جستجو :
آريافر ( Āryā-far )
داراي فـّر و شکوه آريايي
آرياگل ( Āryā-gol )
نجيب زاده
آريامنش ( Āryā-manesh )
نام پسر داريوش کبير، داراي خلق و خوي آريايي
آريامهر ( Āryā-mehr )
داراي مهر و محبت آريايي
آريان ( Āryān )
منسوب به آريا ، نام دختر مينوس پادشاه اساطيري يونان
آريانا ( Āryānā )
منسوب به آريا ، آريايي
آرياند ( Āryānd )
فرماندار کمبوجيه در مصر
آريانژاد ( Āryā-nezhād )
از نژاد آريايي ، از اسامي متداول معاصر
آرياوش ( Āryā-vash )
اصيل و نجيب چون آريايي
آرين ( Ārian )
آريايي
آرين راد ( Ārian-rād )
آريايي شجاع ، نام پسر اردشير دوم
آريو برزن ( Āryo-barzan )
يکي از سرداران داريوش سوم
آزاد ( Āzād )
تندرست ، سالم ازدد ، نام نوعي ماهي بزرگ و لذيذ در درياي خزر، سربلند ،  وارسته
آزاد بر ( Āzād-bar )
قريه اي از لورا و شهرستانک در منطقه تهران
آزاد مهر ( Āzād-mehr )
پسر سلطان ابراهيم غزنوي
آزادان ( Āzādān )
جمع آزاد ، نامقريه اي نزديک اصفهان
آزادبخت ( Āzād-bakht )
داراي بخت و اقبال آزاد
آزادچهر ( Āzād-chehr )
خوشرو ، داراي نژاد آزاد ، نام پسر ابراهيم غزنوي
آزاددخت ( Āzād-dokht )
دختر آزاده و رها، همسر شاپور اول ساساني
آزاده ( Āzāde )
رها ، آزاد ، نام مادر گشتاسب ، نجيب ، اصيل
آزادي ( Āzādi )
نامي رايج در پارسي دري ، رهایی
آزر ( Āzar )
نام پدر ابراهيم (ع )
آزرپاد ( Āzar-pād )
نگهبان آتش
آزرم ( Āzarm )
شرم و مهر و محبت ، عزت
آزرم چهر ( Āzarm-chehr )
با چهره متفکر
آزرم دخت ( Āzarm-dokht )
دختر مهربان ، بامحبت و سالم
آزرمان ( Āzarmān )
هميشه جوان
آزرمجو ( Āzarm-joo )
جوينده آزرم ، با شرم و حيا
آزرميدخت ( Āzarmidokht )
دختر شرمگين و باحيا ، دختر پرويز بن هرمز بن انوشيروان
آزرمين ( Āzarmin )
شرمگين و باحيا
آزرمينه ( Āzarmine )
زن با حيا
آزرون ( Āzaroon )
پاک و مقدس
آزما ( Āzmā )
آزمايش کننده
آزموده ( Āzmoode )
سنجيده ، کار کُشته ، امتحان و تجربه
آزمون ( Āzmoon )
امتحان ، تجربه ، آزمايش
آزور ( Āz-var )
آزمند و حريص
آژدهاک ( Āzh-dahāk )
ضحّاک ماردوش ، پادشاه ستمگري که به دست فريدون و کاوه آهنگر به بند کشيده شد ، دارنده ی هزار اسب
آژند ( Āzhand )
گِلي در ساختمان که ميان دو سنگ يا آجر مي کِشند، ملاط
آژنگ ( Āzhang )
چين و چروک چهره ، اخم، موج کوچک که در آب افتد
آژير ( Āzhir )
زيرک ، هوشيار ، پرهيزگار ، محتاط ، توان
آسا ( Āsā )
زيور ، زينت و آرايش ، خميازه ، سومين پادشاه يهود بعد ازسليمان
آسابانو ( Āsā-bānoo )
بانوي باوقار،نام يکي از بانوان اساطيري
آساد ( Āsād )
نام پدر فرخ زاد پارسي
آسادخت ( Āsā-dokht )
دختر باوقار
آساره ( Āsāre )
ستاره
آسانا ( Āsānā )
بي رنج و تعب ، دختر زيباروي
آسايش ( Āsāyesh )
راحت ، استراحت ، آسودگی ، فراخ
آستیاگ ( Āstiyāg )
نام آخرین پادشاه سلسله ماد
آسمان ( Āsemān )
فرشته موکل بر امور و مصالح آسمان روز ، فضايي که در اطراف کره زمين وجود دارد، نام کوهي درجنوب ايران
آسوده ( Āsoode )
فارغ يافته ، آرميده ، تسکين يافته ، خوش و مسرور
آسيا ( Āsyā )
آسيه
آسيم ( Āsim )
استاد بزرگ مرتبه
آسيه ( Āsiye )
نام همسر فرعون که موسي( ع ) را پرورش داد،  زن اندوهگين ، مؤنث آسی
آش ( Āsh )
نام جد اشکانيان و نام فرزند سياوش
آشاک ( Āshāk )
قوچان
آشتي ( Āsh-ti )
ترک جنگ، صلح
آشفته ( Āshofte )
پريشان و تخلص شاعري از مردم ايروان در زمان ناصرالدين شاه ، خشمگين ، مضطرب
آشنا ( Āshenā )
يار و دوست ، همصحبت
آشور ( Āshoor )
پسر دوم سام بن نوح، سرزميني در کنار رود دجله
آشي ( Āshi )
نام پدر داوود پيامبر
آشيان ( Āshiyān )
لانه حيوانات ، خانه ، طبقه و مرتبه
آصال ( Āsāl )
شبانگاه ، نزدیک غروب
آصف ( Āsef )
پسر برخيا ، نام دبير حضرت سليمان پيامبر
آصفه ( Āsefe )
مؤنث آصف ، مجازاً زن خردمند و دانا
آغا ( Āghā )
بيگم ، خانم ، خاتون ، بي بي
آفاق ( Āfāgh )
جمع اُفق ، اطراف ، کشورها ، کرانه هاي آسمان ، جهان
آفت ( Āfat )
آسيب ، بلا ، عارضه ، بيماري ، گزند ، مجازاً  زني که در زيبايي بلاي جان عشاق است
آفتاب ( Āf-tāb )
پرتو و روشني خورشيد ، گرمي و روشنايي ، فروغ
آفتاب روي ( Āftāb-rooy )
آن که چهره اش مانند آفتاب باشد ، خوشگل ، زيبا
آفرنگ ( Āf-rang )
حشمت ، جلال ، زيبايي
آفريده ( Āfaride )
خلق شده، مخلوق
آفريدون ( Āfaridoon )
فريدون ، از پادشاهان پيشدادي ، آفريننده ، هستي دادن
آفرين ( Āfarin )
شادباش ، کلمه تحسين ، ستايش ، دعاي نيک
آقاسي ( Āghāsi )
بزرگ ، مهتر ، رئيس غلامان
آقشام ( Āgh-shām )
اول شب، فلق
آگاه ( Āgāh )
هوشيار ، زيرک ، مطلع ، باخبر ، واقف
آل ( Āl )
دودمان ، خاندان
آلا ( Ālā )
سرخ کمرنگ، پشت گـُلي
آلاله ( Ālāle )
لاله سرخ، شقايق
آلب ( Ālb )
دلير، پهلوان
آمال ( Āmāl )
جمع امل ، آرزوها ، اميدها
آمنه ( Āmane )
مادر حضرت محمد (ص ) ، پشته هيزم
آموده ( Āmoode )
لعل، مرواريد به رشته کشيده ، آراسته ، پرده
آموزگار ( Āmooz-gār )
معلم، درس دهنده
آمون ( Āmoon )
لبريز ، مملو ، رود جيحون
آمين ( Āmin )
اجابت کردن ، پذیرفتن
آمين ( Āmin )
بي خوف و ترس ، ايمن
آنا ( Ānnā )
مادر، دايه
آناهيتا ( Ānāhitā )
ستاره ناهيد ، پاک، بي آلايش ، معصوم ، بي گناه
آناهيد ( Ānāhid )
ناهيد، آناهيتا
آندرانيک ( Āndrānik )
بزرگ، ارشد
آنوشا ( Ānooshā )
نغمه، صدا، آهنگ
آنيس ( Ānis )
نامي براي زنان
آنيسه ( Ānise )
زن نيکو ، انس گيرنده و رام شده
آنيه ( Āniye )
ظروف، آبدانها
آهنگ ( Āhang )
قصد ، عزم ، عزيمت ، حمله ، صولت ، اراده
آهو ( Āhoo )
غزال ، غزاله ،عيب ، کنايه از چشم معشوق ، شاهد
آهودخت ( Āhoo-dokht )
دختري که چشمان زيبا چون آهو دارد
آوا ( Āvā )
آهنگ ، صدا ، نغمه ، بانگ
آورد جو ( Āvard-joo )
جنگجو، مبارز