راهنما

اگر در ابتدا و انتهای عبارت جستجو علامت (") ( یا quotation) بگذارید، مطالبی که در متن آنها عین کلمات وجود دارد داخل عبارت را جستجو و نمایش می دهد ولی اگر در دو سر عبارت جستجو علامت (") قرار ندهید مطالبی که در متن آنها یکی از کلمات داخل عبارت وجود داشته باشد یافت می شود.

مطالب مرتبط
  • ببخشید شما ثروتمندید!!
    ببخشید شما ثروتمندید!!
    هوا بدجورى توفانى بود و آن پسر و دختر كوچولو حسابى مچاله شده بودند. هر دو لباس هاى كهنه و گشادى به تن داشتند و پشت در خانه مى لرزیدند. پسرك پرسید:«ببخشین خانم! شما كاغذ باطله دارین»
  • خدا! با من حرف بزن!
    خدا! با من حرف بزن!
    فریبا این بیماری را با تولد به ارمغان آورده بود. فریبا پوست نداشت. انگشت دست نداشت. به قول مادر صبورش، هنگام تولد به اندازه ی یک کف دست بود.
  • تعداد بازديد :
  • 931
  • شنبه 1/10/1386
  • تاريخ :

مژدگانی ای خیابان خوابها

مژدگانی ای خیابان خوابها

بی خوابی به سرم زده بود.  با کلافگی لباس پوشیدم و به سرعت از در خانه بیرون آمدم و همان طور بی هدف در کوچه ها قدم می زدم که جسم برجسته و متحرکی نظرم را جلب کرد. فکر کردم که یک گربه است اما وقتی نزدیکتر شدم بدن یک انسان مچاله شده را دیدم.من با دو دست لباس کلفت و کاپشن، تا بن وجودم احساس سرما می کردم پس چطوری یک انسان آن هم فقط با یک لباس نازک و پاره می تواند در هوای دو درجه زیر صفر  ، آن هم فقط روی یک کارتن نازک روی زمین خوابیده باشد.

 

 ده دقیقه ای که در کنارش نشستم تمام دندان هایم به هم می خورد و سرما تا عمق استخوان هایم رفته بود به همین خاطر به سرعت به خانه برگشتم و سریع به زیر پتو رفتم. دم دمای صبح با صدای همهمه ی مردم و آژیر اورژانس بیدار شدم. به سرعت خود را به کوچه رساندم و هنگام عبور از میان جمعیت این زمزمه ها گوشم را آزار می داد، طفلکی چقدر جوون بوده، حتما معتاد هم است و دیگر گوش هایم هیچ نمی شنید.

 

کارتن خوابی ، معضل یا پدیده!

چهار سالی می شود که کارتن خوابی به یکی از مهمترین مشکلات جامعه تبدیل شده است و در فصل سرما شاهد خزان زندگی هموطنانمان هستیم.با شروع فصل سرما، کارتن خواب ها سوژه داغ رسانه های زرد و آبی و سرخابی می شوند. "کارتن خوابی بر اثر سرمای دیشب جان باخت"، "کارتن خواب ها جمع آوری می شوند" و هزاران دست از این اخبار که بارها شنیده و خوانده ایم.

تا چند سال پیش کارتن خوابی، یک پدیده و مشکل اجتماعی محسوب نمی شد اما وقتی در شب های برفی و یخبندان سال 82 عده ای کارتن خواب بر روی آسفالت های سخت خیابان شهرمان یخ زدند آن وقت کارتن خوابی نیز یکی از دغدغه های مهم در جامعه محسوب شد. رسانه ها سر و صدا راه انداختند، مسئولان دستگاه های مختلف طرح دادند و جلسه پشت جلسه بود که برای این معضل اجتماعی برگزار می شد،البته کارهایی هم صورت گرفت اما با گرم شدن هوا، همه چیز به دست فراموشی سپرده شد و وقتی که دوباره شش ماهی گذشت و دمای هوا تغییر کرد، روز از نو و روزی از نو، دوباره سر و صداها و اختلافات شروع شد و هر کدام از دستگاه های مجری زیر بار ساماندهی این بنده های خدا نمی رفتند و آنها را به یکدیگر پاس می دادند.

 شهرداری به بهزیستی ارجاع می داد و بهزیستی به نیروی انتظامی، نیروی انتظامی به کمیته امداد و کمیته امداد به شهرداری و به همین صورت این چرخه می چرخید و در این میان ، کارتن خواب ها مثل دانه برف کم جانی که به محض رسیدن به زمین آب می شوند، جان خود را از دست می داد. تا اینکه بالاخره شهرداری دست به کار شد و گرمخانه هایی را برای سروسامان دادن به کارتن خواب ها دایر کرد.

 

علی یکی از کارتن خواب هایی است که تحت مراکز حمایتی قرا دارد . او می گوید: اگر ماموران نیروی انتظامی به دادم نرسیده بودند مطمئنا من مرده بودم. کارتن خوابی یکی از وحشتناک ترین نوع زندگی است که امیدوارم هیچ کسی حتی برای یک شب هم این نوع زندگی را تجربه نکند.من خیلی آدم خوش شانسی هستم که به این مرکز منتقل شده ام و جزء 90 درصد کارتن خوابی نیستم که قبل از اینکه کسی به دادشان برسد، زندگی خود را از دست می دهم.

 

از کارتن خواب ها نمی توان آمار صحیحی به دست آورد زیرا این افراد یک جا بند نمی شوند و به محض اینکه آسفالت گرمتری را کشف کنند، جایشان را به سرعت تغییر می دهند.

 

به هر حال زمستان در راه است، هنوز هم می توان کاری کرد برای کسانی که روزی مثل من و تو در کنار شوفاژ خانه ، بر روی مبل راحتی شان لم می دادند و فارغ از سرمای بیرون چای گرم را مزه مزه می کردند.

 

منبع : ابتکار – با تلخیص