raha52 ( تعداد مطالب : 977 ) ( تعداد نظرات : 49 )

رابطه زناشویی تاثیر بسیاری بر زندگی شما دارد. اگر از کاهش میل جنسی رنج می برید و به دنبال عوامل موثر بر آن می گردید، ما 13 عامل را برایتان آورده ایم.





1. استرس

استرسی که در خانه و محل کار دارید می تواند بر تمایلات جنسی شما تاثیر بگذارد. سعی کنید راههای غلبه بر آن را بیاموزید. اول از همه از خودتان سپس از مشاور یا پزشک کمک بگیرید.

2. اختلافات

یکی از بزرگ ترین دلایل کاهش میل جنسی، اختلافات زوجین است. خیانت، کمبود رابطه عاطفی، بی اعتمادی و جر و بحث می تواند سدی بزرگ مقابل رابطه جنسی شما به وجود آورد. بنابراین هر چه سریع تر به دنبال راه حل آنها باشید.

3. الکل

نوشیدن مقدار زیادی الکل تمایلات جنسی شما را کاهش می دهد. بنابراین از نوشیدن آن بپرهیزید.

4. کمبود خواب

شاید دلیل کاهش تمایلات جنسی تان، کمبود خواب باشد. آیا صبح ها زود از خواب بیدار می شوید و شب ها دیر به رختخواب می روید؟ آیا از اختلالات خواب رنج می برید؟ هر عاملی که خواب شما را برهم زند، بر رابطه جنسی شما نیز تاثیر منفی خواهد گذاشت. برای رهایی از خستگی، عادات خواب خود را تغییر دهید یا در صورت نیاز با پزشک تماس بگیرید.

5. بچه داری

اگر چه بچه داری تمایلات جنسی را کاهش نمی دهد اما زمانی برای برقراری رابطه زناشویی باقی نمی گذارد. هنگامی که فرزندتان خواب است، بهترین زمان برای برقررای رابطه زناشویی با همسرتان است یا حتی می توانید گاهی یک پرستار بچه استخدام کنید تا به کارهای شما رسیدگی کند.

6. تمرکز

بعضی از داروها موجب کاهش تمایلات جنسی می شوند که تعدادی از آنها عبارتند از:

داروهای ضد افسردگی
داروهای فشار خون
داروهای ضدبارداری
شیمی درمانی

7. عدم تناسب اندام 

اگر نسبت به اندام خود احساس خوبی داشته باشید، تمایلات جنسی شما نیز افزایش می یابد. بهتر است اندام خود را همان گونه که هست، بپذیرید. اگر همسرتان احساس خوبی نسبت به اندام اش ندارد، به او این اطمینان را بدهید که هنوز هم برای شما جذابیت دارد.



8. اضافه وزن

اضافه وزن و چاقی، تمایلات جنسی را کاهش می دهد. عدم اعتماد به نفس باعث می شود شما از رابطه ای که با همسرتان دارید، لذت نبرید. به دنبال راهی باشید که احساسی مثبت به شما ببخشد. در صورت امکان از مشاور کمک بگیرید.

9. اختلال نعوظ

افرادی که به این بیماری مبتلا هستند، همیشه از داشتن رابطه ای جنسی هراس دارند. اما نگران نباشید، این بیماری قابل درمان است. 

10. کمبود تستوسترون

هورمون تستوسترون با تمایلات جنسی شما رابطه مستقیم دارد. هنگامی که مردان پا به سن می گذارند، سطح هورمون تستوسترون آنها کاهش می یابد. اگر چه این مورد در تمام مردان صدق نمی کند اما تعداد زیادی از آنها این گونه اند.

11. افسردگی

افسردگی می تواند بر عوامل گوناگونی تاثیر بگذارد که رابطه جنسی نیز یکی از آنها است. از آن جا که مصرف برخی داروها بر تمایلات جنسی موثر است، قبل از مصرف آنها با پزشک خود مشورت کنید. 

12. یائسگی

یائسگی موجب کاهش تمایلات جنسی در بسیاری از زنان می شود که نشانه آن خشکی واژن و درد هنگام مقاربت است. البته این در تمام زنان صدق نمی کند. شما می توانید با اعتماد به نفس کافی و سلامت کلی بدن تان بر این مشکل غلبه کنید.

13. کمبود صمیمیت میان زوجین

رابطه زناشویی بدون صمیمیت موجب کاهش تمایلات جنسی می شود. صمیمیت و نزدیکی اصل مهم هر رابطه است. اگر رابطه زناشویی خوبی با همسر خود ندارید، سعی کنید مدتی آن را کنار بگذارید و زمان خود را صرف گفتگو و خوشگذرانی با یکدیگر کنید. به دنبال رابطه ای جز مقاربت، برای ابراز علاقه به همسرتان باشید. صمیمیت در بهبود رابطه شما موثر خواهد بود.
برترینها
زمان آخرین مطلب این کاربر: 1893روز قبل
يکشنبه 20/2/1394 - 21:8
raha52 ( تعداد مطالب : 977 ) ( تعداد نظرات : 49 )



لازم نیست برای اینکه یک زوج موفق باشید به هم وابسته باشید

اگر شما هم از آن آدم‌هایی هستید که زندگی مشترک را یک کاسه شدن تعریف می‌کنید این یادداشت برای شما است. شما یک زندگی مشترک دارید و این زندگی تا جایی که مربوط به رابطه و تعامل دو نفر باشد مشترک محسوب می‌شود. با این حال هر کدام از شما آدم‌هایی متفاوت با خواسته‌ها، علاقمندی‌ها و روحیات ویژه‌ای هستید که لزوماً با شریک زندگی‌تان یکسان نیست. واقعیت این است که هویت و استقلال هر دوی شما به یک اندازه برای رابطه سالم ضروری هستند. لازم نیست برای اینکه یک زوج موفق باشید شبیه هم باشید.

برای اینکه به میزان وابستگی خودتان و همسرتان آگاه شوید به این پرسش‌ها پاسخ دهید.
آیا شما و همسرتان هرکاری را با نظر و تأیید هم انجام می‌دهید؟ آیا می‌توانید برای اوقات فراغت‌تان بدون حضور همسرتان برنامه‌ریزی کنید؟ آیا می‌توانید بدون احساس گناه کاری برای خودتان انجام بدهید یا چیزی برای خودتان بخرید؟


آیا شما و همسرتان یک رابطه«هم وابسته» دارید؟«هم وابستگی» یک نوع بیماری است که شما و همسرتان را در یک رابطه تنگاتنگ و کنترل شده قرار می‌دهد. آدم وابسته هم همیشه ترس از دست دادن شریک زندگیش را دارد و از تنها ماندن، تصمیم گرفتن و حتی تنها فکر کردن می‌ترسد. اگر پاسخ شما به بیشتر این پرسش‌ها مثبت است شما معنای حریم خصوصی را درک نکرده‌اید.ابتدا باید روی احساساتتان کار کنید. ترس از دست دادن،ترس تنها ماندن، اعتماد به نفس پایین، ترس از تصمیم‌گیری‌های مهم و ضروری، بسیار طبیعی هستند. اما اگر بیش از اندازه به آنها پرداخته شود مشکل ساز خواهند شد. وابستگی شدید نتیجه توجه بیش از اندازه به این احساسات منفی است.

در گام بعدی یاد بگیرید که به علاقمندی‌هایتان بپردازید.هم شما و هم همسرتان باید برای خودتان سرگرمی‌های متفاوت داشته باشید.شاید بعد از یک دوره طولانی مدت برنامه‌های مشترک، این کار برای‌تان سخت باشد و نتوانید آن را عملی کنید به همین دلیل باید تعریف‌تان را از رابطه مشترک کمی دستکاری کنید. اگر این وابستگی به خاطر باورها و برداشت غلط از رابطه زناشویی است باید آن را تغییر بدهید.اگر شما و همسرتان ازدواج را یک اتحاد ناگسستنی و اشتراک در همه امور زندگی می‌دانید باید کمی در این تعریف از ازدواج دست ببرید و آن را تغییر بدهید.


از قالب یک زوج خارج شوید. زمانی که وابستگی شما و همسرتان آنقدر شدید است که حتی نمی‌توانید بدون هم یک تصمیم ساده بگیرید یا یک کار ساده را انجام بدهید لازم است که به هر شکلی این وابستگی را عوض کنید.

شاید حتی لازم باشد کمی به همسرتان اطمینان بدهید. به او بگویید که این مستقل شدن نیاز هردوی شماست و فرصتی برای تجربه و رسیدن به رشد و بلوغ بیشتر است.
یادتان باشد حفظ حریم شخصی به معنای فاصله گرفتن یا کنار زدن همسرتان از زندگی نیست. این حریم، فضایی برای تجربه و رشد است و رابطه عاطفی شما همچنان پابرجا خواهد ماند.
منبع:سلامت نیوز

زمان آخرین مطلب این کاربر: 1893روز قبل
شنبه 19/2/1394 - 17:35
alibeik51 ( تعداد مطالب : 650 ) ( تعداد نظرات : 85 )

زوج‌های موفق که سالها در کنار هم زندگی خوبی را سپری می‌کنند، معمولا رمز و رازهایی دارند که شاید جوان‌ترها از آن بی‌خبرند. شما هم اگر می‌خواهید زندگی‌تان را مثل آنها بگذرانید، این مطلب را بخوانید.



1. دعوا دلیل جدایی نیست

شما همسرتان را دوست دارید و دعوا و عصبانیت نباید به جدایی شما منجر شود. اگر تصمیم به زندگی با شخصی را گرفته اید، باید دعواهای آن را نیز بپذیرید.

2. به تعهدات رابطه پایبند باشید

شاید دوست نداشته باشید هر کاری را که همسرتان از شما درخواست کرده، انجام دهید (به عنوان مثال به کنسرتی که مورد علاقه تان نیست بروید) اما این را هم بدانید که او از هم نشینی با شما لذت می برد. بنابراین برای شادی او هم که شده همراه خوبی باشد.



3. چیزهای مورد علاقه او را بخرید

آیا همسرتان بستنی نعنایی دوست دارد؟ هنگامی که برای خرید به فروشگاه می روید، چند عدد هم بستنی نعنایی بخرید تا او هم بداند که شما، حتی زمانی که کارهای روزمره خود را انجام می دهید، به او فکر می کنید.

4. هنگام ورود و خروج از خانه، همسرتان را ببوسید

بسیار لذت بخش است اگر همسرتان، حتی زمانی که دیر از خواب بیدار شده و برای رفتن عجله دارد یا حتی زمانی که خسته به خانه می آید، شما را ببوسد. این کار نشان می دهد که شما در اولویت تمام کارهای او قرار دارید.

5. گاهی کنسل کردن یک قرار، به بودن در کنار همسرتان می ارزد

لازم نیست تمام تعطیلات خود را با دوستان تان بگذرانید. هر چه زمان بیشتری می گذرد، مشغله زندگی شما نیز بیشتر خواهد شد. بنابراین خوب است گاهی اوقات فراغت خود را به تنهایی با همسرتان بگذرانید.

6. با خانواده او مانند خانواده خود رفتار کنید

خانواده همسرتان دوست دارند شما همان رفتاری را که با خانواده خود دارید، با آنها نیز داشته باشید. از طرف دیگر همسرتان هم از دیدن چنین رفتاری خوشحال خواهد شد. 

7. گفتن «دوستت دارم» هر چه بیشتر، بهتر

دو کلمه ای که هیچ گاه جذابیت خود را از دست نمی دهد. آن را از همسرتان دریغ نکنید.

8. هنگام بیماری با او مهربان باشید

شاید برای مراقبت از همسرتان مجبور شوید یکی از میهمانی هایتان را کنسل کنید یا برای خرید دارو، به داروخانه بروید اما یادتان باشد شکایت نکنید. هیچ کس عمدا بیمار نمی شود. روزی می رسد که شما هم در بستر بیماری به کمک او احتیاج خواهید داشت.

9. در نبود یکدیگر، کارهای خانه را انجام دهید

بله، این که شما علاقه ای به رخت شویی ندارید، طبیعی است اما گاهی لازم است این کار را برای راحتی همسرتان انجام دهید. در این صورت هر دوی شما وقت کافی برای گفتگو و خوش گذرانی با یکدیگر خواهید داشت.



10. از گفتن جوک های توهین آمیز خودداری کنید

به همسرتان احترام بگذارید و از تعریف کردن جوک های توهین آمیز به جنس مخالف در مقابل دیگران، خودداری کنید. همسر شما در کنارتان قرار دارد نه مقابل تان.

11. وقت شناس باشید

با این کار بسیاری از دعواهای شما کاهش می یابد. بنابراین 20 دقیقه قبل از زمانی که فکر می کنید برای آماده شدن احتیاج دارید، کار خود را آغاز کنید. دیر کردن شما، بی احترامی به همسر و افرادی است که در جایی دیگر انتظار شما را می کشند.

12. با افرادی که پشت همسر شما بد می گویند، به تندی رفتار کنید

حتی اگر همیشه با دیگران با احترام و ادب برخورد می کنید، گاهی لازم است استثنا قائل شوید. شما بزرگ ترین حامی همسرتان هستید.



13. او را از کوچیک ترین تصمیمات خود آگاه کنید

آیا می خواهید پس از ساعت کاری با همکار خود به کافه ای بروید؟ خوب است، خوش بگذرد اما همسرتان را نیز در جریان برنامه های خود قرار دهید. در این صورت او نگران نمی شود و برای برنامه های خود نیز روی شما حساب نمی کند. این کار اجازه گرفتن نیست بلکه ادب و احترام شما را نشان می دهد.

14. به تماس و پیام ها او پاسخ دهید

اگر همسرتان به هر دلیلی می خواهد با شما در تماس باشد، او را در اولویت کارهایتان قرار دهید.



15. از همسرتان بپرسید روز خود را چگونه گذرانده است

کارهای روزمره، اگر چه جزئی از عادات زندگی تان شده اند اما از اهمیت آنها ذره ای کم نمی شود. در انتهای روز، از جزئیات کارهایی که همسرتان در طول روز انجام داده سوال کنید. 



16. در مسافرت دعوا نکنید

همسرتان هتلی رزرو کرده که پس از اقامت در آن، مورد پسند نبوده است یا فراموش کرده یکی از لباس های شما را در ساک بگذارد. در این شرایط 2 راه پیش رو دارید: 1. عصبانی شوید و اوقات را به کام هر دویتان تلخ کنید 2. فراموش کنید و از مسافرت خود لذت ببرید. زوج های خوشبخت راه دوم را انتخاب می کنند. شما چطور؟


زمان آخرین مطلب این کاربر: 1888روز قبل
جمعه 18/2/1394 - 20:34
mo_1443 ( تعداد مطالب : 27021 ) ( تعداد نظرات : 2728 )

اگر واقعا به فکر خوشبخت کردن همسرتان هستید و دوست دارید هر روز بیشتر از روز گذشته در زندگی مشترک تان خوشبختی را احساس کنید، چاره ای جز این ندارید که برای روز زن برای همسرتان هدیه بخرید!
سلامت نیوز: اگر واقعا به فکر خوشبخت کردن همسرتان هستید و دوست دارید هر روز بیشتر از روز گذشته در زندگی مشترک تان خوشبختی را احساس کنید، چاره ای جز این ندارید که برای روز زن برای همسرتان هدیه بخرید! البته بهترین هدیه به همسرتان این خواهد بود که اگر تا به حال برای او شوهر خوبی نبوده اید با ایجاد تغییر در برخی رفتارهایتان در دل او عزیزتر شوید چراکه این وضعیت باعث می شود پدر و مادر بهتری برای فرزندان تان شوید. روابط بین همسران یک جریان پویاست و مدام تغییر می کند. ضمن این که حتی بهترین رابطه ها هم به مراقبت و پرستاری نیاز دارد و بهتر است هر چند وقت، مورد ارزیابی قرار بگیرند.

شوهر خوبی هستید یا نه؟

دکتر جان و دکتر جولی گاتمن که از پیشگامان علم مشاوره ازدواج در سطح جهانی هستند دریافته اند یکی از مهم ترین عوامل موفقیت بین زوج ها، کیفیت روابط دوستانه و میزان شناختی است که از هم دارند. بنابراین، سوال مهمی که شما به عنوان یک شوهر باید از خودتان بپرسید این است که تا چه حد نسبت به همسرتان و روحیات درونی اش شناخت دارید؟ آیا او را خیلی خوب می شناسید و حتی می توانید ادعا کنید بهتر از خودش او را می شناسید یا شناختی در کار نیست و مثل 2 غریبه کنار هم زندگی می کنید. آزمون این هفته خانواده و مشاوره به شما خواهد گفت که چقدر برای همسرتان، شوهر خوبی هستید. البته خانم های محترم هم می توانند در یک فرصت مناسب از شوهرشان بخواهند تا به سوالات این آزمون پاسخ دهد تا از میزان مناسب بودن رفتارهایش مطلع شود. شما باید با توجه به خصوصیات روحی تان به این 25سوال آزمون با «بله» یا «خیر» جواب بدهید.

1. در پایان یک روز کاری، وقتی خانمم را می بینم با تمام وجود از دیدن او خوشحال می شوم.

2. من دوست های زیادی دارم اما علاقه من به خانمم بسیار بیشتر است و قابل مقایسه با آن ها نیست.

3. این روزها دقیقا می دانم که خانمم با چه مشکلاتی رو به رو است و چه مسائلی باعث ایجاد اضطراب و استرس در او شده است.

4. اسم بعضی افرادی را که این اواخر باعث ناراحتی همسرم شده اند، می دانم و از دلایل ناراحتی همسرم از آن ها آگاه هستم.

5. می توانم چندتا از آرزوهای بزرگ همسرم را خیلی شفاف توضیح بدهم.

6. من می توانم درباره این که فلسفه همسرم از زندگی چیست و چه دیدگاه هایی برای موفقیت در زندگی دارد، صحبت کنم.

7. می توانم اسامی اقوامی را که همسرم کمتر از آن ها خوشش می آید و تمایل کمتری به رفت و آمد با آن ها دارد، نام ببرم.

8. احساس می کنم همسرم به خوبی مرا می شناسد و با تفاوت سلیقه هایمان آشنایی دارد.

9. من عاشق صحبت کردن با همسرم هستم و واقعا از این کار لذت می برم.

10. من به همسرم هم در جمع های عمومی و هم در روابط بین فردی مان احترام می گذارم.

11. ارتباطم با خانمم سرشار از شوق، شور و هیجان است و این تفکر را غلط می دانم که عشق به مرور زمان تکراری می شود.

12. تا آن جایی که از صحبت ها و رفتار همسرم متوجه شده ام او در مجموع، شخصیت مرا دوست دارد و اخلاق هایم را می پسندد.

13. موسیقی ها و فیلم های مورد علاقه همسرم را می شناسم و می توانم بعضی از آن ها را نام ببرم.

14. ابراز عشق، محبت و تمایل نسبت به همسرم، یقینا بخش مهمی از ارتباط مان را تشکیل می دهد.

15. زندگی مان در حوزه روابط زناشویی، معمولا بی مشکل و رضایت بخش بوده است.

16. هر روز حداقل یک ربع با خانمم در جایی که دیگران حتی فرزندان مان مزاحم مان نشوند، صحبت می کنم.

17. همسرم یکی از بهترین مشاوران من برای تصمیم گیری های مختلف است و به اظهار نظرهایش احترام می گذارم.

18. در طول روز و در زمانی که درگیر کارهایم می شوم، حداقل یک بار با تماس تلفنی یا ارسال پیامک حال او را می پرسم.

19. وقتی از همسرم دور هستم، معمولا خوش بینانه و عاشقانه درباره او فکر می کنم و از این که هرچه زودتر به خانه برگردم، ناراحت نمی شوم.

20. درگفت و گوهای من و همسرم کاملا بده بستان وجود دارد یعنی هر دو هم می گوییم و هم می شنویم و همچنین هر دو روی نظرات یکدیگر تاثیر می گذاریم.

21. من حتی زمانی که کاملا با آن چه همسرم می گوید، مخالف هستم با احترام و صبر و حوصله به حرف ها و نظرات او گوش می کنم.

22. باید قبول کنم که همسرم معمولا یکی از بزرگ ترین گره گشاهای زندگی من است.

23. معمولا من و همسرم در مورد مسائل اساسی و اهداف کلی زندگی با هم تفاهم داریم. به عبارت دیگر، نظرات مان با هم جفت و جور است.

24. می توانم 3 نفر از بهترین دوست های همسرم را نام ببرم.

25. همیشه از خانمم به خاطر کارهایی که برای بهبود زندگی مان در خانه انجام می دهد، قدردانی می کنم.

نحوه محاسبه امتیاز آزمون


حال که به همه سوالات این آزمون پاسخ داده اید، نوبت آن است که امتیازتان را محاسبه کنید. برای محاسبه امتیازتان به ازای سوالاتی که به آن پاسخ «بله» داده اید، یک امتیاز برای خودتان در نظر بگیرید. توجه داشته باشید که پاسخ «خیر» هیچ امتیازی ندارد. مجموع امتیاز همه سوالات، امتیاز نهایی شما خواهد بود که باید عددی بین صفر تا 25 باشد.
زمان آخرین مطلب این کاربر: 1865روز قبل
پنج شنبه 17/2/1394 - 18:29
mo_1443 ( تعداد مطالب : 27021 ) ( تعداد نظرات : 2728 )

stock-footage-young-unhappy-couple-talking-with-their-therapist-at-therapy-session

اهمیت دادن به آشتی کردن در میان زوجین و برداشتن کدورت ها و اختلافات بین آن ها یکی از ارکان مهم زندگی زناشویی است و عدم کینه توزی و بخشندگی از بهترین صفات برای زوجین به حساب می آید.

برای این‌که قهرهای کوچک مابه کینه‌های عمیق و طولانی تبدیل نشود، باید مهارت آشتی کردن را مانند دیگر مهارت‌های زندگی بیاموزیم. اما ابتدا بدانیم قهر چیست و چرا ما در زندگی خود به این رفتار متوسل می‌شویم؟

نسرین صفری‌ مشاور خانواده نوشت: فقط یک مشاجره کوچک کافی بود تا نسترن با شوهرش قهر کند و حتی تا دو یا سه ماه با او حرف نزند، همه ارتباط کلامی آنها به یک سلام و خداحافظ خلاصه می‌شد و آنها نه مثل یک همسر، مانند یک همخانه که هیچ نقطه اشتراکی ندارند، با هم زندگی می‌کنند. نکته جالب این است که نسترن می‌گوید واقعا دوست ندارم برای مدت طولانی با همسرم قهر کنم، ولی وقتی مشکلی پیش می‌آید نمی‌دانم چگونه باید با او آشتی کنم.

برای این‌که قهرهای کوچک مابه کینه‌های عمیق و طولانی تبدیل نشود، باید مهارت آشتی کردن را مانند دیگر مهارت‌های زندگی بیاموزیم. اما ابتدا بدانیم قهر چیست و چرا ما در زندگی خود به این رفتار متوسل می‌شویم؟

قهر رفتاری است که ریشه در هیجان منفی توام با خشم و عصبانیت دارد و بسته به شدت و ضعف آن از چند ساعت تا سالیان سال ممکن است طول بکشد. قهر وضعی است که در آن فرد ارتباط عادی خود را با شخص یا افرادی خاص قطع می‌کند‌ یا کاهش می‌دهد که معمولا نیز هنگام برآورده نشدن توقعات و انتظارات به‌وجود می‌آید و هر چه این توقعات بیشتر باشد، میزان حساسیت و زودرنجی هم بیشتر شده و در نتیجه احتمال قهر هم افزایش می‌یابد.

این رفتار می‌تواند مثبت و منفی باشد، مثبت است اگر جانشین انتخاب‌های عجولانه و غیرمنطقی شود‌ یا عاملی برای تادیب و مانع تسلیم شدن در برابر اوامر زورگویانه دیگری باشد؛ اما منفی و آسیب‌زاست اگر از روی انتقام، لجبازی و عدم گذشت و بخشش اتفاق بیفتد. قهر کردن معمولا با لجبازی تکمیل می‌شود و در اغلب موارد هدف از لجبازی این است که فردی که قهر کرده قصد دارد با این عمل خود، پیامی را به دیگری انتقال دهد که او را به اهدافش برساند؛ چنانچه اوضاع بر وفق مراد و انتظارات پیش نرود، لجبازی ادامه می‌یابد‌ و بیشتر می‌شود. برخی افراد وقتی با کسی قهرمی کنند، تمام رفتار و حرکات منفی وی را با بزرگ نمایی کردن بد جلوه می‌دهند و به موضوع بحث دامن می‌زنند که نتیجه این رفتارهای ناپخته و کودکانه باعث بروز قهرهای طولانی مدت می‌شود.

قهر برای هر دو طرف سخت، تلخ، بسیار استرس‌زا و ‌مایوس‌کننده است حتی اگر شخص با وارونه کردن احساسات خود قصد خوب و عادی جلوه دادن شرایط را داشته باشد، نباید فریب او را خورد، بی‌تردید او در شرایط خوبی قرار ندارد و انرژی روانی زیادی را از دست می‌دهد، پس دوست دارد سریع‌تر از فضای قهر بیرون بیاید، اما چون راه دیگری بلد نیست، مجبور می‌شود با فریب موقت خویش، در آن موقعیت باقی بماند.

ادامه قهر و لجبازی آزاردهنده است، به‌گونه‌ای که گاه به آسیب‌های متعددی در زندگی فرد منجر می‌شود که بزرگ‌ترین آن از هم پاشیده شدن بنیان خانواده است، قهر همسران موجب ایجاد فاصله عاطفی بین آنها شده و به مرور زمان با طولانی شدن آن دلسردی بین آنها را افزایش می‌دهد، حتی فضای عشق‌ورزی را به فضای همزیستی تبدیل می‌کند تا جایی که به جای مراوده‌های عاطفی و روانی، زوجین فقط خود را متعهد به انجام وظایف روزمره می‌دانند.

چه کسانی بیشتر قهر می‌کنند؟

قهر و لجبازی، دو رفتار مختلف است که در یک خصوصیات اخلاقی واحدی ریشه دارد، این دو، محصول خشم افراد درونگرا، کم جرات، ضعیف، کم‌رو و خجالتی، کم حرف، تودار و مرموز، پرتوقع و ناتوان در ابراز احساسات و عواطف است. البته قهر به‌عنوان سلاحی برای بیان اعتراض و دلخوری می‌تواند از سوی هر کسی اتفاق بیفتد، اما از جانب کسانی که دارای ویژگی‌های گفته شده هستند، بیشتر سر می‌زند، زیرا این افراد معمولا اهل احتیاط بوده و نمی‌توانند هیجانات خود را کنترل و بیان کنند، ترس و نگرانی‌های مخفی بسیاری دارند، توان ابراز وجود ندارند و نمی‌توانند قاطعانه خواسته هایشان را بیان کرده و از نظر، ایده و عقیده خود دفاع کنند، اینها رفتاری خشونت آمیز، آشکار و قابل استنادی انجام نمی‌دهند که کسی بتواند محکوم و متهم‌شان کند، به همین دلایل قهر را انتخاب می‌کنند تا بی‌سرو صدا و بدون پرداخت هزینه‌ای طرف مقابل‌شان را به ستوه آورند.

زن‌ها بیشتر قهر می‌کنند یا مردها؟

نمی‌توان دقیق گفت مردها بیشتر قهر می‌کنند یا زنان، ولی بین زنان و مردان در علت توسل به این رفتار تفاوت وجود دارد.

قهر واکنش تنبیهی برای نشان دادن نارضایتی است که زنان از قهر برای نمایش نارضایتی خود استفاده می‌کنند. زنان مشتاق نشان دادن عواطف و احساسات‌شان به محیط اطراف هستند، بنابراین با تصمیم به قهر سریعا می‌خواهند ثابت کنند که از مساله‌ای ناراحت هستند، در واقع یک زن با هدف جلب توجه طرف مقابل قهر می‌کند؛ از سوی دیگر زن برای بیان احساسات و عواطف خود از کلمات استفاده کرده و تصور می‌کند‌ بدترین جریمه برای دیگران، محروم کردن آنها از حرف زدن است، اما این هرگز به معنی قطع کل رابطه نیست و آشتی کردن حتمی است، اما مردان از قانون همه یا هیچ استفاده می‌کنند یک رابطه یا از نظرشان کلا مختومه است یا ادامه دار، هیچ نقطه میانی در یک رابطه برای خودشان قائل نیستند و چون نسبت به زنان در ارتباط کلامی ضعف دارند، به همین دلیل نمی‌توانند از قهر به‌عنوان ابراز ناراحتی استفاده کنند، چون مانند آنها از گفت‌وگو نکردن ناراحت و اذیت نمی‌شوند، شاید به همین دلیل است که برخی از مردان اگر قهر کنند و در دور باطل لجبازی گرفتار شوند، دیگر کمتر حاضر به آشتی می‌شوند، حتی اگر به ضررشان‌ تمام شود.

چرا قهر می‌کنیم؟

افرادی که زیاد قهر می‌کنند،عموما انتقاد ناپذیر و زودرنج هستند و اعتماد به نفس کمی دارند و از عزت نفس بالایی برخوردار نیستند. آنها هنگام رویارویی با مشکلات یا اختلاف عقیده با دیگران، احساس ترس و حقارت می‌کنند و به ناچار برای دفاع از خود و اجتناب از استرس و اضطراب، راهی جز قهر نمی‌یابند، در حقیقت فرد با قهر و محل نگذاشتن به دیگری به نوعی از مساله فرار می‌کند که این خود نشانه ترس و ضعف شخصیتی فرد است.

ناتوانی در بیان مشکلات

دو بردار، بر سر این مساله که چرا در مهمانی بزرگ خانوادگی، برادر کوچک‌تر حفظ رعایت ادب و حرمت او را نکرده و بدون خداحافظی از برادر بزرگ‌تر مجلس را ترک کرده از هم دلخور شده اند و حالا بیش از پنج سال است که با هم حرف نمی‌زنند! برادر بزرگ‌تر می‌گوید: از این رفتار برادرم خجالت زده شدم و از اقوام همسرم حرف‌هایی ‌شنیدم که بیا و ببین! اما برادر کوچک‌تر توضیح می‌دهد که من به خاطر تلفن‌های مکرر همسرم عجله داشتم و با اکتفا کردن به یک خداحافظی همگانی، مجبور به ترک مهمانی شدم، حالا برادرم با مقصر دانستن من می‌خواهد رفتارهای بد خانواده همسرش را توجیه کند. بسیاری از ما نه‌تنها قدرت رویارویی برای بیان مشکلات را نداریم، بلکه مهارت لازم برای بیان ناراحتی‌هایمان را هم نداریم، این یعنی خیلی از ما نمی‌خواهیم، نمی‌توانیم ‌یا یاد نگرفته‌ایم وقتی با کسی به مشکلی برمی‌خوریم، بنشینیم و به شیوه‌ای کاملا صریح و رودررو، بدون هیچ قضاوت منفی و غیرمنصفانه، ناراحتی و احساساتمان را ابراز کنیم و علت را توضیح بدهیم‌ یا با دل و جان به حرف‌های طرف مقابلمان گوش بسپاریم و دقیقا به همین دلیل به مسائلی پیله می‌کنیم که شاید هیچ ربطی به اصل قضیه و مشکل فعلی‌مان ندارد. اگر این دو برادر به جای انتخاب موضع خصمانه و تدافعی، آن‌قدر شجاعت و توانایی داشتند که بدون قهر و شکایت‌های ناموجه، مثل دو انسان بالغ رودرروی هم می‌نشستند و درباره علت دلخوری‌شان با هم صحبت می‌کردند، بی‌تردید هرگز روابطشان سرد نمی‌شد، کینه یکدیگر را به دل نمی‌گرفتند و آن را به خشم و تنفر چند ساله تبدیل نمی‌کردند.

نبود شناخت از یکدیگر

زن به بهانه این که همسرش به او توجهی ندارد و هر وقت به خانه می‌رسد فقط به فکر استراحت و تماشای برنامه دلخواه تلویزیونی‌اش است، با شوهرش بگومگو می‌کند و ترجیح می‌دهد قهر کند تا شاید همسرش رفتار اشتباه خود را اصلاح کند. در این مثال هدف زن نزدیک شدن به همسر و در کانون توجه او قرار گرفتن است، اما قهر کردن، مرد را متوجه چیز دیگری می‌کند (عادت همیشگی‌اش است، دلش از جایی دیگر پر است، امروز غرغرو شده است و…) که دقیقا برعکس نیاز و خواسته قلبی زن است.

بسیاری از ما هدف‌هایمان را گم کرده‌ایم و از همدیگر شناختی نداریم، خودمحوریم و کلام و رفتارمان را بدون توجه به خواسته‌ها، نیازها و انتظارات طرف مقابل مطرح می‌کنیم و نمی‌دانیم دقیقا از یکدیگر چه می‌خواهیم، طرف مقابلمان چطور فکر می‌کند و دوست دارد ما چگونه با او رفتار کنیم. در نتیجه تفاوت نگاه و نگرش نه‌تنها مشکل‌ساز می‌شود، بلکه با احساس ناامیدی و یاس نیز همراه می‌شود.

اگر به این مطلب آگاه شویم قطعا بسیاری از زمینه‌های اختلافات و سوءتفاهم‌ها و در نتیجه قهرهای کوتاه‌مدت و گاه بلندمدت از زندگی‌هایمان حذف خواهد شد.

در این مثال اگر زن به اندازه کافی شوهرش را بشناسد و بداند که مرد با نگاه کردن به تلویزیون و گوش کردن به اخبار، آرام آرام در فضای منزل قرار می‌گیرد و بعد از تجدید قوا، قطعا به او توجه خواهد کرد، هیچ‌گاه برای جلب توجه و محبت همسرش متوسل به قهر نمی‌شود.

خودخواهی و خودبینی

کار همیشگی‌اش است، او هیچ وقت رفتارش را ترک نمی‌کند، من برای چه خودم را کوچک کنم و مدام منت او را بکشم، اگر پذیرای رفتار غلط او باشم نه‌تنها غرورم را شکسته‌ام بلکه نشان داده‌ام که حق با اوست و من مقصرم…

گاهی قهرهای کوچک به قهرهای بزرگ و طولانی تبدیل می‌شود، فقط به این دلیل که هیچ‌یک از دو طرف حاضر نیستند‌ یا جرات نمی‌کنند ‌ برای فیصله دادن به مساله پا پیش بگذارند و عذرخواهی‌ یا حتی دست‌کم سر صحبت را با فرد مقابل باز کنند، چون تصور می‌کنند شخصیت‌شان زیر سوال می‌رود‌ یا این‌که تاب‌ تندی را ندارند و نمی‌خواهند حرف‌های از سر دلخوری دیگری را که شاید بحق هم باشد بشنوند، پس فرار را بر قرار ترجیح داده و قهر می‌کنند.

فرار از مسئولیت و تعهد

طوری حرف می‌زند و شرایط را جوری پیش می‌برد که کارمان به بحث و دعوا بکشد و بعد از آن قهر کردن؛ چون می‌داند از این طریق می‌تواند چند روزی از دست من خلاص شود و از انجام کارهایش طفره برود…

برای گروهی، قهرکردن راهی برای فرار از زیر بار مسئولیت است. قهر کردن معمولا برای افراد مسئولیت‌ناپذیر و بی‌تعهد، نوعی جایزه محسوب می‌شود، چون توانسته‌اند با توسل به این روش نه تنها خود را از انجام وظایف محوله رها کنند، بلکه دیگران را نیزدرمانده از نیازهایی‌کنند که برآورده شدن آنها منوط به انجام کارهایی از جانب آنان است. البته این افراد نیز چون سایرین از قهر کردن لذت نمی‌برند اما برای حل مشکلات‌شان مجبورند از آن استفاده کنند. آنها با قهر احساس امنیت و آرامش بیشتری می‌کنند، چون برای مدتی هم که شده، مجبور نیستند پاسخگوی بی‌مسئولیتی هایشان باشند اگر چه همین رفتار نیز از ضعف و ناتوانی آنها نشأت می‌گیرد.

عادت به باجگیری

«اگر چند روزی محلش ندهم، به خودش می‌آید و به خواسته من رضایت می‌دهد»، «با هر زبانی بگویم قبول نمی‌کند اما فقط کافی است چند روزی سگرمه‌هایم را درهم کنم، دیگر همه چیز بر وفق مرادم می‌شود»، «مادرم هم هر وقت نمی‌توانست پدرم را متقاعد به انجام کاری کند، چند روزی قهر می‌کرد و بعد پدرم گوش به فرمانش می‌شد» و…

بسیاری از افراد با توسل آگاهانه به قهر سعی می‌کنند به اهداف کوچک و بزرگ‌شان دست یابند. معمولا این افراد در کودکی یاد گرفته‌اند که اگر بهانه‌گیری کنند‌ یا روی نقطه ضعف دیگران انگشت بگذارند، خیلی سریع و راحت‌تر می‌توانند با مستاصل کردن دیگران، رضایت آنان را برای رسیدن به اهدافشان جلب کنند، گرچه قهر کردن گاهی نیز مولود شرایط خاص زندگی فرد است. زندگی با افراد مستبد و زورگو و سرکوب نیازها و امیال طبیعی ممکن است باعث پرورش رفتارهایی چون قهر و لجبازی در فرد شود. بنابراین «باج‌گیری عاطفی» از دیگران، خواه ارثیه فرد از والدینش باشد، خواه الگوبرداری از روی رفتار دیگران، از دوران کودکی در شخصیت فرد نهادینه و باعث می‌شود فرد در بزرگسالی هم، هر جا که به مشکلی برخورد، با توسل به ترفند قهر کردن، کارش را پیش ببرد.

قهرهای لیلی و مجنونی

«همسرم با کوچک‌ترین حرف یا رفتاری که مطابق میلش نباشد، بسرعت ناراحت می‌شود و قهر می‌کند، اگر خودش هم مقصر باشد، هرگز حاضر نمی‌شود کوتاه بیاید و اشتباهش را بپذیرد و عذرخواهی کند، همیشه من باید کوتاه بیایم و برای آشتی پیشقدم شوم و گرنه ممکن است مدت‌ها با هم قهر باشیم. الان هم که قهریم، هر دو دلمان می‌خواهد آشتی کنیم، او منتظر من است که منتش را بکشم من هم با آن‌که خیلی دلتنگش هستم و دوست دارم با او حرف بزنم، اما حاضر نیستم غرورم را بشکنم…»

شاید شما هم جزو آن دسته از افرادی باشید که با همسرتان برسر هر مساله کوچکی قهر می‌کنید و گاهی تا چند روز رابطه‌تان شکرآب است و جز سکوت، اخم کردن، نگاه‌های غضبناک و گاهی نیزغرولندهای زیرلب هیچ چیز دیگری بین شما وجود ندارد.

قهر در بین بیشتر همسران اتفاق می‌افتد اما در بیان برخی بسیار بیشتر و جدی‌تر است و به‌صورت یک عادت غلط رفتاری برای مواجهه با مشکلات ترجیح داده می‌شود. قهر همسران رفتاری است که غالبا به‌عنوان حربه‌ای برای دفاع از خود یا آزار دیگری به‌کار گرفته می‌شود، فقط به این امید که شاید منجر به تغییراتی شود، در حالی که قهر یکی از مهلک‌ترین آسیب‌های رابطه زن و شوهری محسوب می‌شود و لازم است از این سم مهلک دوری کرد. کسانی که همسران قهرقهرو دارند، حتما به یقین متوجه شده‌اند که قهر تا چه اندازه موجب عذاب و فرسودگی اعصاب و خانمانسوز است. معمولا این افراد ترجیح می‌دهند مورد ضرب و شتم، فحش و دشنام همسرشان قرار بگیرند، اما هرگز با قهر او مواجه نشوند. گرچه قهر کردن با همسر اصلا شایسته یک فرد عاقل و بالغ نیست، اما گاهی قهر کردن به معنای «سرسنگین بودن» خالی از لطف هم نیست؛ در برخی شرایط البته نه همیشه و نه برای مدت زمان طولانی؛ در مواردی که خطای همسر کاملا عمدی است و به دفعات بسیار تکرار می‌شود و راه‌حل‌های ساده احتمالی موثر نمی‌افتد، متوسل شدن به قهر به‌عنوان راهی یا نشانه‌ای برای آگاه کردن همسر از رفتار اشتباهش تا حدی مجاز است. گاهی هم درست و منطقی است با همسرمان قهر کنیم تا مقابل خواسته‌های اشتباه و غلط او تسلیم نشویم.

هنگام قهر، برخی از همسران به تقلید از رفتار دیگری درصدد تلافی برمی‌آیند و به قهر ادامه می‌دهند، در حالی که در محیط خانواده که محل آرامش و محبت است، پاسخ قهر با قهر کار شایسته‌ای نیست. هر یک از زوجین نقطه‌ضعف‌هایی دارد که دیگری آن را تحمل می‌کند، پس هیچ اشکالی ندارد که همسران برای جلب نظر یکدیگر منت‌کشی کنند و برای آشتی پیشقدم شوند.

مردان می‌توانند با محبت به همسرشان او را راضی به آشتی کنند، چون زنان براساس روحیات فطری‌شان دوست دارند هنگام ناراحتی و افسردگی، مورد توجه و مهرورزی همسرشان قرار گیرند؛ اما زنان نباید اصرار نابهنگام برای آشتی کنند، چون مردها وقتی دلخور و عصبی‌اند ترجیح می‌دهند مدتی تنها باشند و در لاک خودشان فرو روند؛ در این حالت، اصرار و پافشاری زن آنان را آزرده‌تر خواهد کرد، لذا در برخورد با قهر شوهر، بهترین رفتار این است که اگر زن خود را مقصر می‌داند، عذرخواهی کند و اگر مقصر نیست، خیلی کوتاه و مختصر ابراز ناراحتی و تاسف کند و اصرار به آشتی را به جای حرف زدن، در رفتارش نشان دهد، مثلا غذای دلخواه همسرش را آماده کند، لباس دلخواه او را بپوشد و… تا بتواند با برطرف کردن رنجیدگی مرد و با ایجاد حس دلسوزی و ترحم در او، آشتی را به خود، فرزندان و همسرش هدیه دهد.

امان از قهرهای فامیلی

نیم‌نگاهی به اطراف خود بیندازید، ارتباطات خانوادگی و دوستانه خود و اطرافیانتان را زیر ذره‌بین بگذارید، هر روز بیش از دیروز فاصله‌ها زیاد و زیادتر می‌شود، کمتر اتفاق می‌افتد افراد فامیل به بهانه تجدید دیدار کنار هم جمع شوند؛ یک جا جمع شدن افراد فامیل منوط به یک مراسم عروسی و عزا شده است که در این مواقع نیز آن‌قدر غرق مسائل حاشیه‌ای می‌شویم که اصل کار یعنی دیدار یکدیگر فراموش شده و حتی به بروز پاره‌ای از مشکلات نیز منجر می‌شود. در این شرایط به‌خاطر سوءتفاهمات پیش آمده، ارتباط فامیلی قطع شده و کینه‌های شتری مهمان قلب‌ها می‌شود و افراد ‌ سال‌ها از دیدار هم محروم می‌مانند. این گونه می‌شود که گاه می‌بینیم خواهر و برادر، مادر و فرزند، عروس و مادرشوهر، داماد و مادرزن سال‌ها با هم قهر و از حال هم بی‌خبرند. حال تصور کنید هر روز و هر ساعت در مجاورت فامیلی قرار می‌گیرید که با او قهر کرده‌اید، یا مطلبی را از او می‌شنوید که باعث مرور احساس خشم و تنفرتان می‌شود، خاطرات بد او را یادآوری می‌کنید و حالتان بد می‌شود. نیروی دافعه‌ای که تحملش می‌کنید مدام به شما آسیب می‌زند و کینه دیرین مانده به دلتان را سنگین‌تر می‌کند، کینه هم چون کیسه پرسنگی است که به دوش گرفته‌اید و اجازه نمی‌دهد براحتی مسیر آشتی و خوشبختی را طی کنید.

از سوی دیگر، قهرهای فامیلی دور و نزدیک وقتی زیاد تکرار شود، به مرور زمان به قطع ارتباطات منجر می‌شود و کسی که مسبب اصلی قهرها بوده از نظر دیگران به‌عنوان فردی زودرنج و آتش‌بیار معرکه شناخته خواهد شد که قهر کردن عادت همیشگی‌اش و دو به هم زنی خصلتش است و ممکن است به همین دلیل هیچ‌کس برای آشتی با او پا پیش نگذارد و عاقبت او تنهایی خواهد بود.

ماهیگیری برخی از آب گل آلود

با محدود شدن روابط اجتماعی دو فامیل، سو استفاده کردن دیگران از مشکل هم دو ‌ چندان می‌شود و برخی با بزرگنمایی مشکل یا حتی یک کلاغ را چهل کلاغ کردن علت اصلی قهر، از آب گل‌آلود ماهی می‌گیرند. بنابراین قهرهای فامیلی را نباید ادامه داد چون در درازمدت، دو طرف را از هم دور می‌کند و به آنها می‌فهماند که می‌توانند بدون ارتباط با هم به زندگی‌شان ادامه دهند و این اصلا خوب نیست. از طرفی چگونه می‌توان با خواهر و برادری که‌ سال‌ها زندگی کرده‌ایم و همیشه در شادی و غم هم شریک بوده‌ایم، قطع مراوده کرد و بی‌خبر از احوالشان شد و راحت زندگی کرد، ممکن است زمانی به خود آییم که دیر شده باشد و روزگار فرصت آشتی کردن را از ما بگیرد و برای همیشه حسرت با هم بودن تا آخر عمر بر دلمان بماند و روزی برسد که انگشت حسرت به دهان بگزیم و بگوییم که کاش اندکی زودتر برای آشتی پیشقدم می‌شدیم.

قهرهای والد و فرزندی

گرچه قهر کردن برای حل مسائل دنیای بزرگسالان به هیچ‌وجه کارساز نیست، اما برای تربیت کودکان خردسال می‌تواند مفید باشد. این نسخه تربیتی برای والدینی مناسب است که اعتقادی به تنبیه بدنی و پرخاش کردن با کودکان ندارند، اما به طریقی قصد دارند به کودکشان بفهمانند‌ رفتارش درست نبوده و باعث ناراحتی و تکدر خاطرشان شده است. قهر کردن با کودک زمانی مفید است که:

• پیش از قهر کردن، برای کودکتان دقیقا توضیح دهید که خطایش چیست و به چه علت از دستش ناراحت شده‌اید؛ مثلا بگویید: ‌محمدجان از این که حرف بد زدی، از دستت ناراحت هستم.‌

• به کودک بفهمانید تا چه مدت قصد دارید با او صحبت نکنید؛ مثلا به او بگویید: من برای تنبیه تو قصد دارم، از همین الان تا دو ساعت دیگر با تو صحبت نکنم.

• قهرتان را طولانی نکنید، پس از مدت زمان مقرر شروع به حرف زدن کنید چون اگر بیش از حد بر این رفتارتان سماجت کنید، فرزندتان به این روش شما عادت خواهد کرد و دیگر قهر کردن را واکنش تنبیهی برای رفتار ناپسندش قلمداد نخواهد نکرد.

• ممکن است فرزندتان بعد از شنیدن تصمیم شما، بلافاصله به تکاپو بیفتد و به شما التماس کند که او را ببخشید. گرچه تماشای التماس کودک برای آشتی، برایتان سخت و عذاب‌آور است، اما توصیه می‌کنیم بر احساسات خود غلبه کنید و قهرتان را به هیچ وجه نشکنید تا مهلت قراردادی‌تان به سر آید. اگر فرزندتان بتواند با اصرار و پافشاری خواسته‌اش را به کرسی بنشاند، به مرور زمان درمی‌یابد که می‌تواند هر کاری کند و سپس والدینش را از تصمیم‌شان منصرف سازد. این حالت نه‌تنها برای شما به عنوان پدر یا مادر خوب نیست، بلکه فرزندتان نیز عادت می‌کند ‌ از التماس کردن به‌عنوان ابزاری برای فریب یا تحت‌فشار قراردادنتان استفاده کند.

• اجازه توهین و تحقیر کلامی و غیرکلامی ندارید، فقط گفت‌وگویتان را با او متوقف کنید و هرگز زیر لب غرغر یا مرتبا صفات بدش را گوشزد نکنید. یادتان باشد شما قهر کرده‌اید تا او را متوجه رفتار نامطلوبش کرده و او را اصلاح کنید.

• قهرتان را عمومی نکنید. مثلا هیچ لزومی ندارد مادرتان بفهمد که شما امروز با فرزندتان قهر کرده‌اید، چون با این کار هم قبح قهر بودن‌تان را از بین می‌برید و هم این که او را نزد دیگران تحقیر و کوچک می‌کنید.

از قهر پیشگیری کنیم

وقتی دلایل برای قهر فراهم شد، دیگر قهر نکردن کاری بس مشکل است، اما اگر عوامل و ریشه آن شناسایی شود، پیشگیری از آن سهل و ممکن خواهد بود. حداقل پس از یک سال ارتباط با یک فرد (همسر، فرزند، مادر و پدر، خواهر و برادر،…) شما خواهید دانست که او چه شخصیتی دارد و اگر قهر و لجبازی رفتار غالب اوست، می‌توانید با پیش بینی رفتارها و موقعیت‌هایی که منجر به قهر او می‌شود از افتادن در تله قهر و کم محلی او نجات پیدا کنید.

قهر زمانی اتفاق می‌افتد که فرد از شدت خشم و هیجانات منفی پر می‌شود اما چون نمی‌تواند هیج واکنشی برای تخلیه روانی خود انجام دهد و به اصطلاح کم می‌آورد قهر می‌کند؛ با تقویت ظرفیت و افزایش تجربیات اخلاقی می‌توان کاری کرد که او زود دچار رنجش نشود.

مانع هیجانات منفی شوید

هنگام مشاجره، آن‌که قوی و مسلط است به هر طریق ممکنی عصبانیت و خشونت خود را ابراز و از خود دفاع می‌کند و خیلی سریع از شر احساسات منفی رها می‌شود، اما فرد ضعیف فقط نظاره‌گر است، فریادها را می‌شنود، حرف‌ها و کنایه‌ها را ظاهرا تحمل می‌کند و چون کاری از پیش نمی‌برد به قهر متوسل می‌شود. برای پرهیز از این وضع بهتر است هنگام خشم و مشاجره، روی اعصاب و رفتارمان کنترل داشته باشیم، قلب و روح طرف مقابل مان را از هیجانات منفی پر نکنیم، بگومگوی مان را دو طرفه پیش ببریم تا ضمن دفاع خویش، او هم بتواند حرف بزند و از خودش دفاع کند و هرگز خود را مظلوم و شکست خورده نپندارد که بعد در صدد انتقام و تلافی و در نتیجه قهر برآید.

آشتی کردن سخت نیست

با چند نفر قهر هستید؟ دلتان طاقت دوری آنها را دارد؟ تا به حال شده به این فکر بیفتید که به او زنگی بزنید و صدایش را بشنوید؟ دوست دارید برای آشتی با او پیشقدم شوید اما این غرور لعنتی‌تان اجازه ندهد! خیلی آسان‌تر از آنچه گمان می‌کنید می‌توانید آشتی کنید:

با مشکل روبه‌رو شوید

قهر و لجبازی کردن مانند ریختن زباله زیر فرش خانه است؛ مشکلات با قهر کردن حل نمی‌شود، بلکه برای همیشه به قوت خود باقی می‌ماند و حتی ممکن است چون زباله متعفن شده بویش همه زندگی مان را فرا بگیرد. بپذیرید قهر و ترشرویی با دیگران راهی برای فرار از مشکل است، به جای این که صورت مساله را پاک کنید به‌دنبال راه‌حل باشید. تمرین کنید که هر وقت مشکلی با همسر، پدر و مادر، فرزندان، خویشاوندان، دوستان و همکاران پیدا کردید با مشکل روبه‌رو شوید و درباره آن به طور کاملا قاطع، صریح و روشن، بدون کلی‌گویی و اغراق و در عین حال با ملایمت و بدون خشم، گفت‌وگو کنید تا مساله حل شود.

بهتر است احساستان را درباره رفتار بدی که با شما شده، بدون دلخوری توضیح دهید و بگویید دوست داشتید چگونه با شما رفتار شود و در صورت مواجهه با رفتار مطابق میل‌تان چه نتیجه‌ای در روابط‌تان حاصل می‌شد و البته همین رفتار را در مورد طرف مقابل‌تان نیز اعمال کنید.

علت تقویت رفتار قهر را بیابید

اگر با کسی در ارتباط هستید که مدام قهر می‌کند، بهتر است بررسی کنید تا ببینید چه پاداش‌هایی برای انجام این رفتار دریافت می‌کند، اجابت سریع خواسته، دریافت توجه و محبت کافی، اعمال قدرت و… از جمله عواملی است که منجر به تکرار قهر می‌شود، با حذف پاداش‌هایی که در پاسخ به قهر داده می‌شود، می‌توان بتدریج شعله این عادت منفی را خاموش کرد.

فراموش نکنید علت ناراحتی و رنجش‌تان هر چه بوده، اتفاق افتاده ؛ به تعبیری آبی است که ریخته شده و شما چاره‌ای جز پذیرش آن ندارید. با بخشش دیگری، اول از همه خودتان را از شر انرژی‌های منفی خلاص می‌کنید، دوم آن که با بخشش و گذشت اعتماد به نفس‌تان را بالا می‌برید و با احساس مثبت و قوی بودن برای آشتی کردن پیشقدم می‌شوید.

غرور را کنار بگذارید و با این تصور اشتباه که «اگر پا پیش بگذارم، شخصیت‌ام را کوچک کردم»، مبارزه کنید؛ به جای آن، به این فکر کنید اگر با فرد مقابل‌تان رابطه داشته باشید چه ساعات خوبی را می‌توانید در کنار یکدیگر سپری کنید. توقعات و انتظارات خود را کم کنید، بر آورده نشدن توقعات و انتظارات یکی از علت‌های اصلی قهرهاست، سعی کنید زیادی آنها را کنترل کنید و به دیگران هم به خاطر رفتارهایشان حق بدهید و با درک متقابل از علت رفتار آنها برای آشتی کردن پیش بروید.

معذرت‌خواهی فراموش نشود

اگر مقصر هستید بدون چک و چانه زدن اشتباهاتتان را بپذیرید و به هر طریقی که می‌توانید احساس پشیمانی‌تان را ابراز کنید و برای جبران آن‌قدم بردارید. معذرت‌خواهی کردن، هدیه گرفتن، دعوت به یک رستوران و… باعث رفع ناراحتی‌ها می‌شود. فراموش نکنید خیلی از قهر‌های کوچک به کینه‌های بزرگ و حتی نفرت دو نفر بویژه همسران از یکدیگر می‌انجامد. به‌گونه‌ای که آنها به مرور و با قهرهای طولانی مدت از غذا خوردن کنار هم، خرید رفتن، سفر کردن و حتی همبستر شدن با یکدیگر گریزان می‌شوند و بتدریج حتی به جدایی تن می‌دهند. قهر کردن رفتاری ناصحیح در رابطه زناشویی است، قهر نکنید و اگربه هردلیلی به این رفتار متوسل شدید مهارت آشتی کردن را بیاموزید.

چاردیواری ضمیمه روزنامه جام جم

زمان آخرین مطلب این کاربر: 1865روز قبل
چهارشنبه 16/2/1394 - 20:24
raha52 ( تعداد مطالب : 977 ) ( تعداد نظرات : 49 )


قانون‌های اعتماد به همسرتان را بشناسید

بوق ممتد تلفنی که بی‌جواب می‌ماند... تاخیری چند ساعتی در رسیدن به خانه از محل کار... صدای نا‌شناسی پشت تلفن و... همین‌ها کافی است تا با یک تلنگری ساده شروع یک دعوای تمام عیار زناشویی باشد. مشکلات درست در همین لحظه شروع می‌شود و با همین تلفن بی‌جواب ساده، ممکن است همسرتان اعتماد چند ساله‌اش را به شما از دست بدهد اما اگر کمی به گذشته  بر‌گردید و نگاهی به اصول اعتماد سازی در زندگی مشترک بیندازید، می‌بینید که همه چیز از اینجا شروع نشده است.

ممکن است همه رفتارهایی که پیش از این به‌نظرتان ساده و بی‌اهمیت می‌رسیدند، امروز به جان زندگی‌تان افتاده باشند و از همسر آرام و منطقی شما، فردی شکاک ساخته باشد. حال بر اساس این نکته که همیشه گفته می‌شود، پیشگیری بهتر از درمان است، اگر دوست ندارید چند ماه یا چند سال دیگر این رفتار را تجربه کنید، بهتر است قانون‌های اعتماد به یکدیگر را بشناسید و برای عملی کردن آن و ریشه کن کردن سایه شک در زندگی مشترک‌تان دست به کار شوید.

وعده‌های کوچک را جدی بگیرید
برای این کـه همسرتان به شما اعتماد داشته باشد نباید کار خارق العاده‌ای انجام دهید. نخستین و مهم‌ترین قدم این است که همیشه و در همه جا، حتی مواردی که به نظرتان کوچک و بی‌اهمیت می‌رسد، قابل اعتماد باشید. حتی اگر هیچ وقت پیمان شکنی بزرگی نکنید و همیشه با همسرتان صادق باشید، جدی نگرفتن این موارد کوچک می‌تواند بیش از هر چیز دیگری اعتماد او نسبت به شما را از بین ببرد. یادتان نرود، از خرید یک پاکت میوه تا برنامه ریزی سفر یا تعهدهای بزرگ‌تر و جدی‌تر زندگی، هرچیزی را که به همسرتان وعده می‌دهید باید عملی کنید.

لازم نیست حتی به خواسته‌های غیرمنطقی که او مطرح می‌کند جواب مثبت دهید. سعی کنید تنها چیزهایی را بپذیرید که توان انجام دادن آن را دارید و هرگز برای دل خوش کردن و شاد کردن همسرتان، قولی ندهید که نمی‌توانید انجام دهید.

رازهای همسرتان را فاش نکنید
اعتماد همسرتان را از دست ندهید و راز‌هایش را به یک موضوع عمومی تبدیل نکنید. برای سرپیچی از این اصل هیچ استثنایی وجود ندارد و شما نمی‌توانید به بهانه عصبانیت یا دعواهای زناشویی، رازهای همسرتان را فاش کنید. این یک اصل تغییر ناپذیر است که اعتمادی که از بین می‌رود، به همین سادگی‌ها تجدید نمی‌شود.

اعتماد متقابل را فراموش نکنید
چرا فکر می‌کنید که همسرتان باید به شما اعتماد کند و هیچ رازی در مقابل شما نداشته باشد، درحالی که خودتان نمی‌توانید به او اعتماد کرده و حقایق زندگیتان را برایش بیان کنید. شاید در آغاز برای شما که همیشه زندگی‌تان را در دل‌تان نگه داشته‌اید سخت باشد اما اگر اعتماد همسرتان برایتان اهمیت دارد، باید راز‌هایتان را برایش فاش کنید و از احساساتی که هر روز و هر لحظه دارید برایش صحبت کنید.

هرگز به بهانه اینکه بعضی موضوعات جزو قلمرو شخصی‌تان است یا اینکه گفتن آن ارزشی ندارد، او را از جریان زندگیتان بی‌خبر نگذارید زیرا در صورت با خبر شدن از‌‌ همان اتفاق ساده، ممکن است به شما شک و گمان کند که در زندگی شما اتفاقات مهم تری هم وجود دارند که او از آن بی‌خبر است.

توازن داشته باشید
در نظر گرفتن منافع خود و بی‌توجهی به خواست طرف مقابل و آنچه به نفع رابطه شماست، خیلی زود اعتماد همسرتان را از بین خواهد برد.

اگر برای ساختن یک اعتماد همیشگی جدی هستید، پس این نکته را هم نادیده نگیرید. سعی کنید در زمان انتخاب و تصمیم گیری، چیزی را انتخاب کنید که به نفع همسرتان و زندگی مشترک‌تان باشد. مسلم است که همیشه نباید منافع خودتان را نادیده بگیرید و خواسته‌های خودتان را قربانی این اعتماد‌سازی کنید. شما باید بتوانید توازنی میان این دو  ایجاد کنید. منظور از توازن این نیست که یک بار همه چیز به نفع شما و یک بار همه چیز به نفع همسرتان باشد بلکه شما باید در مجموع تصمیماتی را بگیرید که به صلاح هر دو شما و زندگی مشترک‌تان باشد.

رازهای همسرتان را فاش نکنید

برای با هم بودن وقت بگذارید
اینکه شما باید در طول روز به همسرتان پیامک یا ایمیل بزنید و نشان دهید که نگران یا دلتنگ یکدیگر هستید، یک موضوع حذف نشدنی است اما گذشته از این، شما باید به صورت رو در رو هم با هم وقت بگذرانید.  گرفتاری یا خستگی را بهانه نکنید. هر هفته با هم بیرون بروید، سعی کنید که هر روز با هم غذا بخورید، یک فیلم یا یک برنامه تلویزیونی را با هم ببینید یا اینکه در مورد موضوعات ساده روزمره با هم گفت‌و‌گو کنید، اینکه شما نقش پررنگی در زندگی روزانه هم بازی کنید، یکی از اصول مهم برای ساختن اعتماد است.  حضور مداوم شما به همسرتان این حس را می‌دهد که از همه لحظات زندگی شما با خبر بوده و برهمه چیز مسلط است.

عذر خواهی کنید، تکرار نکنید
هنگامی که اشتباهی از شما سر می‌زند عذرخواهی کنید. هیچ چیز بیشتر از اشتباهات شما نمی‌تواند اعتماد همسرتان را از بین ببرد. از گفتن این جمله نترسید و به خاطر غرورتان همه چیز را خراب نکنید. البته مهم‌تر از این عذر خواهی اولیه، نشان دادن حس پشیمانی در رفتارهای شماست.

اگر با همسرتان بلند حرف زده‌اید یا اینکه رفتاری کرده‌اید که او را آزار داده، تکرار آن اتفاق می‌تواند همه چیز را بد‌تر کند و باعث شود که همسرتان ارزشی برای این عذر خواهی‌های کلامی هم قائل نشود.

برای اعتماد سرمایه گذاری کنید
هر فرد در یک رابطه، به یک سرمایه گذاری برای ایجاد اعتماد در رابطه نیاز دارد. سعی نکنید مدام از همسرتان انتظار داشته باشید، او را کنترل کنید و بالای زندگی مشترک‌تان بایستید و همه چیز را کنترل کنید.  در زندگی مشترک‌تان موقعیتی برابر با همسرتان برقرار کنید و به او اطمینان دهید که خواسته‌ها و انتظاراتش به اندازه خواسته‌های شما اهمیت دارد. اگر شما دوست دارید در مورد تصمیمات مهم زندگی او اظهار نظر کنید باید به او هم حق دهید که در مورد شیوه زندگی‌تان نظر دهد و انتظار تغییراتی را داشته باشد، حریم خصوصی او را بپذیرید و سعی نکنید به بهانه عشق مدام از او باج بگیرید و برای زندگی‌اش حدومرز تعیین کنید.

چک نکنید
اعتماد را به زور نمی‌توان به دست آورد. اگر همسرتان در شما این حس را ایجاد کرده است، پس دیگر نیازی به چک کردن مدام او ندارید. شما می‌توانید با ذکاوت زندگی مشترک‌تان را زیر نظر بگیرید اما حق ندارید به بهانه به روز کردن اعتمادتان، مدام در تعقیب و گریز باشید و به عرصه خصوصی زندگی‌اش مثل تلفن همراه یا صندوق ایمیل او سر بزنید. از طرف دیگر نباید به او این حس را بدهید که مدام تحت نظر است.

اگر شما به همسرتان و زندگی مشترک‌تان اعتماد دارید، پس دیگر مشکلی باقی نمی‌ماند و اگر احساس می‌کنید که دور از چشم شما اتفاقاتی در حال انجام است، بهتر است مفصل و شفاف با هم صحبت کنید و تصمیمی جدی برای ادامه زندگی‌تان بگیرید.

از متخصص کمک بگیرید
اگر شما برای ساختن اعتماد در زندگی مشترک‌تان هر راهی را رفته‌اید و به تمامی موارد گفته‌شده هم توجه کرده‌اید اما پاسخی نگرفته‌اید، باید راه دیگری را بروید. درصورتی که همسر شما با مشکل جدی در اعتماد کردن به اطرافیان‌اش و به ویژه شما رو به روست، بدانید که واکنش‌های شما یا تلاش برای متعهد بودن و جلب اعتمادش موثر نخواهد بود.

اگر شما واقعا نسبت به رفتار‌هایتان و کارنامه اعمال‌تان در این زندگی اعتماد دارید اما همسرتان باز هم نمی‌تواند به شما اعتماد کند، بهتر است برای نجات زندگیتان از یک متخصص کمک بگیرید.  در وصف کسانی که فوراً به دیگران اعتماد می‌کنند؛ تنها یک کلمه می‌توان گفت: «نادان!» اعتماد واقعی به تدریج و همزمان با خطر کردن تدریجی فرد رشد می‌کند و به راحتی نیز از بین نمی‌رود، به همین دلیل است كه تنها روابطی که کاملاً در سایه  اعتماد قرار دارند به درازا می‌کشد. این متن شما را در باره  چگونگی عملکرد اعتماد و سربلند بیرون آمدن از یک رابطه مستحکم راهنمایی می‌کند.

روابط، بین دو انسان کاملاً متفاوت برقرار می‌شوند که تلاش دارند زمینه‌ای مشترک در وجود یکدیگر پیدا کنند. حقیقت دوام هر رابطه معجزه گذشت، شکیبایی و اعتماد است و این اعتماد تنها زمانی به‌دست می‌آید که یک نفر خطر کند و آسیب نبیند. در نتیجه اعتماد با افزایش این خطر کردن رشد می‌کند و در این فرآیند هیچ کس آسیب نمی‌بیند.

منبع:روزنامه قانون

زمان آخرین مطلب این کاربر: 1893روز قبل
سه شنبه 15/2/1394 - 7:5
mo_1443 ( تعداد مطالب : 27021 ) ( تعداد نظرات : 2728 )
3 روشش برای جلوگیری از دخالت های مادر شوهر

برای جلوگیری از دخالتهای مادر شوهرتان در زندگی مشترک این 3 روش را امتحان کنید.

سوال : خانمی ۲۵ساله‌ام و ۳ سال است که عقد کرده‌ام. رفتارهای مادر همسرم عذابم می‌دهد و بعضی اوقات کارهایی می‌کند که نمی‌توانم به همسرم بگویم. همسرم خیلی به او وابسته است و حرف‌هایش را گوش می‌دهد. نمی‌دانم چه کنم.

پاسخ مشاور: پیش از هر چیز به شما توصیه می‌کنم که با برطرف کردن موانع احتمالی، زمینه پایان دادن به دوران عقد خود را فراهم کنید و زود‌تر مستقل شوید؛ اما در ادامه به روش کنترل شرایط و نحوه بیان مطالب به همسرتان خواهیم پرداخت.

حفظ حریم

حریم‌ها را حفظ کنید. برای این کار بهتر است میزان رفت و آمد به خانه پدری همسرتان و میزان ارتباطات کلامی را که باید داشته باشید، مشخص کنید. این گونه به نظر می‌رسد که زندگی شما در کنار مادر شوهرتان مانند یک آکواریوم تمام شیشه‌ای است؛ به گونه‌ای که وی می‌تواند هر حرفی بین شما و همسرتان را بشنود و هر گونه می‌خواهد ایراد بگیرد؛ در نتیجه بهتر است در کمال احترام و رعایت حرمت‌ها، میزان و سطح رفت و آمد خود را کنترل کنید. برای مثال شرایطی ایجاد نکنید که مادر همسرتان بتواند در خلوت و دور از چشم همسرتان، حرف‌هایی به شما بزند که موجب ناراحتیتان شود.

جایگزین بیان حرف‌های مادرشوهر به همسر

به جای مطرح کردن حرف‌های مادرشوهرتان به همسرتان، پیشنهاد می‌کنم که خودتان بیاموزید چگونه مودبانه و در کمال احترام پاسخ وی را بدهید تا موارد اختلاف به همسرتان منتقل نشود. در واقع باید همسرتان را در این موضوع دخالت ندهید تا بازی جدیدی در زندگی شما شروع نشود.

ما در ارتباط با اطرافیان به سه سبک رفتاری برخورد می‌کنیم:

1 -  سبک پرخاشگرانه :

در این سبک همواره به دنبال مقصر هستیم و انگشت اشاره ما به سمت اطراف است تا یک مقصر بیابیم. با احساسات خود آشنا نیستیم و مدام در کلمات خود از متلک استفاده می‌کنیم و لحنمان تند است: «تو این کار را کردی»، «این طوری گفتی» و...

2 - سبک منفعلانه :

فرد منفعل در مقابل دیگران بیشترین پاسخش سکوت، لبخند یا تایید است؛ اما بعد ناراحت می‌شود، بدگویی می‌کند و از دیگران می‌خواهد که از او حمایت کنند. نگاه چشمی ندارد، همیشه عصبانیت‌های پنهانی دارد که با مدل‌های بیمار گونه نشان می‌دهد.

3 - سبک قاطعانه :

چنین فردی کاملاً به حس‌های خود آگاه است. در عین این‌که به دیگران و خودش بی‌احترامی نمی‌کند و خودش هم با کلام و رفتارش وارد حریم کسی نمی‌شود اما می‌تواند ناراحتی‌های خود را مطرح کند و به راحتی نه بگوید.

از شما می‌خواهم با یک مشاور صحبت کنید و برای آموختن رفتار قاطعانه بیشتر تلاش کنید تا وقتی مادرشوهرتان با حرف‌هایش باعث ناراحتی شما می‌شود یا به حریم خصوصیتان ورود می‌کند، به جای اینکه پشت همسرتان پنهان شوید و بخواهید او از شما دفاع کند، خودتان با رعایت احترام و جایگاه وی بهترین پاسخ را بدهید و اگر به همسرتان می‌گویید نیز حالت شکایت نداشته باشد و از او رفتار دفاعی نخواهید، چراکه هر گونه دفاع همسرتان از شما در مقابل مادر خود، رابطه‌تان را خراب‌تر می‌کند.

گردآوری : گروه سبک زندگی سیمرغ
منبع : khorasannews.com

زمان آخرین مطلب این کاربر: 1865روز قبل
دوشنبه 14/2/1394 - 20:8
mo_1443 ( تعداد مطالب : 27021 ) ( تعداد نظرات : 2728 )

دلایل صداقت و عواقب بی صداقتی در زندگی مشترک



كاركرد مهم صداقت در زندگی مشترك

صداقت اصلی‌ترین ركن در زندگی مشترک هر انسانی است.

صداقت در زندگی مشترك یعنی حداكثر اطلاعات صحیحی كه شما درباره خودتان، افكارتان، احساسات تان، عادات تان، ‌امور مورد علاقه یا عدم علاقه ‌تان، سابقه گذشته ‌تان، فعالیت‌ های روزانه و طرح ‌های جاری یا آتی خود در اختیار همسرتان می ‌گذارید.

دو كاركرد مهم صداقت در زندگی مشترك عبارتند  از: اول، امكان سازگاری زن و شوهر را فراهم می‌ آورد و دوم، فرصت شادكامی و سعادتمندی را به زن و شوهر می ‌دهد. صداقت موجب می ‌شود در صورتی كه زن یا شوهر در مورد مسأله‌ای تفاهم ندارند با طرح صادقانه آن در پی حل و برطرف ‌كردنش برآیند.

دلایل صداقت
-صداقت اصلی‌ترین ركن در زندگی مشترک هر انسانی است. صداقت ستون زندگی مشترك است و می‌ دانیم اگر ستونی محكم و استوار نباشد، آن عمارت هر لحظه در معرض ریزش و فروپاشی قرار می ‌گیرد.


- صداقت به سازگاری زن و شوهر كمك می ‌كند، چرا كه باعث درك آنان از یكدیگر می ‌شود.


- صداقت به زندگی ما رنگ و بوی دوستی و محبت می ‌بخشد.


- صداقت امكان كمك گرفتن و حمایت در مواقعی را كه به یاری دیگران نیاز داریم افزایش می ‌دهد. حتماً شما هم داستان چوپان دروغگو را شنیده‌اید. این داستان نمونه بارز بی ‌صداقتی و در نتیجه یاری نشدن در زمان بحران و یاری ‌خواهی است.


-صداقت موجب می‌ شود تا رفتار همسران بیشتر از روی تعقل و تدبر صورت گیرد. در حقیقت، صداقت سبب می‌ شود كه رفتار عاقلانه‌تری داشته باشیم. اگر بدانیم هر كاری كه می‌ كنیم یا هر حرفی كه می‌ زنیم زن یا شوهرمان به یاد خواهد سپرد، كمتر احتمال دارد دست به اعمال غیرمنطقی بزنیم.

- صداقت با خود پاداشی درون زاد به همراه دارد. ذهن در صلح با خود به آرامش می‌رسد، حتی اگر دلیل دیگری برای صادق بودن وجود نداشت همین یك فایده كفایت می‌كرد.

- عادتهای خوب سنگ بنای منش و اشتهار هستند و هیچ عادتی به اندازه صداقت نمی‌تواند روی منش و آبروی انسان تاثیر بگذارد. صداقت یكی از بزرگترین خصوصیات انسانی است.

- بی‌صداقتی روابط را متلاشی می‌كند و صداقت آن را به هم پیوند می‌زند. صداقت در حكم سیمانی است كه اشخاص را به هم جوش می‌دهد. بزرگترین ركن یك رابطه خوب اعتماد و اطمینان است. این موضوعی است كه در تمام زمینه‌های زندگی صدق می‌كند. دوستی، ازدواج، خانواده، كسب و كار، آموزش و مذهب و... صداقت و اعتماد و اطمینان فضایی ایجاد می‌كنند كه در آن روابط خوب می‌توانند رشد كنند.

- اگر نداشتن صداقت ریشه بسیاری از مسائل روانی ماست، صداقت منبع سلامت ذهنی و روانی است. وقتی صادق باشیم از احساس گناه، نگرانی و بسیاری از ناراحتی‌های ذهنی خلاص می‌شویم در این زمان است كه به حرمت نفس و اطمینان خاطر می‌رسیم.

كاركرد مهم صداقت در زندگی مشترك

بی‌صداقتی با همسر پیامدهای زیادی دارد.

دلایل عدم صداقت
- حمایت کردن
- خوب به نظر رسیدن
- احتناب از درد سر
- دروغ گوئی مادر زادی

عواقب بی‌صداقتی
بی‌صداقتی با همسر پیامدهای زیادی دارد، ولی می‌توان همه آنها را در دو گروه بزرگ جای داد: الف) موجب می‌شود یافتن راه‌حل برای مسائل زندگی سخت و گاه ناممكن شود. ب) از آنجا كه افراد در تشخیص برخورد غیرصادقانه شمی درونی دارند، بعداز پی بردن به چنین برخوردی، از خود مسائل غافل می‌شوند و بیشتر وقت و فكر و ذكرشان متوجه بی‌صداقتی همسر می‌شود كه این خود بسیار مخرب و فرساینده است.


منبع:
seminarema.com
زمان آخرین مطلب این کاربر: 1865روز قبل
دوشنبه 14/2/1394 - 19:49
alibeik51 ( تعداد مطالب : 650 ) ( تعداد نظرات : 85 )



صداقت اصلی‌ترین ركن در زندگی مشترک هر انسانی است.

صداقت در زندگی مشترك یعنی حداكثر اطلاعات صحیحی كه شما درباره خودتان، افكارتان، احساسات تان، عادات تان، ‌امور مورد علاقه یا عدم علاقه ‌تان، سابقه گذشته ‌تان، فعالیت‌ های روزانه و طرح ‌های جاری یا آتی خود در اختیار همسرتان می ‌گذارید.

دو كاركرد مهم صداقت در زندگی مشترك عبارتند  از: اول، امكان سازگاری زن و شوهر را فراهم می‌ آورد و دوم، فرصت شادكامی و سعادتمندی را به زن و شوهر می ‌دهد. صداقت موجب می ‌شود در صورتی كه زن یا شوهر در مورد مسأله‌ای تفاهم ندارند با طرح صادقانه آن در پی حل و برطرف ‌كردنش برآیند.

دلایل صداقت
-صداقت اصلی‌ترین ركن در زندگی مشترک هر انسانی است. صداقت ستون زندگی مشترك است و می‌ دانیم اگر ستونی محكم و استوار نباشد، آن عمارت هر لحظه در معرض ریزش و فروپاشی قرار می ‌گیرد.


- صداقت به سازگاری زن و شوهر كمك می ‌كند، چرا كه باعث درك آنان از یكدیگر می ‌شود.


- صداقت به زندگی ما رنگ و بوی دوستی و محبت می ‌بخشد.


- صداقت امكان كمك گرفتن و حمایت در مواقعی را كه به یاری دیگران نیاز داریم افزایش می ‌دهد. حتماً شما هم داستان چوپان دروغگو را شنیده‌اید. این داستان نمونه بارز بی ‌صداقتی و در نتیجه یاری نشدن در زمان بحران و یاری ‌خواهی است.


-صداقت موجب می‌ شود تا رفتار همسران بیشتر از روی تعقل و تدبر صورت گیرد. در حقیقت، صداقت سبب می‌ شود كه رفتار عاقلانه‌تری داشته باشیم. اگر بدانیم هر كاری كه می‌ كنیم یا هر حرفی كه می‌ زنیم زن یا شوهرمان به یاد خواهد سپرد، كمتر احتمال دارد دست به اعمال غیرمنطقی بزنیم.

- صداقت با خود پاداشی درون زاد به همراه دارد. ذهن در صلح با خود به آرامش می‌رسد، حتی اگر دلیل دیگری برای صادق بودن وجود نداشت همین یك فایده كفایت می‌كرد.

- عادتهای خوب سنگ بنای منش و اشتهار هستند و هیچ عادتی به اندازه صداقت نمی‌تواند روی منش و آبروی انسان تاثیر بگذارد. صداقت یكی از بزرگترین خصوصیات انسانی است.

- بی‌صداقتی روابط را متلاشی می‌كند و صداقت آن را به هم پیوند می‌زند. صداقت در حكم سیمانی است كه اشخاص را به هم جوش می‌دهد. بزرگترین ركن یك رابطه خوب اعتماد و اطمینان است. این موضوعی است كه در تمام زمینه‌های زندگی صدق می‌كند. دوستی، ازدواج، خانواده، كسب و كار، آموزش و مذهب و... صداقت و اعتماد و اطمینان فضایی ایجاد می‌كنند كه در آن روابط خوب می‌توانند رشد كنند.

- اگر نداشتن صداقت ریشه بسیاری از مسائل روانی ماست، صداقت منبع سلامت ذهنی و روانی است. وقتی صادق باشیم از احساس گناه، نگرانی و بسیاری از ناراحتی‌های ذهنی خلاص می‌شویم در این زمان است كه به حرمت نفس و اطمینان خاطر می‌رسیم.

بی‌صداقتی با همسر پیامدهای زیادی دارد.

دلایل عدم صداقت
- حمایت کردن
- خوب به نظر رسیدن
- احتناب از درد سر
- دروغ گوئی مادر زادی

عواقب بی‌صداقتی
بی‌صداقتی با همسر پیامدهای زیادی دارد، ولی می‌توان همه آنها را در دو گروه بزرگ جای داد: الف) موجب می‌شود یافتن راه‌حل برای مسائل زندگی سخت و گاه ناممكن شود. ب) از آنجا كه افراد در تشخیص برخورد غیرصادقانه شمی درونی دارند، بعداز پی بردن به چنین برخوردی، از خود مسائل غافل می‌شوند و بیشتر وقت و فكر و ذكرشان متوجه بی‌صداقتی همسر می‌شود كه این خود بسیار مخرب و فرساینده اس

منبع:
seminarema.com

زمان آخرین مطلب این کاربر: 1888روز قبل
دوشنبه 14/2/1394 - 11:37
alibeik51 ( تعداد مطالب : 650 ) ( تعداد نظرات : 85 )


دعوای بین زن و شوهر طبیعی است مهم برخورد بعد از دعواست

دعوای زن و شوهری یک اتفاق طبیعی است؛ چرا که زنان و مردان با هم تفاوت هایی دارند که موجب بروز ناسازگاری میان آن ها می شود؛ اما چیزی که مهم است، دانستن این مطلب است که وقتی در اوجه عصبانیت هستید، چه بگویید تا بعدها در رابطه تان تاثیر مخرب نداشته باشد. در این مطلب به تعدادی از رفتارهای غلط اشاره خواهیم کرد که افراد معمولا بعد از دعوا مرتکب می شوند. با ماهمراه باشید.

سکوت نکنید
اگر بعد از دعوا به زمان نیاز دارید تا دوباره روحیه خود را به دست بیاورید، اشکالی ندارد؛ اما حتما این را به همسرتان بگویید. راشل سوسمان، روان پزشک و متخصص روابط، معقتد است اگر بعد از دعوا همسرتان را از خود برانید، او احساس می کند می خواهید او را تنبیه کنید و به همین دلیل شاید نتواند به سمت شما بیاید و احساساتش را بازگو کند.

به جای این کار به او بگویید: «احساسات من به سرعت احساسات تو به حالت قبلی بر نمی گردند. به من فرصت بده. وقتی حالم خوب شد، در این مورد بیشتر صحبت می کنیم.»

حرف هایی را که همسرتان گفته است، در حافظه تان نگه ندارید
بگذارید هرچه همسرتان حین دعوا گفته است، همان جا باقی بماند. به گفته دکتر «میشل گولاند»، روان شناس، یکی از اشتباهات زوج ها این است که به همسر خود نمی گویند کدام یک از کلماتی که او در جروبحث به زبان می آورد، آن را آزار می دهد.

پس حتما در مورد کلماتی که برای شما آزاردهنده اند، با همسرتان صحبت کنید. اگر حتی تا روز بعد هم با یادآوری آن کلمات گفته شده عصبانی می شوید، به جای جروبحث دوباره قدری به خودتان فرصت بدهید و نفسی تازه کنید؛ چون معمولا جروبحث منجر به یک چرخه معیوب از دعواهای بی حاصل می شود، نه راه حل.

تنها بر زبان آوردن «ببخشید» کافی نیست
لوریا پون (Laurie Puhn)، متخصص ارتباط درمانی، می گوید: «وقتی همسرتان از شما می خواهد تنهایش بگذارید یا اینکه خسته شده است و دوست دارد کار دیگری انجام دهد، فقط گفتن «معذرت می خواهم» برای التیام احساسات او کافی نیست و باید بگویید که من به خاطر فلان چیز یا فلان حرف از تو معذرت می خواهم و در آینده سعی می کنم که...

برای برخورد تندتان، بهانه تراشی نکنید
شما می توانید برای این دعوا میلیون ها بهانه بیاورید؛ مثلا بگویید: «روز کاری بدی داشته ام، سردرد دارم یا شب قبل بد خوابیده ام»؛ اما این جملات، مشکلات را حل نمی کنند. به گفته دکتر گولان (Golan): «اگر شما عصبانی یا خسته اید و یا از نظر روحی آسیب دیده اید، باید این را به طرف مقابلتان بگویید. اگر یک روز در محل کار یا هرجای دیگری شرایط بدی را گذرانده اید که موجب عصبانیت شماشده است، قبل از رسیدن به خانه همسرتان را از این موضوع مطلع کنید تا او بداند شما بیشتر از شرایط عادی حساس و شکننده اید.»

نسبت به حرف های زن یا شوهرتان عکس العمل نشان بدهید

از دعوا فرار نکنید!
اگر تنها چند دقیقه از دعوایتان گذشته است، به همسرتان بگویید هر حرف یا سوالی دارد، می تواند از شما بپرسد و در مورد چیزهایی که بعد از گذشتن این چند دقیقه هنوز او را آزار می دهند، صحبت کند. هرگز به دلیل ترس از دعوا از این مرحله فرار نکنید. اگر با هم صحبت نکنید، مشکلتان حل نشده باقی می ماند و ناراحتی ها از بین نمی روند.

نسبت به حرف های زن یا شوهرتان عکس العمل نشان بدهید؛ مثلا به او بگویید: «بنابراین منظور تو این است که... درست است؟» و از او تایید بگیرید تا مطمئن شوید منظورش را فهمیده اید.

آزار کلامی ممنوع
چه کار می کنید؟ دعوا؟! یادتان باشد در زمان دعوا حق دادزدن و برچسب زدن به طرف دعوا را ندارید؛ چون تاثیرات آن به سادگی از بین نمی رود. به جای این کار، در زمان خونسردی در مورد ناراحتی تان صحبت کنید.

بر روی دلیل دعوا تمرکز نکنید
تفاوت دعوای بد و دعوای خوب در این است که در دعوای خوب شما برای مسئله ای که بر سر آن جر و بحث کرده اید، راه حل پیدا می کنید؛ پس بهتر است به جای اینکه بر روی عواملی که دعوا را به وجود آورده اند، متمرکز شوید، انرژی تان را صرف پیداکردن راه حل کنید.

مثلا شوهرتان به شما گفته است از خانه پول بیاورید اما شما فراموش کرده اید. بعد از یک جروبحث بی اهمیت به دستگاه خودپرداز مراجعه می کنید و مشکل حل می شود. به جای اینکه تمام روز دعوایتان را به یاد بیاورید و به دنبال مقصر بگردید، سعی کنید از باهم بودنتان لذت ببرید.

نگویید: «منظورم این نبود!»
گفتن این جمله مثل این است که می خواهید صورت مسئله را پاک کنید. این کار اوضاع را وخیم تر می کند؛ زیرا جوابی که همسرتان به شما می دهد، این است که «چرا منظورت همین بود!»

بازگشت به گذشته و تاکید بر گفته های خود و طرف مقابلتان باعث می شود به جای راه حل، بر آنچه گذشته است، تمرکز کنید.

اگر همسرتان بعد از دعوا می گوید: «منظورم این نبود»، جواب بدهید: «درست است که چنین منظوری نداشتی، اما طوری رفتار کردی که من این طور احساس کنم. پس، از این به بعد این کار را انجام نده.»

بعد از دعوا خود را سرزنش نکنید
همه ما دوست داریم همسری داشته باشیم که برای رابطه مان زمان بگذارد و دعواکردن نشان دهنده این است که هر دو طرف روی رابطه کار می کنند و این رابطه برایشان مهم است؛ بنابراین اگر با همسرتان جروبحث می کنید، باید از این بابت خوشحال باشید که زندگی تان را به حال خودش رها نکرده اید و هنوز این زندگی برایتان مهم است.

منبع:مجله موفقیت

زمان آخرین مطلب این کاربر: 1888روز قبل
يکشنبه 13/2/1394 - 15:50
  • تعداد رکورد ها : 6539