راهنما

اگر در ابتدا و انتهای عبارت جستجو علامت (") ( یا quotation) بگذارید، مطالبی که در متن آنها عین کلمات وجود دارد داخل عبارت را جستجو و نمایش می دهد ولی اگر در دو سر عبارت جستجو علامت (") قرار ندهید مطالبی که در متن آنها یکی از کلمات داخل عبارت وجود داشته باشد یافت می شود.

مطالب مرتبط
  • هزا ر نكته باریكتر زمو اینجاست
    هزا ر نكته باریكتر زمو اینجاست
    عذرخواهى «ولا یوذن لهم فیعتذرون‏» (مرسلات: 36): در دنیا مى‏توان عذرخواهى كرد ولى در قیامت عذرخواهى ممكن نیست.
  • هزار نکته باریکتر زمو اینجاست
    هزار نکته باریکتر زمو اینجاست
    یک نکته جالب در داستان‏هاى قرآنى، شکسته شدن حصار زمان است. گاهى حتى یک داستان در دل داستان دیگر آورده مى‏شود؛ در حالى که در زمان‏هاى مختلف رخ داده‏اند. این خصوصیت قرآن، باعث مى‏شود تا انسان با دقت و موشکافى، سعى در چیدن صحیح قطعات مختلف این داستان‏ها نمای
  • هزار نكته باریك‏تر زمو این‏جاست
    هزار نكته باریك‏تر زمو این‏جاست
    آداب میهمانى رفتن در قرآن 1. بدون دعوت به جایى نروید...
  • تعداد بازديد :
  • 982
  • دوشنبه 5/1/1387
  • تاريخ :

هزار نكته باريك‏تر زمو اينجاست

 (4)

قرآن

از قرآن

الف) محبت اهل‏بيت عليهم السلام ايمن از عذاب

«من جا بالحسنه فله خير منها و هم من فزع يؤمئذ آمنون‏» (نحل: 89) . امام باقرعليه السلام مى‏فرمايد: يكى از ياران حضرت على‏عليه السلام به نام ابوعبدالله جدلى خدمتش آمد . امام فرمود: آيا از معناى اين سخن (من جاء بالحسنه) به تو خبر دهم؟ عرض كرد: آرى! فدايت‏شوم اى اميرمؤمنان‏عليه السلام حضرت فرمود: حسنه ولايت و دوستى ما اهل‏بيت و سيئه انكار ولايت و دشمنى ما اهل‏بيت‏عليهم السلام است . (1)

ب) دعا فقط براى ديگران!

افراد در دعا كردن مختلف‏اند .

1 . گاهى انسان تنها براى خود دعا مى‏كند . همچون كريمه مباركه «رب اغفر لى‏» (سوره ص: آيه 35)

2 . گاهى نيز انسان براى خود و ديگران دعا و طلب مغفرت مى‏كند: همچون آيه «ربنا اغفرلنا و لاخواننا الذين سبقونا بالايمان‏» (حشر: 10)

3 . گاهى هم انسان براى ديگران دعا مى‏كند: چنان‏كه حضرت يعقوب در حق فرزندش مى‏فرمايد: «سوف استغفرلكم . . .» (يوسف: 98)

4 . گاهى انسان فقط براى ديگران و نه خود دعا مى‏كند: حضرت فاطمه زهراعليها السلام از شب تا صبح براى ديگران دعا مى‏فرمود . امام حسن مجتبى‏عليه السلام از حضرت پرسيد: مادر چرا براى خودمان دعا نمى‏كنيد؟ فرمود: يابنى «الجار ثم الدار» (2)

ج) مشكل‏ترين روز در حيات انسان

«و سلام عليه يوم ولد و يوم يموت و يوم يبعث‏حيا» (مريم: 15) سخت‏ترين و وحشتناك‏ترين دوران حيات انسان سه مرحله است: روزى كه متولد مى‏شود و چشمش به دنيا مى‏افتد، روزى كه مى‏ميرد و آخرت و اهل آن را مى‏بيند و روزى كه برانگيخته مى‏شود و مسائلى را مى‏بيند كه در دنيا نديده بود .

د) قطع روابط و پيوندها در روز قيامت

از نظر قرآن كريم، روز قيامت روزى است كه رابطه انسان با تمامى اسباب مادى و طبيعى، كه در دنيا براى او سودمند بود، قطع مى‏شود . از جمله:

1 . دوستى و رفاقت: روزى است كه هيچ حمايت ‏خويش و يار و ياورى كسى را از عذاب نرهاند و احدى را نصرت نكند . (دخان: 41)

2 . ثروت و فرزندان: روزى كه مال و فرزندان به حال انسان هيچ سود نبخشند . (شعرا: 88)

3 . مكر و حيله: آن روزى است كه مكر و تدبيرشان هيچ به كارشان نيايد و هيچ كس يارى‏شان نكند . (طور: 46)

4 . شفاعت و وساطت: هيچ شفاعت آن خدايان (غير خدايان يكتا)، از من دفع زيان نكرده و نجاتم نتواند داد . (يس: 23)

5 . اقوام و خويشان: هرگز روز قيامت‏خويشان و فرزندان شما هيچ سودى برايتان ندارد . (ممتحنه: 3)

6 . زبان: امروز است كه بر دهان آن كافران مهر خموشى نهيم . (روم: 57)

7 . عذرخواهى: پس در اين روز آنان كه ستم كردند، عذرشان مفيد نيفتد . (روم: 57)

8 . قدرت و توانايى: در اين روز هم قدرت و هم حشمتم نابود گرديد . (حاقه: 29)

و) كسى كه خدا دارد، غربت ندارد!

حضرت يوسف‏عليه السلام در دامن حضرت يعقوب‏عليه السلام رشد يافت . برادران يوسف به او رشك و حسد بردند . با نقشه قبلى او را از پدر جدا كرده و به صحرا بردند . در بين راه تصميم به قتل او گرفتند ولى به پيشنهاد يكى از برادران، از كشتن او صرف‏نظر نموده و او را در چاهى افكندند و سرانجام، او به كاروانى كه عازم مصر بود به غلامى فروخته شد . در اين هنگام، يوسف‏عليه السلام نه سال بيش نداشت . موقعى كه كاروان خواست‏حركت كند يك نفر نسبت‏به حال كودك رقت نموده و گفت: نسبت‏به اين كودك غريب به نيكى و ملاطفت رفتار كنيد . حضرت يوسف‏عليه السلام به محض شنيدن اين جمله گفت: «من كان الله معه، فليس له غربة‏» كسى كه خدا دارد، غربت و تنهايى ندارد . (3)

از همه جا:

الف) امام رضاعليه السلام مهمان مرد صالحى در قم

حضرت امام رضاعليه السلام در مسير حركت‏به خراسان، با استقبال عظيم مردم قم وارد اين شهر شد . بسيارى آن حضرت را به ميهمانى دعوت كردند، حضرت فرمودند: ناقه (شتر) من در هر جا توقف كند، همانجا مى‏روم . شتر در خانه مرد صالحى توقف كرد كه شب در خواب ديده بود امام رضاعليه السلام ميهمان اوست . حضرت پياده شد و مهمان آن مرد شد . اين محل اكنون در خيابان آذر به صورت مدرسه علميه رضويه معروف است . (4)

ب) نقشه ماهرانه يك كودك

يك كودك آمريكايى به كيوسك تلفن رفته و شماره تلفن مورد نظر را گرفت و گفت: تجارت‏خانه «فاگ‏» .

: بله بفرماييد

- ببخشيد شما شاگرد نمى‏خواهيد؟

: خير نياز نداريم .

- معذرت مى‏خواهم تا سه ماه ديگر چه طور؟

: نه، تا سه ماه ديگر هم نياز نداريم .

- ببخشيد تا شش ماه ديگر چه طور؟

: نه خير تا شش ماه ديگر هم نياز نداريم .

- تا يك سال ديگر چه طور؟

: تا يك سال ديگر هم نياز نداريم .

- ببخشيد من شاگرد زرنگى هستم . پادويى مى‏كنم و . . . هركارى بخواهيد انجام خواهم داد .

: ولى ما شاگرد نياز نداريم . چون يك شاگرد خوبى داريم .

- سرانجام با خداحافظى تلفن را قطع كرد .

اتفاقا تاجرى از آن‏جا عبور مى‏كرد . دلش به حال كودك سوخت، جلو رفت و گفت: آقاپسر، دنبال كار مى‏گرديد؟ بيا در تجارت‏خانه ما كار كن و هرچه بخواهى به شما مزد پرداخت مى‏كنم .

كودك گفت: آقا من خود كارمند همين تجارت‏خانه فاگ هستم، مى‏خواستم تقاضاى اضافه حقوق كنم . اما پيش از آن خواستم خود را ارزيابى كنم، ببينم به چه ميزان تجارت‏خانه از كار من راضى هستند . حال موقع اين است كه تقاضاى اضافه حقوق كنم! نوشته‏اند: اين كودك نابغه يكى از شخصيت‏هاى بزرگ آمريكا شد . (5)

ج) گاندى و رمز موفقيت

هر ساعت از روز گاندى به دقت‏برنامه‏ريزى شده بود . زمان يكى از وسواس‏هاى گاندى بود . به عقيده او هر دقيقه هديه خداوند بود و مى‏بايست‏براى خدمت‏به انسان به كار گرفته شود . پس از عبادت صبحگاهى تا طلوع آفتاب در كلبه‏اش مى‏نشست و با حوصله مكاتباتش را با مداد و با خط خودش جواب مى‏داد . از هر مداد تا جايى استفاده مى‏كرد كه از فرط كوچكى ديگر لاى انگشتانش جا نمى‏گرفت . زيرا معتقد بود كه هر مداد مظهر كار يك همنوع است و حرام كردن آن نشان بى‏تفاوتى نسبت‏به زحمت او خواهد بود . گاندى از حرام كردن حتى يك تكه كاغذ ابا داشت . شخصا پاكت‏نامه‏هايى را كه برايش مى‏رسيد، مى‏بريد و آن را تبديل به دفترچه‏هاى يادداشت مى‏كرد و از بالا تا پايين‏شان را چيزى مى‏نوشت . (6)

 

پى‏نوشت‏ها:

1 . تفسير نورالثقلين، ج 4، ص 104

2 . بحارالانوار، ج 43، ص 82

3 . مجموعه درام، ج 1، ص 41

4 . داستان راستان، ج 4، محمدمهدى اشتهاردى، ص 207

5 . محمود خيراللهى، يكصد حكايت، ص 300

6 . آزادى در نيمه شب، نشر نو، ص 53 به نقل از هزار يك حكايت، ج 1، ص 86

 

منبع:

محمد فولادى،  ديدار آشنا، شماره 20