راهنما

اگر در ابتدا و انتهای عبارت جستجو علامت (") ( یا quotation) بگذارید، مطالبی که در متن آنها عین کلمات وجود دارد داخل عبارت را جستجو و نمایش می دهد ولی اگر در دو سر عبارت جستجو علامت (") قرار ندهید مطالبی که در متن آنها یکی از کلمات داخل عبارت وجود داشته باشد یافت می شود.

مطالب مرتبط
  • ديروز شيطان را ديدم
    ديروز شيطان را ديدم
    دیروز شیطان را دیدم. در حوالی میدان، بساطش را پهن کرده بود؛ فریب می‌فروخت. مردم دورش جمع شده بودند، هیاهو می‌کردند و هول می‌زدند و بیشتر می‌خواستند. توی بساطش همه چیز بود: غرور، حرص، دروغ و خیانت، جاه‌طلبی و قدرت. هر کس چیزی می‌خرید و در ازایش چیزی می‌د
  • ترفندهاي شيطاني در حوزه عمل اجتماعي
    ترفندهاي شيطاني در حوزه عمل اجتماعي
    از هنگام آفرينش حضرت آدم، ابليس كه از طايفه جن بود، نسبت به آن حضرت حسادت ورزيد و به همين جهت به حضرت آدم سجده نكرد و به مخالفت با خداوند متعال پرداخت. او توانست با ترفند خويش حضرت آدم را به ترك اولي بكشاند و در ادامه نيز تاكنون، شيطان و شياطين دشمنان شم
  • چراغ سبز به شیطان
    چراغ سبز به شیطان
    در قرآن مجید آمده است که شیطان در روز قیامت به انسان‌های فریب خورده می‌گوید: من سلطه‌ای بر شما نداشتم جز این که من شما را خواندم و شما دعوت مرا پذیرفتید. مرا ملامت نکنید، خودتان را ملامت نمایید.»
  • تعداد بازديد :
  • 2340
  • دوشنبه 25/6/1387
  • تاريخ :

تهديدهاى شيطان در مورد انسان

شيطان

وسوسه‏ها و اغواگرى‏هاى شيطان الزام‏آور نيست و انسان هرگز مجبور به اطاعت از شيطان نمى‏باشد. و اگر كسانى از او اطاعت مى‏كنند، اين ناشى از ضعف ايمان آنها است. اما بندگان خوب و خالص خدا او را اجابت نمى‏كنند. به همين جهت مقام و مرتبه آنها بالا مى‏رود.

«وَ لَقَدْ خَلَقْناكُمْ ثُمَّ صَوَّرْناكُمْ ثُمَّ قُلْنا لِلمَلائكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوآا إلاّ اِبْليسَ لَمْ يَكُنْ مِنَ السّاجِدينَ* قالَ ما مَنَعَكَ أَلاّ تَسْجُدَ اِذْ أَمَرْتُكَ قالَ أَنَا خَيْرٌ مِنْهُ خَلَقْتَنى مِنْ نارٍ وَ خَلَقْتَهُ مِنْ طينٍ* قالَ فَاهْبِطْ مِنْها فَما يَكُونُ لَكَ أَنْ تَتَكَبَّرَ فيها فَاخْرُجْ اِنَّكَ مِنَ الصّاغِرينَ* قالَ أَنْظِرْنى اِلى يَوْمِ يُبْعَثُونَ* قالَ اِنَّكَ مِنَ الْمُنْظَرينَ* قالَ فَبِمآ أَغْوَيْتَنى لَأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِراطَكَ الْمُسْتَقيمَ* ثُمَّ لَآتِيَنَّهُمْ مِنْ بَيْنِ أَيْديهِمْ وَ مِنْ خَلْفِهِمْ وَ عَنْ أَيْمانِهِمْ وَ عَنْ شَمآئِلِهِمْ وَ لا تَجِدُ أَكْثَرَهُمْ شاكِرينَ* قالَ اخْرُجْ مِنْها مَذْءُومًا مَدْحُورًا لَمَنْ تَبِعَكَ مِنْهُمْ لَأَمْلَأَنَّ جَهَنَّمَ مِنْكُمْ أَجْمَعينَ.»

همانا شما را آفريديم، آنگاه به شما شكل داديم، آنگاه به فرشتگان گفتيم به آدم سجده كنيد، پس سجده كردند جز ابليس كه از سجده‏كنندگان نبود. گفت: چه چيزى تو را بازداشت از اين كه سجده نكنى هنگامى كه تو را فرمان دادم؟ گفت: من از او بهترم؛ مرا از آتش آفريدى و او را از خاك آفريدى . گفت: پس، از آنجا فرود آى، تو را نرسد كه در آن تكبّر ورزى، پس بيرون آى كه تو از خواران هستى. گفت: مرا تا روزى كه مبعوث مى‏شوند مهلت بده. گفت: تو از مهلت داده‏شدگانى. گفت: پس به سبب آن كه مرا هلاك كردى، بر سر راه راست تو بر كمين آنها مى‏نشينم. سپس از پيش‏رو و پشت سر و راست و چپشان سراغشان مى‏روم و بسيارى از آنان را از سپاسگزاران نيابى. گفت: نكوهيده و خوار از آنجا بيرون شو، هر كس از آنها از تو پيروى كند، البته جهنم را از همه شما پر خواهم كرد.(1)

فرشتگان طبق دستور عمل كردند و به آدم سجده نمودند؛ ولى ابليس يا همان شيطان، از اجراى اين دستور سر بر تافت و به آدم سجده نكرد و اين در حالى بود كه او نيز مامور به سجده بود. هر چند ابليس از فرشتگان نبود و از جنّ بود ولى در اثر عبادت، در صف فرشتگان قرار گرفته بود و خطاب الهى در مورد سجده به آدم شامل او هم مى‏شد.

اين آيات مشتمل بر داستان خلقت آدم است و اين داستان در هفت سوره از سوره‏هاى قرآنى تكرار شده و در هر كدام با عبارت‌هاى ويژه‏اى آمده است. آن هفت سوره عبارتند از: بقره، اعراف، حجر، بنى‏اسرائيل، كهف، طه و ص. داستان به اين صورت آغاز مى‏شود كه خداوند خطاب به مردم مى‏فرمايد: «همانا شما را آفريديم و آنگاه به شما شكل و صورت داديم.» هر چند كه خطاب به موجودين از فرزندان آدم است ولى منظور، آغاز خلقت آدم است كه او را از خاك آفريد و به او شكل بشرى داد، و اين كه خطاب به موجودين مى‏كند، از باب امتنان است؛ يعنى اين كه شما از نسل كسى هستيد كه به اين صورت آفريده شد. اين نوع خطاب‌ها در زبان عربى و در قرآن نظير دارد و در آنها حوادثى كه بر نسل‌هاى گذشته اتفاق افتاده به نسل موجود نسبت داده مى‏شود؛ چون نسل موجود هم ادامه همان نسل‌ها است؛ مانند بعضى از خطاب‌هاى قرآن به يهود عصر پيامبر و ذكر حوادثى كه براى نياكان آنها اتفاق افتاده است؛ مثل: «وَ إِذْ أَنْجَيْناكُمْ مِنْ آلِ فِرْعَوْنَ...؛ به ياد آوريد كه شما را از چنگال خاندان فرعون نجات داديم.»

به هرحال در اين آيات پس از اشاره به اين كه آدم آفريده شد و به شكل بشرى درآمد، مى‏فرمايد: «آنگاه به فرشتگان دستور داديم كه به او سجده كنند پس آنها سجده كردند جز ابليس كه از سجده‏كنندگان نبود.»

به ‏طورى كه در تفسير آيات مربوطه به خلقت آدم در كتاب‏هاى تفسير، به تفصيل بحث شده، منظور از سجده فرشتگان به آدم؛ تعظيم و تكريم و خضوع در برابر او بود و اين به مفهوم عبادت نبود چون عبادت مخصوص خداست ولى تعظيم و خضوع مخصوص خداوند نيست، بلكه در برابر افراد شايسته مانند پدر و مادر و معلم و اولياى الهى، خضوع اشكالى ندارد و حتى مطلوب هم هست. سجده فرشتگان به آدم از نوع سجده حضرت يعقوب بر يوسف بود كه منظور تعظيم و تكريم اوست. كه خداوند درباره آن مى‏فرمايد:

«وَ رَفَعَ اَبَوَيْهِ عَلىَ الْعَرْشِ وَ خَرّوا لَهُ سُجَّدا(2) ؛ و پدر و مادرش را بر تخت بالا برد و به او سجده كردند.»

بنابراين لزومى ندارد كه سجده فرشتگان به آدم را چنين توجيه كنيم كه او را قبله خود قرار دادند و آيات مزبور اين توجيه را نمى‏پذيرد.

مى‏توان گفت علت اين كه آغاز اين آيات خطاب به موجودين از بنى‏آدم است، اين باشد كه سجده كردن فرشتگان به آدم، فقط به خاطر خود آدم نبود، بلكه اين سجده براى نوع بشر بود كه شامل مخاطبان هم مى‏شود و آدم به عنوان مظهر نوع بشر، مسجود فرشتگان قرار گرفت و اين به خاطر استعدادها و شايستگى‏هايى است كه در وجود بشر نهفته است و او مى‏تواند نام‌هاى اشيا را ياد بگيرد و به آن علم و آگاهى برسد كه فرشتگان به آن نمى‏رسند.

پس از سرپيچى ابليس از فرمان خدا و آوردن بهانه واهى بر نافرمانى خود، از جانب خداوند خطاب رسيد كه از آنجا فرود آى و تو را نسزد كه در آنجا تكبّر كنى؛ پس بيرون آى كه تو از خوارشدگان هستى. ابليس در بهشت بود و با اين خطاب از بهشت رانده شد و البته منظور از اين بهشت، باغى بوده كه به آن بهشت عدن گفته مى‏شود و منظور از آن، بهشتى نيست كه خداوند، صالحان را به آنجا خواهد برد.

فرشتگان طبق دستور عمل كردند و به آدم سجده نمودند؛ ولى ابليس يا همان شيطان، از اجراى اين دستور سر بر تافت و به آدم سجده نكرد و اين در حالى بود كه او نيز مامور به سجده بود. هر چند ابليس از فرشتگان نبود و از جنّ بود ولى در اثر عبادت، در صف فرشتگان قرار گرفته بود و خطاب الهى در مورد سجده به آدم شامل او هم مى‏شد.

وقتى ابليس از اجراى فرمان الهى سرپيچى كرد، خداوند به او فرمود: چه چيزى تو را از سجده كردن به آدم بازداشت؟ گفت: من از او برتر هستم؛ مرا از آتش، آدم را از خاك آفريده‏اى. ابليس خود را برتر از آدم مى‏دانست به اين دليل كه اصل او از آتش است و اصل آدم از خاك. ابليس از جنّ بود و خدا جنّ را از آتش آفريد:

«وَ خَلَقَ الجانَّ مِنْ مارِجٍ مِنْ نارٍ(3)؛ و جنّ را از زبانه‏اى از آتش آفريد.»

اشتباه ابليس در اين بود كه خيال مى‏كرد برترى و فضيلت، مربوط به خميرمايه هستى شخص است، در حالى كه چنين نبود بلكه برترى، در داشتن شايستگى‏هاست.از آن گذشته، چه كسى گفته بود كه آتش از خاك برتر است؟ خاك به خاطر داشتن مواد زندگى‏زا از آتش برتر و با بركت‏تر است.

 

هبوط از بهشت عدن

پس از سرپيچى ابليس از فرمان خدا و آوردن بهانه واهى بر نافرمانى خود، از جانب خداوند خطاب رسيد كه از آنجا فرود آى و تو را نسزد كه در آنجا تكبّر كنى؛ پس بيرون آى كه تو از خوارشدگان هستى. ابليس در بهشت بود و با اين خطاب از بهشت رانده شد و البته منظور از اين بهشت، باغى بوده كه به آن بهشت عدن گفته مى‏شود و منظور از آن، بهشتى نيست كه خداوند، صالحان را به آنجا خواهد برد. اين هبوط از بهشت همراه با هبوط ابليس از مقام و مرتبه خاص او بود و لذا مى‏توانيم بگوييم كه مرجع ضمير «منها» و «فيها» وجه جامعى است كه شامل بهشت و مقام و مرتبه ابليس مى‏شود و ابليس از هر دوى اينها هبوط كرد.

ابليس كه خود را مطرود و رانده شده درگاه ديد، گويا در برابر عبادت‌هاى بسيارى كه كرده بود، از خداوند خواست كه تا روز قيامت به او مهلت بدهد و خدا درخواست او را اجابت نمود و به او مهلت داد. البته در اين آيه گفته نشده كه خدا تا به كى به ابليس مهلت داد ولى در آيات ديگر آمده كه در برابر درخواست ابليس كه از خدا تا روز قيامت مهلت خواسته بود، فرمود: تا روز معينى به تو مهلت داده مى‏شود؛ يعنى مهلت ابليس تا روز قيامت نيست، بلكه تا روز خاصى است كه منظور از آن يا نفخ صور و يا زمان ظهور حضرت مهدى و يا زمان خاص ديگرى است. خداوند در اين باره مى‏فرمايد:

«قالَ فَاِنَّكَ مِنَ الْمُنْظَرِينَ اِلى يَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ(4)؛ گفت: تو از مهلت داده ‏شدگانى تا روز وقت معين.»

مهلتى كه خداوند به ابليس داده، علاوه بر اين كه پاداش عبادت‌هاى او بود، براى امتحان بشر و ايجاد زمينه براى بروز و ظهور شايستگى‏هاى او نيز بود؛ چون وقتى انسان با دشمنى روبرو مى‏شود خود را آماده كرده، از امكانات خويش بهره‏بردارى مى‏كند. وجود شيطان به عنوان دشمن انسان كه همواره در كمين اوست و وسوسه‏هايى كه مى‏كند و انسان را به سوى گناه و معصيت مى‏كشاند، زمينه مناسبى است كه انسان‌هاى با ايمان و افراد صالح از طريق مبارزه با او، ايمان و تقواى خود را به مرحله ظهور برسانند. بنابراين وجود شيطان اغواگر نه تنها براى انسان بد نيست، بلكه به نفع او هم هست.

وقتى ابليس از اجراى فرمان الهى سرپيچى كرد، خداوند به او فرمود: چه چيزى تو را از سجده كردن به آدم بازداشت؟ گفت: من از او برتر هستم؛ مرا از آتش، آدم را از خاك آفريده‏اى. ابليس خود را برتر از آدم مى‏دانست به اين دليل كه اصل او از آتش است و اصل آدم از خاك. ابليس از جنّ بود و خدا جنّ را از آتش آفريد: «وَ خَلَقَ الجانَّ مِنْ مارِجٍ مِنْ نارٍ؛ و جنّ را از زبانه‏اى از آتش آفريد.»

شيطان كه از سوى خدا رانده شد ولى تا روز معين مهلت يافت، خطاب به خداوند گفت: «به سبب آن كه تو مرا هلاك كردى، من بر سر راه مستقيم تو بر كمين فرزندان آدم مى‏نشينم و از چهار طرف (جلو، پشت سر، راست و چپ) بر آنها مى‏تازم و بسيارى از آنان را از سپاسگزاران نخواهى يافت.» يعنى با تمام وجود تلاش خواهم كرد كه فرزندان آدم را از راه راست منحرف كنم و آنها را گمراه سازم و از عبادت خدا منصرف نمايم و آنها را به نافرمانى خدا وادار سازم و چنان خواهم كرد كه خداوند، بسيارى از فرزندان آدم را كافر، گمراه و ناسپاس يابد.

دشمنى ابليس با فرزندان آدم به سبب آن بود كه وجود آدم باعث رانده‏شدن او شد و مى‏خواست انتقام بگيرد. ولى همانگونه كه گفتيم وجود شيطان و وسوسه‏ها و اغواگريهاى او به سود بندگان خالص و خوب خداست و آنها با مبارزه با شيطان به مرتبه‏هايى مى‏رسند كه بدون آن نمى‏رسيدند. وسوسه‏هاى شيطان هرگز الزام‏آور نيست و انسان مجبور به اطاعت از شيطان نمى‏باشد و اگر كسانى از او اطاعت كردند، اين ناشى از ضعف ايمان آنهاست و لذا كيفر خواهند ديد.

پس از تهديدى كه ابليس كرد، خطاب رسيد كه از بهشت و مقام و مرتبه خود بيرون آى در حالى كه نكوهيده و خوار هستى. هر كس از فرزندان آدم از تو پيروى كند، به جهنم خواهد رفت و جهنم را از تو و پيروان تو پر خواهم كرد.

در بعضى از آيات آمده است كه وقتى ابليس و پيروان او به جهنم رفتند، ميان آنها گفتگوهايى صورت خواهد گرفت و شيطان از آنها بيزارى خواهد جست و به آنها خواهد گفت كه من بر شما تسلطى نداشتم و شما فريب مرا خورديد:

«و قالَ الشَّيْطانُ لَمّا قُضِىَ الأَمْرُ اِنّ اللهَ وَعَدَكُمْ وَعْدَ الْحَقَّ وَ وَعَدتُّكُمْ فَاَخْلَفْتُكُمْ وَ ما كانَ لى عَلَيكُمْ مِن سُلطانٍ اِلاّ اَنْ دَعَوْتُكُمْ فَاسْتَجَبْتُمْ لى فَلا تَلُومُونى وَ لُومُوا اَنْفُسَكُمْ وَ ما اَناَ بِمُصْرِخِكُمْ وَ ما اَنْتُمْ بِمُصْرِخِىّ....(5)؛ و هنگامى كه كار گزارده شد (قيامت به پا شد) شيطان [به گناهكاران] گويد: همانا خداوند به شما وعده حق داد و من هم به شما وعده دادم و خلاف آن كردم و من بر شما تسلطى نداشتم جز اين كه شما را خواندم و شما مرا اجابت كرديد؛ پس مرا مذمّت نكنيد، بلكه خود را مذمّت كنيد. من فريادرس شما نيستم و شما فريادرس من نيستيد.

بنابراين شيطان فقط وسوسه مى‏كند و انسان را به سوى خود مى‏خواند و خواندن او جبرآور نيست و انسان مى‏تواند و بايد او را اجابت نكند همانگونه كه افراد با ايمان و مخلصان از بندگان خدا او را اجابت نمى‏كنند و به همين سبب مقام و مرتبه آنها بالا مى‏رود.»

 

پي‌نوشت‌ها:

1- سوره اعراف، آيات 11– 18.

2- يوسف/100.

3- رحمن/15.

4- حجر/38.

5- ابراهيم/22.

 

منبع:

مجله ‏درس‌هايى از مكتب اسلام، ش 7، يعقوب جعفرى .

 

آخرین نظرات کاربران
رضا کرمی
مابهترین دین روداریم چرااینقدرکم درموردش میدونیم شما اطلاع رسانی کنید
پاسخ تبیان :
جمعه 5/7/1387-16:55
سهیل توکلی
مطالب زیاد تکرار شده لطفا دقت بیشتری کنید
پاسخ تبیان :
شنبه 30/6/1387-0:9
ناشناس
عالی بود.
پاسخ تبیان :
پنج شنبه 28/6/1387-10:37
amiralimadadi
عا لیه
پاسخ تبیان :
چهارشنبه 27/6/1387-15:43
ناشناس
فوق العاده بود
پاسخ تبیان :
چهارشنبه 27/6/1387-12:16
rafighbaz_ss
تنها را مقابله با اغواهای شیطانی ، به خدا پناه بردن است ... همین و بس
پاسخ تبیان :
چهارشنبه 27/6/1387-11:54