راهنما

اگر در ابتدا و انتهای عبارت جستجو علامت (") ( یا quotation) بگذارید، مطالبی که در متن آنها عین کلمات وجود دارد داخل عبارت را جستجو و نمایش می دهد ولی اگر در دو سر عبارت جستجو علامت (") قرار ندهید مطالبی که در متن آنها یکی از کلمات داخل عبارت وجود داشته باشد یافت می شود.

  • تعداد بازديد :
  • 5678
  • سه شنبه 21/1/1386
  • تاريخ :

میرداماد و آتش شهوت

گل و آتش

در كتابی كه فیلسوف بزرگ، عارف عامل، علامه طباطبائی صاحب تفسیر المیزان مقدمه‌ای بر آن نگاشته بود خواندم:

عباس صفوی در شهر اصفهان از همسر خود سخت عصبانی شده و خشمگین می‌شود، در پی غضب او، دخترش از خانه خارج شده و شب برنمی‌گردد، خبر بازنگشتن دختر که به شاه می‌رسد، بر ناموس خود كه از زیبائی خیره كننده‌ای بهره داشت سخت به وحشت می‌افتد، ماموران تجسّس در تمام شهر به تكاپو افتاده ولی او را نمى‌یابند.

دختر به وقت خواب وارد مدرسه طلاّب می‌شود و از اتفاق به در حجره محمدباقر استرآبادی كه طلبه‌ای جوان و فاضل بود می‌رود، در حجره را می‌زند، محمدباقر در را باز می‌كند، دختر بدون مقدمه وارد حجره شده و به او می‌گوید از بزرگ زادگان شهرم و خانواده‌ام صاحب قدرت، اگر در برابر بودنم مقاومت كنی ترا به سیاست سختی دچار می‌كنم . طلبه جوان از ترس او را جا می‌دهد، دختر غذا می‌طلبد، طلبه می‌گوید جز نان خشك و ماست چیزی ندارم، می‌گوید بیاور . غذا می‌خورد و می‌خوابد.

وسوسه به طلبه جوان حمله می‌كند، ولی او با پناه بردن به حق دفع وسوسه می‌كند، آتش غریزه شعله می‌كشد، او آتش غریزه را با گرفتن تك تك انگشتانش به روی آتش چراغ خاموش می‌كند، مأموران تجسّس به وقت صبح گذرشان به مدرسه می‌افتد، احتمال بودن دختر را در آنجا نمی‌دادند، ولى دختر از حجره بیرون آمد، چون او را یافتند با صاحب حجره به عالی قاپو منتقل كردند .

وسوسه به طلبه جوان حمله می‌كند، ولی او با پناه بردن به خداوند دفع وسوسه می‌كند. آتش غریزه شعله می‌كشد، او آتش غریزه را با گرفتن تك تك انگشتانش به روی آتش چراغ خاموش می‌كند.

عباس صفوی از محمدباقر سئوال می‌كند دیشب، در برخورد با این چهره زیبا چه كردی؟ وی انگشتان سوخته را نشان می‌دهد، از طرفى خبر سلامت دختر را از اهل حرم می‌گیرد، چون از سلامت فرزندش مطلع می‌شود، بسیار خوشحال می‌شود، به دختر پیشنهاد ازدواج با آن طلبه را می‌دهد، دختر نیز که از شدت پاكی آن جوانمرد بهت زده بود، قبول می‌كند. بزرگان را می‌خوانند و عقد دختر را براى طلبه فقیر مازندرانی می‌بندند و از آن به بعد است كه او مشهور به میرداماد می‌شود و چیزی نمی‌گذرد كه اعلم علمای عصر گشته و شاگردانی بس بزرگ هم چون ملا صدرای شیرازی صاحب اسفار و كتب علمی دیگر تربیت می‌كند .

 

منبع:

عرفان اسلامی (شرح جامع مصباح الشریعه و مفتاح الحقیقه)، جلد 8 ، حسین انصاریان .

آخرین نظرات کاربران
ناشناس
کاش از این افراد الان هم داشتیم ولی افسوس......
پاسخ تبیان :
سه شنبه 12/9/1387-10:3
abani50
کاش من هم می توانستم , ولی افسوس
پاسخ تبیان :
چهارشنبه 29/8/1387-15:29
ناشناس
مرحبا بر مردان خدائی
پاسخ تبیان :
چهارشنبه 1/8/1387-11:34
ناشناس
داستان بسیار خوبی بود لطفا بیشتر از اینها بگذارید
پاسخ تبیان :
دوشنبه 3/4/1387-13:32
mylovegod2
خدا کند همه این طور باشیم
پاسخ تبیان :
دوشنبه 3/4/1387-2:31
نیما نعمتی زاده
به نام نامی الله و سلام. منتظر ادامه ی تلاشتان هستم.بسیار عالی و اوزنده بود.خدایا حتی لحظه ای ما را به حال خود رها نکن.
پاسخ تبیان :
يکشنبه 18/1/1387-19:25
shvazindel
عالی بود لطفاً در مورد دیگر فضائل میرداماد هم مطلب بنویسید
پاسخ تبیان :
دوشنبه 6/12/1386-9:50
mansoor11
آن میر مأ ید است داماد کین رسم وزین ز عشق بنهاد
الگو به عمل زبهر فردا
شهوت بشکست عشق بنیاد
فی البداهه . منصور مقدم
پاسخ تبیان :
دوشنبه 17/10/1386-15:31
ناشناس
خدا کند همه این طور باشیم
پاسخ تبیان :
دوشنبه 17/10/1386-0:49
ناشناس
هوالستار
پاسخ تبیان :
پنج شنبه 6/10/1386-1:32
ناشناس
بسیار پربار
پاسخ تبیان :
سه شنبه 27/9/1386-13:54
ناشناس
خدا کنه من هم بتونم
پاسخ تبیان :
يکشنبه 27/8/1386-21:19
سما سماواتی
بينهايت جالب و آموزنده بود.
پاسخ تبیان :
شنبه 7/7/1386-18:38
امين صادقي
با سلام و خسته نباشيد
اميدوارم كه باز هم از اين مطالب زيبا در سايت شما ببينيم .
با تشكر
پاسخ تبیان :
يکشنبه 31/4/1386-1:54
ناشناس
بسيار عالي بود
پاسخ تبیان :
شنبه 25/1/1386-18:40
ناشناس
خيلي خوب بود
پاسخ تبیان :
پنج شنبه 23/1/1386-17:15
ناشناس
خيلي عالي بود
پاسخ تبیان :
چهارشنبه 22/1/1386-13:41
ناشناس
والعاقبة للمتقين
پاسخ تبیان :
چهارشنبه 22/1/1386-10:57
homasin
آموزنده و مناسب بود .. من در باره ي مير دادماد اينارو نمي دونستم ..
بي شک کم نبوده اند کساني که با يک انتخاب درست در يک لحظه ي سخت به در جاتي دست يافتند..
پاسخ تبیان :
چهارشنبه 22/1/1386-10:53
ناشناس
الهي وربي من لي غيرک
پاسخ تبیان :
چهارشنبه 22/1/1386-9:7
ناشناس
((ان للمتقين مفازا))
پاسخ تبیان :
سه شنبه 21/1/1386-18:0
خليلي
بسيارعالي دست تان درد نكند
پاسخ تبیان :
سه شنبه 21/1/1386-17:53
ناشناس
كاش منهم اينطوري بودم
پاسخ تبیان :
سه شنبه 21/1/1386-16:36
ناشناس
وقتي آدم براي رضاي خدا از حرام دست بکشد خدا از راه حلال برايش به بهترين وجه جبران مي کند.
پاسخ تبیان :
سه شنبه 21/1/1386-16:7
بچه همين محل...
چه خوب بود اگر همچون افرادي الگويه ما ايراني جماعت ميشد. چه تقوا و چه پاكدامني و همينطور سعي و تلاش در علم اندوزي..!
پاسخ تبیان :
سه شنبه 21/1/1386-7:54
ناشناس
نکته اي را در من آگاه کرد
پاسخ تبیان :
سه شنبه 21/1/1386-1:1
ناشناس
فوق العاده بود
پاسخ تبیان :
سه شنبه 21/1/1386-0:19