تعداد مطالب : 1227
تعداد نظرات : 535
زمان آخرین مطلب : 2999روز قبل

 «رقابت های سیاسی و مسئله استقلال ایران»عنوان سرمقاله‌ی روزنامه‌ی رسالت به قلم صالح اسكندری است كه در آن می‌خوانید؛تاریخ صد ساله رقابت سیاسی در ایران مملو از مداخلات خارجی است. قبل از مشروطه فراموش خانه، مجمع آدمیت میرزا ملکم خان و انجمن مخفی و بعد از نهضت مشروطه از احزابی چون اجتماعیون عامیون و اعتدالیون گرفته تا حزب توده و حزب کمونیست ایران و... اغلب پیوندهای مستمر و غیر قابل انکاری با بیگانگان داشته اند.

تاریخ صد ساله رقابت سیاسی در ایران مملو از مداخلات خارجی است. قبل از مشروطه فراموش خانه، مجمع آدمیت میرزا ملکم خان و انجمن مخفی و بعد از نهضت مشروطه از احزابی چون اجتماعیون عامیون و اعتدالیون گرفته تا حزب توده و حزب کمونیست ایران و... اغلب پیوندهای مستمر و غیر قابل انکاری با بیگانگان داشته اند.

در یک قرن گذشته روس ها، انگلیسی ها و در این اواخر آمریکایی ها در تمامی تحولات ایران حضوری جدی و قوی داشته اند و استقلال ایران را به سخره گرفته اند. تنها به عنوان نمونه لرد کرزن وزیر خارجه انگلستان در خصوص اهمیت ایران می گوید: “موقعیت جغرافیایی ایران، عظمت منافع ما در آن کشور و امنیت آتی امپراطوری شرقی ما امروز هم درست مانند50  سال گذشته - به ما اجازه نمی دهد خود را از آنچه در ایران رخ می دهد برکنار نگه داریم.”

بر همین اساس است که اولین شعار انقلاب اسلامی “استقلال” و نفی مداخله خارجی در امور ایران است. دومین شعار “آزادی” است که قبلا زیر چکمه استعمار و استکبار له و منکوب می شد. بعد از این دو شعار موضوع جمهوری اسلامی مطرح شد که نظام واره جریان حکمرانی را در دوران جدید مشخص می کرد.

بدیهی است فرزندان خلف این انقلاب بزرگ نباید در جریان رقابت های سیاسی چشم طمع به پشتیبانی و حمایت عناصر خارجی داشته باشند. استقلال ایران کالای ارزانی نیست که در بازی منافع حزبی و جناحی عده ای به آن چوب حراج بزنند. توسعه دامنه سیاست ورزی احزاب و گروهها در انتخابات مختلف یک واقعیت کاملا طبیعی است که در عین پایبندی به استقلال و قواعد تصمیم گیری در نظام جمهوری اسلامی می تواند مقوم آزادی و مردمسالاری در کشور باشد. وحدت نخبگان سیاسی در موضوع نفی مداخلات خارجی ضمن چارچوب بندی منافع و مصالح ملی مایه اقتدار ملی است.

این مهم بدین معناست که در منطق امام(ره) و انقلاب، اقطاب و اطراف سیاسی کشور برای پیروزی در انتخابات محق نیستند که چشم به حمایت مادی و معنوی بیگانگان بدوزند  و اگر جریانی خواست در نقش جاده صاف کن استعمار ظاهر شود به طور خودکار توسط مردم کنار گذاشته می شود.

در انتخابات22  خرداد یکی از جریانات سیاسی که این روزها موسوم به جریان سبز شده است، بر خلاف قانون اساسی، منشور برادری حضرت امام خمینی(ره)، بر خلاف عقلانیت سیاسی و بر خلاف گفتمان عمومی حاکم بر جامعه زلف خود را با بیگانگان گره زد و سعی کرد نقش اسب تراوای انگلیس و آمریکا را در ایران بازی کند. این جریان عملا به مداخله خارجی در انتخابات ایران  مشروعیت داد و با بی اعتنایی به نهادهای فیصله بخش زمینه آشوب و اغتشاش را در گوشه ای از کشور فراهم کرد. این موضوع تا جایی پیش رفت که جرج بوش در مراسم افتتاح “بنیاد بوش”، اصلاح طلبان را خط مقدم آمریکا خواند و گفت:” چشم امید آنها به ماست.” جریان سبز چه بخواهد و چه نخواهد از چشم ملت ایران افتاده است و حتی بزرگان این گروه نیز چشم انداز روشنی از افق فعالیت های سیاسی خود در دهه آینده ندارند. با این سابقه بی آبرو و ملکوک نیز به نظر نمی رسد نهادهای داوری فرصت مجددی برای رقابت این جریان لحاظ کنند.

در این فضا نوسازی سامان رقابت سیاسی و بازتوزیع قدرت سیاسی متناسب با بایسته های دهه چهارم انقلاب یک امر ضروری است. البته ظرفیت های بالقوه ای از اوایل دهه80  شکل گرفته اما هنوز تا صورت بندی نهایی فاصله زیادی باقی مانده است.

این ظرفیتها مشتمل بر احزاب، گروهها و حتی رجال سیاسی هستند که با پذیرش قواعد بازی و فهم مطالبات مردم و رهبری وارد عرصه جناح بندی های جدید در کشور شده اند. تصمیمات جدید جبهه پیروان خط امام و رهبری، تکاپوی محمدرضا باهنر برای تاسیس یک حزب فراگیر، ائتلاف های جدید حول قالیباف شهردار تهران، تلاشهای حامیان دولت برای یافتن جایگزینی برای احمدی نژاد، فعالیتهای رسانه ای علی لاریجانی، مواضع متفاوت توکلی درباره سیاست های کشور، نقشآفرینی پر فراز و نشیب محسن رضایی و... بخشی از این ظرفیت هاست که لاجرم در یکی دو سال آینده باید به صور سیاسی جدید در معادلات انتخاباتی شوراها و مجلس نهم تبدیل شود.

در مسیر صورتبندی مناسبات سیاسی بازیگران اصلی تا کنون الگوهای مختلفی پیشنهاد شده است. اما به نظر می رسد مدل نظام حزبی تکثرگرای رقابتی انطباق کیفی و کمی بیشتری با واقعیات کشور دارد.
تکثرگرایی سیاسی یکی از مهم ترین مشخصه های مرد مسالاری های کیفی است. به موازات پیشرفت و توسعه جوامع قدرت اجتماعی تمایل به تفرق پیدا میکند و شمار متعددی از گروههای قدرت در جامعه به وجود می آید. در الگوی جامعه شناختی پلورالیسم سیاسی، واقعیت تعدد و تنوع منابع قدرت به رسمیت شناخته می شود.

تکثرگرایی سیاسی امیدوار است که فرآیندهای تعارض و گفتگو در نهایت به مشخص شدن و متعاقب آن به درک بهترین راه برای تک تک افراد جامعه یا همان “مصلحت و خیر عام” بینجامد.
در مردمسالاری دینی تکثر گرایی سیاسی نوع عالی از توزیع حکیمانه قدرت است که مقدمه پیشرفت و تحقق عدالت در کشور قلمداد می شود.

به غیر از انگلیس در اغلب کشورهای اروپایی نظیر آلمان، ایتالیا، فرانسه و... الگوی رقابت دوقطبی با نظام چند قطبی جایگزین شده است. میانه روی جریانات و بازیگران اصلی در این کشورها باعث دور شدن احزاب و گروهها از منتهی الیه راست و چ‘ شده است. به عنوان نمونه در ایتالیا در حد فاصل راست و چ‘ افراطی  احزابی چون جنبش سوسیالیستی ایتالیا، حزب لیبرال، حزب دموکرات مسیحی، حزب جمهوریخواه ایتالیا، حزب سوسیال دموکرات، حزب سوسیالیست و حزب کمونیست حضور دارند.

به اعتقاد اغلب پژوهشگران بالا بودن تعداد احزاب به خودی خود موجب بیثباتی نمی گردد. بلکه این میزان آشتی ناپذیری و قطب بندی میان احزاب است که می تواند مانع آرامش و ثبات سیاسی در یک کشور گردد. خطوط سیاسی متباین و بی اعتمادی به نظام سیاسی در یک سیستم دو قطبی آسیب های جبران ناپذیری می تواند به همراه داشته باشد. در یک نظام متکثر سیاسی به خوبی می توان بین منافع آشتی ناپذیر رای دهندگان پل زد و به یک کاسه کردن منافع عمومی اندیشید.

در ترکیه که قرابت فرهنگی و جغرافیایی بیشتری با ایران دارد حداقل در50  سال گذشته یک نظام رقابتی چند حزبی تجربه شده است. حزب عدالت و توسعه که از شخصیت های برجسته ای نظیر رجب طیب اردوغان و عبدا... گل بهره میبرد،حزب چ‘ دموکرات که در سال1985  میلادی توسط رحسان اجویت همسر بولنت اجویت تاسیس شد،حزب اقدام ملی، حزب فضیلت،حزب سرزمین مادری، حزب راه حق، حزب جمهوری خلق، حزب دموکراسی خلق و حزب جوان نیز از دیگر احزاب مهم ترکیه به شمار می روند که همگی در عرصه سیاسی این کشور نقش ایفا می کنند.

البته نباید دور از نظر داشت که هر کشور با توجه به اقتضائات بومی حاکم بر فرهنگ سیاسی خود با نوع خاصی از مهندسی رقابت سیاسی کنار می آید. و نمیتوان یک الگوی رقابتی را بدون در نظر گرفتن تضییقات و لوازم بومی برای یک کشور دیگر تجویز کرد.

امروز فرهنگ سیاسی ایران با گذار از معادلات دوقطبی (اصولگرا- اصول ستیز) آبستن تغییرات بنیادی است که در صورت مهندسی خردمندانه می تواند مقدمات گردش صحیح نخبگان و بازسازی فرایندهای بالادستی و پایین دستی گزینش کارگزاران سیاسی را فراهم آورد.

بازیگران اصلی در گردونه رقابت سیاسی دهه چهارم و پنجم انقلاب می دانند اگر قواعد بازی را نادیده بگیرند به طور خودکار در نظام اسلامی ایران منزوی میشوند. این طبیعت رقابت سیاسی در اغلب نظام های مردمسالار است. مردم به کسانی که رای آنها را بر نمی تابند، اعتماد نمی کنند. آحاد ملت ارزش استقلال و آزادی را در کشور می دانند و حاضر نیستند برخی با مشروعیت دادن به مداخله خارجی زمینه ساز حضور استبداد و استعمار مجدد ایران شوند.

اعتماد:از پاکدشت تا قیامدشت

«از پاکدشت تا قیامدشت»عنوان یادداشت روز روزنامه‌ی اعتماد به قلم جعفر گلابی است كه در آن می‌خوانید؛چند سال پیش وقتی ماجرای تلخ پاکدشت پیش آمد که در آن فردی 28 کودک معصوم را پس از تجاوز به قتل رسانده بود رئیس جمهور وقت آقای خاتمی و رئیس دادگستری استان تهران آقای علیزاده قریب به مضمون گفتند اگر بر اثر این حادثه ما مسوولان استعفا دهیم سزا است. البته با اینکه آن ماجرا وجدان جامعه را جریحه دار کرد و بحث ها و اظهار نظرهای مفصلی را برانگیخت، شنیده نشد که مسوولی استعفا دهد و عاقبت هم سهل انگاران منطقه و مسوولان مستقیم به شماتت عملی و علنی گرفتار نیامدند.

از آن زمان تاکنون که ده ها جنایت مشابه در ابعاد متفاوت رخ داده و تا چندی ذهن جامعه را به خود مشغول داشته است سال ها می گذرد ولی باز هنگامی که در کنار خیابان در قیامدشت شش نفر بی هول و هراس بر زنی آوار می شوند به نظر می رسد در همان نقطه هستیم و تفاوتی نکرده ایم (اگر عده یی معتقد نباشند که بدتر شده ایم).دلیل این توقف آن هم در مقوله مهمی چون جلوگیری از جرم و جنایت چیست؟ چرا حداقل در امنیت آشکار نوامیس مان به نقطه مطلوب و قابل اتکا نرسیده ایم؟

مسلماً عده یی برخورد انتظامی و قضایی شدیدتر را چاره کار می دانند و البته در لزوم این برخوردها شکی نیست اما در کفایت آن بحث و جدل فراوان وجود دارد. از طرف دیگر کم هستند مسوولان و نخبگانی که رفع زمینه های جرم و جنایت را یکی از اصلی ترین راه های مبارزه با این ناهنجاری ها ندانند، پس حالا که از دو نقطه سطح و عمق به موضوع حمله کرده و می کنیم چرا پیشرفتی حاصل نیامده است؟

می خواهم فراتر از بحث های کارشناسانه و درست در این زمینه قدری کلی تر به مشکلات آزاردهنده پیرامون مان بنگرم و نکته مهمی را در این باره مطرح کنم. به نظر می رسد جامعه ما مشکلات خودش را تا حدود زیادی می شناسد و هرازچندی برای حل یکی از آنها که نمود بیشتری پیدا کرده است آستین بالا می زند و همت می کند، اما کثرت این مشکلات مرتباً اولویت ها را بالا و پایین می آورد و از رسیدن به نقطه مطلوب بازمان می دارد. گویا ما در حل هر مشکلی و درمان هر دردی چندان که باید «جدی» نیستیم؛ روزی بر توسعه اقتصادی پای می فشاریم ولی هنوز به جایی نرسیده ایم که توسعه سیاسی را هدف قرار می دهیم، توسعه سیاسی که می توانست به طور طبیعی بعد از توسعه اقتصادی حاصل شود خود حلال بسیاری از مشکلات و ناهنجاری ها و روندساز است ولی حساسیت برانگیز می شود و تیر بلا از هر سو بر سرش می بارد لذا در آسمان رها می شود تا عدالت از راه برسد و همه آلام و دردهایمان را تسکین دهد و به آرزوهایمان جامه عمل بپوشاند... شاید اکنون و پس از این همه سال و صرف این همه انرژی و هزینه اغراق نباشد که بگوییم توسعه اقتصادی حاصل نشده و توسعه سیاسی به جایی نرسیده و عدالت مظلوم تر از آن دو دردمان را چاره نکرده است.

اشکال کار کجا است؟ در مبانی اخلاق اسلامی موضوع بسیار مهمی وجود دارد که در این زمینه چه بسا راهگشا باشد. گفته می شود اکثر منکرها و معروف ها لوازم خاص خود را دارند و چنانچه مورد توجه شایسته قرار گیرند سرایت پیدا می کنند. مثلاً صداقت سرچشمه خوبی ها است و خود هزار معروف را باعث می شود و هزار منکر را جلوگیری می کند. کسی که به راستگویی ملتزم و اصرار داشته باشد مجبور است از بسیاری منکرات دیگر چشم بپوشد. چه اینکه هر منکری لازم می آورد که انسان دروغی بگوید و صداقتی را بشکند.

حسن خلق هم همین طور است. ذات نیکو و آرام و... اگر طبق این قاعده طبیعی ما در یک زمینه جدیت کاملی به خرج دهیم و هر روز به ضرورت و مصلحتی از آن استنکاف نکنیم چه بسا در دیگر زمینه ها هم به رشد و اعتلا برسیم. مثلاً اگر همان توسعه اقتصادی با همه لوازمش را می پذیرفتیم الان در توسعه سیاسی هم به جای مطمئنی رسیده بودیم و پیشرفت در توسعه سیاسی خودبه خود عدالت را هم به صورت اساسی تضمین می کرد.

بالاتر بگوییم اگر ما در موضوع مهمی مثل فقر یا جلوگیری از جرم و جنایت به یک جدیت اصولی برسیم و به همه لوازم آن هم پایبند باشیم قطعاً همین جا سکوی پرشی خواهد بود که در زمینه های دیگر هم پیشرفت های بزرگی حاصل کنیم. مبارزه با فقر خود خشکاندن ریشه های جرم و جنایت را باعث می شود و جامعه آرام و مطمئن و امن در توسعه اقتصادی روان و خلاق عمل خواهد کرد و چه بخواهیم و چه نخواهیم توسعه سیاسی را هم خواهد آورد.

اگرچه هر کسی در اولویت هر مساله یی نظری دارد و احتمالاً یکی از زمینه های سیاسی، اقتصادی و فرهنگی باید در اولویت واقع شود ولی همه سخن این مقال این است که شاید مهم نباشد که با کدام اولویت شروع کنیم. مهم جدیت در یک زمینه تا رسیدن به هدف است. اگر برای دولتی مبارزه با فقر و افزایش سطح معیشتی مردم یک اصل اساسی باشد قطعاً لوازم آن را هم خواهد پذیرفت.

همین اراده بر مناسبات خارجی و بین المللی سایه خواهد افکند و رابطه یا عدم رابطه و همه سطوح روابط ما با کشورها بر اساس تحصیل رفاه بیشتر برای مردم و کم کردن فقر استوار خواهد شد. مردمی که به یک رفاه نسبی برسند خود موید توسعه سیاسی خواهند شد و آموزش و فرهنگ را بعد از نان شب واجب خواهند شمرد و... اگر در جامعه ما هر آن مساله یی پیش می آید که نظرها را به خود جلب می کند، اگر مشکلات و آسیب های درونی هر آن از نقطه یی سر باز می کنند و خسارت ساز می شوند و اگر هنوز در موضوعی به سرمنزل مقصود نرسیده ایم، مساله دیگر فشار خود را بر ما شدت می بخشد احتمالاً از آنجا ناشی می شود که در مواجهه با معضلات مان اجماعی عمل نمی کنیم و هر عاملی می تواند ما را از راهی که در پیش گرفته ایم باز دارد.

اگرچه رسیدن به همه مطلوب ها حق ما است و غنای فکری و انسانی و مادی کشورمان ظرفیت پیشرفت های همه جانبه را داراست ولی از این شاخه به آن شاخه پریدن و برنامه دقیق و تعریف شده یی برای تحصیل همه خوبی ها نداشتن سبب می شود همه چیز را بخواهیم و به هیچ چیز نرسیم.

شهریست پرکرشمه و خوبان ز شش جهت

چیزیم نیست ورنه خریدار هر ششم

حادثه تکان دهنده قیامدشت و حوادث گوناگون و در سطوح مختلف و در حوزه های گوناگون نشان می دهد ما نیازمند یک نگاه جامع به مسائل هستیم و تا از جایی و در جایی به اجماع واقعی نرسیم، برخورد با مصادیق جزیی گرهی که نمی گشاید، مسکنی خواهد بود که عیوب و نواقص و بیماری های اصلی مان را مخفی می سازد تا از جایی دوباره فوران کنند و غافلگیرمان سازند. نگاه جزیی، منفصل، روزمره، مقطعی و غیرجدی به مسائل نه تنها هیچ مشکلی را حل نخواهد کرد که کل سیستم را در معرض آسیب اساسی قرار خواهد داد.

زنگ خطر نه در قیامدشت و نه حتی در پاکدشت که به وسیله خفاش شب به صدا درآمد ولی باری به هر جهت های ما خطر انباشته شدن خطرها را در پی دارد. اولویت در متن جامعه ما است. اساس، رسیدگی به معضلات درونی از راه های تجربه شده بشری است و اقتدار از درون خواهد جوشید و تکیه بر فرد فرد جامعه دارد که احساس هویت کنند و مسوول باشند و بر سرنوشت خویش مسلط.

روزی که جامعه ما در جهتی از جهات به اجماع برسد و بر لوازم آن پایبند بماند روند درمان دردها و رفع معضلات آغازی اساسی پیدا خواهد کرد. مهم این است که همه مردم این نیاز را احساس کنند و بر آن آگاهی یابند. از جایی باید شروع کنیم و تا انتها پیش رویم. رفع فقر و محرومیت، افزایش سطح رفاه جامعه، توسعه سیاسی، توسعه اقتصادی و... هر کدام شان می تواند یک آغاز بزرگ باشد و رفته رفته به حوزه های دیگر سرایت پیدا کند. هیچ کس نباید احساس کند جایش در این اجماع نیست تا نوبت به مقاومتش برسد. در جامعه یی که روی یک نقشه راه توافق حاصل نشود عاقبت همه ضرر خواهند کرد حتی اگر گروهی در ظاهر و در کوتاه مدت منفعتی به دست آورند.

رسالت




امانت داری و اخلاق مداری
استفاده از این مطلب فقط با ذکر منبع " علی احمدی" مجاز است.
نظرهم بدید.
شنبه 7/9/1388 - 19:9

«به جای مگسك»عنوان یادداشت روز روزنامه‌ی كیهان به قلم محمد ایمانی است كه در آن می‌خوانید؛چرا كسانی طعمه دشمنان می شوند؟ شیاطین بزرگ از آنها چه می خواهند؟ این جماعت را تا كجا باید تحمل كرد؟ صلاح و مصلحت كدام است؟ آیا راه تردید و توبه را بر آنها باید بست یا متقابلا در برابر تجاهر آنها به جفا و جرم، مداهنه و تغافل كرد؟ اگر پس از عبور از همه خط قرمزها و شكستن همه حریم های قانونی، ملی و اسلامی به جایی رسیدند كه احساس كردند خارجی گری و خروج علیه حاكمیت به سرانجامی نرسیده و از عقوبتی كه می تواند در انتظارشان باشد نگران شدند، تكلیف چیست؟ اگر گفتند ما در چارچوب قانون اساسی عمل می كنیم- و تمام جفاها و قانون شكنی های خود را در پوشش آزادی احزاب و مطبوعات و تجمعات پوشاندند- یا گفتند مایلیم به قانون اساسی برگردیم و خواستار اجرای آن هستیم، تكلیف كدام است؟

1- برّه جدا از گله طعمه گرگ می شود. «انّ الشاذّ من الغنم للذّئب». این تغییر را امیر مومنان علی علیه السلام خطاب به خوارج فرمود. دست كم یك دهه است جمهوری اسلامی با حلقه ای از سیاسیون كه اصرار بر خارجی گری دارند، به رسم مدارا و سعه صدر برخورد می كند و در برابر بیشترین قانون شكنی و ساختارشكنی آنها، به كمترین برخورد بسنده می نماید. در همین 2 انتخابات ریاست جمهوری اخیر، جریان مذكور با ساختارشكنی و كجروی و لجبازی تمام به صحنه آمد و تحمل شد و بخت خود را آزمود. آنها اما پس از انتخابات اخیر، شرارت و تجاهر به قانون شكنی را نیز چاشنی سوابق خود كردند و البته همه این جفای بزرگ را زیر نام پاستوریزه «حق اعتراض مدنی و مطالبه رای» جا دادند و تا تیغشان كند نشد و حامیان فوج فوج از اطراف آنها پراكنده نشدند و تنهایشان نگذاشتند، از گشودن انواع زخم ها بر پیكر جمهوری اسلامی و انتخاب مردم اجتناب نكردند. خلاصه گفتارشان این بود كه ما به روند برآمده از قانون گردن نمی نهیم هیچ، كه هر چند بتوانیم از مردم بر علیه این روند می شورانیم تا همه چیز قفل شود و زور خودمان را به كرسی بنشانیم. به شیوه خوارج، مدام از كلمات حق گفتند و اراده باطل كردند و آخر كار، به جای سرزنش خویش به خاطر جرم های بزرگ، نظام را متهم نمودند.

آسیب شناسی تندروان از این فرقه و كاری كه كردند، در كلام امیرمومنان خطاب به خوارج آمده است «شما شرترین و بدترین مردمید. و شما كسانی هستید كه شیطان به وسیله آنها تیرهایش را به هدف می زند». امام سپس با اشاره به افراط و تفریط ها در دوستی و دشمنی با آن حضرت كه هر دو باعث دوری از حق می شود فرمودند: «بهترین مردم، طیف معتدل آنهاست، پس آنها را همراهی كنید. همواره با متن جمعیت باشید كه دست خدا با جماعت است. و بپرهیزید از تفرقه و پراكندگی. پس كسی كه از مردم كناره گرفت، برای شیطان است، چنان كه گوسفند جدا از گله، طعمه و نصیب گرگ می شود.» (خطبه 127 نهج البلاغه). امام پس از آن دستور سركوب خوارج را به خاطر «شعار شورش» صادر كردند و فرمودند: «آگاه باشید! هر كس به این شعار ]خوارج[ فراخواند، او را بكشید.»

مشفقانه باید به برخی سران حلقه مورد بحث گفت كه رفتار و گفتارتان، اسباب جدایی شما را از قافله انقلاب فراهم كرده و طعمه شیطان بزرگ ساخته است. شما البته- بخواهید یا نخواهید- «مگسك» شیطان بزرگ شده اید و او با شما، «گرا»ی هدف قرار دادن وحدت و امنیت ملی را پیدا می كند. كافی است در كلام سیاستمداران مستكبر دنیا بنگرید كه چگونه از عملكرد شما، جسور شدند و روحیه مایوس و از دست رفته را باز یافتند و از مجرای شما، طمع كردند یك ملت انقلابی را هدف قرار دهند. نصیحت مقتدای انقلاب و دلسوزان را بشنوید و به جان بخرید و نگذارید فریب و غرورتان مانع از شنیدن شود. «بین شما و موعظه و اندرز، حجابی از غرور و فریب است» (كلمات قصار نهج البلاغه، كلمه282)

2- امیرمؤمنان فرمود «ردّوا الحجر من حیث جاء فان الشرّ لا یدفعه الا الشرّ. سنگ را به همان جا كه انداخته شده برگردانید كه شر را جز شر دفع نمی كند.» جرم و خیانت بزرگی كه در حق تمامیت یك ملت- و نه هواداران این نامزد یا آن نامزد و این طیف یا آن طیف- واقع شد، لوث شدنی و مداهنه پذیر نیست. رخنه ای كه شغالان اجنبی را به باغ و بوستان دستاوردهای حاصل از دسترنج یك ملت می كشاند، باید بست. چنین رخنه ای حد وسط و مسالمت و مذاكره ندارد تا فردا روز، مجرای شبیخونی تازه باشد و زخم خنجری تازه را از جانب دشمنان كشور بر پیكر منافع و امنیت ملی بنشاند. این نردبان را باید انداخت و این طناب را باید برید. قبل از همه آمریكا و انگلیس باید به وقت خود و در جای خویش سنگی را كه به دشمنی انداختند پذیرا باشند. آنها باور نكردند حقیقت این تمثیل را كه اگر خانه ات از شیشه است، پس سنگ نینداز! آقای اوباما در كمتر از یك سال ثابت كرد به لحاظ بهره هوشی، بهتر از آقای بوش نیست كه به درستی و پس از چند سال ریاست جمهوری آمریكا، در دنیا درباره اش گفته شد «امیدواریم او احمق تر از آن چیزی كه قیافه اش نشان می دهد، نباشد» و بود! برخی تحلیل ها در محافل آمریكایی، نگرانی از تلافی ایران را بروز می دهد.

اما درباره عقبه داخلی آنها باید گفت هیچ نظام سیاسی و هیچ حاكمیتی در دنیا- كاپیتالیستی باشد یا كمونیستی، دموكراتیك باشد یا توتالیتر و دیكتاتوری، آسیایی باشد یا آمریكایی و اروپایی- معارض شورشی و محارب را تحمل نمی كند. این را می توانید از منتقدان دانشگاهی و محقق در اروپا بپرسید كه صرفاً به خاطر پرسش از هولوكاست (مسئله اسرائیل) مشت و لگد خوردند، به زندان افتادند، بایكوت مطلق شدند و اگر عضو پارلمان بودند، حذف شدند و بیرون انداخته شدند. و باز می توان از سازمان سیا و دستگاه ناتوی فرهنگی سؤال كرد كه به تعبیر خانم فرانسس ساندرس پژوهشگر انگلیسی 000/300 مخالف- و نه آشوبگر- را به انواع مختلف ترور كردند و از سر راه برداشتند.

جمهوری اسلامی البته به بركت اسلام و اقتدار برآمده از آن، نه از مدل چینی و روسی پیروی می كند و نه از مدل كثیف تر آمریكایی- انگلیسی برای خشكاندن ریشه مخالفت با اصل نظام سیاسی و عملكردهای آن. این نظام، اپوزیسیون مخالف خود را تحمل كند و حقوقی را برای آن محترم می شمارد اما تا آنجا كه از این تحمل سوءاستفاده و از حد حق، تعدی نشود. در چنین وضعی، نظام جمهوری اسلامی- هیچ ابایی از نشان دادن قدرت به گروهك هایی كه به جنگ قانون اساسی، امنیت ملی، و جمهوریت و دموكراسی و رأی مردم می آیند، ندارد. در نظام اسلامی و در هیچ نظام سیاسی دیگری، حقوق بشر، به معنای حق شرارت و نقض حقوق یك ملت یا اكثریت آن نیست.چ
3- نشانه توبه، پشیمانی و عدم ارتكاب دوباره جرم است. نمایش فضاحت باری كه برخی رجال سیاسی در راهپیمایی باشكوه روز قدس و روز ملی مبارزه با استكبار جهانی ترتیب دادند، مصداق فرمایش معصوم(ع) است كه «هركس خود را خوار و سبك شمرد، از شر او ایمن مباش.» آنها آبروی خویش را با بدفهمی تمام، خرج بی آبروترین معاندان جمهوری اسلامی كردند. آیا خط زدن جمهوری اسلامی و سردادن شعار جمهوری ایرانی یا خط زدن مرگ بر آمریكا و اسرائیل و فحاشی علیه ستون خیمه انقلاب، نشانه ندامت بود؟ آیا جز این است كه شعار «جمهوری ایرانی» از سوی جمعیتی حداكثر چند هزار نفره، جنگی آمریكایی با جمهوری اسلامی- جمهوریتی با پشتوانه 40میلیون رأی دهنده- بود؟ آیا جز این است كه جمهوری اسلامی، ایرانی ترین جمهوری است و دیكتاتورهای دنیا و دنباله های آن با فن مغالطه به جنگ جمهوریت (ملت) و باورهای حیات بخش آن (اسلامیت) آمده اند؟ با این وجود تا «اتمام حجت» به «فصل الخطاب» و حكم ضروری نهایی نینجامیده راه بازگشت گشوده است، اگر مروت و حریتی در میان باشد. اما پیداست از حریت و مروت تا نفاق ورزی و تكاپو برای ساختن «مسجد ضرار» فرسنگ ها فاصله است. حریت و ادب، از حربن یزید ریاحی، اولین شهید كربلا می سازد كه تا قیامت مایه غبطه مجاهدان شود و نفاق، از آجر آجر خیانت و تزویر، مسجدی می سازد كه در كلام الهی تبدیل به نماد محاربه می شود و باید ویران گردد و سوزانده شود.

«و كسانی مسجدی ساختند برای زیان رساندن و كفر (پوشاندن حق) و تفرقه افكنی میان مؤمنان و كانون و كمین گاهی برای هر كس كه با خدا و رسولش از قبل محاربه كند. سوگند یاد می كنند كه نیكی و خوبی در نظر دارند و خداوند شهادت می دهد كه دروغ می گویند» (آیه 107 سوره توبه).

می گویند به قانون اساسی برمی گردیم. قانون حكم كند؟! بسم الله، چه چیز از این بهتر! اما بدون استثنا و تبصره و حیله یوم السبتی! «به بعضی ایمان می آوریم و به بعضی دیگر ]از آیات الهی[ كافر می شویم» منطق منافقین است. راه فلاح گفتن لااله الاالله است و نه «لااله» گفتن تنها. قانون «حق» دارد و «حد»، و بر متعدی از این حدود، حد جاری می شود تا قانون بماند نه اینكه سنگ روی سنگ بند نشود. قانون اساسی، اصل 5، 6، 9 داردكه بر ولایت امر و رهبری، اداره امور كشور از طریق رأی مردم و حفظ توأمان استقلال و آزادی كشور دلالت می كند. قانون اساسی در فصل سوم ذیل عنوان حقوق ملت (اصولی مانند اصل 24، 3 و 27) تمام حقوق معطوف به آزادی در زمینه احزاب، مطبوعات و تجمعات را برمی شمارد و در عین حال «اخلال در مبانی اسلام یا حقوق عمومی» و «نقض استقلال، آزادی، وحدت ملی، موازین اسلامی و اساس جمهوری اسلامی» را به عنوان خط قرمز تعیین می كند. همین قانون گرانبها مجددا در اصول مختلف (نظیر اصل57) بر جایگاه بی بدیل ولایت و رهبری تأكید می كند.

قانون اساسی در اصول 98، 99 و 118 منزلت خطیر شورای نگهبان را در تفسیر قانون اساسی و نظارت بر انتخابات گوناگون تبیین می كند و... سرانجام اینكه در همان فصل سوم و ذیل عنوان حقوق ملت، تصریح می كند «هیچ كس نمی تواند اعمال حق خویش را وسیله اضرار به غیر یا تجاوز به منافع عمومی قرار دهد»(اصل 40). اگر قانون اساسی قرار است «كلمه سواء» باشد و داوری كند یا «بدون تنازل» اجرا شود، حضرات باید توضیح دهند كه پیش از این به كدام اصل اساسی تمكین كرده اند؟ رأی مردم؟ نظارت شورای نگهبان؟

رهنمودهای ولی امر؟ عدم اخلال در حقوق عمومی و استقلال كشور و نقض اساس جمهوری اسلامی؟ اما پس از این! آیا حداقل، لفظا تعهد می دهند بعد از این، نقض قانون نكنند؟!
آنها كه كلام علی بن ابیطالب را نشنیدند و طعمه شیطان شدند، ناچار پس از هزیمت، این سخنان را از مقتدا شنیدند كه «بؤسا لكم، لقد ضرّكم من غرّكم» بدا به حال شما، به یقین به شما آسیب رساند آن كه شما را فریفت». امام در پاسخ این پرسش كه چه كسی آنها را فریفت، فرمود: «شیطان گمراه كننده و نفس فرمان دهنده به بدی. آنها را به آرزو فریفت و راه نافرمانی را هموار و گشاده نمود. به یاری، وعده شان داد و با سر در آتش انداخت» (كلمات قصار نهج البلاغه، كلمه 323).

می شود حریت و مروت پیشه كرد و می شود نهروانی شد. به تعبیر معصوم(ع) «مروت آن است كه خداوند تو را آنجا كه نهی كرده نبیند و از آنجا كه امر فرموده، غایب نیابد».

 




امانت داری و اخلاق مداری
استفاده از این مطلب فقط با ذکر منبع " علی احمدی" مجاز است.
نظرهم بدید.
شنبه 7/9/1388 - 19:1

رئیس جمهور با بیان اینكه دولت مصمم به اجرای لایحه هدفمند كردن یارانه ها است، وجود ساز و كارهای اجرایی مناسب برای انجام آن را ضروری دانست و گفت: این لایحه به تشكیلات و ساختار مجزا و مستقلی نیاز دارد.
به گزارش جام جم آنلاین به نقل از دفتر امور رسانه‌های ریاست جمهوری، محمود احمدی نژاد رئیس جمهور كشورمان صبح امروز دوشنبه در دیدار اعضای كمیسیون ویژه طرح تحول اقتصادی مجلس شورای اسلامی با قدردانی از زحمات و تلاش اعضای كمیسیون ویژه در بررسی لایحه با اشاره به اهمیت و بزرگی لایحه هدفمند كردن یارانه‌ها گفت: دولت لایحه را بر اساس نیازها و ساختارهای كشور و در راستای بهبود وضعیت اقتصادی آحاد مردم طراحی كرده است و بی شك اجرای این كار بزرگ نیازمند ساز و كارها و لوازم مناسبی است كه بدون آن كار مشكل و نشدنی خواهد بود .

وی افزود: اجرای لایحه به تشكیلات و ساختار مجزا و مستقلی نیاز دارد و دولت به عنوان كسی كه می‌خواهد این بار سنگین را به دوش بگیرد باید از این ساز و كارها برخوردار باشد .

رئیس جمهور همچنین با اشاره به مباحثی درباره وصل كردن لایحه هدفمند كردن یارانه‌ها به بودجه سالانه كشور، تصریح كرد: انجام چنین كاری موجب ایجاد تزلزل در تصمیم گیری ها و به زیان مردم و تولید كنندگان است.

احمدی نژاد روش اداره بخش اقتصادی كشور و چگونگی توزیع یارانه ها را ناعادلانه دانست و گفت: همگان نسبت به غیر عادلانه بودن روش فعلی توزیع یارانه ها متفق القول هستند و اصلاح آن را ضروری می دانند،از آنجایی كه نظام جمهوری اسلامی به دنبال برپایی عدالت است از این رو هدفمند كردن یارانه ها می تواند گامی در مسیر اجرای عدالت باشد.

وی ادامه داد: اجرای لایحه هدفمند كردن یارانه ها نیازمند شكل گیری عزمی واقعی و ملموس بین همه مسئولین كشور است.

رئیس جمهور در ادامه اظهار داشت: دولت قصد داشت این كار بزرگ را در سال گذشته با استناد به قوانین موجود كشور اجرا كند، اما بنا به خواسته دوستان لایحه ای را بر اساس نیازها و ساختارهای كشور و نیز توجه به بهبود وضع اقتصادی مردم تنظیم كرده و آن را به مجلس ارائه كرد از این رو انتظار دارد نمایندگان محترم به دغدغه ها و نگرانی های دولت عنایت ویژه ای داشته باشند.

احمدی نژاد همچنین از اعضای كمیسیون ویژه مجلس خواست با همفكری دولت ، ساز و كارهای مناسبی را برای اجرای صحیح این لایحه پیدا كنند.

در این جلسه مقرر شد، سه نفر از سوی دولت و سه نفر از مجلس شورای اسلامی راهكارهای تدوین ساز و كارهای اجرایی لایحه هدفمند كردن یارانه ها را مورد بحث و تصمیم گیری قرار دهند.

در این جلسه كه حجت الاسلام ابوترابی نایب رئیس مجلس شورای اسلامی نیز حضور داشت آقایان مصباحی مقدم، فرهنگی، عبدالهی، حسینیان، باهنر، آقایی، توكلی و اكبری در سخنانی ضمن تاكید بر ضرورت اجرای لایحه هدفمند كردن یارانه ها پیشنهادات و دغدغه های خود را مطرح كردند.
 

نظرهم بدید.


شنبه 7/9/1388 - 18:59

 «تلویزیون بی‎بی‎سی فارسی»، نامی است كه این روز‎ها ذهن بسیاری از اهالی رسانه را به خود مشغول كرده و مدام از آن می گویند؛ اما به‎راستی، این پدیده رسانه‎ای را چگونه می توان تحلیل كرد؟

«تلویزیون بی‎بی‎سی فارسی»، نامی است كه این روز‎ها ذهن بسیاری از اهالی رسانه را به خود مشغول كرده و مدام از آن می گویند؛ اما به‎راستی، این پدیده رسانه‎ای را چگونه می توان تحلیل كرد؟
گروهی از سر شوق، آن را تنها رسانه مستقل و حرفه‎ای فارسی زبان می دانند كه خلا اطلاع رسانی را در این منطقه زبانی پر كرده است. گروهی دیگر نیز آن را توطئه‎ای می دانند كه باید به نبرد مستقیم با آن پرداخت. اما این تلویزیون را چه می‎توان دانست؟ این یا آن یا هیچ‎یك؟
نگاهی موشكافانه به این شبكه تلویزیونی كه هنوز سال نخست فعالیت خود را پشت سر نگذاشته، نشان می دهد كه با فراز و فرود‎هایی مواجه بوده كه قابل تامل است؛ اما خواسته یا ناخواسته، این شبكه چون سایر بخش ‎های بنگاه خبرپراكنی انگلیس، بودجه خود را مستقیما از وزارت امور خارجه دریافت می كند. این شائبه‎ای است كه سال هاست، پیش روی این رسانه قرار دارد و هرگز نتوانسته پاسخی در خور داشته باشد.
این‎جاست كه می‎توان گام ‎های بی‎بی‎سی را نه در راستای اهداف آزادی خواهانه و مدرن دانست و همواره نگاهی مشكوك، ما را همراهی می كند. یا آن‎جا كه بی‎بی‎سی را می توان به صورت رایگان در منطقه فارسی زبان قاره كهن دید؛ اما شهروندان بریتانیایی كه این شبكه محصول مالیات ‎های آن‎ها است، باید پول پرداخت كرده و برنامه‎ها را تماشا كنند!
آری، در چنین فضایی است كه به نظر می رسد باید به بازبینی و تعریف از بی‎بی‎سی فارسی پرداخت. در این نقطه است كه جهت گیری ‎های این شبكه كه در راستای محل دریافتی بودجه آن است، بیش از پیش آشكار می شود. و البته افولی كه این شبكه، در ایام اخیر داشته است. دلیل این افول چیست؟
غیبت این رسانه در مهم ترین حوزه پوششی اش كه ایران است. این افتراق باعث شده تا روند تحولات و تحلیل مربوط به آن‎ها، آن‎گونه كه باید دریافت نشده و در برخی موارد نیز به انگاره سازی منتهی شود. البته رویكرد این شبكه به روزنامه نگاری شهروندی را می‎توان در راستای ترمیم این خلا دانست كه اگرچه در اوایل با اقبالی مواجه بود؛ اما اكنون دیگر تب و تاب گذشته را ندارد. این را هم باید در غیرمستند بودن این مدل ارتباطی، تفسیر‎های غیر واقع براساس این مدل، عدم اقبال ایرانیان به این مدل و... جست‎وجو كرد.
این‎ها همه یك طرف، اما به‎راستی، بی‎بی‎سی آن چیزی هست كه به ما نشان داده می شود؟ با این میزان اقبال و اثرگذاری؟ به نظر می رسد پاسخ می‎تواند منفی باشد. یعنی، در اثرگذاری و دربرگیری این شبكه بزرگ نمایی صورت گرفته و تلاش شده تا در این راستا، راستی نمایی صورت گیرد؛ در حالی‎كه چنین نیست. اتفاقی كه در نظرسنجی كه در شهر تهران، به‎عنوان مركز تحولات سیاسی ایران، صورت گرفته، كاملا مبرهن است. در افكارسنجی كه در اوایل تابستان سال جاری صورت گرفت، فقط سی‎وپنج درصد شهروندان تهرانی از تلویزیون ‎های ماهوار‎های (اعم از بی‎بی‎سی یا غیر آن) به‎عنوان منبع خبری بهره می‎برند. در این بین، فقط چهل‎وپنج درصد آن‎ها به اخبار ارسالی اعتماد دارند.
هجده درصد نیز اصلا اعتمادی ندارند. اما بازتاب این سئوالات در انتهای ماه پیش چه بود؟ این بهره‎مندی به بیست‎وپنج درصد كاهش یافته است. اكنون، فقط سی‎وپنج درصد تهرانی‎ها اعتماد خود را حفظ كرده‎اند و هجده درصد سابق هم همچنان بی اعتماد هستند.
به نظر می رسد پروژه تلویزیون فارسی بی‎بی‎سی كه با تبلیغات فراوان آغاز شد و ادامه نیز یافت، اكنون با چالش ‎های جدی مواجه شده كه تداوم حیاتش را به مخاطره ‎انداخته است. به‎راستی، مدیران این رسانه با چالش ‎های پیش رو چه خواهند كرد؟

نویسنده:علی احمدی

شنبه 7/9/1388 - 18:58

 

فارکس چیست؟

فارکس اختصار ارز خارجی است و یک ارز جهانی بین بانکی یا بازار بین معامله گران است که در آن از سیستم نرخ ارزهای شناور استفاده میشود. اکثر مردم دانش کمی در مورد فارکس دارند. فارکس بزرگترین بازار سرمایه گذاری جهان با تعداد تقریبی 5/1 الی 2 تریلیون دلار در روز است. بعضی افراد برآورد می کنند که مبادلات سهام نیویورک 2 تا 3 ماه تجاری طول می کشد که معادل یک روز کاری درفارکس است.

بازار فارکس چگونه بازاری است؟
بازار فارکس بازار بسیار بزرگی است که افراد زیادی در آن شرکت می کنند که نه تنها یک بازیگر بلکه حتی یک دولت بزرگ نیز نمی تواند کاملا کنترل مسیر و جهت طولانی مدت بازار را کنترل کند. بنابراین تعدادی از متخصصان از فارکس بعنوان " بهترین و سطح بالاترین زمین بازی" یاد کرده اند.

موقعیت مرکزی بازار فارکس چیست؟
در شرح تجارت " فارکس" کلمه بازار کلمه گمراه کننده ای است چراکه برای اکثر ابزارها و وسایل ارزی موقعیت مرکزی وجود ندارد که در آنجا معاملات انجام شود. Bulk تجارت فارکس بین صدها بانک بزرگ است که معاملات کمپانیهای بزرگ و دولتها را انجام می دهد. این موسسات مکررا نرخ ارزها را در اختیار یکدیگر و بازار گسترده تر قرار می دهند . آخرین نرخ اعلام شده یکی از این بانکها ، آخرین نرخ بازار برای آن ارز است. معاملات از طریق اینترنت بوسیله تلفن و از طریق ترمینالهای کامپیوتر در صدها نقطه از جهان انجام می شود.

تجارت فارکس چه زمانی انجام می شود؟
اولین جلسه که جلسه توکیواست هر هفته صبح دوشنبه در منطقه آسیا – اقیانوسیه که نیمه شب شنبه در آمریکاست شروع می شود. معاملات همچنان بدون وقفه انجام شده و به سمت لندن و نیویورک حرکت می کند تا بازار در بعداز ظهر جمعه بسته شود.

نخستین ارزهایی که در فارکس معامله می شوند چه ارزهایی هستند؟
برای اکثر کارگزاران آن لاین 4 جفت ارز مهم وجود دارد که تقریبا سریع ترین نقدینگی را ارائه می کنند.
یورو/ دلار آمریکا
دلار آمریکا/ ین ژاپن
پوند انگلیس/ دلار آمریکا
دلار آمریکا/ فرانک سوئیس

هر فردی چند بار معامله می کند؟
زیبایی تجارت فارکس به صورت انفرادی آن است که یک فرد می تواند به صورت موقتی معامله کند یا هر مدت زمان که خودشان می خواهند معامله می کنند. آنها می توانند از استراتژیهای طولانی مدت برای معاملات خود استفاده کنند که در این استراتژیها یک یا دو بار در روز باید بازار را چک کنند یا اینکه می توانند از متودهای کوتاه مدت که نیاز به بررسی بازار تنها برای چند ساعت در روز دارد استفاده کنند.

Margin call
حد تعیین شده برای دلار است که یک معامله گر پایین تر از آن محدوده نمی تواند برود. یک margin level نه تنها ریسک کردیت را پایین می آورد بلکه بازار را به صورت جامع و کامل حفظ می کند.

Bid/ Ask و Spread
Bid بالاترین نرخی است که فروشنده برای یک ارز خاص در همان لحظه پیشنهاد می کند.
Ask پایین ترین نرخ قابل قبول برای خریدار است. اختلاف بین این دو Spread است یعنی اختلاف نرخی که توسط معامله گر برای فروش چیزی پیشنهاد می شود و نرخی که معامله گر برای خرید آن وجه می پردازد است.


حداقل مقدار سرمایه گذاری چقدر است ؟
-300دلار

چقدر احتمال ریسک وجود دارد ؟
-
برای مبتدی 90 درصد خطر ضرر و 10 در صد احتمال سود است
-
برای حرفه ای حدود 20 تا 30 درصد ضرر و 70 تا 80 درصد احتمال سود است.(این مبحث بسیار مفصل است)

در صورت منصرف شدن در میان کار می توان قرارداد را فسخ کرد ؟
-
بله بدون هیچ مشکلی میتوان قرارداد را لغو و پول را پس گرفت.


چه نسبتی میان میزان سرمایه و سود و یا ضرر دهی وجود دارد؟
- در میان مبتدیانی که خود معامله میکنند این نسبت در ضرر بسیار زیاد است بدین معنا که این اشخاص به سرعت پول خود را از دست میدهند (کمتر از یک ماه)
- در میان معامله گران حرفه ای که بین 70 تا 80 درصد سود کننده هستند معمولا در سال سرمایه اولیه آنها به چند برابر تبدبل میشود.

چطور می توانم یک حساب real باز کنم؟
لطفا به قسمت باز کردن حساب واقعی مراجعه کنید.


آیا می توانم از سپرده ام بعنوان یک حساب بانکی معمولی برای پرداخت صورتحسابها، صدور کردیت کارت و غیره استفاده کنید؟
خیر از آن سپرده تنها بعنوان یک سپرده بیمه شده برای تجارت فارکس می توان استفاده کرد.


آیا می توانم 24 ساعته معامله کنیم ؟
بله از طریق اینترنت شما می توانید دسترسی 24 ساعته به بازار داشته ومعامله کنید.

آیا می توانم یک پوزیشن باز را برای چند روز نگه دارم؟
شما می توانید پوزیشن خود را برای یک مدت زمان نامشخص نگاه دارید.

نرخ پیپ برای یک ارز ارائه شده چیست؟
نرخ پیپ برای 1 لات استاندارد در واحد های ارزی اصلی 10 دلار است.


به چه صورت می توان با این بازار آشنا شد و کار کرد؟
- استفاده از سایت
- دانلود
نرم افرار متاتریدر از سایت و نصب آن روی کامپیوتر شخصی خود
- دریافت کاتالوگهای فارسی


آموزش آشنائی کار با نرم افزارمتا تریدر چه مدت زمانی طول می کشد تا ما بتوانیم فعالیتی را آغاز کنیم؟
- در صورتی که آشنایی با کامپیوتر و ویندوز داشته باشید کمتر از 1 روز برای آموزش کافی است.


آیا محدودیت سنی وجود دارد یا خیر؟
- باز کنند حساب باید بالای 15 سال سن داشته باشد.


انجام معاملات نیاز به چه امکاناتی دارد ؟
- یک دستگاه کامپیوتر ( چاپگر در صورت امکان)
- خط اینترنت قابل اطمینان
- نصب نرم افزار ان تریدر روی آن کامپیوتر

نقل این مطلب باذکرمنبع مجازاست. لطفانظرهم بدید.

شنبه 7/9/1388 - 18:18

 

سهام شرکتها پس از پذیرش در بورس اوراق بهادار و درج نام انها در تابلو بورس قابل خرید و فروش میشوند و عرضه و تقاضا و در نتیجه قیمت تابلو برای انها شکل میگیرد . بورس اوراق بهادار به عنوان بازار سهام که در ان اوراق برای بار دوم و دفعات بعدی معامله میشوند به این معاملات رونق میدهد و به نوعی این معاملات را تسهیل و نظارت مینماید.

بطور کلی سهامداران شرکتهای بورسی دو دسته اند :

1- کسانی که سهام شرکت را در پذیره نویسی خریده اند و مالک ان هستند .

2- افرادی که سهام شرکت را بعد از ورود به بورس خریده اند و مالک ان هستند.

خرید و فروش و معامله روی سهام شرکتها پس از ورود به بورس تنها از طریق کارگزاران رسمی سازمان بورس اوراق بهادار صورت میگیرد و معامله سهام شرکتهای بورسی خارج از بورس ممنوع و عواقب سو ناشی از ان بعهده خریدار میباشد.

کارگزاریها شرکتهایی هستند که به عنوان واسطه میان خریداران و فروشندگان عمل میکنند و در این میان برای انجام معاملات کارمزدی دریافت میکنند. انتخاب کارگزاران توسط سازمان و تحت شرایط خاصی و پس از برگزاری ازمون میباشد.

اولین اقدام برای خرید سهام در بورس اوراق بهادار دریافت کد معاملاتی میباشد. برای دریافت کد معاملاتی میبایست همراه با شناسنامه و کد ملی پس از مراجعه به کارگزاری درخواست دریافت کد نمود.معمولا پس از یک روز کاری کدی 5 رقمی از طرف سازمان بورس به درخواست کننده تعلق میگیرد که این کد بهمراه سه حرف اول نام خانوادگی بطور اختصاصی متعلق به شخص میگردد .پس از ان میتوان سرمایه گذاری و خرید سهام در بورس را انجام داد .

برای خرید پس از واریز وجه به حساب کارگزاری میبایست شخصا به کارگزاری مربوطه مراجعه و نسبت به تکمیل فرم درخواست خرید اقدام نمود.

فرم درخواست خرید باید به دقت و بطور کامل تکمیل گردد (مسئولیت هرگونه اشتباه به عهده خریدار است ) .

مهمترین قسمتهای این فرم عبارتند از مشخصات شخصی به همراه کد خریدار و ادرس پستی و قسمت مربوط به شرکت مورد نظر که شامل نام شرکت - تعداد سهام مورد نظر جهت خریداری – مبلغ سرمایه گذاری (در صورتی که محدود باشد ) و همچنین چگونگی اعلام خرید یا تعیین قیمت خرید به کارگزار است .اینکه ایا قیمت باز باشد؟ محدوده تعیین قیمت خرید چه مقدار باشد ؟ مدت زمان خرید چقدر است ؟ و.........

قسمت بعد مربوط به نحوه پرداخت وجه میباشد .که لازم است شماره فیش واریزی به حساب و مبلغ واریزی مشخص شود.

سپس یک نسخه از فرم تکمیل شده در اختیار خریدار قرار میگیرد که بعنوان رسید دریافت درخواست خرید میباشد.

پس از انجام این مراحل کارگزار مربوطه میبایست در اولین فرصت اقدام به خرید سهام درخواستی مشتری بنماید . معمولا کارگزاران پس از دریافت درخواست خرید در یکی از ساعات کاری بورس که از شنبه تا چهارشنبه هر هفته از ساعت 9صبح تا 30/12 ظهر میباشد اقدام به خرید سهام درخواستی مینمایند.

پس از اینکه سهام مورد نظر توسط کارگزار خریداری شد خریدار میتواند با مراجعه به کارگزاری اقدام به دریافت اعلامیه خرید که حاوی جزئیات خرید از قبیل نام و تعداد سهام شرکت خریداری شده و همچنین قیمت معامله شده میباشد بنماید. این برگه در واقع سند رسمی خرید در تالار بورس اوراق بهادار میباشد .

بعد از گذشت حدود 10 روز کاری خریدار سهام میتواند با مراجعه به کارگزاری و تسلیم درخواست خرید برگه اصلی سهام خود را که نام شرکت – تعداد سهام و سرمایه شرکت و نام دارنده سهام و تعداد سهامی که در مالکیت شخص است در ان مندرج است را دریافت نماید .توضیح اینکه در صورتی که شخص خریدار قبلا نیز سهامدار شرکت مزبوربوده باشد در برگه جدید تعداد کل سهام متعلق به شخص درج میگردد و برگه سهام قبلی از درجه اعتبار ساقط میگردد.

در هر معامله مبلغی به عنوان کارمزد پرداخت میشود که برابر است با 4/.% سهم کارگزار و 15/.% سهم توسعه عوارض بورس که در هر معامله خرید برابر 55/.% مبلغ کل خرید میباشد و در زمان فروش این مبلغ به اضافه 5/.% مالیات از کل مبلغ دریافت میگردد.

پس از انجام معامله خریدار جدید بعنوان مالک تعداد سهام خریداری شده شناخته میشود و این تغییرات در دفاتر شرکت سهامی عام درج میگردد . بعد از این شرکت خریدار جدید را بعنوان سهامدار و مالک سهام میشناسد و هر گونه اطلاعیه ای را به ادرس خریدار جدید ارسال مینماید.

خریدار سهام پس از 4 روز کاری ازاد است تا در صورت لزوم نسبت به فروش سهام خویش اقدام نماید .

پس فروشندگان سهام شرکتهای بورسی دو دسته اند . کسانی که سهام شرکت را در پذیره نویسی خریداری کرده اند و پس از پذیرش در بورس اوراق بهادار اکنون قصد واگذاری ان را دارند و دسته دوم کسانی که از طریق بورس اوراق بهادار اقدام به خرید سهام نموده اند و پس از گذشت 4 روز کاری یا بیشتر قصد فروش ان را دارند.

بهرحال برای فروش سهام نیز لازم است با در داست داشتن اصل برگه سهام و یا در صورت عدم دریافت اصل برگه با داشتن رسید درخواست خرید به کارگزاری مربوطه یا کارگزاری دیگری مراجعه نموده و اقدام به تکمیل فرم درخواست فروش و فرم وکالتنامه فروش به کارگزار نمود .تکمیل فرم درخواست فروش تقریبا شبیه فرم درخواست خرید است . مبلغ حاصل از فروش در حساب فروشنده در نزد کارگزار میماند تا زمانی که شخص دستور خرید جدیدی بدهد و یا تقاضای دریافت چک نماید .

ادامه دارد - علی احمدی

<< نقل این مطالب فقط با ذکر منبع مجاز است >>

باتشکرنظر هم بدید.
شنبه 7/9/1388 - 18:15

 

 

فارکس ،بازار ارز جهانی

فاركس، بازار جهانى خرید و فروش ارز است؛ بازارى كه بانك ها و مؤسسات مالى بزرگ در آن ارزهاى مختلف جهان مانند دلار و یورو را معامله مى كنند. این بازار برعكس بازارهاى سهام كه در مكان فیزیكى خاصى انجام مى شود در جاى خاصى متمركز نیست به این معنى كه كار بازار سهام آمریكا با باز شدن تالار بورس نیویورك در خیابان وال استریت آغاز مى شود. اما خرید و فروش دلار مكان خاصى همچون تالار وال استریت ندارد و فقط از طریق تلفن یا شبكه ارتباط بین بانك ها و امروزه اینترنت جریان مى گیرد. بازار ارز بین المللى (Foreign Exchanage) هر دوشنبه با باز شدن بانك هاى استرالیا شروع به كار مى كند. بانك هاى این قاره شروع به معامله ارز و دادن قیمت به مشتریان در كلیه نقاط دنیا مى كنند، سپس وقتى این بانك تعطیل مى شود بانك هاى كشورهاى آسیایى كه صبح را آغاز كردند این كار را ادامه مى دهند تا این چرخه به بانك هاى اروپا و آمریكا برسد. این چرخه زمانى پنج روز هفته بدون یك ثانیه توقف تا روز شنبه ادامه دارد. به عبارتى بزرگ ترین بازار معاملاتى دنیا با ۱/۶ میلیارد دلار معامله روزانه (۴۰ درصد بازار تجارت الكترونیكى) نور خورشید را دور تا دور زمین تعقیب مى كند تا یك لحظه هم از معامله باز نایستند تا عده اى سود و عده اى نیز ضرر برند.

بازیگران بازار
بازیگران قدیمى این بازار، بانك ها هستند. اما در حال حاضر به مدد اینترنت، شركت هاى بزرگ، صادركنندگان، وارد كنندگان، سفته بازان و مردم عادى نیز به این بازار دسترسى دارند. از سال ۱۹۹۸ كه اینترنت، دسترسى مردم عادى را به این بازار راحت تر كرد و خرید و فروش از طریق اینترنت مورد استقبال فراوان معامله گران (Dealers) كشورها قرار گرفت، فاركس هم مرز كشورها را پشت سر گذاشت و افراد عادى در كشورهاى مختلف مانند آمریكا، روسیه، هند، اوكراین و حتى ایران بازیگران جدید این بازار شدند.

 


فارکس یک بازار بین بانکی است که در سال 1971 زمانی که تجارت جهانی از قیمتهای ثابت به قیمتهای شناورتغییر کرد تاسیس شد. فارکس مجموعه ای است که در آن مبلغ مشخصی از پول براساس ارز رایج یک کشور به ارز رایج کشور دیگربا نرخ برابری مشخص وتوافق شده و درتاریخ معین توسط تعدادی معامله گر تبادل می شود. در طول تبادل نرخ برابری یک ارز نسبت به ارز دیگر به راحتی تعیین می شود: براساس عرضه و تقاضا- تبادلی که هر دو طرف معامله با آن موافق هستند.

دامنه معاملات در بازار جهانی ارز دائما" رو به رشد است، که این امر بستگی به پیشرفت تجارت بین المللی و محدودیت های ارزی در بسیاری از کشورها دارد. تبادلات روزانه معاملات جهانی در اواسط 1998 به 1.982 بیلیون دلار رسید(بازار انگلستان 32% و بازارنیویورک بیش از 18% و بازار آلمان10% معاملات روزانه را تشکیل می دادند). نه تنها گسترش دامنه معاملت بلکه نرخ توسعه بازار نیز بسیار جالب است. در سال 1977 میزان مبادلات روزانه 5 بیلیون دلارآمریکا بود، اما بعد از ده سال به600 بیلیون دلار امریکا و در سال 1992 به 1 تریلیون رسید. معاملات احتکاری یعنی محاسبه نرخ های برابری که در بیش از 80% مجموع تبادلات وجود دارد سود گرفت. این محاسبات تعداد زیادی از گروهها را اعم از سرمایه گذاران خرد را به خود جلب می کند.

با پیشرفت فن آوری اطلاعات به بالاترین درجات در دو دهه اخیر، بازاربه مرحله فراتر از شناخت راه یافته است. زمانیکه این بازار با هاله ای از ابهام پوشیده می شود، حتی متخصصان هم دیگر قادر به تشخیص وضعیت بازار نمی باشند. سیستم فارکس تحسین همگان را برانگیخته، هر چند معاملات در بازار فارکس در گذشته ای نه چندان دور یکی ازبزرگترین امتیازات بانکهای انحصاری محسوب می شد، در حال حاضر به لطف سیستم تجارت الکترونیک فراگیر شده و اکثر بانکها نیز ترجیح می دهند تا در سیستم الکترونیکی تجارت کنند تا اینکه تن به معاملات دوطرفه بدهند. کارگزاران الکترونیکی 11% تبادلات در بازار فارکس را به خود اختصاص داده اند. دایره معاملات روزانه بزرگترین بانکها دویچه بانک، بارکلی بانک، یونیون بانک سوئیس، سیتی بانک، چیس منهتن بانک، بانک استاندارد چارتربه بیلیونها دلار رسیده است.

بازار فارکس به عنوان مکانی برای به چالش کشیدن قدرتهای مالی و روحی و روانی اشخاص برای کسب درآمد آسان طراحی نشده است. گاهی اوقات بعضی اشخاص با یک چنین هدفی وارد می شوند، ولی این کار برای مدت کوتاهی خواهد بود. کلید استفاده مفید و سودآور از فارکس "زیرکی" است. یکی دیگر از رموزموفقیت دربازار فارکس بدون توجه به اینکه چقدر قوی به نظر برسد، پشتکار و استقامت آن می باشد. همه می دانند که سقوط های ناگهانی یکی از خصوصیت های بازارهای مالی است. اگرسهام با کاهش قیمت روبرو شود یعنی با شکست روبرو شده است. اما اگر دلار ضعیف شود یعنی یک ارز مقابل دیگری قوی شده است. برای مثال در اواسط سال 1998 ین ژاپن به اندازه یک چهارم از دلار قوی تر شد. در همان روزها دلار آمریکا در حدود 12 درصد افت کرد. در هر حال بازار هرگز ازبین نرفت و تجارت روال عادی خود را ادامه داد. به این ترتیب است که بازارها و تجارتهای وابسته به ارز همواره پایدار هستند و همواره می توانند تجارت خود را داشته باشند.

فارکس یک بازار 24 ساعته است که به زمان خاصی برای تبادل ارزهای مختلف نیاز ندارد. تجارت در فارکس میان بانکهای مختلف در هر کجای دنیا شکل می گیرد. نرخ های تبادل ارز بسیار انعطاف پذیرند و مرتبا" تکرار می شوند بنابراین هر روز امکان انجام معاملات زیادی وجود دارد. اگر ما سیاست و تکنولوژی تجارت قابل قبول و مناسبی داشته باشیم می توانیم به تجارتی مشغول شویم که قابل مقایسه با هیچ تجارت دیگری نباشد. بی دلیل نیست که بانکهای بزرگ و مهم هزینه زیادی را صرف خرید تجهیزات الکترونیکی گران می کنند و معامله گران زیادی را در بخشهای مختلف بازار فارکس به کار می گمارند.

هزینه های ورود به این بازار بسیار اندک است. در واقع با چند هزار دلار می توان هزینه آموزش اولیه، خرید کامپیوتر، هزینه پیداکردن یک شرکت خدمات اطلاع رسانی مناسب و افتتاح یک حساب را تامین کرد. هیچ تجارت واقعی دیگری با این پول نمی تواند ایجاد شود. برخورداری از خدمات مناسب و انتخاب بهترین کارگزاریک کار مهم است. بقیه بستگی به خود معامله گر دارد. برخلاف سایر فعالیت های تجاری همه چیز بستگی به شخص شما دارد.

نکته اصلی برای داشتن عملیات موفق در بازارمیزان سرمایه ورودی نیست بلکه نکته اصلی، توانایی تمرکز مستمر ومطالعه بازارو درک مکانیزم آن و نیز علایق شرکت کنندگان در آن می باشد. این اصل اثبات سرمایه است ومعامله هر فرد به نظمر عملکرد وی بر می گردد. هیچ کس با تمرکز برروی روش یک نفر دیگر نمی تواند در این بازار با موفقیت عمل کند. بازار از هر چیز دیگری قوی تر است، حتی از بانکهای مرکزی با ذخیره های کلان ارزی هم قوی تر و پایدارتر است. جورج سوروس، قهرمان ملی بازار فارکس، همانطور که خیلی از مااعتقاد داریم بانک انگلستان را به پیروزی نرساند بلکه به درستی تشخیص داد که درسیستم مالی اروپا تناقضات اساسی وجود دارد که مشکلات زیادی را ایجاد کرده که مجموع آنها از رشد پوند جلوگیری خواهند کرد، این دقیقا" چیزی بود که اتفاق افتاد. بانک انگلستان با اختصاص بیش از 20 بیلیون دلار آمریکا و تزریق آن به بازار موجب تثبیت نرخ پوند شد. بازار این مشکل را حل کرد و سورس به بیلیونها دلار خود رسید.
سیستم مالی جهانی در طول هزاران سال تاریخ بشرمسیرهای طولانی زیادی را طی کرده است اما مطمئنا" تغییرات جالب و فراتراز ذهنی در حال تجربه است. دو تغییر اساسی که تصویر جدیدی از سیستم مالی جهانی ایجاد می کنند عبارتند از:

* پول کاملا" جدا از هررسانه قابل لمسی است.

* فن آوری های قوی ارتباطی و اطلاعاتی این امکان را ایجاد کرده اند تا سیستم های مالی کشورهای مختلف به یک سیستم مالی جهانی تبدیل شوند که هیچ حد و مرزی ندارد.




چند نوع از ویژگیهای جذاب بازار


نقدینگی: بازاربراساس عرضه مبالغ بالای پول عمل می کند و معامله گر آزادی مطلق برای باز کردن یا بستن یک معامله درنرخهای جاری در هر لحظه را دارد. نقدینگی بالای این بازار جذابیت بسیار قوی برای هر سرمایه گذاردارد، چون این امکان را به او می دهد که هر معامله ای با هر اندازه ای را انجام دهد.

سرعت: با یک برنامه کاری 24 ساعته شرکت کنندگان بازار ارز نیازی ندارند همانند بازارهای دیگرصبر کنند تا به اتفاقات و پیشامدهای مختلف واکنش نشان دهند.

قابلیت دسترسی: امکان معامله در تمام طول شبانه روز، معامله گر نیاز به انتظار جهت پیش آمدن رویدادها ندارد.

قوانین انعطاف پذیر سیستم معاملاتی: یک معامله در فارکس می تواند به صلاحدید معامله گر از قبل برای زمان خاصی تعیین شود، به این ترتیب هر کس می تواند برای فعالیتها و معاملات آینده خود از قبل برنامه ریزی داشته باشد.

ارزش(بها)بازار: فارکس به طور سنتی هرگز برای خدمات خود هزینه ای را در نظر نگرفته است، به جز کارمزدی که به طور طبیعی در بازار برای عرضه و تقاضا بین قیمتهای خرید و فروش در نظر گرفته می شود.

پیشنهادات تک نرخی: با نقدینگی بالای این بازار، فروشها می توانند درنرخ های یکسان بازار انجام می شوند و نیز نگرانی از بابت مشکلات گذرا که در رابطه با معاملات آینده و سایر سرمایه گذاریها وجود دارد را از بین می رود ومعاملات با مبالغ معینی از ارز، در زمانی مشخص و با نرخ های مشخصی انجام می شود. BR>
گرایش بازار: ارز در مسیرهای خاصی نوسان می کند که تا محدوده زمانی نسبتا" طولانی می تواند به این ترتیب تکرار شود. هر ارز مشخصی تغییرات موقتی خود را نشان می دهد و به این ترتیب فرصتهایی را در اختیار مدیران سرمایه می گذارد تا در بازار فارکس به کارببرند.

بودجه احتیاطی: میزان اعتبار در بازار فارکس فقط با توافق نامه ای که بین مشتری و بانک یا کارگزاری که او را به بازار وارد می کند تعیین می شود و معمولا"1:100 می باشد. یعنی هر مشتری می تواند حتی با سپرده 1.000 دلار معامله 100.000 دلاری را انجام دهد . این اعتبار بسیار زیاد می تواند در ارتباط با توجه به نرخهای متغیر ارزهای مختلف سطح سوددهی و همچنین ریسک کار را افزایش دهد.

سیستم تجارت با بودجه احتیاطی


معاملات نوعی درون بانکی دربازارفارکس تا سطح 10 میلیون دلارانجام می شود. کاملا" واضح است که یک سرمایه گذارجزء از پس یک چنین معامله ای برنمی آید- حداقل برای اکثریت اینطور است.

حضور سرمایه گذاران متوسط و کوچک در بازار فارکس با وساطت شرکتهای کارگزاری و واسطه آسان شده است. سرمایه گذاران متوسط و کوچک از کشورهای مختلف می توانند با حداقل سرمایه ای به مبلغ 2.000 دلار برای انجام معامله به بازار جهانی فارکس وارد شوند. یک شرکت واسطه به مشترکان خود اعتبار معاملاتی می دهد- که این اعتبار چندین برابر بزرگتر از مبلغ سپرده است. کارگزارانی که خدمات معامله با بودجه احتیاطی را انجام می دهند مستلزم هستند که به مبلغ سپرده شده اعتبار دهند و برای مشتری فرصتی را ایجاد کنند تا بتوانند معاملات خرید و فروش را در بازار فارکس با مبلغی 50، 100 و یا گاهی 200 برابر مبلغ سپرده خود انجام دهند. مشتری کسی است که ریسک ضرر را تحمل می کند؛ مبلغی که بابت سپرده قرارداده شده است امنیت کارگزار را برقرار می کند. سیستم انجام معاملات از طریق یک شرکت کارگزاری یا واسطه با اعتبار معاملاتی، معامله با بودجه احتیاطی نامیده می شود.

برای روشن شدن مطلب می توان گفت که اساس و هسته معامله با بودجه احتیاطی به این ترتیب است: سرمایه گذار با سرمایه سپرده می تواند وامهای بزرگی را دریافت کند که زیان احتمالی به این وام آسیبی نخواهد نرسانده و از سپرده کم می شود هر گونه زیانی که در معاملات فارکس تحمیل شود این سپرده است که آن را تحمل می کند.

همانطور که در بالا ذکر شد برخلاف تبادلات واقعی ارزها یا نقل وانتقالات آنها، این امکان برای بخشهای مختلف فارکس به ویژه کسانی که بودجه های کوچک دارند فراهم است که می توانند با استفاده از معامله با بودجه احتیاطی یا اعتبار معاملاتی در این بازار معامله کنند. در معامله با بودجه احتیاطی، هر معامله باید دو مرحله داشته باشد- خرید / فروش ارزهای مختلف دریک قیمت و بعد فروش/ خرید اجباری در قیمتی دیگر یا همان قیمت است. عمل اول بازکردن یک موقعیت معامله است و عمل دوم بستن یک موقعیت یا معامله است. بازکردن یک معامله با روند واقعی تبادل ارز همراه نیست ومشتری ای که معامله ای را بازکرده است سپرده ضمانتی خود را برای تحمل ضررهای احتمالی به کار می گیرد. در زمان بستن یک معامله سپرده ضمانتی مسترد شده و سود و زیان احتمالی محاسبه می شود.

هر معامله براساس بودجه احتیاطی باید شامل دو بخش باشد: بازکردن یک معامله و بستن یک معامله. برای مثال، وقتی پیش بینی می شود که ارزش یورو در مقابل دلاربالا می رود ما می خواهیم با دلار خود یوروی ارزان تر بخریم و وقتی گرانتر شد بفروشیم. در این مورد، معامله به این صورت خواهد بود: بازکردن یک معامله- خرید یورو؛ بستن یک معامله. مادامی که ما معامله خود را نبسته ایم یک "معامله باز یورو" داریم. به همین ترتیب وقتی ما فکرمی کنیم که یورو در مقابل دلار ارزان تر می شود، بنابراین معامله ما مراحل زیر را طی خواهد کرد: بازکردن یک معامله- فروش یوروی گران تر؛ بستن یک معامله- خرید یوروی ارزان تر. بنابراین ما قادر خواهیم بود تا از نزول و یا صعود نرخ سود حاصل کنیم.

شما فقط از طریق یک واسطه می توانید به بازارفارکس وارد شوید. یک شرکت معامله گر می تواند به عنوان یک واسطه عمل کند. این شرکت یک خط ارتباطی (تلفن یا کامپیوتر) با کارگزاری که مظنه ها وقیمتها در فارکس اعلام می کند برای شما برقرار می کند و شما از طریق همین کارگزار می توانید معاملات خود را انجام دهید. شما می توانید از طریق کامپیوتر شخصی خود در منزل مستقیما" این کار را شخصا" انجام دهید. این روش اخیرا" بسیار رایج شده است. قیمتهایی راکه شما روی کامپیوتر شخصی خود می بینید قیمتهای واقعی معاملاتی در فارکس هستند.

مشتری جهت ورود به بازار قراردادی را بنام خود یا شرکت واسطه منعقد می نماید. در این صورت، شرکت از زمان ورود به معامله پذیرای ریسک خواهد بود، بنابراین مشتری مبلغ شخصی را به عنوان سپرده تضمینی به بانک واریز می کند. مقدار این سپرده متناسب با میزان معامله بانک و نیز اعتبار معاملاتی که به مشتری داده شده، تعیین می گردد. اگر شرکت واسطه از این معامله متحمل ضرری شود، سرمایه گذار مسئول این ضرر خواهد بود و با سپرده خود این ضرر را جبران خواهد کرد. اگر شرکت واسطه، از معامله مورد نظر سودی حاصل کرده باشد نسبت به این سود در مقابل سرمایه گذار مسئول خواهد بود. و سود اصلی مورد نظر به حساب سپرده سرمایه گذار ریخته خواهد شد. دستور مشتری به شرکت واسطه جهت بستن یک معامله الزامی است اما شرکت هنوز با پول خود کارمی کند. در غیر این صورت ممکن است بانک یک معامله بلندمدت را همراه با یک معامله کوتاه مدت ببندد که در این صورت مشتری متحمل ضررهای احتمالی خواهد بود. در بازار جهانی معاملاتی که نرخ تبدیل دو ارز متقابل بیش از دو درصد تغییر کند بندرت پیش می آید و اگر مشترکی بطرز معقولی کارکرده باشد، تقریبا" نزدیک به غیرممکن است که سپرده خود را از دست دهد. اگر واسطه بانک این زیان بالقوه را تشخیص دهد، و اگر می تواند یک وضعیت را مستقیما" و بدون اینکه منتظر دریافت دستورالعمل مشتری شود، بازیافتی که از مبلغ سپرده تجاوز نکند، ببندد.

سرمایه معاملاتی متناسب با توانائی و استطاعت است. سرمایه گذاری بورس اوراق بهادار بیشتر کشورهای توسعه یافته خارجی که درآمد ثابتی ، دست پیداکرده اند جذابیت کمتری برای مشتریان ما دارند. اوراق قرضه خزانه داری آمریکا مسلما" مطمئین ترین و با ثبات ترین اوراق هستند، اما بسیار گران می باشند و سود کمی در حدود 6 درصد در سال دارند و بیشتر برای سرمایه گذاری بلندمدت مناسبند. سهام بازده بهتری دارد، به هر حال، مبلغ سود سهام بستگی مستقیم به موفقیت عملکرد سرمایه گذاران وسهامداران دارد. خرید سهام از جذابیت بیشتری برخوردار است ولی نیازمند سرمایه گذاری بالاتری نیز می باشد. سرمایه معالاتی فارغ از هر گونه محدودیتی است، شما براساس توقع خود می توانید دست به خرید و فروش بزنید و حدود یک الی سه درصد حجم معاملات وارد نقل و انتقال می شوند.


بزرگترین و كاراترین و پویاترین بازار مالی در جهان با گردش مالی روزانه 1.6 تریلیون دلار است .(30 برابرحجم معا ملات روزانه بازار سهام و اوراق قرضه و خزانه داری امریکا ).

فارکس خرید یک ارز و فروش ارز دیگر در یک بازارover the counter ( بازاری که مکان فیزیکی ندارد) می باشد که ارزها به صورت جفتی معامله می شوند مانند EUR/USD . حجم عظیمی ازاین معاملات ارزی به جای نقل وانتقال واقعی ارز,ازطریق بدهکار و بستانکار کردن حسابهای بانکی انجام می شود. با توجه به اینکه همه ملل بسوی جهانی سازی اقتصاد پیش می روند و همه فعالیتهای اقتصادی نهایتا باید به پول برگردانده شوند فعالیت این بازار ادامه خواهد یافت و هرگز متوقف نمی شود!

تاریخچه: پس از جنگ جهانی دوم دولتها جهت بازسازی اقتصادی کشورهای مطبوعشان تصمیم گرفتند تا با ثابت نگه داشتن قیمت ارزها نسبت به دلار آمریکا با آرامش و آسودگی خیال به تحکیم مبادلات تجاری بین خود بپردازند، اما این مورد تا سال 1971 بیشتر دوام نداشت و پس از آن بنابر شرایط خاص جهان قرار بر این شد که ارزها بتوانند به آزادی در قبال یکدیگر مبادله شوند و قیمت یک ارز با توجه به عرضه و تقاضای بازار تعیین شود نه بواسطه سیاست دولتها. پس از آن بانکها که به لحاظ ماهیت بانکی خود همیشه درگیر جریان ارزهای خارجی بودند به فکر مدیریت منابع ارزی خود افتادند و به همین جهت یک جریان بین بانکی را بوجود آوردند تا بواسطه آن بتوانند ارزهایی را که فکر می کردند در آینده ارزش بیشتری خواهند داشت را تهیه و آنهایی را که فکر می کردند ارزش خود را ازدست خواهند داد بواسطه این جریان بفروشند لذا به خاطر اینکه هر بانکی استراتژی خاص خود را دنبال می کرد جریانی بنام جریان تبادل ارزهای خارجی ایجاد گردید.

بازار فارکس مکان مرکزی سازمان یافته ای ندارد ، در این بازار معاملات ارزی از طریق کامپیوتر و تلفن از نقاط مختلف این کره خاکی انجام می شود .

بخش عظیمی از معاملات ارزی در بازار فارکس مربوط به خرید و فروش نقدی و لحظه ای ارز ( spot ) می باشد. این تبادلات ارزی بین دلار آمریکا و چهار ارز اصلی که عبارتند از پوند انگلیس ، یورو اروپا ، فرانک سوئیس و ین ژاپن صورت می گیرد. این چهار ارز در مقابل دلار خرید و فروش می شوند.

چرا نرخ ارزها مدام تغیییر می کند؟

منحنیهای عرضه و تقاضای ارزیک کشور در طول زمان جا به جا میشود و همین انتقال باعث بروزتغییرات دائمی نرخ ارز خواهد شد. این جا به جایی ممکن است براثر تغیییر سلیقه مردم نسبت به تولیدات داخلی و خارجی – رشد متفاوت اقتصادی- تفاوت نرخهای تورم در کشورهای مختلف- تغیییر در نرخهای بهره- تغییر در انتظارات – مداخلات بانک مرکزی جهت انجام سیاستهای پولی و ... به وجود آید.

مکان مرکزی بازار فارکس کجاست؟

برعکس بازارهای سهام که مکان فیزیکی مشخصی دارند معاملات در بازار جهانی ارز در مکان خاصی متمرکز نشده است. بازار فارکس یک بازار بین بانکی می باشد که در حقیقت معاملات بین طرفین از طریق تلفن یا شبکه الکترونیکی (SWIFT or Internet)هدایت و کنترل میشود. البته شبکه سوئیفت توسط بانکها مورد استفاده قرار می گیرد. در واقع زبان مشترک بانکداری بین المللی شبکه سوئیفت می باشد.

چه کسانی در بازار فارکس شرکت میکنند؟

بازار فارکس یک بازار بین بانکی نامیده میشود به این دلیل که بازیگر کهنه این بازار ،بانکها اعم از(تجاری- مرکزی و سرمایه گذاری) بوده اند.اما در حال حاضربازیگران این بازار علاوه بر بانکها شرکتهای چند ملیتی- تاجران- شرکتهای بیمه- شرکتهای صادرات و واردات- صندوقهای بازنشستگی- سفته بازان- کارگزاران و اشخاص حقیقی هستند.

 

چه زمانی بازار فارکس گشایش می یابد؟

این بازار 24 ساعته بوده که با با بازگشایی هر یک از مراکز مالی در جهان شروع به فعالیت می کند به طوری که معاملات ارزی در طول شبانه روزتنها با یک تلفن یا با استفاده ازشبکه اینترنت امکان پذیر است.

سیکل بازگشایی مراکز مالی جهان بدین ترتیب می باشد : نیوزلند- سیدنی- توکیو- هنگ کنگ- سنگاپور- بحرین- فرانکفورت- زوریخ- پاریس – لندن- نیویورک- شیکاگو و لس انجلس . اما بزرگترین و مهمترین مرکز مالی بازار جهانی ارز همانا لندن است . بعد از لندن بازارهای ارزی نیویورک وتوکیو قرار دارند در سایر مراکز مالی معاملات کوچکتری صورت می گیرد.

بنابراین بر خلاف سایر بازارهای مالی جهان معامله گران بازارمی توانند 24 ساعته از هر گونه حوادث سیاسی- اقتصادی واجتماعی که باعث نوسان در این بازار میشود استفاده کنند.

لطفانظربدین پدرم دراومدایناروتایپ کردم پس شما هم بانظرات خودسرافرازمان کنید.
شنبه 7/9/1388 - 18:14

همیشه عادت كرده‌ام كه از صبح زودی كه به روزنامه می‌روم خبرهای خوب و بد را با هم بشنوم.
یكشنبه 17 آبان، ساعت 5 بعد از ظهر. مادرم به من خبر واژگونی یك اتوبوس حامل دانش‌آموزان را می‌دهد. بلافاصله اخبار را برای كامل‌تر شدن اطلاعاتم از اینترنت پیگیری می‌كنم: درست است.

ساعت 13 همان روز اورژانس تهران خبر داده كه زیر پل كامرانیه یك اتوبوس واژگون شده و 13 نفر از سرنشینان آن مصدوم شده‌اند و برای انجام اقدامات اولیه درمانی به بیمارستان شهدای تجریش انتقال یافته‌اند.

به خودم گفتم بیچاره خانواده‌هایشان. الان چقدر نگرانند! این خبر شاید برایتان به هیچ وجه تازگی نداشته باشد چون هر چند وقت یكبار نظیرش را می‌بینید یا می‌شنوید و شاید هم اصلا بگویید این چه خبرنگاری است كه الان بعد از گذشت تقریبا 10 روز به یاد یك خبر كهنه افتاده است.

ولی برای من كه همین اواخر فهمیدم خواهرزاده‌ام یكی از همان مصدومان اتوبوس واژگون شده بوده، هنوز تازگی دارد. حالا دختر 14 ساله‌ برایم شرح واقعه می‌‌دهد: موقع بازگشت از جشنواره فناوری نانو معلم از راننده اتوبوس مدل 63 می‌خواهد كه مسیر زیرگذر كامرانیه را برای برگشت به مدرسه انتخاب نكند چون در این مسیر هیچ خودروی سنگینی حق وارد شدن ندارد ولی ظاهرا آقای راننده برای زودتر رسیدن به مدرسه همین مسیر را ترجیح داده بود.هنگام رانندگی در سراشیبی و عوض كردن دنده، اتوبوس از حالت كنترل خارج می‌شود و به یك دیوار برخورد می‌كند. اتوبوس واژگون می‌شود.

به همراه بقیه دوستانم كه همگی جراحت شدید داشتیم، سعی می‌كنیم از شیشه عقب اتوبوس كه شكسته بود خودمان را خارج كنیم.  درحالی‌كه سرم شكسته بود و درد شدیدی در دست و پایم حس می‌كردم از اتوبوس خارج شدم.

صدای گریه دانش‌آموزان را می‌شنیدم  ولی تنها صحنه‌ای كه بیرون از اتوبوس دیدم، مردمی بودند كه با موبایل در حال فیلم گرفتن از این تصویر بودند.جلو رفتم و از مردی كه مشغول فیلم گرفتن بود خواهش كردم برای خارج كردن بچه‌ها كمك كند ولی او به من پاسخ داد كه خبرنگار است و باید این كار را بكند.

خبرنگار؟ جالب است. با موبایل فیلم می‌گیری؟ ما را به دامپزشكی كه همان نزدیكی بود انتقال دادند و بعد از مدتی هم اورژانس از راه رسید و بعد هم پدر و مادرهایمان.من یك خبرنگارم ولی وقتی شنیدم همكار خبرنگارم در آن لحظه مشغول گرفتن فیلم با موبایلش به جای خارج كردن بچه‌های وحشتزده از اتوبوس بوده، به‌خودم گفتم آیا من هم اگر با چنین صحنه‌ای روبه‌رو شوم، مثل مردم نوعدوست مشغول فیلم گرفتن با موبایل می‌شوم یا اینكه وجدانم از من چیز دیگری را طلب می‌كند؟

الان كار خواهرزاده كوچك من شده نگرانی و اضطراب برای دوستش كه در آن سانحه مهره‌های گردنش جابه‌جا شده  و پزشكش گفته احتمال فلجی كاملش وجود دارد.من یك خبرنگارم ولی می‌دانید اشكال كارم از كجاست؟ مشكل من این است كه همیشه با شنیدن خبرهای بد، به‌دنبال مقصری در میان مسئولان می‌گردم ولی این بار تصمیم گرفتم جور دیگری به این قضیه نگاه كنم.

حالا این سؤال را از تمام مردم عزیزم می‌پرسم كه اگر فرزند خودشان هم دچار چنین سانحه‌ای می‌شد، باز هم واكنش‌شان تا این حد خنثی بود؟ كاش به‌خودمان می‌آمدیم و به خاطر سهل‌انگاری همیشه به‌دنبال یك مقصر در میان مسئولان نمی‌گشتیم. كاش می‌دانستیم حمل‌ونقل چندین دانش‌آموز با اتوبوس از رده خارج شده اشتباه است.

یك اشتباه ، هم از طرف والدین و هم مربیان. بیاییم از زاویه‌ای دیگر به دور و برمان نگاه كنیم و یاد بگیریم كه از حالت یك تماشاگر ساده كه هر از گاهی نظرات كارشناسی‌مان را هم به رخ هم می‌كشیم، به یك انسان با وجدان و مسئول، تغییر چهره دهیم.

   
 


نظرهم بدید.            دوستون دارم

شنبه 7/9/1388 - 14:16

روز خریدن حلقه ازدواجشان فرا رسید، حلقه را برداشت نگاه عمیقی كرد؛ خوشش آمد، یادش افتاد به خودش قول داده است كه از همان ابتدا همه چیز را ساده‌تر بگیرد، سپس با آرامش قلبی بیشتری، حلقه كم هزینه‌تری را انتخاب كرد و لبخند شادی بر لبهایشان نشست.

به گزارش خبرنگار اجتماعی باشگاه خبری فارس «توانا»، برخی مسائل نظیر تجملات، تشریفات و آداب و رسومی كه با عقلانیت و منطق سازگاری ندارد، ازدواج آسان و اسلامی را كند كرده است؛ اگر چه برخی آداب و رسوم منطقی است اما در این بین مواردی نیز وجود دارد كه غیرمنطقی بوده و مانعی بر سر راه ازدواج آسان است؛ برای نمونه برخی افراد مقید هستند كه زندگی خود را با مراسم‌ تجملاتی آغاز كنند كه این امر سبب می‌شود تا در دوران نخست زندگی متحمل هزینه‌های بسیاری شده و از همان روزها دچار فشارهای روحی شوند.
كارشناسان معتقدند، توجه به مسائل دینی، آسان گرفتن ازدواج و همتراز بودن زوج‌ها از عوامل مهم در ازدواج آسان است زیرا عدم سنخیت زوج‌ها سبب می‌شود تا به تابلوی ناموفقی از ازدواج مبدل شوند.
با ازدواج راه‌های ساماندهی زندگی، رفع مشكلات و مدیریت بر منابع مالی زندگی فراهم می‌شود كه از این رو باید به این سنت حسنه بیش از پیش توجه شود.

* بسترهای ازدواج آسان را فراهم كنیم

یك نماینده مجلس می‌گوید: اگر بخواهیم ازدواج آسان شكل بگیرد باید بسترهای آن فراهم شود و ببینیم قبل از ازدواج چه چیزهایی برای جوانان لازم است.
محمدحسین نژادفلاح اظهار می‌كند: اشتغال یكی از نیازهای اساسی قبل از ازدواج است كه اگر زوجین یا یكی از آنها یا ترجیحاً مرد نتواند شغل داشته باشد نه خودش می‌تواند مصمم به ازدواج باشد و نه خانواده‌اش می‌توانند فرد را به ازدواج ترغیب كنند.
وی می‌افزاید: در چنین شرایطی اگر پسر خواستگاری هم كند پاسخ مثبت نمی‌گیرد و تا زمانی كه ما نتوانیم شغلی برای جوانان فراهم كنیم، امكان ازدواج برای آنها وجود ندارد و اصلاً صلاح هم نیست.
این نماینده مجلس اضافه می كند: متأسفانه بسیاری از ازدواج‌ها به اصرار اطرافیان، رفقا، دوستان و آشنایان و نگاه‌های سطحی جوانان اتفاق می‌افتد اما به جهت آنكه شغلی نیست و نمی‌توانند پیدا كنند طبیعتاً با مشكلات بسیاری مواجه می‌شوند.

*مسكن معضل عمده جوانان

نژادفلاح بیان می‌كند: اگر می‌خواهیم ازدواج‌های آسان شكل بگیرد و سن ازدواج در كشور كاهش یابد، نخستین كاری كه باید انجام دهیم آن است كه زمینه اشتغال جوانان را فراهم كنیم و آنان را به امنیت شغلی مناسبی برسانیم كه تضمین‌دهنده و سبب بقاء ازدواج است.
این نماینده مجلس عنوان می‌كند: موضوع بعدی پایین‌آوردن خواسته‌های ازدواج است و اصل مهم دیگر مسئله سكونت زوجین است كه متأسفانه شاهد هزینه بالا اجاره در شهرها و به خصوص كلان‌شهرها هستیم و در حال حاضر در روستاها نیز مشكل مسكن به عنوان یك معضل مهم تلقی می‌شود.
وی تصریح می‌كند: در گذشته ساخت و ساز در روستاها از لحاظ قیمت ارزان ساخت و جواز گرفتن به راحتی انجام می‌شد و جوانان در این زمینه دغدغه خاصی نداشتند اما امروز همین مسئله به عنوان یكی از مشكلات جدی جوانان تلقی می‌شود.

*چشم و هم چشمی‌ها كار مردم را سخت كرده است

این نماینده مجلس اظهار می‌كند: مسئولان اگر به دنبال ازدواج‌های ساده و آسان هستند، باید بحث مسكن را برای جوانان به شكل مناسبی فراهم كرده یا حداقل اجاره‌ها را كم كنند كه زوج جوان با آن حقوقی كه می‌گیرند بتوانند هم زندگی‌شان را بگذرانند و هم اجاره دهند.
نژادفلاح می‌افزاید: چشم و هم چشمی‌ها نیز یكی دیگر از مواردی است كه سبب شده شرایط ازدواج سخت‌تر شود و مراسم تشریفاتی مانند شیرینی خوران، عقدكنان، شب عروسی و روز عروسی برای جوانان بسیار پرهزینه تمام شود و كار را برای مردم سخت كرده است.
وی ادامه می‌دهد: متأسفانه میزان هزینه‌ای كه برای یك ازدواج قرار است شكل بگیرد بسیار بالاست و روز به روز هم بیشتر می‌شود.

* مهریه های بالا منجر به طلاق می‌شود

نژادفلاح با اشاره به مسئله جهیزیه می‌گوید: در حال حاضر تهیه جهیزیه برای خانواده‌های متوسط به بالا هم بسیار سخت شده است و آنقدر هزینه جهیزیه بالاست كه یك خانواده متوسط هم به سختی می‌تواند آن را تهیه كند و خدا به داد خانواده‌هایی كه پایین خط فقر هستند، برسد.
این نماینده مجلس عنوان كرد: مسئله دیگر مهریه‌های بالاست كه مردم برای فرار از طلاق، مهریه‌ها را سنگین می‌گیرند و برخی به سبب آنكه آمار طلاق را بالا می‌بینند و برای آنكه این زندگی‌ها به طلاق ختم نشود با سنگین گرفتن مهریه فكر می‌كنند، می‌توانند جلو طلاق را بگیرند كه این طور نیست.
وی ادامه می‌دهد: متأسفانه به جهت مشكلات بسیاری كه پس از ازدواج برای جوانان وجود دارد همین مهریه‌های سنگین هم سبب جلوگیری از جدایی نمی‌شود و جوانان مجبورند تن به پرداخت مهریه‌های سنگین دهند كه در نهایت منجر به طلاق می‌شود.

* آمار طلاق نگران كننده است

یك نماینده مجلس عنوان می‌كند: در واقع یكی از مشكلات اصلی جامعه امروز بحث‌های فرهنگی است و اینكه ازدواج‌ها بسیار سطحی انجام می‌شود و دختر و پسر با هر نوع ارتباط، فارغ از اینكه وجوه اشتراك فرهنگی و خانوادگی را لحاظ كنند در همان عالم دوستی و رفاقت ازدواج می‌كنند و فكر می‌كنند تنها همین مسئله كافی است.
وی می‌افزاید: درحالی كه این دوستی‌ها آنقدر عمیق نیست كه وقتی یك زوج جوان به مشكلات فرهنگی، مذهبی، اقتصادی، اشتغال و مانند آن برمی‌خورند، صبر كنند.
نژادفلاح ادامه می دهد: متأسفانه می‌بینیم كه آمار طلاق به طور جدی نگران‌كننده است و واقعاً معلوم نیست چه كسی می‌خواهد برای این موضوع و بالارفتن سن ازدواج پاسخگو باشد.
وی بیان می كند: ازدواج دانشجویی سازگاری با جامعه فرهنگی ما ندارد كه اگر واقع‌بینانه هم نگاه كنیم افراد نمی‌پذیرند كه اعضایی از خانواده تن به ازدواج‌های دانشجویی بدهد كه سرانجام آن معلوم نیست.
این نماینده مجلس اظهار كرد: جدا از مسائل مذهبی اصلا عرف جامعه ایرانی هنوز ازدواج‌های دانشجویی را نپذیرفته است و به عنوان یكی از مشكلات وجود دارد اگرچه ممكن است به عنوان یك راهكار باشد اما راهكار پرهزینه‌ای است و باید افراد صاحب نظر از مجلس، دولت و مراجع تقلید در این زمینه راهكار ارائه بدهند.

* ازدواج ساده پایین‌ترین میزان استرس را به همراه دارد

یك روان‌شناس می‌گوید: دختر و پسری كه می‌خواهند ازدواج كنند ابتدا باید خصوصیات شخصیتی، نیازها، موقعیت اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی و تحصیلی خود را بشناسند و متناسب با آن هدف‌گذاری كنند و براساس آن شخص موردنظر خود را پیدا كنند.
سید جواد آرامی اظهار می‌كند: هنگامی كه جوان از موقعیتش آگاهی داشته باشد، متناسب با معیارهایش همسر خود را انتخاب می‌كند و در این شرایط كه انتخاب همراه با آگاهی، بینش، هدف‌گذاری و منطق است هر دو طرف در یك سطح هستند.
وی تصریح می كند: ازدواج ساده بحث كلی است كه نمی‌توانیم بگوییم برای همگان وجود دارد اما می‌توان درباره آن بگوییم كه ازدواجی است كه با پایین‌ترین میزان استرس به خصوص برای زوجین و خانواده‌هایشان اتفاق می‌افتد.
این روان‌شناس ادامه می‌دهد: اگر دونفری كه همدیگر را انتخاب می‌كنند از لحاظ اعتماد به نفس و عزت نفس وضعیت مناسبی داشته باشند و بتوانند از آن انتخاب دفاع كنند، دیگران دیگر نمی‌توانند اعمال نفوذ كنند.

*استقلال فكری داشته باشید

آرامی عنوان می‌كند: گاهی ازدواج به عنوان ویترینی به حساب می‌آید كه تمام اعضای خانواده می‌خواهند شخص را ارزیابی كنند كه اگر فرد از اعتماد به نفس كامل برخوردار نباشد و ارزش خود را مبنی بر این بداند كه دیگران باید ارزیابی‌شان همیشه از فرد، عالی باشد و قضاوت خوبی درباره اش داشته باشند، به طور قطع اگر ازدواج هم بخواهد بكند به سخت‌ترین شكل ممكن خواهد بود.
وی اضافه می‌كند: موضوع دیگر استقلال دو طرف است كه در عین استقلال مالی، استقلال فكری هم نیاز است و معتقدیم خانواده نقش موثری دارد در بحث ازدواج و هماهنگی و همراهی جوانان دارد كه بهتر است توافق خانواده در مسئله ازدواج لحاظ شود.
این روان‌شناس اظهار می‌كند: پس از ارزیابی های مشاوره، نخستین اشخاصی كه مسئول زندگی شان هستند، خود زوجین‌اند كه باید استقلال خود را حفظ كنند زیرا این بزرگترین تصمیم زندگی‌شان است.

* در ازدواج های سن كم، تسلط دیگران بر فرد بسیار است

این روان‌شناس بیان می‌كند: معمولاً ساده برگزاركردن ازدواج در كسانی دیده می‌شود كه پختگی لازم را داشته و حداقل از لحاظ سنی، فكری و هوش هیجانی به درجه خوبی رسیده باشند.
آرامی می‌افزاید: اكثر اوقات كسانی كه تحصیلاتشان بالاتر است تفكرشان درباره ازدواج نیز بالاتر است و نیز هرچه سن ازدواج پایین‌تر باشد، بلوغ فكری و اجتماعی افراد پایین‌تر است.
وی اضافه می‌كند: در ازدواج‌های سن كم به نوعی تسلط دیگران بر فرد بیشتر است و اعتماد به نفس و پختگی در فرد كمتر دیده می‌شود به همین سبب می‌خواهد برای مطرح شدن به تجمل گرایی و زرق و برق رو آورد.

*جلسات مشاوره قبل از ازدواج رایگان و اجباری باشد

آرامی می‌گوید: در حال حاضر نیاز جامعه ما آن است كه هر فردی قبل از ازدواج جلسات مشاوره را به صورت رایگان و اجباری آموزش ببیند.
وی عنوان می‌كند: متأسفانه برخلاف توجه به خصوصیات شخصیتی افراد مانند ویژگی‌های ژنتیك به شخصیت فرد پرداخته نمی‌شود كه اگر نگاه عالمانه‌ای داشته باشیم می‌فهمیم كه مشكلات اخلاقی پس از ازدواج بروز پیدا می‌كند.
این روان‌شناس اظهار می‌كند: تحقیقات نشان داده است خانواده‌هایی كه زندگی‌شان بیش از سه سال ادامه پیدا كرده، دوام می‌یابد اما آنانی كه اختلاف پیدا می‌كنند و به طلاق منجر می‌شود به سبب آنكه شناخت كافی را از یكدیگر قبل از ازدواج نداشته‌‌اند در كمتر از سه سال كارشان به دادگاه می‌كشد.
آرامی ادامه می‌دهد: در زمینه ازدواج‌های آسان كار فرهنگی نكرده‌ایم و باید جامعه را در این خصوص آماده كرد و از تجمل گرایی و مصرف‌گرایی پرهیز كنیم.

*ازدواج های دانشجویی كلیشه‌ای شده است

این روان‌شناس ادامه می‌دهد: چند سالی است كه در حال كار كردن روی ازدواج‌های دانشجویی هستند كه مناسب هم است اما بسیار كلیشه‌ای شده و خلاقیتی در آن نیست.
آرامی تصریح می كند: معمولا آقایان به خاطر هزینه‌های پایین آن مشتاق این مراسم هستند كه می‌خواهند هزینه‌ها را كنترل كنند و اگر این مراسم را برگزار نكنند مجبورند رسومات را اجرا كنند.
وی عنوان می‌كند: متأسفانه ما الگوی انتخابی چندانی نداریم و در این زمینه كار نكرده‌ایم كه شاید نیاز به یك پژوهش داشته باشد تا شیوه‌های مختلف ازدواج را در فرهنگ‌های مختلف بررسی كنیم.
این روان‌شناس درباره رسم و رسومات مراسم ازدواج بیان می‌كند: در جامعه ما رسومات بسیاری است كه متناسب با خرده فرهنگ‌ها ممكن است زیادتر هم شود و كسی كه به عنوان یك شهروند شهری هست به این مسائل نیز وابسته شده كه هر كدام مراحل گوناگونی دارد و هرچه این مراسم‌ها كمتر شود هزینه‌ها نیز پایین می‌آید.
گزارش ازعلی احمدی

نظرهم بدید.

دوستون دارم

شنبه 7/9/1388 - 14:13

می‌گویند اسکیموهابه خاطر شرایط خاص زندگی‌شان در برف و یخبندان، بیش از60 کلمه برای توصیف انواع برف دارند. شرایط برف و یخبندان در آنجا آن‌قدر شدید و متعدد است که برای آنها کلمات زیادی نیاز است تا مفهوم و خصوصیات هر برفی را توضیح دهند. زبان ما هم به همین صورت، سعی کرده است معانی زیادی برای کلمه عشق و توصیف آن به وجود آورد؛ زیرا عشق نیز یکی از مهم‌ترین اجزای تشکیل دهنده زندگی ماست. اغلب در کتاب‌ها، داستان‌های رمانتیک و عشقی، مقاله‌ها، شعرها وترانه‌ها، معنا و مفهوم عشق از دیدگاه خاصی بیان می‌شود. این نوشته سعی دارد کمی از منظر روان‌شناسی به توصیف عشق بپردازد...


شیفتگی در عشق


وقتی شما به این صورت -حالت شیفتگی- عاشق می‌شوید، زندگی برایتان پر از شادی، امید و رضایت‌مندی است. همه چیز برای شما رویایی و درخشان است. محبوب‌تان هیچ نقصی ندارد و یک انسان کامل است و فکر می‌کنید که می‌توانید با هم و برای همیشه با شادی و خوشحالی زندگی کنید. شما چنان دلباخته می‌شوید که نسبت به تمام مسایل اطراف‌تان بی‌توجه هستید. اما باید بدانید شیفتگی دوام ندارد و خیلی طول نمی‌کشد. بسیاری از ما، سال‌ها، بدون داشتن فهم و درک درست، از اینکه، شیفتگی، عشق واقعی نیست، آن را نگه داشته و ادامه می‌دهیم.

عشق مشروط


در این مرحله ما معنای واقعی عشق را تعریف کرده‌ایم و برای اینکه عشق به دیگران بدهیم و یا از آنها بگیریم، شرط و شروط می‌گذاریم. مثلا می‌گوییم: «اگر این کار را بکنی، یا این رفتار را داشته باشی و یا توقعات مرا برآورده کنی، من هم تو را دوست خواهم داشت.» اکثر ما ابراز محبت‌مان به دیگران به این صورت است، به خصوص برای کودکان. متاسفانه ما برای تربیت کودکان‌مان، از دوست داشتن مشروط استفاده می‌کنیم و فرزند ما هم مجبور می‌شود از بروز بعضی از نیازهای درونی، گریه‌ها و ضعف‌ها و آسیب‌پذیری که از خصوصیات انسانی است، اما از نظر جامعه و اطرافیان پذیرفته نیست، جلوگیری کند. عشق همراه با شرط و شروط، امروزه در میان بزرگسالان نیز بسیار رایج است که باعث می‌شود سعی کنیم خصوصیاتی را که می‌دانیم از طرف دیگران پذیرفته نیست مخفی کرده و چهره بهتری از خود ارایه دهیم درست مانند کودکی که برای از دست ندادن محبت والدین، کاری را انجام می‌دهد که آنها را دوست دارند. اکثر ما نمی‌توانیم کسانی را دوست داشته باشیم که مطابق میل ما رفتار نمی‌کنند. مثلا می‌گوییم: «اگر تو آن طور که من دوست دارم نباشی تو را رها خواهم کرد و دیگر دوستت نخواهم داشت و یا اگر دروغ بگویی یا سعی کنی مرا فریب دهی، رفتار غلطی در مقابل خانواده من داشته باشی یا مطابق خواست من رفتار نکنی در زندگی من جایی نخواهی داشت، امااگر تو به همه خواسته‌ها و نیازهای من توجه کنی و آنها را انجام دهی من تو را دوست خواهم داشت.» عشق مشروط در دوران کودکی، آسیب‌های عاطفی و ضربات روحی بسیاری برای کودکان به همراه خواهد داشت که باعث ایجاد عقده‌ها و مشکلات عاطفی در دوران بزرگسالی می‌شود.

عشق یک طرفه


در این نوع از عشق، تمام احساس و عاطفه شما برای دیگری است. شما دیگری را می‌پذیرید بدون قید و شرط و البته با چشمان باز. عیب‌ها و اشتباهات دیگری هم دیده می‌شود و هم پذیرفته می‌شود. شما خالصانه و صادقانه عشق‌تان را به دیگران می‌دهید، بدون داشتن توقعی در مورد اینکه از آنها نیز عشق دریافت کنید. درست مانند عشقی که اکثر والدین به فرزندان‌شان می‌دهند. این نوع عشق کم‌کم خلایی درزندگی شما به وجود می‌آورد که به آن «فقدان عشق» می‌گویند. اینکه شما به همه عشق ومحبت بدهید و از آنها هیچ دریافتی نداشته باشید، یک عشق واقعی نیست.

بروز احساسات در عشق


بعضی از ما نمی‌توانیم احساسات عاشقانه خود را نسبت به دیگران ابراز کنیم و نمی‌توانیم دوست داشتن‌مان را نشان دهیم. می‌گویند این حالت ریشه در تربیت و آسیب‌های عاطفی در دوران کودکی دارد. این دسته از افراد (در مردها بیشتر از زن‌ها) اجتناب می‌کنند از:


1)داشتن روابط صمیمانه و نزدیک با دیگران


2) گفتن جمله «دوستت دارم» به دیگران


اگر شما در زندگی این مشکل را داشته باشید قبل از اینکه تصمیم به ازدواج بگیرید باید زمانی را برای درمان خودتان اختصاص دهید چون بعد از ازدواج همسر و فرزند شما به بروز احساسات عاطفی شما نیاز خواهند داشت. البته بسیاری از شما که گرفتار این مشکل هستید آن قدر از بروز عواطف‌تان جلوگیری می‌کنید که وقتی عشق هم مستقیما به سراغ‌تان می‌آید متوجه آن نشده و آن را قبل از اینکه کاملا دریافت کنید، نابود کرده و از دست می‌دهید.

عشق کلامی


برای بسیاری از ما گفتن این جمله سه کلمه‌ای بسیار دشوار است. کسانی که در دوران کودکی و یا در طول زندگی شرایط سخت و خشکی را تجریه کرده‌اند گفتن جمله «دوستت دارم» برایشان سخت‌تر است. بعضی از ما یک مانع بزرگ بین خودمان و این جمله عاطفی ایجاد کرده‌ایم؛ موانعی از قبیل: «چه لزومی دارد بگویم دوستت دارم وقتی درعمل نشان داده‌ام؟» همه ما از لحاظ روحی نیاز داریم که این جمله را بشنویم. گفتن کلمات عاطفی همراه با احساسات واقعی یک شاخص خوب برای نشان دادن سلامت هیجانی افراد است که همه ما، چه مرد، زن و یا کودک به آن نیاز داریم.

عشق والدین به فرزندان


توانایی در آغوش گرفتن و بوسیدن فرزندان از روی دوست داشتن. این عشق، برای مردان، زنان و کودکان نشان‌دهنده سلامت هیجانی است. در آغوش گرفتن و بوسیدن کودکان از سوی والدین، یک نیاز اساسی آنهاست. (پیامبر ما (ص) نیز به این امر سفارش‌های فراوانی به والدین کرده.)

 عشق همسران


روان‌شناسان بر این باورند که رفتار سالم در روابط زناشویی باعث تداوم احساس عشق بین همسران می‌شود. بسیاری از مردم به دلیل آموزش‌های غلط و برخوردهای اشتباه جامعه با مسانسی، این رفتارها را صرفا شهوانی تعبیر می‌کنند اما روان‌شناسان، آن را جزیی از عشق می‌دانند که می‌تواند بیان‌کننده تمایل و عاطفه همسران به همدیگر باشد.

باتشکرنظرهم بدید.

شنبه 7/9/1388 - 14:11