرام هستند. با این وجود، حدود
 25 درصد از این نوزادان نوجوانان خجالتی نمی‌شوند‌ در حالی‌كه بعضی از نوجوانان خجالتی‌، كودكی پر شور و نشاطی داشتند.

گفته می‌شود محیط یك كودك عامل مهمی است در اینكه او یك نوجوان خجالتی بشود یا نه! میل به كمرویی و یا خجالتی بودن با توجه به شرایط خانه نظیر بی‌ثباتی در تربیت فرزند‌، اختلافات خانوادگی، انتقاد تند و‌اقتدار خواهر و برادر بیشتر خواهد شد.

به فرزند خجالتی خود كمك كنید

والدینی كه فرزندان خود رابه‌نحوی، قبول دارند و از آنها حمایت می‌كنندتا بدون آنكه خیلی برای آنها مفید واقع شوند به آنها كمك می‌كنند ‌تا در تعاملات اجتماعی خود راحت برخوردكنند.

تجربه یك موفقیت در بعضی از موقعیت‌های اجتماعی موجب تشویق كودك در موقعیت‌های مشابه آتی می‌شود. دست‌انداختن و مسخره كردن یك كودك‌، بیان كردن عقاید و احساساتش‌، بر چسب خجالتی بر او زدنف و تحمیل ارتباطات اجتماعی چاره ساز نخواهد بود.

اما روش‌های مفیدی برای كمك به پدر و مادر‌ها وجود دارد‌؛ قدردانی‌تان را از كودك خود برای كسی كه هست بیان كنید. بچه‌های خجالتی اغلب شنونده‌های خوبی هستند و نسبت به دیگران كمتر پرخاشگری می‌كنند‌. بیشتر كودكانی كه زمان خود را صرف بازی كردن با خود می‌كنند هم به والدینشان نزدیك‌اند و هم دوستان صادق و باوفایی هستند.

از فرزند خود در محیط‌های ناآشنا حمایت كنید‌. تنهایش نگذارید و اجازه بدهید قبل از شركت كردن در جمع آن را به‌دقت بررسی كند‌.

با كودك خود نمایش بازی كنید‌. گفتن و انجام دادن كارهایی كه برای او سخت به‌نظر می‌رسد را با او تمرین كنید.

فعالیت‌هایی را مشخص كنید كه فرزند شما از عهده آن بر‌می‌آید‌.

كمكشان كنید تا كارهایی را در زمانی كه افراد خانواده و یا دوستان دور هم هستند انجام دهند، مثلاً او می‌تواند نشان دهد كه مهمانان لباسشان را كجا قرار دهند و یا دستمال سفره‌ها را روی میز بچیند.

او را تشویق به پیدا كردن اسباب بازی‌ها برای بچه‌های كوچك‌تر كنید تا نشان بدهد اینكه چطور می‌توان با قطعات پازل خانه‌سازی‌ كرد. در این صورت او اعتماد به نفس بیشتری در رابطه با بچه‌های كوچك‌تر پیدا می‌كند.

اجازه بدهید فرزندتان برخی مسائلش را خودش حل كند حتی اگر به سختی آن را انجام دهد، اطمینان خود را از توانایی فرزندتان برای سروكله زدن با مشكلات و پیدا كردن راه حل‌اش اظهار كنید‌.

هنگامی كه فرزندتان در یك موقعیت اجتماعی موفق می‌شود به آن توجه كنید و نظر بدهید.

هم به کودک خودنظردهیدوهم به من؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

شنبه 7/9/1388 - 14:6

گاهی مواقع یك اثر هنری تاثیری به‌مراتب فراتر از متن دارد و حتی در ترویج یك ایدئولوژی می‌تواند بسیار مؤثر‌تر از آموزش‌های مستقیم عمل كند.
 این اثر اگر در حوزه سینما باشد با توجه به بضاعت تصویری و نمایشی و تاثیرآفرینی بیشتر این رسانه نسبت به دیگر رسانه‌ها، تاثیری به‌مراتب فراتر و طولانی‌تر بر مخاطب می‌گذارد.

این مقدمه آمد تا به فیلم كتاب قانون برسیم. آخرین ساخته سینمایی مازیار میری یك اثر سینمایی دقیق و تاثیرگذار است كه سعی دارد با بیانی دیگر (و شاید سال‌ها فراموش شده)، بیانگر ناگفته‌هایی باشد. گرچه در متن فیلم، نسبت به ضعف‌های فرهنگی جامعه امروز ایران اغراق فراوان و بزرگنمایی صورت گرفته است،‌اما فیلم با این رویه و تاكید بر جزئیات فراوان، می‌خواهد روشن ‌كندكه تمامی مشكلات جامعه ما از اسلام نیست بلكه از مسلمانی ماست.

كتاب قانون با مقدمه‌ای شبیه به حاجی واشنگتن آغاز می‌شود؛ یك گروه ایرانی برای مذاكراتی كه محتوای آن شاید تاثیرچندانی در درام ندارد عازم لبنان می‌شوند. این مقدمه ابتدا باعث پیش داوری می‌شود كه شاید با اثری با درونمایه كمدی موقعیت از تقابل دو فرهنگ متفاوت روبه‌رو هستیم اما فیلم در این سطح متوقف نمی‌ماند و شخصیتی واقعی به نام ژولیت را می‌آفریند كه با رفتارهای خود و بهره‌گیری از كتاب قانون (قرآن كریم) ما را به فكر وامی‌دارد.

فیلم از واقعیت بهره‌ای نمادین و سمبلیك می‌گیرد و شخصیتی نمادین كه شاید فطرت پاك درون همگی ما انسان‌هاست در یك سیر و سلوك بیرونی كه از تحول درونی نشأت گرفته، توجه ما را به مفاهیمی جلب می‌كند كه سال‌ها از آن غافل مانده‌ایم و این چنین است كه تاثیری فرامتنی می‌آفریند و شاید لازمه سینمای دینی نیز همین نگرش غیرمستقیم به مفاهیم است و از این رو می‌توان گفت كتاب قانون می‌خواهد در حوزه سینمای دینی الگو‌سازی‌ كند، اما نمی‌توان مطمئن بود كه این شیوه الگوسازی، پیامدهایی منفی در شكل‌گیری ذهنیت منفی نسبت به فرهنگ خودی در مخاطب ایجاد نكند، به ویژه اینكه به وجوه مثبت و ارزشمند فرهنگ جامعه ایران امروز نپرداخته است.

فیلم، داستان مردی به نام رحمان با بازی پرویز پرستویی را به تصویر می‌كشد كه در جریان یك سفر به كشور لبنان عاشق دختری به نام ژولیت می‌شود. وی به ایران بازمی‌گردد اما در ادامه با مراجعت به لبنان درك می‌كند كه این دختر مسلمان شده و به آمنه تغییر نام داده است. آن دو ازدواج كرده و به ایران می‌آیند اما تاكید این دختر بر مفاهیم قرآن در جامعه فعلی ایران، با عكس‌العمل‌هایی روبه‌رو می‌شود.

كتاب قانون،  فیلم جزئیات است و برای پلان به پلان آن و تاثیر این معادلات در پازل نهایی فكر شده و این جزئی‌نگری حاصل حضور یكی از كارگردانان و نویسنده‌های برجسته تئاتر كشور یعنی محمد رحمانیان در نگارش فیلمنامه است. رحمانیان همه نشانه‌های این درام را برای تحول شخصیت‌ها فراهم كرده است و در نهایت وقتی ژولیت با آن سادگی فطری گم می‌شود،  مخاطب به همراه دیگر شخصیت‌ها به‌دنبال گمشده خود می‌گردد و شاید این گمشده همان كتاب قانون باشد.

فیلم با بیانی اجتماعی می‌خواهد به ما بفهماند كه چقدر از شریعتمان فاصله گرفته‌ایم‌ و  برای مثال كم فروشی و غیبت لازمه زندگی ما شده و وقتی قبح آنها از طریق رجوع ژولیت به قرآن برای ما روشن می‌شود،  بسیار هراسناك و غیرقابل‌قبول است و شاید آن را پس زنیم. اما با وجدان خود چه می‌توان كرد؟فیلم انسان‌ها را به‌صورت عریان در مقابل وجدانشان قرار می‌دهد.

شاید نتوان در یك نقد و یادداشت كوتاه همه خوب و بد مطلب را درخصوص كتاب قانون بیان كرد اما   می‌توان بخشی از خصوصیات  مثبت و منفی این فیلم را بازگو كرد. فیلم موقعیتی گروتسك دارد (یعنی طنزی زهردار) و كلانشهر سیاهی را نشان می‌دهد كه به اندازه نفر به نفر آنها تعبیر از شریعت وجود دارد اما تعابیر اصلی در پس زمینه مانده‌اند. فیلم فارغ از جنبه‌های روایی،  یعنی با روایت دانای كل با دو شخصیت‌محوری (رحمان و ژولیت) تاثیری فرامتنی می‌آفریند. گاه با روایت خطی خود، گاهی نیز در ساختار معنا می‌آفریند. از گمگشتگی شخصیت در دنیای بی‌رحم پیرامون در غزه یا گریه شبانه در كنار درخت حیاط یا دیگر نشانه‌ها همه تاثیری فرامتنی دارند و همه اینها بر كارگردانی خوب مازیار میری كه پیش از این نیز تبحر خود را در فیلم‌های «به سادگی» و «پاداش سكوت» نشان داده بود تاكید می‌كند.

در واقع فیلم برای ارائه محتوا دچار لكنت نمی‌شود بلكه ابتدا داستان خود را روایت می‌كند تا مخاطب از طریق این داستان به محتوای اثر پی ببرد و ریتم سریع حوادث و چینش مناسب آنها، در نهایت فیلم را به هدف نهایی خود یعنی مراجعه به فطرت می‌رساند و دلیل مهم بودن این فیلم نیز همین است؛ یعنی برخلاف بسیاری از فیلم‌های مذهبی و معناگرا، سعی ندارد به‌صورت گل درشت خود را معناگرا بنمایاند بلكه این اتفاق از طریق درام افتاده است.كتاب قانون اگر چه همان‌طوری‌كه تاكید شد ساختار منسجمی دارد یعنی به‌خوبی تمییز شخصیت ژولیت با دیگران و تفاوت فضای فكری و ذهنی این دو بخش دیده می‌شود اما بیشترین لطمه روایت خود را از تاكید ویژه بر سمبلیك بودن خورده و این شاید در میزان باورپذیری مخاطب نقش داشته باشد. 

اینكه همه مردان ایرانی شبیه به رحمان باشند و نقش همه را پرویز پرستویی بازی كند شاید ایده جدیدی باشد اما هم‌راستا با بطن دراماتیك تقریبا واقعیت گرای فیلم نیست یا تاكیدی غلوآمیز بر طنز رنگ و رو رفته اهدای هدایای هیات ایرانی به گروه خارجی،  بیشتر فانتری می‌نماید تا واقعی و این دو بخش از میزان تاثیرگذاری روایت بسیار خوب كتاب قانون می‌كاهد. در واقع كتاب قانون اگر این دو رویه را در روایت خود تزریق نمی‌كرد و بر همان موقعیت محوری خود تاكید داشت می‌توانست آن را گونه‌ای موثر از  فیلم دینی دانست،  اما فارغ از این مشكلات باز هم كتاب قانون فیلم قابل تامل و تاثیرگذاری است.

  
 




لطفانظرهم بدید؟؟؟؟؟؟

شنبه 7/9/1388 - 14:3

براساس نتایج تحقیقات، ویتامین‌ها، مواد مغذی، آنتی‌اکسیدان‌ها و دیگر ذخایر غذایی به طور مستقیم روی پوست تاثیر می‌گذارند و پوست از غذاهایی که می‌خوریم بسیار تاثیرپذیر است. ویتامین های موثر در فعالیت‌ پوست، ویتامین C، E، K و B کمپلکس هستند...

ویتامین C و E به کاهش آسیب رادیکال‌های آزادی که در اثر نورخورشید، سیگار کشیدن و ... ایجاد می‌شود، کمک می‌کنند. رادیکال‌های آزاد، کلاژن، الاستین و فیبرهای حمایت‌کننده در ساختمان پوست را تخریب کرده و باعث چین و چروک و علایم پیری می‌شوند.


ویتامین‌ها بخشی از کل غذاهای دریافتی ما هستند و برای متابولیسم و عملکرد فیزیولوژی آن ضروری می‌باشند، البته این به آن معنی نیست که ویتامین به خصوصی وجود ندارد که برای پوست مفید باشد. ویتامین‌ها نیز مثل هورمون‌ها اندازه مشخصی دارند و نباید از حد معمول متجاوز شود.


ویتامین C می‌تواند به لایه‌های پوست نفوذ کرده و باعث کلاژن‌سازی شود. میزان مورد نیاز ویتامین E 400 واحد روزانه است که در دانه‌های روغن گیاهی و سبزیجات برگی‌شکل وجود دارد که در کاهش خشکی و زبری پوست موثر است.


ویتامین A برای ترمیم بافت پوست موثر است و در میوه‌ها و سبزیجات وجود دارد و در کاهش چین و چروک، کنترل خوب آکنه و بهبود نسبی پسوریازیس موثر است.


کاهش ویتامین B می‌تواند به درماتیت، خارش و واکنش‌های پوستی و ریزش مو منجر شود، بنابراین در رژیم‌غذایی جهت به دست آوردن ویتامین B می‌توان از برنج، موز، تخم‌مرغ و... استفاده کرد.


نیاسین از ویتامین‌های اختصاصی گروه B است که به رطوبت و جوانی پوست کمک می‌کند. همچنین خاصیت ضدالتهاب داشته و در خشکی و تحریک‌پذیری پوست و روشن‌تر شدن رنگ پوست موثر است.


ویتامین K به صورت موضعی در کاهش خطوط تیره دور چشم موثر است. بیش از 2 هزار ترکیب آنتی‌اکسیدان در غذاها وجود دارد ولی بیش از همه ویتامین‌های E، C و بتاکاروتن و نیز ماده مغذی سلنیوم مهم هستند.


طبق تحقیقات انجام شده توسط دانشگاه فلوریدا، بعضی از انواع آنتی‌اکسیدان‌ها در پوست میوه‌ها وجود دارد. شاید به همین دلیل است که مصرف میوه‌ها با پوست مفیدتر است. از جمله این میوه‌ها سیب است که مواد فیتوشیمیایی موجود در سیب اثرات ضدسرطان دارد و در پوست سیب درختی 87 درصد بیشتر از مغز میوه است.


براساس تحقیقات جدید دانشگاه کالج لندن، آنتی‌اکسیدان‌ها نقشی در کند کردن روند پیری ندارند و در واقع عامل اصلی پیری پوست تخریب توسط رادیکال‌های آزاد نیست.

 




امانت داری و اخلاق مداری
استفاده از این مطلب فقط با ذکر منبع " علی احمدی" مجاز است.
باتشکرلطفانظرهم بدید.
دوستون دارم>>>>>>>>
شنبه 7/9/1388 - 14:1

درباره شهر و گنبد سلطانیه اخبار و اطلاعات پراكنده در كتب تاریخی و سیاحت نامه‌های متقدمین آمده است. اشارات مورخین و سیاحان دور نمایی از ویژگیهای شهر و گنبد را ارائه می‌دهد. نوشته‌های مورخین اسلامی كه برخی همزمان با خود بنا نگاشته شده قدیم ترین مدارك مكتوب از گنبد سلطانیه است. جملگی به اختصار درباره چگونگی و اندیشه احداث شهر و ایجاد گنبد و بعضاً به ابعاد ساختمان آن اشاره داشته‌اند.
از جمله مورخین می‌توان و صاف الحضره ، حمدالله مستوفی ، حافظ ابرو ، میر خواند، خواند میر، ابولقاسم عبدالله بن محمد كاشانی و همچنین كتب تاریخی آل مظفر و هفت اقلیم را نام برد.
زیبایی، عظمت و آوازه‌ بنای با شكوه سلطانیه سیاحان و جهانگردان زیادی را به سوی خود كشانده است و هر یك از آنان بنا را به نوعی تفسیر كرده‌‌اند، برخی آن را مسجد و گروهی دیگر قلعه و دژ و بعضی به عنوان كلیسا و آرامگاه خدابنده یاد می‌كنند كه به دستور وی ساخته شده است، در اینجا به نظرات برخی از آنان اشاره‌ای كوتاه خواهیم داشت.
- آمبر و زیو كنتارینی ، سفیر فرمانروای و نیز در دربار اوزن حسن آق قویونلو (882-878 ه.ق)
ضمن شرح مشاهداتش از سلطانیه، گنبد را مسجدی یاد می‌كند كه حصار داشته است.
- جوزفاباربار و سیاح و نیزی ضمن اشاره به مدخلها و سر درهای بنا از گنبد به عنوان كلیسا یاد می‌كند.
- لویی دوبو كه در زمان قاجار از ایران دیدن كرده در كتاب پارس، گنبد سلطانیه را مسجد جامع شهر می‌نامد و پس از بیان ورودیهای بنا طراحی از گنبد ارائه داده است.
- آدام اولئاریوس فرستاده ویژه پادشاه نروژ در دربار شاه عباس دوم در سال 1654 م (1033 ه. ش) از گنبد سلطانیه دیدن كرده است. وی از آن به نام «آرامگاه سلطان محمد خدابنده» یاد می‌كند و توصیف كلی از بنا و تزیینات آن را ارائه می‌دهد و نیز طرحی از بنا كشیده است.
- كلاویخو كه در سال 1406 م (785 ه. ش) بنا را دیده در سفرنامه خود آن را دژی توصیف می‌كن كه برجها و دیوارهای آن با كاشی مزین شده است.
- مادام دیولافوآ درباره ابعاد، مصالح ساختمان و تزیینات كاشیكاری گنبد و مناره‌های بنا نظریاتی دارد و طرحی از خود بنا نیز كشیده است.
- پوپ از دیگر محققین خارجی است كه به بنا و تزیینات آن اشاره دارد، وی در اوایل دهه چهل، از گنبد دیدن كرده و در كتاب بررسی هنر ایران ضمن بیان بخشی از تزیینات گچبری بنا، طرحهایی از آن را ارائه كرده است پوپ افزون بر آن در كتاب معماری ایران در بخش مربوط به معماری ایلخانی توصیف كلی از بنا را ارائه كرده است.
- دونالد ویلبر در سالهای 47-1936م (16-1315 ه.ش) از بنا دیدن كرده، وی ضمن تشریح معماری دوره ایلخانی جزییات بیشتری از شیوه‌های تزیینی بنا را بیان كرده است.
- شیلابلر پژوهشهایی درباره كتیبه‌های گنبد سلطانیه برای پایان نامه دكتری خود به انجام رسانده و در سال 1987 م (1366 ه.ش) منتشر كرده است.
- الینور سیمز به بازنگری مقدماتی درباره گنبد پرداخته و نوشته‌های او كه بر اساس محاورات میان او و ریچارد اتیگنهاوزن صورت گرفته سبب شد كه مطالعات تكمیلی او در مقاله‌ای در سال 1988 م (1367 ه. ش) به چاپ رسد. وی برخی از تزیینات داخلی گنبد را شرح داده است و تصاویری از داخل گنبد را ارائه داده است.
از محققین خارجی افزون بر موارد یاد شده می‌توان به گروبه، شراتو، هیل و گرابر، تاورنیه، فلاندن، فریزر، سولتیكلف و .... كه درباره گنبد سلطانیه اشاراتی داشته‌‌اند، اشاره كرد.
افزون بر اینها قدیمترین طرح نقاشی مینیاتوری درباره گنبد سلطانیه مربوط به یك قانون نامه بوده كه در سال 8-1537 میلادی به وسیله شخصی به نام مطراقچی در زمان لشكر كشی سلطان عثمانی به ایران و عراق كشیده شده، موجود است كه در آن طرح گنبد و بخشی از برج و باروی شهر سلطانیه را كه تا آن زمان موجود بوده، ترسیم كرده است.
این نقاشی برای ارائه سیمایی كلی از شهر سلطانیه با برج و باروها و بناها و موقعیت گنبد در داخل ارگ از اهمیت به سزایی برخوردار است.
بخش اعظم مطالب نگاشته شده درباره گنبد سلطانیه، مطالعات و پژوهشهای محققین متأخر است كه از جنبه‌های مختلف بنا را مور مطالعه قرار داده و به معرفی بخشهایی از ارزشهای كالبدی، هنر و معماری گنبد پرداخته‌اند. كمتر كتاب معماری را می‌توان یافت كه در آن به گنبد سلطانیه اشاره نرفته باشد، اما هنوز هم درباره آن ناگفته بسیار است.
گدار محقق فرانسوی در كتاب بررسی هنر ایران، تالیف پوپ توصیف كلی از بنا و مختصری از تزیینات آن را آورده و اقدام به انتشار نقشه‌های بنا كرده است.
از دیگر محققینی كه درباره گنبد سلطانیه تالیفاتی داشته‌اند، سن پائولزی، احمد اصغریان جدی، مهریار ، كبیری، توحیدی، علی اصغر میر فتاح، غلامعلی حاتم، ثبوتی، مخلصی ، سیعد گنجوی را می‌توان نام برد. همچنین چند پایان نامه دانشجوی كه هر كدام به موضوعاتی از تاریخ و شهر سلطانیه پرداخته‌اند، قابل ذكر است.
از اواخر دهه چهل، طراحی، مرمت و اجرای تعمیرات بنای گنبد توسط سازمان ملی حفاظت آثار باستانی ایران با همكاری دانشكده معماری دانشگاه شهید بهشتی و مركز باستان شناسی ایران و مشاركت مشاورین ایتالیایی صورت گرفت.
از چند سال اخیر تحقیقات فراوانی در ارتباط با این بنای مهم تاریخی انجام گرفته است. مهمترین آنها فعالیتهای باستان شناسی بود كه توسط سازمان میراث فرهنگی كشور در قالب هیأتهای متعدد انجام شده است.
كاوشهای سال 1345 ه.ش در بخش جنوب تربت خانه و دیوار اصلی گنبد منجر به پیدایش دیوار سنگی عظیم شد.
از سال 1367 ه.ش كاوشهای منظم و پی در پی در گنبد به سرپرستی سید علی اصغر میر فتاح آغاز شد و تاكنون نیز ادامه دارد. هر ساله بخشی از فضاهای اطراف گنبد كاوش می‌شود. هم اینك بررسی كارهای پژوهشی و مطالعاتی در گنبد سلطانیه در قالب یك طرح ملی صورت می‌پذیرد كه مطالبی از سوی سرپرست هیات در مجله‌های میراث فرهنگی، اثر و در سمینارهای متعدد منتشر و ارائه شده است.
گروه مرمت پژوهشكده مرمت سازمان میراث فرهنگی در سالهای اخیر افزون بر نمونه‌برداری و آزمایشات متعدد از نوع مصالح پیشنهاد طرح مرمتی تزیینات را ارائه كرده كه مراحل نشر را می‌گذراند.



نظرلطفایادت نره؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

شنبه 7/9/1388 - 13:59

حج، سكوی پرتاب انسان به سوی بی‌نهایت، تجربه معراج و تولدی دوباره است كه تنها و تنها پس از پایبندی به پیمان «ایاك‌نعبد‌و‌ایاك‌نستعین» محقق می‌شود.
با صرف‌نظر از این پیمان، مناسك حج به نتیجه نمی‌رسد و بدون اثری معرفتی، به‌نحوی زودگذر، احساسات فرد، برانگیخته شده، اندكی پس از اتمام مراسم فرو می‌نشیند.

در این حركت، با گم‌شدن در سیل خروشان و یكپارچه حج گزاران، محو شدن هم تجربه می‌شود؛ اما هدف، بالاتر از این یكپارچگی و بالاتر از این محو شدن است و كسی به آن می‌رسد كه با آمادگی عازم این مسیر شده باشد.

آمادگی، تنها استطاعت مالی نیست؛ آمادگی در این است كه حق معلوم مسكینان و مستمندان ادا شده باشد؛ خمس و زكات پرداخت شده باشد و علاوه بر اینها معرفتی حاصل شده باشد كه بتوان آن را سرمایه حج قرار داد. در این صورت، حج آثار مثبت فردی و اجتماعی خواهد داشت. كسی كه با رعایت این مقدمات عازم حج می‌شود، از دارایی خود گذشته است، با همنوعان خود همدردی و همدلی دارد و از آنجا كه به پیمان «ایاك‌نعبد‌و ایاك‌نستعین» متعهد است، عمق و عظمت «لبیك» را می‌شناسد.

او چنان كه باید، به آگاهی خواهد رسید و سوغاتی كه از این سیر معنوی به ارمغان خواهد آورد، پیشرو بودن در انجام امور خیر است. این حاجی رفع مشكلات مردم را سر لوحه امور زندگی قرار خواهد داد و امین مراجعین خواهد بود. حاجی حقیقی یك اَبر انسان است؛ ابر انسانی كه با تحولات فردی خود، جامعه‌اش را نیز متحول می‌كند.

اولین منزلگاه حج، میقات است و نخستین كاری كه فرد را برای ورود به این مناسك عظیم مهیا می‌كند، غسل كردن است. این شست‌وشو در میقات به منزله  دست شستن انسان از آنچه هست و اعلام آمادگی برای یك تحول است؛ تحولی كه نوعی مرگ محسوب می‌شود؛ مردن از وضعیت فكری و شخصیتی موجود و تولد در وضعیتی بهتر.

هنگام این مرگ باید چیزی شبیه كفن به تن كرد. لباس احرام پوششی است كه همه حج گزاران را یكدست می‌كند تا كسی شاخص نباشد و در عین حال، نماد كفنی برای مرگ است. در این مرحله می‌توان پیمان حج بست و «لبیك» گفت. اما پیش از آن، یك‌بار مرور دروس زندگی و بندگی (درس «بسم‌الله الرحمن الرحیم»، درس «الحمدلله رب العالمین» و...) لازم است.

مرور این دروس، یادآوری نكات كلیدی آنها و اعلام پایبندی به تعهدات قبلی، با برپایی 2 ركعت نماز انجام می‌شود. با اقامه این نماز، لحظه تصمیم‌گیری فرا می‌رسد.
تصمیم‌گیری و نیت برای عروج، بر پله عقل انجام می‌شود و با عشق حفظ می‌شود. در مراحل مختلف حج، عقل و عشق پا‌به‌پای هم نقش‌آفرینی می‌كنند. به محض نیت بر پله عقل، ذكر «لبیك،‌اللهم لبیك،...» تسلیم بر پله عشق را اعلام می‌كند و به این ترتیب، مناسك با بیعتی محكم آغاز می‌شود.

از این لحظه فرد محرم شده است و احكام خاصی را رعایت می‌كند. او  هماهنگی و همسویی  با طبیعت و با عوالم بالا را تجربه می كند. در حالت احرام، هر نوع ایجاد رنجش برای خود حرام است؛ بنابراین، فرد محرم به‌خود اجازه انجام كارهایی مثل كشیدن دندان یا هر اقدام دیگری كه باعث خروج خون از بدن شود را نمی‌دهد؛ او طوری رفتار می‌كند كه موجب هیچ‌گونه تأثیرمنفی و احساس ناخوشایند برای خود یا دیگران نشود.

همچنین، برای محرم شایسته نیست كه با قسم خوردن به خدا درصدد اثبات مطلبی باشد زیرا در دانشگاه حج، حتی به‌منظور هدایت نیز قسم خوردن كاربردی ندارد. در آن شرایط ویژه هر كسی باید با حقایقی كه در دل عیان می‌شوند، آشنا شود. در آن شرایط ویژه باید عاشقانه به هدف چشم دوخت و تسلیم بود.

عزم فرد برای انجام مناسك عظیم حج و برخورداری از آگاهی‌های ناشی از این عروج، با هدف تقرب به خداوند است و با عطف به‌خود منافات دارد پس علاوه بر آنچه ذكر شد، محرم به‌عنوان زائر خدا تصویر خود را در هیچ آینه‌ای نمی‌بیند،  به زدودن مو از بدن یا استعمال روغنی برای پوست بدن مبادرت نمی‌كند و درحالی‌كه همه زینت‌آلات خود را كنارگذاشته، از هرنوع آرایشی می‌پرهیزد و با استعمال عطر، توجه خود و دیگران را به رایحه‌های زمینی جلب نمی‌كند؛ همه مشغولیت‌ها را كنار می‌گذارد تا در فضایی ساده و بی‌تكلف شاهد مقصود را در آغوش كشد.

سادگی یكی دیگر از رموز احرام است. در عالم هستی، هر موجودی كه به مبدأ وجود نزدیك‌تر باشد، ساده‌تر و هر موجودی از آن دورتر باشد، پیچیده‌تر است. فرد محرم با پذیرش سادگی در ظاهر و پوشش خود، حركتی درونی به‌سوی سادگی را آغاز می‌كند و می‌رود تا از این رهگذر به بیشترین حس حضور حق و درك پنهان‌ترین حقایق عالم دست یابد.

مناسك حج در ماه حرام بر پاداشته می‌شود. در ماه حرام، جنگ و خونریزی حرام است. پس او امنیت دارد و نیازی به حمل اسلحه برای حفظ جان نیز نخواهد داشت. در این مراسم الهی نه‌تنها دل‌نگرانی‌های زمینی جایگاهی ندارد بلكه دلمشغولی‌های زمینی نیز ناشایست است؛ حتی گرفتن ناخن هم باید بماند برای بعد.

در انجام این مراسم باید در كمین فرصت‌های آسمانی بود؛ بنابراین، نه تنها لازم است از فسق و فجور كه انسان را از هدف دور می‌كند، پرهیز كرد بلكه باید با كنترل ذهن آماده دریافت روزی‌های معنوی شد. اگر كسی ناخواسته به خارش بدن مبادرت كرد یا به‌طور غیرعمدی یكی از این احكام را رعایت نكرد، معلوم می‌شود كه مدیریت ذهن خود را از دست داده است. حج ذهنی می‌خواهد كه در لحظه حال حضور داشته باشد زیرا باید برای شكار آگاهی مهیا بود.

پس از احرام و ورود به مسجدالحرام، مناسك حج با طواف از مقابل حجرالاسود آغاز می‌شود. آغاز از این مبدأ نشانه‌ای از این است كه همراه با این حركت بیرونی، یك حركت درونی به وقوع می‌پیوندد و انسان از صلب و سخت‌بودن، یعنی از سنگ‌بودن به سوی نرم‌شدن، جان‌گرفتن و روان‌شدن، یعنی انعطاف‌پذیری و آمادگی پذیرش حقایق حركت می‌كند؛ حركتی با رمز طلب و تسلیم كه سیاهی و ظلمت درون را با نور آگاهی و معرفت می‌زداید.

هفت دور طواف، نشانی از دست‌یافتن به آگاهی هفت آسمان و در عین حال در هر دور، سمبلی از خلقت انسان است؛ خلقتی كه او را از مبدأ خود دور كرده و به آن باز می‌گرداند. گشایش رمز «اناالحق» نیز در ادراك نقطه آغاز و پایان همین گردش است؛ گردشی كه انسان را با خود آشنا می‌كند؛ گردشی كه در آن انسان خود را پیدا می‌كند.

با درك عظمت این حقیقت، نباید از «تسلیم» دور شد. پس بعد از طواف، درست پشت مقام ابراهیم 2 ركعت نماز برپا می‌شود. مقام ابراهیم، نه آن نمادی است كه جای پای ابراهیم را در خود دارد؛ مقام ابراهیم، مقام تسلیم است. زائر به تماشای جای پای ابراهیم در پشت این بنا قرار نمی‌گیرد او در نماز پشت این نماد، رد پای ابراهیم را در دل دنبال می‌كند؛ بنابراین، باز هم درسی دیگر و بیعتی مجدد در كار است و چه نكته ظریفی در این است كه گفته‌اند بهتر است این تجدید پیمان با سوره توحید در ركعت اول و سوره كافرون در ركعت دوم انجام شود!

در سوره توحید به وحدانیت خدا اقرار می‌شود و در سوره كافرون به قبول آزادی عقیده. هیچ‌كس را نمی‌توان به اجبار تسلیم حق كرد. تسلیم، مستلزم معرفت و عشق است. حج‌گزار عاشق و آگاه، بر‌فراز توحید قرار دارد، مخالفت خود با كفر را اعلام و به توحید اقرار می‌كند اما در عین حال، به دیگران آزادی اندیشه می‌دهد؛ این نیز جلوه دیگری از تسلیم است.

اما نتیجه عالی تسلیم را باید در درسی یافت كه سعی میان صفا و مروه به جا می‌گذارد. باز هم 7 مرحله حركت به نمایش گذاشته می‌شود.

اما چرا سعی؟! برای دریافتن اینكه «به سعی خود نتوان برد پی به گوهر مقصود». مگر نه اینكه بین 2كوه صفا و مروه هاجر بالغ تلاش كرد و اسماعیل كودك یافت؟ مگر نه اینكه آب، سمبل آگاهی، كودك سمبل سادگی و بالغ سمبل پیچیدگی است؟ مگر نه اینكه چشمه زیر پای كودك بود؟

این بخش ساده وجود (كودك) است كه به آگاهی آسمانی (الهام الهی) دست می‌یابد، با طلب و این بخش پیچیده و پرتكاپوی وجود است كه اجازه  این تجربه را می‌دهد؛ با تسلیم. تنها با وحدت و هماهنگی این دو بخش متضاد وجود، می‌توان به اشراق رسید. هاجر در لحظه درماندگی خود از تلاش در جست‌وجوی آب، به خداوند معطوف شد و به مقصود رسید و حج‌گزار با قدم گذاشتن در مسیری كه او پیمود، به‌خود یادآور می‌شود كه زندگی تلفیقی از تلاش و تسلیم است اما تلاش كارگشای واقعیت زندگی و تسلیم راهگشای یافتن حقیقت است و هریك را باید در جای خود به كار برد.

به این ترتیب، با درك این درس‌های كلیدی و سرمستی از حس حضور خدا، طواف و نمازی دیگر بر پا می‌شود و سپس حج به مرحله دیگری می‌رسد: وقوف در صحرای «عرفات»؛ وقوفی همراه با تأمل كه انگیزه آن عشق و دستاورد آن شناخت است. در عرفات شناخت انسان نسبت به‌خود تكمیل می‌شود. از این رو، در این بخش از مناسك حج می‌توان فرصت‌ها و تهدیدهای راه كمال را شناسایی كرد و با دریافتن ترفندهای شیطان، در اقدام بعدی برای هرگونه رویارویی با او آمادگی یافت؛ محل این آمادگی در «مشعر» است.

هر یك از سنگ‌ریزه‌هایی كه در مشعر جمع‌آوری می‌شود تا روزهای بعد به دست حج‌گزار به نماد شیطان اصابت كند، بهانه‌ای برای اندیشه به زوایای حملات شیطان است. نام «مشعر» نشان می‌دهد كه بدون شعور و آگاهی نمی‌توان برای چنین مقابله‌ای راهكاری مؤثر یافت، پس باید از آگاهی هرچه بیشتر تدارك دید؛ تداركی برای حضور در «منا».

می‌گویند منا به معنای نهایت آرزو است. نهایت آرزوی حج‌گزار واقعی رسیدن به غایت كمال است. برای رسیدن به این زیباترین آرزو باید عوامل ضدكمال را مهار كرد. به همین دلیل است كه در ایام وقوف در منا، هر صبح مخالفت خود با شیطان و استقامت در برابر آن اعلام می‌شود. شاید به‌نظر برسد كه سنگ‌زدن به نماد شیطان نمایشی است كه حج‌گزار به‌اجرا می‌گذارد، درحالی‌كه پس از مدتی پیام آن را به فراموشی می‌سپارد.

اما در باطن هر بخشی از مناسك كه واقعیت آن را به نمایش می‌گذارد و بر پله عقل انجام می‌شود، حقیقتی وجود دارد كه بر پله عشق درك می‌شود. علاوه بر این، ضمیر ناخودآگاه انسان با قرار گرفتن در صحنه‌ای هر چند نمادین، نسبت به درس آن صحنه بهتر برنامه‌ریزی می‌شود. تكرار این حركت نیز به تثبیت آن در خودآگاه و ناخودآگاه كمك می‌كند. البته باید به خاطر داشت كه اگر اقدام به این مراسم با آگاهی همراه نباشد، این نتیجه را در بر نخواهد داشت.

3نماد شیطان در منا، یادآور 3مرتبه تردید ابراهیم در اجرای حكم خداوند است. شك و تردید آتشی است كه گل وجود انسان را به پختگی می‌رساند و به او یقین می‌بخشد اما باقی‌ماندن در معرض آن، همان گل پخته را به سنگی بدل می‌كند كه صلب و تغییرناپذیر است. بدون وجود این آتش، ایمان و عقیده ثبات نمی‌یابد، در عین حال كه رها نشدن از آن، ایمان و عقیده‌ای باقی نمی‌گذارد. منا سرزمین اشراق است. هیچ گاه نمی‌توان از شیطان و تردیدهای شیطانی امنیت داشت اما در سرزمین اشراق این هجمه سنگین‌تر است. باید مراقب بود و مقابله كرد كه شكست یعنی از دست دادن فضایل و پذیرفتن رذایل؛ یعنی سنگ‌دلی، خساست، حسادت و... و در یك كلمه یعنی دوری از حق.

روز اول سومین نماد شیطان 7‌بار «رمی» می‌شود (مورد پرتاب سنگ واقع می‌شود) و در هر یك از روزهای دوم و سوم هر یك از 3نماد، مورد اصابت 7سنگ قرار می‌گیرد. اما این نخستین درس حج درباره شیطان نیست. حركت رو به جلو در طواف، درحالی‌كه جهت سر یا بدن به سمت دیگری تغییر نمی‌كند، تنها برای متانت در حركت الزامی نشده است. این، به منزله تنظیم جهت نگاه و حركت انسان به سوی هدف اعلا (تنظیم جهت به سوی عالم بالا) و تضمین امنیت از حملات شیطان است. مگر نه اینكه شیطان از همه سو به غیراز جهت مستقیم امكان حمله دارد؟ مگر نه اینكه اگر دل در گرو عشق الهی نباشد و رو به سوی دیگر داشته باشد، در خطر شرك است؟ مگر نه اینكه تنها در پناه خدا، یعنی در انحصار نگاه و توجه به او می‌توان از آسیب شیطان درامان بود؟

طواف، انسان را از شر شیطان به آغوش خدا می‌سپارد و رمی جمرات آخرین ترفندهای نفوذ او را خنثی می‌كند. بعد از رمی نماد سوم در نخستین روز وقوف در منا، نوبت به ذبح قربانی می‌رسد. در باطن این مراسم نیز حقیقتی نهفته است؛ حقیقتی مربوط به عزم ابراهیم در ذبح اسماعیل كه در مسلخ توحید، با ذبح وابستگی به این فرزند محبوب، به نتیجه رسید. بنابراین، ذبح، اعلام قطع تعلق و وابستگی است و این تحول ابراهیمی را در ضمیر خودآگاه و ناخودآگاه حمل خواهد كرد.

با رسیدن به این مرحله، دیگر می‌توان از احرام خارج شد و برای ابراهیمی شدن جشنی برپا كرد. خروج مردان از احرام با تراشیدن همه موهای سر و خروج بانوان از آن با كوتاه كردن بخشی از موها انجام می‌شود تا نشانه‌ای باشد از اینكه با این حج ابراهیمی از همه اضافات موجود در زندگی باید گذشت.

ضمن اینكه تراشیدن سر نوعی خودشكنی و پذیرفتن حضور در جمع بدون اتكا به زیبایی ظاهر است. این نكوهش زینت و زیبایی نیست؛ بی‌مقدار دانستن زیبایی‌های كاذب در برابر زیبایی حقیقی و اعلام این است كه پایبندی به هیچ زیبایی ظاهری نمی‌تواند جایگزین زیبایی باطنی باشد و همچنین، خشنود بودن به زیبایی باطن است كه ناشی از رابطه پنهان بنده و پروردگار است و امكان تظاهر به آن وجود ندارد.

خروج از احرام، به معنای پایان مناسك حج نیست. با خروج از احرام، منا 2 روز دیگر نیز میزبان حج‌گزاران است. هر صبح رزمایش ایستادگی در برابر شیطان تكرار می‌شود و سپس همچنان سرزمین منا شاهد به بلوغ رسیدن میهمانانی است كه با درك بیشتر قصد بازگشت به مسجدالحرام را دارند. در این بازگشت، باز هم طواف و نماز طواف، باز هم سعی میان صفا و مروه و باز هم طوافی دیگر و نمازی دیگر انجام می‌شود، درحالی‌كه وجود عاشق و دل مشتاق حج‌گزاران حقیقی، صیاد بهترین روزی‌های آسمانی خواهد بود و لحظه‌لحظه تحول را تجربه خواهد كرد.

سرانجام مناسك به پایان می‌رسد اما برای كسانی كه حركت با گام‌های ابراهیمی را آموخته‌اند، پایان این مراسم، شروعی دیگر است. این افراد به میان اجتماعات كوچك و بزرگی كه زندگی‌شان در میان آنها جریان دارد، باز می‌گردند، درحالی‌كه هر یك در حد وسع خود، نقش یك الگوی الهی را ایفا می‌كنند. این افراد،  انسان‌هایی هستند كه در حج متولد شده‌اند و به بلوغ رسیده‌اند.

علی احمدی

 

   
 

 


ازاین مطالب متنوع ترهیچ جاپیدانمیشه///

نظریادت نره؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
شنبه 7/9/1388 - 13:57

مبارک باد عید قربان، نماد بزرگ ترین جشن رهایى انسان از وسوسه هاى ابلیس.

عید قربان روز رها شدن از تعلقات دنیوی و رهایى از هر آنچه غیر خدایى است.

عید قربان، عید سربلند بیرون آمدن از امتحان عبودیت است.

عید قربان، نقطه عطف آزادى است در تاریخ اسارت ها و بردگى هایى که بر انسان تحمیل شده بود.

عید قربان، سرآغاز حکومت توحید است و تولد ایمان و مرگ تردید.

عید قربان، عید شرافت بنى آدم است و کرامت انسانى اش؛ جشن رها شدن از قید پدرانى است که جان فرزند خویش را نذر قربان گاه ها مى کردند.

عید قربان، بالاترین نقطه اى است که اوج مقام بشر تعیین مى شود و تا ابد، درجه ایمان با همان نقطه سنجیده مى گردد.

عید قربان، یادآور زیباترین نمونه تعبد انسان در برابر خداوند متعال است.

عید قربان، عید فداکارى، ایثار، قربانى، اخلاص و عشق و بندگى، مبارک باد!

عید قربان، جلوه‌گاه تعبد و تسلیم ابراهیمیان حنیف است و فصل قرب مسلمانان به خداوند در سایه عبودیت.

عید قربان، یعنى فدا کردن همه «عزیزها» در آستان «عزیزترین»، و گذشتن از همه وابستگى ها به عشق مهربان ترین.

خوشا «ذی‌الحجه» روز عید قربان
شروع داستان عشق و ایمان

خواهی که تو را کعبه کند استقبال
مایی و منی را به منا قربان کن

بگذر از فرزند و جان و مال خویش
تا خلیل اللّه ِ دورانت کنند
سَر بِنه بر کف، برو در کوی دوست
تا چو اسماعیل، قربانت کنند

حلول تازه داده فیض سبحان
چه زیبا منجلی شد «عید قربان»

ز اسماعیل جان تا نگذری مانند ابراهیم
به کعبه رفتنت تنها نماید شاد شیطان را
کسی کو روز قربان، غیر خود را می کند قربان
نفهمیده است هرگز معنی و مفهوم قربان را

عید قربان با نماز و عبادتش، با ذکر و دعایش، با قربانى و صدقات و احسانش، بسترى براى جارى ساختن مفهوم عبودیت و بندگى است .

عید سعید «قربان» ، جشن «تقرب» عاشقان حق مبارك

عید اضحی رسم و آئین خلیل آزرست
بعد آن ،عید غدیر، روز ولای حیدر است
عید قربان و پیشاپیش عید سعید غدیر مبارک

عیدقربان، جشن رهایی ازاسارت نفس وشکوفایی ایمان ویقین ،عیدسرسپردگی وبندگی ،

عیدنزدیک شدن دلها به قرب الهی برهمه مسلمانان مبارک باد.

عید قربان ، پر شکوهترین ایثار و زیباترین جلوه ی تعبد در برابر خالق یکتا بر شما مبارک.

عیدقربان، روز اوج بندگی و تجلی ایثار ابراهیمی مبارک.

عید سعید «قربان»، جشن «تقرب» عاشقان حق مبارک.

نزول فیض رب العالمین است
حلول «عید قربان» در زمین است

عید قربان عید عبادت و بندگی و عید اطاعت از قادر یکتا برشما تهنیت باد.

عیدقربان، جشن رهیدگی از اسارت نفس و شكوفایی ایمان و یقین بر همه ابراهیمیان مبارك باد.


 


 

                نظرهم بدید.


شنبه 7/9/1388 - 13:54

عید قربان ، پر شکوهترین ایثار و زیباترین جلوه ی تعبد در برابر خالق یکتا بر شما مبارک

-----------  
عید سعید «قربان»، جشن «تقرب» عاشقان حق مبارک!!!
-----------
  - عید قربان مبارک
-----------
روز اوج بندگی و تجلی ایثار ابراهیمی مبارک.
عید اضحی رسم و آئین خلیل آزرست بعد آن ،عید غدیر، روز ولای حیدر است عید قربان و پیشاپیش عید سعید غدیر مبارک
-----------

-----------  
عید سعید «قربان»، جشن «تقرب» عاشقان حق مبارک!!!
-----------
  - عید قربان مبارک
-----------
روز اوج بندگی و تجلی ایثار ابراهیمی مبارک.
عید اضحی رسم و آئین خلیل آزرست بعد آن ،عید غدیر، روز ولای حیدر است عید قربان و پیشاپیش عید سعید غدیر مبارک
-----------
اس ام اس و پیامک عید سعید قربان

یک شاخه گل سپید تقدیم تو باد .. رقصیدن برگ بید تقدیم تو باد .. تنها دل تنگیست سرمایه ی من .. آن هم شب پاک عید تقدیم تو باد .. عید مبارک
 -----------



عید سعید قربان ، جشن «تقرب» عاشقان حق مبارك.
-----------
عید قربان مبارک - پیامک عید قربان
-----------
زندگی‌تان به زیبایی گلستان ابراهیم و پاكی چشمه زمزم

عید قربان ، پر شکوهترین ایثار و زیباترین جلوه ی تعبد در برابر خالق یکتا بر شما مبارک

 همزمان با عید قربان دلت را قربانی محبت ،عشق ،صمیمیت و مهربانی من کن .

 عید سعید «قربان» ، جشن «تقرب» عاشقان حق مبارك

 روز اوج بندگی و تجلی ایثار ابراهیمی مبارک.

و ابراهیم، اسماعیلش را قربانی کرد... و حسین، اکبرش و اصغرش و قاسمش و عباسش و همه چیزش را ... عید قربان مبارک.

 زندگی‌تان به زیبایی گلستان ابراهیم و پاكی چشمه زمزم




کیفیت برگزاری نماز عید قربان توسط امام رضا علیهالسلام در زما

شنبه 7/9/1388 - 13:52

مقامات آلمانی اعلام کردند: استفاده از سرویس Google Analytics غیر قانونی بوده و شرکتهایی که آن را به کار می گیرند تا سقف 50 هزار یورو جریمه می شوند.
وب سایت هایی وجود دارند که اطلاعات آماری را در خصوص تعداد، نوع، اصلیت، سلیقه و رفتار بازدیدکنندگان خود جمع آوری می کنند. در این میان Google Analytics سرویسی است که عناوین این وب سایتها را دسته بندی و ارائه می کند و می تواند این اطلاعات را در اختیار شرکتهای مختلف قرار دهد.

اکنون مقامات آلمانی اعلام کردند که استفاده از این سرویس غیرقانونی بوده و شرکتهایی که اقدام به استفاده از Google Analytics کنند به پرداخت جریمه نقدی حداکثر 50 هزار یورو محکوم می شوند.

تحقیقات سایت Zeit Online نشان می دهد که 13 درصد از وب سایتهای دامنه de. (دامنه آلمان) از این سرویس گوگل استفاده می کنند که در میان آنها بسیاری از سایتهای سازمانهای سیاسی، روزنامه ها و شرکتهای بزرگ دارویی حضور دارند.

براساس گزارش واشنگتن پست، هرچند استفاده از این اطلاعات از جنبه های تجاری ارزش بسیار بالایی دارند اما قوانین مربوط به حریم خصوصی و حفظ اطلاعات شخصی را نقض می کند.

باتشکرنظرهم بدید.

این اولین بار نیست که دولت آلمان در مقابل سیاستهای گوگل ایستادگی می کند. ماه سپتامبر نیز صدراعظم آلمان ضمن انتقاد از پروژه گوگل برای ایجاد کتابخانه بزرگ دیجیتالی گفت: "اینترنت نمی تواند از قوانین حق مؤلف معاف شود. این درحالی است که کتابخانه بزرگ گوگل به وضوح قوانین حق مولف آلمان را نقض می کند."

شنبه 7/9/1388 - 13:48

 یك مرد بلژیکی که پزشکان تشخیص داده بودند او به حال كما رفته پس از 23 سال مشخص شد که بهوش بوده و به مدت طولانی در میان وحشتناک ترین کابوسها محبوس شده بود.
وضعیت رام هوبن پس از تصادفی در سال 1983 از سوی پزشکان این گونه تشخیص داده شد که به کما فرو رفته است و از آن زمان زندگی نباتی این مرد آغاز شد. تا اینکه استیون لوریز،پزشکی از دانشگاه لیژ در بلژیک در سال 2006 تشخیص داد که  هوبن هیچگاه در این مدت در کما نبوده و فلج شده است.

رام هوبن اکنون می تواند از طریق صفحه کلید مخصوص رایانه ای ارتباط برقرار کند.

رام هوبن اکنون 46 سال دارد، از وضعیت خود پس از تصادف گفته است و اینکه چگونه دیگر بدنش به چیزی واکنش نمی داده است.

او به كمك رایانه اش گفت: "فریاد می کشیدم، ولی کسی صدایم را نمی شنید."

او همچنین گفته است که برای پاسخ دادن به پزشکان و پرستارانی که تلاش می کردند با او صحبت کنند، کاملا ناتوان بوده، تا اینکه بالاخره از بهبود وضعیت او قطع امید کردند.

بالاخره در سال2006 در پی اسکنی که از مغز او گرفته شد مشخص شد که او فلج شده است و مغز او کاملا سالم است.

او گفته است: "هرگز روزی را که وضعیت من را تشخیص دادند را فراموش نمی کنم. انگار دوباره متولد شدم."

سرگذشت درد آور رام هوبن زمانی فاش شد که استیون لوریز پزشك دانشگاه لیژ مقاله ای را درباره او منتشر کرد.

در این مقاله آمده است که با معاینه ای دقیق تر مشخص می شود که نشانه هایی از هوشیاری در حدود 40 در صد از کسانی که ظاهرا به حالت کما و زندگی نباتی رفته اند، وجود دارد.

بی بی سی

نظرنظریادت نره؟؟؟؟؟؟؟؟

شنبه 7/9/1388 - 13:46