راهنما

اگر در ابتدا و انتهای عبارت جستجو علامت (") ( یا quotation) بگذارید، مطالبی که در متن آنها عین کلمات وجود دارد داخل عبارت را جستجو و نمایش می دهد ولی اگر در دو سر عبارت جستجو علامت (") قرار ندهید مطالبی که در متن آنها یکی از کلمات داخل عبارت وجود داشته باشد یافت می شود.

مطالب مرتبط
  • اگر او بیاید ...
    اگر او بیاید ...
    جهان با فروغ جمال عالم آرایش منور گردد. راهها امن شود.
  • دلم را آهسته حمل كنید،‌شكستنی‌ست!
    دلم را آهسته حمل كنید،‌شكستنی‌ست!
    آقا جان دست دلم را بگیر... همان که هنوز به عشق جمعه‌هایت زنده است... همان که دیشب برای آخرین بار توبه‌اش را ریختم توی جعبه‌ای از امید و دادمش دست فرشته‌ای که برساندش دست خدا... روی جعبه نوشته شده بود... «آهسته حمل کنید، محتویات این جعبه شکستنی است».
  • رایحه ظهور
    رایحه ظهور
    سلام بر مهدی! بر عدالت گستر عالم! برخورشید آفتاب آفرین و ذخیره خدا بر روی زمین! سلام بر او که نامش مفتاح فتوح است و یادش معراج قلوب! مِهرش کلید گنج مقصود است و قهرش جحیم خشم معبود! مولا! می خواهم حدیث پریشانی دل را بنگارم اما سیلابه های اشک امان
  • تعداد بازديد :
  • 2327
  • پنج شنبه 30/8/1387
  • تاريخ :

آبشار نقره‌ای

آبشار

صدای زیبای آبشار نقره‌ای را با همین گوش‌های تیزم می‌شنوم. گویی که قطره قطره‌اش برایم حکم یک دریا دارند، صدایشان کردم آمدند و برایم یک جام از آب گوارا آوردند.

گفتم: مگر خودتان تشنه نیستید گفتند ما سیرابیم، اما تو هنوز رودخانه دلت کویر است، لیوان را گرفتم، نوشیدم آن را، گوارا بود و به دلم نشست و در همان لحظه دیدم صدایی دگر نمی شنوم، هر چه نگاه کردم آن همه قطرات آب را ندیدم، گفتم خدایا چرا اینگونه مرا تنها گذاردند؟ چرا اینگونه سیراب شدم، اما مرا خواب کردند و رفتند، صدایی شنیدم، به سویش دویدم و رسیدم، آری، آری، این همان آبشار است و رفتم یک لیوان را در کنار سنگ‌ریزه‌های آبشار دیدم، دویدم، دویدم، آنقدر که دوباره تشنه شدم اما دیدم نوری کنارم ایستاده، گفتم که هستی!

گفت: همان کسی که در انتظارش کنار جاده سرنوشت نشسته‌ای.

گفتم من لیاقت ندارم، چرا سراغم آمدی؟

گفت: پاک است دلت، اینگونه مگذار آلوده شوند، گفتم: چگونه؟

گفت مرا طلب کن، صدایم زن،

گفتم نمی‌رسد صدایم به گوشت، گفت رسیده، اما نه با آن لحنی که باید مرا طلب کنی.

گفتم عشقم را چه کنم، گفت: عاشق باش، اما آنگونه که خودت می‌گویی بر سر جاده انتظار منتظرش باش.

این را گفت و از جلوی چشمان سیاهم محو شد.     

              

                                                                                                                                    "فاطمه مردانی" (ساغر)

آخرین نظرات کاربران
12000000
متفاوت بود
پاسخ تبیان :
جمعه 22/9/1387-10:13
ناشناس
توروخدا اگه آقاروزیارت کردید منو یادتون نره.التماس دعا.
پاسخ تبیان :
پنج شنبه 21/9/1387-19:12
mahmood_a145
خیلی قشنگ بود
پاسخ تبیان :
پنج شنبه 21/9/1387-13:30
ناشناس
ای پادشه خوبان داد از غم تنهایی دل بی تو به جان آمد وقت است که باز آیی یا مهدی ادرکنی
پاسخ تبیان :
پنج شنبه 21/9/1387-10:49
ناشناس
این همه لاف زن و مدعی اهل ظهور ،
پس چرا یار نیامد كه نثارش باشیم
سالهاست منتظر سیصد و اندی مرد است
آنقدر مرد نبودیم كه یارش باشیم
اگر آمد ، خبر رفتن ما را بدهید
به گمانم كه بنا نیست كنارش باشیم
پاسخ تبیان :
پنج شنبه 21/9/1387-8:47
ناشناس
عالی بود
پاسخ تبیان :
پنج شنبه 7/9/1387-17:50
zoshki
میتوانست گویا تر باشد
پاسخ تبیان :
دوشنبه 4/9/1387-10:54
zeynabalibeygi
جالب بود.
پاسخ تبیان :
دوشنبه 4/9/1387-4:14
hakhamanashi_old
جالب
پاسخ تبیان :
يکشنبه 3/9/1387-21:43
مهدي الهي
بسیار عالی
پاسخ تبیان :
يکشنبه 3/9/1387-16:51
مریم مردانی
ای روشنی جان که نهانی زنظرها تاکی نهانزنظرهاویاران تو گریان به سحر ها یا مهدی ادرکنی
پاسخ تبیان :
يکشنبه 3/9/1387-13:17
محسن نصیری
حقیقتش حرفم نمیاد من همین الان عضو شدم هر چه جلو تر میرم بیشتر عاشق این سایت میشم خانم مردانی محشر بود یا علی
پاسخ تبیان :
يکشنبه 3/9/1387-12:30